پایان رافت: اگر در پرسپولیس می ماندم به پروین نامردی کرده بودم - پارس فوتبال
پایان رافت: اگر در پرسپولیس می ماندم به پروین نامردی کرده بودم
سایر منابع:
سایر خبرها
فلاحت زاده: بزرگ ترین اشتباه زندگی ام رفتن به پرسپولیس بود
، اما او از سوی داریوش مصطفوی حمایت می شد. حرف من اصلا رفتن مهدی پاشازاده نبود چرا که او دوست من و یکی از بهترین مدافعان فوتبال ایران در زمان خودش بود اما من هم باید به در فهرست فرانسه بودم اما آقا جلال بی معرفتی کرد. در آن سال اتفاقاتی تلخ در تیم ملی افتاد. چه اتفاقاتی؟ برخی از بازیکنان که هزینه کرده بودند در لیست جام جهانی حضور داشتند، اما من و فرهاد مجیدی که هزینه نکرده
کعبی: 3بار پیشنهاد استقلال را رد کردم
کنار گذاشتن ناگهانی فوتبال گفت: فوتبال چندین رو دارد و دیگر فوتبال من سیر نزولی گرفت و همین موضوع موجب شد تا رفته رفته چند تیم عوض کنم و 2 سال هم فوتبال بازی نکنم. برادرم که تمام زندگی ام دست او بود، فوت کرد. من هم ضربه روحی بسیار بدی از این موضوع خوردم و خانه نشین شدم. به شدت هم چاق شده بودم. کعبی درباره انتخاب سپیدرود می گوید: پس از 2 سال خانه نشینی به شدت چاق شده بودم. یک روز علی
دختری که روی ویلچر ایستاد
. یادم هست که فقط داد زدم و گفتم: تو اصلا کی هستی که این حرف را می زنی و از اتاقم برو بیرون. بعد از آن دیگر همه چیز شروع شد. شوکه شده بودم و باور نمی کردم که قطع نخاع شده ام. ما فقط ظاهر شما را می بینیم، اینکه نمی توانید راه بروید. مطمئنا مشکلات زیادی است که ما نمی بینیم. اینکه نتوانی راه بروی، یک مشکل کوچک است. چند سال اول برای من پذیرش این اتفاق سخت بود. سه، چهار سالی زمان برد. روزهای
خاطره جالب قهرمان اتومبیلرانی جهان از کتک هایی که در مدرسه می خورد
ادامه این مصاحبه خاطرنشان کرد: وقتی داخل اتومبیل می نشینم و کلاه ایمنی را روی سرم می گذارم می توانم هر کسی که می خواهم باشم. اگر بخواهم می توانم حتی یک سوپرمن باشم. وی با اشاره به خاطره ای از دوران مدرسه اش، گفت: وقتی مدرسه می رفتم خیلی مورد آزار و اذیت قرار می گرفتم. چون بچه کوچکی بودم به همین دلیل بچه های بزرگتر همیشه مرا مورد ضرب و شتم قرار می دادند همین باعث شد تا من همیشه در خودم
معدنچی: رویانیان فوتبالی نبود و فقط از روی کل کل با قتح الله زاده بازیکن می خرید
دلیل شخصیتش نمی شد گرم گرفت ولی ارتباطم با گل محمدی بسیار خوب بود و در واقع او خیلی هوای ما جوان تر ها را داشت. یحیی همیشه در تیم ملی الگوی من بود ولی وقتی مربی شد رفتارش کلاً تغییر کرد و یک یحیی دیگر شد. من زمانی که از امارات برگشتم در آخرین روز های نقل و انتقالات به پرسپولیس آمدم و خودم قبول دارم در آن سال آماده نبودم ولی یحیی با من خیلی بد رفتار کرد و باعث شد کلاً از فوتبال زده شوم. من لژیونر
ویالی: به پدر 90 ساله ام قول دادم زودتر از او نمیرم!
