موزیک ویدئوی حسبی الله محسن چاوشی - هفت راه
سایر منابع:
سایر خبرها
بخور و بخواب را در بحران تعطیل نکنید!
بدنی و روحیه است. حالا اینجا آن نقطه ایست که من اگر خودم ضعیف باشم نمی توانم مراقبت خوبی نسبت به دیگران داشته باشم. یعنی چه ضعیف باشم؟! یعنی اگر من از نظر روحی و معنوی بلنگم خودم هم خسته ام خودم هم اعصابم خرد است، خودم هم استرس دارم، خودم هم با هر صدای رگبار، با هر صدای پدافند با هر صدای انفجار قلبم می ریزد. با هر ورشکستگی مالی و بالا و پایین شدن در جنگ خودم به هم می ریزم . پس من اگر ضعیف باشم نمی توانم دیگران را کاور کنم و پشتیبانشان باشم یک خانم باید همیشه حواسش به تغذیه و شرایط جسمی خودش باشد. ذخایر خوب فقط غلات انبار نیست! حالا این مراقبت، این ...
روزنوشت های ایران
وحشت انداخته. چه کسی فکر می کرد تل آویو تبدیل به شهر ارواح شود. تل آویو، باید برگردم، اما باز هم خواهم آمد. اِنَّکَ عَلیٰ کلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ بله، رسم روزگار اینچنین است. نصرت الله محمودزاده حماسه نگار جنگ رمضان روایت روز تشییع شهدا بعثت_مردم دو روزی بود همراه بچه های جهادی برای کار در خانه های آسیب دیده نرفته بودم. اصلا یادم رفته بود که امروز روز تشییع شهداست، با اینکه با برخی از دوستان سر روایت این روز صحبت کرده بودم، اما خودم کاملا غافل از این صحبت ها برای آواربرداری برنامه ریخته بودم. ما ابتدا سمت خیابان رسالت اعزام شدیم، اما ...
فریادِ آزادگی از قلم و قلمو
ادبی کنم و حرف های شش من یک غاز روشنفکری بزنم و ادا دربیاورم که از منظر طرف مقابل هم باید اوضاع را دید و فهمید؟ مثل کاری که اغلب روشنفکران کماکان سرگرم آنند. من سال های سال مشغول دنیای کوچک و آرامم بودم و بی هیچ دعوا و مناقشه ای رهسپار بی درکجای عالم بودم. عالم بی عالمی. (داخل پرانتز در این ماه مبارک از زبان عطار ضمن وصف حال دو سطر مناجات کنم و از شما بخواهم آمین بگویید: دین زدستم رفته دنیا گم شده/ صورتی نامنده معنا گم شده// من نه کافر نه مسلمان گشته ام/ در میان هر دو حیران گشته ام// بر من بیچاره این در برگشای/ وین ز راه افتاده را راهی نمای) من در عالم بی عالمی خودم حتی مقابل متلک ها و طعنه ها ...
اینجا بوی عید نمی آید
می کرد. شرایط این روزهایش را جویا شدم. با ناامیدی عمیقی گفت: داداش، از روزی که جنگ شروع شد، خدا شاهده کاسبی نکردم. قبلا حداقل روزی هفت، هشت بار جنس جابه جا می کردم و یک نون بخورونمیری درمیومد اما الان دو ساعته وایستادم، دریغ از یک نفر که سفارشی بده. اجاره خونه، خرج زن و بچه ، تازه شب عید هم هست و توقع دارن میوه و شیرینی بخرم ولی چه کنم. انگار هرچه سنگه، مال پای لنگه، از صبح تا حالا یک قرون هم دشت نکردم. او در ادامه به وضعیت خرید و فروش نیز اشاره کرد و گفت: آقایی که شما باشی، امسال اصلا مشتری خاصی ندیدم. دوستم که اینجا مغازه پارچه فروشی داره، بنده خدا خونه اش تو این چند روز آسیب دیده اما نه ...
آمده ام که برای حضورم در اغتشاشات حلالیت بگیرم!
با صدایی نازک و گرفته، طوری که می خواهد غمی بزرگ را در سینه پنهان کند گفت: من در اغتشاشات سال 1401، همان قضیه زن، زندگی، آزادی، مدام در تجمعات حاضر بودم. حتی در 18 و 19 دی ماه امسال هم در تجمعات شرکت کردم اما اکنون آمده ام که برای آن حضور حلالیت بگیرم. خبرگزاری فارس، رشت؛ ام سلمه فرد: شور و شوق مردم در هوا پیچیده بود و همه به صورت هماهنگ فریاد می زدند، دلم می خواست از این شکوه حضور، عکس بگیرم. به همین خاطر، رفتم بالای یک بلندی. خانمی ایستاده بود وسط انبوه جمعیت و در این تکاپوی بی پایان، او به آرامی اشک هایش را پاک می کرد. دقایقی در میان صدای شعارها، نگاهم روی او ثابت ماند. بُغضی در ...
