اگر جبهه نبود، مداحی را ادامه نمی دادم - راهنمای سفرمن
سایر خبرها
مفهوم ولایت در کنار جمهوریت است، نه در مقابل آن
مطالبه بیشتری هم داریم. جلیلی در تبیین مفهوم آتش به اختیار برای کسانی که آن را درست فهم نکردند گفت: وقتی به یک سرباز در میدان جنگ می گویند که شما آتش به اختیار هستید، اختیار او نمی تواند با فلسفه وجودی آن اختیار در تناقض باشد، یعنی نمی تواند بگوید من آتش به اختیارم و خودی ها را می زنم یا خودم را می کشم! خیر، آتش به اختیاریعنی اینکه باتوجه به هدفی که در آن جبهه گمارده شدید باید عمل کنید. وی
مبارزه را آنقدر ادامه دهید تا دیگر کسی روی زمین نباشد که لااله الاالله نگوید
سلاله پاک حسین (ع) و این یاور مستضعفین جهان و این عاشق خدا و این مرد گریان نیمه شب و این جانشین امام زمان (عج) و این فقیه عادل زمان و این رهبر قلبهای مومن و همچنین با درود و سلام به امت شهیدپرور امتی که بهارین تعبیر را در مورد این مردم امام عزیزمان فرموده است که این ملت الهی شده است و من این مسئله را با گوشت و پوست بدنم حس کرده ام و آنرا در جبهه های جنگ مشاهده نموده ام. من بوی دست آن پیرمرد
آتش به اختیار ؛ یعنی معطل رئیس جمهورِ خائن نماندن!
سرویس سیاسی پایگاه 598 ؛ خبر می رسد که رئیس جمهور، که فرماندهی کل قواست، در کار جبهه و جنگ اختلال ایجاد کرده است. بنی صدر، دستور داده که درِ انبارهای مهمات و سلاح به روی سپاه و نیروهای داوطلب، بسته شود. دشمن پیش می آید و کشور در خطر سقوط و ویرانی است. آتش به اختیارها معطل مرکز فرماندهی که خود دچار اختلال است نمی مانند. براتعلی نامور، جوان نوزده ساله بجنوردی همراه ده نفر از یارانش، در
سرشار؛ مرد خدا یا استالین ادبی؟
)، جزو دسته رله کننده های صدا می شود، تظاهراتی که پیش نماز مغربش محمد مفتح، سخنرانش محمدجوادِ باهنر و امام جماعت ظهرش سیدمحمدِ بهشتی بودند. بعد از تعطیلی مدارس پاییز سال 57، به جرم اعلامیه پراکنی در یکی از شهرستان های استان فارس بازداشت، به شدت مضروب و راهی زندانی می شود. جرمش این بوده که با پسرعمو و برادرش در ده پیاله ی شیراز کمیته ی مردمی تأسیس کرده که کارش پخش ارزاق عمومی ای بوده که به خاطر انقلاب
حجت الاسلام کشوری: نظام برنامه ریزی بیمار کشور را اصلاح می کنیم
. در آنجا علیه ملت ایران طراحی هایی اتفاق می افتد. درد ما این است که سؤالات ما قریب به یک سال بی جواب مانده اند. ما گفتیم بیایید به مردم گزارش دهید. به عنوان یک طلبه از شما می پرسیم که چرا آقای کنت مک کوئین به ایران آمده اند؟؟!! چه توافقاتی بود؟ قرار است بر سر مسأله تراریخته ها چه نقشه ای اجرا شود؟ ما قبل از تراریخته ها با پدیده خطرناک کنترل جمعیت روبرو بودیم که الآن تمام ما سعی می کنیم
حجت الاسلام پناهیان:تاکید بر فرهنگ شهادت؛ راه مقابله با بدل سازی دشمنان+گزارش تصویری
های شوم انجام داده و آن هم مقام معظم رهبری است که بر خاطرات شهدا و فرهنگ دفاع مقدس و جبهه تاکید دارد. آن موقع ما نمی دانستیم قلب هدایت شده به الهام الهی چرا اینکار را می کنند. تغریظ های مقام معظم رهبری بر خاطرات شهدا می فرماید: گمانه زنی اهل تقوا همان حقی است که خدا بر زبان آنها جاری کرده. مقام معظم رهبری بعد از دفاع مقدس حسشان رفت به این سمت که فرهنگ دفاع مقدس، خاطرات شهدا و
