همان طور که آرزو داشت با گلوی بریده شهید شد - روزنامه آذربایجان
همان طور که آرزو داشت با گلوی بریده شهید شد
سایر خبرها
تیام: حضور در لیگ ایران من را از تیم ملی دور کرد/ می دانم در استقلال عملکرد بهتری داشتم
شدیم. در واقع خانواده از من خواستند شرایطی را ایجاد کنم که بتوانیم در امارات زندگی کنیم. همچنین تمایل داشتم بعد از حضور در ایران، ایتالیا، بلژیک و یونان تجربه متفاوتی در فوتبال داشته باشم و به همین دلیل امارات را انتخاب کردم. مادرم هم در این انتقال تاثیر داشت. ما از یک خانواده مسلمان هستیم و مادرم دوست داشت همچنان در یک کشور اسلامی زندگی کنم. تیام با استفاده از یکی از بندهای قرارداد و
از اسارت تا رهایی
بودند آن زبان را فراگرفتند و بعد اسارت هم آن را در دانشگاه ادامه دادند اما من بیشتر به دنبال برنامه های فرهنگی بودم و این که روحیه بچه ها حفظ شود که با همان گروه اسارت و با همان شیوه اسارت در حال حاضر هم در این زمینه فعال هستیم. چهار سال اول اسارت که در اردوگاه اطفال بودیم بسیار سخت گذشت و عراقی ها برای تنبیه بچه ها نیازی به بهانه نداشتند به خصوص زمانی که رزمندگان در جبهه عملیات می کردند بچه را
شهیدان حسینجانی؛ سه برادر در قاب خاطرات
. سال 63 بود که در دو کوهه نزدیک اهواز به شهادت رسید. با چند تن از همرزمانش داخل ماشین بودند که گویا ماشینشان درون آب می رود و همه غرق می شوند. فاصله شهادت او با برادر بزرگترش یک سال بود. عباس بعد از شهادت برادرانش عزم جبهه رفتن کرد. او دبیرستان سپاه درس می خواند. صبر کرد 18 سالش که تمام شد، اولین بار که رفت 4 ماه طول کشید. در نامه هایش فقط می گفت، فقط فرج آقا را بخواهید. عباس 19 ساله بود که به
مهدی پیش از خواب نخ به دستان خود می بست
کنید؟ با همان سن کم، علاقه داشت روزه بگیرد. خودش راه حلی نیز پیدا کرد. سر یک نخ را به دستگیره درب و سر دیگر آن را به دست خود می بست و می خوابید. به محض باز شدن درب برای سحر بیدار و همراه ما روزه می گرفت. چطور دل تان می آید پیش از اذان در خواب به سر ببرید؟ مادر شهید در خصوص بارزترین خصوصیات اخلاقی فرزند خود بیان داشت: مهدی از روزی که خود را شناخت، راه دین داری را پیش گرفت. حضور در مسجد و
پدری که الگوی 4 فرزند شهیدش بود
روحیه می داد و می گفت: افتخار کنید که شهادت نصیب فرزندتان شده است. اگر ما ناراحتی می کردیم به ما دلداری می داد و سرمشق ما می شد. واقعاً اُسوه صبر بود. وقتی خبر شهادت هر یک از فرزندانش را می شنید سجده شکر می کرد. اگر جایی می رفت دوست نداشت کسی بداند بچه هایش شهید شده اند. دوست نداشت کسی به این خاطر به او احترام بگذارد. پدرم خودش مشوق جبهه رفتن بچه ها بود. وقتی مسئول یا کسی برای بازدید از خانواده به
جاذبه فرمانده تخریب
در آغوش گرفت و صورتم را بوسید و گفت: برادر، من باید بابت آن سبقت بی جهت و رانندگی بد از شما معذرت بخواهم و خجالت شما را بکشم، نه شما. شما که کاری نکردید، همه اش تقصیر من بود. امیدوارم مرا ببخشید. از آن روز به بعد دیگر نتوانستم در چشم های علی عاصمی نگاه کنم و فهمیدم هر چه بچه ها از صفای باطن و بزرگی روح و خلق خوش علی می گفتند کاملاً حقیقت داشت. چند سال بعد علی به همراه سه نفر دیگر از بچه های تخریب، داود پاک نژاد و محسن گردن صراحی و محسن اسمی، در کرمانشاه به شهادت رسید و من هنوز شرمنده او و مدیون اخلاق کریمانه اش هستم. کلمات کلیدی خاطره-مصطفی اردیبهشت-دفاع مقدس ...
