مرتضی شیخ؛ پزشکی که افسانه محرومان بود - شبکه اطلاع رسانی دانا
سایر خبرها
راهی افغانستان شد تا اذن والدین را برای راهش بگیرد
آید. وقتی مادرم متوجه رفت و آمد های بچه های سپاه به خانه ما شد خودش موضوع را فهمید. بعد بابا به آنها گفت راستش را بگویید تا ما از نگرانی دربیاییم. این قدر می روید و می آیید که ما بیشتر نگران می شویم. آنجا بود که خبر شهادت را دادند و مادر متوجه شد که محمدش رفته محضر حضرت زینب(س) . منتظر شهادت همان شبی که رفتیم جنازه اش را ببینیم، خیلی یاد امام زمان افتادم، یاد حضرت زینب، حضرت زهرا (س). در
رایج ترین لغات و عبارات انگلیسی در زمینه پزشکی و سلامت
کردند لابد غذا مشکلی دارد. – ’m afraid I’m pregnant; I vomit after getting up every morning. می ترسم باردار باشم چون هر روز صبح استفراغ میکنم. ماده ای که برای درمان بیماری ها می خورید یا می بلعید. – You look so pale. Haven’t you taken your medicine this morning? رنگت پریده , امروز صبح داروهایت را نخورده ای؟ – The doctor prescribed
شهید اندرزگو به راحتی می توانست شاه را ترور کند اما امام(ره) نگذاشت
؛ یک روز به او گفتم: آقا سید، جواب سلام واجبه، من که سلام می کنم، جوابش واجب است. اندرزگو به من گفت: الآن جواب سلام حرام است، چون ساواک دنبال شماست. من دارم ساواکی هایی را که دنبال شما هستند، می بینم اگر جواب دهم هم شما و هم من به دردسر می افتیم"! آن موقع ما 8 سال در مشهد همسایه بودیم و پدر ما با حضرت آقا رفت و آمد نزدیک داشت. ما در خیابان سرشور می نشستیم و آقا هم در کوچه بغلی بودند.
23 شهریور ماه زمان آغاز بیست وهفتمین جشنواره استانی رضوان/ رشد بی نظیر شهرستانی ها در این جشنواره
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس؛ با وجود مشکلاتی که در تئاتر مشهد وجود دارد؛ اما در چند سال اخیر شاهد رشد بسیار خوب این هنر بوده ایم به طوری که در اکثر جشنواره ها به خصوص جشنواره فجر موفقیتهای خوبی بدست آورد و درخشان ظاهر شد، علاوه بر این مسئله دیگر شهرهای استان نیزهمچون مشهد توانسته اند حضور خوبی در بخش اجرهای عمومی و جشنواره ها داشته باشند که نمود
ارزش انسانیت خیلی بیشتر از مادیات است/ شغل پزشکی را دوست دارم
سلام خدمت همشهریان عزیز روز پزشک را خدمت همه همکاران محترم و زحمتکشان عرضه سلامت تبریک عرض می نمایم. من دکتر فلورا سهپری پزشک عمومی هستم و مدت 15 سال در این حرفه فعالیت میکنم و استخدام تأمین اجتماعی بندرترکمن هستم. شروع کارم از مرکز بهداشت کردکوی بود و برای طرح خودم به روستای دنگلان رفتم و اکنون در خدمت مردم شریف روستای النگ هستم. در دوران تحصیل جز کدام دسته از
زنده ی بیدار
گاهی شده همان طور که می خوانده ام، ساکت از جا برخاسته ام. بعد تا خنده شان نگیرد، بهانه ای جسته ام: مدادی آورده ام، یا دنبال کبریتی سرگردان شده ام؛ و بر شاخه ی صندلی دیگری، یا چینه ی مانده ی مبلی، پر فروبسته ام به ادامه ی کتاب. بعضی کتاب ها در خود فرومی برندمان؛ سرگردانمان می کنند بعضی کتاب ها. مرا با فیلسوف یا صوفی بودن بوعلی چه کار؟ آن ماری گواشون چه اختلافی با هانری کوربن داشته
آقا شاگرد نمی خواهید؟
به تابستان های آن سال ها که فکر می کنم دلم برای کودکی های خودم تنگ می شود. کودکی هایی که انگار همه چیز واقعی بود و ما فرصت این را داشتیم که زندگی را تجربه کنیم و مثل خرگوشی در دل جنگل هم بزرگ شویم و هم مواظب خودمان باشیم که مبادا شیری ما را ببلعد. از سویی دیگر فکر می کنم همان دوران و فعالیت هایش بود که شخصیت ادبی و هنری مرا شکل داد.آن سال ها مدرسه که تمام می شد اکثر بچه ها راه می
