فرزندکشی این بار توسط مادر/شوهر دومم حاضر نبود فرزند 2 ساله ام را بپذیرد - فردا نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
خودکشی عاشقانه دو دختر در دریاچه شورابیل اردبیل
/> بهروز کریم خانی ادامه داد: مادر این کودک در اظهارات اولیه خود اعلام کرد که بهزاد درحال خوردن غذا خفه شده است، اما اظهارات متناقض مادر و همچنین مشکوک بودن علت مرگ باعث شد بازپرس دستور بازداشت زن جوان را صادر کند، مادر پسربچه پس از بازجویی های پلیسی سرانجام به قتل پسر دو ساله خود اعتراف کرد. خودکشی عاشقانه دو دختر در دریاچه شورابیل اردبیل خودکشی عاشقانه دو دختر در دریاچه شورابیل
من کرونا دارم تو چطور؟
/> خاله خیلی درد داری؟ الهی بمیرم، آخه این چه بیماری کوفتیه! چند دقیقه دیگه بستری میشی نگران نباش، تو دختر قوی هستی. مامان جان زیاد به آبجی نچسب پسرم بیا این طرف. با خودم می گویم یعنی این دختر کرونا دارد؟ ظاهراً همین طور است. یکی از پرستارها با چند برگ کاغذ، سمت شان می رود و می گوید؛ بفرمایید از این طرف. توی بخش سی تی اسکن زن و مردی با مسئول بخش درحال بگو مگو هستند؛ آنها اصرار دارند که
راز مبهم شلیک به دوست
؛ بعد از رفع نقص یک بار دیگر پرونده به دادگاه فرستاده شد در جلسه رسیدگی به این پرونده بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست متهم را خواند مادر مقتول به عنوان، ولی دم در جایگاه قرار گرفت و خواستار صدور حکم قصاص شد. او گفت: مسعود جوان موفقی بود. زندگی خوبی داشت و سربه راه بود. من پسرم را عاشقانه دوست داشتم، اما این مرد 7 سال است با ادعا های ضد و نقیض به قتل پسرم اعتراف نمی کند. یک بار می گوید گلوله
سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند؛
باعث افتخارست. خیلی ها جوان هایشان را به طور طبیعی از دست می دهند اینطوری خیلی بد است. اما وقتی فرزند آدم اینقدر خوب شهید شود صبرش هم بیشتر است و خدا کمک می کند. مادر ما ایمان داشت که خداوند تبارک و تعالی مادران شهداء را در برابر تحمل همه سختی ها صبورتر می کند! فاطمه خانم می گوید: علی آقا نخستین شهید خانواده ما که برادر دوم من بود سال 60 و در عملیات
کمک ها موجب شد خودسوزی زنان دیشموک کمتر شود
را کشیده و در اتاقی زندانی اش کرده بود. زن بیست ساله ای اهل روستای شرونگ رونِگ دیشموک که جایش روی نقشه، بر استان کهگیلویه و بویراحمد پیداست، نمی خواست زنده بماند و هر بار خانواده همسرش، سر رسیده و از نیمه راه مرگ، او را برگردانده بودند. پارسال یک دقیقه مانده بود کبریت را بکشد و کار را تمام کند ولی خواهر شوهرش از راه رسید و کبریت را از دستش گرفت. سه سال پیش هم تازه نفت را روی بدن هفده ساله اش
وقتی کرونا مثل نقل و نبات از در و دیوار مجالس عروسی می بارد / بفرمایید ویروس!
/> شب خوبی بود و به همه خوش گذشت. شاید این زن جوان زیادی به خودش سخت گرفته بود و بیش از حد نگران بود. اما حالا فهمیده که نگرانی اش بیخود نبوده. اول شوهرش علائم پیدا کرد و با فاصله کمی، علائم سراغ خودش هم آمد؛ تب و بدن درد. دلشان می خواست فکر کنند یک سرماخوردگی ساده است، اما تست کرونا چیز دیگری می گفت. حالا هردو مبتلا شده اند و در خانه روز های سختی را می گذرانند. زن می گوید آنقدر بدن درد دارد که
معرفی 20 عنوان کتاب و اشعاری در سوگ امام نهم شیعیان
تبلیغات اسلامی) شاعران آیینی نیز در سوگ امام نهم شیعیان اشعاری سروده اند. نمونه های از این شعرها: من که از سوز عطش در تب تابم مادر تشنه ام تشنه یک جرعه ی آبم مادر اجل آمد به سراغ من و در این دم مرگ نه به بالین پسرم هست نه بابم مادر ز غریبیم همین بس که مرا همسر من کرده مسموم در ایام شبابم مادر دست در دست کنیزان و به
روزهای کرونایی عشایر در چند اپیزود +عکس
در همین اول راه تکلیف خریدم را مشخص کنم در حین چک و چانه بودم که از چادر روبرو درست در بلندی صخره سنگی الوند نرسیده به تخت نادر زن دیگری به همراه پسر جوانش به سمت ما آمد، پس از احوالپرسی باز هم جمله ام را تکرار کردم و توضیح دادم برای تهیه گزارش آمدیم، کمی طول کشید تا اطمینان خانواده عشایر را جلب کنیم. پس از اینکه گپ و گفتی بین ما و عشایر درگرفت و چند دقیقه ای را با هم سپری کردیم آقای
یک ماجرای هیجان انگیز و اختلاف برانگیز در تاریخ: محاکمه و اعدام روزنبرگ ها به اتهام جاسوسی هسته ای و ...
