مأمور پلیس فرشته نجات پسر جوان - مشرق نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
همسرکشی در خیابان پس از مشاجره
بودم. درحالی که جسد سحر روی صندلی بود، سراسیمه به سمت اتوبان آزادگان مسیر جنوب به شمال حرکت کردم و متوجه جاده خاکی در حاشیه اتوبان شدم. پس از ورود به جاده خاکی، گودالی را پیدا کردم که به نظر می رسید در آنجا در حال ساختن چیزی شبیه به کانال هستند. جسد را در تاریکی شب از ماشین خارج و داخل گودال پرتاب کردم و به سرعت از محل دور شدم. ساعت شش صبح روز بعد مقداری بنزین تهیه کردم و مجددا به همان گودال رفتم
از عروسک گردانی تا طلبگی
آزاده تاج علی : عروسک پارچه ای را کنارش خوابانده. فردا باید در استودیو، دستش را ببرد داخل آن، پشت میز بنشیند و برای نخستین بار عروسک گردانی کند. باید با همه شش سالگی اش مثل آدم بزرگ ها بلد باشد که دهان عروسک را بازوبسته کند. او را عصبانی و خوشحال نشان دهد. باید کاری کند که بچه ها فکر کنند عروسک خیلی زنده است و یک جایی در دنیا زندگی می کند. اینها را پدرش گفته که بازیگر است. با همین فکر ها در خانه
آقا گفتند آقای مشفق! این شعر را از اول بخوان
هم جواب دادند و بعد گفتند آقای مشفق! این شعر را از اول بخوان. من هم شعر را از اول تا آخر خواندم. گزارش تصویری: گفت وگوی منتشرنشده با مرحوم مشفق کاشانی دیدارهای بعدی ما با ایشان، بیشتر در روز 15 ماه رمضان، تولد حضرت امام حسن علیه السلام دست داد که از شاعران برجسته کشور به خصوص شاعران جوان دعوت می کنند. در مورد این دیدار هر ساله هم به این نکته توجه کنید که اکثر کسانی که دعوت می کنند
قتل نو عروس به علت چت در وایبر!
خانواده ام را تحقیر کرد. من هم یکدفعه کنترلم را از دست دادم و چون به شدت از او کینه داشتم دست به قتل او زدم. بعد از آن چند ساعتی کنار جسد بودم تا اینکه تصمیم گرفتم آن را داخل چمدانی بزرگ بگذارم و به بیرون از خانه منتقل کنم. برای این کار به مغازه ای رفتم و چمدان خریدم اما اصلا فکرش را نمی کردم همین خرید باعث دستگیری ام شود. سرهنگ سلمان آدینه وند، فرمانده انتظامی پاکدشت گفت
قتل به همین سادگی رخ می دهد
از خانه بوده اند که برای خرید دارو از خودرو پیاد شده است و وقتی از داروخانه برگشته، دیده سحر داخل خودرو نیست و هرچه منتظر مانده، سحر بازنگشته است. دامادمان ابتدا تلفنی ما را در جریان قرار داد بعد سراغمان آمد و با هم به کلانتری رفته و گم شدن سحر را به پلیس خبر دادیم. کارآگاهان جنایی که داستان عجیبی را می شنیدند، وقتی خواستند ایمان را تحت تحقیق بگیرند، متوجه شدند وی نیز ناپدید شده و کسی
والی: باورم نمی شود محروم شدم!