شهیدان سبکبالان مکتب ایثار و حقیقت
اسارتگاه رفت. اولین زن اسیر، 20 مهر ماه 1359 ساعت 9 صبح، یک آمبولانس وارد خط مقدّم جبهه خرمشهر شد تا به یاری رزمندگان بشتابد. این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان بازگشت پرستوها نوشت: روز 26 مرداد سال 1369، میهن اسلامی شاهد حضور آزادگان سرافرازی بود که پس از سال ها اسارت در زندان ها و اسارتگاههای مخوف رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود گذاشتند. ستاد رسیدگی به امور آزادگان که در 22
گذری بر کتاب شناسی کودتای 28 مرداد 1332
نگاهی به عنوان خیل کتاب هایی که به مصدق، دولت، سیاست وی و کودتای 28 مرداد پرداختند، حاکی از دو نگاه طرفدارانه یا منتقدانه است و کمتر کتابی می توان یافت که با قلمی بی طرفانه به این سوژه نگاه کرده باشد. هر چند برخی کتاب ها نیز مصدق و کودتا را از منظر حزب توده بررسی و تلاش کردند تا نقش این حزب را همراه نخست وزیر جبهه ملی جلوه دهند و یا به توجیه رویکرد و عملکرد این حزب پرداختند. پس از انقلاب اسلامی نیز برخی پژوهشگران در تحلیل خود تکیه بر نقش آیت الله کاشانی در ملی شدن نفت و همچنین تذکر وی به مصدق در وقوع کودتا داشتند و مصدق را به دلیل اعتنا نکردن به تذکرات کاشانی مقصر شکست نهضت ملی قلمداد کردند. ...
چند نکته از سبک زندگی شهید حججی
ماشین امکان رفتن به آنها نبود را برای رفتن انتخاب می کرد. به دل محروم ترین مناطق می رفت و مسجد و حمام می ساخت و به گفته پدرش در کنارش کارهای فرهنگی و تبلیغاتی می کرد. شرکت در این اردوها خیلی در روحیه محسن مؤثر بود. خودش می گفت: آسمان فرصت پرواز بلندی است، قصه این است چه اندازه کبوتر باشی. روی بحث خدمت رسانی در این اردوها تأکید ویژه ای داشت و معتقد بود جای برای کار زیاد است. شهید حججی در یکی از اردوها
از آواز خواندن در اتاق عمل تا اجرا با فرزاد حسنی
مجتبی یک سال از من بالاتر بود و آقا مسعود چهارکلاس پایین تر. من با همین قصه ها بزرگ شدم؛ قصه های اول انقلاب . کلاس پنجم بودم که جنگ تحمیلی شروع شد. این روزها در زندگی من و هم نسلانم تنیده شده، نسل الان با این همه امکاناتی که در اختیارش است اصلا نمی تواند تصور کند که یک روزی پنیر کوپنی بود. شیر ساعت 5 صبح می آمد و همه صف می بستند جلوی مغازه. ما نسلی بودیم که با سختی بزرگ شدیم و سختی آدم را آبدیده می
کاش روزی بگویند موسیقی نیازی به مجوز ندارد
رود. آن زمان هم آقای لطفی تازه فعالیت های هنری شان را شروع کرده بودند. برادرم قرار شد با استاد لطفی صحبت کند؛ ولی خبری نشد. من هم که وقت برایم غنیمت بود، به هنرستان موسیقی رفتم و در دوره های شبانه ثبت نام کردم. هفته ای چهار، پنج روز کلاس می رفتم؛ کلاس ساز و کلاس تئوری و کلاس هارمونی و مطالبی که برای کنکور موسیقی لازم بود. همان سال دانشجوی نقاشی شدم و این دانشجوی نقاشی شدن مرا به فضای موسیقی نزدیک
الگوی علمی ام دکتر حسابی است/ به شهید چمران ارادت خاصی دارم/اخلاق و علم لازمه کار پزشکی است
مخالف حضور دخترم در اجتماع هستم. بهترین خاطره دوران کار؟ هر روز کاری ما پزشکان سراسر خاطره است، اما خاطرات خوب دوران کار من رضایت بیماران و اعتمادی است که به من دارند. تلخ ترین خاطره دوران کاری؟ روزی مادرم در خیابان دچار سردرد شدید می شود وقتی وی را سوار ماشین می کنند به راننده می گوید که دخترم پزشک است و مرا جلوی مطب دخترم برسانید، وقتی مادرم به مطب من
