ناگفته های مادر غواص شهید/ پسرم را خیلی سخت بزرگ کردم! - ایلام بیدار
سایر خبرها
شاکری: جانباز 140 درصد هستم!
نام های صدرا متولد61، امین الله متولد 65، ثارالله متولد 67 است. سین: نوه دارید؟ جیم:بله، دو نوه، محمدحسین 5 ساله، پسر اولین فرزندم و فاطمه هشت ماهه دختر دومین فرزندم است. سین: میزان تحصیلات شما؟ جیم: دیپلم ریاضی را از دبیرستان میرداماد قبل از انقلاب گرفتم و بعد از ازدواج در رشته پژوهشکده جامعه شناسی دانشگاه تهران پذیرفته شدم، در سال 70 نیز لیسانس حقوق
روایت کفشدار مسجد گوهرشاد از جنایت رضا خانی
جزییات حادثه که شاهد بودید برای مخاطبان توضیح دهید؟ عرض کنم سال 1314 یک روزی من در دفتر مسجد گوهرشاد نشسته بودم، بهلول با همان لباس مخصوص خودش (کرباسی) آمد به حرم، مرحوم آقا محمد سید رضای تابتخانی که اینجا نماز می خواند، پهلوی من نشسته بود و چپق می کشید. پرسید آقای بهلول کی تشریف آورده اید می خواهم خدمت شما برسم. بهلول گفت فردا شب منبر می روم اینجا. دو مرتبه گفت می خواهم
بنیاد در آینه مطبوعات
داوطلبانه از زادگاهم سبزوار راهی جبهه شدم. پنج سال هم در جبهه حضور داشتم؛ نیمی در اهواز و نیمی دیگر در کردستان. سال 65 هم که ازدواج کردم،ا ین طور نبود که فکر کنم تکلیفا ز روی دوشم برداشته شده و باز هم حتی با عشق و علاقه بیشتر به میدان نبرد رفتم. من در هنگام فوت پدرم هم کنار او نبودم و فقط توانستم در مراسم چهلمش حاضر شوم. اما اواخر سالی که ازدواج کردم، با حادثه ای تلخ روبه رو شدم؛ شهادت بسیاری از هم
تنها دختر نعل بند ایران (عکس)
؛ دخترجوانی که موفقیتش را بیش از هرچیز مدیون جسارت و پشتکار در کارهایش است. قهرمان 22 ساله گزارش ما عاشق اسب است به قول معروف از بچگی نافش را با سوار کاری بریده اند، پس بودنش بین چهاردیواری یک اصطبل کنار یک اسب منتظر تعویض نعل، در باشگاه های اسب سواری خیلی هم عجیب نیست: سه ساله بودم که برای اولین بار سوار اسب شدم. در یکی از پارک های تهران، پدرم مرا سوار یکی از این اسب هایی کرد که صاحبش
گفتگو با نجات یافته ای که از 6 سالگی معتاد بود!
