ماجرای سقوط دختر جوان از پشت بام خانه پسری که با او دوست بود - پیک نکا
سایر خبرها
ماجرای خودکشی دختر جوان تهرانی در خانه دوست پسرش چه بود؟
و 30 دقیقه صبح بود که او به سمت اتاق خواهرم رفت تا بخوابد و من به اتاق دیگری رفتم. ساعاتی بعد سر و صدا شنیدم. بعد به اتاق خواهرم رفتم که دیدم دختر مورد علاقه ام نیست. همه جا را جست وجو کردم از او خبری نبود. گفتم نکند به پشت بام رفته باشد. سراسیمه خود را به پشت بام رساندم. دیدم او آنجاست. وقتی مرا دید خود را به پایین انداخت. با توجه به گفته های پسر جوان او به طور موقت تا مشخص شدن انگیزه دختر جوان در این مرگبار آزاد شد. تحقیقات ماموران اداره دهم آگاهی تهران در این باره ادامه دارد. اخبار زیر را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید: ...
اخبار حوادث
زد، کمی که حالش بهتر شد همراه هم به خانه مان بازگشتیم. مرد جوان ادامه داد: ساعت 5 و 30 دقیقه صبح بود که او به سمت اتاق خواهرم رفت تا بخوابد و من به اتاق دیگری رفتم. ساعاتی بعد سر و صدا شنیدم. بعد به اتاق خواهرم رفتم که دیدم دختر مورد علاقه ام نیست. همه جا را جست وجو کردم از او خبری نبود. گفتم نکند به پشت بام رفته باشد. سراسیمه خود را به پشت بام رساندم. دیدم او آنجاست. وقتی مرا دید خود را به
چند بار از خواهرم خواستم پای آن مرد مرموز را از زندگی اش قطع کند و به فکر شوهرش باشد ولی..!
خانه آن ها را به آتش کشید غافل از این که در این جنایت هولناک خواهرم و دخترش جان باختند و ... ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی 110 این اخبار را از دست ندهید: پسر رئیس شرکت دختر 14 ساله ام را به طرز فجیعی مورد.. +عکس رفتار شجاعانه و باورنکردنی یک کارتن خواب در حمله تروریستی حادثه تهران! خطرناک ترین تک تیرانداز داعش را هم
دختر 6 میلیارد تومان برای ازدواج از خانه فرار کرد
ایران آنلاین / دو هفته قبل پدر و مادر دختر جوانی به نام مهسا به دادسرای امور جنایی تهران مراجعه و اعلام کردند دخترشان از منزل فرار کرده است.پدر مهسا در اظهاراتش به محمد مهدی مرشدلو؛ بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران گفت: دخترم مهسا قصد ازدواج با پسری را داشت اما من و مادرش مخالف ازدواج او با آن پسر بودیم و نمی خواستیم دخترمان با غریبه ازدواج کند، من از وضعیت مالی خوبی برخوردار هستم و در
علت عجیب مردم هند برای پرستش این پسربچه (+عکس)
" در این مورد می گوید: "مردم روستا هر روز به دیدن خواهر زاده ام می آیند. هنگامی که وی با خواهرم زندگی می کرد مردم با پیمودن کیلومترها راه، به خانه آنها می رفتند و با لمس دم " دولها " برای خود خوشبختی آرزو می کردند." دولها معتقد است که دم وی نعمتی از طرف خدای اوست. وی گفت: " مردم هر روز برای دیدنم می آیند و خواستار دعای من برای نعمت و برکت زندگی شان هستند. علت آن را نمی دانم اما آنها فکر می کنند من نشانه ای از طرف خدا هستم." وی افزود: "برخی از کودکان با دم من بازی می کنند. آنها دوستان من نیستند و قصدشان آزار رساندن به من نیست. ...
