قتل خواهر به دلیل تصمیم برای طلاق! - بهار نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
مادرم دور از چشم پدرم با آرش سروسر شیطانی داشت + عکس
مرگ خواهرم ترسیده بودم. به همین خاطر به خانه برگشتم و به پدر و مادرم حرفی نزدم. پدرم بی دلیل به اتهام اخفای ادله جرم بازداشت شد.من وقتی دیدم پلیس شوهر خواهرم را به اتهام قتل بازداشت کرده حقیقت را به پدرم گفتم و پدرم به خاطر من به دروغ قتل را گردن گرفت. پدر این متهم نیز حرف هایش را تایید کرد و گفت: پسرم جوان بود و تازه نامزد کرده بود. به همین خاطر قتل را گردن گرفتم. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
محاکمه جوانی که خواهرش را خفه کرد / متهم: نمی خواستم خواهرم طلاق بگیرد
بررسی میدانی در روز جنایت نشان می داد که برادر مقتول به نام حامد در زمان جنایت در خانه مینا حضور داشته است. بنابراین حامد بازداشت شد. در حالی که وی منکر قتل بود پدر مینا اعترافاتش را پس گرفت و عنوان کرد که پسرش قاتل است و او برای نجات جان پسرش اتهام قتل را پذیرفته بود. بعد از حرف های پدر مقتول حامد ناچار اعتراف کرد و گفت: من مخالف طلاق خواهرم بودم و روز حادثه هم من برای منصرف کردن مینا به
معجزه، آرامش صورت اکبر بود/جانش بود و صحبت های رهبر
. از ابتدا شروع کنیم. لطفاً کمی برای ما از خانواده، فضای کودکی و خاطراتتان در آن زمان بفرمایید. شما و خواهر و برادرهایتان به خصوص شهید اکبر در چه فضایی بزرگ شدید و بهترین خاطراتی که از آن دوران دارید چیست؟ من دو سال از خواهرم حمیده بزرگتر بودم و حمیده دو سال بزرگتر از اکبر. اکبر روز اول فروردین 1363 و نزدیکی های گفتن الله اکبر اذان ظهر به دنیا آمد. اوایل عبدل آباد بودیم و بعد
معجزه سیاه پوشی برای امام حسین(ع)
بارداری بچه اش سقط می شد و خلاصه بچه دار نمی شدند. روزی پدرم بالای منبر این جمله را به مردم می گوید:...که ایهاالناس دستتان را از دست امام حسین و اهلبیت (علیهم السلام) رها نکنید که اینها خاندان کرامت و بخششند و هر حاجت یا مشکل بزرگی که دارید جز درب خانه ایشان جای دیگری نروید که این خانواده حلال مشکلاتند. پس از آنکه پدرم از منبر پائین می آید زنی به او می گوید آسیدعلی اکبر شما
کرامت خاصه ابوالفضل العباس(ع)
چون شب شد و به خانه آمد و موضوع را با پدر در میان گذاشت، پدرش گفت: مگر عباس بن علی را دوست داری؟ گفت: آری. جانم به فدای او باد! گفت: اگر چنین است، بیا تا دستهای تو را به یاد دست بریده عباس قطع کنم. جوان دست خود را دراز کرد و پدر دستش را برید. مادرش گریان شد و گفت: ای مرد چرا از فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شرم نکردی ! آن مرد گفت: اگر فاطمه علیه السلام را دوست داری بیا
گفت وگو با مرد شیشه ای که به خاطر سوء ظن دوستش را کشت
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، مرد جوانی به اتهام قتل دوستش دستگیر شده است. این فرد بعد از مصرف شیشه، توهم سراغش آمد و با تصور این که دوستش به همسر او نظر دارد، مرتکب قتل شد. بعد هم دست و پای مقتول را بست تا روحش، او را تعقیب نکند. تحقیقات جنایی در این پرونده از دهم خرداد امسال و همزمان با کشف جسد مقتول در خانه اش در محله محمدشهر آغاز شد. اهالی ساختمان با انتشار بوی تعفن
درددل نیروی خدمات با معاون وزیربهداشت/ گلایه دختر11 ساله شهید مدافع سلامت
مریض شدند، شهید دادیم. یک سری در بیمارستان یا خانه بستری شدند. اما با همان تعداد کم، با همه خستگی تا نابودی این ویروس خدمت می کنیم. صدایش هنوز بغض داشت که ادامه داد: خوشحالیم که بعد از 7 ماه برای اولین بار، مسئولان وزارت بهداشت نیروهای خدمات را دیدند. این جملات، بخشی از ناگفته های نماینده پرسنل خدمات بیمارستان بقیة الله تهران با دکتر ایرج حریرچی معاون وزیر بهداشت بود. دکتر حریرچی بعد
