ساغر عزیزی: من فرح نیستم! - تیتر شهر
سایر منابع:
سایر خبرها
بازیگر نقش فرح در معمای شاه کیست؟ +تصاویر
بازیگر هستم. بازیگر نقش فرح دیبا در سریال معمای شاه یادآور شد: در نهایت قرارداد بستیم و با گریم های 12 ساعته جلوی دوربین رفتم. اولین سکانس مربوط به صحنه ای می شد که من به همراه شاه شام می خوردیم. بازیگر مقابل من یعنی محمدرضا شاه توسط دو نفر یعنی آقایان نورعلی و مهدی تبار ایفا می شد. آقای مهدی تبار نزدیک به 20 سانت از من بلندتر و آقای نورعلی فقط کمی از من بلندتر بود و به همین خاطر هم کفش ها و
بازیگر نقش فرح: فقط 12ساعت گریم می شدم +عکس
به گزارش چالوس ما به نقل از سوادکوه آنلاین ، ساغر عزیزی بازیگر نقش فرح که پیش از این در آثار تاریخی چون تبریز در مه ، سال های مشروطه ، عزت الدوله همسر امیرکبیر ایفای نقش کرده و اینبار او را با نقش متفاوت تر در قاب تلویزیون می بینیم نقشی که مخاطبان بسیاری با آن خاطره دارند و این نکته سنجی و نظرات مثبت و منفی بینندگان می تواند به شدت بازیگر را در حین بازی با حساسیت هایی رو به رو کند اما این بازیگر
2 شب بی خوابی برای بازی در نقش همسر شاه
ها را خیلی دوست داشتم. برای بازی در نقش فرح تا پیش از امضای قرارداد واقعا تردید داشتم، اما بعد از این که قرارداد را بستم و همه چیز نهایی شد دیگر جایی برای پشیمانی نمی دیدم. فقط نهایت تلاش و توانم را به کار بردم تا این شخصیت را بدرستی ایفا کنم و از تصویری که در اذهان است به دور نباشم. سراغ فیلم ها و تصاویر مستند موجود از فرح دیبا هم رفتید؟ بله. فرح تنها همسر شاه است که از او
نقش مهم مرحوم ایرج بسطامی در سریال معمای شاه و نقش فرح!
روزنامه جام جم با ساغر عزیزی بازیگر نقش فرح دیبا در سریال “معمای شاه”مصاحبه کرده است. او در باره سکانس خروج فرح پهلوی از ایران گفته است: ما تصاویر فرح دیبا را روز خروجش از ایران بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که برای رسیدن به این تصاویر بهتر است تا صبح روی صورتم بخوابم تا خون در صورتم جمع شود و ورم کند. این کار را انجام دادم، شب بسختی خوابیدم و صبح وقتی گریم شدم، دیدیم که
رادیو ایران در روز جهانی کوهستان
به گزارش جام جم آنلاین از شبکه رادیویی ایران، مدیر عامل انجمن حفظ محیط کوهستان در برنامه سیاره آبی گفت: در این 13 سال که روز جهانی کوهستان نام گذاری شده است شاهد مدیریت خاص کوهستان نبودیم و همچنین اقدام درخور توجه از سوی سازمان ها در این خصوص صورت نگرفته است. عبدالله اشتری افزود: حدود 24 درصد سطح کره خاکی را کوه ها و مناطق مرتفع در بر گرفته است .در کشور ایران نیز55 درصد نقاط کشور تحت تاثیر مناطق کوهستانی قرار دارد. وی ادامه داد: مهم ترین ارزش زیست محیطی کوهستان آب شیرین است که در بیشتر نقاط کشور از آب های کوهستانی که به صورت طبیعی خود پالایی در آن صورت می گیرد؛ استفاده می شود. مدیر عامل انجمن حفظ محیط کوهستان درمورد چالش های کوهستان گفت: چرای بیش از حد دام ها و جاده کشی بی رویه باعث تخریب خاک شده است. دماوند، سبلان و علم کوه بر اثر عریض شدن مسیر عبور و مرور کوهنوردان و جا گذاشتن مواد غیر قابل تجزیه، به شدت در حال تخریب است. ...
