با درد بازی می کردم؛ هیچ کس جز خانواده ام نمی دانست - 598
با درد بازی می کردم؛ هیچ کس جز خانواده ام نمی دانست
سایر منابع:
سایر خبرها
گفتگو با نویسنده رمان کوه مرگی ؛ ادبیات باید چراغی را روشن کند
. بنابراین پسوردم را برایش فرستادم تا او هم وارد حساب کاربری من شود. چند دقیقه قبل از شروع مصاحبه دوستم گفت: خب من این بنده خدا را گوگل کردم. حسین عباس زاده را همه بخاطر کلاس های نویسندگی که توی مشهد برگزار می کند می شناسند. دبیر دو تا از انجمن های ادبی فعال در مشهد است و در حال حاضر دبیر دو جشنواره ای است که این انجمن ها برگزار کرده اند. او سال ها مسئول بخش آفرینش های ادبی حوزه هنری
عباس پور: بعد از مسابقات جهانی شرایط برایم سخت شد/ تا مدت ها گریه می کردم
– اخبار ورزشی – سجاد عباس پور در گفت وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم در خصوص اینکه بعد از مسابقات جهانی نروژ نتوانست در چرخه انتخابی سال 2022 در کورس مدعیان دوبنده وزن اول تیم ملی بماند، اظهار داشت: آسیب دیدگی های کوچکب داشتم اما با این حال خودم را آماده کرده بودم که در جام تختی کشتی بگیرم. قبل از مسابقات، شرایطم خوب بود ولی کرونا گرفتم و نتوانستم به جام تختی برسم. بعد از آن هم
افشاگری مهاجم بی جانشین درباره جدایی از پرسپولیس
قرارداد باعث شد از ثبات و فیکس بودن دور بشم و آخرای فصل به عنوان یار جانشین به من بازی می رسید. تو همین شش، هفت بازی آخر هم که فیکس بازی نکردم تو شرایطی بود که مهاجم دیگه مون نبود یا چند اخطاره می شد. چیزی که مهمه اینه که تو این فصل هشت تا گل زدم، یه پاس گل دادم و دو تا پنالتی گرفتم. خیلی بهتر از سال اول بود و رفته رفته شرایط برای خو گرفتن با فرهنگ و فوتبال اونجا بهتر شد تا عملکردی که خودم و همه مردم
محمود بصیری: تلویزیون دیگر به درد من نمی خورد
برای خودم نیست بلکه برای تلویزیون است که از شأن خودش درآمده است. من حتی نقش احمدی نژاد را که سال ها پیش بابت ایفای آن پول خوبی هم به من می دادند، بازی نکردم. پیشنهادهای زیادی داشتم، هم در شبکه نمایش خانگی و هم در سینما و تلویزیون اما قبول نکردم. برای فیلم پیر پسر که حامد بهداد و لیلا حاتمی در آن ایفای نقش داشتند هم دعوت شدم ولی وقتی نقشم را خواندم احساس کردم که تکراری است و قبول نکردم چون من کار
اسکوچیچ؟ همین حالا کی روش را به تیم ملی بیاورید/ منم جای علی دایی بودم احمدی نژاد را به رختکن راه نمی ...
شدم.شرایط عجیب بود.امیر خان من را می خواست و حتی پیشنهاد هم شد که به من برای فصل جدید نیاز دارد.فقط مانده بود بحث رقم قرارداد که قرار شد با باشگاه حرف بزنم.در نهایت از استقلال جدا شدم. تو در اوج فوتبالت بودی و پیشنهاد های زیادی هم داشتی اما یکدفعه سر از ملوان درآوردی. پیشنهاد زیاد داشتم اما همه چیز یکدفعه ای شد.یعنی زورکی با ملوان قرارداد بستم. زورکی؟
مسعود پورمحمد در طرفداری: سرپرست بی هیچ حرفی زیر گوش من زد؛ بار اول نیست بازیکنان ما کتک می خورند!