سه گروهی که ماه رمضان را درک نمی کنند/ چگونه طول عمر داشته باشیم؟
المنّه، ساعت 2 شب هم مردم به راحتی در پارک ها و ... هستند. این امنیّت به واسطه ی نیروهای انقلاب، سپاه باعظمت، ارتش بزرگوار، نیروی انتظامی، بسیج و سربازان گمنام در وزارت اطلاعات و هم چنین اطلاعات سپاه است که شبانه روزی دارند زحمت می کشند. اگر این عزیزان امنیّت و آرامش را برقرار نمی کردند، امروز بچّه های دو ساله ما را می بردند و اعضاء بدنش را بیرون می آوردند. بچّه های خودتان را نگاه کنید، تصوّر کنید او
احیای شب های قدر با ویژه برنامه های شبکه های رادیویی
به مردم نمی توانند در این مراسم معنوی حضور داشته باشند، پخش می شود. در آیتم چهار گوشه ایران، گزارشگران رادیو ایران در سراسر کشور به سراغ نمادهای شهرها می روند، به طور مثال گزارشگر سیستان و بلوچستان از مرزبانان درباره شب قدر می پرسد و گزارشگر بندر عباس و بوشهر به سراغ ناخدا ها می روند و در مورد شب قدر با آنها گفتگو می کنند. هنگام باران در شب های قدر به گویندگی حامد نجم الهدی، مشاور
جانمان را برای دفاع از اسلام و انقلاب فدا می کنیم/ تا زنده ام مطیع ولایت فقیه هستم
حرم مطهر کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س) بودم دانشجویان در تب و تاب جنگ بودند در حوزه ی فرهنگی و کمک به جبهه و نیز مداحی و نوحه سرایی فعالیت می کردم. تا هنگامی که قم بودیم چند مرحل بمباران هوایی انجام شد و شهدای زیادی تشییع شدند. شهادت زنان و مردان و بچه های بسیاری را که از زیر آوراها بیرون می کشیدند به چشم خود دیدم. سال دوم انتقالی به شیراز و در نهایت بخاطر بمباران شیراز به
تانکر دوغ خنک از وسط یک گردان تشنه سردرآورد! / یادی از شهدای عملیات عطش
داشتید؟ من متولد سال 1351 در روستای طول لات از توابع رودسر گیلان هستم. مردم این روستا به اتفاق روستای همجوارش، آزارکی، با آغاز نهضت انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی حضوری گسترده در دفاع از آرمان های انقلاب و امام و شهدا داشته اند و در این مسیر 15 شهید تقدیم کرده اند. من در چنین فضایی رشد کردم و آرزو داشتم پا جای پای رزمنده های پیشکسوت روستا بگذارم. به همین خاطر سال 66 وقتی که سن قانونی حضور در جبهه
حضرت علی (ع)
خیر خواهی یک مصلحت کلی است و من عموم مردم را در نظر خواهم گرفت نه یک عده مخصوص را،ممکن است در ابتداء امر اجرای این روش بر شما مشکل باشد ولی متحمل و بردبار باشید و بر سختی آن صبر نمائید،خودتان بهتر میدانید که من نه طمع خلافت دارم و نه حاضر بقبول این تکلیف بودم بلکه باصرار شما سرپرستی قوم را بعهده گرفتم و چون چشم ملت بمن دوخته است باید بحق و عدالت در میان آنها رفتار کنم. حال تا جائی که من
اگر شهید شدم برایم کانال تلگرام بزنید + عکس
مهدی رفت من وارد منزل شدم و شروع کردم به گریه کردن که 17 روز بعد شهید شدند . من تمام این ایام گریه می کردم و با خودم می گفتم زشت است نباید گریه کنم و مقاوم باشم تا اینکه یک شب آقا مهدی بهم زنگ زد و گفت نگران نباش ، من دارم جایی می روم و سه چهار روز دیگر بر می گردم و خودم به شما خبر می دهم . که دقیقا سه چهار روز بعد بهم خبر دادند آقا مهدی شهید شده اند . آن زمان خواهرم بهم گفت همسرت زخمی شده است من
جهان بدون سلاح شیمیایی، حق همه انسان ها است