ذهنم نیامد که ممکن است مشکلی برایم پیش بیاید. دکتر هم نمی دانست من فوتبالیست هستم و خودم هم آنقدر حالم بد بود که فراموش کردم به او بگویم. در نهایت وقتی جواب آزمایش دوپینگم مثبت شد، شوکه شدم. من طبق نسخه دکتر 10/3/93 آمپول زدم که اولین تمرین تیم 30/3/93 بود. طبق گفته پزشکان، این دارو، اگر نیروزا هم باشد، فقط در یک هفته اول تاثیرگذار است. من اگر می خواستم واقعا دوپینگ کنم حداقل از دارویی استفاده می
ناگفته های رشیدپور از ممنوع التصویری و حضور درکنار روحانی
این کشور هموار هست؟ ابدا ...اگر مسیر هموار باشد که دیگر لذتی برای رهرو ندارد. گفتم شاید شما هم بخواهید یک روز مثل محمدحسینی، ترک وطن کنید و پناهنده بشوید.. کما این که آن زمانی که از ایران خارج شدید، برخی گفتند شاید مهاجرت کرده اید! نه به هیچ عنوان. من همان روزی که می رفتم، در فرودگاه گفتم به امید دیدار و مهر ورود زدم چون تنها به قصد تحصیلات از کشور خارج شدم.
مرگ یک کارگر در سقوط به چاهک آسانسور/ دستگیری چهار باند آدم ربایی در پایتخت/ دستگیری عاملان شهادت مأمور ...
به گزارش گروه اجتماعی مشرق ، مهمترین اخبار حوادث به شرح زیر است: مهمترین اخبار 1 بهمن مرگ یک کارگر در سقوط به چاهک آسانسور به دنبال تماس مسئولین یک ساختمان در حال احداث با سامانه 125 آتش نشانی و درخواست کمک از آتش نشانی، بیدرنگ آتش نشانان گروه امداد و نجات 4 ساعت 17:50 عصر روز گذشته به سمت بلوار اندرزگو، بعد از کامرانیه حرکت کردند. بنا به گفته افسرآماده
اعترافات عقرب سیاه در مقابل قربانیان
و به درون خانه رفتم. زنی با 2 فرزندش تنها بود. چاقو را به طرفش گرفتم و گفتم هر چه طلا داری بده! او هم که خیلی ترسیده بود طلاها را داد و من هم فرار کردم و بقیه موارد را هم به همین شکل انجام دادم که در برخی از سرقت ها دچار وسوسه می شدم و به زنان تعرض می کردم. او در حالی که مدعی بود مادرش از کارهای خلاف او و همچنین اعتیادش خبر ندارد گفت: از پول هایی که به خاطر فروش طلاها به دست
برزخی به نام پیش فروش خودرو!
/> اگرچه خودروسازان به مناسبت های مختلف اقدام به پیش فروش خودرو می کنند اما در اکثر مواقع نه تنها به تعهدات خود عمل نمی کنند بلکه بدون آنکه به مشتریان در خصوص تاخیرهای متوالی و طولانی پاسخگو باشند، همچنان به رویه تاخیری خود ادامه می دهند. یکی از خریداران که اواسط مهرماه سال جاری اقدام به پیش خرید یک دستگاه خودرو در یکی از نمایندگی های گروه خودروسازی سایپا کرده، به خبرنگار ما گفت: در مهرماه
زنی جوان با شغلی نامتعارف برای زنان
پارچه نویسی را انجام می دادم، چون سرعتم زیاد بود سریع کارم را تمام می کردم و بعد می رفتم کنار دست استاد می ایستادم و کار یاد می گرفتم. مثلا وقتی ایشان تابلوهای نئون را می ساختند من به جزئیاتی که رعایت می کردند دقت کرده و سعی می کردم هم کار یاد بگیرم و هم خیلی توی دست و پای بقیه نباشم. تحقق یک رویا مرضیه جمالی پنج سال در کارگاه استاد شایسته شاگردی کرد و کار یاد گرفت تا این که
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (1 بهمن)
گروه سینما و تلویزیون، در آستانۀ برگزاری جشنوارۀ بین المللی فیلم فجر، هر روز هیجان بیشتری میان اهالی سینما به وجود می آید. به گزارش بولتن نیوز ، در این میان خبر حضور شورایعالی تهیه کنندگان با 25 فیلم در جشنواره فیلم فجر، توضیحاتی دربارۀ جدول فروش بلیت های سودای سیمرغ، اضافه شدن فیلمی جدید به جشنوارۀ فجر، گزارش هالیوودریپورتر از نامزدهای عنوان برترین فیلم های سه بعدی سال، اظهارات
هجو به پیغمبر باید جواب داده شود/ دانشجویان ایده های خلاقانه بدهند
