مرد 60 ساله روی همسرش اسید پاشید - بهار نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
محاکمه دو برادر به اتهام قتل زن ثروتمند
به خانه برگشتند و گاوصندوق حاوی 6 هزار دلار خانه آنها را دزدیدند. با اعتراف این مرد دو متهم نیز دستگیر شدند و به کشتن زن 60 ساله برای سرقت 6 هزار دلار اعتراف کردند،بنابراین پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. این دو پسر جوان در این شعبه محاکمه شدند و یکی از برادران به قصاص و دو متهم دیگر نیز به زندان محکوم شدند. اما این حکم به تایید قضات دیوان عالی کشور
ای شمر مرا میکُشی؛ با اینکه میدانی پدرم حیدر است
اشاره دست به زینب ، او را بی تاب کرده، از هوش برد. چون به خود آمد، عرض کرد: برادر جانم! تو را به حق جدّم رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، با من سخن بگو! تو را به حق پدرم امیرمؤمنان علی ( علیه السلام)، با من حرف بزن! ای واپسین لحظه زندگیم! به حق مادرم فاطمه زهرا (علیها السلام)، جوابم بده! ای نوردیده ام! ای میوه دلم! با من گفتگو کن! پس امام حسین ( علیه السلام) فرمود: خواهرم! امروز، روز دیدار
چیزی که بدم می آمد را بازی کردم/یا حسین گفتم و شروع کردم/ در خانه مدتی تحریم بودم چیزی به من نمی دادند
همین طور بوده است. برای من سخت بود اما یا حسین گفتم و شروع کردم و هر جایی می ماندم متوسل به امام حسین (ع) می شدم و کمکم می کرد. خوشبختانه از نقش استقبال شد و مورد توجه قرار گرفت. نظر خانواده در خصوص نقش چی بود؟ زمانی که قرار شد به دفتر آقای فلاح بروم آنها فکر می کردند الان یک نقش مثبت بازی خواهم کرد ولی زمانی که گفتم شمر را بازی می کنم بماند که چه اتفاقاتی در خانه افتاد. مدتی
اشک حسینی را برای کفنم نگه می دارم
عقیق : سید احمد هاشمی یکی از پیرغلامان حسینی گفت: اهل انار رفسنجان هستم، در پنج سالگی با والدین مرحومم به تهران آمدم، پسرعموی مادرم، مرحوم حاج سید هدایت الله صابری اناری معممی نابینا و روضه خوان بود، من تقریباً از هشت سالگی دست او را گرفتم و به روضه ها می رفتیم و با او همصدا می خواندم، از همانجا شروع کردم و تقریباً تا 15 سالگی اینگونه ادامه داشت، بعد از آن یک کلاه بر سرم گذاشتم که مثل عرقچین بود
عامل قتل دو راننده تریلی دستگیر شد
از مرگش می گذرد. وی بلافاصله موضوع را به مأموران پلیس اطلاع و آنان را در جریان ماجرا قرار داد. دقایقی بعد اکیپی از مأموران پلیس خود را به محل حادثه رسانده و تحقیق درباره ماجرا را آغاز کردند. در حالی که هیچ مدرکی برای شناسایی مشخصات قربانی حادثه در محل وجود نداشت تلفن همراه قربانی حادثه بار دیگر به صدا در آمده و زن جوانی با نگرانی واضطراب نام شوهر خود را صدا کرد.بدین ترتیب در صحبت با
روزی که حضرت عباس (ع) سقا نام گرفت
