نجات قاتل دختر جوان از پای چوبه دار - خبرگزاری تابناک
سایر منابع:
سایر خبرها
همسرکشی به دلیل اختلافات خانوادگی
مردی که متهم است همسرش را به دلیل اختلافات خانوادگی با شلیک گلوله به قتل رسانده است، روانه زندان شد. کارآگاهان جنایی استان فارس چند روز قبل از مرگ زنی جوان، به نام زهره، در خانه اش مطلع شدند و وقتی آنجا رفتند مشاهده کردند این زن به دلیل اصابت گلوله از پا درآمده است. ظاهر خانه نشان می داد هیچ سرقتی انجام نشده است. از سویی دیگر، نشانه ای از ورود به عنف به خانه وجود نداشت. این دو سرنخ
پرستاری بابای 63 ساله مدرسه از 3 فرزند بیمارش
، تا ششم ابتدایی در میانه بیشتر درس نخواندم، ابتدا مدت کوتاهی در خیاطی کار کردم و بدون اینکه پدر و مادرم متوجه شوند ازدواج کردم. ثمره ازدواجم 4 فرزند است، بعد از ازدواج کردن در یک مسافرخانه در خیابان ناصرخسرو، مدیر شیفت شب بودم و بعد از آن نیز به شرکت حفاری چاهای عمیق آب رفتم. هنگامی که تهران موشک باران شد در سمنان و سپس در کاشان چاه حفر می کردم و بعد به آموزش و پرورش آمدم.
قتل دردناک دختر پنج ماهه به دست پدرش!
همسایه های خانواده باران کوچولو به شوک گفت: این زوج جوان سه سال است که ازدواج کرده اند، حمید و مریم زندگی خوبی داشتند تا اینکه در 3-2 ماه گذشته متوجه شدیم حمید معتاد شده است و دائماً سر همین مسأله با مریم دعوا و مشاجره می کند. او شغل اش را از دست داده بود و با مصرف بیش از حد شیشه با مریم درگیر می شد و چند بار ما شاهد بودیم که او را بشدت کتک می زد.بنابر این گزارش، مریم به دلیل شرایط خاصی که داشت
معجزه موسی ...
مریض شد. من که می دانستم پیرمرد کسی را ندارد که از او مراقبت کند دست از کار کشیدم و برای مراقبت از او به بیمارستان رفتم. بعد از چند روز حال پیرمرد بهتر شد و من از این موضوع احساس رضایت می کردم. یک روز پیرمرد مرا صدا کرد و گفت موسی من برای مکه ثبت نام کردم اما با این شرایط نمی توانم بروم، مکه مرا تو باید انجام بدهی، خندیدم و به پیرمرد گفتم پدرجان ما نان شبمان را به سختی پیدا
17زن و دختر قربانی دو جانی پایتخت
و بعد مرا در بیابان رها کرده و رفتند. چگونه از بیابان نجات پیدا کردی؟ قدرت فکر کردن نداشتم. چند دقیقه ای در بیابان سرگردان بودم تا این که توانستم بسختی خودم را به کنار اتوبان برسانم. در آنجا پسر جوان موتورسواری مرا سوار کرد و به یافت آباد رساند، در آنجا با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اعلام کردم و به خانواده ام خبر دادم. چطور متوجه دستگیری متهمان شدی؟ چند روز قبل
آسوده نخوابید، شهر در امن و امان نیست
؛ و به همان نسبت، صدای جیغ سرنشینان آن هم بلندتر و بیشتر می شود؛ اوج هیجان. هیجانی که تنها چند دقیقه بعد با جیغ های ترس آور سه دختر جوان در هم می آمیزد و فاجعه ای بی سابقه را رقم می زند. میله شفتی که کابین را به ریل های مارپیچ دستگاه متصل می کرد می شکند و کابین فلزی با سه سرنشین آن از ارتفاع شش متری به سمت زمین سقوط می کند و... از همان روز نگار 24 ساله دیروز و 25 ساله امروز که تا قبل از
