قتل خواهرزن در مقابل چشمان فرزندان - روزان
سایر منابع:
سایر خبرها
چفیه آقا کفن شهید اقتداری شد
راحت و آرام مثل همیشه بودم. هیچ جایی نگفته ام خانه ام را تمیز کرده بودم، چون کلا هر سه روز یکبار کار می کردم. ساعت یک و نیم بود که مادرم زنگ زد و با گریه گفت فهمیدی چی شده؟ گفتم چی؟ گفت دو باجناق ها با هم رفتند. گفتم مامان چه می گویی؟ من با خودم فکر کردم و پیش خودم گفتم پسرعمه به من گفته من در ترابری ام. پس ترابری با قسمت آن ها که در بخش تست بودند فرق دارد و لزوما او شهید نشده است. اینطوری خودم را
تجدید جلسه دادگاه به دلیل وحشت از اعدام!
. شغلت چه بود؟ در آمل آرایشگر بودم و وضع مالی بدی نداشتم. چطور با ندا آشنا شدی؟ ندا در آمل دانشجو بود. یک روز در خیابان با او آشنا شدم. وقتی فهمیدم 12 سال پیش ازدواج کرده و یک پسر 10ساله دارد، شوکه شدم. اما ندا از بدرفتاری های شوهرش برایم گفت و اینکه به همین خاطر از شوهرش جدا شده و با پسرش زندگی می کند. من هم دلم برایش سوخت و با آنکه ازدواج نکرده بودم او را به عقد
خاطرات عقیل حوتی زاده و گلی که به عقاب آسیا زد
فراموش نمی کنم. سر جلسه تمرین تیم ملی حضور داشتم که پروین از ناصر ابراهیمی پرسید؛ این بچه اینجا چه کار می کند که بعد از توضیح ناصر خان، بنده را شناخت. چطور متوجه دعوت شدن به تیم ملی شدی؟ از طرف فدارسیون به هیئت فوتبال خرمشهر نامه ارسال شده بود. پس این اتفاق قبل از پیوستنت به صنعت نفت آبادان افتاده بود؟ بله، هنوز بازیکن تیم شهرداری خرمشهر بودم.
هاشمی: تابوی مذاکره با آمریکا شکست
افزود: معیشت معلمان نباید کمبود داشته باشد و ما چطور باید باور کنیم که آقای نوبخت خود یک معلم بوده است بگوید که ما در حقوق معلمان تناسب نداریم. وی تصریح کرد: الان کسانی در برخی جایگاه ها حقوق بالایی می گیرند ولی متاسفانه افراد دیگر و معلمانی که تمام وقت خود را در مدرسه می گذرانند به دنبال پول می دوند. هاشمی توجه به مردم و جایگاه آنان را یکی از مسائل مهم در کشور برشمرد و اظهار
برخی مدیران فرهنگی ما کوتوله پرورند
بودجه کم بود حدود 300 میلیون تومان که اگر می دادیم به خوانندگان معروف پاپ دو اثر می شد بسازیم. در صورتیکه با این پول 30 اثر تولید می کردم و از کمکهای غیردولتی و بیرونی از حوزه هم یاری می جستم. طی 10 سال 400 اثر، 70 جلد کتاب و 10 جشنواره و نشریه مفصل دانشگاهی مقام موسیقایی را تولید کردیم. و عموما نیمی از بودجه در قالب درآمد حاصل می شد. و اتفاقا 80 ساعت عنوان اثر از هنرمندان و موسیقی دانانی چون حسام
قتل با ضربات متعدد چاقو برای پایان دادن به دوستی با مرد غریبه
هرگونه ارتباطی با قتل این مرد داشت، اما در ادامه با توجه به دلایل و مدارک به این جنایت اعتراف کرد و گفت: من مدتی بود که با مقتول در ارتباط بودم، اما قصد داشتم این ارتباط را تمام کنم و ازدواج کنم. ولی مقتول دست بردار نبود و نمی خواست این ارتباط به پایان برسد. هرچه تلاش کردم فایده ای نداشت، تا اینکه در نهایت برای اینکه او را از میان بردارم روز حادثه مقتول را به خانه ام دعوت کردم. بعد از آن با چاقو او را
پاسخ داریوش مهرجویی به عذرخواهی یک کارگردان
/> دعوت از شما و دیگر عوامل هامون برای تماشای تئاتر هامون بازها چطور صورت گرفت؟ وقتی من و آقای تورج منصوری وقتی فهمیدیم چنین نمایشی اجرا می شود چندین روز درصدد بودیم تا بازیگرانی را که در هامون بازی کرده اند دعوت کنیم و دورهم به تماشای این نمایش برویم و نهایتا اعضای گروه هامون را روی سن ببریم و دوباره پس از سال ها از آنها تشکر کنیم، اما گلایه ای که من داشتم این بود که آقای رحمانیان و دیگر
قاتل پول های مقتول را برای شادی روحش صرف کارهای خیر کرد!