فقهی ندارد. من گفتم شخص دیگری باشد که اطلاعات حقوقی و سیاسی اش بالا باشد. گفتند نه الا و بلا تو باید بگویی. وی افزود: من آمدم خانه با هرچه اسلام شناس که می شناختم تماس گرفتم که اعدام سلمان رشدی به کدام قانون و آیه و حدیث مربوط است. همه گفتند حضور ذهن نداریم. من رفتم در کتابخانه یک توسلی پیدا کردم گفتم خدایا یک نامردی به اشرف مخلوقات جسارت کرده است. یک مردی مثل امام فتوا داده برای ترورش
ماجرای احضار قزوه به دادگاه
همیشه این خاطره را در کنار آن خاطره اش می گذاشتم که می گفت : ما دو ماه در سنندج آب لجن می خوردیم! . آدم ورزیده ای بود ولی روزهای آخر بسیار لاغر شده بود. دیگر شناخته نمی شد. خیلی درد می کشید. در همان شرایط همیشه نمازش را سروقت می خواند. من در همان سال به حج رفتم. آوینی هم همان سال پرواز کرده بود. در حج خواب دیدم احمد به کاروان ما در مدینه آمده است. چند ماه بعد در بیمارستان به احمد ماجرای خواب را گفتم
قتل همسر پس از دعوا
خیلی ترسیده بودم، سراسیمه به سمت اتوبان آزادگان حرکت کردم و یک جاده خاکی دیدم. وارد جاده که شدم گودالی را پیدا کردم؛ جسد را در تاریکی شب از ماشین بیرون آوردم و داخل گودال انداختم و به طرف خانه برگشتم اما ساعت 6 صبح روز بعد مقداری بنزین برداشتم و دوباره سراغ جسد رفتم و آن را آتش زدم و به خانه پدر سحر رفتم و موضوع گم شدن او را گفتم بعد هم با آنها به کلانتری رفتیم. او درباره طرح داستان خرید دارو
من قاتل همسرم هستم!
پیدا کردند که این جوان همان داماد خانواده سحر است که مدعی ناپدید شدن همسر خود شده و طی این مدت نیز ناپدید شده بود. "ایمان . ر" با اعترافات صریح به قتل همسرش ، در اظهاراتش به کاراگاهان گفت: در ساعت 19 روز 22 دی ماه به دنبال سحر رفتم تا او را از خانه پدرش برداشته و به خانه خودمان در میدان ساحل ( واقع در منطقه 22 تهران ) بازگردیم؛ پس از انجام خرید برای خانه و در نزدیکی های میدان آزادی
عصبانیت؛ جوان را به قاتل همسرش تبدیل کرد
به اداره دهم پلیس آگاهی ، کارآگاهان با شناسایی هویت وی اطلاع پیدا کردند که این جوان همان داماد خانواده سحر است که مدعی ناپدید شدن همسر خود شده و طی این مدت نیز ناپدید شده بود . 'ایمان . ر' با اعترافات صریح به قتل همسرش، در اظهاراتش به کاراگاهان گفت : روز 22 دیماه به دنبال سحر رفتم تا با او از خانه پدرش به خانه خودمان در میدان ساحل بازگردیم؛ پس از انجام خرید برای خانه و در نزدیکی های
نزاع خونین در روز خواستگاری
دادند درگیری در خیابان استخر رخ داد به همین دلیل ماموران به آنجا رفتند و در تحقیق از اهالی محل مشخص شد درگیری میان مقتول و گروهی از دوستانش با دو برادر به نام های مهدی و محمد رخ داد. همچنین فاش شد پیش از این نیز مقتول با پدر این دوبرادر درگیر شده بود. پدر مهدی و محمد برای انجام بازجویی به مقر انتظامی منتقل شد. او ضمن تایید درگیری خودش با مقتول گفت: ساعت 17 روز حادثه از خانه بیرون آمده بودم
قرار اینترنتی، جنایت پارک ساعی را رقم زد
از خودم با چاقو به طرف آنها حمله ور شدم که ناخواسته ضربه ای به گردن مقتول اصابت کرد. بعد از قتل وسرقت خودرو به خیابان انقلاب رفته و تاکسی را آنجا رها کرده و به خانه مان رفتم که پلیس در آنجا منتظرم بود و دستگیر شدم. رییس دادگاه: ساعت 3 بامداد مقابل پارک ساعی چه کار می کرد؟ متهم به قتل: در اینترنت با دختری به اسم رویا آشنا شده و با او قرار داشتم. رویا قرار بود از شهرستان به
روزنامه محمود احمدی نژاد می آید/چرا در تهران برف و باران نمی بارد؟/میوه هایی لوکس و عجیب در تهران! ...
