سایر منابع:
سایر خبرها
ویالی: به پدرم قول دادم که زودتر از او و مادرم نمی میرم!
. وقتی مربی واتفورد شد مدت کوتاهی به همپستید رفت تا به زمین تمرین نزدیک ر باشد اما در سال 2002 اخراج شد و دوباره به غرب لندن برگشت. در مورد ایده ادامه زندگی قرنطینه ای لبخند می زند، آن را قبول ندارد و هنوز هم برای خودش هدف ها یی دارد. به اندازه کافی سالم است که پا به پای همسرش کار کند. می خواهد نواختن درام را یاد بگیرد، در حال آموزش تایپ 10 انگشتی است. بیشتر کتاب می خواند، فکر می کند و
اتفاقات استقلال باعث تعجب ما شد
بازخبر / رضا حسن زاده اظهار داشت: طی اتفاق عجیبی باشگاه قرارداد تیم امید و مربیان این تیم را پرداخت کرد که این باعث تعجب همه ما شد. راستش را بخواهید در این باشگاه اصلا متداول نبود که به تیم های پایه و مربیانش پولی پرداخت شود و حداقل من در این سالهای اخیر که خودم هستم چنین چیزی ندیده بودم. وی افزود: اتفاق عجیب دیگری که افتاد این بود که مدیر باشگاه موافقت کرد که تیم امید در مسابقات لیگ
خرم شهر و روایت جوانی که با وجود تلخی های زندگی گلایه ای نکرد
خواهرم این درمان را قبول نکرد. ساعات آخر زندگی خواهرم برای او قرآن می خواندم و برای دومین بار یکی از عزیزانم را از دست دادم. وی درباره خبر تلخ دیگر زندگی خود گفت: بعد از چند سال مادرم دچار بیماری شد و دوباره شرایط سخت را تجربه کردیم به همراه خواهر و برادرم تمام تلاش خود را انجام دادیم. برای بار سوم یک عزیز دیگر را از دست دادم، اما هیچ وقت گلایه نکردم چرا که مادرم یک زندگی ابدی را شروع
فیلم | حکایتی زیبا متضمن إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً
: آری. پس آن همیان را همچنان به مُهر خود بیاورد و در پیش من نهاد و گفت: چون محقق شد که آن همیان از آن توست، خواستم که همان ساعت به تو باز دهم، اما اندیشیدم که اگر این مال حالی به تو دهم، مبادا که نفس تو طاقت تحمل آن ندارد، این مقدار به تو دادم تا چشم تو پر شود و دست فراخ گردد. من سر همیان را بگشادم و آن مال پیش او نهادم و گفت: ای خواجه چندان که خواهی بردار. پس مرا گفت: سال هاست که من برای حراست از این کیسه در زحمت بودم و این ساعت خدای عزوجل مرا خلاص داد و حق به مستحق رسید. بر وی دعا کردم و مال خود را در تصرف آوردم و دولت اقبال مرا از محنت به راحت افکند. انتهای پیام ...
قتل پیرزن به عشق موتورسیکلت
صبح دیروز وقتی برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد به قتل اعتراف کرد. متهم در ادامه به دستور قاضی واحدی برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. گفتگو با متهم مسعود معتادی؟ نه، من سیگار هم نمی کشم. چه شد که تصمیم به قتل زن همسایه گرفتی؟ بدهکار بودم و به خاطر بدهی ام تحت فشار بودم که این تصمیم
آیا جشن عروسی در ایران منسوخ می شود؟
گروه سبک زندگی تیتریک ، تا به حال اینقدر در عمرم دقیق برنامه ریزی نکرده بودم. از آنجایی که همیشه دوست داشتم مراسم ازدواجم بی کم و کاست باشد، از ماه ها قبل کارهایم را کم کم و سرفرصت انجام داده بودم. حتی برای عید هم از سه ماه قبل تور گرفته بودیم که ماه عسلمان باشد که اینطور شد. در واقع تمام برنامه ریزی هایم به هم خورد. سالن و آرایشگاه و همه چیز. فقط خانه را که اجاره کرده و وسائل را چیده بودیم، کاری
ویرا: آن توپ وارد دروازه سپاهان نشد!