آمد و گفت می خواهد طلا بخرد و خواست با دوستم قرار بگذارم. من هم چون زمان لازم داشتم تا نقشه را اجرا کنم، گفتم تماس گرفته ام و دوستم برای سه روز بعد قرار گذاشته است. سلاح را از کجا تهیه کردی؟ همان روز یکی از مشتریان ادعا کرد سلاحی دارد که اگر ببینم عاشقش می شوم. سلاح شاه کش را با 45 فشنگ آورد و من به قیمت یک میلیون و 800 هزار تومان خریدم. سلاح را تا زمان قتل کجا مخفی کردی
ابهام در سرنوشت کودک ربوده شده پس از 2 سال
داشت، چون در قانون جدید آمده است مظنونان به قتل را دو سال و مظنونان به آدم ربایی را یک سال پس از بازداشت تا اثبات بی گناهی یا مجرم بودنشان می توان در بازداشت نگه داشت بنابراین با گذشت این مدت و اینکه سرنخی جدید در اثبات دست داشتن دو مظنون در ماجرای این کودک ربایی به دست نیامده بنابراین چاره ای جز آزادکردن آنها وجود ندارد . این پدر چشم انتظار ادامه داد: من و خانواده ام هنوز امیدوار هستیم
سعید سیفی اعزامی از سپاه همدان
خورده بود و 128 نفر شهید و صدها نفر مجروح شده بودند. فکر می کردم مادرم و مادربزرگم، آجی جان، هم شاید جزو شهدا باشند، چون استادیوم نزدیک خانه ما بود و مادر مادربزرگم پای ثابت نماز جمعه. در دلم گفتم: خوش به حالشان. من در جبهه با این همه درگیری شهید نشدم اما... در این افکار بودم که بچه ها گفتند حالا که تر و تمیز شده ایم برویم زیارت حضرت معصومه. مقابل ضریح نشستم. با هر پلکی از چشمانی قطره ای روی گونه می غلتید و یاد شهیدی می افتادم و یاد تشنگی آن ها در نبردی نابرابر و عاشورایی در جنگ رمضان. ...
رامبد جوان: می خواهم احمدی نژاد را به خندوانه بیاورم!
نبود تبلیغات در آن جا گل نکرد و این که آن کار مختص خردسال و کودک بود ولی هر بچه ای آن را دیده دوستش دارد و از آن جا که تهیه کننده بودجه کافی نداشت نتوانست برای تبلیغات سرمایه گذاری کند. چون گاهی تبلیغات بیشتر از خود پروژه پول می خواهد و ما با آوردن جناب خان کمک کردیم این کار دیده شود. شخصیت جناب خان در خندوانه کمک می کند تا کار بهتری انجام شود. هر برنامه در همان روز تهیه می شود؟
نظری: در نگاه اول عاشق موحددانش شدم/ پدر شهید: به دلم افتاد که علی شهید شده است
)تعدادی از فرماندهان شهید شدند. من در آنجا به دلم افتاد که علی هم شهید شده است. من خودم را آماده خبر شهادتش کردم. مادر علی هم چون قرار بود خدا به ما نوه ای بدهد به انگلیس رفته بود تا پیش دخترم باشد و عروسم یعنی همسر علی پیش من بود. آن وقت فرزند علی دنیا نیامده بود و همسرش حامله بود . بعد از ظهری بود که در خانه نشسته بودم. سیدحسن رسولی، حسین خالقی، اکبر نوجوان و ابراهیم شفیعی به منزل ما
درد دل های یک کنکوری خوشبخت
نمی شود در چشمش نگاه کنم آنقدر که در یک سال اخیر پول کتاب تست و کلاس کنکور مرا داده اگر قبول نشوم که دیگر واویلاست . ولی او هیچ به رویش نمی آورد حتی چند روز پیش وقتی که یادم رفت روز پدر را به او تبریک بگویم به من گفت همینکه می بیند من سالم و پرتلاش دارم درسم را می خوانم برای او از هزار تبریک بهتر است . درخانه ما هیچ کس نمی گوید که باید در کنکور قبول شوم . همه می گویند اگر قبول نشدی سال دیگر