توقیف آنها آغاز شد، اتل و ژولیوس فکر می کردند که با این ترتیب هر چند هم که بیگناه باشند از این دام رهایی نخواهند یافت. از سوی دیگر از برخی اوراق این جزوه مربوط به اف بی آی چنین برمی آید که چنانچه اتل و ژولیوس اقرار و اعتراف می کردند از مرگ نجات می یافتند، روز دوم ژوئن 1953 مدیر زندان به نام جان بنت ، ژولیوس را در زندان ملاقات می کند و به او اطمینان می دهد که چنانچه به طور آشکار با
و رجایی عفوک.../ دلنوشته های اهالی رسانه در سوگ روح الله رجایی
سر زلزله کرمانشاه، نگاه من در اوایل این طور بود که دولت نقشش را درست ایفا نمی کند، اما همان زمان روح ا... با من تماس گرفت و از زحمات بچه های هلال احمر گفت که شبانه روز مشغول فعالیت هستند. سر این موضوع خیلی با هم بحث کردیم، اما هیچ وقت از دست هم ناراحت نشدیم. متعهد بودن روح ا... به کارش باعث نمی شد خدشه ای در رفاقتش وارد شود. روز اولی که رجایی به جام جم آمد با من تماس گرفت که علی جان هر
و رجایی عفوک.../ دلنوشته های اهالی رسانه در سوگ روح الله رجایی
شود. روز اولی که رجایی به جام جم آمد با من تماس گرفت که علی جان هر کاری داری به من بگو، اما فرصت نشد در این چند ماه همدیگر را ببینیم. البته رفاقت من و روح ا... از همشهری جوان شروع شد که جزو مخاطبان این مجله بودم و روح ا... آنجا بود. خیلی باحال و باصفا بود. از مرگش خیلی ناراحتم و احساس می کنم مرگ به اندازه یک بغل یا یک بوسه به من نزدیک تر است. روحش شاد و جایش در مطبوعات سبز. آقای خوش
جدیدترین اخبار رسمی از کرونا در ایران/ امروز بیشترین موارد مرگ ومیر ناشی از کرونا در ایران ثبت شد
، معدن و تجارت سراسر کشور، اعلام کرد: تولید الکل در کشور تا اطلاع ثانوی نیازمند هیچگونه مجوزی از سوی سازمان های صمت نیست. 19:48:09 22 اسفند 1398 کرونا باعث مرگ 45 گلستانی شد رییس دانشگاه علوم پزشکی گلستان با اشاره به افزایش تعداد جان باختگان ناشی از ابتلا به ویروس کرونا در این استان گفت که این بیماری تاکنون باعث مرگ 45 گلستانی شد./ ایرنا 19:47:55 22 اسفند
بازداشت تازه داماد قاتل و نوعروس اش
مرد روانی که شبانه به خانه خواهرش رفته و با چاقو به خواهرزاده هایش حمله کرده بود از سوی همسر یکی از خواهرزاده هایش کشته شد.به گزارش رکنا، شامگاه پنجم آبان ماه سال 96 زنی هراسان با ماموران کلانتری 160 خزانه تماس گرفت و از درگیری خونین که در خانه اش رخ داده بود خبر داد. ماموران کلانتری به خانه این زن رفتند و با جنازه برادر 47 ساله اش به نام پیام روبه رو شدند که چاقو خورده بود.زن میانسال در
ماجرای قتل مرد پژوسوار در مشهد + عکس
به گزارش شهرآرانیوز، سپیده دم نوزدهم تیر جاری، جسد مرد 44 ساله ای به نام م-س درون دو کیسه گونی بزرگ در حاشیه جاده روستای سالارآباد کشف شد. با حضور قاضی ویژه قتل عمد در محل مذکور مشخص شد که خودروی خون آلود پژو 405 متعلق به مقتول نیز روز قبل از کشف جسد در یکی از کوچه های فرعی شهرک شهید رجایی مشهد پیدا شده است. با مشخص شدن علت مرگ این مرد که با ضربات میله آهنی به ناحیه سر و پیچاندن سیم
فاش شدن راز جسد 9 انگشتی!
