دروازه بان تیم ملی فوتسال: بمب افتاد روی خانه من - تجارت نیوز
دروازه بان تیم ملی فوتسال: بمب افتاد روی خانه من
سایر خبرها
تخریب خانه دروازه بان تیم ملی در بمباران+ جزییات
باقر محمدی دروازه بان تیم ملی فوتسال اخیرا در جریان جنگ تحمیلی به ایران با تخریب خانه خودش در شهرستان قرچک مواجه شده است. در این خصوص فدراسیون فوتبال روز گذشته اطلاعیه ای را صادر کرد و حالا این دروازه بان به تشریح جزییات حادثه پرداخته است. محمدی در این باره به فارس گفت: در این منزل که در قرچک بود، خانواده خواهرم ساکن بودند که ساعاتی قبل از این اتفاق، آنجا را تخلیه کرده بودند. او ادامه داد: آمار دقیقی از شهدای این اتفاق ندارم ولی چیزی که دیدم، این بود که خانه های دو کوچه تخریب شده بودند و جا دارد به خانواده هایی که در این جنگ عزیزان خود را از دست دادند تسلیت بگویم و ...
ویدیو| تخریب خانه دروازه بان تیم ملی در اثر حملات
روایت باقر محمدی، دروازه بان تیم ملی فوتسال ایران پس از تخریب منزلش در محله جوادیه تهران.
لیست جدید تیم ملی فوتبال برزیل اعلام شد/ واکنش آنچلوتی به سورپرایزها و غیبت ستاره بزرگ
انتخاب من، وضعیت بدنی بازیکنان است. فقط کسانی را دعوت کرده ام که در شرایط 100 درصد آمادگی قرار دارند. غیبت هایی مثل میلیتائو و رودریگو به خاطر مصدومیت است، اما هدفم این است که در این دو بازی مهم، عملکرد بازیکنان جدید را از نزدیک ببینم. در بخش مربوط به نیمار، آنچلوتی با لحنی آرام اما قاطع گفت: برای تماشای بازی سانتوس مقابل میراسول برنامه ریزی کرده بودم، اما نیمار در آن دیدار بازی نکرد. باید به شرایط او و باشگاهش احترام بگذاریم. فعلاً تصمیمم قطعی است و حرف دیگری در این باره ندارم. غیبت طولانی نیمار از زمان حضور آنچلوتی، پرسش هایی جدی در رسانه های برزیل ایجاد کرده است؛ با این حال، به نظر می رسد سرمربی ایتالیایی قصد دارد تا زمان بازگشت نیمار به اوج فرم بدنی و فنی، از تصمیم خود عقب نشینی نکند. بیشتر بخوانید: بازگشت نیمار به تیم ملی؛ جام جهانی برای ستاره محبوب برزیل در دسترس است؟ ...
چه رئال چه منچسترسیتی، برای هر دو آماده ام!
وینگر راست هم بازی کردم که برایم تجربه جدیدی بود. اینجا هم در دفاع راست و دفاع چپ بازی کرده ام. این را یک فرصت می بینم. آماده ام هر جا که تیم به من نیاز داشته باشد کمک کنم. کم کم هم در این پست ها احساس راحتی می کنم، اما بیشترین راحتی ام زمانی است که در پست شماره شش (هافبک دفاعی) بازی می کنم. وضعیت دروازه بانی تیم در روزهای اخیر؟ چند شوخی درباره اش کردیم. خیلی بامزه بود. نمی دانم فردا چه کسی در دروازه بازی می کند، اما با هر کسی که باشد راحت هستم، حتی اگر یک دروازه بان جوان باشد. اولین فصل حضور در لیگ قهرمانان؟ تفاوت آن با لیگ اروپا این است که کاملاً سطح متفاوتی ...
پیامک ملیکا از زیر آوار
.... مردم می دوند و ترسیده اند. بمب به ساختمانی مسکونی خورده است و حالا هیچ چیز از آن باقی نمانده. تعداد تیر و ستون ها را که نگاه کنی، به نظر بیشتر از چهار طبقه نمی آید؛ حتی ستون های عمودیِ باقیمانده آن کج شده اند و لباس هایی به آن آویزان است. از خیابان هفت تیر تهران که بروی به سمت مفتح جنوبی و ورزشگاه شیرودی را که رد کنی، می رسی به تقاطع طالقانی. یک سوی آن مترو است و سمت دیگر آن به خیابان بهار ختم می شود. همین که از مفتح جنوبی بپیچی در طالقانی، اولین کوچه، سمت چپ نامش ملک الشعرای بهار است. کوچه موازی خیابان های بهار و مفتح قرار دارد. کوچه ای تنگ و مسکونی که روز 25 اسفند 1404 انفجار را به ...