مشق مقاومت جنگ؛ بچه جوادیه خون بده باخت نمیده!
متفاوت و غم انگیزی را رقم زدند و گاه هم مقاومت و استواری آنهایی را می بینیم که خانه هایشان را تمیز می کنند تا سر بر بالین خانه خودشان بگذارند. یک آپارتمان دو سه ساله وسطای کوچه جا خوش کرده که تقریبا وضعیت اش از این خانه های کلنگی چندین سال ساخت بیست متری بهتر است. یک آپارتمان چند طبقه چند واحدی! البته برخی از ساکنین اش رفته اند شهرستان های اما چند تا از صاحبان خانه شیشه های شکسته را یواش یواش یا جمع کردند یا در حال جمع کردن هستند. زن و شوهر میانسالی که تمام شیشه های خانه شان شکسته و تقریبا وسایل شان خورده شده با چشمانی غمگین به من نگاهی می اندازند و زن شروع به حرف زدن می کند ...
روایت میدانی از هموطنان تهرانی که دست در دست هم پای وطن مانده اند/ ایستادگی همدلانه زیر آتش جنگ
جنگ معمولاً با تصویر ویرانی و کوچ گره خورده است؛ با خیابان هایی که از ساختمان هایش مخروبه ای بیش نمانده؛ پس روز به روز خالی تر می شوند و شهرهایی که ساکنانشان را از دست می دهند. اما پای جنگ به شهرهای مختلف ایران و تهران که رسید مردم چهره دیگری را به نمایش گذاشتند، شهر زیر سایه جنگنده، پهپاد و موشک روزهای سختی را می گذراند، اما مردم همین شهر در بزنگاه بحران به جای دور شدن از هم، دست در دست هم داده اند و برای مقاومت کنار هم ایستاده اند. در وسط جنگ می نویسم ایران دوام می آورد چون این مردم را دارد، مردمی که از دل اضطراب، خشم و داغداریشان، حماسه خلق می کنند. این روزها و شب ها در برخی ...
یک روز در قطعه شهدای جنگ در بهشت زهرا
.... رنج رد عمیق روی صورت می گذارد. چال دور چشم می اندازد. لبها را خشک و دستها را ناتوان می کند، حتی قدرت بالا دادن عینک و جابه جا کردنش روی صورت را می گیرد. مثل پدر آن بسیجی که چند ردیف آن طرف تر از خانواده آقا فیض الله نشسته بود بر مزار پسرش. حتی توان گریه هم نداشت. فقط گاهی سرش را به آسمان می برد و دستش را دور عینکش می چرخاند. در ضلع شرقی قطعه 42 کارگرها داشتند کار می کردند. مزارها را آماده می کردند. خانم های حمایل سبز راه می رفتند بین مردم. سر هر مزاری که زن ومردی نشسته بود، آب می بردند و به حرف ها گوش می کردند. دو روحانی در قطعه 42 حاضر بودند، سینه می زدند و گریه می کردند. در ...
زخم های جنگ اینجا معجزه می کنند؛ زندگی با بمب در خیابان ایران
خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، سیده فاطمه سادات کیایی ؛ درهای قطار که در ایستگاه حبیب الله باز شد، صدای لرزان مرد پشت بلندگوها اعلام کرد مسافرین اجازه پیاده شدن از قطار ندارند و فقط امکان سوار شدن هست. چند دقیقه بعد خبرگزاری ها خبر دادند بمب های اسرائیلی امریکایی، نقطه ای را در نزدیکی ایستگاه مورد اصابت قرار داده، مثل همه این 10_15 روز اخیر که همه جای تهران بی نصیب از بمباران نبود. حالا جنگ با سردمداران اپستین و بچه بازان کودک کش به 2 هفته رسیده، بیشتر از جنگ 12 روزه و در میان ماه رمضان . جنگی که ما شروع نکردیم اما در مقام دفاع و مبارزه در جبهه حق، جواب ظالمین را خوب دادیم. هر موشکی ...