سراشیبی اعتیاد را خیلی زود پایین رفت و گذرش به قرص های اعصاب و روان هم افتاد. با این جوان 25 ساله درحالیکه 5 سال و 8 ماه از دوران رهایی اش گذشته و در یکی از شعب کنگره 60 مشغول فعالیت است به گفت و گو می نشینیم. محمد حالا هم در درس و هم در کار و زندگی مشترکش، یک جوان موفق است. گفت و گو با نجات یافته ای که از 6 سالگی معتاد بود برای تسکین درد 25 سالم است و در حال حاضر
انتخاب های سخت (15)
به چه چیزی نیاز دارند؟ او گفت: خوب، ما مایلیم که کودکانمان به مدرسه بروند. در حالی که وحشت کرده بودم پرسیدم: چی؟ مدرسه ندارید؟ چه مدت است که اینجا هستید؟ او گفت: حدود یک سال . داشتم دیوانه می شدم. هر چقدر بیشتر توضیح می دادند، سوالات بیشتری برایم پیش می آمد: چرا زنان وقتی که برای آوردن هیزم یا آب بیرون می روند، مورد تجاوز قرار می گیرند؟ چرا اردوگاه، گشتی هایی متشکل از مردان را برای آمد و رفت زنان
لحظه شماری برای دیدن برادرم از 29 سال چشم انتظاری سخت تر است
گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: فقط 8 روز مانده به پایان 29 سال چشم انتظاری پدر و مادری در یکی از دورترین شهرهای کویری ایران. 8 روزی که شاید سخت تر از آن 29 سال بر این پدر و مادر بگذرد. به آنها گفته اند 8 روز صبر کنید تا به وصال فرزندتان برسید و اکنون آنها دلخوشند که یک پلاک و چند تکه استخوان پسری که 22 ساله بود و شهید شد را در آغوش بگیرند. فرزندی رشید و بلند قامت که آن روزها در کسوت معلمی به کودکان
رییس جمهوری: کاسبان تحریم از توافق عصبانی اند
افزود: خدمت این ملت بزرگ سلام عرض می کنم و به این ملت بزرگ به دلیل ایستادگی، صبوری و مقاومت خسته نباشید می گویم و به آنها برای موفقیت های بزرگ در طول تاریخ بعد از انقلاب، پیروزی انقلاب و پیروزی در دفاع مقدس و امروز در موضوع مهم هسته ای تبریک می گویم. وی ادامه داد: دلم می خواهد محضر مردم ایران از این نقطه شروع کنم که چرا ما مذاکره را انتخاب کردیم و آن را جدی دانستیم؟ رییس دولت
سیدرضا ما را لایق دانست و بعد از 29 سال به آغوش ما بازگشت
: با وجود اینکه شهادت سیدرضا به ما اعلام شده بود اما پیکر مطهرش گمنام بود و از اینکه نوید آمدن فرزندم را به ما دادند برای ما بسیار مبارک بود. مادر این شهید بزرگوار از شباهت نوه سیدرضا به پدربزرگش خبر داد و اظهار کرد: همسر سیدرضا سه سال قبل از دنیا رفت و میهمان همسرش در سرای باقی شد. وی در پایان بیان داشت: راه های تشخیص پیکر پاک فرزندم وجود ساعت مچی، برس مو، لباس زیر، لباس
صلح حُدَیبیه و نارضایتی برخی از مسلمانان!
صورت من تمام مطالب را نادیده گرفته، و اساس آن را بهم می زنم.او به قدری در گفتار خود اصرار کرد که دو شخصیت بزرگ از قریش، به نام مکرز و حویطب ، از سختگیری سهیل ناراحت شده، فورا برخاستند و ابو جندل را از دست پدر گرفته وارد خیمه ای کردند و به پیامبر گفتند: ابو جندل در پناه تو باشد . آنان از این طریق می خواستند نزاع را خاتمه دهند، ولی اصرار سهیل تدبیر آنها را باطل کرد و روی سخن خود ایستاده
گفتگو با قاتلی که زنی را مقابل چشمان فرزندانش کشت/قاتل:به آخر خط رسیده بودم
/> الان نه. چهار، پنج سالی می شود که اعتیاد را کنار گذاشته ام. به تریاک اعتیاد داشتم و حدود چهار یا پنج سال مصرف کننده بودم. چطور شد که به مواد معتاد شدی؟ سرباز نیروی انتظامی بودم و در یگان ویژه خدمت می کردم. در یک تعقیب وگریز مقدار زیادی مواد مخدر توقیف کردیم. آن موقع یک تکه از تریاک قاچاقچیان روی زمین افتاده بود. آن را پیدا کردم و خوردم. در آن موقع سه روز پشت سرهم تهوع داشتم، با