هدیه علی اصغر(ع) برای کودکان مبتلابه کرونا/ قهر بودم اما به خاطر علی اصغر(ع) آشتی می کنم
خوب می شود و سال بعد با همین لباس می بریدش مراسم شیرخوارگان . گل از گل مادر جوان که در رفت وآمد میان محک و مفید انگار راه خانه را فراموش کرده بود، می شکفد. حالا قوت قلب می گیرد که به روزهای خوب بعد از بیمارستان هم فکر کند. همان طور که لباس تبرکی را تن آیهان می کند، با لبخند می گوید: الهی آمین. خودم هم نذر کرده ام هیأت بیاید خانه مان... . خوشحال شدم یکی هم به فکر ما بود با
چه بر سر شبیه ترین مردم به پیامبر (ص) آوردند؟
شهید شد، یکباره ولوله ای در میان جوانان خاندان پیغمبر افتاد. همه از جا حرکت کردند. نوشته اند: فجعل یودع بعضهم بعضا شروع کردند با یکدیگر وداع کردن، خداحافظی کردن، دست به گردن یکدیگر انداختن، صورت یکدیگر را بوسیدن. از جوانان اهل بیت پیغمبر اول کسی که موفق شد از اباعبد الله کسب اجازه کند، فرزند جوان و رشیدش علی اکبر بود. این جوان خدمت پدر آمد و گفت: پدر جان! به من اجازه جهاد بده . درباره
حرمله ای که می گوید امام حسین(ع) به او آبرو داده!/ مداحی "انوش معظمی" در تسنیم + فیلم
برای من بیفتد؛ خیلی سال در زمینه تئاتر تلاش کردم و آن اتفاق نیفتاده بود و یک کارگردان بزرگی به نام داود میرباقری این اطمینان خاطر را می دهد. حتماً اگر نقش مثبت انتخاب کرده بودم این اتفاق امروز برای من نیفتاده بود و در کانون توجهات قرار نمی گرفتم. در مختارنامه بسیاری تلاش کردند اما امروز نقش حرمله جزو پنج کاراکتر ماندگار از نگاه مردم است. برای باورپذیری باید به حرمله حق هم می دادم
پخش بیش از 70 فیلم در تعطیلات پایان هفته/ به وقت شام را از شبکه پنج ببینید
: مینا و سعید زن و شوهر خوبی هستند که 10 سال است با هم ازدواج کرده اند و به خاطر خواست سعید بچه دار نشده اند. پدر مینا از سعید که از یک خانواده متوسط است خوشش نمی آید. مینا استاد دانشگاه و یک شاعر خوب است، سعید هم مهندس است که مدتی است کار جدیدی به شرکتشان پیشنهاد نشده است. مینا به خاطر بگو مگوی کوچکی با سعید از خانه می رود و در این مدت هر دو گاهی همدیگر را می بینند ... خسرو فرخزادی
فیلم های سینمایی امروز تلویزیون/پخش 70 فیلم از پنجشنبه تا عاشورا
پدر خود را از دست داده است، به اتفاق مادر، در ری زندگی می کند. پدر او زرگر بوده است و حالا که از دنیا رفته است، اوضاع مالی خوبی ندارند. مادر او برای فرار از فقر، ناچار است با مرد دیگری ازدواج کند و سرپرستی محمد به خواجه احمد، سپرده می شود. او با سختی و مشقت، به تحصیل ادامه می دهد و حالا جوانی برومند شده است. خواجه، دختر کوچک خود را به نام زهره به عقد او درآورده است اما خانه ای در ری اجاره می کند و
اسلام یک دین جهانی است که مردم همه ی کشورها را در بر می گیرد
ناتنی بزرگتر دارم . با والدینم رابطه ی بسیار نزدیک و صمیمانه دارم . اما متاسفانه با سایر اعضای خانواده ام آنقدر صمیمی نیستم . تنش ها و اختلافات بین ما بعد از تشرفم به دین اسلام بیشتر شد . -لطفا در مورد آیین قبلی خودتان قبل از روی آوردن به اسلام برای ما صحبت کنید من یک مسیحی بودم اما خانواده ام آیین های مسیحیت را عملی نمیکردند. من در مدرسه مسیحیت را آموختم.و به شیفته ی
متهم: خواهرم طلاق می خواست تا با مرد دیگری ازدواج کند
قرار گرفت. محاکمه بعد از اعلام رسمیت جلسه پسر جوان گفت: باور کنید با انگیزه قتل به خانه خواهرم نرفتم. فقط به خاطر غیرت و آبروی خانواده ام می خواستم زندگی او را حفظ کنم، اما ناخواسته این حادثه تلخ رقم خورد. زمان حادثه یک ماه بود که نامزد کرده بودم. در این مدت نامزدم مرا درک کرده و با من زندگی می کند، نگرانم اگر به زندان بیفتم او را هم از دست بدهم. در آن سال دانشجو بودم، اما
کاش کرونا بود!