؟ گفت ای پسر پیغمبر نه با توام و نه بر ضد تو، زن و فرزند خود را ترک کردم و بر آنها از طرف ابن زیاد احساس خطر میکنم. امام فرمود از اینجا برو تا قتلگاه ما را نبینی.قسم به کسی جان حسین در دست اوست هر کس امروز ما را در قتلگاه ببیند و یاریمان نکند خداوند او را به آتش می افکند. هرثمه بسرعت گریخت از متن روایت چنین بر می آید که این حادثه مربوط به ایام مهادنه است. *محاصره امام و یارانش
شهادت 51 یار در تیرباران صبح/ تنها زن شهید در کربلا/ دستور شمر برای محاصره یاران
بر صورت خود نواخت. حضرت ابا عبدالله به او فرمود: خواهرم، صبور باش تا دشمن زبان به سر زنش نگشاید. این خواب در چند منزل راه نیز ذکر شده است. مهم این است که این خواب ها از جنس خواب های عادی و معمولی نیست، همچون خواب هایی است که پیامبر می فرمود: چشم خواب است و دل بیدار. نوعی مکاشفه و حالتی که صورت ظاهری آن، شبیه خواب است. اگر این خواب در نزدیکی های صبح عاشورا باشد، آخرین خوابی است که گزارش شده
دستی که متن تعزیه عاشورا را می گیرد، باید وضو داشته باشد
نقش شمشیر را برایم داشت تا اینکه برادرم برایم کلاهخود و شمشیر کوچک درست کرد تا دست از سر وسایل خانه و چادر مادرم بردارم. آن زمان آنقدر به تعزیه خوانی علاقه داشتم که هرچیزی که به آن مربوط می شد را یاد گرفتم از طبل زنی و ترومپت نوازی تا مخالف و موافق خواندن ، به لطف مکتب خانه پدرم، حافظه قوی داشتم و نقش ها خوب در خاطرم می ماند. شمر موتور سوار، نتیجه حضور ژاندارم احمدی در تعزیه
زندگی خصوصی مهدی رحمتی، بانو و پسران
. من در خانواده ای مذهبی بزرگ شدم و به مسائل مذهبی و سنتی اعتقاد دارم. صددرصد به مسائلی که پدر و مادرهای مان در مورد سنت ها گفته اند اعتقاد دارم و آنها را اجرا می کنم. پدر و مادرم همیشه به مسائل دینی تاکید داشتند، چون اعتقاد داشتند هرقدر انسان به سمت خدا و اهل بیت برود، در زندگی بیشتر جواب می گیرد. دنیای پدرانه من و پدرم حس من به پدرم و نگاه علی و عطا نسبت به من کمی فرق دارد. در
فرار مرد طلبکار از دام آدم ربایان اجیر شده
شد. ساعت 15 همان روز گشت پلیس در خیابان دانش در بزرگراه جلال آل احمد متوجه خودروی سفیدی شد که به دلیل تصادف در کنار خیابان توقف کرده بود. ماموران در بررسی خودرو متوجه وجود چند لکه خون در صندوق عقب شدند. با استعلام پلاک خودرو مشخص شد یک ساعت قبل با این خودرو آدم ربایی شده است. راننده خودروی مزدایی که در محل حضور داشت، در تحقیقات گفت: راننده رانا و سرنشینان آن، پس از این تصادف سراسیمه از محل فرار
مکن ای صبح طلوع...
[ گویی ] مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن در گذشته اند. ای جانشینِ گذشتگان و پناه باقی ماندگان! امام حسین علیه السلام به او نگریست و فرمود: خواهرم ! شیطان بردباری ات را نبرَد زینب علیهاالسلام گفت: ای ابا عبد اللّه ! پدر و مادرم فدایت ! خود را آماده کشته شدن کرده ای! جانم فدایت! حسین علیه السلام اندوهش را فرو بُرد و اشک در چشمانش جمع شد و فرمود : اگر مرغ سنگخواره را شبی آزاد بگذارند می خوابد