داستان آخرین پیامک ملیکا، 27 ساله از زیر آوار، حوالی هفت تیر
ساختمان نمی دادند. هیچ کدام از خانه های اطراف قابل سکونت نبودند و عده ای داشتند خانه هایشان را ترک می کردند. گفته می شود نیروهای امدادگر به خانه کسانی که می خواستند بمانند، می رفتند و به جای شیشه های شکسته پلاستیک می کشیدند تا ساختمان قابل سکونت باشد. آواربرداری تا ساعت 7:30 شب هم تمام نشد. تمام روز به پیدا کردن ملیکا گذشته بود، حتی خبری از جسم بی جان پدر ملیکا هم نبود. در تاریکی هوا خواهرش به جست وجوی پدر در کوچه فریاد می زد: بابا تو رو به خدا بیا بیرون... . شب، در کوچه ملک الشعرای بهار تاریک تر از هر شب دیگری بود. ...
هم افزایی کانون های مساجد در راستای تحقق وحدت کلمه، همدلی و تاب آوری در جامعه
مجموعه این آسیب ها دست به دست هم داده اند و شرایطی این چنین را ایجاد کرده است؛ البته که در گفتمان امام راحل و امام شهید؛ مسجد بی تردید نقش و جایگاهی سیاسی دارد. مشاور وزیر و رئیس ستاد هماهنگی کانون های مساجد کشور با تاکید بر احیای نقش طبیعی مسجد به عنوان خانه مردم اظهار کرد: امروز شمار دشمنان فرهنگی ما اگر بیشتر از دشمنان نظامی ما نباشد قطعا کمتر نیست؛ کسانی که تلاش می کنند به فرهنگ انقلاب اسلامی و فرهنگ دینی ما آسیب وارد کنند؛ لذا باید برای رفع ضعف ها تلاش کنیم و پناه اصلی برای تحقق این مهم مسجد است؛ از ابتدای امسال و پیش از آغاز جنگ دوازده روزه و قبل از آغاز اغتشاشات دی ماه و جن ...
کودک آزاران جزیره اپستین امروز در برابر ما ایستاده اند
...، حضور پیدا کردند. اسم خودشان را هم گذاشتند که ما این منطقه را کشف کرده ایم، گویا قبلش هیچ کسی آنجا را کشف نکرده بود و زندگی نمی کرد، در حالی که میلیون ها انسان از جمله سرخ پوست ها در آنجا زندگی می کردند. آمریکایی ها که آنجا رفتند همه را قتل عام کردند، میلیون ها انسان را از دم تیغ گذراندند تا اینکه بتوانند نظام استکباری خودشان را در آن سرزمین برپا کنند. آیت الله مظفری افزود: در طول این 200 سال ده ها جنگ توسط آمریکا در مناطق مختلف جهان انجام شده است، نسبت به کشور و ملت خودمان خیانت های بی شماری از حدود هفتاد سال پیش، انجام داده اند. در سال 1332 که از طریق کودتا رژیم منحوس پهلوی ...
سور امسال ما در آسمان تل آویو و حیفا
و رسیدن به سرخی هاست؛ دعایی است برای دفع شرارت های دشمن، طلب نصرت الهی برای رزمندگانمان و نشان دادن یکپارچگی ملتی که زیر موشک باران نیز خدا را از یاد نمی برد. در کنار این شکوه حماسی در پشت بام ها، یک تقارن بسیار زیبا و معنادار دیگر نیز در امسال رقم خورده است؛ گره خوردن روزهای پایانی سال و آیین چهارشنبه سوری با مفهوم اصیل تکریم همسایگان . در روزگاری که سایه سنگین جنگ بر سر شهر افتاده، مفهوم همبستگی اجتماعی، نوع دوستی و همسایه داری بیشتر از هر زمان دیگری در طول تاریخ معاصر ما معنا پیدا کرده است. این روزها، دیوارهای خانه ها دیگر حائل میان قلب ها نیستند. به خوبی می دانیم که ...
گزارش میدانی از بیمارستان هفتم تیر که راهروهایش پر از مصدومان جنگ شده
تا وی سرنخ ماجرا را دستش بگیرد... پدرش محمدرضا شاه محمدی که 56 سال دارد و ساکن میدان سلام شهرری است نیز در تایید حرف های پسر، ماجرای حمله آن شب را اینگونه نقل می کند: من هم مثل پسرم با موشک دومی که اثابت کرد مجروح شدم. فقط یادم هست که صدای بلندی آمد و بعد مقدار زیادی سنگ و آسفالت و نخاله روی هوا بلند شد. من تا حدودی به هوش بودم و می فهمیدم که بچه ها دارند می گردند دنبال مجروحین و جنازه ها. من را هم همان ها پیدا کردند و از آنجایی که نزدیکترین جا بیمارستان فیروزآبادی بود سریع به آنجا منتقل کردند. چهره اش کمی در هم می رود و به یکباره ساکت می شود. معلوم نیست خوشحال است یا ناراحت اما ...