زندانی به نام تن
آنها را بخواهم بیرون ببرم، تکلیف 3تای دیگر چه می شود. هر 4نفر را هم که نمی شود بیرون برد، هیچ کدامشان قدرت راه رفتن ندارند. من چطور با این وضع مالی آنها را بیرون ببرم. من حتی نمی توانم بچه هایم را به دستشویی ببرم. دستشویی خانه مان داخل حیاط است و من برای بردن آنها به دستشویی واقعا مشکل دارم، چون بچه ها سنگین هستند و اصلا نمی توانند حرکت کنند و بردن آنها به حیاط برای من کار خیلی سختی است. نگاه کنید
اعتراف تاجرنیا به اشتباهات مجلس ششم/ مجلس مطلوب؟
/> شما در مصاحبه ای نقدی را به طرح خروج از حاکمیت در دوران اصلاحات داشتید و گفتید مخالف این طرح در همان سال ها بودید. آیا در آن مقطع مجلس ششم با طرح خروج از حاکمیت موافق بود؟ محمدرضا خاتمی می گوید ما در حزب مشارکت به اجرای این طرح رسیده بودیم ولی چون اجماع را در داخل مجلس و دیگر محافل نداشتیم نتوانستیم آن را محقق کنیم. خیر اینطور نبود. اصلا این بحث از دفتر تحکیم وحدت شروع شد و در
حواشی نخستین برنامه 90 سال هفدهم
تیم ها گفت: به هیچ وجه چنین مسئله ای نبوده و سعی کردیم شایسته ها انتخاب شوند ولی قبول دارم که اشکالاتی وجود داشت و تلاش می کنیم این کاستی ها سال آینده برطرف شود. مرادی از تاج در خصوص پرداخت حقوق داوران سئوال کرد و تاج در پاسخ اظهار داشت: کمیته داوران باید کاملا مستقل باشد و من نیز بر این باور هستم. اختلافی داشتیم که روز گذشته حل شد و به زودی پول داوران پرداخت خواهد شد. تاج در
فرزندفروشی وصادرات انسان درمحله ای درساری
از آن روز که طلبکارهای شوهرش آمدند و کوچک ترین بچه اش را با خود بردند، یک سال نگذشته. عبدالله و سودابه ، او را به 400 هزار تومان فروخته اند و کمی بعد از آن، یکی دیگر از بچه هایش را 500 هزار تومان. سودابه حالا علاوه بر حسرت ندیدن بچه هایش، یک حسرت دیگر دارد؛ این که بلد نبوده آنها را به قیمت بالاتری بفروشد: من که نمی دونستم. تا حالا بچه نفروخته بودم. می گن بچه بالای یه میلیون تومان قیمتشه، ولی ما
هاشمی : تابوی مذاکره با آمریکا شکست
بیرون آمدیم و الان فریاد کنگره آمریکا و کنست اسرائیل بلند است که ایران به یک قدرت بزرگ تبدیل شده است. هاشمی با تاکید براینکه ما به دنبال بمب هسته ای نبوده ایم، گفت: این اقتدار عینی ما بود که کارساز شد وگرنه ما اقتدار سیاسی و نظامی 6 قدرت بزرگ را که می توانند در چند روز دنیا را ذوب کنند نداریم و اقتدار علمی ما بود که ما را به اینجا رساند. هاشمی ادامه داد: من شنیده ام که در اجلاس
قبلا هوادار پرسپولیس بودم حالا دفاع چپش
پرسپولیس بازی کنم و کم کم به آرزویم رسیدم. می خواهم در ترکیب اصلی بازی کنم و اگر جلوی صد هزار نفر بازی کنم، جو سنگین پرسپولیس را تجربه خواهم کرد. می دانم که جو سنگینی است اما خودم این شرایط را دوست دارم و خودم را آماده کرده ام که با این جو کنار بیایم. * حالا واقعا از بچگی پرسپولیسی بودی؟ - واقعا پرسپولیسی بودم. * آخرین بار کی برای پرسپولیس رفتی ورزشگاه؟ - چند سال پیش بود... خوب یادم نمی آید. بازی استقلال - پرسپولیس بود که یک - یک شد. دقیقا یادم نمی آید اما اگر اشتباه نکنم چهار سال پیش بود. ...