های بیت المقدس، رمضان، ثامن الائمه، فتح المبین، بدر، والفجر هشت، نه و ده، فتح چهار و پنج، نصر یک، مرصاد و کربلای یک، دو، سه، چهار، پنج، شش و هفت. در ابتدا از طریق جهاد به جبهه اعزام شدم و بعد از مدتی هم در قالب نیروهای بسیجی و تیپ امام سجاد(ع) راهی میدان جنگ شدم و در تمام این مدت به عنوان مسئول بخش موتوری جهاد فارس، تیپ امام سجاد(ع) و در نهایت لشگر 19 فجر استان در جبهه مشغول به خدمت بودم
بسته خبری دوشنبه 22 خرداد ماه 1396
و فداکاری و جانبازی و دادن خون، که برای شما عزت دنیا و آخرت است، آماده هستید؟ فرمود اگر بایستید، خداوند شما را یاری می کند و ما پیروز می شویم و اگر آمادگی نداشته باشید، دنیای شما توام با غم و اندوه و آخرت شما با مشکلات زیادتری توام خواهد بود. مردم چه جوابی به امام حسن (ع) دادند؟ گفتند: ما می خواهیم زنده بمانیم و زندگی کنیم. ما آمادگی برای جنگ و فداکاری نداریم. این پاسخ مردم در مسجد مدائن در محضر
بزرگترین قرآن طلقی جهان درگینس ثبت می شود/ واکنش معاون گردشگری به یک خبر/ ماجرای زیارت کربلا با ماشین ...
، اسم خودم را هم نمی توانستم بنویسم، ولی در اواخر دوره اسارت حافظ قرآن، استاد نهج البلاغه و استاد عربی شده بودم. این ها از نعمت های اسارت من است. یادم هست سال 68 یک فرمانده عراقی آمد و بعد از کلی تعریف و تمجید از صدام گفت: یک خبر خیلی مهم برایتان داریم، گفتم: "خب چه چیزی است؟ " گفت: "می خواهیم شما را به کربلا بفرستیم، صدام منت بر شما گذاشته است. کسی حرفی دارد؟ " من بلند شدم و گفتم: "من مسأله دارم
فراخوان نخستین یادواره سرداران شهید بخش خورش رستم شهرستان خلخال+پوستر
از تشکیل سپاه پاسدران انقلاب اسلامی به این نهاد مقدس پیوست و در واحد گزینش این نهاد انقلابی در تهران مشغول به کار شد و همزمان در تشکیل جهادسازندگی شهرستان خلخال نقش ایفا کرد. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های حق علیه باطل پیوست و مدتی معاون گروهانی گردان جعفر طیار بود و عملیات های مختلفی ایفای نقش نمود و با حکمی از سوی سرادر شهید حاج محمد ابراهیم همت به عنوان هفتمین فرمانده گردان حبیب بن مظاهر
روایت شجاعت بارز رزمندگان فاطمیون در سوریه
جانباز شد و چشم چپش را از دست داد. سید نصرالله اکبرزاده فرزند شهید سیف الله اکبرزاده است. او که اصالتا اهل بهبهان است با لهجه شیرین جنوبی در سن 54 سالگی خاطرات فراوانی از سال ها دفاع مقدس در جبهه های جنوب، اسارت عراق و حرم اهل بیت(ع) در سوریه را روایت می کند. جنگیدن در جبهه جنگ تحمیلی را کافی نمی داند و درباره جان بازی های پی در پی اش می گوید: ما قسم خوردیم که هر جا نیاز بود جانباز رهبر و
فلانی! نگو حاج عمار شهید شده
روحیه شان را از دست بدهند. از این طرف در اتاق عملیات غوغایی بود. یکی از دوستان از پشت میزش افتاد کف اتاق. از حال رفت. پاهایش را دراز کردیم. به هوشش آوردیم و آب قند دادیم بهش، به فکر این بودیم چه کسی را جایگزین حاج عمار کنیم. کسی که جنگنده، خستگی ناپذیر، شجاع و مدیر باشد و با نیروها بجوشد. واقعا کسی را نداشتیم. حاج قاسم بعد از شهادت حاج عمار گفت کمرم شکست. دوستانی که جنازه عمار را دیده بودند می گفتند مثل کسی بوده که روزها و شب های متمادی عملیات کرده و حالا از فرط خستگی خیلی راحت خوابش برده.