. برای همین به آنها قول دادم، نمی خواستم خودخواهانه رفتار کنم هرچند زندگی را هم دوست دارم. یکی از چیزهایی که در این سفر تشخیص سرطان تا درمان برایم به دست آمد این بود که به والدینم نزدیک ر شدم. با خودخواهی اولویت را روی بچه هایم گذاشتم، من یک پدر و شوهر هستم اما باید تمام تلاشم را بکنم که پدر و مادرم را هم خوشحال کنم. ویالی با قرنطینه مشکلی ندارد. او همچنان در چلسی زندگی می کند. وقتی مربی
پادوانی: استارت بوندس لیگا را به فال نیک می گیرم
/> بله این به دعوت سفیر ایران بود که باعث شد من بعد از مدت ها از خانه خارج شوم. چند وقت بود که از خانه خارج نشده بودی؟ تقریباً از اوایل ورود بیماری کرونا به برزیل فقط در خانه بودم و حتی تمرینات فیزیوتراپی را هم درون خانه انجام می دادم. بیرون نمی رفتم، چون همه می گفتند باید در خانه بمانید. برای همین فعالیتت در اینستاگرام بیشتر شده بود؟ بله! وقتی از باشگاه
اعتراف ستاره پیشین شیاطین سرخ: از فرگوسن می ترسیدم!
داشتم با اعتمادبه نفسی عالی بازی می کردم. ما یک پنالتی به دست آوردیم و رایان گیگز که پنالتی زن تیم بود رفت که آن ضربه را بزند، اما من، چون خیلی روحیه داشتم از او خواستم بگذارد من پنالتی را بزنم و او هم چیزی نگفت. این طور شد که من پنالتی را زدم و آن را از دست دادم. اگر پنالتی را گل می کردم نتیجه 3 بر یک می شد. بعد از بازی در رختکن، فرگوسن مرا کشت. او به من گفت نانی فکر می کنی چه کسی هستی؟ چه کسی به
■ مردی که در منزل اذان می گوید
محمّد بن راشد می گوید: هشام بن ابراهیم به من گفت: من از بیماری خود و اینکه صاحب فرزند نمی گردم به امام رضا علیه السلام شِکوه کردم. امام رضا علیه السلام به من فرمود: در منزل- با صدای بلند- اذان بگو. هشام بن ابراهیم می گوید: من پس از آنکه این کار را انجام دادم. خدای متعال مرا از بیماری شفا داده و فرزندان زیادی به من کرامت فرمود. سپس محمّد بن راشد می گوید: من نیز
خاطره عجیب از روزی که لپ تاپ افشین قطبی را شکستند!
به گزارش خبرورزشی ، بهادر عبدی، بازیکن سابق پرسپولیس هم یکی از نفراتی است که در لیگ هفتم و در جریان قهرمانی دراماتیک سرخپوشان حضور داشت و حرف های جالبی از آن دوره و اتفاقات و حواشی پیرامون تیم دارد که در گفتگو با ایلنا آن را می خوانید: * همه قهرمانی های پرسپولیس مقابل قهرمانی آن فصل هیچ است آن فصل سراسر اتفاقات جالب و به یادماندنی بود و به بهترین شکل ممکن تمام شد. پرسپولیس
دفاع اولیایی از قهرمانی استقلال در آسیا
رفتیم و از آنجا یک پرواز داخلی دیگر انجام داده و سپس به محل برگزاری مسابقات می رسیدم. مرحوم سهراب بوقی ویزای هندوستان نداشت و قرار بود هندی ها در فرودگاه این کار را انجام دهند. در این کشور همکاری های لازم انجام نشد و من که عصبانی شده بودم با صدای بلند گفتم چرا برای قهرمان آسیا مشکل ایجاد می کنید؟ این نشان می دهد من به قهرمانی تیمم در این رقابت ها ایمان و اعتقاد داشتم. از این ماجرا خاطره جالبی
گل آرا: احتمال دارد در لیگ بوکس حضور پیدا کنم/ هنوز شور و شوق دوران جوانی را دارم
فروتن گل آرا در گفت وگو با میزان، در خصوص تمرینات خود در دوران کرونا اظهار داشت: من هم مثل خیلی از ورزشکاران قرنطینه بودم و تمرینات گروهی شرکت نکردم، اما تمرینات انفرادی را انجام دادم تا آمادگی خود را حفظ کنم. امیدوارم هرچه زودتر کره زمین از شر این بیماری خلاص شود تا همه چیز به روال عادی برگردد. وی در خصوص اینکه آیا امکان دارد در قالب بوکسور در لیگ حضور پیدا کند، گفت: تقربا دو دهه است
سرگذشت مادر عاصی و دختر سرکش!