خرده روایت هایی از شب های عاشقی قزوینی ها
نفیسه مهرداد 1404-12-25 04:45 1404-12-25 04:45 صبح قزوین گزارش می دهد؛ این شب ها مردم قزوین پابه پای مردم سایر شهرهای ایران شکوه و جلوه ای از خود نشان دادند، مردمی که با وجود گله مندی اما سرافرازانه و با غیرت پای پرچم سه رنگ و مذهب و دینشان در کف میدان ایستادند، تا مبادا به یغما ببرند این خاک گوهر خیز را. به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی صبح قزوین به روایت مونا مرادی؛ چند ماه پیش در جنگ 12 روزه، در بحث با یکی از براندازان وقتی گفت: اگر آمریکا آقای شما را بزند کارتان تمام است! گفتم: اشتباه میکنی! اگرهم آمریکا آقای ما را ...
گفت وگوی تفصیلی | از مجاهدت علمی در قم تا جایگاه رهبری
فرد داشت؟ بله، مسأله ای که از تجربیات زیسته خودم در این 6 سال به دست آوردم و می تواند به عنوان سندی در تاریخ بماند و برای خودم نیز مروری از گذشته می شود و عمری که گذراندم و گوش خود را به زبان شیوای ایشان سپردم، در چند جمله وجود دارد، اینکه ایشان از نظر اخلاق و منطق به امام شهید شبیه بودند. نه فقط از نظر چهره که خلقیاتی شبیه به ایشان داشت. یعنی ایشان به هیچ عنوان اهل جنجال های مقطعی نبودند، و اهل امور عمیق بودند و کارها را ژرف جلو می بردند و کرّار بودند و هدفی که دنبال می کردند به طور مستمر به آن توجه داشتند. ایشان در میدان های سیاسی و علمی به ابعاد مختلفی توجه داشت که می تواند ...
اصلاحات بازی ها که هر گیمری باید بلد باشد
لیست بهترین ها راه پیدا کرده؟ جواب در سادگی و قدرت اجتماعی آن نهفته است. در سال 2026، Wordle همچنان به عنوان بخشی از روتین صبحگاهی میلیون ها نفر شناخته می شود. شما 6 فرصت دارید تا یک کلمه 5 حرفی را حدس بزنید. بعد از هر حدس، رنگ خانه ها عوض می شود: سبز یعنی حرف در جای درست است، زرد یعنی حرف در کلمه هست اما جایش غلط است، و خاکستری یعنی کلاً چنین حرفی نداریم. این تمام ماجراست؛ نه گرافیک سه بعدی دارد و نه داستان پیچیده، اما به شدت اعتیادآور و رضایت بخش است. جذابیت Wordle برای کسانی که گیمر نیستند در این است که فقط یک بار در روز می توان آن را بازی کرد. این یعنی خبری از هدر دادن ساعت ها ...
وداع با شهدای ناو دنا؛ سلام به حفظ انقلاب، نظام و ایران اسلامی
در سال های اخیر به یکی از نمادهای توانمندی دریایی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. ناوشکن "دنا" در قالب یک ناوگروه آموزشی، به همراه ناو "لاوان" و یک ناو پشتیبانی، پیش از آغاز ماه مبارک رمضان برای انجام مأموریتی آموزشی و حضور در یک رزمایش بین المللی راهی آب های اقیانوس هند شده بود؛ مأموریتی که علاوه بر بُعد عملیاتی، فرصتی برای آموزش دانشجویان دانشگاه علوم دریایی نیز به شمار می رفت. در جریان این مأموریت، ناوشکن "دنا" به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در رزمایش بین المللی "میلان" در کشور هند حضور یافت؛ رزمایشی که با مشارکت ده ها کشور و با محوریت "صلح و دوستی" برگزار می شود. حضور ...