خندیدن زندگی را زیبا می کند
صادق عبداللهی نویسنده و گوینده قدیمی صدا و سیماست. او یکی از نویسندگان قدیمی مطبوعات ایران نیز هست. با صادق عبداللهی همصحبت شدیم تا برایمان از تاثیر خنده و شاد بودن در زندگی بگوید. از خودتان برایمان بگویید و این که چگونه شد نویسندگی را به عنوان حرفه انتخاب کردید؟ 67 ساله هستم. در خانواده ای مذهبی در محله خواجه نظام الملک تهران به دنیا آمدم. محله مان امکانات زیادی نداشت و مثلا وسیله بازی ما در کودکی و نوجوانی شنا کردن در جوی آب بود! از کلاس هشتم دبیرستان نوشتن را به صورت جدی آغاز کردم. با مجله های مختلف در ارتباط بودم تا این که با زنده یاد حسین الهامی آشنا شدم که آن زمان سردبیر بخش داستان مجله روشن بود. از آن به بعد ارتباطم با مجله ها بیشتر شد و توانستم با مجله جوانان که آن زمان پرتیراژترین مجله ایران بود و 400 هزار تیراژ داشت همکاری کنم. نوشته هایم بیشتر جدی بود اما زنده یاد سبکتکین که تاریخی نویس مجله بودند به من گفتند که بهتر است طنز بنویسم. مجذوب این پیشنهاد شدم و شروع کردم به طنزنویسی برای مجلات. آخرین نوشته طنزم در مجله کاریکاتور چاپ شد که قرار بود جایگزین مجله توفیق شود که هیچوقت نشد! قبل از انقلاب و در سال 50 وارد تلویزیون شدم و متن های برنامه شبکه صفر را می نوشتم که در آن زمان خیلی بین مردم طرفدار داشت؛ محتوای برنامه طنز انتقادی بود. با رادیو هم همکاری می کردم و متن برنامه های بامدادی و صبحگاهی را می نوشتم. بعدها با دوستم محمد اوزی برنامه هوشیار و بیدار را ساختیم که این برنامه هم بین مردم خیلی پرطرفدار شد.در ادامه جُنگ هفته را ساختیم. در رادیو هم با برنامه صبح جمعه با شما همکاری کردم که سال ها از رادیو پخش شد و ده سالی است که با رادیو پیام هم همکاری می کنم. در خیلی از برنامه های رادیو و تلویزیون حضور داشته ام که الان نام برخی از آنها را به یاد ندارم. نوشتن علاوه بر استعداد و پشتکار، به حس درونی هم نیاز دارد که ساده به دست نمی آید. نوشتن در خانواده شما پیشینه داشت یا شما خودتان به این حرفه علاقه مند شدید؟ در خانواده ام کسی نویسنده نبود! به نظرم در نهاد هر آدمی، ذوق نوشتن و هنر به صورت پنهانی وجود دارد که باید توسط فرد دیگری کشف شود یا خودت متوجه آن شوی و تقویتش کنی. کلاس های آموزشی یا دانشگاه بروی و اصول آن را یاد بگیری. آن طور که من شنیده ام در کشورهای پیشرفته از دوره دبستان استعداد کودکان را شناسایی می کنند به همین دلیل انرژی و وقت بچه ها هرز نمی رود. از اینها گذشته در هر کاری اراده و عشق حرف اول را می زند. وقتی عشق و علاقه باشد با شرایط کنار می آیی و آنقدر با پشتکار راهت را ادامه می دهی که موفق شده و رشد کنی. لازمه موفقیت در هر کاری کسب اطلاعات و آگاهی است.خیلی از جوان های امروزی به نویسندگی ابراز علاقه می کنند اما حتی دوتا نویسنده را نمی شناسند و با ادبیات ایران و جهان آشنایی ندارند. برخی از جوان ها هم بهانه های خاص خود را دارند مثلا می گویند خانواده مان مشکل داشت یا محله مان بد بود و... به همین دلیل ما نتوانستیم موفق شویم. اگر زندگی افراد معروف را مطالعه کنیم به این نتیجه می رسیم که بیشتر آنها در شرایط دشوار و سخت رشد کرده اند. مشهورترین فوتبالیست ها افرادی هستند که در خانواده های فقیر بزرگ شده اند. به نظرم در شرق کره زمین هیچ کسی از سر سیری به جایی نمی رسد. باید دغدغه ای داشته باشد و چیزی به او نیشتر بزند تا فرد را وادار به حرکت و تلاش کند. باز هم تاکید می کنم برای موفقیت در هر کاری ابتدا باید استعداد و عشق وجود داشته باشد و در مرحله بعد فرد به دنبال کسب دانش برود.