بابا دست و پا ندارد ؛ 19 عمل جراحی هم افاقه نکرد + تصاویر
کوچک و نقلی که هادی در گوشه ای از آن نشسته بود و به گرمی از حضور ما استقبال کرد؛ چند دقیقه ای با هادی و رقیه صحبت خودمانی داشتیم و از دل همین گفت وگوهای ساده و صمیمی به داستان زندگی این خانواده رسیدیم. هادی باوندیان می گوید: 32 سال دارم و بعد از گذراندن مقطع راهنمایی به دلیل اینکه پدرم نیز کارگر است من نیز برای کار به سر گذر می رفتم؛ بعد از اینکه ازدواج کردم گاهی با برادر همسرم نیز به
افشای راز سرقت های دنباله دار/ تقسیم طلاها در چلوکبابی
به گزارش خبرگزاری مهر ، 31 خرداد ماه امسال از طریق تماس یکی از شهروندان خانم با مرکز فوریت های پلیسی 110، اخبار و اطلاعاتی مبنی بر حضور مشکوک چند جوان در داخل یک رستوران چلوکبابی در منطقه تهرانپارس اعلام شد. زن جوان به اپراتور 110 گفت: در حال خرید از مغازه میوه فروشی جنب سالن چلو کبابی بودم که متوجه حضور دو جوان قوی هیکل داخل سالن غذا خوری شدم. مردان جوان بدون توجه به اینکه داخل سالن غذا خوری از
ادعای پیامبری وطی الارض بعداز ورودبه "عرفان حلقه"
نیز ارتباط گرفت و گفت در بدن این دختر مارمولکی وجود دارد که خودش رفته اما دمش هنوز در بدن دخترت باقی مانده است و با چند بار ارتباط گرفتن مشکل اش حل می شود. پسرتان ادعاهای عجیب و غریب هم می کرد؟ یک روز پسرم برگشت به ما گفت می خواهم به ترکیه بروم. گفتم تو که خدمت نرفته ای و گذرنامه نداری، چگونه می خواهی بروی؟ گفت طی الارض می کنم! پسرم وسایلش را جمع کرد و رفت. بعد از سه روز، به سراغ
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
مشهد آمده که درس خوانده است و جلسات تفسیری در تبریز داشته (پدر من لهجه ی ترکی داشت و نمی توانست فارسی صحبت کند). (بعد از اینکه مادر من در واقعه ی مسجد گوهرشاد موقعی که من یک ساله بودم می میرد- در واقع شهید می شود- و بعد پدرم در مشهد ازدواج می کنند و از آن نامادری من برادرهایی در مشهد دارم). داستان از این قرار بوده که من یک ساله بودم که مادرم از حمام باز می گشته است. بین حمام
مشکلات داماد سرخانه ها و عروس سرخانه ها
همسر از وقتی ازدواج کرده حتی یک بار هم دست پخت همسرش را نخورده و همیشه مادرزنش این مسئولیت را عهده دار شده است. عرفان پسر جوانی که بنا بر شرایطی که خانواده دختر برای او در لحظه عقد گذاشتند، در یکی از واحدهای آپارتمان پدرزنش و در کنار آنها زندگی می کند. یک سال بعد از ازدواج در مورد این سبک از سکونت به آرمان می گوید: وقتی این شرط را برای من گذاشتند اوایل خوشحال بودم چون خودم خانه مستقل
افشای راز سرقت های دنباله دار
