سایر منابع:
سایر خبرها
موسیقی پاپ مردانه ما خیلی زنانه شده/ روی دست کسی تتو می بینم حالم بد می شود/ هر جیغ زنانه ای، چپ کوک نمی ...
مورد شرب خمر ، عشق مثلثی و مربعی خوانده ، بحث گرفتن مجوزش مطرح است . ولی اوضاع آنقدر بیخ پیدا کرد و حدود فرهنگ پارسی ما آنقدر تنزل پیدا کرده است که هر دری وری ماهواره ای خودش را تبدیل به برند می کند و بعد ارشاد را تحت فشار قرار می دهد که مجوز بگیرد! -چه نتیجه ای می گیریم؟ نتیجه می گیریم هر کسی برند شد، یک سری از رانت ها را برایش در نظر می گیرند. فرهنگ مدیریت فرهنگی ما چنین است.در مورد
دستگیری زورگیران پراید سوار
خیابان سردار جنگل به مقصد صادقیه سوار یک دستگاه پراید نوک مدادی با سه سرنشین شدم؛ پس از سوار شدن متوجه شدم که درهای ماشین قفل شده است! ابتدا تصور کردم که سرنشینان خودرو قصد آزار و اذیت مرا دارند لذا با تلاش بسیار توانستم تا دست خود را از شیشه پنجره خارج و در ماشین را از بیرون بار کنم که ناگهان سرنشین صندلی عقب در همان وضعیت حرکت خودرو اقدام به پرتاب کردن من به بیرون کرد. پس از دور شدن ماشین سارقین
پسرهایی که قربانی تجاوز شدند
. خیابان خلوت بود و مردی که با چاقو پشت سرم ایستاده بود من را تهدید کرد که در صورت فریاد زدن شاهرگم را خواهد برید. او مرا به سمت خرابه ای در همان اطراف برد و درحالی که همچنان چاقو را به گردنم فشار می داد من را مورد آزار و اذیت قرار داد. سپس گوشی موبایلم را گرفت و به سرعت متواری شد. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع تجاوز به عنف و سرقت و به دستور شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، پرونده
روایت گرفتار شدن زنان در دام اعتیاد
فردی که می تواند تنهایی اش را با او پر کند. بعد ها با تنها برادرش به فروش مواد دست می زند و چون سن و سال کمی داشته کسی به او شک نمی کرده است. آهی عمیق چشمانش را خیس می کند و در مرور صحنه های زندگی اش روزی را که به جرم سرقت 185 فقره خودرو در زندان افتاده است به یاد می آورد، جرمی که اثبات نشد. این دختر نوجوان پس از 9 ماه با وثیقه از زندان آزاد می شود. تا یک سال روی برگشتن به
از مناظره با "فرخ نگهدار" تا سخنرانی برای پیرمردها در سیزده سالگی/ماجرای کتک خوردن حاج احمد متوسلیان از ...
تحقیقات محلی از پرونده خودم شد. از سردار حسینی خواهش کردم که تحقیقات محلی مرا او انجام دهد. یعنی می خواهم بگویم که به سبب شناختی که از من داشتند در مراحل گزینش من سختگیری به عمل نیاوردند. در سال های اولیه کار من تومان 1800 حقوق داشتیم. اکثر پاسدارها همان مبلغ را نیز نمی گرفتند یا نصفه می گرفتند. بعد از ازدواج که هزینه هایم زیادتر شده بود، به امور مالی مراجعه کردم تا حقوقم را بیشتر کنند. چند
پسر شرور، دختران ساده لوح را تهدید به ایجاد رابطه نامشروع می کرد/ صحبت های تکان دهنده دختر جوان از 3 ماه ...
پلیس زمینگیر شدند. مادرشوهرم مرا با عروس قبلی اش مقایسه می کند زن جوان وقتی دید که مادرشوهرش او را با عروس قبلی اش مقایسه می کند تصمیم به جدایی گرفت. همسرم به خاطر جشن عروسی مرتب بهانه گیری می کند مرد جوان زمانیکه دید همسرش به خاطر جشن عروسی مرتب بهانه گیری می کند، راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق خود را مطرح کرد. قتل به خاطر 4 هزار تومان مواد مخدر/ قاتل در دادگاه:قصد کشتن نداشتم،عصبی شدم پسر جوانی که در معامله 4 هزار تومانی مواد مخدر دوستش را کشته بود روز گذشته در مقابل هیات قضایی دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفتند. انتهای پیام/ ...