است اما به دلیل شیوع ویروس کرونا در دوبی گیر کرده و در این همسایه جنوبی ایران موقتا ساکن شده است. در گفت و گویی که با ویرا داشتیم او از روزهای کاری اش در ایران به نیکی یاد کرد و لیگ ایران را یک رقابت دشوار و نمونه در سطح آسیا نامید. با گذشت 12 سال از آن مسابقه تلخ برای ویرا وسپاهان، این مربی 67 ساله در گفت و گو با خبرنگار "ورزش سه" به صحبت درباره مسائل آن روز خاص پرداخت و حرف های جالبی
هنرمند وظیفه ندارد واکنش آنی به وقایع داشته باشد
شاعرانه، نابودی را به تصویر کشیدید. آغداشلو با بیان اینکه در طول 65 سال 5000 نقاشی کشیده است گفت: در گذر زمان عده ای پیدا می شوند که یک مزدور را پیدا کند که بر علیه من مطالبی بنویسد و مرا تخریب کند تا دیگر جرأت نکنم بنویسم یا نظر دهم. پس من حق داشتم که تلخ شوم. این حق را به خیلی از هنرمندان دیگر نمی دهم چون کسی موظف نبوده است که به آنها اتهام ببندد. پس حوادثی هست که به تلخ تر شدن آدم منجر می شود
لقب پلنگ جویبار را هادی عامل به من داد
قبل از المپیک توانستم روی سکوی اول دنیا بایستم. خوشحال بودم که به هدفم رسیده ام و ناکامی های 2006 و 2007 که طلا نگرفته بودم، را جبران کرده ام. احساس می کردم یک راهی را رفته و به طلای المپیک نزدیک شده ام و این خوشحالی من را دوچندان می کرد و من را به هدفم نزدیک تر. احساس خوبی داشتم و سعی کردم همان راه را ادامه دهم و خودم را به المپیک 2012 لندن برسانم. وی در مورد شکست گادیسوف در دور اول بازی
روایت ستاره ایتالیایی از روزهای مبارزه با سرطان
گذراندم. قبل از برنامه خودتان را آماده می کنید، چراغ دوربین خاموش می شود و باید پیام خود را شروع کرده و در ادامه به صحبت های خود پایان دهید که من این کار را دوست داشتم. من از سرطان را به عنوان فرصتی برای ادامه رشد استفاده کردم. این فقط نظر من است و انتظار ندارم همه آن قبول کنند. هر کسی به روش خودش با سرطان روبرو می شود. این فرصتی برای انجام کارهایی بود که مدتی تجربه نکرده بودم. می خواهید
حاشیه سیاست
با اقدامات جنگ طلبانه، تروریستی، محاصره انسانی، شهرک سازی، آواره کردن مردم فلسطین و اشغال سرزمین های کشورها ازجمله جولان. این نماینده مردم در مجلس دهم بیان داشت: در ماده2 تأکید بر اجرای قانون مصوب مجلس شورای اسلامی مبنی بر حمایت از پایتختی قدس به عنوان پایتخت فلسطین شده است.(ایرنا) پیام تسلیت رئیس جمهور برای حسین کاظم پور اردبیلی رئیس جمهور در پیامی درگذشت مرحوم حسین کاظم پور
پدیده فوتبال تبریز: می خواهم از تراکتور به تیم های مطرح اروپایی برسم
خواهم شد تا به یکی از تیم های دیگر شهرها انتقال یافته و فوتبالم را دور از تبریز ادامه دهم که انشالله برای آینده ، امیدوارم. زیباترین گلی را که به ثمر رساندید؟ البته با توجه به پست بنده( فوروارد) ، گل های زیادی بثمر رسانده ام که زیباترین آنها هم ، یکی از گل هایم به تیم ملی مالدیو بود که محمدرضا کوشکی ، هافبک راست تیم ملی توپ رو از جناح راست سانتر کرده و طوری توپ اومد که مجبور
فروغ موری: در ورزشگاه بدنیا آمدم