فریدون آسرایی و حرکات مایکل جکسونی!
درد من است. مسئولان ما هم می دانند این بچه ها مورد سوءاستفاده قرار می گیرند، شاید آن قدر بدبختی ها زیاد است که اینها گم شده اند و از تحصیل هم محروم هستند. یا در موردی دیگر همیشه تصویری از یک دخترک فال فروش در ذهنم دارم که اگر ملودی مناسب آن حال و هوا را پیدا کنم آن را به صورت کلیپ درمی آورم. آدم هایی دور و بر خودم می بینم که باید در مورد آنها حرف بزنم. دوستی داشتم که به لقب رضا شهردار معروف بود. می آمد در خانه ها و زباله هایشان را جمع می کرد. آخرین باری که او را دیدم گریه می کرد و می گفت در این سن و سال هیچ دارایی برای خودم ندارم تا با آن زندگی کنم. ...
عروس سیاه بخت بعد از 13 سال از زندان آزاد شد
کبری رحمانپور معروف به عروس سیاه بخت، متهم است ساعت 11 و 30 دقیقه روز یکشنبه 5 آبان سال 79 در آپارتمانی واقع در خیابان نیاوران به دنبال اختلاف با همسر 55 ساله اش در غیاب او، مادرشوهر 75 ساله اش را با ضربات کارد از پای در آورد.کبری که در آن زمان 20 ساله بود در جریان تحقیقات گفت: من دختری 18 ساله بودم و خانواده فقیری داشتم . شوهرم که مردی میانسال از یک خانواده مرفه بود به خواستگاری ام آمد و با آنکه
تولد سه قلوها بر فراز آسمان اصفهان
شریان نیوز: این زن باردار که به همراه پدرش سوار بر بالگرد امدادی شده بودند هرگز تصور نمی کرد 3 قلوهایش بر فراز آسمان و در بالگرد پا به دنیا بگذارند. درد زایمان بی امانش کرده بود که ناگهان صدای ناله های مادر در صدای گریه اولین نوزادش گم شد. 2تکنیسین اورژانس دقایق نفسگیر عملیات نجات زن باردار و تولد نوزادانش را در حین پرواز آغاز کردند. با فرود بالگرد صدای گریه های 3 نوزاد در فضای کوچک بالگرد پیچیده بود و مادر جوان نوزادانش را در آغوش داشت. خلبانی که شاهد تولد 3 قلوها بود 115 دقیقه پرواز نفسگیر بر فراز آسمان استان اصفهان کافی بود تا سرهنگ خلبان سرمست خاتونکی، خلبان بالگ ...
شریفی: من و لوسیانو و محمدرضا با نویدکیا
...> شاید اگر لژیونر می شدی نگاه کی روش نسبت به تو کمی مثبت تر می شد. یک سری پیشنهاد از تیمهای اروپایی بود اما این پیشنهادها چیزی نبود که نظر من را جلب کند. البته چند پیشنهاد خوب هم داشتم که لیست بازیکنان خارجی آن تیمها پر بود. اکنون نمی توانم اسمی از این تیمها ببرم اما شاید فصل آینده دوباره پیشنهاد بدهند. از کشورهای عربی هم پیشنهاد میلیاردی داشتم اما سپاهان را دوست داشتم و تیم خودم را به تیمهای عربی ترجیح دادم. دوست دارم اگر به تیمهای عربی رفتم، سالهای آخر فوتبالم را در آنجا سپری کنم و اکنون خیلی جوان هستم. ...