داد. شرایط سخت زندگی ام به جایی رسید که دیگر تحملم را از دست دادم و در دوراهی طلاق یا ادامه زندگی باقی ماندم، چرا که با گرفتن طلاق و بازگشت به خانه پدرم بر بدبختی ها و مشکلاتم افزوده می شد. در حالی که با این تردید دست و پنجه نرم می کردم، متوجه شدم باردار هستم و دیگر مجبور به ادامه زندگی بودم، ولی اسکندر که با رفیق بازی هایش درگیر اعتیاد شده بود، روزگار را بر من تلخ تر کرد و خودش آلوده خرده فروشی
حیدری: خدا جواب عشقم به پرسپولیس را با گل قهرمانی داد
کرد. استیلی خودش تیم را بسته بود و خودش هم پیشنهاد حضور افشین قطبی را به مدیریت باشگاه داده بود. در کنار آن هم بازیکنانی بودند که کاملا یکدل برای موفقیت تیم می جنگیدند و همین موضوع باعث شد تا از همان اول مدعی اصلی قهرمانی باشیم. به آن دیدار معروف برسیم. فکر می کردی گل قهرمانی را بزنی؟ ابتدا یک خاطره را تعریف کنم. یک سال قبل از آنکه به پرسپولیس بروم در اردوی تیم ملی در آکادمی
آخرش یک هیچ بزرگ گرفتم!
از همان موقع یک دوچرخه شیک از این مدل کورسی ها را که هر کسی نداشت و یک بار در مغازه ای دیده بودم، در ذهنم متصور می شدم و هر شب با رویای داشتنش و سوار شدنش و احتمالا پز دادن با آن جلوی بچه ها و قمیش آمدن پیش یکی از دخترهای همسایه و غیره به خواب می رفتم. آن وقت ها این همه مدل دوچرخه نبود و اغلب دوچرخه ها از این 28 ی ها بودند؛ یغر، چغر و بدبدن و زشت! خلاصه کارنامه آخر سال آمد و معدل من 20 شد و
فرشتگان سپیدپوش جبهه نبرد با کرونا/پا به پای بیماران
می گوید: در روزهای اول کرونا همه آزمایش های کویید 19 در آزمایشگاه استان انجام می گرفت ولی از ابتدای سال جدید، آزمایش های کویید 19 در خود بیمارستان امام رضا انجام گرفت و فشار کاری ما افزایش یافت. حمدالله زاده تعریف می کند: در آماده باش کامل بودیم و تمام پرتوکل های بهداشتی رعایت می شد ولی 24 اسفند بود که با علائمی متوجه ابتلا به کرونا شدم و بلافاصه آزمایش داده و نتیجه هم مثبت اعلام شد و با
به استقلال گل زدم 6 ماه محروم شدم!