مشکوک چند جوان در داخل یک رستوران چلوکبابی در منطقه تهرانپارس اعلام شد. زن جوان به اپراتور 110 گفت: در حال خرید از مغازه میوه فروشی جنب سالن چلو کبابی بودم که متوجه حضور دو جوان قوی هیکل داخل سالن غذا خوری شدم. مردان جوان بدون توجه به اینکه داخل سالن غذا خوری از بیرون دید دارد در حال تقسیم مقدار زیادی طلا و جواهر بودی که روی میز قرار داشت. در جستجوی متهمان با ثبت این خبر
پشت پرده وقایع بانک پارسیان
از پی گیری های زیاد،از دفتر محموداحمدی نژاد اعلام می شود که قرار ملاقاتی برایش هماهنگ شده است. قرار است در تاریخ دوم تیرماه 1386 به ملاقات محمود احمدی نژاد برود. دوم تیرماه فرا می رسد و طالبی حوالی بعد از ظهر برای ملاقات با محمود احمدی نژاد در مجموعه پاستور حاضر می شود. او این دیدار را این گونه روایت می کند: به محض ورود احمدی نژاد بسیار گرم و دوستانه با من روبوسی کرد. متوجه شدم در اتاق جلسه
قتل رفیق پولدار به خاطر نارضایتی از بی پولی
زندگی اش را سر و سامان دهد، اما ساعتی بعد به خاطر عذاب وجدان تسلیم پلیس شد. این مرد که حکم قصاصش تایید شده بود، با کمک خیرین توانست رضایت اولیای دم را جلب کند و دیروز از جنبه عمومی جرم محاکمه و حکم آزادی اش صادر شد. در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و با حضور دو مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند
وقت افطار پای سفره ساده
در رفت و آب جوش سرازیر شد رو پام. نفسم رفت. خانم ها پام رو تو ظرف پر از یخ گذاشتن. از درد صدام درنمی اومد. همون روز با اون پا رفتم خونه. تاول شدید زده بود. گفتم این پا دیگه واسه من پا نمی شه اما همون شب تو دلم به خدا گفتم من تو هیئت و دستگاه اهل بیت ات داشتم کار می کردم، ازت می خوام که شفای پام رو خودت بدی. شاید باورتون نشه اما بدون دوا درمون پام بعد از چند روز خوب شد . یکی از خانم ها که
قرآن کتاب حکایت و قصه نیست/ قصه های قرآن رنگ اخلاقی دارد
اتفاقاً در این باره کوتاهی می کنیم و اتّفاقا تازیانه اش را هم خورده ایم، اما باز هم کوتاهی می کنیم. بدانید این قانون محیط تأثیر عجیبی دارد. باید مواظبت کامل هم از برای بچه، چه دختر و چه پسر باشد. بر پدر و مادر واجب است در محیط آلوده مواظب این بچه باشند. الحمدلله از نظر دنیا بد نیست، اگر مثلاً یک میکروب سرماخوردگی در مدرسه بیاید و ما بفهمیم آن روز بچه را به مدرسه نمی فرستیم. این خوب است
73 سالگی هریسون فورد، دکتر ایندیانا جونز هالیوود
بود. چند روز قبل از فارغ التحصیل شدن استادان دانشگاه وضعیتم را فهمیدند و به من مدرک ندادند.) ولی در آن سال ها دو اتفاق خوب برایش افتاد. یکی آشنایی با(ماری مارکوارت ) بود که در سال 1964 یعنی یک سال پس از ترک دانشکده با یکدیگر ازدواج نمودند و صاحب دو پسر به نام های (بنجامین ) که بعدها سرآشپز شد و (ویلیارد) که معلم تاریخ شد،گشتند. اتفاق دوم آشنایی با گروه بازیگری (بلفری پلیرز) بود. او یک بار در آن گروه
جوانان ایرانی بی سواد شده اند؟!
