ماجرای خط و نشان سید ابراهیم برای شهید گمنام - بسیج
سایر خبرها
سرگذشت یک بچه تنبل/ عکس عراقچی در جبهه/ روشی برای نشستن ظرف
بیان شده بود. لبخندی زد و رد شد سرم را روی دفترم گذاشتم و گریه کردم به خودم گفتم هرگز نمی گذارم بفهمد من تنبل کلاسم به خودم قول دادم بهترین باشم. آن سال با معدل بیست شاگرد اول شدم و همینطور سال های بعد. همیشه شاگرد اول بودم وقتی کنکور دادم نفر ششم کنکور در کشور شدم و به دانشگاه تهران رفتم. یک کلمه به آن کوچکی سرنوشت مرا تغییر داد. چرا کلمات مثبت و زیبا را از دیگران دریغ میکنیم
تکنوکراسی؛ریشه عدم همکاری هاشمی با بسیج/دولت یازدهم تکنوکرات تر است
؟ از سال 61 تا پایان جنگ به عنوان سخنگوی سپاه بودم و البته در جهاد سازندگی هم سخنگوی جهاد بودم؛ آن زمانی که خدمت امام رسیدیم و گزارشی از جهاد دادیم ایشان فرمودند چرا به مردم نمی گویید خب آن زمان هم بحث سخن گفتن از عملکرد دستگاهها به نوعی ریا محسوب می شد و هیچ کس هم حاضرنبود چیزی بگوید. به هرحال این مسئولیت هم تا پایان جنگ ادامه داشت و بعد از آتش بس، مسئله نیروهای سپاه مطرح شد. از
زندگینامه ابوالقاسم حالت
) اولین اثر درباره اولین شعری که حالت سرود، خود وی می گوید: روزی در مدرسه با یکی از دوستان همکلاسم قهر کرده بودم و چون خیلی نسبت به هم صمیمی بودیم بالاخره طاقت نیاودم و با یک قطعه سه بیتی از او معذرت خواستم، این قطعه که اولین شعرم بود و متأسفانه الان هیج به یادم نیست موثر واقع شد و قهر ما را به آشتی تبدیل نمود. اثر این شعر مرا بر آن داشت که شاعری را دنبال کنم، لذا از کلاس ششم
طنزی به نام زندگی
فرار کرد . گروهبان خواست دنبالش کنند . منطقیان که آن زمان حدود پانزده سال داشت،گروهبان را محکم گرفت . گروهبان داد زد محمود چه خبره؟ ولمون کن تخم مرغ ها شکست ! جا خشاب هایش پر از تخم مرغ تلکه ای بود و تخم مرغ های شکسته را جبران کردنددهمه چیز به خیر گذشت . گروهبان مهربانی بود و سختگیری نکرد. معلم بعدی ما پیرمردی بود بهبهانی باز هم خدا رحمتش کند. مقرر نمود علاوه بر مرغ و جوجه باید هر روز یک چوب هیزم
حجت الاسلام خدادادی: اگر بخواهیم هنوز هم می توانیم عاشورایی شویم
علاقۀ پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام اطلاع داشتم ولی ایشان هیچ سخنی از علی ابن ابی طالب علیه السلام نزدند جویای این امر شدم و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: عایشه! اینهایی که من در موردشان صحبت کردم یاران من بودند. وای بر تو عایشه! مگر مرد در مورد خودش حرف می زند و تعریف می کند، علی، جانِ من است. حالا ببینید با علی علیه السلام چه کردند، هفتاد سال امیرالمومنین علیه السلام را