از هم تیمی برآمدم و یکدفعه دیدم آمد سمت من و آن اتفاق افتاد. بدون هیچ حرفی؟ هیچی. من فقط گفتم چی شده؟ چرا این اتفاق افتاده است؟ اصلا به جایی نرسید که من بتوانم جمله ای را کامل کنم. سرپرست در حال رفتن به سمت دیگری بود. یکباره به سمت من آمد و آن اتقاق افتاد. حس می کنم به خاطر کم حاشیه بودن و سر به زیر بودنم بود که آن اتفاق برای من رخ داد. چرا نفت مسجد سلیمان این همه
جانبازی که 60 بار جراحی شده: دخترم پول می داد تا به من نخندند
تر که شدم علی با صدای نامفهومی از من خواست که او را همان جا روی زمین بگذارم و بروم. اما چطور؟ بی اعتنا به حرف هایش او را روی دوش گذاشتم و راه افتادم. هنوز چند قدم به چادر صحرایی نمانده بود که زوزه گلوله را خیلی خیلی نزدیک به خودم شنیدم و بعد دیگر هیچ نفهمیدم. چند روز بعد که در بیمارستان به هوش آمدم نمی دانستم چه اتفاقی افتاده و آنجا چه می کنم. کل سر و صورتم باند پیچی شده بود. سیرت آدم ها
وقتی پدر شهید از گرسنگی از حال رفت +عکس
روی پای خودم می ایستادم. بزرگتری نداشتم که به من بگوید این کار را بکن و این کار را نکن. اگر یک بزرگتر داشتم و روش زندگی را به من نشان می داد و روش کار کردن و پول درآوردن را یادم می داد، این همه سختی نمی کشیدم. **: شما همسرتان را در روستا دیده بودید؟ پدر شهید: با یک راننده مینی بوس رفتیم به صفدرآباد. راننده مینی بوس با خانواده همسرم روابطی داشت و به خانه شان رفت. در راه برگشت
چهارکیلومتر از جاده عقب نشینی بعثی ها چگونه به آتش کشیده شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان
شوخی کردند. * این پرواز برای شما و اسکندری سیاحت بود دیگر! نه؟ چون پرواز که نمی کردید. همه کارها را خلبان کابین جلو انجام می داد. بله. ولی مثلاً کابین جلوی من، هم دسته ای خودم بود؛ سروان (رضا) پیرزاده بود. این قدر من این بنده خدا را اذیت می کردم! چون اف فوری ها برای بچه های اف پنج کُری می خواندند. * بله دیگر! شما فانتوم بودید... خب اصلاً اف پنج با اف فور
پوست اندازی دردناک است / عبدی: 3سال پیش به آقای خاتمی گفتم ...
کنار بیایند و زندگی کنند، نمی خواهند خود و بچه هایشان بدبخت باشند، فقر و تبعیض را نمی خواهند. اگر حکومت بتواند مثلاً قیمت گذاری را از ریشه حل کند، همه مردم آثارش را می بینند؛ خب چرا ما حمایت نکنیم؟ من از دولت احمدی نژاد و سیاست هایش به شدت عصبانی بودم ولی وقتی دیدم درباره بنزین آن کار را کرد، محتاطانه دفاع می کردم و کاری به این موضوع نداشتم که چه دولتی این کار را انجام می دهد. در حالی
صادقی استقلالی می شود یا پرسپولیسی؟
نوشتم. فردا قاسمی نژاد رفت استقلال. به همین سادگی می شود با یک دیتای غلط، خبر فیک به هرنفری غالب کرد. ممکن است دوستت در فلان باشگاه مرتبط بگوید نه، اما تو تصور می کنی آن دوست می خواهد خبر لو نرود و تو فریب می خوری. بیشتر بخوانید: 3-همه این ها را گفتم تا برسم به مورد سعید صادقی. چند منبع بسیار نزدیک به استقلال هفته قبل به من گفتند طیبی با آجورلو تمام کرده و فقط منتظرانتخاب سرمربی
سعید صادقی استقلالی می شود یا پرسپولیسی؟
با یک دیتای غلط، خبر فیک به هرنفری غالب کرد.ممکن است دوستت در فلان باشگاه مرتبط بگوید نه اما تو تصور می کنی آن دوست می خواهد خبر لو نرود و تو فریب می خوری . 3-همه اینها را گفتم تا برسم به مورد سعید صادقی. چند منبع بسیار نزدیک به استقلال هفته قبل به من گفتند طیبی با آجورلو تمام کرده و فقط منتظرانتخاب سرمربی هستند.از این رو من هیچ خبری در مورد صادقی را باور نمی کنم. اما امروز باز یک موج
سیدهادی در برخوار اصفهان حاجت می دهد + عکس
که نشر دارخوین آن را منتشر کرده، از جمله کتاب هایی بوده که چاپ اولش تمام شده است. تمام شهدا خودشان درجه بندی دارند همه شهدا زنده هستند ولی خب یک سری شهدا مقام و درجه شان قطعا بالاتر است. حالا یک اتفاقی که برای من افتاد را برایتان می گویم. همان سال 97 که چاپ شده بود، کتاب شما را که دستم می گرفتم انگار برکت زیدی داشت. انگار این کتاب همه را جذب می کرد. من یک خیریه ای رفته بودم و گفتم بتوانم یک