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: فکر نمی کردم یک روز آرزو کنم، کاش کرونا داشتم، ولی دنیا پر از کار های عجیب و غریب و آرزو های عجیب تر است. شش ماه تمام در خانه بچه هایم را حبس کردم. ترسیدم کرونا بگیرند. زنم ناراحت می شد. گاهی با هم بحثمان می شد، ولی در نهایت قانعش می کردم این همه سختگیری برای خودشان است. دلتنگی روحشان را آزرده بود، ولی مجبور بودند خانه بمانند. همسایه ها نوبت به نوبت سفر می
غسل شهادت و زیارت امام رضا(ع) قبل از اعزام به جبهه کار همیشگی فرزند شهیدم بود / احمد ثمره قرآن و نان ...
مجنون می شود، که تنها فرزند پسرش را از دست داده و مادر شهید به خاطر غم دوری فرزندش، بعد از چندسال مجنون وار پر کشید و رفت. پدر شهید در حالی که اشک در چشمانش جاری بود با اشاره گفت: پرده گلدوزی شده پشت سر من دست رنج مادر شهید است که هنوز برای من به یادگاری مانده. او در ادامه آهی کشید و گفت : من هم از شهادت فرزندم بی خبر بودم، اما در شب چهارشنبه نصف شب دیدم، دو کبوتر سفید از پشت بام خانه
سال ها در هیأت، استکان و نعلبکی شسته ام/ خاطره محمد کاسبی از نوحه خوانی دردسرساز در زمان شاه!
.... همه آنها فوت شده اند، خدا رحمتشان کند. نوحه این بود گروه اول می خواند (با صوت می خواند): حسین سرباز ره دین بود/ حسین قربانی آیین بود/ عاقبت حق طلبی این بود/ از سر نی داد، خوش این ندا سر/ ا... اکبر ا... اکبر/ ( گروه دوم جواب می داد): به اشک گرم نازنین دخترم/ به سوز قلب قهرمان خواهرم/ به پهلوی شکسته مادرم/ که نیست بیمم/ زین همه لشکر/ ا... اکبر، ا... اکبر. بله! حسین حق طلب بود. عاقبت حق طلبی باید خون ریخته شود و ظهر عاشورا خون اباعبدا... (ع) ریخته شد.این حق طلبی هنوز هم ادامه دارد.... انتهای پیام/ ...