حضور یک خواننده معروف در سریال معمای شاه
/> از آنجا که من از شاگردان امیر دژاکام بودم، به دفتر او رفت و آمد زیادی داشتم. در حدود 5 یا 6 سال پیش آقای مسعود عجمی به دفتر آمد و مرا دید. همان جا عکس از من گرفت و از من خواست تا به دفتر آن ها بروم. آقای ورزی هم اظهار داشتند که از چهره من خوششان آمده و علاقه مند هستند با آنها همکاری نمایم. در ادامه شهرام خلج با دیدن چهره من لب تاپ خود را آورده و عکسی را به آقای ورزی نشان دادند که همانجا به من گفته
روایت خواندنی از عجیب ترین داروخانه تهران
در رشته داروسازی قبول شدند. سال 46 فارغ التحصیل شدم و بالاخره اول اردیبهشت سال 1354 این داروخانه را از یک اقای دکتر خریدم و از آن روز تابه حال هم یک سره کار کردم. امسال هم دقیقا چهل سالگی این داروخانه از زمانی است که من وارد آن شده ام. خانم دکتر ترابی سه پسر و دو دختر دارد: سال دوم دانشگاه ازدواج کردم و زود هم بچه دار شدم. اگر برنامه ریزی صحیح وجود داشته باشد، آدم خیلی از کارها را می تواند انجام
شهیدی که 31 سال روزه بود
به دخترها توصیه می کرده که پزشکی بخوانند و حتی حاضر است فرش زیر پایشان را به خاطر تحصیل شان بفروشد: خواهر بزرگترم در حال گرفتن دکترای الهیات است. دیگری که مامایی خوانده و یکی دیگر از خواهرها که ازدواج کرده است مدرک بین المللی آشپزی دارد. من هم به نویسندگی علاقه داشتم و پدرم کمک کرد کتابم را در سال 91 چاپ کنم. هدی می گوید پدرش شخصیت شوخ و مهربانی داشت و همیشه سعی می کرد حرف های تمام
منصوریان: بهتر است استیماچ در ادبیاتش واضح تر صحبت کند/مقابل استقلال روی نیمکت هستم اما لب خط نمی آیم
این را هم بگویم دیروز از من سر تمرین سه پنالتی گل خورد. وی در پاسخ به این سوال که آیا قصد دارید بیرانوند را در نیم فصل بازیکن آزاد اعلام کنید، گفت: اول از همه بگویم این افتخار را داشتم که شاگرد پرویز دهداری بودم. تمام تغییراتی که طی 20 سال گذشته در من ایجاد شد از مرحوم پرویز دهداری بود. ایده او اخلاق و در مرحله سوم فوتبال بود اما حالا این ایده ها عوض شده است. ما ارتباط خانوادگی با
هواداران علیه من شعار ندادند | باشگاه نخواهد، می روم
بردارید؟ که جواب داد: برای من هیچ چیز عجیب و غیرممکن نیست. در این سال ها دو بار برکنار شدم اما سه بار با من قرارداد همکاری امضا کردند. تبریز را شهر دوم خودم می دانم و لازم نیست در مورد علاقه ام به تراکتورسازی صحبت کنم. اینجا احساس خوبی دارم اما ممکن است اتفاقات دیگری رخ بدهد. این موضوع را قبلاً هم گفته بودم که امکان ندارد با تغییر شرایط، خاطرات بدی از تبریز با خودم به پرتغال ببرم. به قدری در این
بی پولی لعنتی و پیوندی که بیمه نبود....