هفت صبح می گوید: در حال حاضر روند پذیرش دانشجو به شکلی شده که هر سال اساتید حسرت دانشجویان ورودی سال قبل خود را می خورند. به عنوان مثال در زمانی که دانشجویان من در سال 85 وارد دانشگاه شدند و با آنها کلاس برداشتم، تا چند ماه اول در شوک بودم. آنها چه از نظر اخلاقی، چه از نظر درسی و چه از لحاظ معلومات عمومی بسیار ضعیف تر و پایین تر از ورودی های سال 80 بودند. حالا همین اتفاق برای ورودی های
سرکرده به خانم مدیر تجاوز کرد و نوچه ها منشی را مورد تعرض قرار دادند
نقشه ازدواج با من را داشت . مأموران بعد از اطلاع از موضوع، آموزش های لازم را به زن جوان ارائه دادند و از او خواستند با متهم صحبت کند و او را سر قرار بکشاند. مدیر شرکت با متهم تماس گرفت و به درخواست مأموران به پسر جوان گفت عاشقش شده است و می خواهد دوباره او را ببیند. وقتی مرد جوان به محل قرار که در همان شرکت بود، رفت مأموران پلیس او را محاصره و بازداشت کردند. پلیس با تحقیق از این متهم محل
سلطه گری خواستگار شیطان صفت بر زن جوان
نرفته و رابطه اش را با او قطع کرده بود، چند روز بعد متوجه می شود عکس های خصوصی او با عناوین غیر اخلاقی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. ناهید که حسابی از این جریان در هم شکسته بود، به پلیس مراجعه و از پرویز شکایت کرد که کارآگاهان در کمتر از چند ساعت پرویز را دستگیر می کنند. او در بازجویی های کارآگاهان ادعاهای ناهید را تأیید می کند. گفت و گو با زن فریب خورده ناهید که خود هم مقصر و
ظرفیت های نقشه راه امویان
و به خدا پناه می بریم. (16) 3. اهریمن صفتی هویداست که هرگاه عقل آدمی و ارزیابی وی از تأثیر امیال نفسانی رها شود، قضاوتش در دایره خردورزی قرار می گیرد. چنان که مولای متقیان ضمن تبرئه خویش از ماجرای قتل خلیفه سوم، خِرد بدون شائبه معاویه را بر حکم فرا خوانده و فرمود: ای معاویه! سوگند می خورم که اگر بدون هوای نفس با عقل خود بنگری، مرا مبرّاترین اشخاص در ریختن خون عثمان بینی
راز و رمز اسم ها
؟ رشیدی: وقتی آن را می خواندم به این فکر نکردم، اما بعد از آن نمایش نامه را به هر که دادم بخواند همین را به من گفت. بعد هم شاید متوجه این شدید که از نظر نوع روابط و فرم هایی که ایجاد می کند چقدر مدیون تنسی ویلیامز است؟ رشیدی: دقیقا. اینها پس ذهن شما از قبل بود؟ رشیدی: هیچ کدامش وقت خواندن نمایش نامه نبود. آن را به عنوان یک متن می خواندم و تنها به این فکر می کردم که در
نجات از چوبه دار با کمک نیکوکاران
شرق: مردی که به خاطر فقر با دوستش درگیر شده و او را به قتل رسانده بود، با کمک خیرین از قصاص نجات پیدا کرد و به لحاظ جنبه عمومی جرم به زندان محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما، مردی مهر سال 89 به مأموران پلیس تهران مراجعه و اعلام کرد دوستش را به قتل رسانده و حالا می خواهد خودش را تسلیم کند. حمید جزئیات قتل دوستش را توضیح داد و به مأموران گفت جسد را در خانه اش رها کرده است. حمید گفت: مدت ها بیکار بودم و
بادامچیان: رضا شاه هم اصلاح طلب بود
. حرفشان را بزنند، ملت هم اینها را خوب می شناسد. من رفته بودم در دانشگاه فردوسی مشهد، دانشجویی آمد هر چه دلش خواست گفت. بعد گفت آزادی نیست، خفقان است، می گیرند می زنند، امنیت نداریم. وقتی تمام شد گفتم شما که دانشجو هستی و اینجا درس می خوانی همه حرف هایت را زدی، الان می روی سر کلاست و کسی هم کاری با تو ندارد. همین دلیل این است که تو واقع نمی گویی. همین تو را می شکند. در دنیا دو نوع رفتار با
