فرزند شهیدتندگویان به مرحوم حاج احمد خمینی چه گفت؟ - باشگاه خبرنگاران
سایر منابع:
سایر خبرها
واکاوی دلایل کتمان حدیث غدیر از سوی برخی صحابه
مجلس شورا با اصحاب شورا راجع به مقامات و فضائل خود بالأخصّ مقام وصایت و وزارت و خلافت خود احتجاج فرمود، و بار دیگر در زمان عثمان در مسجد رَسُول خدا قبل از ظهر در وقتی که بسیاری از مهاجرین و انصار مجتمع بوده و هر یک در فضیلت شخصی سخن می گفت و آنحضرت ساکت بود، گفتند: ای علیّ بن أبی طالب شما هیچ سخنی نگفتید؟ آنحضرت شروع به مُنا شَدَه نمود و مفصّلًا از آیات خدا و وقایع زمان رَسُول خدا استناداً به خطب
علیرضا حیدری: بلد نیستم بخاطرگرفتن پست ریش بگذارم
اعتماد کردند به عنوان کسی که شخصیت ملی هستی، بعد تو بیایی کاری کنی که منطقی نیست. خوب است که برگشت. نمی دانم اصلا قضیه چی بود. هنوز تیم نیامده به من زنگ زدند گفتند این نیامد، گفتم هنوز تیم نیامده شما چطور فهمیدید که او نمی خواهد برگردد؟ ما مثلا در مسابقات بالتیمور بودیم، من می رفتم واشنگتن بعد برمی گشتم با تیم می آمدم. لابد باید در این مورد هم می گفتند علیرضا حیدری نیامده! یا مثلا
چرا سمندون عاشق نشد؟
دادیم. خانم طائرپور پیشنهاد داد سریالی بسازیم که در آن بچه غولی وجود داشته باشد. ما هفت هشت ماهی دور هم نشستیم و درباره آن بحث کردیم. قرار بود من و آقای جبلی فیلمنامه کار را بنویسم. هر جلسه می نوشتیم و با هم نوشته هایمان را مرور می کردیم. تصحیحی انجام می گرفت و نوشته ها صیقل می خورد. قرار بود مسعود کرامتی سمندون را کارگردانی کند. بعد از مدتی به من گفتند می خوای بازی کنی؟ گفتم بله. یعنی ایده
نقش تقیه در عدم ذکر وکلا در منابع غیبت صغرا
یافته (همو: 592) اما وفات فرزند مشخص نیست. 7 و 8 و 9. احمد بن اسحاق (همو: 595 - 596)، محمد بن احمد بن جعفر قمی قطان (همو: 369، ح1) و حاجز بن یزید وشاء (همو: 599، ح30): زمان وفات هیچ یک مشخص نیست، بلکه طبق قرائنی احتمالاً در عصر سفیر دوم (محمد بن عثمان) وفات یافته اند. از جمله آن که احمد بن اسحاق خود از وکلای امام جواد، امام هادی و امام عسکری: نیز بود (طوسی، 1380: 398 و 427) و در ابتدای عصر
عکس / صدای مجری خندوانه برای کیست؟
برای وارد شدن به سینما دارد که گفت: دختر عزیزم من گفتم مرسی ممنون و قطع کردم. ولی خب وقتی صدایم شکل گرفت، زیاد می گفتند اما خودم اصلا حس نمی کردم که صدای خاصی باشد، الان هم حس نمی کنم و فکر می کنم به خاطر آن کاراکتری که در خندوانه شکل گرفته است مردم صدایم را دوست دارند. قبل از آن در سریال گوشه دل تهرون نیز صدایم شنیده شده بود اما در پارک ملت علاوه بر صدا تصویرم نیز از تلویزیون پخش می شد.
