خلق تابلوهای زیبای نقاشی توسط بانوی معلول مشهدی - خبرگزاری صدا و سیما
خلق تابلوهای زیبای نقاشی توسط بانوی معلول مشهدی
سایر منابع:
سایر خبرها
سمانه و مبینا در دام شیطان خطرناک افتادند
رستوران رفتم که دیدم یک مرد سوار بر خودرویم شده و با سرعت از محل دور شد. مبینا نیز در ادامه گفت: داخل خودرو منتظر سمانه بودم که ناگهان یک مرد با اسلحه ای که در دست داشت سوار بر خودرو شد و، چون ماشین روشن بود شروع به حرکت کرد و بعد از یک مسیر کوتاه که با هم درگیر شده بودیم با تهدید اسلحه طلاهایم را از من گرفت و سپس مرا به بیرون خودرو پرت کرد که در این حادثه زخمی شدم. دستگیری سارق
هنر، معجزه زندگی ام بود
که از کودکی با پدرش دوره می کرد، برسد. اعظم عزیزی پور 33 ساله، ساکن محله مهرآبادجنوبی ، اکنون پس از گذشت 10 سال با پشتکار، هنرمند برتر منطقه 9 شناخته شده است که نمایشگاه های انفرادی و گروهی بسیاری در شهرها و کشورهای مختلف برگزار کرده است. مهمان خانه کوچک و باصفایش می شویم تا با او از هنر، معلولیت، حمایت های انجام نشده و کرونا ی عالم گیر سخن بگوییم. دردها و غم ها را فراموش کردم روی
گفت وگو با سمیه خاوری، هنرمند و تصویرگر کتاب های کودکان
رفتیم. طاهره هم متولد 67 است. او قبل از من به سراغ هنر رفت و به نقاشی علاقه داشت. از زمانی که یادم می آید مداد دستش بود و نقاشی می کشید. آموزش طراحی مهم ترین بخش زندگی ام شد خانم خاوری در ادامه از دوران کودکی و نوجوانی اش و مسیر هنری که دنبال می کند می گوید: حدود سال 1382 بود و من کلاس اول راهنمایی بودم. آن زمان کلاس رفتن خارج از مدرسه و در اوقات فراغت یا در تابستان برای بچه ها بسیار
اثر هنری وقتی می تواند زندگی کند که کامل نشده باشد
معاصر کرده است. در مجسمه سازی مفاهیمی را باید جستجو کرد و نگاه به شیء می تواند نگاه متفاوتی به اشیاء یا عالم باشد. هر مجسمه کوچک یا بزرگی که می بینید در اصل جهان بینی آن مجسمه ساز است. نگاه انسان به اشیاء یا جهان از تهی یا پُر بودن درون مجسمه نشات می گیرد. تهی بودن در این آثار به این دلیل است که فقط قسمت های پُر در جهان را می بینیم. آثار حجمی که از عماد در این گالری به نمایش درآمده است شباهت
اسیدپاشی به زن جوان در مسیر دادگاه خانواده
به گزارش تلنگر : به دنبال اعلام این خبر، تحقیقات آغاز شد و زن جوان که از ناحیه پا مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود در تحقیقات گفت: دانشجوی دکترای مدیریت هستم و 4 سال قبل با مرد جوانی به نام امیر ازدواج کردم. اوایل زندگی مان خوب بود، اما بعد از مدتی دچار اختلاف شدیم. اختلافات ما روزبه روز بیشتر می شد تا اینکه تصمیم به جدایی از امیر گرفتم. شاید برایتان جالب باشد : تامین یک میلیون
سریال باخانمان ؛ یک طنز طبقاتی
کار را انجام بدهید؟ این سختی تنها شامل حال این پروژه نمی شود، بلکه تا روزی که کارگردانی کنم، همیشه ادامه خواهد داشت. درمجموع و در طول سال تنها چند فیلمنامه کامل به ما پیشنهاد می شود، معمولا این اتفاق می افتد که ما با چند قسمت فیلمنامه آماده کارمان را شروع می کنیم و به قول معروف عادت هم کرده ایم. بالاخره با تجربه ای که داریم، کار را به سرانجام می رسانیم. شیرازی و پسیانی؛ جدی اما
اصرار حاج قاسم بر ترویج فرهنگ بومی؛ انگیزه کارآفرینی دختر شهید/ هدفم احیای صنایع دستی زنانه در رفسنجان ...