سارقان مخوف غرب تهران+تصاویر
سعادت آباد، نزدیک میدان کاج سوار یک دستگاه خودرو پراید مشکی به شماره انتظامی *** ب 94 / ایران 55 ( دارای سابقه سرقت پلاک از یک دستگاه خودرو ROA ) شدم تا به چهارراه قدس بروم. در طول مسیر یکی از سرنشینان صندلی عقب که کنار من نشسته بود عنوان کرد که دست راستش شکسته و به این بهانه از من خواهش کرد تا دستش را پشت گردنم قرار دهد و من نیز درخواست وی را قبول کردم اما همین شخص در لحظه ای که متوجه نشدم، اقدام به
بازگشت دوباره مجرمان سابقه دار به صفحه حوادث
قدس بروم که خودروی پراید مشکی ای توقف کرد. به جز راننده و پسری که روی صندلی شاگرد نشسته بود، دو پسر جوان هم در صندلی عقب سوار بودند. بعد از گفتن مسیر در صندلی عقب سوار شدم. مسافری که با دست شکسته کنارم نشسته بود، عذرخواهی کرد و دستش را به دور گردنم انداخت. وقتی به مقصد رسیدم و پیاده شدم، متوجه شدم او مقداری پول نقد و گوشی تلفن همراهم را سرقت کرده است. شاکی دیگر که پیرمردی با بیماری خاص بود
گذشت را از امام رضا(ع) آموختم
بیاندازند. عقربه های ساعت به کندی پیش می رفت و قاتل و خانواده اش التماس می کردند تا این حکم اجرا نشود. کیفرخواست از سوی نماینده دادستان خوانده شد، درحالی که همه خواهان بخشیده شدن پسر جوان بودند، مادر مقتول به سمت قاتل پسرش رفت و با صدای غم آلود خواست طناب دار را از گردن قاتل پسرش خارج کنند. عامل جنایت که در یک قدمیِ اعدام بود، با بخشش مادر فداکار سامره علی نژاد جان دوباره ای گرفت
با همسر بی مسئولیت خود چگونه رفتار کنیم؟
سلامانه : سوءتفاهم در معنای ازدواج نسرین صفری -مشاور خانواده در چاردیواری ضمیمه روزنامه جام جم نوشت: فکر می کردم بعد از ازدواج می توانم راحت و آسوده شوم، اما کاش هیچ وقت ازدواج نمی کردم. از فردای روز عروسی مان روز خوش ندیده ام، قسط خانه و مشکلات مالی از یک طرف، هماهنگ شدن با این همسر بدقلق و بداخلاق هم از یک طرف؛ همیشه در حال دستور دادن است و من هم در حال سرپیچی و ساز مخالف
اوضاع ناگوار آوارگان سوری در دروازه های اروپا
ها و کبودی های بدنشان را به وی نشان داده و گفتند که مورد ضرب و جرح اعضای باندهای مافیا در مرز مقدونیه قرار گرفته اند. وی افزود: بگذاریم آن ها را مرزبان نخوانیم. با وجود اینکه رسما مرزبان هستند اما آن ها را شبه نظامیان مرز مقدونیه خواهم خواهند. فیسک تلاش می کند تصویری از حادثه را توصیف کند و توضیح می دهد که این شبه نظامیان سوار بر خودروهای خود بودند و برخی دیگر سوار خودروهای مستقر نزدیک
قرآن کتاب حکایت و قصه نیست
. اگر دختر است او را شوهر دهید و اگر پسر است باید او را زن دهید. یک معنای واجب النفقه اینست که دختر را باید شوهر داد و پسر را باید زن داد به شرط اینکه تجمّل گرا نباشیم و در حدّ متوسط باشد. لذا همه باید به فکر دنیای بچه هایمان باشیم، اما بالاتر از آن به قول پیغمبر اکرم(ص) و مفیدتر و بهتر اینکه به فکر آخرت بچه هایمان هم باشیم. اینکه پسر من با چه کسی رفت و آمد دارد یا این دختر با چه کسانی رفت
3500 روز زندان، مجازات سرکرده باند سارقان طلافروشی
نقابدار وارد مغازه شده و پس از تهدید من با اسلحه کلاشینکف و کلت، طلاهای داخل ویترین را که 2.5 کیلوگرم بود، سرقت کردند. آنها سپس سوار یک خودروی پژو 405 مشکی شده و از محل فرار کردند. فقط توانستم شماره پلاک خودروی سارقان را یادداشت کنم. ماموران ردیابی شماره پلاک را در دستور کار قرار دادند که در جریان تحقیقات متوجه شدند، خودروی پژو چند روز قبل در جنوب تهران سرقت شده بود. در حالی که