من، تنها زن آتش نشان آبادان، 17 سال دارم
خانم ها هم نیاز است. همانطور که آقایان می توانند وارد صحنه شوند خانم ها هم می توانند. اتفاقاً خانم ها به خاطر روحیه قوی تری که دارند زودتر به این مسائل عادت می کنند. توی خیلی از حوادث هم خانم ها بیشتر می توانند کمک کنند. مثلاً اگر خانمی در آسانسور گیر کرده باشد یا دچار آتش سوزی شده باشد، خب مشخص است که اگر یک آتش نشان خانم به کمک این موارد برود اتفاق خیلی بهتری می افتد. به خصوص که یک خانم بهتر از
آشنایی با تجربیات بیش فعالی و نقص توجه
! چون نمی توانستم تمرکز کنم و واکنش اطرافیان هم خیلی منفی بود. هنوز که هنوز است حرف ها و رفتارهای ملامت بار و تحقیرآمیز معلم هایم را در ذهنم مرور می کنم؛ گفته ها و رفتارهایی که روی اعتمادبه نفسم تأثیر منفی زیادی داشت. من یک دوره افسردگی را هم تجربه کرده ام و مدتی افکار خودکشی داشتم. ولی خب از وقتی درمان را شروع کرده ام، زندگی ام دارد ثبات پیدا می کند. قبلا هزاران فکر و خیال توی سرم بود و هیچ کدامش
14 بار کشاورزی 3 بار گردشگری ، 1 بار میراث !
ها و مراتع است. معادل همین زمین، دو کیلومتر آن طرف تر به ما بده. من نگاه کردم دیدم راست می گویند! زمین خدا افتاده! برای کی می خواهیم؟ ما یک بار انقلاب کردیم یک بار باید مردم را راضی کنیم. یک بار باید بهشان نشان دهیم ما حرفتان را می فهمیم. فرماندار و شهردار بودند و همه بودند. گفتم خوبه؟ همه گفتند خوبه. هیچ کس نیست به این حرف ها گوش کند. از سال 42. نگاه کردم دیدم خب زمین خدا هست. گفتم چشم پیگیری می
در گفتگو با نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت بررسی شد: وظایف مهم حجاج و کارگزاران حج در شرایط امروز
خبرگزاری حوزه - تهران/ رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیر با مسئولان و دست اندرکاران حج ضمن توصیه های متعدد به مسئولان و حجاج بیت الله الحرام که بعد از دو سال تعویق، برای ادای حج راهی خانه خدا می شوند به حکمت حج از منظر قرآن کریم اشاره کردند و فرمودند: خدای متعال میگوید که حج، ستون زندگی بشر است؛ این خیلی مهم است. "قیاماً للنّاس" است؛ مال ناس است؛ مال من و شما و این و آن، چند نفر، تعداد یک نسل
مدیران جدید در حال نوسازی تلویزیون هستند
برنامه ام را اجرا می کردم و نیازی به التماس و درخواست نبود. خب البته در همه این سال ها هم کسی مثل آقای بامروت نژاد، مروت به خرج نداده بود که بنده و امثال بنده را دعوت کرده و یک چای دست مان بدهد! مهم نیست.... مدیر جدید شبکه دوی سیما بنده را دعوت کرد و خیلی با رویکرد حرفه ای و فرهنگی گفت ما بررسی هایمان را کرده و می خواهیم با شما کار کنیم. چند روز بعد هم، من برنامه زنده باران را اجرا کردم
آخرین وضعیت استقلال اهواز از زبان مالک باشگاه
با وجود این که این همه هزینه کردی ما پول نداریم به شما پول بدهیم و تیم را به جای هزینه هایی که متحمل شده ای به شما می دهم که من گفتم تیم به درد من نمی خورد و نمی توانم تیم داری کنم. بعد هم به من گفتند تو چیزی در دستت نیست و درست هم می گفت من حتی قرارداد مالی هم با آن ها نداشتم و فقط یک حکم داشتم که "آقای ارسطو جهانداری شما به عنوان مدیرعامل باشگاه، تام الاختیار هستید". در نهایت به او گفتم اجازه
جنجال زوج دفاعی تیم ملی / قطر، اسکوچیچ و سیاوش!
یز ما هستید و دوستتان داریم. * فکر کن می خواهی یک سوال از کنعانی زادگان بپرسی؛ چه سوالی از بازیکنی که چند سال در پرسپولیس در کنار هم بازی کردید و در تیم ملی هم کنار هم هستید، داری؟ شجاع: از وقتی که حسین گفت به فرانسه بخوریم و امباپه را بگیریم من هنوز با خودم کلنجار می روم. من بازی ها را که نگاه می کنم امباپه یک استارت می زند هر مدافع 10-20 متر عقب می افتد. می ترسیدم با فران
روایتی از صاحب یک شغل کاملا خاص!