روزنوشت های ایران
ساختمان ها ریخته بود، کف کوچه از خرده شیشه پر بود. خیالی نبود، چون حداقل 30 نفر چمبره زده بودند روی این سطح شیشه ای و داشتند جمع می کردند. از نیروهای شهرداری گرفته تا دو سه گروه جهادی غیر از ما، در کمتر از 10 دقیقه کوچه را تمیز کردند. بعد نوبت خانه ها رسید. کوچه حداقل صد متر طول داشت و هر خانه ای هم حداقل سه چهار طبقه ای بود. شیشه های همه این خانه ها، هم به داخل و هم بیرون ریخته بود. یکی از ساکنین به ما گفت: خدا رو شکر همه تشییع بودن، منم سر کار بودم، کسی چیزیش نشد. نمی دانم برای خوشی دل ما بسیجی ها گفت همه تشییع بودند یا واقعا همسایه ها تشییع بودند. هر چه بود اکثر واحدها موقع ...
شب های تهران در سایه جنگ که در ایام شب عید قرار داد سرد و یخ شده اند!
، تصور می کرد موشکباران است و حالا زینب نگران بعد از پایان جنگ است که چطور قرار است با این میزان اضطراب زندگی کند: به همه اضطراب ها، شرایط بد اقتصادی را هم باید اضافه کرد. اگر جنگ ادامه پیدا کند، آیا سازمانی که در آن کار می کنیم، توانایی پرداخت حقوق دارد؟ این هم یکی دیگر از نگرانی های ماست . نگار: زندگی جمعی را انتخاب کرده ام نگار ، اما روش دیگری برای مقابله با اضطراب هایش پیدا کرده. او از روز اول جنگ در کنار دوستان و خانواده اش است. آنها در خانه ای جمع شده اند و شب ها را با هم می گذرانند. گاهی فیلم و سریال می بینند، گاهی بازی می کنند، از خاطرات شان می گویند و خودشان را ...
زندگی زیر صدای جنگنده ها
خیابان های اطراف خانه مان را . نرگس می گوید تجربه این روز ها برایش کاملا جدید است. راستش تا حالا چنین تجربه ای نداشتم که چند هفته کامل در خانه بمانم . او می گوید حتی در دوران کرونا هم چنین انزوایی را تجربه نکرده بود. آن موقع هم با ماسک از خانه بیرون می رفتیم، اما الان واقعا خانه نشین شده ام . در این میان، نکته ای که برای او جالب بوده، حضور بسیاری از مردم در تهران است. با اینکه جنگ است، خیلی ها هنوز در تهران مانده اند. در ساختمان ما هم تقریبا همه همسایه ها هستند و دوستانم هم بیشترشان در شهر مانده اند . برای گذراندن زمان، نرگس تلاش کرده خودش را با کار های مختلف سرگرم کند. خیلی سعی کردم ...
می خواهم مستندی درباره رهبر شهید انقلاب بسازم
... بهمن دان درباره بیعت خود با رهبر جدید انقلاب، حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای نیز بیان کرد: بلافاصله پس از اعلام خبر انتخاب ایشان از سوی مجلس خبرگان، پیامی دادم و نوشتم که همان طور که سرباز پدرشان بودم، امروز سرباز ایشان هستم. در نخستین ساعات شب قدر در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی این احساس را در وجودم بیان کردم و ایمان دارم که این راه، مسیر وطن دوستی و وفاداری به انقلاب است. او با اشاره به ضرورت پایبندی به قانون و احترام به نمادهای ملی ادامه داد: در هیچ کشور آزادی خواهی، بی احترامی به رهبر یا رئیس جمهور پذیرفته نیست. پرچم هر ملت، شناسنامه آن کشور است و باید با افتخار در برابرش ...