بنیاد در آینه مطبوعات
رادمردی است که مصداق بارز عالم عامل و متفکر جهادگر به شمار می رود و در راستای ترویج معارف دین و روحیه انقلابی، سختی های زیادی را به جان خرید. به گزارش آستان نیوز، امام جمعه قم اظهار کرد: هاشمی نژاد از تبار علم، ادب و اخلاق و آگاه و عالم به همه مسائل اجتماعی بود و در طول دوران زندگی خود از مبارزه دست نکشید. شایان ذکر است در این مراسم که آیت ا... سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد مقدس و جمعی دیگر از
شیطنتی که باعث سوختن ریش فرمانده شد
. آنجا فضایی بود که اگر کسی در بین اسرای ایرانی از همدیگر دفاع می کرد او را می زدند و می گفتند: انت مسئول نفسک( تو مسئول خودتی). اصلا حق نداری از دیگران دفاع کنی. او حرف نزده بود. مترجمی داشتیم ایرانی بود. بچه بستان بود که پسر خوبی بود. نقیب محمد به مترجم گفته بود به او بگو که بگوید از که خط می گیرد چون دیگر تو را هم می فرستیم و او تنها می ماند. امیر می گفت در آن هنگام در اتاق مدوری که بود مترجم هم
علیرضا حیدری:بلد نیستم به خاطر شغلم ریش بگذارم/نزدیک بود با جواد خیابانی دعوایم شود،من را نمی شناخت!
. امروز خراب کردی، فردا خوب می شود و مردم خودشان تصمیم می گیرند که به تو جایزه بدهند یا نه، شاید اصلا نگاهت هم نکنند. از کشتی آزاد شروع می کنیم.اسم نتیجه ای که در مسابقات جهانی به دست آمد را می شود ناکامی گذاشت؟ درباره کشتی بچه ها در آزاد بد نبودند، چون چند نفر جدید بودند. سال قبل از المپیک ورود خیلی سخت است. من کشتی رحیمی با نماینده ونزوئلا را دیدم.همه
آرمیتا:بان کی مون وقتی مرا دید خجالت کشید
به گزارش افکارخبر ، در آموزه های انقلاب اسلامی همواره این پیام زنده بودن خود را برای مخاطبین به نمایش میگذارد که"فضیلت زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست " و این امر در سیره امام و رهبری دیده می شود. یکی از مصادیق زنده نگه داشتن یاد شهدا، رفتن به سراغ خانواده هایشان و شنیدن سخنان ایشان است.در متن زیر سوال و جواب را با آرمیتا رضایی نژاد فرزند شهید هسته ای صورت دادیم، که نکات
آینده نگری حسن باقری به کار نظام می آمد/تئوریسینی دقیق، منضبط و نابغه در مدیریت
محرم قرار شد فرماندهان جنگ با حضرت امام(ره) دیداری داشته باشند، اما بنده از این دیدار محروم شدم و با شهید بقایی در منطقه ماندم. به این شهید بزرگوار گفتم "بهترین فرصت بود که خدمت حضرت امام(ره) می رسیدیم و حقیقتاً انرژی و انگیزه مان برای ادامه جنگ مضاعف می شد". اما ایشان اظهار داشتند که "در آستانه شروع عملیات است و باید برویم برای شناسایی مناطق عملیات". البته پیش از آن چند مورد شناسایی انجام شده بود
در امتداد ارس.../ماجرای زنان نخجوانی.../بخش ششم
.... خوشبختانه من کیسه خواب داشتم وغمی نبود. حمام را هم نمی خواست بدهد ولی چون من برایش یک مهمان ویژه بودم راضی شد. درهمان زمان که ما داشتیم دربارۀ حمام چانه می زدیم، یک گروهبان هنگ مرزبانی ویک سربازبا عجله داخل حیاط مهمانپذیرشدندو مستقیم به طرف ما آمدند. گروهبان کلتی برکمرداشت وسربازیک اسلحلۀ کلاشینکف به دست گرفته بود. گروهبان گفت شما ایرانی هستید؟ وقتی جواب به فارسی من را شنید لبخندی زد
آقای رییس جمهور کدام دانشکده نظامی را گذرانده ای؟
