بازگشت به ماموریت اصلی و حیات دوباره کسب وکار - شارا
سایر منابع:
سایر خبرها
واگویه های مادر شهید دانشجوی مدافع حرم
ندیده بودم. هیچگاه به هم اخم نمی کردند. همسرش می گفت وقتی کارهای منزل را انجام می دادم یه من می گفت این وظیفه تو نیست کار کنی؛ فرزانه جان حلالم کن.. همسرش همیشه از احترام و عشق عمیق حمید به زندگیش می گفت و از همراهی و تلاش پسرم برای ساختن یک زندگی آرام. آیا حاضری زینب بار دیگر به اسارت برود؟! وقتی سخن به سوریه رسید گویی مادر به گذشته برگشت تا خاطرات آن روزها را برای خود تداعی
با جلال طالبی؛ مرد آرام فوتبال ایران
هم سعی کردم در حد توانم کار کنم و پشیمان نیستم. حالا بعضی ها داستان می سازند که من کودتا کرده ام. خیلی به این چیزها توجه نمی کنم. حس می کنم یک وظیفه ای در قبال این مردم داشتم که انجام دادم و هنوز هم پاداشم را از لطف مردم کوچه و خیابان می گیرم، نه از آن آقایان که در دلسرد کردن آدم ها تخصص دارند. هر بار حرف ایویچ می شود، یادش نمی رود که یک خدابیامرز پشت اسمش اضافه کند. با احترام از او
رودست خوردن فروشندگان مواد مخدر با پول های تقلبی
به گزارش خبرنگار ما، مدتی قبل مرد میانسالی به اداره پلیس رفت و از دو پسر جوان به اتهام سرقت موتورسیکلت گرانقیمتش شکایت کرد. شاکی گفت: خانه ام در حوالی میدان شوش است. مدتی است با دو پسر جوان به نام های ارشیا و بهمن که بچه یک محل هستیم، ارتباط دوستی دارم. چند روز قبل به خاطر مشکل مالی ای که داشتم تصمیم گرفتم موتورسیکلت گرانقیمتم را بفروشم. وقتی موتورسیکلتم را به بنگاه موتور فروشی بردم ارشیا و
دنیل کریگ: جیمز باند زن ستیز است
دانستم ضرب و شتمی که در این فیلم داشتم مانند فیلم قبلی باند نبود که واقعا انرژی مرا گرفت. در آن لحظه احساس فوق العاده ای داشتم. بیایید قدری در مورد پشت صحنه فیلم حرف بزنیم. به نظر می رسد مدیریت زمان یکی از مهم ترین چیزها بود؟ زمان در معنای کلی. هر چیزی باید به آرامی شکل می گرفت، چرا که تمام آماده سازی های فیلم سال ها زمان می برد. در این زمان من برای درگیر شدن با فیلمنامه وقت صرف می
انتشارنامه سرگشاده سعید مرتضوی خطاب به نمایندگان مجلس
تنظیم و پس از قرائت در مجلس وانتشار انبوه در رسانه جهت رسیدگی به قوه قضاییه ارسال گردید . بسیاری از سوءاستفاده های مالی وادعای تضییع اموال سازمان که در این گزارش آمده مربوط به دوران مدیریت اینجانب نیست وحتی زمان وقوع برخی از این تخلفات گزارش شده مربوط به سال 1388 می باشد که اینجانب دادستان تهران بودم و در تامین اجتماعی هیچگونه سمتی نداشتم. حال صرف نظر از اینکه تنظیم کنندگان گزارش نیز از متخلفینی
کمک حضرت معصومه(س) به آیت الله صدر
؟ بله. همان منزل، که بیرونی آن الآن به دفتر آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی تبدیل شده است. بین دو بخش بیرونی و اندرونی آن منزل، اتاقی بود که من همانجا می رفتم و در خدمت آقا بودم و می نشستیم صحبت می کردیم. فرمودند که من همین جا نشسته بودم که طلبه ها آمدند و سئوال کردند که آقا چرا شهریه این ماه را ندادید؟ پاسخ دادم که ندارم. دوازده هزار تومان مقروض شده ام و الان نیز ندارم. از کجا بیاورم
بازی در نقش مادر عموپورنگ انتخاب مهمی بود