است. شماره ناشناس که روی تلفن همراهم افتاد، دقتی نکردم و به کارم ادامه دادم، اما دوباره زنگ زد و این بار، چه مصرانه زنگ می خورد. آن طرف خط صدای مردی با لهجه غلیظ یزدی بود: "سلام، خانم! شما خبرنگارید؟" و بعد از تاییدم، سفره دلش را باز کرد... ع.ک به همراه همسرش قرار است سه ماه دیگر را در هوای غبارآلود پایتخت به انتظار نظر پزشکان درباره نتیجه درمان بنشینند؛ اما هزینه های درمان
سفارش امام عصر(ع) به زیارت عاشورا
صبح مانده راه افتادیم. هنوز یک فرسخ نرفته بودیم که هوا منقلب شد و برف باریدن گرفت. به طوری که رفقا هر کدام سرهای خود را به پارچه پیچیدند و تند رفتند. من هم هر چه کردم که بتوانم با آنها بروم ممکن نبود. سرانجام از آنها عقب ماندم و ناچار از اسب پیاده شده و در کنار راه نشسته و متحیر بودم. مخصوصاً به خاطر ششصد تومان پولی که برای هزینه سفر همراه داشتم، نگرانی بیشتری داشتم. با خود گفتم: همین جا
اسپیلبرگ هم"معمای شاه"رامی ساخت،مخالف بودند
بگوییم بیشتر بود، به نظرمن 50 ، 50 بوده است. علاوه بر الف ویژه بودن سریال معمای شاه فکر می کنید چه زمینه ها و پیش زمینه هایی در مورد سریال وجود داشته است که با پخش دو قسمت، واکنش به سریال تبدیل به یک موج شده است؟ فکر نمی کنید ماجرا به خودتان برمی گردد؟ ورزی: اینکه به خودم بر می گردد یعنی اینکه طیف عظیم مخالفی دارم؟ بله، یا حتی بدتر اینکه طیف عظیمی منتظر بودند که
حملات دوباره مایلی کهن به کارلوس کی روش
سال 1384 که کسی توقع نداشت و باورش نمی شد آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شود من از ایشان حمایت کردم و از برخی هم برای احراز پست ریاست تربیت بدنی آن زمان شایسته تر بودم و شرایطش را داشتم در بهمن 1356 لیسانس گرفتم و در سطوح مختلف مدیریتی در ورزش کار کرده ام مدیر کل دفتر برنامه ریزی بودم معاون دفتر امور مشترک فدراسیون ها بودم، ریاست تربیت شهرری و شمیران را داشتم. بعد از 45 روز که ایشان انتخاب شد ایشان من
گزارشی از چگونگی برگزاری کنسرت موزیسین های ایرانی در خارج از کشور
/> داریوش طلایی استاد مسلم تار درباره اجرای کنسرت خارج از کشور و تأثیر آن در موسیقی ایران گفته است: شکی نیست که برگزاری کنسرت در معرفی موسیقی تأثیر بسزایی دارد و از آنجایی که موسیقی مربوط به حوزه فرهنگ می شود و فرهنگ در همه جای دنیا باید حمایت شود، موسیقی ما نیز باید از همه لحاظ حمایت شود تا در نهایت فرهنگ ایرانی به خوبی به مردم جهان شناسانده شود. او ادامه داده: از آنجایی که من خودم از
بحران اضمحلال خانواده در جامعه ایران نگران کننده است
به گزارش سلام خبر، کارگردان فیلم شیفت شب با اشاره به روند ساخت این فیلم گفت: برای من آنچه در سینما مهم است؛ روایت است و در این فیلم هم به دنبال روایت بودم. کریمی ادامه داد: من برای کارگردانی و بازیگری بسیار زحمت کشیدم اما واقعیت این است که در زمانی که یک فیلم را می سازیم نمی توانیم امیدوار باشیم که سود مالی زیادی از فروش آن کسب کنیم. وی درباره نقشی که خود در این فیلم ایفا