شهراورد جنجالی گل زدی که حاشیه های زیادی به همراه داشت؟ در دقیقه 54 روی ارسال محسن عاشوری گل زدم، مدافعان استقلال تمام حواسشان به فرشاد پیوس و علی دایی بود و از من غافل شدند. یک خاطره جالب هم دارم. چه خاطره ای؟ بعد از زدن گل به سمت هواداران پرسپولیس رفتم، آن ها که خیلی خوشحال بودند من را به سمت خودشان می کشیدند. بازیکنان پرسپولیس هم پایم را می کشدند تا هواداران مرا
بهنام طاهرزاده: عابدزاده اشک مرا درآورد
رسیدم بچه محل هایم برایم سنگ تمام گذاشتند. جشن و پایکوبی در عظیمیه کرج؟ بهنام طاهرزاده گفت: ما از سال 64 در این منطقه زندگی می کردیم و بومی آنجا محسوب می شدیم. وقتی به محلمان نزدیک شدم علاقمندان و بچه محل ها مرا روی دوش خود گذاشتند و شیرینی هم پخش می کردند. از چه زمانی هواداران پرسپولیس شما را شناختند؟ از فردای شهرآورد، روزنامه ها عکس های مرا
خاطره ای از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در شب قدر سال گذشته
شخصی اش ما را به محل اسکان برساند. سفر از قم تا نجف، تقریبا 24 ساعت طول کشیده و خسته مان کرده بود. شخصا ترجیح دادم بعد از استراحت و انجام غسل زیارت و جمعه، نماز را در حرم مطهر حضرت امیر سلام الله علیه بخوانم. دو سه ساعتی به مغرب مانده، گوشه ای از حرم مشغول نماز شدم، تقریبا نماز ظهر تمام شده بود که در کمال تعجب و ناباوری ناگهان دیدم حاج قاسم از کنارم گذشت. یادم افتاد حدود یک هفته قبل از
بعد از پنالتی رونالدو عقلم را از دست دادم
به گزارش "ورزش سه"، دو سال پیش در بازی برگشت یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان، یوونتوس توانست در برنابئو 1-3 رئال را شکست دهد ولی این پیروزی هم برای صعود کفایت نمی کرد چرا که رئال بازی رفت را 0-3 پیروز شده بود. در بازی برگشت، رئال 0-3 عقب افتاد ولی دقیقه 93 بازی، داور خطای بن عطیه روی لوکاس واسکز را پنالتی گرفت و 4 دقیقه بعد، کریستیانو رونالدو آن را تبدیل به گل نجات بخش رئال کرد.
خاطره تلخ پلنگ جویبار از المپیک لندن
بود و مردم هم در سالن مرا با این لقب صدا می زدند. از آنجا بود که این لقب برای من ماندنی شد. رضا یزدانی در ادامه خاطره تلخ خود از المپیک 2012 لندن را که با یک مصدومیت تلخ در یک قدمی سکوی المپیک برایش به پایان رسید، روایت کرد و گفت: سال قبل از المپیک لندن روی سکوی اول دنیا ایستاد. خوشحال بودم به یکی از اهدافم رسیدم و احساس خوبی داشتم که قبل از المپیک این اتفاق افتاد. پیش خودم می گفتم با
روایت دعوت از آدم ربایی که قاری قرآن شد
ضربه سنگینی به خانواده ما بود. ترک تحصیل کردم و برای تامین مخارج خانه و پرداخت بدهی ها مشغول به کار شدم. مهمان دیگری که در استودیو دعوت حضور داشت، فرزانه یاراحمدی همسر محسن گودرزی بود. وی درباره این اتفاق یادآور شد: شوک بزرگی به خانواده ما وارد شد. بسیاری از اطرافیان می گفتند همسرت را رها کن چراکه 17 سال زمان کمی نبود، اما به جهت عشقی که به او و فرزندانم داشتم، ماندم و کار
بعد از بهزادی من سر طلایی فوتبال ایران هستم
