بی قرار رفتن(شعر) - کیهان

کیهان ۱۳۹۴/۰۶/۲۸ - ۱۹:۱۹

بی قرار رفتن(شعر)

غربت بعد از تو را با آسمان سر می کنم چشم هایم را به دنبالت کبوتر می کنم باز طوفانی است حال و روز دریای دلت بی قرار رفتنی ای یار! باور می کنم تازه می فهمم که عشقت را دل من کوچک است حجم قلبم را که با عشقت برابر می کنم غرق در شور سرودن می شود احساس من مثنوی های نگاهت را که از بر می کنم نیستی تا با حضورت لحظه ها آبی شود وقتی از باران غربت، گونه را تر می کنم محبوبه بزم آرا ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)