بزرگی کروش را در فرودگاه سئول دیدم
بالاخره کارت گرفتی و محروم شدی؟ 6 هفته ای می شد که 2 کارته بودم و به قول شما بالاخره مقابل استقلال اهواز کارت زرد گرفتم و محروم شدم. ظاهراً خیلی هم عصبانی شدی؟ بعد از گرفتن کارت زرد متوجه شدم بازی با نفت تهران را از دست دادم. آن لحظه توپ به محمد غلامی رسید و خوب می دانستم چه مهاجم خطرناکی است. با خودم گفتم اگر توپ روی پایش جفت و جور شود و شوت بزند، احتمال دارد گل شود و به
محصلی که معلم اخلاق شد
کنند اما قصه پرویز و تولدش برگشتی داشت به مرودشت. چند سالی از ساکن شدن خانواده دهداریان در آبادان می گذشت که لطف علی و بی بی کوچک دست بچه های قد و نیم قد را گرفته تا سری به فامیل در مرودشت بزنند و البته بعد دوباره پی گیر ادامه زندگی در خوزستان شوند. در دوازدهمین روز از بهار سال 1311 بود که قابله ای در مرودشت، بی بی کوچک را برای چندمین بار فارغ کرده تا این بار پرویز نام فرزند جدید این
خمسه: به جوانان توصیه می کنم بازیگر نشوید
حرفه شما شرایط خاص خودش را دارد؛ گاهی چند ماه سرکارید و کمتر فرصت رسیدگی به بچه ها و خانواده را دارید، غیبت تان را چگونه مدیریت می کنید ؟ چگونه وقت خود را بین کار و خانواده تقسیم می کنید که فرصت رسیدگی به هر دو را داشته باشید؟ شکل حرفه ما جوری است که برای خانواده نمی توانیم برنامه ریزی مشخصی داشته باشیم. برعکس دیگر مشاغل که زمان مشخصی دارد، حرفه ما چندان زمان مشخصی ندارد. ما گاهی مجبوریم
مطهری: در بازی استقلال حق اشتباه نداریم
من تاثیرگذار بوده و توقع خودم بالا رفته مثل سال گذشته دوست داشتم خوب کار کنم اما مصدومیت من را عقب انداخت. امیدوارم به آمادگی گذشته برگردم و بتوانم به تیمم کمک کنم و در ضمن عملکردم به گونه ای باشد که برخی ها نگویند که حالا که پدیده شده کار قبل را نمی کند. به نظر من باید فراتر از این ها باشد و به دنبال این باشم که بهترین بازیکن شوم وگرنه پدیده شدن یک لقب است که امسال به من می رسد و سال دیگر به کس
گزارشی تلخ از روزگار مردان روسپی
بگیرد و بعد او را مورد نقد قرار دهد. شرایط زندگی من اصلا مناسب نبود. نمی خواهم خودم را تبرئه کنم، اما شرایطی که داشتم تاثیر زیادی در مسیری که گرفتار آن شدم داشت. وی ادامه می دهد: حال و روز امروز ما و خصوصیات اخلاقی مان منشا در دوران کودکی دارد. اینکه شرایط و محل زندگی شما کجاست؟ چه کسانی در اطراف شما زندگی می کنند؟ در چه محیط اجتماعی رشد می کنید؟ یا با چه کسانی رفت و آمد دارید؟ امروز
رونمایی از دستمزد و قرارداد عجیب کی روش
بدنی آن زمان شایسته تر بودم و شرایطش را داشتم. در بهمن 1356 لیسانس گرفتم و در سطوح مختلف مدیریتی در ورزش کار کرده ام مدیر کل دفتر برنامه ریزی بودم معاون دفتر امور مشترک فدراسیون ها بودم، ریاست تربیت شهرری و شمیران را داشتم. بعد از 45 روز که ایشان انتخاب شد ایشان من را خواست و به ملاقات او رفتم. آن زمان هم مسائل هسته ای وجود داشت و ما پروتکل الحاقی را امضا کرده بودیم و مشکلاتی وجود داشت.