روحانی در گفت و گوی زنده تلویزیونی: صداوسیما معمولا از صبح تا شب در مورد توافق صحبت می کند
کرد: همان وقت گفتم که پیروزی در سایه حمایت مردم، رهبری معظم انقلاب اسلامی و تدبیر دولت امکان پذیر است. رئیس شورای عالی امنیت ملی در ادامه اظهار داشت: در مقام عمل ما دیدیم که مذاکره می تواند موفق باشد، اما شرایط موفقیت آن مذاکره را یک ملت باید فراهم کند، یک رهبر باید فراهم کند و همه دست اندرکاران باید فراهم کنند. مقاومت ملت، یک سرمایه بزرگ بود. اگر مردم ایستادگی نمی کردند، ما حتما پیروز
کدام شهید را انتخاب می کنیم؟
به گزارش فضای مجاز دفاع پرس ، تا حالا فکر کردیم داستان کدام شهید جذابتر است یا آدم را بیشتر متحول میکند؟؟ بد نیست یه دور لیست پایین رو ببینیم گاهی واقعا انتخاب سخت میشود ....؟ شهیدی که تمامی زندگیش با حضرت زهرا سلام الله علیها پیوند خورده بود و حتی شبیه مادرسادات شهید شد شهید محمدرضا تورجی زاده شهیدی که نشانی قبر خود را داد شهید
خوابی که پدر را بعد از 29 سال به پسر رساند+عکس
هم به جبهه بروم چون آقا پیغام می دهد و خوب نیست در خانه بمانم، باید بروم و برای ناموس و وطنم بجنگم . پدر شهید بالویی ادامه داد: آخرین بار که رفت، کلاس سوم راهنمایی بود، رفت و مفقودالاثر شد تا اینکه خبر پیدا شدن غواص های شهید را شنیدم، بدون اینکه کسی از من دعوت کند، روز 18 ماه مبارک رمضان به تهران و معراج الشهدا رفتم، شب نوزدهم آنجا بودم و می دانستم که حسین من در یکی از همین تابوت ها است
اتصال به امام زمان(عج) عصمت آور است
نمی زند. امّا تازه من طلبکارانه می گویم که استغفارم را هم کردم و بعد دیگر از ذهنم می پرد. تازه اگر به ذهنم بیاورم، می گویم: آنکه چیزی نبود، بعد هم خودم را سرزنش می کنم که چرا اینقدر فکرش را می کنی، حالا یک چیزی بود و تمام شد رفت. یعنی به راحتی از حقّ النّاس و چیزهای دیگر می گذریم، ولی مردان الهی این طور نیستند. همین مراقبات آن ها از خطورات است که انسان را به این مقامات الهی می رساند. لذا
امنیت ملی از دستاوردهای توافق هسته ای/قطعنامه 2231 دستاورد بزرگ سیاسی و حقوقی
باشیم. روحانی افزود: خدمت این ملت بزرگ سلام عرض می کنم و به این ملت بزرگ به دلیل ایستادگی، صبوری و مقاومت خسته نباشید می گویم و به آنها برای موفقیت های بزرگ در طول تاریخ بعد از انقلاب، پیروزی انقلاب و پیروزی در دفاع مقدس و امروز در موضوع مهم هسته ای تبریک می گویم. وی ادامه داد: دلم می خواهد محضر مردم ایران از این نقطه شروع کنم که چرا ما مذاکره را انتخاب کردیم و آن را جدی دانستیم؟
پیکر شهید بعد از 16 سال در حالی کشف شد که سالم بود
پایگاه جامع دفاع مقدس تا شهدا تصاویری دیده نشده از شهید محمدرضا شفیعی منتشر کرده که به این بهانه، جا دارد حکایت شهادت وی را بازخوانی کنیم؛ حکایت شهیدی که پیکرش بعد از 16 سال را بازخوانی کنیم. به گزارش تابناک ، هرچه درباره عملیات کربلای چهار و حکایت غواصان دست بسته آن عملیات در ماه های اخیر شنیده ایم و با شکوه مراسم تشییع شهدای آن عملیات، حکایت قهرمانی هایشان را مرور کرده ایم، باز جا
مسلم ازخدایش بود مثل مادرش مفقود شود
به گزارش فرهنگ نیوز، صدیقه قاسمی مادر شهید غواص احراز هویت شده امروز در گفت وگو با فارس در شهرستان فریدونکنار، اظهار کرد: چهار فرزند دارم، چهار پسر که سایه سر من شدند و در زندگی جز خوبی از آنها چیزی ندیدم؛ عباس، قاسم، علی و مسلم که همه با هم رفیق بودند و زندگی خوبی داشتیم. مادر شهید مسلم رسولی کناری افزود: غیر از مسلم که به فیض شهادت نائل آمد، هر سه فرزندم رزمنده بودند و با افتخار در
الناز شاکردوست: برای عشقم جان می دهم!