گروه خانواده؛ مینا فرقانی: چند ماه قبل بین مقالات و خاطراتی که از حاج قاسم نقل شده، به خاطره ای برخوردم که سردار در زمان حیات توصیه کرده بودند بازی های بومی کودکان کرمانی در قالب کتابی ثبت و معرفی شود. این خاطره گوشه ذهنم مانده بود تا اینکه مدتی پیش که کتاب فرهنگ شفاهی کودکان رفسنجان به دستم رسید، به ناگاه یاد آن خاطره افتادم. نویسنده کتاب، خانم دکتر زینب کبیریان ، قبل از اینکه این توصیه و تأکید سردار را شنید
کوبه های شادی
فاطمه سیرجانی | شهرآرانیوز؛ دنیا در سراشیبی سقوط هم که باشد، چیز هایی هست که نجات بخش بشر باشد. هنر آفت را از زندگی می گیرد و جایش امید می پاشد به روزمرگی ها و به جهان افسرده سیاهی که گاه نفس کشیدن را هم سخت می کند. هنر زنده می دارد و بالنده هر روح و نفسی که به آن عشق دارد. این روایت تکه ای از زندگی هنرمندانه ای است که در این روز های سخت امید و عشق را سنجاق دل ها می کند. پسر کاو ندارد
دغدغه های آقای کارگردان برای یک طنز طبقاتی!
قسمت فیلمنامه کار را شروع کردید. برای تان سخت نبود که این طور بدون فیلمنامه کامل کار را انجام بدهید؟ این سختی تنها شامل حال این پروژه نمی شود، بلکه تا روزی که کارگردانی کنم، همیشه ادامه خواهد داشت. درمجموع و در طول سال تنها چند فیلمنامه کامل به ما پیشنهاد می شود، معمولا این اتفاق می افتد که ما با چند قسمت فیلمنامه آماده کارمان را شروع می کنیم و به قول معروف عادت هم کرده ایم. بالاخره با تجربه
در راه پیشرفت توقف ممنوع است/ راه ادامه دارد حتی با ویلچر
. چند روزی می شد که به بهانه روز معلولین شماره آقای اکبری را از روابط عمومی بهزیستی گرفته بودم اما دل به کار نمی دادم انگار روزهای خسته و دلگیر پاییزی روی اراده من تأثیر دوچندانی گذاشته بود. در مواجهه اولم با آقای اکبری متوجه شدم این جوان چقدر انرژی دارد و اصلا متوجه نشستنش بر روی صندلی چرخ دار نشدم آن چنان رفتار گرمی داشت که انگار سال هاست من را می شناسد تشکری کردم و نشستم
روایت اهالی فرهنگ و هنر از دیدار غیررسمی با رهبر انقلاب 12| بروید قاسم سلیمانی های عرصه فرهنگ و هنر را ...
به واسطه آن جلسه حاصل شد. وی در ادامه به ذکر نقل قول تأثیرگذاری از رهبر فرزانه انقلاب اشاره و اظهار کرد: در حین جلسه، یکی از دوستان به حضرت آقا گفتند که ما در عرصه های نظامی، بین الملل و جنگ سخت، شخصیتی چون سردار قاسم سلیمانی را داریم؛ در عرصه فرهنگ و هنر نیز به شخصیت هایی چون سردار سلیمانی نیاز داریم. حضرت آقا صراحتاً فرمودند که من نقشی در تکوین عظمت شخصیت قاسم سلیمانی نداشتم؛ این عرصه
شاید پیش از اذان صبح
فرق است میان یک لاقبایی مثل من که در خانه نشسته ام و مجاهدی مثل تو که چهل سال پوتین از پا درنیاورده ای. الان هشت ماه از آن نیمه شب غریب و آن صبح وحشتناک که انگشت و انگشترت صفحات مجازی را درنوردید، می گذرد. قبل از شنیدن آن خبر، فقط یک بار غمی به این کمرشکنی و مردافکنی را تجربه کرده بودم. توی آسایشگاه 3 اردوگاه موصل نشسته بودیم داشتیم با دوستم علی هادی قرآن حفظ می کردیم. فرشید فتاحی اسیر خوزستانی بغض کرده و اشک بار آمد داخل و خبر فوت امام را که در روزنامه عراقی خوانده بود، آورد... . یوسف زاده پیش از این کتاب آن بیست و سه نفر و اردوگاه اطفال را به رشته تحریردرآورده است. ...