صمد مرفاوی: نمی دانم من و قلعه نویی کی دوباره به استقلال برمی گردیم
، چرا دروغ بگویم هیچ صحبتی نشد. در آن شرایط خب حق هم داشتند. فقط یکسری صحبت ها با آقای شفیع زاده داشتم که قرار بود استقلال اهواز را بگیرد که در نهایت انتقال به آن تیم هم منتفی شد. من برای بازگشت به لیگ عجله ای ندارم. در حال استراحت و بازیابی قوای جسمانی هستم. کتاب می خوانم، فوتبال می بینم و سعی می کنم خودم را به روز نگه دارم. فوتبال هر روزش تجربه است. حتی وقتی که بیرون هم نشسته ای می توانی کسب
ایران همچون یک تابلوی زیبا از ادیان ابراهیمی و ملت های دیگر است
/> علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی. جامعه آشوری با داشتن 20 هزار نفر جمعیت در مجلس ایران نماینده دارند بنا بر این گزارش، عبدالرضا عزیزی در ادامه این مراسم گفت: من خودم را موظف به حضور دراین جلسه دانستم چرا که نماینده آشورائیان در مجلس قابل احترام هستند. ایشان در زمان تمام اعیاد و شهادت ها برای ما پیام می دهند ورابطه صمیمی با دیگر اقلیت ها دارند. رئیس کمیسیون
داغ ناموس به قتل شوهر خواهر انجامید
خودتان می دانید که چقدر با احمد دوست بودم. از همه جزییات زندگی هم خبر داشتیم. برای چند دقیقه هم که شده خودتان را جای من بگذارید. وقتی تازه از ارتباط احمد و لیلا باخبر شده بودم، پیش شما آمدم و موضوع را تعریف کردم. گفتم با احمد حرف بزنید. شما قبول کردید اما باز هم احمد به ارتباطش ادامه داد. آدم کشتن آسان نیست. وقتی امروز، خواهر و خواهرزاده هایم را روی پله دادگاه دیدم، قلبم آتش گرفت. اگر می خواهید
افشاگری های بیسابقه بزرگواری درباره سفر وزرا و تاجگردون
سه سال توانستم فقط برای آب شرب شهرستان های حوزه انتخابیه ام با تلاش فراوان مجوز بگیرم دنبال این هستیم که پایین تر از لوداب یک سد 100 میلیون متر مکعبی بزنیم مطالعات انجام شده و من هم به شدت پیگیر هستم اگر شما پیمانکار سیمان دهدشت را دیدید من هم دیدم. سیمان دهدشت هم از مصیبت های من در دوران نمایندگی بود دولت تمایلی به ایجاد کارخانه سیمان ندارد چون کارخانجات سیمان اشباع شده اند و ما
مبلغان مذهبی در کلاس آموزش پیشگیری از ایدز
/> زنان ایدز، مادران ایدز احیای ارزش ها از سه زن مبتلا به اچ آی وی دعوت کرده بود که در این نشست و برای مدعوین درباره بیماری خود صحبت کنند. سامیه، یکی از مبتلایان ایدز بود که در این نشست و در مقابل مردان هیات دار درباره ابتلای خود و ادامه زندگی با ایدز گفت. من این بیماری را از شوهرم گرفتم. او هم به دلیل خالکوبی مبتلا شده بود. بعد از فوت همسرم متوجه بیماری ام شدم. وقتی به این
ادعاهای جالب توجه شهردار کلانشهر اراک
از واحدهای شهرک خودرو در آبان ماه امسال واگذار شود؟ چرا اینگونه نشد؟ در شهرک خودرو خیلی بد عمل کردیم. اگر با همان ضرباهنگ اول کار ادامه پیدا می کرد و عده ای سنگ اندازی نمی کردند. نتیجه خوبی از بابت سرعت و زمان می گرفتیم. چه کسانی سنگ اندازی کردند؟ شما بهتر می دانید چه افرادی سنگ اندازی کرده اند. آنها یک فضایی را به وجود آوردند که نتیجه نامطلوبی به بار آورد. البته
فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان
رفتم . با این که در همه دوران کودکی ... از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی ... در سن 18 سالگی در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و این کار 33 سال ادامه یافت . فریدون مشیری در سن هجده سالگی همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان به استخدام در اداره ی پست و تلگراف درآمد و در همین زمان بودکه شعر فردای ما از فریدون مشیری در روزنامه ایران ما به چاپ رسید . سپس در آموزشگاه
وقتی زورت نمی رسه، از نقطه ضعف هایت استفاده کن!!؟
خوابگاه در آن وقت شب هم برایشان چندان بی خطر نیست. از سوی دیگر آن ها ضعیف اند و قدرت برخورد فیزیکی با مسوول تعاونی را ندارند. هر لحظه هم امکان دارد وقت بگذرد و آخرین اتوبوس حرکت کند. پس باید چه کنید؟ من خودم شاهد این ماجرا بودم و از عکس العمل آن دختران جوان واقعا دچار حیرت شدم. یکی از آن ها که راز جادویی استفاده از نقطه ضعف ها را می دانست با صدای بلند گفت: "این چه معنا دارد که مسوول یک