بسیاری از جوان ها از من می پرسند چی کار کنیم که نویسنده یا گوینده شویم؟ به آنها می گویم این حرفه ها را انتخاب نکنید و به دنبال کارهای نان و آب دار بروید اما اگر خیلی به این حرفه ها علاقه مندید باید بدانید این کارها با رنج شروع می شود اما با لذت ادامه پیدا می کند. به گنج هم خواهد رسید؟ گاهی به گنج هم می رسد. البته خیلی کم هستند افرادی که از راه نوشتن به پول زیادی دست پیدا می کنند در کشور ما ذبیح الله منصوری از معدود نویسنده ها و مترجمانی بود که در اواخر عمر از قِبل ترجمه هایش به پول خوبی دست یافت. اما خیلی از سال های عمرش را در فقر و نداری به سر برد. اما واقعیت این است با رنج نویسندگی به گنج نمی رسی! طنزنویس هستید و طبیعتا نگاهتان به دنیا شوخ طبعانه است؛ این نوع نگاه چگونه می تواند زندگی را با همه سختی هایش برای ما آسان تر کند؟ مشکلات کوچک را می توان با نگاه خوش بینانه و حتی گاهی با شوخی رفع کرد اما درباره مشکلات سخت و دشوار هم اگر بتوان کمتر سخت گرفت مشکل هم راحت تر حل خواهد شد.می گویند مغز آدم متوجه نمی شود که خنده واقعی است یا قلابی و الکی. این پژوهش انجام شده تا مردم تشویق به خندیدن شوند. اگر با صدای بلند بخندید، مغز شادی را به همه بدن شما منتقل می کند و از شما فردی بشاش و سرحال می سازد. فرد شاد، خوش بینانه تر به زندگی نگاه می کند و دنیا را زیباتر می بیند و زیباتر هم زندگی خواهد کرد. همان شعر حافظ که می گوید: دنیا سخت می گردد بر مردمان سختکوش ... بله! علما و دانشمندان بر این باورند که باید دیروز را فراموش کرد و فردا هم که نیامده! پس باید در امروز و زمان حال زندگی کرد. فردا، امروز ما تبدیل به دیروز می شود پس بهتر است تلاش کنیم امروز را خوب زندگی کنیم. زندگی خوب به قناعت هم بستگی دارد؟ دقیقا! اگر زندگی را راحت بگیریم خیلی از مشکلات حل می شود؛ هیچ مشکلی تا آخر عمر یقه کسی را نمی گیرد! باید تلاش کنیم زندگی خوبی داشته باشیم اما وقتی مشکلی پیش می آید هم باید روحیه ...
غافلگیری برزو ارجمند در سالروز فوت پدرش + عکس
به گزارش جام جم آنلاین ، برزو ارجمند با انتشار عکسی از این اتفاق در اینستگرامش نوشت: زنگ خونه بصدا درامد/کسی نبود/از روی بالکن سرک کشیدیم/دیدیم مهر و عشق آنجاست/ فقط میتونیم بگیم ممنونیم از دوستانی که حتی ندیدیمشان برای تعارف جرعه ای چای داغ در این هوای سرد/ممنون که یادمان بودید
بازیگر مشهور سکوت خود را شکست!
ضمن کارگردان خوبی دارد که از دوستان قدیمی من است و احترام زیادی برای ایشان قائل هستم. **نقش استالین یک یادگاری بود شما در معمای شاه دو نقش را ایفا کردید در این خصوص توضیح دهید؟ نقش استالین یک یادگاری بود، با توجه به کوتاهی نقش ماندگار است. بازی کردن شخصیت های مهم تاریخی لذت خاصی دارد و همیشه در پرونده کاری بازیگر می ماند. مثل محمد علی شاه که در سریال سال های مشروطه
از فضای مجازی دلخورم!