ماهه اش برای پیوستن به گروه تروریستی داعش به سوریه رفته بود، از دست این گروه فرار کرد.این تروریست انگلیسی پس از اینکه به او گفتند احتمال بازگرداندن او از بازداشتگاه درترکیه به نزد گروه تروریستی داعش در سوریه وجود دارد، از پدرش برای بازگشت به انگلیس درخواست کمک کرده است.شاکیل گفته است که چند روز پس از پیوستن به داعش، نومیدانه تلاش هایی را برای فرار از این گروه انجام داده است، ولی مساله به سادگی که
من قاتل همسرم هستم!
به داخل این جاده خاکی، گودالی را پیدا کردم که به نظر می رسید در آنجا در حال ساختن چیزی شبیه به کانال هستند؛ جسد را در تاریکی شب از ماشین خارج، به داخل گودال پرتاب و به سرعت از محل دور شدم؛ فردا صبح یعنی در ساعت 6 روز 23 دی ماه مقداری بنزین تهیه کرده و مجددا به محل رها کردن جسد بازگشتم و در آنجا بود که جسد را آتش زده و از محل فرار کردم. پس از آن و در ساعت 8 صبح به در منزل خانواده سحر رفته و با آنها
روایت فرزند شهید عاصمی از جهاد مغنیه
به گزارش مشرق، دو روز پیش، در انتهای شب، درست در روزهایی که دل مشغولی های فضای داخلی، مثل همیشه رسانه های ایرانی را در نوردیده بود، چند تلویزیون عرب زبان با پخش برنامه های عادی خود، یک خبر فوری روی خط فرستادند. در جریان یک حمله موشکی از جانب رژیم صهیونیستی، چند تن از اعضای حزب لله لبنان و یک فرمانده ایرانی به شهادت رسیده بودند. نام یکی از این شهدا برای ایرانی ها به شدت آشنا بود، جهاد مغنیه فرزند
رفتن به قرار عاشقانه با چاقو
حمله به پلیس، موفق شد با سرقت یک تاکسی از محل فرار کند. اما مأموران پلیس بعد از تعقیب و گریز، موفق شدند متهم را در خانه اش بازداشت کنند. بهرنگ وقتی مورد تحقیق قرار گرفت به قتل مرد رهگذر و سرقت خودرو اقرار کرد. پرونده بهرنگ بعد از کامل شدن بررسی ها روی میز هیئت قضایی شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت و مرد جوان روز گذشته پای میز محاکمه حاضر شد. بعد از اینکه نماینده دادستان تهران
هوای پاکم آرزوست
این یادداشت از زاویه یی دیگر به روز هوای پاک و متروسواری دولتمردان نگریست و از عملکرد منتقدان دولت ابراز نارضایتی کرد. بر اساس یادداشت ایران، خاطره خنک هوای پاک دیروز در خیالها میماند اگر حاشیه سازی های یک گزارش خبری - تحلیلی آلودگی نمی آفرید. روزی که شهروندان و سیاستمداران قرار کرده بودند خودرو شخصی را در خانه حبس کنند تا از عفونت هوا کم شود، روزنامه ای اسب آهنی اش را زین کرد تا بیصداقتی به
مهدی نوروزی که بود و چه کرد؟!