آزاد ارمکی: صداوسیما هر روز آهنگ تولید می کند، اما دیدید محسن چاوشی چه کرد؟
در روزهایی که شهرهای مختلف ایران تحت فشار حملات گسترده اسراییل و امریکا قرار دارد، مهم است تصویری از تحولات و تحرکات جامعه ایرانی در این بزنگاه سرنوشت ساز به دست آید. اینکه جامعه ایرانی پس از تحولات اخیر به چه سمت و سویی حرکت کرده و چگونه می اندیشد واجد اهمیت بسیاری است. به گزارش اعتماد، آزاد ارمکی درباره شرایط حال حاضر جامعه ایرانی و مردم معتقد است، اخبار مرتبط محسن چاوشی: من وسطم / این وسط خیلی جای بزرگی است پیش بینی تقی آزاد ارمکی از سرانجام جنگ/ اگر نیروی زمینی وارد ایران شود، چه؟ آزاد ارمکی: اعتراضات تمام شد، اما شیوه حکمرانی حتی نیم ...
روایتی از سردخانه بیمارستان میناب و دبستان شجره طیبه
، راضیه زمانی که بدن متلاشی اش را از شنبه تا به حال هرچه گشتند پیدا نکردند، این جمله ها را می دید، درستش را به او یاد می داد. میکائیل، نقاشی را آن شب به برادرش، کوروش نشان داده و بعد با هم سنگربازی کرده بودند؛ میکائیل، ایران شده بود و کوروش، آمریکا . سنگرها، بالش هایی رنگی و تفنگ ها، چند مداد که کنار هم دسته شده بودند. دست آخر میکائیل به مادرش گفته بود: ایران برنده شد . شکیبا دریکوند، مادر 31ساله میکائیل میردورَقی ، نقاشی را اما تا روز بعد ندیده بود؛ نقاشی بعد از آن به دستش رسید که پسرش را در اتاقک ماشین یخچال دار شناسایی کرده و بعد از هوش رفته بود. حالا او و بعد از دو هفته ...
حسبی الله ، صدای وطن در جنگ
افکار عمومی قرار گرفته اند و توانسته اند در مدت کوتاهی بازتاب گسترده ای در میان مخاطبان پیدا کنند. یکی از شاخص ترین آن ها، تک آهنگ حسبی الله محسن چاوشی است که هم زمان با فضای پرتنش منطقه ای و در تقارن با مناسبت های مذهبی منتشر شده و با بهره گیری از مضامین دینی، میهنی و حماسی واکنش های فراوانی را در میان مخاطبان و اهالی فرهنگ و هنر برانگیخته است. این اثر در مدت کوتاهی در فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی بازتاب گسترده ای یافته و به عنوان نمونه ای از پیوند میان احساسات مذهبی، هویت ملی و بیان هنری مورد توجه قرار گرفته است. خود محسن چاوشی درباره این قطعه که با شعری از مهدی عباسی و میکس و ...
روایتی از آنها که تهران را خالی نکرده اند
همین جا ایستاده بودیم و صدا را کامل شنیدیم، همه جا لرزید ما هم ترسیدیم و رفتیم خانه، اما از فرداش دوباره چند نفرمان آمدیم. عده ای رفتند شهرستان پیش زن و بچه شان، اما من روم نمی شه با این وضعیت برم پیش زنم، هیچی پول ندارم، اینجا می مونم یا کار می کنم یا می میرم، هرچی باشه از شرمندگی بی پولی پیش زن و بچه ام بهتره. تا الانم که هیچ کس کارگر نخواسته ولی من همین جا می شینم تا شب عید. اگرم زدن که زدن دیگه. این روز از سال همیشه اطراف خیابان سبلان پر از دستفروش بود، اما حالا جز خانمی که لیف و کش مو می فروشد، خبری از فروشنده ای نیست. رانندگان تاکسی و تاکسی های اینترنتی از نبود مسافر و خرابی ...
زندگی در پایتخت زیر سایه جنگ و انفجار | می خواستم برم ولی با کدام پول؟! | جنگی متفاوت با 12 روزه که ...
خیابان نظام آباد و بخشی از میدان هفت تیر تعدادی کارگر ایستاده بودند. نزدیکشان که رفتم همه دویدند سمت من و گفتند: ما خوب کار می کنیم، سوار شیم؟ به محض اینکه متوجه شدند کارگر نمی خواهم تک به تک دور شدند، سراغ یکی از آنها رفتم که حدود 40 سال سن داشت، از تجربه شروع جنگ گفت: روز اول که زدند ما دقیقا همین جا ایستاده بودیم و صدا را کامل شنیدیم، همه جا لرزید ما هم ترسیدیم و رفتیم خانه، اما از فرداش دوباره چند نفرمان آمدیم. عده ای رفتند شهرستان پیش زن و بچه شان، اما من روم نمی شه با این وضعیت برم پیش زنم، هیچی پول ندارم، اینجا می مونم یا کار می کنم یا می میرم، هرچی باشه از شرمندگی بی پولی پیش زن ...