تاریخچه سنگلج مکتوب شد/ به دنبال راه کاری عقلانی برای انتشار
توان خود را به کار گرفتم تا در کسوت یک پژوهشگر، مجموعه این اطلاعات را که بخش عمده آن به صورت پراکنده و شفاهی بوده و یا به بوته فراموشی سپرده شده، مکتوب کنم. وی ادامه داد: به لحاظ زمانی، دایره پژوهش های انجام شده مربوط به سال های قبل از 1300 تا 1357 شمسی است و البته در برخی موارد تا زمان حال را هم در بر می گیرد. حاصل آنچه که تا به حال، به رشته نگارش درآوردم، 20 هزار صفحه است. باید یادآور
دفاع آنلاین؛ تجربه جدید دانشجویان
دقیقه استادانم با من صحبت کردند تا آرامشم را به دست آورم و بعد شروع به دفاع کردم. در طول دفاع هم فقط نگران اینترنت بودم و بعضی وقت ها حتی استادانم هم متوجه می شدند. او درباره مقررات دفاع آنلاین می گوید: دفاع آنلاین هم مثل دفاع حضوری است فرقی ندارد کارهای اداری آموزش را که انجام دادم رفتم برای دفاع فقط یک نکته را دانشگاه یادآور شد و اینکه لباس فرم را بپوشم. گویا یکی از بچه ها دفاع داشته
به یاد مردی که لقب چیزی به او نمی افزود
پایان بندیِ تلخ هم چنان همان لحن شادان است... 2- و شروع بسیار تلخ بود... همان سال های ابتدایی مدیریت، معلمی عزیز اخراج شده بود و مدیر منصوب دکتر اژه ای این اخراج را به اشاره و اراده ی او می دانست. دکتر اژه ای دهه ی شصت یعنی عضو کابینه، محبوب نخست وزیر و رییس جمهور، یعنی خود قدرت... قدرت هم که نقد نمی شود... دانش آموز دوم دبیرستانی اما معقولات نمی دانست. رفت بالای سن شب شعر انقلاب اسلامی
خواب شهید مدافع حرم در کربلا چگونه تعبیر شد
بدهکار است و برای همین مهریه ام را بخشیدم تا او بدهکار من نباشد. *هیچ وقت از نبودنش شکوه نکردم حاصل ازدواج ما سه فرزند است. فرزند اولم وقتی من 18 ساله شدم به دنیا آمد. از همان ابتدایی که با هم ازدواج کردیم محمد به مأموریت می رفت. هر چند که چون از ناحیه سر، جانباز بود می توانست کار نکند، اما یکسره لب مرز و مأموریت های خارجی بود. یکی دو سال هم دانشگاه امام حسین(ع) مشغول شد.
ملتی سربلند و روزهایی پرافتخار
پیش رفته بود. فتنه گران هر روز پا را بر پله ای بالاتر می نهادند و هیچ خط قرمزی برای خود قائل نبودند. تا آنکه در روز عاشورا با حمله به عزاداران و آتش زدن پرچم های سیدالشهدا علیه السلام و هلهله و شادی، در واقع پیچیده شدن طومار ننگین خود را تسریع نمودند و سرانجام در روز باشکوه و یوم الله نهم دی، فتنه ای که ماه ها کشور را دچار هزینه و آسیب های جبران ناپذیر کرده بود چون توده ای از برف در برابر آفتاب بصیرت ملت به سرنوشت محتوم خود زوال و نیستی پیوست. سید ابوالحسن موسوی طباطبایی
محیط های روشنفکری ایران غرق در فضاهای تک جنسیتیِ مردانه هستند/ حرمسراها از دنیای مجازی سردرآورده اند
، مسائلی که یک پاسخ و یک توضیح ندارند، معلول ها چند علت دارند، چندعاملی بودن روشن است، ولی برای ورود به دانشگاه باید از میان چهار جواب فقط یکی را انتخاب کرد. به این دو دلیل نخواستم تحصیلات دکتری را در این سیستم دانشگاهی ادامه بدهم و رفتم دنبال آگاهی از شیوه ی تحقیق و شیوه ی اندیشیدن متفکران و پژوهشگران پرکار و مؤثر در جهان. ما زنان فارغ التحصیل رشته های علوم انسانی پس از بیرون آمدن از دانشگاه به لحاظ