کنار زدیم و چند نفر داخل ماندیم که کار تلقین و دفن درست انجام شود... به محض آمدن تابوت شهید بازهم نظم به هم ریخت و در یک محوطه 6 تا 8 متری بالای 40 نفر ورود کردند همه هم می خواستند مشارکت کنند کسی هم حرف گوش نمی کرد من هم رویم نشد به کسی بگویم بیرون برود همه محق بودند، همکاران و روئسای شهید هم از تهران آمدند به زود آنها را هم جادادیم و تدفین با اعمالش شروع شد... به به خوش بحالت مهدی جان زمزمه حسین
صادرات ویژه عربستان به ایران تا منوی آشپزی داعش
درگیری خودش با مقتول گفت: ساعت 17 روز حادثه از خانه بیرون آمده بودم که دیدم ماشین سفیدرنگی مقابل پل ورودی منزل ایستاده و دو سرنشین جوان داخل آن در حال مشاجره با یکدیگر هستند. آن زمان من و خانواده ام منتظر خانواده ای بودیم که برای خواستگاری دخترم می آمدند. به همین علت از راننده ماشین (مقتول) درخواست کردم کمی جلوتر برود که ناگهان راننده، ضمن ناسزا گفتن با چاقوی دسته مشکی به سمتم حمله ور شد. خواستم
قتل دختر نوجوان از ترس افشای رابطه پنهانی
بیماری روانی مبتلا شده و زندگی مان به آتش کشیده شده است. من فقط خواستار قصاص هستم. در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: قبل از عید نوروز بود که در خیابان با لاله آشنا شدم و شماره تلفنم را دادم. او به من گفت برای اینکه با هم در تماس باشیم تلفن ندارد و از من خواست برایش گوشی بخرم. من هم یک گوشی داشتم به خانه ام آمد تا گوشی را بگیرد و بعد هم گفت دیگر دوست ندارد برگردد، از
روایت همسر شهید نواب صفوی از زندگی مخفیانه تا هشدار به رزم آرا
از دوستان پدرم خبر داد مدتی سر قبر شهید نواب نیایم خطر دارد. حتی یکی از اقوام خواب دیده بود شهید نواب در خواب گفته به نیره سادات بگوید مدتی سر خاک من نیاید حتی دخترانم هم مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند، دخترم بعد ها اعتراف کردند وقتی کلاس دوم ابتدایی بود ناظم زمانی که بچه ها به سر کلاس می رفتند او را به دفتر می آورد و با لبه تیز خط کش فلزی هر روز 100 ضربه به دست ایشان می زده
اعتیاد، شیوه جدید اسرائیل برای از بین بردن روحیه مقاومت
پیدا کرد. هر چند روز یک بار یا حتی هر روز قرص مصرف می کردم. پس از 3 هفته، کاملاً به قرص ها معتاد شدم." یکی از جوانان ساکن نوار غزه که به مواد مخدر معتاد شده است فروشنده مواد مخدر نیز تشریح می کند که چگونه محموله ها را وارد غزه می کرده است: "مواد مخدر را در داخل دیگر کالاها به نوار غزه وارد می کردیم. قاچاقچی اسرائیلی خودش مواد را پنهان می کرد، چون هیچ کس جز او اجازه نداشت به
همشهری در یک نگاه
فداکاری مامور پلیس پسر جوان را از مرگ نجات داد، نوشت: تنها ثانیه هایی پس از اینکه مأمور فداکار پلیس، جوان بیهوش را از ماشین شعله ور بیرون کشید، باک خودرو منفجر شد. این بخشی از حادثه ای بود که حدود ساعت 12ظهر پنجشنبه گذشته رخ داد. آن روز ستوان سوم عمار رشنوادی، مددکار اجتماعی پلیس شهرستان ملکشاهی هنگام بازگشت از محل کارش متوجه شد که یک خودروی زانتیای مشکی از مسیر جاده منحرف شده و داخل دره سقوط کرده