اعلام کرده است. این در حالی بود که مستاجر ادعا داشت خانه را حدود یک ماه قبل از براتعلی (صاحبخانه) خریده است! این پرونده با توجه به اهمیت ماجرا در شعبه 407 دادسرای عمومی و انقلاب و زیر نظر قاضی محمدرضا جعفری مورد کنکاش های قضایی قرار گرفت ولی خبری از صاحبخانه نبود! همین موضوع ظن قاضی را برانگیخت و بدین ترتیب پرونده مذکور در حالی زیر ذره بین فرضیه های متفاوت ورق خورد که جواد (مستاجر) مدعی
اگر دوباره به دنیا بیایم باز هم پزشک می شوم 29 تیر 1399 ساعت: 13:4
اندازد و به دیگران آموزش می دهد که چگونه معرق کار کنند. این پروژه را خیلی دوست دارم و باعث رضایت من شد. من در درجه اول همیشه خودم را معلم می دانم، در کنار این کار رئیس مرکز تحقیقات ایدز هستم و آموزش و پژوهش ایدز در ایران را رهبری و هدایت می کنم. از سال ها پیش عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی هستم. بالای سی سال عضو بورد امتحانات تخصصی عفونی هستم. دبیر انجمن بیماری های عفونی، قائم مقام انجمن حمایت از
خاموشی تنورها
به گزارش ایسنا، روزنامه جام جم نوشت: یک باغ و باغچه، جوی آب، یک خانه خشتی کاهگلی و عطر نانی که از تنور گلی دوداندود در هوا پخش می شود و جان آدم را تازه می کند؛ این تصویری است از یک فضای کوچک چشم نواز و دوست داشتنی در یک آبادی. اصلا هرگاه نام تنور به گوش مان برسد، ذهن مان می رود سراغ یک چنین تصویری در روستایی خیالی یا آبا و اجدادی. تنور اما تا همین یکی - دو قرن پیش جزوی از مطبخ خانه های بزرگ و
جزئیات تازه از قتل دانشجوی دندانپزشکی روسیه در یاسوج / لزوم فرهنگ سازی برای مقابله با نزاع دسته جمعی
کبنا ؛ در سه ماهه نخست سال 99، هزار و 379 پرونده با موضوع نزاع دسته جمعی در اداره کل پزشک قانونی کهگیلویه و بویراحمد تشکیل شد. این بخشی از اظهارات امینی مدیرکل پزشکی قانونی کهگیلویه و بویراحمد است، او ادامه می دهد: میزان معاینات مراجعینی که مدعی نزاع در سه ماهه نخست سال جاری هستند، 6.24 درصد افزایش داشته است. این مسئول بیان می کند: در سه ماهه نخست سال جاری تعداد یک هزار و 379 نفر با ادعای نزاع
اعتقادی به ماسک نداریم!
این بیماری اطلاعات کافی ندارد، در جواب سؤالم که می پرسم در طول دوره درمان و یا عوارض این بیماری به این کودک هم فکر کرده ای، می گوید: او را دست مادر یا مادر شوهرم می سپارم؛ هر چند به خدا ایمان دارم که بیمار نمی شوم. آخرش مرگ است ابوالفضل و حسین دوستانی هستند که برای تفریح و گردش به آسیاب خبار آمده اند. آنها که تا همین امروز اصلاً از ماسک استفاده نکرده اند، درمورد علت آن می
از تپه های کردستان تا دشت های مشهد
هیکلش را خورده بود آمده و بی نوبت به جلو صف رفته و نان های سر میخ را برداشته بود! از ترس هیبتش حتی شاطر هم چیزی نگفته بود. عموعلی به اینجا که رسید ادامه داد: رفتم جلو و گفتم نمی بینی زن و بچه مردم در صف ایستاده اند؟ مگر خون تو از بقیه رنگین تر است. نان ها را از چنگش درآوردم. جوانک مدتی درمانده بوده و سرانجام برگشت و گفت: بچه کجایی؟ گفتم: قرقی! پوزخند زد و گفت: معلومه! لابد صورتت را هم یک شبی که نوبت
رازی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) به امیرالمؤمنین گفت
فدک را پس گرفت، دیگر در کوچه بنی هاشم بود، آمدم جلویش را گرفتم، گفتم: پس بده. گفت: نمی دهم، خود خلیفه داده است. هرچه کردم، نداد. معاویه! هر چه زور داشتم در بازوی خودم قرار دادم. آخر یک مرد عرب خشن، یک زن هجده ساله، یک گل را همین طور هم بزند، می افتد، امّا می گوید: هرچه زور داشتم در بازوی خودم قرار دادم، دست خودم را بالا آوردم و چنان بر سینه او زدم که نقش زمین شد! ... السّلام علیک یا فاطمة (س)، یا بنت محمّد (ص)
دعای جوشن صغیر+متن عربی و فارسی
الذَّاکِرِینَ ، وَارْحَمْنِی بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ؛ مولایم و سرورم و چه بسا بنده ای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالی که به مرگ نزدیک شده و فرشته مرگ در میان یارانش او را محاصره کرده است، در جستجوی درمانی برای سختی های جان دادن و گرداب های آن است، چشمانش به راست و چپ می چرخد، به محبوبان و دوستان و یاران صمیمی اش می نگرد، از گفتار بازداشته و از خطاب محروم گشته و از روی حسرت