اعتراف به آتش زدن خانه رقیب عشقی
عقربه ها ساعت 2و 45 دقیقه پنجمین روز خرداد ماه سال جاری را نشان می داد که آتش سوزی بزرگی در یک خانه قدیمی در خیابان دماوند تهران نرسیده به چهارراه سبلان امدادگران و آتش نشانان را به محل کشاند.آتش نشانان زمانی که برای بررسی های بیشتر وارد ساختمان شدند ابتدا در راه پله های طبقه اول با جسد پسر جوان و در ادامه در طبقه دوم با جسد یک جوان دیگر روبه رو شدند. همین کافی بود تا مأموران کلانتری
خواستگاری و عروسی در اقوام ترکمن
، دختری را برای زندگی مشترک خود می پسندد و بعد دختر و خانواده او تحقیق می کند و در ادامه چند تن از بانوان فامیل نزدیک پسر که بیشتر مادر، خواهر، عمه و یا خاله او هستند به خانه خانواده دختر می روند. سرگروه خواستگار در خانه خانواده دختر پس از پذیرایی شدن ،می گویند که 'گلمه دیکدن خبر آل دییپ دیرلار' خوب، بفرمایید، چه خبر؟ و صاحب خانه با شنیدن خبر خواستگاری با خنده می گوید: 'اگر خدا قسمت کند
تأیید حکم اعدام 2 قاتل در دیوان عالی کشور
/> روز هشتم شهریور سال 91 مرگ مشکوک یک زن در بیمارستانی در پاکدشت به ماموران پلیس گزارش شد. ماموران با حضور در محل به پیگیری این ماجرا پرداختند. در ادامه مشخص شد که زن جوان با ضربه چاقو جان باخته است. شوهر این زن در تحقیقات ادعا کرد که همسرش خودکشی کرده است. پس از آن پلیس به تجسس های بیشتر پرداخت و متوجه شد که زن جوان با شوهرش اختلاف های زیادی داشته است. این در حالی بود که همسایه ها نیز گفتند بارها
تجاوز و قتل نوجوان آبادانی توسط مرد شیشه ای
شیشه دارد و احتمال در توهم شیشه دست به این جنایت زده است. بنا به این گزارش، جسد پسر جوان با دستور بازپرس پرونده به پزشکی قانونی منتقل شده است تا علت مرگ و هویت وی مشخص شود و متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار گرفته است. Post Views: 31
جشن گرگیعان از اهواز تا بوشهر و هرمزگان
جواب دهد:" الله یعطیکم رضعان " (خدا به شما پسر دهد) یا اینکه " گرگیعان و گرگیعان - الله ایخلی اولیدکم ( خدا پسر کوچولوی شما را نگه دارد ). سواری افزود: در این مراسم، اهالی خانه ها به بچه ها که هر یک سبدی را در دست دارد ، پاسورک ، شیرینی و عیدی می دهند. این مراسم تا پاسی از شب نیمه ماه رمضان ادامه می یابد. مسئول ثبت ملی پرونده میراث گرگیعان نیز در گفت و گو با خبرنگار خبرآنلاین
پسر رئیس شرکت دختر 14 ساله ام را به طرز فجیعی مورد..
موضوع توقیف ماشین و بار قاچاق را با مادر میلاد در میان گذاشتم و او نیز قبول کرد تا جریمه توقیف خودرو را پرداخت کند تا حداقل ماشین از توقیف خارج شود . از این زمان به بعد و به پیشنهادمریم، قرار شد تا بدون آنکه میلاد متوجه شود ، من تمامی حساب و کتاب کاری خودم با میلاد را با مادرش انجام دهم ". بهروزدر ادامه اعترافاتش به کارآگاهان گفت : " بهمن ماه سال گذشته میلاد در داخل شرکت با چند تن از
بن بست 13 ساله در پرونده قتل پسر جوان
دایی یک دختر نوجوان با دوست شان خبردارکردند. بلافاصله فرد مورد نظر- فریدون 37 ساله- نیز دستگیر شد اما در بازجویی وتحقیقات مشخص شد وی هیچ ارتباطی با قتل مسلم نداشته ومدتی بعد آزاد شد.با گذشت سیزده سال از وقوع این جنایت و به خاطر اینکه هیچ سرنخی از بدست نیامد، اولیای دم (والدین مقتول) صبح دیروز با مراجعه به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران، خواستار پرداخت دیه فرزندشان از صندوق بیت المال شدند که قضات دادگاه پس از مشورت با یکدیگر،خواسته آنها را پذیرفتند. اخبار زیر را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید: ...