ره توشه محرم (7)؛ بررسی پیامدهای منفی طلاق در فرزندان
] دختر 19 ساله ای که پدر و مادرش به تازگی از یکدیگر جدا شده اند، می گوید: از خیلی سال پیش همیشه شاهد مشاجره بین والدینم بودم و گمان می کردم روزی این دعواها به خاطر من و برادر کوچکم تمام می شود. بالاخره تمام شد، اما به قیمت نادیده گرفتن سرنوشت من و برادرم. بعد از طلاق پدر و مادرم و فروریختن پایه های یک زندگی 22 ساله، دیگر خجالت می کشم در جمع دوستان حاضر شوم؛ حتی حضور در جمع اقوام
ریحانه پارسا از زندگی شخصی و دردناکش پرده برداشت + عکس
در دانشگاه، تصمیم گرفتم کار تئاتر رابه صورت حرفه ای شروع کنم و تصور می کردم بعد از چند سال چنین اتفاقی برایم می افتد. پدر سکوی پرش من است . درخشش دو بازیگر جوان لیلای سریال پدر یک دختر امروزی است که به خاطر برخی اتفاقاتیکه در دانشگاه می افتد با پسری به نام حامد تهرانی آشنا می شود و کل سریال جریان رابطه این دو نفر است ؛ نقش حامد را سینا مهراد بازی می کند. ازدواج
عکس العمل حاج قاسم از ازدواج مجدد همسر شهید/سردار سلیمانی: ازدواجت جهاد بود
آقا ساعت 8 صبح تلفن زد و گفت: حدود یک ساعت دیگر خدمت می رسیم. آن موقع تازه فهمیدم سردار سلیمانی قرار است تشریف بیاور. یک لحظه استرس و شوق باورنکردنی همه وجودم را گرفت سریع بلند شدم تند تند خانه را مرتب تر کردم و میوه مختصری هم آماده کردم. شنیده بودم حاج قاسم ناراحت می شود اگر پذیرایی از او مفصل باشد. فرزند دومم هم 50 روزش بود و خیلی بی قراری می کرد اما در همان حین کارهایم را کردم و سریع زنگ زدم منزل
گفتگو با دزد وحشت آفرینی که با شلیک 12 گلوله دستگیر شد
89 مادرم فوت کرد. در شب اول مرگ مادرم، دوستانم مرا دوره کردند که برای کاهش غم هایم به همراه آن ها مواد مخدر مصرف کنم! اگر چه قبل از آن مواد می فروختم، ولی هیچ وقت استفاده نکرده بودم، اما از همان شب بدبختی های من شروع شد و بعد از آن هم برای خودم ساقی شدم و به فروش مواد مخدر روی آوردم. می گویند حدود 10 سال محکومیت داشتی؟ بله! اولین آن چهارسال و نیم زندان بود که در سال 93 به خاطر فروش مواد
رفیق حاج همت باید هم شهید می شد
کنیم تا جبهه ها خالی نماند. من خیلی به محمد وابسته بودم. هم همیشه خودم احساس می کردم و هم پدر و مادرم این را می گفتند. بعد از شهادت محمد فکر نمی کردم دیگر زنده بمانم. این را به دخترم هم گفته ام، من محمد را از پدرم هم بیشتر دوست داشتم. اینکه چند بار با مجروحیت تا پای مرگ رفته بود باعث می شد همیشه خیلی دلهره و اضطراب از دست دادنش را داشته باشم و مدام فکر می کردم اگر محمد به شهادت برسد ما
گفت وگو با مادر و همسر یکی از شهدای دریایی ناوچه کنارک/ صد قدم تا منزل ابدی پسرم فاصله دارم
است، یک زمانی خبر شهادتش را بشنوید؟ همه جور فکر می کردم به جز شهادت حسین! همیشه به فکر خستگی های حسین در مأموریت هایش بودم و با خود می گفتم، نکند وقتی از مأموریت برگشت به خاطر خستگی زیاد تصادف کند. چون حسین خیلی مأموریت می رفت. 13 سال روی آب های بوشهر و دو سال در چابهار، بندر کنارک و سه ماه در آب های عدن فعالیت داشت. با آنکه دو ماه در ناوچه کنارک بود و 20 روز مرخصی می آمد
عروس خون
/> از همه دردناک تر حمایت مادرم از خانواده اش بود به طوری که مادرم تاکید می کرد نگذارند من از خانه بیرون یا به خانه پدرم بروم. این سختی ها اما همه درد پری نیست. خانواده همسر به او اجازه دیدار پدر بیمارش را نمی دهند تا اینکه پدر از دنیا می رود و بعد از این اتفاق است که از همه جا دل می کند. چند ماه بعد به صورت توافقی از همسرش جدا می شود، اما از سال 89 تا 95 همسر با وعده و وعیدهای فراوان
امرالله احمدجو: عشق میرباقری به اهل بیت، "مختارنامه" را ماندگار کرد/ ماجرای دادکشیدن سر خسرو شکیبایی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، امرالله احمدجو کارگردان چند سریال ماندگار تلویزیون با کوله باری از تجربه، متانت و خوشرویی مقابل مجری برنامه چهل تیکه نشست تا ما را به خاطرات سال های دور ببرد. به آنجا که یکی از بهترین سریال های همه دوران تلویزیون ایران توسط یک روستازاده جوان ساخته شد. بدون اینکه آقازاده ای باشد که پدر، عمو و یا آشنایی از او کاره ای باشند و بخواهند او را در ساختن نخستین