فلسفه حجاب در سخن 32 نفر از بزرگان ایران و جهان
/> * زن بی حجاب تکیه بر زن بودن خود دارد نه بر انسان بودن خود. * بزرگترین خدمت به مردان هرزه بی حجاب کردن زنان است. * مادران امروز به مادران فردا می آموزند؛ اگر می خواهید ارزش خود را حفظ کنید خود را به راحتی در دسترس مردان قرار ندهید؛ یکی از زنان اروپایی روزنامه نگار می گوید: در ایران سوار اتوبوس شدم، جوانی را دیدم که در قسمت آقایان چشم دوخته بود به صورت دختری، وقتی دخترک متوجه
آخرین وصیت شهید تربیت ولایی فرزندانش بود
جایی رفته است، زود به سر کار برگشتم و دیدم 10، 12 نفر از بچه های فعال در زمینه قرآن دارند پسرم را در بنایی کمک می کنند. علتش را پرسیدم و متوجه شدم مواقعی که علی در خانه نبوده، به مسجد و محافل قرآنی می رفته و حالا دوستانش که دیده بودند او چند روزی سراغ شان را نگرفته، خودشان پیشش آمده بودند و به رسم رفاقت و دوستی او را کمک می کردند. آن روز من شرمنده او و خودم شدم چراکه فکر می کردم علی به بیراهه می رود
شیطان خرابه های شرق تهران دستگیر شد
جوانی آشنا شدم اما او مرا به ماده مخدر شیشه معتاد کرد. بعد از این که نتوانستم کار کنم مشکلات سراغم آمد. به همین دلیل تصمیم گرفتم سرقت کنم تا پول موادم تامین شود. بعد از سرقت اولین گوشی از پسر جوان تحت تاثیر توهم شیشه او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. بعد از هر سرقت نیز اموال سرقتی را به ساقی مواد می دادم و در مقابلش مخدر شیشه می گرفتم. با اعترافات پسر 26 ساله قاضی احمد بستان زاده، بازپرس
عملیات ویژه پلیس برای انهدام شبکه های زورگیری
اعضای چهار باند سارقان به عنف که در غرب استان تهران فعالیت داشتند، دستگیر شدند. نخستین پرونده اواخر اردیبهشت با شکایت زنی به پلیس شهریار گشوده شد. این زن گفت: در مسیر کرج به شهریار سوار پراید سفیدرنگ با دو سرنشین مرد و یک سرنشین زن شدم و در طول مسیر پس از پیاده شدن آن زن، سرنشینان خودرو، به بهانه خرابی ماشین توقف و مرا با سلاح سرد تهدید کردند و وجوه نقد و طلاهایم را به سرقت بردند. سپس من را در
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
. همرزمانش دیده بودند به سرش تیر خورده است. پسرم به همرزمانش گفته بود: اگر من شهید شدم، جنازه من را ببرید و نگذارید دست دشمن بیفتم. من می دانم که شهید می شوم. پسرم خیلی غیرتی بود، نمی خواست حتی جنازه اش دست دشمن بیفتد. خودش هم تعداد زیادی از افراد دشمن را کشته بود، پسرم تک تیرانداز خوبی بود. در لحظه شهادت آن طور که من شنیدم یک لحظه سرش را بالا گرفته بود که مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت
جز تهیه پول شیشه به هیچ چیز فکر نمی کنم
و شلوار قهوه ای دست به اعمال مجرمانه می زند. حادثه پارک سحر پسر 18 ساله ای که هدف مجرم خشن قرارگرفته بود، گفت: در پارک سحر در شرق تهران نشسته بودم که ناگهان مرد جوانی با چاقو به من حمله و تهدید کرد پول و گوشی ام را به او بدهم. من خواستم در مقابل او مقاومت کنم که با چاقو ضربه ای به کتفم زد و به شدت زخمی شدم. من هم از ترس جانم مجبور شدم گوشی تلفن همراهم را به او بدهم. او هم بعد از