کنم، من هم گفتم به شرط تست گریم و تست لباس که نقش و خودم را دوست داشته باشم در این برنامه حضور خواهم داشت. بازیگر مجموعه ساختمان پزشکان اضافه کرد: من ابتدای حضورم در این برنامه به دستمزد فکر نکردم و ابتدا به خود نقش فکر کردم چراکه مخاطب کار کودک بود و اگر راه اشتباهی را می رفتم لطمه بزرگی به من می خورد چون همین کودکان و نوجوانان می توانستند آینده کاری مرا رقم بزنند و همیشه بازی من در
وقت جوان ها تلف می شود
من استاد دانشگاه هنر بودم؛ دانشکده هنرهای دراماتیک سابق که به دانشکده سینما و تئاتر تبدیل شد. یعنی وقتی از ایتالیا به ایران برگشتید، تدریس در دانشگاه هنر را آغاز کردید؟ بله، از سال 1351 هم زمان در دانشکده هنرهای زیبا هم تدریس می کردم. مهدی کوثر، رئیس دانشکده هنرهای زیبا بود. آقای کوثر از من خواست در سمت استادیار به دانشکده هنرهای زیبا هم بروم. از قدیم عادت داشتم اگر کار را با کسی شروع
ضرورت اعطای تسهیلات به برترین های مسابقات قرآن برای کناره گیری از رقابت ها
بعد به سمت حفظ تخصصی قرآن کریم رود. شما با چه هدف و انگیزه ای به سمت حفظ تخصصی قرآن کریم رفتید؟ وقتی دوران مدرسه را طی می کردم با تشویق دوستانم به سمت حفظ رفتم و هیچ انگیزه خاصی نداشتم تا اینکه اواسط حفظ تغییراتی در وجودم حس کردم به طوری که حتی هر روز مشتاق تر از قبل بودم تا بتوانم کل آیات الهی را حفظ کنم و با کلام وحی انس داشته باشم. از نقش مسابقات و رقابت های
نقشه شیطانی مشاورقلابی برای دختر دانش آموز
از خیابان های پایتخت رفتم. سوار خودروی او شدم اما به محض اینکه ماشین حرکت کرد، مرد جوان چاقویی روی پهلوهایم گذاشت و تهدید کرد که اگر سکوت نکنم مرا می کشد. دست و پایم می لرزید. او با تهدید چاقو و کلت کمری مرا به خانه اش برد و در آنجا مورد آزار و اذیت قرار داد. پس از چند ساعت آنقدر التماسش کردم که درنهایت رهایم کرد اما گفت که اگر از وی شکایت کنم، جانم در خطر است. با ثبت این شکایت، تیمی از
خاکی ترین فرمانده گردان جنگ عاشق نیروهایش بود
. با ما در گفت و گو با چند تن از همرزمان سردار شهید مهدی ناصری و بیان خاطراتی کوتاه از منش و خصوصیات اخلاقی اش همراه باشید. شهید مهدی ناصری سال 1341 در ساوه به دنیا آمد و در نوجوانی و جوانی به ورزش والیبال پرداخت. او با شروع جنگ تحمیلی، چندین سال در جبهه های جنگ حضور یافت و در عملیات هایی چون الی بیت المقدس، رمضان، والفجر مقدماتی، والفجرهای 1، 2، 3، 4، 8، خیبر و بدر، کربلای 4 و 5 شرکت کرد
رونالدو: می خواهم مثل یک پادشاه زندگی کنم؛ نه مربی می شوم نه رئیس باشگاه
مثال برایتان بزنم: شنبه هفته قبل باکسینگ دی (26 دسامبر - یک روز پس از کریسمس که مردم برای خرید به فروشگاه ها و مراکز خرید می روند) بود و من دوست داشتم با خانواده ام به لس آنجلس بروم. اما نتوانستم چون وقت انجام این کار را نداشتم. اما پس از فوتبال می خواهم به مانند یک پادشاه زندگی کنم. من اگر امروز رونالدو شده ام به خاطر زمانی بوده که از خانواده ام دور بوده ام و لحظات دشواری را تجربه کرده ام. مهاجم رئال ادامه داد: من یک نوجوان بودم اما می بایست کارهایی انجام می دادم که یک بزرگسال انجام می داد. حتی اتوکشی لباس هایم هم با خودم بود. از همان زمان قدرت ذهنی من به کار افتاد. ...