ظلمهای دشمنان در کربلا
همهمه را نمی شنوی که به ما نزدیک می شوند؟ حسین علیه السلام سر برداشت و گفت: خواهرم! اینک جدم پیامبر و پدرم علی و مادرم فاطمه و برادرم حسن را خواب دیدم که می گفتند: بزودی پیش ما می آیی. به خدا که آن وعده نزدیک است. زینب شیون کرد و بر صورت خود سیلی زد. حسین علیه السلام فرمود: آرام باش و شیون مکن که اینان ما را شماتت می کنند. حسین علیه السلام نزد برادرش عباس رفت و گفت: برادرم! سوار شو و پیش اینان
شهادت امام حسین(ع)
جاهلان خود را تا من زنده ام، از تعرض به خانواده ام باز دارید. شمر گفت: باشد ای پسر فاطمه! سپس شمر به همراهان خویش داد زد: از حریم خانواده این مرد دور شوید و سراغ خودش بروید. به جانم سوگند که هماورد بزرگواری است! مردم از هر سو به نبرد پرداختند. امام بر آنان می تاخت و آنان بر امام حمله می آوردند و او در همین حال آب می طلبید تا جرعه ای از آن بنوشد. هر بار که با اسب خویش به سوی فرات می تاخت. بر او حمله
دام شیطانی پشت در خانه دانشجویی
...> تا این که روزی میترا با اصرار و خواهش از من خواست برای ملاقات با حامد او را همراهی کنم، اما او این بار مرا به خانه ای برد که حامد و دوستش در آن جا زندگی می کردند. وقتی میترا و حامد به بهانه قدم زدن در حیاط خلوت بیرون از اتاق رفتند من به ماجرا مشکوک شدم و در حالی که ترسیده بودم خواستم از آن خانه بیرون بروم که ناگهان دوست حامد از پشت سر جلوی دهانم را گرفت و با دست دیگرش در اتاق را قفل کرد و ...حالا با این بلایی که به سرم آمده است خواستار مجازات آن جوان شیطان صفت هستم ولی نمی خواهم پدر و مادرم از این ماجرا مطلع شوند چرا که می ترسم ... ...
قتل تازه عروس با ضربات چاقوی برادر شیشه ای
تازه عروسی که برای دیدن خانواده اش راهی تهران شده بود، فکر نمی کرد برادر شیشه ای اش او را با 20 ضربه چاقو به قتل برساند. به گزارش جوان، ساعت 22 شامگاه دوشنبه 27 مهرماه قاضی منافی آذر، بازپرس ویژه قتل پایتخت با تماس مأموران کلانتری 153 شهرک ولیعصر، از قتل زن جوانی با خبر و در محل حاضر شد. بررسی ها نشان داد، زن جوان در حالی که با چاقو زخمی شده بود به بیمارستان شهدای یافت آباد
کلاهی که مهندس کامپیوتر بر سر فروشندگان سایت دیوار گذاشت
اعترافات این متهم 29 ساله بسیاری از کالاها را در همان سایت دیوار فروخته و با چند مالخر نیز در ارتباط بوده است. مرد جوان که با آگهی فروش یک دوربین 6 میلیونی در سایت دیوار طعمه این کلاهبردار شده بود به ماموران آگاهی گفت: 2 ماه و نیم پیش آگهی در سایت دیوار داده بودم که این کلاهبردار با من تماس گرفت و خود را کارمند بانک معرفی کرد. قرار تحویل دوربین را بعد از ساعت کاری بانک گذاشتیم اما چون
فرهاد آئیش: حتی برای کار به رستوران هم رفتم