ناراحت بودم. من اسم این را اشتباه نمی گذارم؛ یک تجربه است که بخشی از آن به خاطر سن کم من بود. فقط 18 سال داشتم که وارد سینما شدم. حالا که اینجا مقابل شما هستم خدا را شکر می کنم که هیچ حذب و قدرتی نمی تواند مرا وادار کند به اشتباه و اجبار فیلمی را بپذیرم. جاذبه شهرت و ثروت خدا را شکر از بچگی زندگی و خانواده خوبی داشتم و هیچ وقت به خاطر ثروت وارد بازیگری نشدم. حتی اولین فیلمی
دوست دارم اینطوری شهید بشم !(حدیث دشت عشق)
کرد. شب وداع عملیات، به نیروهای گروهان غواص می گفت: یادتون نره اگه بناست شهید بشیم، بهتره سخت درد بکشیم وشهید بشیم، بهتره موقع شهادت دست و پا و سر نداشته باشیم، تا درجه ی شهادت مون بیشتر باشه و سرانجام در عملیات کربلای پنج با بدنی مملو از تیر و ترکش به شهادت رسید. وقتی به جنازه عیسی نگاه می کردیم، با همان لبخندی که خودش دوست داشت، به شهادت رسیده بود. همان طور که پیش بینی کرده بود، جنازه اش را از آب گرفتیم.
روایت زندگی شهید منصور مهدوی نیاکی + تصاویر منتشر نشده
، به دفاع از کیان کشور و ارزش های اسلامی برآمد و جان شیرینش را بر سر پیمان گذاشت . شهید در مکاتبات خود اطرافیان را به ترس از خدا سفارش می کرد و از روی آوری به ضد ارزشها بخصوص مظاهر مبتذل فرهنگ غرب بر حذر می داشت و به پیروی از ارزشهای انقلاب و حفظ دستاوردهای جمهوری اسلامی تاکید نمود. منصور که از غواصان لشکر 25 کربلا بود در عملیات والفجر6 و هورالعظیم و کربلای4 شرکت داشت سرانجام
پای حرف های مادر غواص شهید
گروه فرهنگی " تیتریک "، زهرا رستمی مادر طلبه شهید محمدصادق معلمی از شهدای غواص احراز هویت شده مازندرانی اظهار کرد: فرزندم زمانی که 14 ساله اش بود به جبهه اعزام شده بود و تا 18 سالگی در جبهه حضور مستمر داشت و در این سن نیز به شهادت رسید. وی با بیان اینکه در تاریخ 24 دی ماه سال 65 خبر شهادت و همزمان نیز خبر مفقود شدنش به ما اعلام شد تصریح کرد: زمانی که فرزندم به جبهه می رفت به من گفته
بوسه ی امام بر پیشانی شهید جاویدی
/> اشلو؟ ها بله؟ این که خوبه! بله، ولی یه مشکل بزرگ وجود داره! چه مشکلی؟ پایگاه های دور تا دور گردان فجر دست عراقیاست! در اصل، وضعیت محاصره تو محاصره پیش اومده! جعفر اسدی ساکت شد، گفتم نظرت چیه جعفر؟! سر تکان داد و گفت: آقا محسن، اشلو با دو گروهان اون جا رو تصرف کرده، اما خبری از یه گروهان دیگه اش نداره! دشمن هم از
شیخ فضل ا..نوری با مشروطه مخالف بود؟
به وسیله او می توانستم به نزد شیخ فضل الله بروم. به او گفتم: از آقا وقت بگیر. بعد مرحوم حاج شیخ فرموده بودند که بعد از نماز مغرب و عشا اینجا بیایند. می گفت: من به منزل ایشان رفتم. ابتدا به کتابخانه بزرگ و بعد به اتاقی وارد شدم که تاکنون آنجا نرفته بودم، در آنجا هم کتاب زیاد بود. دیدم مرحوم حاج شیخ نشسته و چیزی هم به زیرش انداخته است و دستش را به پایش می مالد و ناراحت است. چون به ایشان حمله کرده و
از شستشوی قبر تا دریافت لوح ملی صادرات
مقداری پول تهیه کنم و به اتفاق مادرم امرار معاش نمایم. در جوانی با کالسکه واکس کار می کردم تا بتوانم ادامه تحصیل بدهم.سپس با تلاش بسیاروتحمل سختی فراوان در رشته مدیریت صنعتی دانشگاه شیراز پذیرفته شدم.به دلیل توقفی که در سال 59 تا 62 در فضای دانشگاه به دلیل انقلاب فرهنگی بوجود آمد، وارد فضای کسب و کار و تولید شدم و توانستم اولین کارخانه را با نام کارخانه سازه های فلزی “زرند ماشین” را با همکاری دوستان
کرانچار نگذاشت به جام جهانی بروم | دوست داشتم پیراهن مجیدی به من برسد اما نشد | استقلال مدت ها بود دنبال ...