رحمانی: امسال، سال من است
درست نیست. 5 ماه است دارم تمرین می کنم و هیچ مشکلی ندارم.اگر مصدوم بودم پس چطور در بازیهای دوستانه تراکتورسازی حضور داشتم؟به خاطر همین چیزهاست که خیلی دوست دارم لیگ شروع شود تا به همه ثابت کنم هم بدنم سالم است هم فوتبال یادم نرفته. امسال سال من است و باید خودم را به خیلی ها نشان دهم.
لابی پشت صحنه صالحی برای آوردن مونیز
سطحی بود؟ زمانی که سال 2002 ماجرای پرونده هسته ای ایران شروع شد و جناب آقای دکتر روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی مسئولیت مذاکرات هسته ای را به عهده گرفت، من نماینده ایران در آژانس بودم و در مذاکرات حضور داشتم. بعد هم وقتی سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان (EU3) برای مذاکره به ایران آمدند جناب آقای دکتر ظریف هم در این مذاکرات حضور داشت لذا از آن زمان در حال تماس مستمر و دائم با
آیت الله هاشمی رفسنجانی: اقتدار علمی ایران در جهان کارساز شد
الله هاشمی رفسنجانی به تشریح دوران جنگ تحمیلی پرداخت و گفت: وضعیت دوران جنگ بدتر از شرایط کنونی بود، در آن زمان در سازمان ملل طرفداری نداشتیم و همه علیه ما و دشمن بودند و دست شرق و غرب در دست هم بود. وی افزود: اما ما توانستیم قطعنامه را به تصویب برسانیم و در سازمان ملل، صدام را متجاوز اعلام کنیم و این عظمتی بود که چطور توانستیم صدام را متجاوز اعلام کنیم و در حالی که 8 سال به همه دنیا گفته بودند
داستان یک کبوتر حرم ...
آخری که تو را در خواب دیدم باز هم به زیارت امام رضا علیه السلام رفته بودی. اما این بار من هم با تو بودم. یادم نیست چه چیزی در گوشم زمزمه کردی، فقط می دانم چند روز بعد بلیط مشهد گرفتم و عازم زیارت امام رضا علیه السلام شدم. کنار ضریح امام رضا علیه السلام بارها تو را در میان جمعیت دیدم و آن وقت بود که با امام خود عهد کردم به منطقه بیایم و بدون تو باز نگردم. از آن روز تا الان شش ماه می گذرد و من در این
ماهی 40 میلیون پول تو جیبی می گیرم
. البته بعد از یک مدت که کار یاد گرفته بودم، به مشکل خوردم و بیرون آمدم. * تمام دوستانت از نظر مالی در سطح خودتان هستند؟ نه. من چون منیریه هستم، دوست با درآمد پایین هم زیاد دارم. بعضی شب ها این دوستانم دعوتم می کنند خانه شان و تا صبح با ایکس باکس فوتبال بازی می کنیم. خیلی بهم حال می دهد. گاهی وقت ها هم فیلم و سریال می بینیم و کله سحر می رویم کله پزی. * تا حالا شده
تابوی مذاکره با آمریکا در عمان شکست
یک سال و ظرف یک هفته بمب هسته ای آزمایش می شود. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر اینکه ما اصلاً به دنبال بمب هسته ای نیستیم، تصریح کرد: ما از لحاظ فنی و اقتدار علمی این زمینه را داریم و غیر از تحول اقتدار علمی ماکارساز شد. ما که اقتدار نظامی و سیاسی مانند شش قدرت دنیا که می تواند همه دنیا را در یک روز ذوب کند، نداریم. ما اگر قدرت داریم، قدرت علمی است و آنها نیز فهمیده اند که ما
برگزاری دادگاه زنجانی در 11 مهر/صدور حکم مرتضوی تا 10 روز دیگر/دستگیری 3 نفر در آتش سوزی هتل هرمز
را بررسی کنند، اما مشخص شد این فرد دارایی های چندانی ندارد. سخنگوی قوه قضائیه گفت: اخیراً هم متهم نامه ای به برخی از نمایندگان و عده ای افراد دیگر نوشته است و عنوان کرده که قصد خلافی نداشته و نمی خواسته است کار خلافی انجام دهد و صرفاً به خاطر تحریم ها مشکل پیدا کرده است. محسنی اژه ای گفت: متهم در این نامه گفته است الان هم اگر مرا آزاد کنید می توانم پول ها را به کشور بازگردانم