پزشکی حرفه ای برای خدمت به بیماران نه پول درآوردن
به گزارش خبرنگار حوزه بهداشت و درمان گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ به بهانه روز پزشک تصمیم گرفتیم سراغ یکی از پیشکسوتان و پیرترین پزشکان عرصه پزشکی برویم؛ فردی که 50 سال از عمر خود را وقف خدمت به بیماران کرده، صادقانه در خدمت مردم بوده و به هیچ بیماری به چشم کیسه پول نگاه نکرده است. برای مصاحبه با دکتر عقیقی به دلیل ضیق وقت مجبور بودم 6 صبح به بیمارستان بروم، در مجموعه
توصیه برترین های کنکور 96 در سقز به پشت کنکوری ها/ما بسیار قوی تر از مشکلاتمان هستیم
/> - چند کلمه می گویم و شما نظرتان را در مورد آن بیان کنید؟ کنکور * راه خوبی برای غربال کردن نیست،اما تنها راهه.من به کنکور به عنوان فرصتی برای تمرین با برنامه زندگی کردن و استفاده از همه ظرفیت هایی که داریم نگاه می کنم. + آزمونی که به عرصه رقابت برای سودجویان تبدیل شده است. پزشکی: *اگه کسی واقعا بخواد خدمت کنه و به فکر درد مردم باشه بهترین عرصه به نظرم پزشکیه
پدر و مادرها برای پول بچه هایشان را به سمت پزشکی نفرستند/ رعایت حق بیمار باید اولویت پزشکان باشد
نظر مردم غیر قابل قبول است این در حالی است که باید حرمت ها را نگه داریم و در بوق و کرنا کردن برخی خطاها مناسب نیست زیرا این مساله موجب کاهش اعتماد مردم به جامعه پزشکی می شود. -طی سال های اخیر توجه به خطای پزشکی بسیار افزایش یافته که این امر موجب بی اعتمادی برخی مردم به پزشکان شده است آیا با تقویت اخلاق پزشکی در دانشگاه ها برطرف می شود؟ بیماران حق دارند در خصوص درمان و بیماری
شوالیه مردم
این کلاس ها یاد گرفتم و خودی نشان دادم و در آواز پیشرفتی حاصل شد که استاد صدای مرا شنید و پسندید و اولین کنسرت من با ایشان یک رپرتوار کار راز نو بود که در فستیوال تابستان سال 2004 همراه خانم افسانه رثایی برگزار شد. از آن به بعد همراه ایشان بودم و سال 83 کنسرت ایلام برگزار شد و عضو ثابت گروه هم آوایان شدم و تا امروز هم در آثاری مانند تیتراژ سریال زیر تیغ و در چشم باد و باد تهی و...آخرینش غمنومه
شهید تربت جامی که پس از 18 ماه زنده شد!
کد خبر : 330700 || تارپخ : 30 مرداد 1396 به گزارش خبرنگار صبح توس ؛ رزمنده تربت جامی رمضانعلی آزاد که در دوران دفاع مقدس حضور داشت به عنوان یک شهید پیکرشتشیع و تدفین شد او بعد از 18 ماه توانست به خانواده اش پیام دهد که زنده است. وی پس سال ها تحمل درد و رنج اسارت وقتی به زادگاهش نیل آبادتربت جام بازگشت با استقبال عجیب مردم مواجه شد؛ اما وقتی عکس بزرگ خودش را که دید متوجه اتفاقی عجیب شد
پزشکی، شالوده عشق و نوعدوستی است
خود درمانی، آفت سلامت مردم است رئیس درمانگاه شبانه روزی تامین اجتماعی قائمیه یزد، پزشکی را بهترین رشته و آمال بسیاری از دانش آموزان رشته مرتبط بیان می کند؛ زیرا حرفه پزشکی جزو مشاغلی بود که هم به لحاظ معنوی و نیز مادی جایگاه مناسبی داشت و از طرفی وجهه اجتماعی آن نیز مشهود و سرآمد بود و این ویژگی همچنان در این حرفه مستتر است. او همچنین خوددرمانی در جامعه را آفت سلامت مردم می داند. دکتر محمد حسین رفیعی از 30 سال عمر حرفه ای خود به عنوان پزشک عمومی، مدت 26 سال را در سازمان سپری کرده است. 56 ساله و اهل یزد است. پزشکی را بهترین هدیه ای می داند که خداوند به وی ارزانی داشته است و از ثمرات معنوی این حرفه بهره بسیاری برده است. به طوری که در تنگناهای زندگی ...