این پرستار فداکار ایرانی برای بیمارش جان داد
آنفلوانزا دچار شده اند و به عیادتشان رفتم، علائم ایشان 12 ساعت بعد از من پدیدار شده بود. آنفلوانزای من هم بسیار شدید بود، حدود سه روز تب شدید، ضعف، تهوع و سردرد شدید و بی اشتهایی داشتم. بعد از چهار روز به شیفت برگشتم و بعد دوباره با تب 40 درجه به منزل برگشتم. و داروهای معمول آنفلوانزا را استفاده کردم و رژیم غذایی را تغییر دادم و آنتی بیوتیک مصرف کردم . صانعی پور می گوید: اما شرایط
تسهیلات اقتصاد مقاومتی سرمایه ای ارزشمند در عرصه کارآفرینی است
سرمایه ای داشتم به فعالیتم ادامه دادم. وی افزود: طبیعت دل انگیز و نشاط حاصل از کارآفرینی انگیزه ام را دو چندان کرد و رضایت از پروش آبزیان و رسیدن به تولید انبوه بیشتر شده بود چرا که دیگر دغدغه ها و استرس های خاص حرفه طلا فروشی را متحمل نمی شدم. نیکخواه خاطر نشان کرد: بعد از گذشت 5 الی 6 ماه از یک قطعه ماهی 150 گرمی با در نظر گرفتن شرایط محیطی مناسب به یک ماهی 2 کیلوگرمی دست
فرهنگ در رسانه
دیده اند . بنابراین باید کار به نحوی انجام شود تا مورد توجه مخاطب قرار بگیرد . وی ادامه داد : یک سال پیش و قبل از پخش سریال معمای شاه من سر صحنه فیلم سینمایی ایران برگر بودم و در حالی که مشغول تورق یک روزنامه بودم، عکس های تست گریم بازیگران مرد این سریال را دیدم که برایم خیلی جذاب بود . گریم شخصیت ها در نهایت دقت و ظرافت انجام شده بود و قیافه ها خیلی خوب شبیه سازی شده بودند . راستش این
کتاب هایی برای زمستان
. احتمالا اتخاذ همین زبان و شیوه روایت متفاوت بوده که کتاب را در همان سال چاپ به رده نخست فروش آمازون رساند و جایزه کتاب سال آمازون را نیز نصیب این نویسنده کرد. داستان روایت خانواده ای است که پدر یک چینی-آمریکایی فارغ التحصیل رشته تاریخ کابوی از دانشگاه هاروارد و مادری آمریکایی است که تحصیلات خود را به خاطر همسرداری و تربیت کودکان نیمه کاره رهامی کند. داستان در دهه 60 و 70 می گذرد، یعنی دورانی
این مدیر تلگرام ماهی 30 میلیون درآمد دارد +عکس
ولی مادرم وقتی می رود خواستگاری باید برایشان حسابی توضیح بدهد وگرنه متوجه نمی شوند. بعضی ها که از همان پشت تلفن شغلم را نمی فهمند و فکر می کنند بیکارم و رد می کنند. (خنده) نام شغل ما وب مستر است. هر تبلیغ 500 تا 600 هزارتومان درآمد اولین حقوق مجازی قیامت از گذاشتن یک بنر در وبلاگش شروع می شود که در آمدش ماهی 8 هزارتومان بود. بعد این موضوع در ادامه به فروش سریالهای کره ای و
رونالدو: نه دوست دارم سرمربی شوم، نه می خواهم ریاست کنم
هایی است که در دوران دوری ام از خانواده متحمل شدم. مهاجم پرتغالی کهکشانی ها تأکید کرد: من یک نوجوان بودم، اما باید مثل یک مرد کارهایم را انجام می دادم. من همه کارهایم حتی اتو زدن لباس هایم را هم شخصاً انجام می دادم. آن زمان بود که قدرت روانی ام بالا رفت. رونالدو در پایان تأکید کرد که طرز تفکر برخی از مردم درباره او نگرانش نمی کند. وی عنوان کرد: هر کسی هرطور که می خواهد می تواند فکر کند. من هر شب با وجدانی راحت و با آرامش به خواب می روم. ما نباید بیش از اندازه دغدغه حرف مردم را داشته باشیم. ...