اول در خوزستان برای تیم های صنعت نفت آبادان، وحدت خوزستان و دزفول در لیگ برتر بازی کردم. در لیگ دسته یک نیز در تیم آویسا بودم تا این تیم را قهرمان کنم و خانم گل هم شدم. موری عنوان کرد: در سال 86 با تشکیل فوتبال زنان به سمت این رشته رفتم. یکسال در تیم دلوارکشی بوشهر و چهار سال در ملوان بازی کردم. از تیم های دیگر پیشنهاد داشتم اما بخاطر مریم ایران دوست سرمربی این تیم تمایل به حضور در
خاطرات خواندنی: داستان هم اتاقی ها
به گزارش ایلنا، گزارش اسکای اسپورت در این باره را در ادامه می خوانید: جیمی کرگر: تلاش کردم تا اوون را در لیورپول نگه دارم من مایکل را در کنار خودم داشتم و مردم می گفتند که مانند کارد و پنیر هستیم؛ پس چطور با یکدیگر وقت می گذراندیم. من به ظاهرا آدم قلدری به نظر می آمدم اما در اتاق هتل چنین چیزی نبود. او پیش از اینکه فصل شروع شود از رئال مادرید پیشنهاد داشت و می خواست به
اعتراف عجیب زن تهرانی به قتل
به قتل رسانده و جسدش را داخل کانال آبی در اطراف ورامین انداخته است. با این ادعا، زن جوان در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار داده شد. همچنین بازپرس جنایی دستور تحقیقات از همسر سمیرا را صادر کرد. مرد جوان در تحقیقات گفت: من همسر دوم سمیرا هستم و سه سال قبل هنوز با او ازدواج نکرده بودم. اما فکر نمی کنم اهل خشونت باشد. البته ما باهم مشکل داریم و بار ها او از دستم عصبانی
حیدری: خدا جواب عشقم به پرسپولیس را با گل قهرمانی داد
با سپهر حیدری زننده گل قهرمانی پرسپولیس گفت وگویی داشته باشیم که در زیر می خوانید. از اول شروع کنیم؛ چه اتفاقی افتاد که به پرسپولیس پیوستید؟ فصل موفقی را با ذوب آهن پشت سر گذاشته و ملی پوش بودم. بعد از موفقیت با ذوب آهن دیگر وقت آن بود تا به آرزویی که از کودکی داشتم برسم و لباس تیم محبوبم را بر تن کنم. به همین دلیل از همه پیشنهاداتی که داشتم چشم پوشی کردم و به پرسپولیس آمدم
مشکل اساسی رسانه های ما اخبار سیاه است/ برای آنچه که انجام می دهم، هیچ گاه پشیمان نمی شوم
/> روابط عمومی یک مفهوم کاملا مستقل از مفهوم خبرنگاری است به مدت 2 هزار و 415 روز رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت ورزش و جوانان بودم. توفیق پیدا کردم از 10 مهر سال 92 با حکم دکتر صالحی امیری، سرپرست وقت وزارت ورزش و جوانان، به این سمت منصوب شوم. در طول این 6 سال و 7 ماه با دو وزیر و 4 سرپرست کار کردم. قبل از این موضوع هم از سال 1367 که تقریبا داشتم دیپلم می گرفتم وارد صد
خیلی ها اعتقاد داشتند من در پرسپولیس موفق نمی شوم
به گزارش افکارنیوز ، پایان رافت مهاجم سال های نه چندان دور پرسپولیس حرف های جالبی را بر زبان آورد. اخبار ورزشی - چطور شد پرسپولیسی شدید؟ پایان رافت : در ملوان عملکرد خوبی را به اجرا گذاشته بودم، آن سال ها هر بازیکن شهرستانی که چهره می شد استقلال و پرسپولیس به دنبال او می آمدند، حضور در این 2 تیم بزرگ پایتخت آرزوی هر فوتبالیستی است. علی پروین مرا خواست و به این پیشنهاد
اخبار رادیو و تلویزیون| از سریال "عماد مغنیه" تا گفت وگوی تلویزیونی رئیس مجلس