مَراحِم خانه ی ارحام
می گفت نه، آوردم تو را ببینند. پدر هشت صبح می رفت اداره بیمه تا دوی بعدازظهر. بعد که رئیس شرکت سهامی بیمه و بانک بیمه شد خب کارش بیشتر شد و از طرف بیمه به ما گفتند باید برویم در طبقه بالای ساختمان بیمه ساکن شویم. مدتی بعد هم که خب مدیر هتل عباسی شدند و همزمان چهار سمت داشتند. یعنی باید می رفتند بیمه، بعد به بانک سر می زدند، بعد می رفتند هتل. ساعت دو و سه بعدازظهر می آمدند خانه ناهار می خوردند و می
از ماجرای ازدواج امام با دختر خلیفه تا پاسخ به شبهات امامت حضرت جواد(ع)
و شهرری حضور دارند. هر چند امروزه خاندانی در عراق خود را به یحیی فرزند امام جواد (علیه السلام) منتسب می دانند اما این در منابع تاریخی نیامده است. شهادت امام جواد (علیه السلام) آن حضرت در شهر بغداد در ماه ذی قعده سال دویست و بیست هجری به شهادت رسیدند و آن هنگام بیست و پنج سال از عمر شریف شان گذشته بود.[19] ایشان روز شنبه ششم ذی حجه سال دویست و بیست در بغداد در حالی که مسموم شده
آنچه از زندگی خصوصی و فعالیت های خیرخواهانه خان عمو مجری برنامه کودک نمی دانستیم!
؟ وقتی به تهران آمدم حدود یک یا دو سال را در منزل عمویم به سر بردم و از طریق دست فروشی امرار معاش می کردم, گل و روزنامه در چهار راه جهان کودک می فروختم, کارت پخش می نمودم, بلال می فروختم. ولی از همان موقع عشق به هنر داشتم, تمام پول هایم را جمع می کردم و به تماشای تئاتر می رفتم, از آن جایی که درآمدم بسیار ناچیز بود اکثر اوقات پس از دیدن تئاتر پولی در جیب من برای بازگشت به خانه باقی نمی ماند
باغی برای کودکان افغانستانی
آن را مطابق سلیقه، نظر و تفکر خودش و زیر نظر فرهنگیان روسی منتشر می کرد. کتاب هایی که در سال های 59 و60به تعداد زیاد وارد افغانستان شد و در خیابان ها و چهارراه های اصلی شهر زادگاهم کابل بر سر راه مردم به فروش می رسید. قصه هایی که خودم در نوجوانی دنبال می کردم. بیشتر آثار و داستان های ایرانی بود که در قالب مجله و کتاب به افغانستان می رسید. یادم می آید که هر یک مجله ایرانی را در اوایل دهه60خورشیدی
همه چیز باید در خدمت نمایش باشد
خواستند که شکایت های خود را مطرح کنند. در آن زمان دادگاه هایی تشکیل شد و فیلم های بسیار خوبی دراین باره ساختند. انسان هایی که بیست تا سی سال داشتند و در کودکی آزار دیده بودند، شکایت کردند. فرهاد آییش: گاهی اوقات مسئولان فکر می کنند تابوها نباید باز شوند چون می خواهند تصویر خوبی از جامعه خودمان به مردم سایر کشورها بدهند که این اقدام آن ها قابل درک است اما درعین حال می تواند خطرناک هم باشد. به
روایتی از آداب تعلیم نورچشمی در ایران قدیم
به گزارش ، روزنامه شهروند در ادامه نوشت: این خاطره میرزا مهدی خان ممتحن الدوله شقاقی، نخستین مهندس معمار نوین در تاریخ معاصر ایران در کتاب خاطرات ممتحن الدوله ، همزمان که نگرشی رایج در تربیت کودکان و نوجوانان را در روزگار قدیم بیان می دارد، دریچه ای برای ورود به قلمروی ذهنی و کنشگرانه ایرانیان در گستره پرورش این بخش از جامعه می تواند به شمار آید. گذر روزگار در یک جامعه، با دگرگونی های بسیار ه
زمانی عکاسی حریم و حرمت داشت/ 12 بهمن 57 و عکاسی از امام راحل(ره) در بهشت زهرا
صاحب نیوز / 40 سال است که در عالم عکس و عکاسی زندگی کرده است. از همان روزهایی که هنوز دوربین برای خودش تقدسی داشت. از همان سال ها که عکس گرفتن اینقدر دم دستی نشده بود که وقتی بخواهی روز عکاس را تبریک بگویی، لازم باشد همه مردم را خطاب کنی! همان روزها که همه به خیال خود عکاس نبودند! سید اکبر شعبانی را سال هاست که مردم منطقه کاشان در بسیاری از برنامه های شهرستان می بینند. یک عکاس آرام و