یک گفتگوی جالب با احمدپورنجاتی: فرهنگ حاکم بر مدیران کشور باید نقد بی رحمانه و البته خیرخواهانه شود
دهه 60 در وزارت کشور بودم برای تصویب آیین نامه های ذیل قانون احزاب به جلسات دولت می رفتم با اغلب وزیران شوخی می کردم و وقتی می دیدم بعضی از وزرا به حرف های جلسه گوش نمی دهند، با اینکه آنجا مهمان بودم می گفتم: آقای مهندس اینجا مبصر ندارد که اسم این دو نفر را بنویسد؟ اما در مورد ادبیات حقیقت این است که علاقه ام به خیلی قبل، مثلا به دوران ابتدایی برمی گردد. نمی گویم این علاقه ژنتیکی بوده
آزار مدیر و منشی شرکت خصوصی توسط مردان مهاجم
خواهد با من ازدواج کند و مدت ها بود که نقشه ازدواج با من را داشت . مأموران بعد از اطلاع از موضوع، آموزش های لازم را به زن جوان ارائه دادند و از او خواستند با متهم صحبت کند و او را سر قرار بکشاند. مدیر شرکت با متهم تماس گرفت و به درخواست مأموران به پسر جوان گفت عاشقش شده است و می خواهد دوباره او را ببیند. وقتی مرد جوان به محل قرار که در همان شرکت بود، رفت مأموران پلیس او را محاصره و بازداشت
چه کسی با وجود هزار سال عبادت جهنمی می شود
پیامبر و حضرت حق در معراج پیامبر برای اینکه حضرت سلمان را آرام کنند، فرمودند: سلمان! آن زمان که مرا در معراج به آسمان بردند، به سدره المنتهی جبرئیل از من جدا شد؛ چون نمی توانست بالاتر بیاید و باذن الله تا همان جا می توانست بیاید. بعد من خودم تنها بودم و رفتم تا کنار عرش پروردگار عالم قرار گرفتم. ناگهان یک شیری را مشاهده کردم در کنارم ایستاده، بعد که خوب دقّت کردم دیدم علی بن ابیطالب(ع) است
تسویه حساب خونین دوست صمیمی با پرتاب چاقو
پسر جوانی که متهم است دوست خود را به قتل رسانده است برای بار دوم در مقابل هیات قضایی قرار گرفت. به گزارش باشگاه خبرنگاران، دوم مهرماه سال 92 ماموران پلیس در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند و با حضور در محل حادثه در شهرک واوان به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران مشخص شد که پسر جوانی با ضربه چاقو به قتل رسیده است. مادر مقتول در جریان تحقیقات به ماموران گفت: دو نفر از دوستان پسرم امروز به
درخواست یک میلیاردی مادر مقتول از قاتل
، برچسب قاتل بر پیشانی محسن حک شد و پرونده ای با موضوع قتل عمد برای رسیدگی به حادثه تشکیل شد. دو دختر و مادر مقتول، تنها اولیای دم پرونده بودند. آنها تقاضای قصاص متهم را داشتند و سال ها بر آن پافشاری کردند اما سرانجام دو دختر با دریافت 300 میلیون تومان دیه رضایت دادند. اکنون تنها مادر 90 ساله مقتول مانده اما او حاضر به رضایت نیست. می گوید قاتل باید یک میلیارد تومان دیه بدهد تا رضایتش جلب
جنایت برای بازگشت به محل کار
. زمانی که به داخل اتاق رسیدم، مقتول همراه دو نفر دیگر از کارگران در حال استراحت بود. به آرامی خود را بالای سر ضیا رساندم و با ضربه ای شدید و ناگهانی روی سینه اش نشستم. در حالی که دهان ضیا را محکم گرفته بودم، چند ضربه چاقو به پایش زدم و پس از آن به سرعت از طریق همان راه ورودی از ساختمان خارج شدم . سرهنگ آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تأیید این خبر گفت: با اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت توسط مقام قضائی صادر شد و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت . ...