قمه را برداشتم و رفتم زنم را زدم /باید می گذاشتم خدا تقاص بگیرد - اقتصاد نیوز
قمه را برداشتم و رفتم زنم را زدم /باید می گذاشتم خدا تقاص بگیرد
سایر منابع:
سایر خبرها
مرد شکنجه گر: اعدامم کنید تا خانواده ام راضی شوند
. بعد خواهرم شکایت آدم ربایی کرد و مأموران آگاهی مرا بیرون آوردند. وقتی فهمیدم خانواده ام قصد جانم را کرده اند با برداشتن دو پتو از خانه بیرون زدم. متهم درباره علت حمله به همسرش گفت: سه شب نخوابیده بودم و دوز مصرف شیشه ام، 10برابر شده بود. با دیدن فیلم های ناجور از همسرم در سایت های مستهجن عصبانی شدم و قمه را برداشتم و به سمت خانه رفتم. من فقط می خواستم همسرم مال من باشد. رئیس
نوشیدن چای بعد از قتل زن جوان در جنوب تهران / قاتل خونسرد اعتراف کرد
صرف نظر کردم. بعد هم که صاحب فرزند و به خاطر بچه مجبور به ادامه زندگی شدیم. با این حال اختلافات ما روز به روز بیشتر می شد تا اینکه همسرم به عنوان پرستار خانگی مشغول به کار شد. او از زنی سالخورده مراقبت می کرد که پایش شکسته بود. از آنجایی که پیرزن تنها بود و نمی توانست راه برود، همسرم مجبور بود شبانه روز پیش او بماند و در هفته فقط یک شب به خانه می آمد و همین مسأله درگیری و اختلافات ما را
به فرمانده ها می گویم باید با یک چشم بخوابید
به گزارش ایسنا، متن گفت وگوی امیر سرتیپ خلبان حمید واحدی با برنامه تلوزیونی "دست خط" به شرح ذیل است: اوضاع الان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی را چطور می بینید؟ از شهریور 1400 به جای امیر نصیرزاده منصوب شدید و از قبل جانشین فرماندهی بودید. اوضاع الان چگونه است؟ صحبت های شما را مرور می کردم گفته بودید خیلی قوی تر از قبل انقلاب هستیم. این حقیقت است یا شعار است؟ نیروی هوایی که
ایران قطب ساخت شبیه ساز هواپیما در منطقه است
می کنم که گفته بودید قبل از انقلاب همه مستشاران خارجی بویژه امریکا برای ما کار می کردند. در صحبت های قبلی شما نیز وجود دارد که قبل از انقلاب بیشتر نیروی هوایی ما دست امریکایی ها بود. ما از جنگنده های آمریکایی و وسایل آمریکایی استفاده می کردیم. الان اوضاع ما چگونه است؟ آیا این چیزی که به نوعی الان می گویند به سمت شرق رفتیم، درست است یا اتکا به توان داخل زیاد شده است؟ الان صاعقه و کوثر را داریم و
طلاق زن تهرانی بخاطر تتوهای تتلویی صورتش ! / شوهر حجره دار شوکه شد !