نوروزی: بدشانس ترین فوتبالیست تاریخ ایران هستم
مسابقات دانشجویی قهرمان کشور شدیم و در آن مسابقات آقای گل شدم. از آن جا به تیم استقلال دزفول رفتم که همان استقلال کیش بود. روح محمود خان یاوری شاد باشد. او بازی من را دید و سال بعدش که به برق شیراز رفت، من را هم با خودش به آن تیم برد و از آنجا کار من در لیگ برتر شروع شد و یک سال با برق شیراز در لیگ برتر بودم. بعد از آن به استیل آذین منتقل شدم. از سال های حضورتان در استیل آذین
بهار که آمد و برف ها آب شدند تاملی در معنای زندگی
به گزارش برنا، کتاب "بهار که امد و برف ها آب شدند ... " با زیر عنوان "تاملی در معنای زندگی"، نوشته سید محمد رضا دربندی در 112 صفحه و به قیمت 230000 ریال در انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شد. کتاب بهار که آمد و برف ها آب شدند سه فصل مستقل دارد؛ در فصل اول این کتاب با عنوان مرده بدم، زنده شدم داستان پریشان خاطری نویسنده ای است که در دوران جوانی به محضر استاد محمد تقی جعفری می رسد و
رضا نظری هنرمندی مردمی و بسیار محبوب بود
سالم، صمیمی، صادق و دوستدار مردم بود. و یاد و خاطره اش در دل مردم انزلی و استان گیلان تا ابد زنده خواهد بود. رضا نظری متولد 9 تیرماه 1355 در شهرستان بندرانزلی و فارغ التحصیل رشته مدیریت خدمات بندری بود. وی از سال 1370 با نمایش سفر به کارگردانی علیرضا غاروریانی وارد عرصه بازیگری شد. این هنرمند گیلانی در سریال های کوچه خندان، سرخوش ها، آن سنگ گران، کمیسر دل نازک، بستنی سرای داغ
محفلِ مقدّسِ دوستانه
است. او به بی خوابی های مفرط هم دچار بود. و بی خوابی درد ویرانگری است. می تواند یک زندگی را به چالش بکشد. سیوران گفته بود که یک بار به صلیب کشیده شدن، در مقابل بی خوابی های هرروزه، بسیار اندک است. او گفته بود که در خلوت، همه ما از آنچه نشان می دهیم غمگین تریم. سخنش شاید بی راه نبود. حالا که این سه فرهیخته گرد هم آمده اند، اندکی از آن غم های زندگی هم می کاهند. سه اهلِ فکری که
نبود انجمن مد و لباس؛ مشکل عمده طراحان مشهدی
که فرزندانم کمی بزرگ تر شدند، مجدد شروع به ادامه تحصیل کردم و اکنون کارشناسی طراحی پوشاک و دانشجوی ارشد رشته پژوهش هنر هستم. همیشه معتقد بودم که نخستین گام در دست یابی به اهداف توان تصورمان در آن جایگاه است و بزرگ ترین مشوق من بعد از خانواده و همسرم، طلب خود درونی ام برای رسیدن به خواسته هایم بود زندگی یک مدرسه طولانی مدت است که هرروز چیزهای جدید می آموزی که قبلاً کسب نکردی. این کارآفرین فعال
ناگفته های یک ارتباط شناس | آموزه های هادی خانیکی
ریاضی را در وجود من کاشت. رشته انتخابی من برای کنکور، ریاضی بود و پس از رفتن به دانشگاه شیراز به یک دانشگاه آمریکایی رفتم. به دلیل آن که عشق من ریاضی بود و تصور می کردم تنها از طریق علوم پایه است که می توانم به کشور خدمت کنم، به تحصیل در این رشته مشغول شدم. من در خانواده ای مذهبی با گرایش های کمرنگ سیاسی زندگی می کردم که در واقع زاویه ای با جریان رسمی سیاست و نظام داشت اما این تعارض در
برای رسیدن به المپیک 2024 می جنگم/ مسئولین رشته جودو را نمی شناسند/ چهار سال عضویت مستمر در تیم ملی جودو