دهقان: بخشی از مسئولان به انقلاب جفا کرده اند
اقتصادی و سیاسی کشور، دلایل افزایش مشکلات اقتصادی به ویژه گرانی ارز، پشت پرده پافشاری دولت برای پذیرش FATF و دلایل تیرگی روابط ایران با دوستان سنتی و استراتژیک مانند روسیه، هند و چین پرداخته است. محمد دهقان پس از شروع جنگ تحمیلی با سایر همرزمانش راهی جبهه ها شد و پس از 22 ماه حضور در جنگ در حالی که سِمَت فرماندهی گردان مهندسی رزمی سپاه مریوان را در سن 22 سالگی بر عهده داشت در یک نبرد نابرابر
ده نمکی: مدعیان اخلاق در سینما در برابر حریم شکنی ها سکوت می کنند
خودش را دارد و من هم تجربه رقابت را پیش از این داشته ام و دیگر با خودم هم رقابتی ندارم. محتوای فیلم به گونه ای است که علاقه مندم تمام اقشار جامعه آن را ببینند و بدون پیش زمینه ذهنی واردش شوند. اما امیدوارم نوروز برای همه فیلمها خوب باشد، چه فیلمهای جدی و چه فیلمهای کمدی که این موضوع با توزیع متناسب فیلمها بین سینماها و تبلیغات خوب محقق می شود. با توجه به اینکه نیمه اردیبهشت
ماجرای 2 شهیدی که سوختند اما سربند یا زهرایشان سالم ماند!
کرد. ماشین بلیزر را نگه می دارد و مصطفی از ماشین پیاده می شود و به سمت عراقی ها تیراندازی می کند، اما بر اثر اصابت گلوله به قلبش به شهادت می رسد. قرآن در جیبش بود که گوشه آن سوراخ می شود. بعد ماشین شان مورد هدف آرپی جی قرار می گیرد و هر دو پسرم بر اثر انفجار می سوزند. جالب است که بچه هایم کاملاً سوخته بودند، اما پیشانی و سربند یازهرایشان سالم مانده بود. عید سال 61 برای شما در چشم انتظاری
حاج قاسم و عروسش در آبادان چه می کنند؟
، چند روز بعد، شماره ناشناسی به او زنگ می زند. این بار یک نفر با لهجه لُری می گوید: برادر شهید صادقی هستم. یکی از فامیل های ما کاغذ شما رو روی قبر حسینعلی دیده و شماره تون رو به ما داده... آن موقع که نه پلاک و نه آماری از رزمنده ها و شهدا بود. بعد از شهادت حسینعلی، پیکرش را به جای اَزنا برده بودند بهشت زهرای تهران و به خاک سپرده بودند. سال 88 بود. اولش را با جمع کردن همرزم هایش شروع کرد
شعله امید برای بهروزی همگان
دیگر به یک معنا خط رابطه ملت با دولت نیز هست. من بر این دوگانه تاکید می کنم، زیرا از دل این دوگانه است که بحث های مفصل قبل و بعد از انقلاب مطرح می شود، با این مساله که انقلاب با نوعی گسست، همه چیز را دو بخش می کند. یعنی نه فقط زمان یا سیاست یا قدرت، بلکه خود انقلاب هم به دلیل همان مکانیسم ارجاع به خود، به واسطه خودش دوپاره می شود. ما در تجربه انقلاب 57 نیز با این پرسش مواجه هستیم که
قتل عام خانوادگی در دزفول؛ فجیع ترین جنایت نوروزی
کلاشنیکف اقدام به تیراندازی به اعضای خانواده وی کرد. وی در ادامه افزود: قاتل در این حادثه 9 نفر را به قتل رساند و دو نفر دیگر را نیز مجروح کرد. فرمانده نیروی انتظامی دزفول با اشاره به کشف و ضبط سلاح قاتل، افزود: قاتل نیز با همان سلاح اقدام به خودزنی کرد. اولین جنایت در سال جاری روز اول فروردین در تهران رخ داد و کارگر افغانستانی زنی را در ساختمانی نیمه کاره به کام
بیچاره ما هستیم که هنوز زنده ایم