نباشد و به آنچه می خواهم برسم. ببینید، شاید برایتان عجیب باشد اما من در همین کار فهمیدم وقت چقدر ارزشمند است، خانواده چقدر مهم است، عشق و علاقه.کسانی هستند که حاضرند میلیونی هزینه کنند، ولی زمان ندارند، آنها در واقع از من زمان می خرند. همینطور خانواده که بعد از دست رفتن قدر آن را می فهمیم. و حرف آخر؟ با خنده می گوید: خانم برای این زمانی که وقت من را گرفتید، چقدر می دهید. حرفی ندارم، امیدواریم همه جوانانی که مثل من شغلی ندارند یا دارند، آینده موفقی داشته باشند. انتهای پیام/73005/ ...
چند می گیری داد بزنی؟ / درآمد اندک برای یک شغل سخت
بتوانم از او عکس بگیرم، نگاهش به من افتاد با صدایی خشدار و کلفت گفت داداش پایان نامه؟ قیمت خوب دارما صد در صد تضمینی کنار یک عابر بانک نشسته و به دیوار تکیه داده بود و هر از گاهی با مقوایی که در دست داشت خود را باد می زد. آن قدر که زیر آفتاب ایستاده صورتش سوخته بود. معلوم بود دیگر نای ایستادن ندارد. حدود 32 سال سن دارد. کنارش نشستم و از او در ارتباط با این شغل پرسیدم. این کار درآمد هم دارد؟ آره بابا
داد بزن ؛ پول بگیر!
توریسم آنلاین : این روز ها با توجه به شرایط اقتصادی عده ای از راه های متفاوت مشغول کسب روزی هستند. یکی از این شغل ها داد زنی در مقابل مغازه و پاساژ ها است.
شهیدحسین سلامی: برای جهانی شدن اسلام به جبهه رفتم
دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت... برگ سبزی، تحفه درویش، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. 3172/ تبرک لحظاتمان با شهید حسین سلامی بسم الله الرحمن الرحیم خداوندا! تو خود گواهی که من از روی شناخت و آگاهی که از اسلام و پیامبر و اهل بیت اش داشتم این راه را انتخاب کرده و تا مرز شهادت پیش می روم. پروردگارا! چنان کن سرانجام کارم که هستی عمرم در این راه به
سبک زندگی ، اولویت جنجالی قرن جدید/ روایت جهاد علمی جوانانی که برای طراحی سبک زندگی اسلامی سنگ تمام ...
؛ قارون. قارون چند ویژگی دارا است؛ اولا می گوید و کان من قوم موسی یعنی ژن برتر بود و همه او را می شناختند، دوم اینکه ثروتمند بود و سوم اینکه نیروی انسانی داشت، یعنی کارمند و کارگر داشت، طلاهای او را چهل انسان توانمند حمل می کردند و جالب اینکه وقتی به او می گفتند حالا که این همه دارایی داری فساد نکن، در پاسخ میگفت إنما اوتیته علی علم عندی من ثروتم را با علم خودم به دست آوردم یعنی نشان می دهد که
حفظ اصالت ها راحت تر از بازیافت آنها است
خاطر که کماکان اصالت و پیشینه شان را ارج می نهند و آن را از دست نداده اند. چند سال پیش در سفری به ژاپن برای اولین بار در ذهنم این مسئله پررنگ شد که هر چند بمب اتم شهر هیروشیما را تقریبا نابود کرد، اما رفتار و فرهنگ مردم شان را از بین نبرد. این ویژگی و شاخصه ای است که ما در بخش فرهنگی کشور موظف به نشر آن هستیم. چرا که من بعضا دیده ام که بخش فرهنگی ما بالعکس بیشتر مردم را از سنت هایمان دور می کند
حجت الاسلام برادران در اراک: منتظر نباشیم کسی بیاید که اوضاع جامعه را درست کند | برای ظهور امام زمان(عج) ...
کردند و همگی برای امر امام زمان (عج) دور هم جمع می شدیم. وی افزود: در دعای ندبه می گوییم عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَلا تُری؛ مهدی جان برای من سخت است که همه را ببینم ولی تو را نبینم این یک قدم است و قدم دیگر اینکه می خوانیم عزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَبْکِیَکَ وَیَخْذُلَکَ الْوَری؛ برای من سخت است که من برایت گریه کنم و من برایت بمیرم ولی بقیه با تو کاری نداشته باشند این فراز از دعا