گیرم. شروع رسمی فعالیت جودو از سال 92 شکل گرفت. مربی ام مشوق اصلی من در رشته جودو است جودوکار نوجوان برازجانی به مشوق های خود در مسیر ورزشی رشته جودو اشاره ای دارد و می گوید: از روز اول تا به الان پسر عمه ام که مربی ام است مشوقم بوده و من را تشویق می کرد. مربی ام خیلی من را حمایت می کرد و به من انگیزه می داد. الان نیز پسر عمه ام آقای سعید فخاری مربی ام است و واقعا کسی بود که در
گشتی در خیابان های کرونایی شهر با نفر اول مسابقه زنان راننده تاکسی
کردم و به خانه اش رساندم. متاسفانه به او هم تجاوز کرده بودند. مریم آرزو داشت معلم شود اما دست روزگار او را از آرزو و رشته تحصیلی اش دور کرد: فوق دیپلم مربیگری دارم و 5 سالی مربی مهدکودک بودم. 2 سال هم در روزنامه آسیا مشغول به کار بودم که توقیف شد و از کار بیکار شدم. بعد از آن مدت کوتاهی در یک شرکت کار کردم اما مدام پیشنهادهای بی شرمانه ای می شد، من هم رها کردم. با وجود پسر کوچکم نمی
گفت وگو با کارگردان مستند خانه که به زندگی مهاجران افغانستانی در ایران پرداخته است
مستند شما به عنوان کارگردان یک نوع گیرنده هستید و داستان و قصه را دریافت می کنید. من سعی میکنم همیشه پروسه تولید برای اعضای گروه لذت بخش باشد. راز دوم در این است که وقتی شما قرار است وارد فضای خصوصی یک خانواده شوید با تیم کوچکی این کار را انجام دهید، هرچه شلوغ تر باشید فضا مصنوعی می شود، اما من تنها بودم یک صدابردار داشتم که او هم افغانستانی بود. گاهی وقت ها او هم نبود و من خودم صدا را می گرفتم؛ و
مردی که وسط لابی درازکشیده به هیچ چیز معترض نیست او فقط خواب است/ می گویند کاش در ایران بمانی و کار کنی
گرفتم و شروع به ساخت اثرم کرد و هرچه منتظر شدم سفت نشد و من بارها و بارها مدل های مختلف همان رزین راخریدم و خلاصه با مشکلاتی مواجه شدم. هنوز هم چنین مشکلی دارم و نتوانسته ام رزینی پیدا کنم که بدون مشکل کارم را راه بیندازد. این آزمون و خطاها مشمول هزینه است و سختی هایی دارد و گاه لازم است برای رفع مشکلات کلک هایی بزنیم و خلاقیت به خرج دهیم. درمورد سیلیکون نیز این مشکلات وجود دارد. سیلیکونی که استفاده
محمدرضا هدایتی و پسر بزرگش هامون / عکس + بیوگرافی
ناراحت شدم که نتواستم در نمایش ترانه های محلی حضور داشته باشم و حالا بسیار خوشحالم که دوست خوبم علی سرابی جایگزین من شد. من این نقش را خیلی دوست داشتم ضمن اینکه ترانه هایی را که قرار بود بخوانم، فردین خلعتبری ساخته بود و این فرصت خوبی بود که بتوانم در کنار این هنرمند شایسته موسیقی حضور داشته باشم. به هر حال من همیشه برای بازی در تئاتر بد شانس بودم. واقعا اگر تعهد از قبل تعیین شده من با پروژه ایران برگر نبود با کمال افتخار در این نمایش حضور پیدا می کردم.
فیلم| ماجرای ویدیوی جنجالی محمد سینا نوه قلابی استاد شجریان
بیمارستان جم تهران درگذشت. استاد شجریان بنا به وصیتش در جوار مقبره حکیم فردوسی در توس به خاک سپرده شد. محمد سینا منصوریان 13 ساله خواننده نوجوان اهل چهارمحال و بختیاری و ساکن بروجن که در زمینه آواز، موسیقی سنتی و اصیل ایرانی فعالیت دارد. سینا اکنون در حال تحصیل در کلاس سوم راهنمایی است و به مدت سه سال است بصورت حرفه ای موسیقی سنتی اصیل ایرانی را دنبال می کند و