حاشیه نگاری دیدار شاعران انقلاب اسلامی با رهبرمعظم انقلاب
همگان از جمله دوربین های همۀ شبکه ها و پشت بام های همۀ امام زاده ها آشناست. جمعیت از نحوۀ معرفی قزوه خنده اش می گیرد. شعر زیبای حمیدرضا برقعی با تحسین و تشویق آقا و جمعیت روبرو می شود. دوباره پر شده از عطر گیسویت شبستانم / دوباره عطر گیسویت، چقدر امشب پریشانم. قزوه بعد از برقعی از قادر طهماسبی دعوت می کند که شعر بخواند. فرید که این سال ها دلِ شکسته ای دارد، از غزلی می گوید که به تازگی و دربارۀ
با تماس مادرم پیشنهاد تیم ” پرسپولیس ” را قبول کردم ؛ همه می گفتند که می خواهند سمت چپ دفاع پرسپولیس ...
پرسپولیس به دو نفر رسید؛ (حاج محمد انصاری دیگر بازیکن پرسپولیس ). شایان مصلح -من که حاجی نیستم. در سپیدرود هم به من می گفتند شایان کربلایی ! از این به بعد هم حاج شایان کربلایی هستم (می خندد). *می گویند مداحی هم می کنی، درست است؟ شایان مصلح -نوکری اهل بیت در هر لباسی افتخار است. من برای اهل بیت (ع) شعر هم می گویم. چه شعر و چه مداحی را من از کودکی دنبال کردم، البته نه به
نسل بعدی مروجان علم فضا را در بیرجند آموزش می دهم
احترام آمیزی داشت و همین رفتار باعث جذب خیلی ها به مسجد می شد. ** در کدام مدرسه درس می خواندید معلمی که گفته بودید مشوق شما برای ورود به بحث علم فضا شده که بود؟ دبستان را در مدرسه حکیم نزاری (اگر اسم درست در خاطرم مانده باشد) تمام کردم و بعد وارد دبیرستان شوکتیه شدم. متاسفانه در پایان همان سال پدرم به دلیل بیماری از خدمت معاف شد و ما مجبور شدیم بیرجند و مردم خوبش را ترک کنیم.
خیاطی که محافظ سیدحسن نصرالله و آیت الله حکیم بود
این آخرین بار باشد که خانواده ام را می بینم. باورش سخت است اما نگرانی را از چشم همسر و فرزندانم می خواندم و سکوت می کردم. عادت کرده بودم بعد از خداحافظی به آنها بگویم حلالم کنید. آماده شهادت بودم اما انگار خدا مرا لایق شهادت نمی دانست... وقتی همه خواب بودند چند سال به پایان جنگ مانده بود که محافظت از شخصیت های سیاسی خارجی برعهده او و دوستانش گذاشته شد. احد غلامی در این باره می گوید
گفت و گو با سروش صحت و جواد عزتی ، دوست داشتنی های کم پیدا
سال گذشته همه اش سعی کرده ام در آن مسیری بمانم که به نظرم باید بروم. سراغ این هم می رویم. الان بگو چطوری توانستند متقاعدت کنند که این کار را بکنی؟ گفتند پولش را می دهیم [می خندد]؟! آقای مهدویان حرفم را قبول کرد. ما دو تا کاراکتر داشتیم که من و آقای حجازی فر نقش هایشان را بازی می کردیم. احمد مهران فر به خاطر این کاراکترها می رفت جبهه و آنها را با خودش می آورد تهران. اولین چیزی
بیانات در دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب
راهبری از آن استفاده کنند. شما ملاحظه کنید در بین شعرای نوپردازِ آن روز -آن تراز اوّل هایشان و بالاهایشان- آن که شعرش مثلاً در خدمت این جور مفاهیم بود، بیشتر از همه اخوان(2) بود؛ منتها شعر اخوان شعری است که خیلی ها از آن اصلاً چیزی درست نمیفهمیدند؛ آنچنان رمزی و نمادین حرف میزد که خیلی ها نمیفهمیدند؛ بله، بعضی ها که وارد بودند و با این زبان آشنا بودند میفهمیدند؛ بعضی های دیگر [از شعرا] هم