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، اخبار کوتاه رادیو و تلویزیون را در ادامه بخوانید: مجموعه رادیویی مرد سایه ها درباره شخصیت عماد مغنیه، یکی از فرماندهان حزب الله لبنان است که در سال 2008 میلادی توسط سرویس جاسوسی اسرائیل ، موساد و سازمان سیا در شهر دمشق به شهادت رسید. این داستان از زاویه دید یکی از تروریست ها نقل می شود که در طول نمایش پی به شخصیت بی نظیر این مجاهد قهرمان می برد. برای نوشتن این
توصیف شب های قدر حرم رضوی از زبان فعالان رسانه؛ "غم غریب توصیف شدنی نیست"
داشتند که در این فضا باشند و من نیز تلاش کردم نایب الزیاره باشم و دو رکعت نماز به نیابت از آن ها بجا آوردم. این تهیه کننده رسانه ای می گوید: این حضور سعادتی بود که نصیب بنده شد و امیدوارم لایقش باشیم؛ سال های قبل مردم به ویژه در این فصل به حرم رضوی مشرف می شدند و زائر بودند و امسال از این نعمت محروم هستند و ما که به عنوان سفیران انتقال پیام از حرم رضوی انتخاب شده ایم سعی می کنیم حال و
فیلم مستهجن از بلاژویچ گرفتند؟ کذب محض است
به گزارش خبرورزشی ، یکی از مربیان فوتبال ایران که نخواسته نامش فاش شود در گفت وگو با خبرگزاری ایسنا اعلام کرد در دوره ای که بلاژویچ سرمربی تیم ملی بود، از او فیلم مستهجن ضبط شده بود و با همین تهدید، به او بازیکن می دادند. رضا چلنگر مترجم بلاژویچ، اما واکنش تندی نسبت به این موضوع نشان می دهد. او که از روز اول تا آخر کنار دست بلاژویچ بود و یک جور هایی با هم زندگی می کردند، در این باره به
مهاجم سابق پرسپولیس: تلخ ترین خاطره را از عابدزاده دارم
...، رضا شاهرودی در ردیف های بعد قرار می گرفتند، من و ادمون بزیک و مهدی مهدوی کیا جایمان در ردیف آخر بود. انتهای اتوبوس نشسته بودم، مرحوم دکتر ثابتی فر صدایم زد و گفت می خواهم بخوابم، تو برو جای من. من از انتهای اتوبوس به ردیف اول آمدم، تا نشستم یکی محکم به پشتم کوبید، برگشتم دیدم عابدزاده است، گفت بچه برو عقب بشین، ماجرا به او توضیح دادم با لحن بدی گفت به تو گفتم برو عقب اتوبوس بشین، اشکم درآمد و گریه کردم، حمید درخشان و ناصر محمدخانی به عابدزاده گفتند با این جوون چی کاری؟ خود پزشک تیم به او گفته است که این کار را انجام دهد اما وی جواب آنها را نداد. هیچ وقت این خاطره تلخ را فراموش نمی کنم. ...
کرونا پایان زندگی حرفه ای هیچ ورزشکاری نیست
را تجربه کردم که با وجود انجام چندین عمل جراحی و توانایی بدنی ای که دارم، تجربه نکرده بودم. 12 روز قرنطینه بودم و هیچ جایی نمی رفتم و تنها روی تختم دراز کشیده بودم. برخی مواقع از جایم بلند می شدم، زانوهایم خالی می کرد و زانوهایم توان تحمل وزنم را نداشت. حدادی ادامه داد: یک بار احساس خفگی کردم و ترسیدم اما هیچ موقع ناامید نشدم و همیشه به خودم می گفتم که خیلی زود خوب می شوم. می دانستم بزودی
امدادگر جودوکار
دوران کاری ام هیچ وقت از نوع فعالیتی که دارم، خسته نشده ام، حتی انگیزه و عشق و علاقه ام در خدمت به مردم هم بیشتر شده است و اگر به سال ها قبل هم برگردم، به طور قطع باز هم فعالیت در این حوزه را انتخاب می کنم. حتی زمانی که مربی و داور بودم، با کسانی که عضو جمعیت بودند سروکار داشتم، اما به طور کلی من در هر موقعیتی که قرار داشتم، افراد را تشویق به عضویت و فعالیت در این حرفه می کنم. او درباره تلخ
چهره ها در شبکه های اجتماعی؛ یخورده کمتر خودت باش!