قاتل ستایش محاکمه شد
این جنایت که 22 فروردین پارسال رخ داد، دختری به نام ستایش هنگام بازی، توسط پسر نوجوان همسایه شان ربوده و پس از آزار و اذیت کشته شد. عصر روز بعد نیز امیرحسین-عامل جنایت- همراه پدرش به کلانتری رفت و به قتل ستایش اعتراف کرد. وی در بازجویی ها گفت: وقتی مادر، خواهر و خواهرزاده ام خانه را ترک کردند، من به علت مصرف مشروب مست شدم. بعد از آن ستایش را به بهانه نشان دادن جوجه به طبقه دوم
کودکانه های معصومانه و رویای ماه رمضان
ببینم آن طرف چه خبر است! – نمازهای مغرب و عشا در پشت بام مسجد کوچک رنگرزان برگزار می شد. پله های بام مسجد، همچون خانه های قدیمی، به قول قدیمی ها بسیار رُک و در عین حال پیچ در پیچ بود. باد گرم غروب تابستان که به صورت می خورد، تشنگی طول روز را که تا آن موقع تحمل کرده بودی، به یادت می آورد. اما عطر کاه گِل های نم خورده ی پشت بام مسجد، تو را بی اندازه مدهوش می کرد. معمولاً نماز مغرب و عشا
مدافع حرمی که در ختم مادرش شرکت نکرد
) است یک سال قبل از شهادتش تابستان بود، زنگ زد خانه گفت: یک خوابی دیدم که هر چه این مدت آمدم اینجا مزدم را گرفتم، پرسیدم چه خوابی؟ گفت: نه، می آیم ایران تعریف می کنم. دختر شهید: بابا چند ماه و چند روز بعد از سالگرد مادر بزرگم شهید شد، بعد از مراسم هفتم مادربزرگم، پدرم برای اولین بار می خواست برود کربلا ببیند کاروان چگونه می برند، آن زمان کاظمین هم بسته بود، سال 93 بود. پسرعمه
گفت وگو با پدر زن جوانی که توسط همسرش در چالوس کشته شد / شایعاتی که ساختند کذب محض است
کافی دخترم ؛ مبلغ هفتصد هزار تومان به آن ها دادم و آن ها پس از خداحافظی به خانه خود جهت تهیه مایحتاج رهسپار می شوند. چند ساعت بعد از آن به جهت اطلاع از موقعیت آن ها همسرم با دخترم تماس گرفت که متوجه شد پشت خط افرادی در حال گریه و زاری هستند. ما به شدت پریشان و نگران شدیم و متوجه شدیم که اتفاقی افتاده است. به سرعت به خانه دخترم مراجعه کردیم که متاسفانه ناباورانه متوجه شدیم دخترم توسط همسرش به
کمپین طاقت برای بچه های طلاق
همکلاسی ها و معلمانش را اذیت می کرد. حتی در آن سن من یک موتور داشتم و به دلیل قدرت پدرم ساعت 10 صبح به مدرسه می رفتم، اما این پایان ماجرا نبود. صفحه زندگی آرام و اعیان نشین من با مشاجره و دعوای پدر و مادرم برگشت و با آغاز جدایی آنها شرایط دگرگون شد. بعد از طلاق، خواهر و برادرم که به سن قانونی رسیده بودند مادر را انتخاب کردند و من هم به طبع زندگی با مادرم را برگزیدم. در واقع ما چهار نفر
مرد افیونی، مادرش ر ا خفه کرد
ادامه دادند تا اینکه صبح دیروز پسر ناخلف لب به اعتراف گشود و به قتل مادرش اعتراف کرد. روز حادثه ناگهان مادرم با من درگیر شد. در حالی که تازه مواد مصرف کرده بودم ناگهان عصبانی شدم و برای آنکه مادرم را مجبور به سکوت کنم، گلو و دهانش را گرفتم اما ناگهان مادرم روی زمین افتاد؛ هرچه تلاش کردم نتوانستم او را احیا کنم، تا اینکه از خانه بیرون آمدم و از مردم درخواست کمک کردم! منبع: روزنامه ایران
اقدام عجیب پسر جوان به همراه دوست دخترش با مزدا 3 + عکس
و گفتند لباس ها را من به دست افراد نیازمند برسانم و بعد هم با خودرو حرکت کردند و از من دور شدند. من با خیال اینکه طلاهایم داخل نایلون است، به راهم ادامه دادم، اما وقتی به خانه رسیدم، متوجه شدم نایلون سوراخ است و خبری از طلاهای من نیست. با طرح این شکایت، پرونده به دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه 34 برای بررسی و شناسایی سارقان در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران که
دو پسر جوان به دختر 25 ساله در بیابان های جنوب تهران رحم نکردند و ...+ عکس
محاکمه به صورت غیرعلنی ادامه یافت و در پایان جلسه قضات وارد شور شده وهر یک از دو متهم را به 15 سال حبس به خاطر آدم ربایی وتعرض به دختر جوان محکوم کردند. اخبار زیر را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید:
جرج کلونی پدر شد/ دوقلوی پسر و دختر به دنیا آمدند
به گزارش افق تازه ؛ جرج کلونی و همسرش فرزندان دو قلوی خود را الکساندر و الا نام گذاشتند. در بیانیه ای که در این باره منتشر شد آمده است: الا و الکساندر صبح سه شنبه به دنیا آمدند. بچه ها و مادرشان در سلامتی کامل به سر می برند اما جرج کلونی مسکن مصرف می کند و تا چند روز آینده سرپا می شود. بازیگر سال 2014 در ونیز با امل علم الدین ازدواج کرد. بازیگر 56 ساله سینما نخستین بار در گفت وگو با
پسر جوان با اصابت چاقو در چشمش جان باخت
انجام دهم. همان هنگام موتورسوار غریبه ای به طرف من آمد و من را از محل فراری داد. آن شب با خواهرم به اداره پلیس رفتیم تا از او شکایت کنیم، اما مأموران به ما گفتند فردا صبح مراجعه کنید. فردای آن روز با ترس به محل کارم مراجعه کردم. روز بعد از حادثه نیز چند نفر از دوستان حمید به در منزل ما آمدند. من نیز با پلیس تماس گرفتم. زمانی که مأموران در محل حاضر شدند، یکی از دوستان حمید به مأموران گفت من
عمل بسیار زشتی که پسر 16 ساله برای سفر به ترکیه انجام داد او..
نبودند. با آنها درگیر شدم و از خانه بیرون زدم. حوالی تهرانپارس می چرخیدم که با مقتول آشنا شدم. او در یک ساختمان نیمه کاره کارگری می کرد. وقتی با هم دوست شدیم گفت مقداری طلا دارد و آنها را پیش خود نگه می دارد. همانجا وسوسه شدم طلاهایش را بدزدم و با پولش به ترکیه سفر کنم. روز حادثه همراه دوستم به اتاق مقتول رفتیم. اول دوستم با چکش به سر مقتول زد و بعد من با چاقو چند ضربه به او زدم که باعث قتلش شد
اسیدپاشی اشتباهی به 14 زن و کودک در تهران +عکس
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، چهارشنبه شب گذشته اعضای 2خانواده در پارک فداییان اسلام سرگرم بازی والیبال بودند که متوجه نگاه های مردی 40ساله شدند. آنها به او تذکر دادند و گفتند که آنجا را ترک کند اما مرد جوان توجهی نکرد و پس از آن بود که بین وی و اعضای 2خانواده درگیری شروع شد. در این میان مرد جوان از ناحیه ابرو زخمی شد و آنجا را ترک کرد. این اما پایان ماجرا نبود چرا که وی به خانه اش که در همان