قصد دادن مانیفست ندارم
سال های 56 و 57 در دانشگاه تهران و فضای عمومی به نمایش درآمد که مردم برای نمایش آنها از خود اشتیاق زیادی نشان می دادند. بعد از اینکه دچار تردید شدید چه راهی در پیش گرفتید؟ آنچه برای من به عنوان یک نقاش مسلم بود، این بود که باید نسبت به شرایط انضمامی خودم آگاه می بودم و واکنش نشان می دادم. این، مهم ترین مسئله بود. در کنار آن جست وجوهایی نیز انجام دادم. بحث هویت یک بحث زنده
دریایی از امید به زندگی
. کلاس سوم راهنمایی بودم. دیدم یک پسر هم سن و درست در شرایط من روی ویلچر نشسته است. ناخودآگاه دلم برایش سوخت. بعد مانند کسی که از خواب بیدار شده باشد دیدم همان حسی را که بقیه افراد نسبت به من دارند ناخواسته من هم همین حس را نسبت به او دارم و با خودم گفتم پس من چه توقعی از بقیه دارم؟ خودم هم که همین کار را انجام دادم!!! از آن روز به بعد دیدگاهم نسبت به این مساله کاملا تغییر کرد و آن را به حساب
توضیح درباره عکس حدادعادل/ توجیه مفتی سعودی پیرامون اعدام شیخ نمر/ هشدار درباره ظهور احمدی نژادی دیگر/ ...
برخی اخبار اعلام کرده بود علاءالدین بروجردی نماینده ولایتی با توجه به هماهنگی های انجام شده در جریان ائتلاف اصولگرایان، کماکان در جلسات مربوطه حضور داشته و هماهنگی های لازم را در این خصوص دنبال می کند. رقص مرد از نظر شهریاری! محمود شهریاری بعد از دو سال در مقابل دوربین دید در شب قرار گرفت و در مورد ممنوع التصویری های پی در پی اش و انتشار تصاویر فیلم عروسی برادرش که به سالها
رقم دقیق سپرده ها در موسسه ثامن الحجج مشخص نیست
عالی امنیت ملی ارسال شده و بانک مرکزی هم یک عضو از کارگروه یادشده است ولی در نهایت، بازرسی، نظارت، استخراج اطلاعات و تصمیم نهایی در مورد این که موسسه بانک شود یا خیر، در حیطه اختیارات بانک مرکزی است ولی از بعد امنیتی یک رای دارد. *موسسه حسابرسی فریوران، در جریان بازرسی های خود از موسسه، از 570 میلیارد ریال زیان انباشته خبر داده است. بسیاری از املاک موسسه در سال های قبل و بین سالهای
مدیران ارشد دولت می گویند حریف دنیا نمی شویم
با من رپرتاژهای سنگینی پخش کرده بود، در زندان اعتبار خاصی پیدا کرده بودم. وقتی که راه می رفتم همه فکر می کردند که بزرگ ترین مافیای قرن اروپا دارد راه می رود. حق هم داشتند چون اتهام با کلاسی داشتم. متأسفانه این اتهام با کلاس دو ظرفیت داشت؛ یکی این بود که وکلا پول بیشتری می خواستند. یعنی وکیلی که می آمد با هم صحبت می کردیم می گفت مگر می شود کسی مثل تو پول نداشته باشد. مورد بعدی هم اینکه تمام زندانی
شبکه های اجتماعی موبایلی ما را "سکولار" کرد
! قبل از این سفر "شبکه من و تو" با من تماسی داشت و بعد آن را پخش کرده بودند، حالا نزدیک عید نوروز بود که من به این روستا و کنار عشایر رفتم که بچه ها با گوسفندان بازی کنند، یک دفعه دیدم که چوپانی در حال دویدن به سمت من است و بعد با من روبوسی و احوالپرسی کرد، گفت من همینجا نشسته بودم که داشتم صحبت شما با "شبکه من و تو" را می دیدم! شبکه ماهواره ای ! چوپان آن هم در بیابان..!! همین چوپان دستش را در جیب