با حضور در سریال دودکش بین عموم مردم به شهرت رسید و در کنار کمدین هایی مانند هومن برق نورد و بهنام تشکر خوش درخشید. در سری دوم سریال دودکش که با نام پادری از تلویزیون به نمایش درآمد نیز حضور داشت. با این بازیگر که به گفته خودش در کنار بازیگری که حرفه اش است، عاشق خانه داری و آشپزی هم هست، درباره زندگی و چگونه کنار آمدن با مشکلات هم صحبت شدیم. از کودکی تان بگویید و این که در چه فضایی بزرگ شدید؟ متولد اهواز و بزرگ شده این شهر هستم. خاطرات زیادی از اهواز دارم، خاطرات دوست داشتنی که هیچ وقت آنها را فراموش نخواهم کرد. ما حیاط بزرگ و پر از درخت و چمن داشتیم. خانه مان بیشتر شبیه باغ بود. کودکی ام را در میان این همه سرسبزی و شادابی گذراندم.... اما تصوری که ما از جنوب داریم، آنقدر سرسبز نیست؟ خوزستان جلگه است، بیابان و صحرا نیست که خشک باشد، اما سبزی خوزستان نوع اش و زمانش با دیگر مناطق کشور فرق دارد. به سرسبزی شمال نیست، اما طبیعتش متفاوت است و دشت شقایق و لاله دارد. نخلستان های خوزستان هم که معروف است. خاکش ید دارد، به همین دلیل سبزی خوردن هایش خیلی خوشمزه است. هوای مرطوب اهواز باعث شده که گیاهان بخوبی در این شهر رشد کنند و هرچه که به سمت آبادان و خرمشهر می رویم، طبیعت خوزستان زیباتر می شود. هوا گرم و مرطوب است، من در چنین جغرافیایی رشد کردم و مسلما این طبیعت و آب و هوا در روحیه من تاثیرگذار بوده. پدرم شرکت نفتی بود، اما بعد به شرکت برق خوزستان منتقل شد، اما عمو و دیگر اعضای فامیل استخدام شرکت نفت بودند. خانه های کارمندان شرکت نفت در منطقه خوب شهر ساخته شده و بسیار زیبا و سرسبز بود. خانه هایمان بیشتر ویلایی بود و باغچه های بزرگی داشتیم، هرچند اکنون بافت خانه سازی اهواز هم مثل دیگر شهرها دستخوش تغییر شده است. این منطقه چه تاثیری در انتخاب های شما و این که بازیگر شوید، داشت؟ اهواز شهری هنری و فرهنگی بود و من از همان بچگی به کتابخوانی و نمایشخوانی علاقه زیادی داشتم. تماشای تئاتر یکی از علاقه مندی هایم بود. یادم هست در کتابخانه پدرم کتابی بود که روایتی شاعرانه از نمایشنامه های شکسپیر بود و من با این که سنم کم بود؛ اما این کتاب را بارها و بارها خواندم و همیشه دوست داشتم به جای شخصیت های این نمایشنامه ها باشم. وقتی جنگ شروع شد، خوزستان بودید؟ بله! ده ساله بودم که جنگ شروع شد و ما از اهواز فرار کرده و به تهران آمدیم، اما پدرم به خاطر شغلش در اهواز ماند. تهران بودیم تا خرمشهر آزاد شد و ما دوباره به اهواز برگشتیم. تجربه دیدن جنگ از نزدیک، تجربه تلخ و وحشتناکی بود. یادم هست در خانه عمویم با بچه ها مشغول بازی بودیم که هواپیماهای عراقی حمله کردند و دیوار صوتی را شکستند ما چنان وحشت زده شده بودیم که نمی دانستیم چه کار باید بکنیم. همه ما از ترس می لرزیدیم. هنوز هم وحشت آن روز همراهم هست. بمب باران ها تا چند روز ادامه پیدا کرد و شرایط زندگی روزبه روز سخت تر شد تا این که مجبور شدیم شهر را ترک کنیم. شما در سن کم جنگ را دیده اید؛ اتفاقی که باعث می شود آدم ها همه داشته های خود را از دست بدهند، این اتفاق چه تاثیری در زندگی شما داشت؟ دوره بسیار سختی بود، چنان که سخت تر از آن را نمی توان تصور کرد. ما بعد از آزادسازی خرمشهر به اهواز برگشتیم، اما شهر خراب شده بود و مدام در معرض حمله هوایی و تهدید بود. ما که قبل از جنگ در اوج آسایش و آرامش زندگی می کردیم، در دوران جنگ با کمترین امکانات زندگی کردیم. همیشه مضطرب بودیم؛ چون هر لحظه امکان داشت که عراقی ها حمله کنند. در همان دوسالی که تهران بودیم هم خیلی سخت بود! از خانه ای بزرگ و یلایی به یک آپارتمان کوچک در تهران آمده بودیم و در مدرسه به ما می گفتند جنگ زده! ما که در شهرمان برای خودمان بروبیایی داشتیم، خیلی سخت بود که به چشم جنگ زده نگاهمان کنند. سال ها از آن جنگ گذشته است، اما هنوز هم استرس آن روزها همراهم است، هرچند خیلی خودم را مدیریت می کنم که زندگی ام تحت شعاع روزها و اتفاقات جنگ قرار نگیرد. بعضی وقت ها هم با خودم می گویم حتما خیریتی بوده که ما آن همه سختی را تحمل کنیم. جنگ باعث شد تا نگاهم به زندگی و اتفاقاتی که برایم رخ می دهد، بسیار عمیق تر شود. و اتفاقات سخت باعث می شود آدم ها صبورتر شوند؟ بله و من بسیار صبور شدم تا جایی که بعضی اوقات فکر می کنم صبرم بیش از اندازه است و این خوب نیست. هر چیزی اندازه ای دارد، حتی صبوری! در روابط اجتماعی، خانوادگی، کاری و... صبر خیلی خوب است، اما الان به این نتیجه رسیده ام که در کنار صبر و تحمل باید جرات این را هم داشته باشی که وقتی لازم است و شرایط ایجاب می کند، حرفت را بگویی و از حقت دفاع کنی، البته بدون عصبانیت و خشم. معتقدم همان گونه که باید مراقب حق الناس باشیم، باید مراقب حق خودمان هم باشیم. و برای رسیدن به این دیدگاه و رفتار باید مهارت های فردی را در خودمان تق ...
فقر سرزمینی و ناتوانی پادشاهان عامل عقب ماندگی ایران
اعزام کنند. و این امر جالب است، چون مردم به طور کلی و به ویژه در ایران به نقش انگلیسی ها انتقاد دارند و این در حالی است که این گزارش ها نشان می دهد آنها تا چه میزان نقشی بی طرفانه داشته اند و نه از شاه پشتیبانی کرده اند و نه از کسانی که علیه او شورش کرده بودند. یک سال پس از به تخت نشستن شاه اسماعیل در آلمان روزنامه ای شش صفحه ای منتشر شد که اولین منبع معاصر است که از شاه اسماعیل، تاریخ
آغاز هر روز با فرمول یک
فرمول یک، با همان ساختار برنامه صبح بخیر ایران تولید می شود؛ یک برنامه ترکیبی شامل آیتم هایی چون گفت وگو و گزارش های مردمی و آموزش ها و اطلاع رسانی های کاربردی، اما در این برنامه از هر امکانی بهره گرفته می شود که شاد تر و جوان پسندتر از سایر برنامه ها باشد. تماشای طلوع از تپه صبا تپه صبا، بخشی از مجموعه سازمان صداوسیماست که چشم اندازی سبز و زیبا دارد؛ برنامه های زیادی از استودیوهای ساخته شده روی این تپه یا فضای باز آن به مخاطبان ارائه شده که از آن جمله می توان به رنگین کمان ، صبح بخیر ایران ، به خانه بر می گردیم ، روزآمد ، به من بگو چرا ، عطر عاشقی ، تا نیایش و بسیاری برنامه های دیگر اشاره کرد که حالا فرمول یک هم به آنها اضافه شده است. در یکی از استودیوهای تپه صبا، دکوری تازه برای فرمول یک، طراحی شده که خیلی ویژه نیست، اما فعلا برنامه از آنجا به مخاطبان ارائه می شود و گروه تولید، برای فضای باز اطراف استودیو هم نقشه هایی کشیده اند و قرار است طراحی ویژه ای برای آن داشته باشند. شاید در آینده ای نه چندان دور، به عنوان تماشاگر بتوانیم از زیبایی های طبیعی تپه صبا لذت ببریم و به واقع زنده بودن فرمول یک را حس کنیم و شاید هم فرصتی دست داد که طلوع خورشید را بر فراز این تپه تماشا کنیم. پنج بعلاوه یک هر قسمت از فرمول یک، درست بعد از پایان قسمت بعدی و در یک صبحانه کاری متولد می شود. بعد از هر برنامه گروه نویسندگان این برنامه شامل حامد فرحبخش به عنوان سرپرست، امین محمدی، فریور خراباتی و جعفر پاک زاد گرد هم می آیند و با هدایت افشین حسین خانی که پیش از این برنامه صبحگاهی ویتامین3 را کارگردانی کرده و در کنار علی زاهدی، تهیه کننده برنامه بعضیا بوده، برای برنامه روز آینده تصمیم گیری می کنند. علی ضیا نیز بخشی از این اتاق فکر است با این تفاوت که او باید طرح ها و ایده های این برنامه را در مقابل دوربین اجرا کند. ضیا در این خصوص به جام جم می گوید: همه چیز حتی طنزها و شوخی های برنامه در این اتاق فکر طراحی می شود. درباره هیچ چیز انفرادی تصمیم نمی گیریم؛ هر آنچه در برنامه می بینید، محصول همفکری و تعامل در اتاق فکر برنامه است؛ از دیالوگ های من تا طنزها و شوخی ها. توشه ای برای هر روز در برنامه فرمول یک،بخش های کارشناسی بر مبنای نیاز مخاطبان طراحی شده است و براساس اظهارات تهیه کننده، تلاش شده که بخش های کارشناسی برنامه کاربردی شود. افشین حسین خانی می گوید: مخاطبان ما چند دسته اند: دانش آموزان، کارمندان و کسانی که صبح ها آماده می شوند که به محل کار یا تحصیل بروند و خانم های خانه دار که همسر و فرزندانشان را برای رفتن از خانه آماده می کنند. این مخاطب از ابتدای صبح نیاز به اطلاعات کاربردی دارد و می کوشیم این نیاز را برآورده کنیم. فرمول یک هر روز هفته به یکی از موضوعاتی اختصاص دارد که مخاطب امروز با آنها سر و کار دارد؛ فضای مجازی، مد و لباس، سینما و فرهنگ و موضوعات دینی و مذهبی که با حضور کارشناسان در فرمول یک بررسی می شود. البته مثل هر برنامه روزانه ای، اتفاقات روز جامعه، مناسبت ها و رویدادها هم سهم خودشان را از این برنامه دارند. سریع مثل فرمول یک اگر قرار باشد برنامه صبحگاهی شبکه یک پر از انرژی، نشاط و هیجان باشد و همچنین سرعت یکی از مولفه های اصلی آن به شمار بیاید، احتمالا بهترین اسم برای چنین برنامه ای فرمول یک خواهد بود؛ این چیزی است که افشین حسین خانی به آن اعتقاد دارد و می کوشد به آن عمل کند. این کارگردان توضیح می دهد: سرعت در این برنامه کاملا محسوس است. با طراحی بخش های مختلف، ریتم برنامه را افزایش داده ایم. در هر قسمت پنج بخش داریم، سه مهمان و یک کارشناس بعلاوه میان برنامه های متعدد. گرچه هنوز برخی گفت وگوها به اندازه کافی سریع پیش نمی رود، کارشناسان هر روز با حوصله و از سر صبر مباحث روز را مطرح می کنند، بخش ها ساختار کلاسیک دارند و از تکنیک های بصری به همان کیفیتی که در سایر برنامه های تلویزیون شاهدیم، در فرمول یک استفاده می شود. افشین حسین خانی اما بر این عقیده است که با وجود علی ضیا و البته تنوع در بخش ها،فرمول یک به برنامه ای با ریتم تند تبدیل شده است. جوانی به وقت صبح علی ضیا از نسل مجریان جدید تلویزیون است که به نظر نمی رسد اعتقادی به معیارهای مجریان قدیمی و سنتی تلویزیون داشته باشد. از نگاه او، زبان و رفتار معیار در رسانه همان چیزی است که در جامعه دیده می شود. ضیا خودش را تربیت شده رادیو جوان و شبکه سه می داند و می گوید: معیارم این است که شبیه مردم باشم. هر قدر ادبیاتم، حرف هایی که می زنم و رفتارم بیشتر شبیه مردم باشد، فاصله ام با مخاطب کم می شود. جامعه متفاوت شده و به نظرم امروز مردم به قدری رشد کرده اند که دیگر نخواهیم از بالا و رسمی با آنها حرف بزنیم. براساس اظهارات این مجری جوان، او در رادیو دوره های موسیقی، فن بیان، شعرخوانی و حافظ شناسی را پشت سر گذاشته و در زمینه های متعددی آموزش دیده است و درنهایت همه این آموزه ها بعلاوه ویژگی های شخصی و ذاتی او به شکل گرفتن کاراکتر حرفه ای علی ضیا به همین ویژگی هایی که شاهدش هستیم، منجر شده است. علی ضیا علاوه بر این که مسئولیت دارد به پویایی برنامه فرمول یک کمک ...
گلایه های بازیگران قدیمی خانه نشین/ خاطره سازان فراموش شده
به گزارش گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا، روزنامه جام جم با این مقدمه نوشت: تصمیم گرفتیم فقط به عنوان نمونه سراغ تعدادی از این خیل عظیم آشنا برویم و یادی از آنها کنیم و بپرسیم چرا خانه نشین هستند و چرا سازندگان آثار نمایشی و متولیان این عرصه از این خاطره سازان قدیمی یادی نمی کنند. پاسخ آنها به این پرسش ها را در ادامه می خوانید. صدرالدین حجازی بازیگر آثاری چون روزی روزگاری، ناخدا خورشید، مختارنامه، پلکان مزاحم و روز شیطان شرایطی ایجاد کردند که یک سری از همنسلان من که پایبند به اصولی در حرفه سینما هستیم، خانه نشین شوند و امکان کار نداشته باشند. خود من پر از انر ...
بی انصافی است میبد و اردکان سینما ندارد/تکرار نوستالوژیک های دوران راهنمایی با نوجوانان یزدی
توسط امیر سلطان احمدی که از دوستان بحرانی و عروسک گردان پسرعمه زا بود به گروه مجموعه کلاه قرمزی معرفی شد و پس از تست صدا برای صداپیشگی کاراکتر ببعی با گروه همراه شد. بحرانی در سال های اخیر با حضور در برنامه کلاه قرمزی و خندوانه از محبوبیتی دوچندان در میان مخاطبان بهره مند شده است. او در کنار حضورش در مجموعه های موفقی همچون کلاه قرمزی و خندوانه و در تله تئاتر یغمای باشکوه خورشید
بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت
ها را عبارت بدانیم از تربیت نیروهای صالح، برجسته، مفید برای اداره ی بخشهایی از کشور و حضور تأثیرگذار در قضایای کشور – که همین هم هست؛ یقیناً یکی از وظایف دانشگاه ها این است – دانشگاه شما در این بخش یکی از پیشرفته ترین و پیشروترین دانشگاه هاست. فهرست طولانیای را میتوان شمرد از متخرجین این دانشگاه که در بخش های مختلف کشور در طول این سال ها نقش های مهمی ایفا کرده اند. حالا به عنوان نمونه، چون نام و
ناگفته های هادی خامنه ای از زندگی و زمانه اش
نژاد عضو بودند و استاندار آقای طاهر احمدزاده هم بود، من هم عضو به اصطلاح همان حلقه بودم. به خاطر اختلاف با طبسی به تهران آمدم دیگر سال 60 که شد عمدتا اختلاف ما با آقای طبسی عاملی بود که دیگر دوستان گفتند که تو بهتر است از مشهد بیایی! تهران دیگر من نماینده مجلس بودم، همان اندازه که مجلس نقش دارد ما هم همان اندازه داشتیم! آن هم به عنوان یک نماینده فقط. دیگر آنجا کارمان همان لوایح و
رستم الحکماء، مورخ آزاد یا عامل بابیه؟
رستم الحکماء و مسأله ظهور با گذشت نزدیک به هزار سال از غیبت از حوالی سالهای 1240 به بعد و شاید هم زودتر، بحث ظهور قوت گرفت و یکی از کسانی که در این باره، چندین بار در جاهای مختلف اظهار نظر کرد، رستم الحکماء بود. در اینجا مروری بر نوشته های وی در این باره داریم. محمد هاشم آصف معروف به رستم الحکماء را به کتاب رستم التواریخ می شناسند که تاریخ طنز گونه ایران از دوره شاه سلطان حسین تا دوره فتحلی شاه است، تاریخی که سعی کرده ذهنیات خود را با تاریخ درهم آمیزد و با ارائه ترکیبی از داستان تاریخ در غالب طنز، مسائل تلخ جامعه ایرانی را واگویه نماید. بنابرین هر چند به تاریخ او نمی توان اعتماد کرد، اما می توان بین شوخی و جدی، برخی از واقعیات (نه لزوما حقایق) را که مورخان رسمی به آن نمی پردازند از قلم او خواند. شاید این کتاب گفتمانی ویژه از این دوره نسبت به رویدادهای یک صد ...
سندی با ارزش در باره چند بنای تاریخی یزد در قرن دوازدهم هجری
ارباب هوش رسانند، اعنی شاه خورشید افسر، ناهید ساغر، مشتری منظر، کیوان چاکر، مریخ لشکر، عطارد دفتر، قمر سپر، هلال خنجر، صاحب السیف القضیب، و السنان الخضیب، السلطان بن السلطان بن السلطان، والخاقان بن الخاقان بن الخاقان، زیب افزای مسند خسروی شاه سلیمان الصفوی الموسوی الحسینی، لمنشیه خسرو عادل که حصن ملک و دین شمشیر اوست /موج طوفان جوهر شمشیر عالمگیر اوست چون نجاد پاکش از ذرّیه ی
عکس فیلم متن جامعه شناختی است
به گزارش خبرگزاری شبستان و به نقل از روابط عمومی ، نشست "عکس فیلم به مثابه سند در تاریخ سینما" با حضور شهاب الدین عادل و محمدرضا اصلانی در چهارمین روز همایش برگزار شد. محمدرضا اصلانی ، کارگردان سینما در ابتدای این نشست گفت: ما بیش از هزار سال است که مشکل تصویر داشته ایم. حتی زمانی که ما به دوره نقاشی درخشان رسیدیم که همزمان با دوران رنسانس بود تصویر امری جمعی تلقی می شد. ورود عکاسی به
خاطرات - شیخ حسین انصاریان - درباره براندازی مراکز فحشا
اثاثیه نو را جمع و جور کنند و با خود ببرند. گاهی مجله ها و رسانه های جمعی، با زنانی که از آن مراکز فساد رهایی یافته و دنبال زندگی سالمی رفته بودند، مصاحبه می کردند. روزی ساعت ده صبح، یکی از آن مصاحبه ها از طریق رادیو پخش شد. من خود شنیدم که خبرنگاراز دختر جوانی سوال کرد که شما قبلاً کجا بودید و چه می کردید؟ او گفت: من اصلاً به قبل و بعد کاری ندارم و هیچ حرفی برای گفتن ندارم. فقط این را
سردار نقدی: مُنگل های سیاسی هم می فهمند اعتماد به آمریکا بی فایده است
سپاسگذارم و نمی دانم با چه زبانی می توانم تشکر کنم از آقایم که رخصت فرمودند بیش از 7 سال خادم لشکر مخلص خدا باشم و نوکری بسیجیان را بکنم و در فضای پاکی که در جهان نظیر ندارد هم نفس آن عرشیان باشم. در تمامی این 7 سال حتی یک لحظه و کمتر از یک لحظه هم بر قلبم خطور نکرد که فرمانده بسیجیان هستم و همیشه حضور قلب داشتم که فرمانده بسیجیان امام خامنه ای هستند و بنده و امثال ما یک کارگزار و دفتردار و
پاسخ مرضیه دباغ به خواستگاری سروش
خبری و رساندن پیامها و اخبار ایران به آنان نیز، توسط اینجانب انجام می گرفت، این امر هنوز هم مورد اذعان همه آنان که در لبنان حضور داشتند، هست. حتی پس از انتقال حضرت امام خمینی به فرانسه، مسئولیت ترجمه مصاحبه های ایشان به زبان عربی و نیز ارتباط با خبرنگاران و روزنامه ها و مجلات عربی و بالخصوص لبنانی، با اینجانب بود. به هرحال در مقطعی که به بیروت منتقل شدم، توسط شهید محمد
فرمانده شهیدی که هیچ خیابانی به نامش نیست+تصاویر
. یعنی شاید آدمی مثل حمید شاه حسینی از نظر فرماندهی و درایت، قابلیت هدایت دو گردان را نداشت و ضعیف بود ( به نسبت شهید حسین اسکندرلو، شهید حسنیان، شهید احمد ساربان نژاد و شهید مصطفی سلمان طرقی) اما به خاطر شجاعت و شهامتی که داشت با پای برهنه (چون پایش بزرگ بود و پوتین به پایش نمی رفت) در عملیات خیبر یکی از این موشک های سهند را روی دوشش گذاشته بود و دنبال هواپیماها می گشت تا آن ها را بزند. حاج کاظم
مجموعه اشعار آیینی ویژه ولادت پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)
جان فاطمه آرام قلب و جانی تو کلام تو شده درسی به مکتب پسرت تو آسمانی و صادق درون تو قمرت ز عطر و بوی خوش تو دلم بها گیرد شوم چو گوهر نابی فقط به یک نظرت تو شمع جان منی ای امید قلب همه زمین نه دور خودش، گردد آن بدور سرت ندیده عاشقت هستم چنان اُویس قرن تمام خلقت گیتی گدا و در به درت بیا و رحمت خود را