ناگفته ها و دردو دل های جنجالی ترین قاضی جنایی ایران
نخستین جنایت برای انتقامجویی خواهر ابراهیم را به خانه شان می کشاند و را به قتل می رساند. بعد هم ابراهیم را به بهانه پیدا کردن گنج به دماوند برده و با همدستی دوستش او را می کشد. او درجنایتی دیگر گلوی دو پسر خود را می برد. دو پسرش شاهد قتل خواهر ابراهیم بودند. اسماعیل- همسر فاطمه و متهم اصلی- پس از قتل دختر جوان به او تجاوز کرده و جسدش را تکه تکه کرد. در این پرونده به خاطر دروغ فاطمه چهار نفر به قتل
پسری که دختر شد و خود را به نابودی کشاند
لوله خودکار به سمت من پوست میوه پرت می کرد با او برخورد کرد و به همه بچه های کلاس گفت اگر کسی از این به بعد مزاحمتی برای محمد ایجاد کند، حسابی با او برخورد می کنم. بعد از آن دیگر هیچ کس در آن کلاس حتی به آزار من هم فکر نمی کرد. دوران وحشتناک خدمت سایه از نوجوانی می گوید که با دشواری و سختی دوران مدرسه اش را در میان پسران سپری کرد: فکرش را بکنید یک دختر را ببرید، بین ده ها پسر و
اعترافات پسر 40 ساله که در اثر مصرف مواد، مادرش را کشت
شده و داد و فریادهای مادر بر سر پسر بسیار بالا می رود اما ناگهان صدای نزاع و درگیری آنها قطع و در نهایت پس از گذشت چند ساعت از این موضوع، محسن از ساختمان خارج می شود و از همسایگان درخواست کمک می کند و همسایگان بعد از آن با اورژانس تماس می گیرند. فرضیه قتل پیرزن اثبات شد با شنیدن صحبت های اهالی محل در مورد درگیری مادر و پسر تحقیقات پلیس ادامه پیدا می کند. در نتیجه تحقیقات
مرد معتاد، مادرش را خفه کرد
از ساعت 14تا15 روز حادثه صدای نزاع و درگیری میان متوفی و پسرش از داخل ساختمان شنیده شده اما ناگهان صدای نزاع و درگیری آنها قطع و نهایتا پس از گذشت چند ساعت از این موضوع، پسر متوفی از ساختمان خارج و از همسایگان درخواست کمک کرده است . درادامه تحقیقات پلیسی، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که محسن دارای سابقه سوء مصرف موادمخدر بوده و چندین بار به علت مصرف موادمخدر صنعتی در مراکز ترک اعتیاد و
دیه های میلیاردی برای بخشش قاتل
دهند. شروع این ماجرا به 9 سال قبل در اسلامشهر برمی گردد. قاتل آن شب به پشت بام خانه عمویش رفته و مشغول کشیدن قلیان بود که تعدادی از کبوترهای پسر همسایه روی پشت بام آنها نشست. او و پسرعموهایش کبوترها را پر دادند که همین کارشان باعث درگیری آنها با پسرهای همسایه شد. دعوا به خانواده های دو طرف هم کشیده شد. او عصبانی شد و با چاقویی که به دست داشت با مرد همسایه درگیر شد و او را کشت. متهم بعد از محاکمه به
نقش غریبه ها در عروسی
ترتیب می گذشت تا اینکه تیرماه به نیمه رسید. شنبه صبح بود که جهیزیه ام را به خانه خودمان بردیم. من بودم، مادرم، خاله ام و دخترش. تا شب قسمت زیادی از جهیزیه را چیدیم، بسیار مرتب و منظم. موقع رفتن در خیابان یکی از فامیل هایمان را دیدیم و به خیال اینکه او هم از جهاز بُرون من خوشحال شده به او گفتیم که همسایه اش شده ایم. به یک ساعت نرسید که تماس ها و پیام های عمه و زن عمو و عمو زاده ها و عمه