زن سوم
فهمم. سوار تاکسی ام که می شوم، زن ناپدید شده است. رد خنده زن را در خواب هایم جستجو می کنم. سرم را روی فرمان می گذارم و های های گریه ام رها می شود در بغض سالیان تاکسی بی مسافر ... صدای سعید از پشت تلفن از بغض هزار ساله می رهاندم. "حالت چطوره؟" چیزی نمی گویم "چی شده؟" چیزی نمی گویم "چرا حرف نمی زنی؟" "نمی دونم. گرفتار شدم. مغزم کار نمی کنه
خوردن و خواندن هویج بستنی در روزهای گرم تابستان
می زنه. برق حقیقت. این جوری. و چشم هایش را دراند و مثلا براق نگاهم کرد و قاه قاه خندید. من هم برای اینکه ضایع نشود، لبخندکی زدم. گفت: خب پسر گلم، چه رنگی بود؟ ... فرهاد حسن زاده در سال 1341 در آبادان متولد شد. وی از سال 1355 تاکنون در کار داستان نویسی و روزنامه نگاری فعال بوده و بیش از 60 کتاب منتشر کرده است. آثار حسن زاده جوایزی مانند تندیس ماه طلایی برگزیدگان ادبیات کودک و لوح زرین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را برایش به ارمغان آورده اند. موسه نشر افق، کتاب هویج بستنی را در قالب 128 صفحه با شمارگان دو هزار نسخه و قیمت 6 هزار و 500 تومان منتشر کرده است. ...
ترتیل جزء بیست و هفتم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
أَجْرٌ کَرِیمٌ ﴿11﴾ آن روز که مردان و زنان مؤمن را می بینی که نورشان پیشاپیششان و به جانب راستشان دوان است [به آنان گویند] امروز شما را مژده باد به باغهایی که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در آنها جاودانید این است همان کامیابی بزرگ (12) یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَی نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِم بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
جنین می کند و خونریزی شدیدی می کند و به علت شرایطی که پدرم داشته (و به صورت یک تبعیدی و فراری بوده و یک سال بعد از آن ماجرا بازمی گردد) نمی تواند مادرم را به دکتر برساند و مادرم پس از شانزده روز می میرد، در حالی که بیست و یک ساله بوده است. چون بعد از آن پدرم اجباراً در مشهد با یک خانواده دیگری به نام آقای علم الهدی وصلت می کند، که الآن بعضی از اقوامشان در تهران روحانی هستند و خودشان نیز
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
/> کمی از سید جلیل برای مان بگویید. سید جلیل سربازی اش را دوسال در کردستان گذراند. حتی مدال شجاعت گرفت. وقتی از سربازی برگشت، آن زمان یک پسر هم داشت، در آن زمان او را بردند و مکانی را به او نشان دادند (الان حضور ذهن ندارم کجا بود) در آن محل حدود 20 نفر از زنان را ضد انقلاب زنده به گور کرده بودند. او به همراه چند نفر دیگر رفته بودند و این جنایت ها را دیدند و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و
تجاوزبه دختران در پوشش مسافرکش
به جرائمش ادامه داده است. رئیس پلیس آگاهی غرب استان تهران درباره دومین پرونده نیز گفت: در این پرونده دو متهم سابقه دار دختران و زنان جوان را از کرج، فردیس و شهریار به عنوان مسافر سوار می کردند و با انتقال آنها به خارج از شهر و محله های خلوت اموالشان را می دزدیدند که در این رابطه چند نفر از مالباختگان را مورد آزار و اذیت قرار داده اند. با دستگیری یکی از متهمان به نام ابوالفضل، او در بازجویی پلیسی به جرائمش اعتراف کرده است.