1398/01/17 نگاهی به زندگی شهید مجتبی بابایی زاده ؛ دوست شهید بابایی زاده عنوان کرد: مجتبی با دیدن تصاویر شهدا می گفت همه این ها خوشبخت شدند، بیچاره ما هستیم که هنوز زنده ایم. به گزارش حیات به نقل از دفاع پرس ، شهید مجتبی بابایی زاده در خردادماه سال 62 در اندیمشک به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و سپس به یگان ویژه صابرین رفت. وی در مهرماه سال
انتشارات شهیدکاظمی پنج کتاب پرفروش داشته است
خریداری شده است. این کتاب داستان رضا پناهی، دانش آموز 12 ساله از قصر شیرین است که ایمان، ایثار، تعهد، عشق و پایبندی او به ارزش ها، بزرگ ترین سرمایه اجتماعی برای تقویت باور های دینی و ملی نوجوانان و جوانان را نشان می دهد شهیدرضا پناهی پیش از اعزام به جبهه از مادر خود می خواهد نوار کاستی برایش تهیه کند و در آن نوار کاست وصیت نامه صوتی خود را ضبط می کند و از مادر می خواهد که بعد از شهادتش
قربانیان جنایت های نوروز 98
برادر کوچکم بعد از این جدایی با پدرم زندگی می کردیم. روز حادثه پدرم از من و برادرم خواست که باهم به پارکی در نزدیکی خانه مان برویم.او ادامه داد: سه کوچه آن طرف تر از خانه مان ساختمان نیمه سازی قرار داشت، پدرم از ما خواست به طبقه آخر این ساختمان 10 طبقه برویم. ناگهان پدرم برادر 4 ساله ام را از بالای ساختمان به پایین پرتاب کرد. او می خواست مرا هم پرتاب کند که فرار کردم و بعد از آن خودش را به پایین
دیدار رهبری با خانواده شهید محمدی مفرد/ خانواده ای که به تعبیر رهبر هنوز روحیه جانبازی دارد
، خوشحالی و خرسندی است و ما هم همچون دیگر افراد جامعه از این اتفاق و دیدار با مقام معظم رهبری بسیار خوشحال شدیم. پدر شهید مدافع حرم مهدی محمدی مفرد بیان کرد: همان روزی که رهبری قصد تشریف فرمایی به منزل ما را داشتند؛ به ما اطلاع داده شد و ما از قبل، از حضور ایشان کاملاً بی اطلاع بودیم. پدر شهید محمدی مفرد گفت: بعد از حضور رهبر معظم انقلاب در خانه ما، بسیار خوشحال بودم و خانواده من
رونق تولید با فرمول جهادی /درسی از سیل ویرانگر/اقتدار اجتماعی ایران در سیل 98/شبیخون سیل/ یک تیر و صد ...
وحشت سیل ناگهانی و قایق شدن ماشین ها. اگر لایروبی به موقع صورت می گرفت و آبخیزداری را تخصصی پیگیری می کردیم الان خوزستانی ها به یاد 8 سال دفاع مقدس دوباره گونی های شن وخاک پر نمی کردند تا شهر و روستا را این بار از دشمنی سیلاب، رهایی بخشند. 3. مسئول شدی و طبیعتا مورد سؤال قرار می گیری؛ پس اگر چند شهر را آب برد و شما بعد از چند روز تلفنی زحمت پیگیری کشیدی یعنی کم کاری کرده ای و مسئول
ناگفته های چهره های جهادی از کمک رسانی به سیل زدگان
: درسی از سیل ویرانگر او از مردمی می گوید که سیل زندگی شان را بلعیده و حالا با ترس از آینده زندگی می کنند؛ اغلب چند هفته و حتی یکی دو ماه، این آدم ها در خبر ها و شبکه های مجازی مورد توجه قرار می گیرند، اما حرف ماه های بعد و سال های بعد هم هست. خانواده ای که همه منبع درآمدش را از دست داده، چطور باید از نو روی پای خودش بایستد. فکر می کنم وقتی از امداد حرف می زنیم باید به همه این ها هم
"آبی سفید" ها پیشتاز پارلمان رژیم صهیونیستی شدند/ آمریکا برنامه پیچیده مالی را کشف کرد/ عربستان دلار را ...