هوای خاصی را به آدم منتقل می کرد. همه چیز ساده و زیبا بود.خانه ای درست برازنده یک زوج هنری، فرهاد آئیش و مائده طهماسبی. در سین جیم فرهنگی، این بار به سراغ این دو هنرمند رفتیم و با آن ها گفتگویی صمیمی را انجام دادیم که در ادامه می خوانید: از حال و هوای محله تجریش برایمان بگویید؟ آئیش: در محله قلهک به دنیا آمدم و از 7 سالگی به این خانه آمدیم. مادرم مدیر مدرسه بود، پدرم را
علت فوت ناگهانی ریحانه بهشتی
خواهرم هم در خانه حضور داشتند، اما به خاطر موقعیت زمانی، انتقال ریحانه به بیمارستان بدون همراهی فردی دیگر بسیار دشوار و حتی غیرممکن بود، به همین دلیل با اورژانس تماس گرفتند و تقاضای کمک کردند، اما اورژانس کم لطفی کرده و گفته بود به خاطر سردرد تیم امداد نمی فرستند. در نهایت دو خواهر و مادرم موضوع را به یکی از بستگان اطلاع دادند و تا رسیدن او نیم ساعتی طول کشید. خواهرم دقایقی بعد از آنکه به بیمارستان
گانگستر بازی برای فرار از دست 6 آدم ربا
شاکی زمانی که به کلانتری رسید به ماموران گفت: من داخل خانه خودمان در ستارخان تنها بودم. پدر و مادرم رفته بودند بیرون و من هم می خواستم به حمام بروم. درحالی که برهنه بودم ناگهان زنگ در خانه مان را زدند. من آیفون را جواب دادم که مردی گفت مامور اداره برق است. من هم در را باز کردم. تا می خواستم به داخل حمام بروم، این بار در داخل آپارتمان را زدند و من از چشمی به آن نگاه کردم. یک مرد پشت در بود
عبرتهای عاشورا در کلام رهبر معظم انقلاب
از متاع دنیوی دست بردارند، در اکثریت باشند، هیچ وقت جامعه ی اسلامی به سرنوشت جامعه ی دوران امام حسین علیه السّلام مبتلا نخواهد شد و مطمئنّاً تا ابد بیمه است. اما اگر قضیه به عکس شد و نوع دیگرِ خواصِ طرفدار حق - دل سپردگان به متاع دنیا. آنان که حق شناسند، ولی درعین حال مقابل متاع دنیا، پایشان می لرزد - در اکثریت بودند، وامصیبتاست! اصلاً دنیا یعنی چه؟ یعنی پول، یعنی خانه، یعنی شهوت، یعنی مقام، یعنی
لیست سیاه مرد جنایتکار برای قتل مادربزرگ ها
/> جستجو برای شناسایی سرنوشت زن 70 ساله ادامه داشت تا این که چادر او حوالی محل ناپدید شدنش در کنار چاه آب در منطقه دهنو فیلخانه کشف شد. ماموران که احتمال می دادند این زن در چاه افتاده باشد، به بررسی چاه پرداخته و 48 ساعت پس از ناپدید شدن او، جسد را پیدا کرده و با کمک آتش نشانان از عمق چاه بیرون آوردند. پیرزن کشته شده در ابتدا دو فرضیه قتل و سقوط در چاه براثر حادثه مطرح شد که با
گزارشی از زندگی زنان ایرانی که با اتباع خارجی ازدواج می کنند
افغانستان. الناز؛ محمدی روزنامه نگار در روزنامه شهروند نوشت: حالا از آن روز 23 سال می گذرد. گلفونه و جاسم دیگر خیلی وقت است که یک زن وشوهر ایرانی- افغانند. آنها 10 سالی می شود که از مشهد به تهران آمده اند، در جست وجوی کار و زندگی بهتر. فکر می کردیم این جا می شود کار بهتری پیدا کرد، آخر با سه تا بچه نمی شود به راحتی زندگی چرخاند. گلفونه را به زور به جاسم دادند. او وقتی فهمید خواستگارش ایرانی
اورژانس نیامد! ریحانه بهشتی پر کشید!