گزارش میدانی از بیمارستان هفتم تیر که راهروهایش پر از مصدومان جنگ شده
روزهای اخیر پشت سر گذاشته، فشار مضاعفی را روی شانه های خود تحمل می کند. در این گزارش میدانی راهی بیمارستان شهدای هفتم تیر شهرری شدیم؛ مرکزی که سال هاست به عنوان یکی از مراکزاصلی تروما در پایتخت شناخته می شود و حالا در میانه این جنگ فرسایشی، به پناهگاه آخر مجروحانی تبدیل شده که از میان دود و آتش انفجارها بیرون کشیده شده اند. رفتیم تا از نزدیک ببینیم در راهروهایی که بوی خون و محلول های ضدعفونی در هم آمیخته، کادر سلامت چطور با حداقل امکانات و زیر سایه تهدید مداوم بمب ها معجزه می کنند. این روایت، قصه ماندن در روزهایی است که همه به رفتن فکر می کنند؛ نگاهی گذرا به وضعیت بیمارانی که درد ...
بیوگرافی حامد بهداد و همسرش / معرفی خانواده و داستان بازیگر شدن + عکس
او در فیلم هایی از جمله قهوه ترک، سرگیجه، پیر پسر و جان دارو ... بازی کرده است. پدر او یک شاعر بود که در شغل خود آنچنان هم موفق ظاهر نشد. به دلیل شغل پدر و همچنین آغاز جنگ حامد به همراه خانواده مدتی را در نیشاپور زندگی کرد. ورود به دنیای هنر حامد بهداد اولین بار در سال 1361 وقتی 9 ساله بود یکبار بازی در تئاتر را تجربه کرد و از آن زمان عاشق مارلون براند هنرپیشه سینما و تئاتر آمریکایی شد. تحصیلات و آشنایی با رامبد جوان حامد بعد از قبولی در دانشگاه آزاد تهران، فقر شدیدی را متحمل می شد تا اینکه در شرکت تبلیغاتی زیتون رامبد جوان به ...
مشق مقاومت جنگ؛ بچه جوادیه خون بده باخت نمیده!
این اتاق نشیمن دو یا سه متریش یا شاید هم جای خوابش بوده. گاهی سرش را بلند می کند و رفت وآمد مردم را نگاه می کند؛ بعد دوباره نگاهش به همان نقطه برمی گردد. وارد خانه دو یک طبقه و نیمه اش که می شوم فقط یه اتاق کوچک است و وسایل هایی دیگر اثری از آنها نمانده یک پسر 5 یا 6 ساله با چشمانی نگران دم در ایستاده و خواهر بزرگ ترش هم که حدود 10 یا 11 ساله اش می شود کنارش با غمی در چشمانش نگاهم می کند، توان وارد شدن به خانه شان را ندارم، اما پیرزن صدایم می کند و وقتی داخل می شود با لبخند ترکیب شده با ناراحتی می گوید، ما که افغانستانی هستم حتما برای هیچ یک از آدم های اینجا مهم نیستیم تموم وسایلمون خورد شده ...
زندگی افراد دارای معلولیت در دوران جنگ
، مادرش حالا حدود 5 ماه پس از آخرین نفس های محمد از شبی تعریف می کند که در جریان جنگ دوازده روزه، زنهار تخلیه محله را دادند اما نه تنها فرزندی که معلولیت داشت که کل خانواده نمی توانستند خانه را ترک کنند. جنگ برای همه آدم ها شرایط سختی را رقم می زند اما قطعا شرایط آنهایی که دارای معلولیت هستند سخت تر است. جابه جایی برای فرد دارای معلولیت، دشوار است و برای فردی که دارای ضایعه نخاعی است سخت تر. جابه جایی فرد دارای معلولیت در شرایط عادی هم مشکلاتی دارد و این مشکلات در دوران ناپایدار جنگ و بمباران محلات و تخریب خانه ها، سخت تر و پیچیده تر است. محمد جعفر بیگلو تحصیلکرده سینما بود، یکی از همان ...
جزئیات جدید از جنایت جنگی آمریکا و اسرائیل در مدرسه میناب/ سه موشک به مدرسه و کودکان زدند
. در بالکن دیدم مردم به سمت مدرسه میکائیل می روند. من هم رفتم. ترافیک بود، از ماشین پیاده شدم و بقیه اش را دویدم. آقایی آمد جلو و گفت همه بچه ها زیر آوار مرده اند. همان جا پاهایم بی حس شد و افتادم. خودم تک و تنها در شهر غریب. یک نفر نبود دستم را بگیرد، بلندم کند. خب، غریب بودم آنجا. یک نفر دیگر گفت برو بعضی شان زنده اند. باز جان گرفتم، بلند شدم و دیدم نه، آوار خیلی ریخته، اصلا وحشتناک. همان جا دوباره افتادم . آن روز، مردم همه جمع شده بودند که کمک کنند اما حوالی ساعت سه بعدازظهر موشک سوم را به سوله های اطراف مدرسه زدند؛ همان سه موشکی که میکائیل در نقاشی اش کشیده بود. موشک ...