از سیاست رهایی نداریم
مطمح نظر قرار داده اند، حتی اگر به تعبیر سارا شریعتی این تلاش در نهایت به بن بست امر سیاسی بینجامد. طرد شدگان اجتماعی و موضوع طردشدگی یکی از مباحثی است که تا چند سال پیش فراتر از مباحث رمانتیک و سانتی مانتال، در سطح نظری به گفتارهایی فلسفی-سیاسی خلاصه می شد، در ترجمه ها و شروحی که بر آثار اندیشمندانی چون والتر بنیامین و آگامبن نوشته می شد و مطرودان و حذف شدگان از عرصه سیاست و اجتماع را مد نظر قرار
فرمانده شهیدی که با نارنجک، 25 تانک دشمن را در عملیات رمضان منهدم کرد
روز در تهران که زمان اوج ترور منافقین بود، از اُور کتش که فهمیده بودند پاسدار است به سوی او هجوم بردند که به زیرکی از دست شان فرار کرد. در چند خانه ی تیمی که در ساری کشف شده بود، نام ایشان جز اعضایی بود که باید ترور می شدند، نوشته شده بود که به شکر خدا موفق نشدند. روزی به تنهایی 11 منافق را دستگیر کرد و به سپاه برد. سردار عمرانی - سردار کمیل - سردار شهید حسن حسن پور * مرگ
چه کسی با وجود هزار سال عبادت جهنمی می شود
فکر بود. یعنی حاکمیّت همه این ها را داشت. خیلی جاها در اختیار پدر سلمان بود، چون ایران قدیم خیلی بزرگ بود. اسم خود حضرت سلمان هم روزبه بود. می گوید: من همه این ها را رها کردم و برای شما آمدم و پدرم وقتی فهمید من آمدم، نقشه کشتن مرا کشید منتها دلش برای مادرم می سوخت و او مانع می شد و من هم فرار کردم به سرزمینی به نام ارزن رفتم. می خواستم در آن جا استراحت کنم، خوابم برد. بعد بلند شدم و
حجاب، در آیینه مکتوبات/ کتاب ها از حجاب می گویند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس به نقل از مهرخانه، یکی از دغدغه های فرهنگی امروز جامعه، مسئله حجاب است. بررسی ابعاد مختلف دینی، اجتماعی و فرهنگی حجاب، تبیین راهکارهای پذیرش حجاب، باور و اعتقاد پیداکردن به آن و تحلیل و بررسی علل دینی و اعتقادی آن، همه و همه مسایلی است که در چارچوب کتاب به آن پرداخته شده و نیازمند بازنمایی و مراجعه مجدد است. به بهانه روز حجاب و عفاف، به سراغ کتاب
زورگیر خشن، مغلوب راننده تاکسی شد
پرسه زنی در موقعیت های خیابان ابراهیم آباد و الغدیر متوجه شدم مقصد وی مشخص نیست، قصد داشتم وی را بلافاصله پیاده کنم که متهم در بزرگراه آزادگان به سمت بنده حمله ور شد و قصد سرقت پول و موبایل مرا داشت که با وی درگیر شدم و او از خودرو پیاده و متواری شد و من نیز به تعقیب او پرداختم که وی با حضور به موقع مامورین گشت کلانتری یافت آباد دستگیر شد. سرهنگ احداله یوسفوند رییس کلانتری 151یافت آباد درباره این خبر به باشگاه خبرنگاران گفت:متهم که “موسی” نام داشت پس از دستگیری به عنوان سارق زورگیر به همراه شاکی به کلانتری منتقل و پرونده ای در این خصوص تشکیل و در اختیار مقام قضایی قرار گرفت. ...