ماجرای دختر خاله قلابی حجت الاسلام قرائتی! - استان 24
سایر منابع:
سایر خبرها
تحلیلی بر علل پیدایش و گسترش تفکر تکفیری و راهکارهای برون رفت از آن
شد و مدعی شدند که اسلام ناب محمدی در اختیار سلف بوده و فهم آنان از کتاب و سنت برای همگان حجت است و هر کس از این راه، عدول نماید، بدعت گذار یا خارج از اسلام است. (36) روش سلف واقعی اما روش سلف این بود که گوینده شهادتین را، مسلمان تلقی می کرد و هرگز قلب مردم را نمی شکافت تا از عقیده آن ها تفتیش کند. خالد بن ولید به رسول خدا عرض کرد: بسیاری از نمازگزاران، به زبان چیزی را می گویند که در دل، قبول
نامه پایان خدمت سروش رفیعی امضا شد+ سند
حسین 2017-01-02 12:47 سلام فقط ،دارن وقت تلف میکنن که بازیکن نگیرن به کسی پیشنهاد نمیدن میمونن روز اخری پیشنهاد میدن که احتماب اومدنش کم باشه و اگه نیومد بازیکن بگیرن که خودشون بتونن بخورن پولا رو خوب سپاهان که عمرا بازیکن بده ولی پیکان میشه کمی پول رو ببرن بالا منشا رو گرفت که اینا فقط به فکر خودشونن بهترین ترکیب:بیرانوند.سید.انصاری.مصلح.رامین.کمال.مسلمان.ا حمد زاده.امیری.سروش و طارمی مهاجم
چرا امام زمان (عج) را قائم و اباصالح می گویند؟!
ای هست تا قلبم اطمینان یابد؟ آن کودک زبان گشود و به زبان عربی فصیح فرمودند: انا بقیة الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه فلا تطلب اثرا بعد عین یا احمد بن اسحاق ؛ من بقیة اللّه روی زمین و منتقم از دشمنان او هستم، ای احمد اسحاق! بعد از دیدن این (کرامت) نشانه ای طلب نکن [17] . سلام مخصوص به آن حضرت(عج) نیز چنین است: السلام علیک یا بقیة اللّه فی ارضه [18] . ه. حجّة اللّه
برانکو: پرسپولیس قهرمان نشود مقصر اصلی اش کی روش و فدراسیون فوتبال هستند
روز است و بیشتر وقت بازیکنان به جای تمرین و زمین بازی در هواپیما سپری می شود. برانکو گفت: من با این وضعیت نمی توانم تیمم را رهبری کنم و فقط می توانم با آنها تمرینات ریکاوری را انجام دهم. چیزی که مقدس و مهم است سلامتی بازیکنان است و با این کار سلامتی بازیکنان در ریسک بزرگی قرار خواهد گرفت و اینها به خاطر برنامه چیده شده است. بازیکنان در نیم فصل دوم تعطیلی نخواهند داشت و اگر تعطیلی هم باشد
من، فریبا معصومی ، 31ساله، معلولم، کارآفرینی می کنم
صنایع دستی محسوب نمی شود و آن وقت برای برندسازی به مشکل برمی خورد. غم به چشم های فریبا می آید و می گوید: سرمه دوزی کار سخت و پرهزینه ای است همین ها را هم به زحمت از من می خرند. یک بار نمایشگاهی بود در برج میلاد کسی کارهای هنرمندان را نمی خرید تا اینکه یکی از مجریان برنامه ای مرا دید و از من خواست سخنرانی کنم. بعد از سخنرانی خیلی از کارهایم را خریدند اما جالب اینجا بود که بعضی غرفه ها
بخشی از بیانات رهبری درباره حضرت عبدالعظیم
عبدالعظیم و هم جنبه ی معنوی آن بزرگوار را نشان میدهد. کسی خدمت امام هادی علیه السّلام رسید. حضرت به او فرمودند: تو در کجا هستی؟ گفت: در ری. فرمودند: هر مشکلی در امر دین داشته باشی، میتوانی از عبدالعظیم بن عبداللَّه الحسنی بپرسی. یعنی امام هادی علیه السّلام، عبدالعظیم الحسنی را به عنوان یک مرجع علم دین به شیعیان خودشان معرفی کردند. بعد در همین روایت هست که حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان. این هم جنبه ی معنوی. بیانات در صحن حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) منبع: ...
امام زاده ای که زیارتش ثواب زیارت امام حسین (ع) دارد+تصاویر قدیمی از حرم عبدالعظیم حسنی
به سینه داشتند و ایشان در سال 1369 دعوت حق را لبیک گفتند . روایتی از امام رضا که توسط ایشان دریافت و نقل شد روزی حضرت امام رضا علیه السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرمود و چند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند. متن فرمایش حضرت امام رضا علیه السّلام چنین بود: ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو
رفیعی: اضافه خدمت من بخشیده شده است / هیچ شک و شبهه ای نیست و بازیکن آزاد هستم
بودم علاوه بر مسائل فنی و فوتبالی درس های بزرگ زندگی هم به من دادند، کسی که در خیلی از مواقع پدرانه از اشتباهات و خطاهای من چشم پوشی کردند و به من لطف داشتند. از نظر فنی آقای قلعه نویی باتوجه به اینکه خودش هافبک بزرگی بوده به پیشرفت من کمک کرد و در سایر موارد مثل بحث خدمت یا حضور مجددم در تیم ملی کارهایی برایم کرد که حتی برای پسرش نکرده. همانطور که مستقیم به خود ایشان گفتم تا روزی که زنده هستم مدیون
کرامتی از حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
حالا که نیمه شب است و برف هم شدید تر شده ! خواب را تعریف نموده و گفتم باید بروم حتیّ اگر به قیمت جانم باشد. به راه افتادم مسیر حرکتم همان بود که در خواب دیدم روی ریل ماشین دودی ، بعد ها به این نکته رسیدم که آن شب تنها راه رسیدن به شهر ری خط آهن بوده و الا رسیدن به حرم حضرت عبدالعظیم علیه السّلام میسر نبود.. راه را برروی ریل ادامه دادم تا به ابن باویه رسیدم، به تأسیّ از صحنه خواب وضو
صبر و مهربانی او، عامل موفقیتش بود
، شهید بهشتی، شهید باهنر، مرحوم دوانی و .. . البته این افراد را حاج آقا دعوت نمی کردند، ولی به هر حال در حلقه ای که ایشان بودند، ورود داشتند. برای تبیین این موضوع، ابتدا باید شرایط آبادان را در نظر بگیرید. آبادان به دلیل داشتن پالایشگاه و ورود انگلیسی ها، وضعیت ویژه ای داشت. اولاً خود پالایشگاه پایگاهی برای فعالیت های سیاسی، عمدتاً چپ و کمی هم مذهبی بود. بعد هم به دلیل وجود پالایشگاه
سفارش یک مرجع تقلید به مردم تهران
ائمه اطهار و شناخت حجت خدا می شنود، برای وی دعا می کند و از خدا می خواهد که او را در اعتقادات خود ثابت قدم بدارد. حدیث عرض دین درسی برای تمام شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) است تا از گزند شبهات و عقاید انحرافی دشمنان مصون مانده و خود را از این راه بیمه کنند. ** سفارش امام رضا (ع) از زبان حضرت عبدالعظیم روزی امام رضا (ع) به حضرت عبدالعظیم فرمود: ای عبدالعظیم! سلام مرا به
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
. ادب نسبت به ساحت ائمه (ع) شیخ محمّد شریف رازی در کتاب خود، پیرامون ادب حضرت عبدالعظیم نسبت به ساحت ائمه ی معصومین (ع) چنین می نویسد: رفتار و عادت کریمانه ی حضرت عبدالعظیم (ع) این بود که هر وقت وارد مجلس حضرت امام جواد (ع) یا امام هادی (ع) می شد، با کمال ادب و خضوع و غایت حیا و تواضع، در حالی که دست های خود را از ردا بیرون آورده بود، با کمال ادب به محضر آن امامان سلام عرض می
دست اندرکاران معمای شاه پاسخگوی تحریف تاریخ باشند
نماینده دولت ایران پیشنهاد کردند که متن فارسی این مجلدات نیز که به فارسی وجود داشت به هزینه مشترک ایران و آمریکا در هلند چاپ شود. این پیشنهاد به تصویب کمیته اداری دیوان رسید؛ ولی دست اندرکاران دفتر خدمات حقوقی و مقامات دولتی در ایران از آن استقبال نکردند. همچنین در تیر یا مردادماه سال 1363 که در تهران بودم به دعوت صداوسیما در یک برنامه یک ساعته در سیما حضور یافتم و گزارش جامعی از اوضاع دیوان داوری
آیت الله حسین شب زنده دار جهرمی
آمدم به قدری مرحوم پدرم خرسند شد و بعد از آن احترام دیگری به من می گذاشت که وجدانا مرا شرمنده می کرد. آن وقت ها جهرم مثل بسیاری از جاهای دیگر برق نداشت، شب ها کوچه ها تاریک بود... گاهی می خواستیم با پدرم شب ها جایی برویم، می فرمود: من باید جلوی تو چراغ بکشم! من می گفتم: مگر چنین چیزی می شود که پدر جلوی فرزند چراغ بکشد. با این عبارت جواب می داد: تو عمامه داری و طلبه هستی... پدرم برای عموم علمای
اینجا یکی هست که منظوری دارد!
فراموش بشه! حالا راه بیفت ببینم! - کجا؟! - بازار! - این وقت شب که بازار تعطیله! - من بازش می کنم! دیدم نخیر؛ بهتره باز هم فرارکنم و مثل آن پیرزن، جان و مالم را نجات دهم!... لحظاتی بعد، در یک فرصت به دست آمده و در یک چشم به هم زدن، بلافاصله کیف و ضبط صوت و میکروفون خبرنگاری را رها کردم و فرار را بر قرار ترجیح دادم و... ناگهان صدای نعره وحشتناک و دلهره آور
ماجرای دختر خاله قلابی "حجت الاسلام قرائتی"!
پاداش مرا بدهد. وقتی که از حرم بیرون می آمدم، درهای طلایی را بوسیدم امّا درهای چوبی را حال نداشتم، ببوسم. به خود گفتم: کتاب امامت نوشتی، امّا امامت تو با طلا مخلوط است! دخترخالۀ قلابی قرائتی ! از قم به طرف تهران حرکت می کردیم که نزدیک پلیس راه، وقت اذان و نماز شد، گفتیم: با بچه های پاسگاه نماز را بخوانیم و بعد وارد شهر شویم. همزمان با رسیدن ما به پلیس راه و در حین بازدید از
بی توجهی به توانمندی های داخلی یکی از مصداق های نفوذ است
سخنرانی وی به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی قالَ کَلّا ۖ إِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدینِ﴿62﴾ (موسی) گفت: چنین نیست! یقیناً پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد! سوره مبارکه الشعراء آیه 62 عرض سلام و احترام دارم محضر شما مردم نمازگزار و
زنی که از ویرانه های بمباران تهران دوباره متولد شد
وقتی تنها شدم با خودم فکر کردم اول بچه و بعد هم خودم را می کشم اما بعد دیدم من آدمی نیستم که بتوانم بچه ام را به قتل برسانم. بعد فکر کردم بهتر است خودم و بچه را از بالای پل ستارخان پایین بیندازم اما بعد گفتم اگر نمردیم و فلج شدیم یا اگر بچه مرد و من زنده ماندم چه؟ نهایتاً تصمیم گرفتم زندگی کنم و این تصمیم را به بقیه هم اعلام کردم و گفتم به من بگویید اصلاً در این 2 هفته چه اتفاقاتی افتاده است؟ چون در آن مدت انگار با پاک کن ذهنم را پاک کرده بودند. به آن ها گفتم از این لحظه که تصمیم گرفتم، باید زندگی کنم و هیچ کس هم حق ندارد جلوی من گریه کند. ...
همسر شهید: موقع کار در اتاقش نمی نشست، می گفت خجالت می کشم کارگرها زیر آفتاب کار کنند و من زیر کولر ...
برایم مهم تر از هر چیز دیگری بود. درباره ملاک ها و معیارهایش گفت: شاید با من زندگی راحتی نداشته باشی و من در راه امام حسین(ع) فرش زیر پایم را هم می فروشم. وقتی صحبت های حاجی تمام شد گویا من نیمه گم شده ام را پیدا کردم. مهریه با 14 سکه، و من 14 سکه ام را به حاجی بخشیدم. دو ماه بعد روز 17 ربیع الاول برادر حاجی که روحانی هستند، در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) خطبه عقدمان را جاری کردند. دوست
آثار و برکاتی از صلوات که نمی دانستیم
: ای شیخ ! هول های بزرگ دیدم ، و رنج های عظیم کشیدم . از آن جمله به وقت سوال منکر و نکیر ، زبان من از کار باز ماند . با خود می گفتم : واویلاه ، این عقوبت از کجا به من رسید ؟ آخر ، من مسلمان بودم و بر دین اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبیدند. ناگاه شخصی نیکو موی و خوش بوی آمد ، میان من و ایشان حایل شد و مرا تلقین کرد تا جواب ایشان را به نحو خوب بدهم ، از آن شخص پرسیدم : تو کیستی – خدا