صورت همسرم حک شده و در کوچه و خیابان همه به او نگاه می کنند کنار بیایم؟ مرد جوان ادامه داد: من موقع آشنایی با سمانه جذب اخلاق و رفتار او شدم حدود 3 ماه بعد از این آشنایی به پیشنهاد خواستگاری ام جواب مثبت داد و در کمتر از 8 ماه کردیم و زندگی مشترکمان شروع شد. تصور من از این زندگی یک عشق رؤیایی و بدون دغدغه بود. مدتی که گذشت یک روز وقتی از سر کار برگشتم با دیدن صورت همسرم جا
دباغ بانوی مبارز/ تنها بانوی حامل ابلاغ نامه امام به گورباچف
به عهده گرفت و لحظاتی گرانمایه را برای خود رقم زد. مرضیه حدیدچی در خارج از کشور با عناوین خواهر دباغ، خواهر زینت احمدی نیلی و خواهر طاهره شناخته می شد. اکنون عنوان طاهره دباغ برای او به یادگار مانده است. دباغ در قسمتی از خاطراتش می گوید تعدادی از بچه های دانشگاه های علم و صنعت ، شریف و تهران از طریق شهید سعیدی با بنده ارتباط داشتند که پس از شهادتش این ارتباط به صورت مستقیم شد
دختر جوان: تکه هایی از گوشت تن مادرم از روی زمین جمع کردیم
ترک اعتیاد برد که خیلی به من سخت می گذشت و این اتفاقات دقیقا بعد از اینکه خانه را به نام پسرم زدم می افتاد.دیگر فهمیده بودم که همسر و فرزندم قصد جانم دارند.برای همین که فهمیدم پسرم میخواست من را بکشد به او گفته بودم فرزند من نیست.” متهم راجع به روز حادثه گفت:”به خاطر رفتار زن و بچه ام با دو پتو از خانه خارج شده بودم.چند بار عکس های همسرم را در فضای مجازی با وضعیت نامناسب دیدم و خیلی
کاش همسرم درخواست قصاص می کرد
/> متهم در بازجویی ها ضمن اعتراف به قتل عمد پسرش گفت: سال های زیادی بود که به خاطر رفتارهای پسرم آزار می دیدم و دیگر از زندگی سیر شده بودم تا اینکه آخرین بار سر موضوعی با هم جر و بحث کردیم و من با دست گلویش را فشردم تا خفه شد. سازمان پزشکی قانونی نیز علت مرگ را فشار بر عناصر حیاتی گردن و خفگی اعلام کرد. بعد از آن مأموران به سراغ مادر مقتول رفتند و او با اعلام گذشت از همسرش گفت: از همسرم می
قتل فجیع پسر تنبل به دست پدر
اتاق خواب کشف کردند که در آزمایشات انجام شده، مشخص شد متعلق به جسد مثله شده ای است که چند ماه قبل از سوی مأموران پلیس در دو منطقه جنوب تهران کشف شده بود. پسرم را کشتم به این ترتیب مرد سالخورده بار دیگر مورد تحقیق قرار گرفت تا اینکه لب به اعتراف گشود و به قتل پسرش اعتراف کرد. او در شرح ماجرا گفت: وقتی همسرم فوت کرد با پسرانم در یک خانه زندگی می کردیم. اختلاف من با پسرانم سر کار نکردن
کمای مرد زن و بچه دار با عمل زیبایی / همسرش بر سر دو راهی + عکس
گاندی مراجعه کردیم،ظهر بود که همسرم برای عمل رفت و این آخرین باری بود که او را سرپا و سرحال دیدم. او در ادامه می گوید: از ساعت یک و نیم تا ساعت 5 بعدازظهر منتظر بودم، دل توی دلم نبود و استرس داشتم. همانطور بی خبر بودم تا اینکه گفتند پزشک قصد دارد با شما صحبت کند.با ترس به اتاق پزشک رفتم. پزشک گفت هسمر شما در حین عمل فشارش افتاده و شما نگران نباشید. برای اینکه مشکلی پیش نیاید او را به
بانویی که شکنجه گاه ساواک را بر عفو ملوکانه ترجیح داد
:، چون چادر سر آن خانم بوده، مطمئن نیست! با تردید او و سادگی هایی که من از خودم نشان داده بودم، شک کردند که من همراه آقای غیوران بوده باشم. من از حرف های بازجو ها فهمیدم که قضیه خانه ما لو نرفته، بااین همه آن ها سعی کردند با خشونت و آزار دادن من، آقای غیوران را به حرف بیاورند. دیدم شرایط بسیار بحرانی است. خودم را به سادگی زدم و بر سر آقای غیوران فریاد کشیدم: این زنی که این ها می گویند با
شهیدی که چراغ راه پدر شد
برادرت ببریم. داود بغض کرد و گفت شما فقط چند روز است از پسرت دور شده ای، من که چند سالی است از او خبر ندارم چه کنم. زمانی بود که همسرم آمد در خانه، حسین را گرفت و با خودش برد. از خانواده من هیچ کس راضی نبود که پسرم را به او بدهم. این خانم یک هفته به بچه من رسیدگی کرده بود. گفتم: من که تا به حال او را بزرگ کردم تا 18 سالگی هم زحمتش را می کشم و امضا دادم که تا 18 سالگی در کنار خودم باشد و
روایت نوجوان انقلابی و بدحجابی های خانم معلم/ جایی که قرار بود بروم، رفتم
مجتبی از مدرسه به خانه آمد، به من گفت: مامان من توی کوچه به پای لخت خانم معلم سنگ زدم، اگه از مدرسه تو رو خواستن، بگو شلوار بپوشه تا من دیگه سنگ نزنم. همان موقع دعوایش کردم و کلی سفارش و نصیحت که پسرم تو رو چه به این کارها؟! می خواست به هر شکلی تلافی کند سال 1354 بود و مجتبی کلاس سوم ابتدایی می رفت. مدرسه ابتدایی نظامی در محله قدیمی شنوا واقع بود. برای رسیدگی به درس
داماد قاتل مادرزن، خواهرزن و همسرش را به گلوله بست!