تئاتر استان البرز ضعیف است/ شهرزاد را خودم انتخاب نکردم
روانشناسی داشته باشد را دوست دارم که مخاطب نداند آن شخصیت چه رازی را دارد و هنرمند واقعی کسی است که آن راز را کشف کند. کار تدریس بازیگری هم انجام میدید؟ در کرج کلاس داشتم و 2-3 کار تدریس انجام دادم. اصل هنر تئاتر این است که یک گروهی بتواند دائمی با هم کار کند که برای تدریس تئاتر متاسفانه نمی شود دائمی بود. به نظر شما استان البرز ظرفیت کار هنری دارد؟ همه
کارگردانان هالیوودی؛ زندگی پشت دوربین
بخوانید، اما من هنوز باید پیش از شروع فیلمبرداری با آن ها کلنجار بروم. اما برای هشت نفرت انگیز همه چیز درست آنجا بود. نمی گویم فیلم شاهکاری است، فقط می گویم متریال آن را دوست دارم بنابراین به نتیجه آن هم مطمئن هستم. تارانتینو راسل: من نویسندگی را انتخاب می کنم. من پیش از آنکه یک فیلمساز شوم نویسنده بودم. دوست داشتم داستان های خیالی بنویسم. مارد و پدر من در یک
ماشین عروسی ام را خودم تزیین کردم
های محیطی را کنار بگذاریم راحت تر می توانیم استعدادهای منحصربه فردمان را کشف کنیم. من تحصیلات دانشگاهی دارم اما همیشه از کودکی گل و کار کردن با آن را دوست داشتم. همیشه با گل و گلدان ها کار می کردم و مدل می دادم. هر کسی اگر به گذشته اش نگاه کند، حتما یک کاری بوده که در آن استعداد ویژه داشته؛ کاری که فقط او بوده که از پس آن بر می آمده و همیشه در آن بهترین بوده. باید این توانایی های ویژه را شناسایی کرد
این درد، درمان دارد
و می گوید: مامان من بچگی پسر بودم؟ به خاطر همین هم درینا را به محک می آورم تا با دوستان کوچکش در محک روبه رو شده و با این مسئله بهتر آشنا شود. واکنش اش نسبت به بچه های محک چگونه است؟ دفعه اول که درینا را به محک آوردم، از بچه ها فاصله گرفت و خودش را جدا کرد. بعد برایش توضیح دادم که تو هم اینجا بودی. گفتم تو هم هر وقت پرستارها را می دیدی گریه می کردی. در نهایت سعی می کنم تا
هنرمند 70سانتی فومنی
که از نظر هر انسانی با جسم سالم دشوار به نظر می رسد. می گوید از 12 سالگی کارهای مختلفی انجام داده است اما 4 سال می شود که تقریبا کارهایش به خوبی فروش می رود و بهزیستی تا حدودی به او رسیده و حتی سه سال پیش برای او معلمی می گیرند تا بتواند درس بخواند. از فنی حرفه ای مدرک بافندگی اش را هم گرفته است و دیگر با راه اندازی کارگاهش می تواند آموزش را نیز شروع کند. فربیا با همین کارهایی که انجام
دوبله انتظارات مادی را برآورده نمی کند
این سوال که از چه زمانی متوجه شدید صدای شما یک صدای ویژه است، گفت: دوستی داشتم به نام آقای هوشنگ لطیف پور که با جعفر والی و آقای رضایی در لاله زار بودند و روزی بر حسب تصادف با هم رودررو شدیم و به محض اینکه صدای من رو شنید من را به دوبلاژ بردند که سال 1324 بود، پیش از آن در زمان تئاتر کسی در مورد صدای من صحبت نکرده بود. بهرام گفت: در آن زمان خیلی از فیلم ها را برای دوبله به ایتالیا می بردند و