خانه ام فدای سربلندی ایران
باقر محمدی راجع به تخریب خانه اش در جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیسم توضیحاتی ارائه داد. باقر محمدی دروازه بان تیم ملی فوتسال در خصوص اینکه خانه وی در جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیسم تخریب شده، اظهار داشت: یک واحد آپارتمان در محله جوادیه تهران داشتم که بر اثر حمله دشمنان متجاوز آمریکایی صهیونی تخریب شد. در آن واحد، خانواده خواهرم سکونت داشتند که خوشبختانه در زمان بمباران حضور نداشتند و به خانه مان در قرچک ورامین رفته بودند اما متأسفانه تعدادی از همسایگان در خانه های مسکونی خود بودند که شهید شدند و ثابت شد دشمنان برخلاف ادعای کذب شان به منازل مسکونی حمله می کنند. تخریب خانه ام فدای ایران و ...
رافینیا ستاره بارسلونا: در نوکمپ کسی حریف ما نمی شود
داریم و امیدواریم نمایش هایی بی نقص، یا حداقل نزدیک به بی نقص داشته باشیم و نتایج مطلوبی کسب کنیم. آنالیز فنی نبرد با سویا ما به خوبی جریان بازی را کنترل کردیم. زدن سه گل در همان نیمه اول کمک بزرگی به ما کرد. فکر می کنم عملکرد تیم عالی بود، هرچند باید در دقایق پایانی هر نیمه تمرکز بیشتری داشته باشیم چون دو گل دریافت کردیم. در مجموع، یک بازی تماشایی و فوق العاده بود، اما باید اشتباهات را به حداقل برسانیم. وقتی این طور بازی می کنیم، بردن ما واقعا کار سختی است. پنالتی چیپ من مدام شیوه ضربه زدنم را تغییر می دهم تا دروازه بان ها را گیج کنم. آن ها به دقت ...
روزی که جوادیه صدای جنگ را شنید
هفت صبح| ظهر روز جمعه 22 اسفند ماه امسال در چهاردهین روز جنگ بود که صدای مهیبی در میان هیاهوی محله جوادیه تهران پیچید و خبر از یک فاجعه داد. تنها در عرض چند دقیقه این محله با خاک یکسان شد و حالا دیگر اذهان همه مردم آماده است که در یک تجزیه و تحلیل چند ثانیه ای متوجه شوند که قطعا محلی هدف حمله موشکی قرار گرفته است. هدف این حمله کلانتری محله جوادیه بود اما شدت تخریب در اثر این انفجار در ساختمان های مجاور و نزدیک به کلانتری در حدی بود که تعداد زیادی افراد غیرنظامی زیر آوار ماندند و به شهادت رسیدند. از جشن تا آوار سعید میرزاییان نام یکی از اهالی محله است که خانه شان در ...
قاتل شدن آقای مهندس پولدار | 5 قاتل را از زندان آزاد کردم!
طعم آزادی را حس کند، در حالی که اشک شوق می ریخت، گفت: من شرمنده پدر و مادر مقتول هستم و امیدوارم که با انجام کارهای خیر برای آمرزش روح مقتول قدم بردارم. وی افزود: باورتان نمی شود، اما هرگز فکر نمی کردم یک روز مهر قاتل بر پیشانیم بخورد. همه چیز در چشم برهم زدنی رقم خورد. ترسیده بودم . اگر آن روز از خودم دفاع نمی کردم حتما او مرا با چاقو می زد. او چند ضربه نیز به سمتم پرتاب کرد. آن روز بخت با من یار نبود و همیشه با خودم می گویم ای کاش هرگز از خانه بیرون نیامده بودم. خیلی پشیمانم. مرد جوان اظهار کرد: در تمام سال هایی که در زندان بودم به معنای واقعی حس حبس و اسارت را لمس کردم ...