صفای پیرحوائج
کاسه های فلزی طلایی کنار آب سردکن قدیمی هنوز با زنجیر به بدنه آب سرد کن وصل هستند، مردم آب می خورند، کاسه را می شویند و می گذارند همان جا. پسربچه ها با توپ پلاستیکی بازی می کنند و پدرها به سمت مسجد سرازیر می شوند؛ به سمت مسجد باب الحوائج. محل ملاقاتم با موسس مسجد، حاج آقا معصومی نژاد. نزدیک وقت نماز است. جلوی مسجد مردها کنار آب سردکن وضو می گیرند و داخل می روند. سراغ موسس مسجد را می
روایتی دست اول از ساده زیستی امام در نجف
عوامی خودمان باقی بمانیم! یکی از کسانی که واقعاً هر لحظه که آدم با او بود به یاد خدا می افتاد، امام(ره) بود. هم با رفتار و کردار و ادبش و هم با سبک نشستن و برخواستنش. با نظمی که داشت یعنی ساعت هشت شب حرم حضرت علی(ع) بودند. یکی دو سال اول هم شب می رفت و هم صبح یعنی شبانه روز دو مرتبه به زیارت می رفت. مرحوم حاج آقا مصطفی هم یک بار به آقا گفتند که مگر شما معتقد نیستید که “بعد منزل نبود در
آتش به اختیار کلمه حقی است که برای اجرای نسخه درست این کلید واژه در تلاش و تکاپو هستیم
وظایف شان عمل نمی کنند که اینجا شما جوانان آتش به اختیار عمل کنید. وی توضیح داد: آتش به اختیار اصطلاحی است که در جنگ به کار می رود و وقتی آرایش های رزمی نتوانند به وظایف خودشان برای مواجهه با دشمن نقش آفرینی کنند، جنگ تن به تن می شود و افراد می توانند آتش به اختیار باشند؛ حال چگونگی پیاده سازی ابعاد این موضوع در عرصه فرهنگ، امری است که بخشی از رویکردهای ما را در سفرهای استانی شامل می شود.
آتش به اختیار در چه شرایط فرهنگی؟
دهی به حرکت های خودجوش فرهنگی مطرح می کنند: من به همه ی آن هسته های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به قول میدان جنگ، آتش به اختیار. البتّه در جنگ، قرارگاه مرکزی وجود دارد که دستور میدهد، امّا اگرچنانچه رابطه ی قرارگاه قطع شد یا قرارگاه عیبی پیدا کرد، اینجا فرمانده دستورِ آتش به اختیار میدهد. خب شما افسرهای جنگ نرمید - قرار شد شما افسران
شهیدی که در وصیت نامه خود از اقتصاد مقاومتی یاد کرد
به گزارش خبرنگار فارس از صومعه سرا، شهید یعقوب یوسفی سوم فروردین سال 1338 در روستای نوپایشان ضیابر از شهرستان صومعه سرا در خانواده ای متدین و کشاورز فرزند پسری به دنیا آمد که یعقوب نام گرفت. وی دوران ابتدایی تا دبیرستان را در ضیابر سپری کرد. پایان تحصیلات دبیرستان او مقارن با اوج قیام مردم به رهبری حضرت امام راحل (ره) بود، وی از دوران نوجوانی نسبت به فرایض دینی بسیار مقید بود و در
از بالاده تا تکیه بر مسند وزارت بهداشت / مصاحبه با چهره ماندگار کشور
به ورزش می پرداختم. وقتی ما از روستا به کازرون آمدیم تا به شرایط جدید عادت کنیم 2-3 سال طول کشید و گاهی مورد تمسخر بچه های کازرون بودیم. از چه زمانی وارد کارهای اجرایی شدید؟ وقتی که سال دوم رزیدنتی بودم (1359) به دلیل شرایط ویژه پس از انقلاب اسلامی معاون دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز و بعد از فارغ التحصیلی، در سال 1361 معاون دانشگاه شیراز شدم. آن زمان دو دانشگاه شیراز و علوم