کمتر از پول بازیکنان رده امید. حرفی هم نزدم چون استقلال را دوست داشتم؛ گرچه به این نتیجه رسیده ام که بزرگ ترین اشتباه را مرتکب شدم و باید با سر و صدا هم شده حق و حقوم را می گرفتم تا سرم کلاه نمی رفت. چند سال پیش که از استقلال جدا شدی، فرهاد مجیدی به حمایت از تو پرداخت و گفت یعقوب کریمی می توانست آینده استقلال باشد. دو سال افتخار بازی در کنار آقافرهاد را داشتم. خیلی دوست داشتم روزی
روایت تکان دهنده یک زن کارتن خواب
سخت بود. زباله ها را می گشتم تا بلکه لباس و غذایی پیدا کنم. میان شمشادهای بوستان شوش تا پارک اندیشه و ملت می رفتم تا شب به صبح برسد. زندگی سختی بود. دراین رفت وآمد ها به چند نفر از زنانی مثل خودم دوست شدم. یک مدت با هم اموراتمان را سپری کردیم اما با آنها دچارمشکل شدیم. آواره بودیم. استرس داشتم. باید خیلی مواظب خودم می بودم. بالاخره کارتن خوابی برای زنان با دشواری های بیشتری
از پسرها می پرسم می خواهند دختر شبیه کدام هنرپیشه باشد؟/ ما واسطه گر ازدواجیم، نه بازاریاب کالا
پایین، این میزان توقع را در این دختر ایجاد کرده است؛ به طوری که حتی حاضر است زن دوم هم بشود. من چند سال با این دختر درگیر بودم و در نهایت به او گفتم خودت برای خودت مورد پیدا کن. الان و در سن 49 سالگی به این نتیجه رسیده است که دیگر برایش فرق نمی کند با چه کسی ازدواج کند. پدر دختر راننده نباشد/ پدر و مادر دختر لهجه نداشته باشند! میرمرعشی در تأیید این اظهارات گفت: پیش آمده است
تنها صدا کافی نیست
دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید - شما زمانی وارد عرصه موسیقی شدید که مردم تشنه شنیدن یک جنس و فضای متفاوت از موسیقی بودند. می خواهم دیدگاه خودتان را در این باره بدانم؟ ما نسل اول موسیقی بعد از انقلاب بودیم. سال 78 اولین آلبوم من منتشر شد. از آن خواننده ها الان کسی را در ذهن ندارم که در حال حاضر فعالیت کند. من از ابتدا خواستم متفاوت باشم. ملودی، تنظیم و حتی گویش خواندنم نیز
آمادگی نصف جهان برای پذیرایی از 48 شهید/شهدای مظلوم غواص به شهرشان می آیند
دستور عقب نشینی آمد . صبح زود بچه هایی که در جزیزه بلجانیه بودند، آمدند عقب و مجروحانی که می توانستند را هم با خود آوردند، ولی برخی هم نه، نمی شد. یعنی اصلا امکانش نبود، تعدادی از بچه های غواص که اکثرا مجروح بودند و یا در محاصره عراقی ها قرار گرفته بودند، اینها همان جا ماندند و متاسفانه یا به اسارت درآمدند و یا اینکه به شهادت رسیدند . کسانی که اسیر شدند و بعد آزاد شدند حدود 60 نفر از لشکر