نقاشی جدید علی میرفتاح؛ با همه ناتوانی ام فریاد می زنم جانم فدای ایران |
کار مملکت بیاید اما چه کنم. بی نوا ندارد بیش. هذا بضاعتنا مزجاه. لااقل با همه وجودم تلاش می کنم بار خاطر مردم و کشور نشوم و یار شاطر مدافعان ایران باشم. هیچ کاری هم اگر از دستم برنیاید لااقل به حد وسع می کوشم تا در سمت درست تاریخ بایستم و ایرانم را نگذارم که جونلانگاه اجانب پست فطرت شود. سمت درست؟ نکند کسی باشد که هنوز تردید کند سمت درست کجاست؟ سمت درست هرجا هست کنار دهان نجس های واجب المطب بت پرست نیست. من هرچه هستم و هرکه هستم با افتخار، در ایران دوست داشتنی مان کنار خواهران و برادران ایرانی ام می ایستم و از خدای متعال می خواهم که این جبهه حق و این محور مقاومت را تقویت کند و امیدوارم به تحقق وعده الهی که انا فتحنا لک فتحا مبینا. منبع خبر: مهر این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد. ...
روایتی از آنها که تهران را خالی نکرده اند
شفاآنلاین جامعه نیمه اسفند ساعت 18؛ چند انفجار سمت شرق، مرکز و بقیه مناطق تهران رخ داده است. شهر خلوت است اما بعد از هر انفجار مردم وسط کوچه جمع می شوند، چند دقیقه ای از تجربیات، ترس و فضایی که لحظه انفجار تجربه کرده اند، می گویند و کم کم دوباره کوچه ها خلوت می شود طوری خلوت که انگار سال هاست کسی در این محلات زندگی نمی کند. به گزارش شفاآنلاین ، حدود دو هفته از شروع جنگ می گذرد، با وجود تجربه جنگ 12 روزه به نظر می رسد مردم همچنان در شوک اتفاقات چند هفته و چند ماه اخیر هستند. با هرکه صحبت می کنم، می گوید همه چیز شبیه یک خواب است، گویی وسط برگی از تاریخ رها شده ایم و به سرنوشت خودمان ...
دومانلی تبریز
بار پیش از دژخیمان از طرف ایرانی هایی به گوش رسید که خارج از ایران بر طبل جنگ کوبیدند بی آنکه فکر کنند در این کوچه ها و خیابان ها هموطنان ما زندگی می کنند.امروز سه شنبه 19 اسفند ماه حوالی ظهر یکی از بدترین روزهای زندگی ام بود وقتی که دیدم با آمدن جت های جنگی بر فضای شهر تبریز به ناگه بمب ها بر سر تبریز((تبریز مه آلود))آوار شد و رنگ بر رخسار زنان و کودکان شهر نماند کودکان سراسیمه و گریان دست پدر و مادر را گرفته و مبهوت از اینکه چه در ایران ما می گذرد مبهوت از اینکه چرا سرنوشت مان اینچنین شد. خودم را به خیابان پاستور جدید رساندم و نقشی غمبار از درد و رنج این مردم خسته از همه جا جلوی ...
17 روز و شب با موشک و پدافند و انواع بمب ها!
. راستش تا حالا چنین تجربه ای نداشتم که چند هفته کامل در خانه بمانم . او می گوید حتی در دوران کرونا هم چنین انزوایی را تجربه نکرده بود. آن موقع هم با ماسک از خانه بیرون می رفتیم، اما الان واقعا خانه نشین شده ام . در این میان، نکته ای که برای او جالب بوده، حضور بسیاری از مردم در تهران است. با اینکه جنگ است، خیلی ها هنوز در تهران مانده اند. در ساختمان ما هم تقریبا همه همسایه ها هستند و دوستانم هم بیشترشان در شهر مانده اند . برای گذراندن زمان، نرگس تلاش کرده خودش را با کار های مختلف سرگرم کند. خیلی سعی کردم کتاب بخوانم، اما واقعا تمرکز نداشتم . نرگس حتی تلاش کرده بخشی از کار های عید را ...
ماجرای غم انگیز بیرون کشیدن پیکر مادر و نوزاد از زیر آوار
چون شهرک چمران و برخی از نقاطی که در منطقه 1 تهران مورد حمله دشمن واقع می شد به عنوان امدادگر حضور داشته ام. در حال حاضر در جنگ فعلی نیز در عملیاتهای مختلفی به عنوان امدادگر داوطلب حاضر هستم. مشروح گفتگو با این امدادگر جوان را در ادامه بخوانید: یکی از تلخ ترین صحنه هایی که در عملیات های امدادی جنگ فعلی تا امروز دیدم مربوط به نوزاد 2 ماهه ای بود که متاسفانه در اثر بمباران منزل مورد سکونت آن ها، نوزاد و مادرش هر دو به شهادت رسیده بودند. وقتی برای امدادرسانی به آن خانه رسیدیم شرایط اصلا خوب نبود؛ دود و بوی سوختگی همه جا را فراگرفته بود و نفس کشیدن سخت بود. من و دیگر امدادگران ...