از داغ شهادت حضرت آقا تا ایستادن پای کار انقلاب؛ روایت صبحی که با خبر تلخ آغاز شد
...> از یک سو داغ شهادت رهبر انقلاب و از سوی دیگر وضعیت مادر، شرایط سختی را رقم زده بود. پدرم درمانده پشت درِ بخش آی سی یو ایستاده بود و من نیز در میان این اتفاقات، مات و مبهوت مانده بودم که چه باید بکنم. دیروز و دیشب را در بیمارستان گذراندم. صبح که شد، سیل تماس ها به گوشی ام سرازیر شد؛ تماس هایی از ارگان ها، خبرگزاری ها، روابط عمومی ها و افراد مختلف که درباره شهدای جدید اطلاعات می خواستند یا برای هماهنگی برنامه های تشییع شهدا تماس می گرفتند. حدود ساعت 9 صبح بود که احساس کردم نمی توانم تنها پشت درِ آی سی یو بنشینم. قلبم از داغ شهادت آقا و نگرانی برای مادرم پر از درد بود، اما ...
طبقه متوسط اولین قربانی جنگ
تهران رخ داده است. شهر خلوت است اما بعد از هر انفجار مردم وسط کوچه جمع می شوند، چند دقیقه ای از تجربیات، ترس و فضایی که لحظه انفجار تجربه کرده اند، می گویند و کم کم دوباره کوچه ها خلوت می شود طوری خلوت که انگار سال هاست کسی در این محلات زندگی نمی کند. به نظر می رسد جنگی که در حال حاضر در آن قرار داریم با جنگ 12 روزه متفاوت است. خیلی از افراد از تهران خارج نشده اند و در خانه هایشان هستند، عده ای می گویند دیدن این لحظات تاریخی برایشان مهم است، عده ای جایی را ندارند که بروند و عده ای دیگر برایشان فرقی نمی کند. به نظر می رسد مردم هم این وضعیت را نمی توانند به راحتی هضم کنند. احتمالا ...
روایتی درباره تلاش های محمدتقی بهار برای ساخت آرامگاه فردوسی | بهار در آغازِ فصل خزانِ توس
فضلا و ایران دوستان و نمایندگان حکومت وقت تأسیس شد. نخستین دغدغه این گروه ساخت مزار فردوسی در توس بود. شاهد این ماجرا را می توان در خاطرات عیسی صدیق دید. او درباره دغدغه آنها چنین می نویسد: انجمن آثار ملی در 1301 خورشیدی به همت عده ای از میهن پرستان دانشمند به وجود آمد. نخستین بار که من از وجود آن آگاه شدم وقتی بود که سردار معظم خراسانی گفت که عبدالحسین تیمورتاش، نماینده مجلس شورای ملی، مرا به خانه خود به باغ نیرالدوله جد همسر خویش واقع در ضلع شمالی خیابان ژاله دعوت کرد.... رجالی که در خانه تیمورتاش جمع بودند تا آنجا که در خاطرم مانده عبارت بودند از حسن مستوفی الممالک، حسن پیرنیا ...
تهران؛ زیر آسمان زخمی، روی زمینِ سبز/ مردم برای عید، زندگی می کارند
، آخرین روزهای سال 1404، با زخمی کهنه و تازه، اما زنده. نه جنگ را فراموش کرده، نه زندگی را. و شاید این تنها کاری است که از دستش برمی آید: نفس کشیدن، گل کاشتن، خرید عید، کمک فرستادن، و شب قدر، برای همه دعا کردن، حتی برای آنهایی که دیگر نیستند. زندگی بر همه چیز غالب است و هر اتفاقی که می افتد بخشی از زندگی است. محمد که چند روز پیش مصاحبه سی ان ان با اهالی تبریز را دیده بود، می گوید: چقدر از اون پسره خوشم اومد. خبرنگار پرسید چجوریه که شما بیرونید اما خیابانهای اسرائیل خلوته. و پسر جوونه گفت: این فرق بین مومن و کافره. ما از هیچ چیزی نمی ترسیم وقتی خدا رو داریم. آسمان موشک می بارد و نقطه به نقطه زندگی را زخم می زند. اما زندگی همچنان بر همه چیز غالب است. ...