اسلحه و مهمات کرد و عازم شهر مهاباد زادگاه خود شد. من در آن تاریخ ستوان یکم بودم و در همان پادگان با او همکار بودم. به او گفتم کجا می بری؟ با پرخاش گفت برو بچه، به این کارها کار نداشته باش. یک هفته بعد پادگان مهاباد با ترور سرتیب پزشک پور که در مقابل گروهک ها مقاومت کرده بود غارت شد و اسلحه و مهمات آن به طرف سنندج ، سقز ، بانه ،سردشت و دیگر شهرهای کردستان سرازیر شد . ارتش که بیش از سایر
سرمربی که با فحش بازیکنان را مجبور به برد می کرد
خودمان دشمن درست کنیم. * بازی پرسپولیس با ملوان را چطور دیدید؟ - بازی با ملوان نسبت به بازی های قبلی خوب نبودند ولی بازی را بردند. اگر خوب بازی می کردند و می باختند چه می شد. همان حرفی که من از اول گفتم خوب بازی نکنند اما ببرند. تیم پرسپولیس جوان است و باید دو، سه تا باتجربه کنار این تیم می گذاشتند. شما همین بنگر را ببینید ماشاء الله زمین و زمان را می زند. نباید تیم پرسپولیس
هاشمی دچار خود پدر پنداری شده است
می گیرد، برایمان از تاکید آیت الله طالقانی به برادران و خواهرانش می گوید که آنها را از فعالیت اقتصادی منع کرده بود، مهدی طالقانی می گوید: آن زمان با خود گفتم این چه نصیحتی است که پدر به ما می کند؟ اما الان که اوضاع و احوال را می بینم که نتیجه اش می شود زندان (البته زندان با سکه!) می بینم نصیحت بدی نیست ! مهدی طالقانی در این گفت و گو از نقش آیت الله طالقانی در هدایت نیروهای مبارز و
امیرمهدی ژوله: یعنی در این کشور با تتلو هم نمی شود شوخی کرد؟
. ژوله: اجرای شقایق پیچ دوم داشت و یک مقدار زیرپوستی تر بود. من هم رایم شقایق بود. دوقطبی هایی که برای ما درست شد، تقریبا برای همه درست شد. در مورد علی مشهدی و کربلایی هم گفتند: این بچه تئاتر است. به این رای بدهید... هیوا: به قول مهدی امیرپور اینها نقض غرض است. کلا قرار است از کمدی لذت ببریم قرار نیست این درگیری ها به وجود بیاید. ژوله: امروز به امین حیایی می گفتم
سجاد افشاریان: رامبد جوان یک مهمان را با کمربند تهدید کرد!
کردند تیکه هایی از استندآپ را برایم اجرا کنند. خیلی ها هم خاطره تارخ را از من می پرسند. من خیلی رابطه ام با مردم خوب است. وقتی می پرسم این شهرت آنی و شناخته شدن خلوت تان را بهم نزده، می گوید: نه بابا ما که همش تو خلوت هستیم. با مردم بودن خیلی کیف می دهد و خوش می گذرد. استندآپ اول که پخش شد در کافه ام بودم وقتی زمانم تمام شد همه گفتند: اهههه بعد من گفتم نگران نباشد خاطره امین تارخ را فقط
تنهاترین روحانی غواص+عکس
واقعاً روحیه پیدا کردم . اصلا حضور او درکنار من باعث خوشحالی بود. با خود گفتم دیگر همراه برادرم می روم . اما به چهار راهی که رسیدیم گلوله ای آمد و ما دیگر یکدیگر را ندیدیم. شهید با ایراد سخنرانی های گرم و دلنشین خود با دعای کمیل پرشور خود، با کلاس های عقیدتی وسیاسی و زیارت عاشوراهای حیاتبخش، در میان رزمندگان شور وغوغا به پا می کرد. فعالیت های او همیشه عشق به ائمه معصومین خصوصاً امام حسین
تارک حج یابر دین یهودمبعوث خواهدشدیانصرانیت
مستطیع باشد و حج نکند، عاقبت أمر او همینطور خواهد بود. آنها شروع کردند به عذاب نمودن که این بیچاره فریاد کشید: ای إمام حسین! آخر این همه من مجالس روضه خوانی تشکیل می دادم؛ و این همه در عزای شما شرکت می کردم! آیا سزاوار است که مرا در این موقع تنها و غریب بگذارید!؟ در این حال فوراً حضرت سیدالشهداء علیه السلام حاضر شدند و گفتند: درست است آنچه می گوئی! ولی چون عمداً حج واجب را به تأخیر انداخته