خود حذف کند، نفوذ واشنگتن در تجارت جهانی کاهش می یابد و توانایی آن در اعمال تحریمها بر کشورها تضعیف می شود.یکی از منابع آشنا با موضوع گفت: عربستان می داند که دلار در دست آنها مثل یک گزینه هسته ای است نوپک، قانون نه به کارتل های تولید و صادرات نفت، اولین بار در 2000 پیشنهاد شد و هدف آن حذف مصونیت مطلق از قانون ضد تراست آمریکاست که راه را برای اعضای اوپک در مهار تولید به منظور افزایش قیمت نفت باز می
خشن ترین جنایت خانوادگی سال97چه بود؟
نکرد. به اتاق خواب رفت: بالا سر دختر بزرگم نشستم. می خواستم او را با دست خفه کنم اما نتوانستم برای همین با چاقو گلویش را بریدم. آلت قتاله آن طور که در گزارش پلیس آمده یک چاقوی 40 سانتی متری است. سیروس به تخت روبه رویی رفت. دختر 17 ساله هم خواب بود: گلوی او را هم بریدم. مرد میان سال سپس روی زمین نشست و شروع به گریه کرد: چند دقیقه بعد بلند شدم و به پذیرایی رفتم. اول گلوی پدرزنم را بریدم و بعد
خاطرات روزانه پاسدار شهید مهدی محمدباقری (14)/ حماسه سازی برادر شهید در جبهه کرخه
رفتیم بالا نشستم صحبت کردیم با مهمان ها و افراد خانواده که من منگ شده بودم نمی دانستم چه بگویم فقط می گفتم خدا را شکر آخر شب خوابیدم. ناگفته نماند که آن شب من و مامان تا ساعت 2 نیمه شب دردل می کردیم که از جمله گفت: هادی برای آقاجون مثل حضرت یوسف بود و آن شب عباس، تقی و عبدالله پیش من ماندند و خوابیدند. شنبه 1360/1/22 صبح از خواب بلند شدم دیدم آقاجون گریه می کند و
شهید من فدای شهید بهشتی و سایر شهدا
مسئله برایم سخت بود ولی ایشان با آن روحیه انقلابی توانستند نظر من را جلب کنند و ازدواج ما به خوبی صورت گرفت و مدتی بعد از این که عقد کردیم، ایشان راهی جبهه شدند و بنده هم در مدرسه با تدریس کارم را شروع کردم. دفاع پرس: مسئولیت همسرتان در سپاه چه بود؟ در همان اوایل جنگ سید عزت الله ، مسئولیت معاونت پشتیبانی سپاه پاسداران لرستان را بر عهده گرفت، در آن روزها کار پشتیبانی شلوغ بود
از قتل پسر خردسال تا رابطه خونین با زن تنها
راهی محل شدند. تیم جنایی در محل حادثه با جسد زن 45 ساله ای به نام هما در پاگرد طبقه دوم ساختمان مسکونی روبه رو شدند که به طرز مرموزی به کام مرگ رفته بود. دختر هما در ادعایی گفت: پدر و مادرم به خاطر اختلافی که داشتند از هم جدا شدند و من که دانشجوی حقوق بودم، ترک تحصیل کرده و همراه مادرم زندگی می کردم. ساعتی قبل برای خرید از خانه بیرون رفتم و وقتی به خانه برگشتم متوجه شدم کلیدم را در خانه جا گذاشته
رابطه عقل و مغز انسان/ عقلانیت حضرت زینب کبری (س) در اطاعت از امام عصر (عج)
موضوع ساده ای غافل باشد؟ تمام نکته من همین جاست. در همان گیر و دار، و معرکه عجیب و غریب، حضرت زینب به دلخواه تصمیم نمی گیرد، و می خواهد به بشریت، درسِ اطاعت از امام عصر بدهد. امام عصرِ او پس از شهادتِ برادر، اکنون برادرزاده اش، علی بن الحسین(ع) است، اگر چه سال ها از او کوچکتر است. ولی عقل به این بانو دستور می دهد که از فرمان خدا و رسولش، سرپیچی نکند و حتی در چنین موقعیتی، از پیش خود تصمیم نگیرد
رمانی که از استقلال سخن می گوید/ چرا رژیسور دیده نشد؟
ملت ها، خاطرات دیگری از خود در تاریخ کشورمان ثبت نکرده اند. جایی نخوانده ایم که آن ها از سر خیرخواهی و نیک اندیشی، دستی به بال شکسته مردم ما گرفته اند یا گرد غم از چهره این سرزمین برداشته اند. خیلی اوقات در نقد و تعریف کتاب ها شنیده بودم که اگر این کتاب را دست بگیرید، تمام نکرده، زمینش نخواهید گذاشت. این جمله را درباره اغلب قریب به اتفاق کتاب هایی که خوانده ام، درست و دقیق نمی دانم. اما
دولتمردان! موانع پیش روی تولید را بردارید
خطبه 178 نهج البلاغه می فرمایند: اگر انسان دید که برکات از زندگی اش می رود باید به صدق نیت خود بنگرد. اگر انسان بخواهد غیر خدا را رها کند و به سمت خدا برود، خدا امور زندگی او را اصلاح می کند. خطیب نماز جمعه با ضمن گرامیداشت شهدای منطقه فکه در 20 فرودین سال 62، دامه داد: امیر سپهبد شهید صیاد شیرازی که امیر بی قرار شهادت بودند در 21 فروردین سال 78 به دست منافقین ترور شدند. و در20 فروردین