می شود، هیچ کس حرف مرا باور نمی کرد، بعد از این ماجرا به خانه قلیچ رفتم اما من را راه ندادند. در تمام مدتی که بازی می کردم هیچ کس را از عمد نزدم. شما در استقلال با عبدالعلی چنگیز و پرویزمظلومی و در پرسپولیس با علی پروین و ناصر محمدخانی هم بازی بودید، به نظرتان با کدامیک از آنها زوج بهتری را ساخته بودید؟ در پرسپولیس با پروین و محمدخانی بهترین خط حمله را ساخته بودیم، در بهترین و
خاطره تلخ پلنگ جویبار از المپیک لندن
بود و مردم هم در سالن مرا با این لقب صدا می زدند. از آنجا بود که این لقب برای من ماندنی شد. رضا یزدانی در ادامه خاطره تلخ خود از المپیک 2012 لندن را که با یک مصدومیت تلخ در یک قدمی سکوی المپیک برایش به پایان رسید، روایت کرد و گفت: سال قبل از المپیک لندن روی سکوی اول دنیا ایستاد. خوشحال بودم به یکی از اهدافم رسیدم و احساس خوبی داشتم که قبل از المپیک این اتفاق افتاد. پیش خودم می گفتم با
55 سال طبابت با بیش از30 هزار جراحی مغز و اعصاب
بزنم مثل قصه شتری می شود که از دو طرف دارد مهار می شود. یک طرف می خواهی حرف مرا گوش کنی طرف دیگر هم علاقه خودت است این طوری هیچ کاری نمی توانی بکنی. حالا من حرفی نمی زنم هرکجا که خودت دوست داری برو. من هم همان سال فوری پزشکی قبول شدم دانشگاه تهران. آن زمان دانشگاه ها هرکدام کنکور مستقل داشتند. سپید: تا قبل از اینکه به دانشگاه تهران بیایید، تهران را دیده بودید؟ بله اولین دفعه سال 1320
خاطره مهم الهام چرخنده / عکس
. بهترین فرصت بود بچه ها رو به عزیز بسپارم و برم داخل معبد برای کشف حقیقت . روزی همراه با گروه اصلی وارد معبد شدم . ظاهرا" روز جشن بود یک چیزی شبیه به عید پاک . ده ها سبد گل با شمع و یک پودر قرمز رنگ در یک سینی حاضر کرده بودند . من مثل خیلی وقتا که تو هوای شرجی مالزی شبیه به خود هندی ها لباس پوشیده بودم همین طور که در صف بودم که داخل بشم دیدم چند خانم که خود آراسته بودند به گل با دستان رنگی که انگار
روایت خبرنگار فارس از اولین روز بازگشایی مدارس/ خبری از دانش آموز نبود
و نهمین سال خدمتش است؛ او مثل تمام معلمان عاشق دانش آموزانش است و امروز هم با ذوق دیدن دانش آموزان به مدرسه آمده است اما خبری از بچه ها نبود. خانم معلم می گوید: روزهای اول که مدارس تعطیل شد، از طریق یکی از پیام رسان ها گروهی تشکیل دادم و به بچه ها درس می دادم اما بعد از اینکه شبکه شاد ایجاد شد، بچه ها وارد این سامانه شدند و آموزش ها از این طریق ادامه یافت. وی ادامه می دهد: در
خاطرات شنیدنی اولین معلم قرآن مهاجر بیت الاحزان/ 60 روزی که به 23 سال ختم شد
دیده بودم، این کار را وظیفه دانستم. برای من تربیت شاگرد مهم ترین اولویت بود. بنابراین بدون هیچ پیش شرطی قبول کردم. * تلخ ترین و شیرین ترین خاطره هایتان از آن دوران را تعریف کنید. تلخ ترین خاطره آن زمان، اذیت ها و سنگ اندازی هایی بود که برخی از نهادهای دولتی پیش پای مؤسسه می کردند، اما همان مسائل هم در کل شیرین بود. همه عزیزان حافظ کل قرآن که در سال های اول بیت الاحزان حضور