آیت شرافت در ضیافت امیرکبیر
/> حاج سیداحمدآقا هاشمی نژاد که روزهایی را با طالقانی گذرانده، در وصف آیت الله طالقانی می گوید: او با سکون و سکوت رابطه ای نداشت، همه زندگی اش فریاد، مبارزه و دفاع از توده های مردم بود . حجت الاسلام هاشمی نژاد به روزهای دوران رضاشاه می رود و از شروع مبارزات طالقانی می گوید؛ به گفته هاشمی نژاد در همان سال ها بود که این شخصیت کم نظیر وارد مبارزه شد و به خاطر همین به زندان رفت. چندی به بافق و زابل
آیین تجلیل از خادمان ایثارگر آستان قدس رضوی برگزار شد
142 سوره اعراف، تمام مفسرین از جمله شیعه و سنی حدیث منزلت را آورده اند که پیامبر اکرم(ص) هنگامی که در جنگ تبوک، حضرت علی(ع) را در مدینه گذاشتند و با خودشان به جنگ نبردند؛ آن حضرت گریستند. پیامبر(ص) که اشتیاق امیرالمؤمنین(ع) را برای حضور در جبهه اسلام دیدند، خطاب به ایشان فرمودند: تو برای من در مقام و منزلت هارون به موسی هستی، جز اینکه بعد از من پیغمبری نخواهد بود . حجت الاسلام والمسلمین
آیرم؛ وقتی جلاد سخن از ایران آزادی می کند
مجید مهران: تا در وین بودم و میل داشتم مدتی بمانم، مجددا آن دونفر آمدند هتل و مدتی نشستند و پرسیدند چند روز وین می مانی؟ گفتم معلوم نیست . گفتند چرا پیش کنت دومونسی؛CONT DO MONSAY ؛ نرفتی؟ گفتم کسی را به این اسم نمی شناسم. گفتند، تعجب می کنیم چرا نمی شناسی؟ گفتند بایستی بروید دیدن کنت، و اصرار کردند، فردا اول وقت حتما بروید به دیدن کنت. گفتم، آدرس او را نمی دانم؟ گفتند هتل امپریال و ما همان
امیرمؤمنان (ع) در کلام امین مؤمنان (ص)
زهرا پاسخ داد: به جز غذای بچّه ها چیز دیگری نداریم؛ ولی می توانیم با آن از میهمان پذیرایی کنیم. امام فرمود: بچه ها را بخوابانید و غذا را به میهمان دادند. فردای آن روز نزد رسول خدا آمدند و ماجرا را برای پیامبر(ص) نقل کردند. با اندک فاصله ای این آیه نازل شد: آنانی که ایمان در قلبشان جای گرفته است، با اینکه خود نیازمندند، دیگران را بر خود مقدم می دارند. زهد علی(ع) علی(ع) در زهد بی
در شانزدهم: کیه کیه در می زنه؟
نه تنها به شما مربوط نمی شود، بلکه به هیچکس دیگری هم مربوط نمی شود. به هر حال یکی بوده و یکی هم نبوده. مگر من و شما فضولیم که بخواهیم بدانیم کی بوده و کی نبوده؟ اصلا فضول را برده اند آنجا که عرب نی انداخت. حکایت شما هم شده حکایت آن که از در دروازه داخل نمی رفت ولی جارو به دمش می بست! بله بچه های خوب، می گفتم. یکی بود، یکی نبود. یک روز مردی که صدای خوشی داشت، بعد از روزها پیاده روی در دشت و
آموزه مهدویت و حقوق محیط زیست
کند، بسپار. سپس آن چه از بیت المال جمع آوری شد برای ما بفرست، تا در نیازهایی که خدا اجازه فرموده مصرف کنیم. هرگاه حیوانات را به دست فردی امین سپردی، به او سفارش کن تا بین شتر و نوزادش جدایی نیفکند و شیر آن را ندوشد تا به بچه اش زیان وارد نشود. در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت کند، و مراعات حال شتر خسته یا زخمی را که سواری دادن برای او سخت است بنماید. آنها را در سر راه به درون آب
باید ماهواره را ممنوع می کردیم!