/> آن شب ریحانه خانه مادرم بود. حدود نیمه شب به طور ناگهانی سردرد، سرگیجه و تهوع شدیدی را احساس کرد. در زمان این اتفاق علاوه بر مادرم، دو خواهرم هم در خانه حضور داشتند، اما به خاطر موقعیت زمانی، انتقال ریحانه به بیمارستان بدون همراهی فردی دیگر بسیار دشوار و حتی غیرممکن بود، به همین دلیل با اورژانس تماس گرفتند و تقاضای کمک کردند، اما اورژانس کم لطفی کرده و گفته بود به خاطر سردرد تیم امداد نمی
فرهنگ در رسانه
کمک به پایان دادن کار اجباری و بردگی 21 میلیون مرد، زن و کودک در سراسر جهان بر پا شده که تعدادی از چهره های مطرح سینما در آن حضور دارند. به گزارش آنا، این بازیگران داستان هایی واقعی و تکان دهنده از جنبه های مختلف برده داری مدرن را در قالب فیلم های کوتاه یک دقیقه ای تعریف کرده اند. به گزارش هالیوود ریپورتر، رابین رایت بازیگر سریال خانه پوشالی و فیلم های فارست گامپ و اورست ، دیوید اویلوو بازیگر سلما
بدون تنهایی نمی توانم زندگی کنم
زمان های دیگر در سرزمین های دیگر یا در سرزمین ایران زیسته اند و هر کدامشان یک غم ها و شادی هایی داشتند، به ویژه روی درد و رنج و بشری خیلی تاکید داشتم، چرا؟ چون به هر حال در یک طبقه ای بزرگ شدم که خیلی درد و رنج می کشیدیم. ما هم در یک خانواده ای با 11بچه بودیم. پدرم بیسواد، مادرم بیسواد. پدرم کارگر بود و ماهی 400- 500 تومان حقوق می گرفت، ولی چون محیط فرهنگی شرکت نفت خیلی جلو بود ما از خیلی مسائل با
نظر رهبر معظم انقلاب درباره کتاب دختر شینا
کنعان گرفته شده است. دختر بزرگ این خانواده بعد از تولد به دلیل کودکی نمی توانست نام مادربزرگ خود را به خوبی ادا کند و به جای مامان شیرین، از لفظ مامان شینا استفاده می کرد. این کتاب روایت عاشقانه های دو همسر است که معنویت در آن موج می زند. نوشتن دختر شینا دو سال طول کشید. به نظر شما چه تفاوتی بین سبک زندگی زمان جنگ و حال حاضر وجود دارد؟ در زمان انقلاب و جنگ ایثار و گذشتی بین
جویندگان کار در اسارت هرمی ها
. پس از این که وارد این خانه شدم، حادثه ای عجیب رخ داد. به جز دوستم چند پسر جوان دیگر در خانه بودند و آن جا اصلا شبیه محل کار و مکان مصاحبه نبود، مظنون شده بودم و به همین خاطر اعتراض کردم. اعتراض من کافی بود تا اعضای این خانه به سمتم حمله ور شوند و پس از ضرب و شتم چاقویی را زیر گلویم گذاشتند و مجبورم کردند تا با خانواده ام تماس بگیرم و درخواست 14 میلیون تومان پول کنم تا ضمانتی برای کارم در شرکت نفت
مصیبت های مصیبت
حشمت اله آزادبخت: قالی کهنه ی خاک آلودی را که از سمساری وسط خیابان خریده بودم، برای شست وشو به خانه ی پدرم بردم. خانه ای که تازه اجاره کرده ام گویا از کُرّگی حیاط نداشته. منظورم خانه ای است که احتمالاً کلنگش را شهردار اسبق تخت جمشید بر زمین زده باشد... مادرم که چرخ زبانش در دست اندازِ مِن و مِنِ شدیدی افتاده بود گفت: روله خودت می دونی، داماد فلانی که هم فامیله هم همسایه، تازه فوت
جنایت پس از آزادی از زندان
شهرک توحید سبزوار به پلیس مخابره شد. کارآگاهان با انجام تجسس های میدانی عامل این جنایت را که پسر جوان خانواده بود، شناسایی و دستگیر کردند. قاتل چاره ای جز اعتراف به قتل پدر و مادرش نداشت. رضا که 26 ساله است در حالی که اضطراب زیادی داشت، افزود: پدر و مادرم از مسافرت برگشتند و همان شب من خیلی دیر به خانه رفتم. پدرم با دیدن من عصبانی شد و پرسید: تا حالا کجا بودی؟ حتماً معتاد
فرار پسر از کمپ ترک اعتیاد و قتل خواهر
شامگاه دوشنبه گذشته کلانتری 153 با تماس کادر بیمارستان شهدای یافت آباد از وقوع یک فقره قتل باخبر شده و تیمی از کارآگاهان را به محل اعزام کردند. به گزارش جماران، با حضور کارآگاهان مشخص شد دختری 28 ساله به نام آتنا به دلیل وارد آمدن ضربه های متعدد چاقو دچار جراحت شدید شده و جان خود را از دست داده است. مادر او که در بیمارستان حضور داشت در همان تحقیقات ابتدایی به کارآگاهان گفت