به گزارش ایمنا ، هفتم بهمن ماه امسال رسیدگی به پرونده قتل و عام خانوادگی در کرمانشاه توسط امیرحیدر محمدی، بازپرس ویژه قتل آغاز شد. روند تحقیقات نشان داد متهم پس از بیهوش کردن سه عضو سابق خانواده اش با کلت کمری به آن ها شلیک کرده و دست به جنایت زده است. این متهم پس از جنایت خونین، دستگیر شد و صراحتاً به قتل مادرزن، خواهرزن و همسرش اعتراف کرد. دو گلوله به هر مقتول امیرحیدر
باتجربه ها چگونه اختلافات زندگی خود را حل می کنند؟
هایی کار به اذیت شدن که می کشید دیگر نمی توانستم راحت موضوع را تحمل کنم یا بگذرم. البته الان برایم خیلی از مسائل توجیه دارد. خیلی از مطالبات من از همسرم و خانواده همسرم کمتر شده است. اما هنوز اختلافات حل نشده زیادی داریم و تنها گذر زمان بوده که توانسته مرا آرام کند. از گفتگو حرف نمی زنم، چون بوده و تأثیر مهمی نداشته. پذیرش مهم ترین بخش زندگی ماست که گذشت هم چاشنی آن است. من با پذیرش شرایط خانواده خودم و همسرم با پذیرش رسوم خانواده من این 20 سال را سر کردیم. سخت، ولی شیرین. چون نتیجه اش زندگی رضایت بخشی بوده است. منبع: مهر انتهای پیام/ ...
ماجرای سکه های یک ریالی خانه امام
حضرت امام به همسرشان خیلی علاقه داشتند و عزت و احترام خاصی برای ایشان قائل بودند اگر کسی برخلاف میل خانمشان رفتار می کرد ناراحت می شدند که چرا مثلاً فرمان خانم زمین مانده است حتی همانگونه که قبلاً گفتم یک آقایی قبل از من خادم امام بود و به واسطه عدم تمکین دستور خانم در درباره جاروکردن برگ های حیاط جوابش کردند و رفت که چرا از همسر امام فرمان نبرده بود. بازی های کودکانه امام با بچه ها
کارآفرینی راهبر شغلی کمیته امداد برای 250 زن سرپرست خانوار
. با وجود اینکه صاحب دو فرزند بودم، به تمامی کارهایم به موقع رسیدگی می کردم و زمانی که همسرم از سر کار به منزل می آمد، بچه ها را به او می سپردم و به کار های بیرون منزل و تولیدی رسیدگی می کردم، به کلاس های آموزشی می رسیدم و برای خرید مواد اولیه به بازار می رفتم، سپس مواد اولیه را به منزل تولیدکننده ها می رساندم. در حال حاضر زمان زیادی را صرف کار کردن می کنم. هم اکنون 250 نیروی کار دارم که همگی از
مهرشاد سهیلی بازداشت شد
ایلام (محل زندگی سهیلی) رفته؛ توانسته با او، برخی اهالی محل و همچنین انتشاراتی که گفته شده کتاب زندگی او را چاپ کرده [اما به شدت از دست او عصبانی است] گفت وگو کند. متن این گزارش در پی می آید: وسایلش را جمع می کند. مقصدش تهران است. خانه دخترعمویش در کرج می شود محل اسکانش. صبح فردایش از خانه بیرون می زند. شاید این دومین باری است که از شهری با 3هزار نفر جمعیت به شهری آمده که بیش از 8 میلیون