برای آنکه مشعل کلمه را روشن می کرد...
که از پشت بام ها بلند می شود حال و هوای دیگری دارد. مردم بر بام خانه ها می روند و احساس خود را نسبت به حرکتی که آقای خمینی آغاز کرده بیان می کنند. در مضمون و قافیه این شعارها نوعی خوش ذوقی می بینم. گویی مردم در دل همان خشم و اعتراض، نوعی ذوق ادبی هم پیدا کرده اند. مخالفت با رژیم روزبه روز گسترده تر و شتابان تر می شود. امروز تصمیم گرفتیم پیش از ظهر به حرم برویم و برای نماز ظهر به مسجد امام حسن. مسجد امام حسن جایی است که آقای محمدی و آقای خامنه ای در آن سخنرانی می کنند. پس از نماز، آقای خامنه ای به تفسیر قرآن پرداختند. این جلسه چند هفته ای است که ادامه دارد و هر ...
دعا گفت وگویی سازنده میان انسان و خداست
گرفتار جنگ افروزانی بدتر از شمر هستیم توصیه به توسل جویی شده است بنابراین آدم ها به دنبال وسیله هستند و امام سجاد(ع) در این دعا می فرماید خدایا همه وسیله های من تویی، استغاثه و توسلم هم برای توست و همه این موارد نشان می دهد که ما چه طور باید فرآیندهای روحی و روانی مان را مدیریت کنیم. وی با اشاره به نکته عبارت وَجَعَلْتُ بِکَ اسْتِغاثَتِی، نیاز خواهی ام را فقط به پیشگاه تو قرار دادم ، گفت: در ادبیات عرب معمول این است که می گویند وَجَعَلْتُ اسْتِغاثَتِی بِکَ اما وقتی بِکَ قبل از اسْتِغاثَتِی به کار برده می شود؛ نشان دهنده تأکید است یعنی فقط و معنای بسیار عظیمی دارد؛ مثل وقتی که می ...
اینجا بوی عید نمی آید
آمدی داشتند، این روزها چهره ای خلوت و ساکت به خود گرفته اند. امسال عیدی نداریم در میان جمعیت اندک بازار، دو صاحب حجره را دیدم که مغازه شان با وجود آسیب نسبی هنوز باز بود و گرم صحبت با یکدیگر بودند. خشکبارفروش بودند و منطقی است که در چنین روزهایی، بازارشان باید سکه باشد اما از گفت و گویشان فهمیدم مدتی است فروش چندانی ندارند. یکی از آنها رو به همکارش گفت: بابا، این قدر همه چیز گرونه که مردم زورشون نمی رسه پسته و بادوم بخرن؛ ما الکی هرروز صبح میایم مغازه! دیگری با تکان دادن سر به نشانه تایید گفت: این جنگ کار ما رو خراب کرده. اگه این اتفاق نمی افتاد، حداقل چند نفر می اومدن خرید ...
همنوایی اهالی فرهنگ و هنر و رسانه شهرستان لنده با حماسه رمضان
شهرمان همه جا را گرفته بود وهمچنین صدای تفنگ های که هر لحظه بیشتر شنیده میشدند. نمیدانم چه شده بود چه کسی از میانمان رفته است ولی وقتی صدای عزا وشیون از یک خانه نبود ثانیه به ثانیه اظطرابم بیشتر شده بود. هرجا که نگاه میکردم چه زن وچه مرد بر سر وصورت خود میزدند.! از پیرمردی که هر روز کنار نانوایی با او هم صحبت میشدم پرسیدم چی شده؟ درحالی که اشک در چشم هایش امانش نمیداد ولب هایش به سختی بازشدند گفت: امامم امام خامنه ای شهید شده وای مگر داغ ریسی وسلیمانی کهنه شده بود حالا داغ رهبرم عزیز دوردانه ام همانکه بارها آرزوی دیدارش را از نزدیک داشتم به او اضافه شود دیگر همه چیز را تار وتاریک میدیدم تاریکتر ...