گفت، اینکه بی بی سی چی گفته و... بنابراین من صبر می کردم روز جمعه همه اخبار را می شنیدم. حتی عین لغات و کلماتی که بکار می بردند را بازگو می کرد، مثلا توهین هایی که کرده بودند را عیناً می گفتند. بنابراین احتیاج خبری به ماهواره نبود. کسانی که دنبال ماهواره می رفتند می خواستند به آن غذای مضر دیدنی و بصری برسند. یعنی فاحشه خانه ها به خانه های مردم راه یافته بود، این واقعیت بود و هست و تعارفی هم نداریم
دعایی: هاشمی رفسنجانی را برای مذاکره با صدام پیشنهاد دادم
رفتیم و امام بدون مطالعه این پیشنهاد را رد کردند و من گریه کردم که این موضوع صحت ندارد. تلاش کردند جلوه دهند که من و مرحوم بهشتی و مرحوم بازرگان علاقه مند به مذاکره بودیم تا جنگ نشود ولی امام با خشونت و خشکی مخالفت کردند. در صورتی که اصلا این گونه نیست و امام کاملا با ماهیت آن ها آشنا بودند. بعد از آغاز جنگ هم امام با دریادلی ای که داشتند شرایط را طوری جلو بردند که عراقی ها محکوم شدند و صدام در نهایت
شرحی از اعتراض یک جانباز چادرنشین+تصاویر و اسناد
پروژه همت را به ما داد و گفت اگر من این مشکل را حل نکردم تو بیا دوباره اینجا چادر بزن. او ادامه می دهد: هنوز آقای شهیدی رئیس بنیاد شهید و سردار انصاری قادم مقام بنیاد شهید را ندیده ام. چهار ماه پیش گفتم می خواهم با آقای شهیدی صحبت کنم اما گفتند نمی شود و من عریضه نوشتم. من فقط با آقای فاضلی دفتردار آقای شهیدی صحبت کردم و عریضه ام را به ایشان دادم. اما جلوتر نتواستم بروم. متاسفانه به هیچ
ناکامی سلمان رشدی در انتقام از امام (ره)
نام گریموس منتشر کرد. گریموس یک مجموعه از داستان های کوتاه بود، اما این اثر هم مورد استقبال مردم و منتقدین قرار نگرفت. رشدی اما مأیوس نشد و در 1981 بچه های نیمه شب را منتشر کرد. این رُمان برنده جایزه ادبی بوکر شد و حتی سال بعد به عنوان بوکرِ بوکر ها هم دست پیدا کرد یعنی در فستیوالی که بین برندگان این جایزه برگزار شده بود مجدداً برگزیده شد. این رُمان در بر دارنده ی قصه ی استقلال هند بود
اشعار ویژه عید غدیر
بد دور از تو می ماند فاطمه وان یکاد می خواند پَر مهیاست بام می خواهند این خلایق امام می خواهند روی بال پیمبر باران دست ها التیام می خواهند قرن ها میشود تمام بشر از ولایت پیام می خواهند این جماعت کنار ایوانت یک جواب سلام می خواهند پس مزن گوشه ای مرا آقا که سلاطین غلام می خواهند
جانشین حضرت نبی اکرم (ص) نعمتی بزرگ از سوی خداوند حضرت علی بن ابیطالب (ع) است والسلام ...!
گذارید تا منبری ساخته شود و بر آن حضرت پیغمبر قرار گیرند و بر آن جمع حاضر که تعداد آنان را بیش از یکصد هزار نفر گفته اند خطبه ای غرّا ایراد فرمودند و سپس فرمان خداوند را بر حاضران قرائت فرمودند. حضرت علی بن ابیطالب (ع) را بر سر دست خویش گرفتند به گونه ای که می گویند سفیدی زیر بغل دست مبارک حضرت رسول اکرم (ص) پیدا شد و فرمودند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم واله من والا و عاده من