دستشه، نوشیدنی مجاز غیرالکلیه؟ فکر کنم تجربه های تلخ خیلی اذیتش کرده! مرسی که گفتی! شما هم این متن رو با لحن خود پوریا پورسرخ خوندین یا فقط من بودم؟! به پای انرژی شما که نمی رسه ظاهرا! فاطمه گودرزی هم با این عکس، روز گلونی رو تبریک گفته. تبریک به لر های عزیز. گلاره عباسی درحال ضبط کتاب صوتی. هیچی دیگه؛ الهه حصاری، خودش ساکت بود، به
34 سال جانبازی را با لبخند سپری کرد
همرزم شدیم. سال 1365 بود. قبل از آنکه عملیات کربلای یک در آزاد سازی مهران شروع شود، عباس آقا که اعزامی از نیروهای لشکر 41 ثارالله و در ایلام مستقر شده بود. آن موقع شهید به عنوان مسئول مخابرات لشکر فعالیت داشت و بنده در گردان ویژه 412 بودم. ایشان گاهی به ما و همشهری های کرمانی خودش سر می زد و همدیگر را می دیدیم.شهید از پیشکسوتان جبهه و جنگ بود؟ بله، ایشان از سال 1360 تا سال 1364 به طور
صادقی: خوانندگانِ کار معضل بزرگی برای موسیقی اند/ رجب پور: لطفا با وکیل برای امضای قرارداد بروید
کند که آهنگ های تولید شده با سرمایه تهیه کننده و همتِ هنرمند تا مثلاٌ پنج سال آینده در منافع مالی اش سهیم اند. ما جایی آسیب می خوریم که تهیه کننده و خواننده به هر آنچه که روز اول توافق کرده اند، پشت کنند. هنرمندی که می خواهی با تهیه کننده قرارداد ببندی، روز اول با چشم باز پیش برو. خاطره صحبت های من و رضا صادقی به یادگار بماند و آن را خوب گوش کنید. امیر عظیمی خواننده شرکت ما
خاطرات شنیدنی اولین معلم قرآن مهاجر بیت الاحزان/ 60 روزی که به 23 سال ختم شد
دیده بودم، این کار را وظیفه دانستم. برای من تربیت شاگرد مهم ترین اولویت بود. بنابراین بدون هیچ پیش شرطی قبول کردم. * تلخ ترین و شیرین ترین خاطره هایتان از آن دوران را تعریف کنید. تلخ ترین خاطره آن زمان، اذیت ها و سنگ اندازی هایی بود که برخی از نهادهای دولتی پیش پای مؤسسه می کردند، اما همان مسائل هم در کل شیرین بود. همه عزیزان حافظ کل قرآن که در سال های اول بیت الاحزان حضور
رهیافته رومانیایی : بعد از مسلمان شدن این حس خوشبخت بودن را پیدا کردم
و تکامل بشر یا هستی انسان؛ بعد از تشرف به اسلام به عنوان یک دندانپزشک دیدم یک نظام فوق العاد کامل و زیبا و هماهنگ داریم که هر بار بیشتر از قبل مجذوب این عظمت می شوم همین باعث شد تا خیلی بیشتر عاشق کارم بشوم . مردم از شما سوال هم می کنند؟ بله خیلی زیاد برخی تکراری هستند اینکه چرا مسلمان شدم چرا ایران آمدم چرا حجاب کامل دارم و... برای همینم مدتی به سخنرانی نمی رفتم البته این یک