روایت خانم مجری از نذری محرم+عکس - شفاف
سایر منابع:
سایر خبرها
نقشۀدشمن برای نفوذ درمراسم عزای اهل بیت
عقیق : سخنرانی شب هشتم محرم آیت الله قرهی؛ در پی می آید. دز جلسات گذشته، روایتی را از باب الحوائج(ع) بیان کردیم که فرمودند: حرام ظاهری، همان حرام هایی است که در قرآن بیان شده است و باطن فواحش وحرام، ائمّه جور است وَ الْبَاطِنُ مِنْ ذَلِکَ أَئِمَّةُ الْجَوْرِ [1] و ظاهر حلال، همان حلال های است که در قرآن آمده، امّا به حقیقت یعنی باطن حلال، امام حقّ است که بدون آن ها، نماز و روزه ای معنا
شهادت مظلومانه امام حسین(ع) و یاران وفادارش تسلیت باد
روی سینه عقل در انتظار جنون نفس ها به شماره افتاده آری "محرم" آمده . . . کوچه کوچه دلم پر از غوغاست / هر طرف خیمه عزا برپاست قدسیان سوگوار و محزونند / همه هستی سیه پوش عزاست ماه خون و خروش و ماتم شد / ماه خون خدا محرم شد . . . رمز قرآن از حسین آموختیم / ز آتشش ما شعله ها افروختیم ای صبا ای پیک دور افتادگان / اشک
زمان ظهور،لعن نسبت به غاصبین بیشترمیشود
، این است که ما شیئی داریم که این شیء وقتی درونش را میشکافیم، مطالبی در آن هست. فرمودند: لکل شیء ذرة و لکل ذرة ذرة اخری برای هر شیئی، ذرّه ای است و در هر ذرّه ای، ذرّه ای دیگر. یعنی در هر چیزی، ذرّه ای به نام اتم وجود دارد و باز درون اتم هم ذرّه ای دیگر. هر شیء، یک ظاهری دارد که ما ظاهرش را میبینیم، مثل همین تلویزیون. یادتان هست، وقتی پشت تلویزیون قدیم را باز میکردی، دریایی بود، حالا یک صفحه کوچک
این دل شده هیأت اباعبدالله(36)/ باید که از نیزه سرت را پس بگیرم
/> تازیانه خوردن ما را کسی باور نداشت گرچه بر بازوی مادر نقش یاور داشتیم ژولیده نیشابوری ندارد وسعت داغم مساحت ندیدم بعدِ تو یک روز راحت مرا از کربلا بردند اما دلم جا ماند بین قتلگاهت ندارد شام غم هایم سپیده من و یک کاروان قد خمیده رسیده وقت آغاز جدایی خداحافظ تن در خون تپیده
(اول و دوم محرم).ماه محرم رسید...ماه خون....ماه آزادی و آزادگی و ماهی که به بشریت درس استقامت وصبر داد
----باز نشر--- گردآوری و تنظیم: مجید کریمی /*/ محرم ماه شور و شعور و عشق و فریاد است.ای ماه خون، دوباره می آیی و سکوت تاریخ را در هم می شکنی و بغض ناله را از حنجره ها آزاد می سازی.بانگ کاروانت به گوش می آید و عاشقان را دوباره به مهمانی فرا می خوانی.سلام بر حسین سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش. آن اصحاب شهادت طلبش که مصداق واقعی آگاهی و ایمان و شجاعت و فداکاری بودند، چه آن هایی که در رکابش به فیض شهادت رسیدند و چه آن هایی که پیش از عاشورا شهید شدند. با توجه به ورود امام حسین(علیه السلام) و یارانش در روز دوم محرم به کربلا و شهادتشان در روز دهم، شیعیان دهه اول این ماه را به یاد آنان و ذکر مصیبتشان به سوگواری و عزاداری ویژه ای می پردازند و در بزرگداشت شهدای کربلای سال 60 هجری هر روز از دهه اول ماه محرم اختصاص به یکی از بزرگان و شهیدان نهضت جاویدان و ماندگار عاشورا دارد. روز اول: مسلم بن عقیل (علیه السلام) روز دوم: ورود کاروان به کربلا روز سوم: حضرت رقیه (علیه السلام) روز چهارم: حضرت حر و طفلان حضرت زینب (علیه السلام) روز پنجم: حضرت عبدالله بن الحسن و اصحاب روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن(علیه السلام) روز هفتم: حضرت علی اصغر (علیه السلام) و روضه عطش روز هشتم: حضرت علی اکبر(علیه السلام) روز نهم: حضرت عباس(علیه السلام) روز دهم: حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و شام غریبان روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا روز دوازدهم: ورود کاروان به کربلا روزسیزدهم: مصائب امام سجاد و حضرت زینب(س) در کوفه و شام این ترتیب نامگذاری، معروف ترین شکل آن است که اکثر هیأت ها بر طبق آن عزاداری می کنند، ولی از آنجایی که این نوع نامگذاری دلیل خاصی ندارد، صورت های دیگری نیز برای آن دیده شده است، مثلاً جابجایی در روزها و یا ذکر مصیبت دیگر اصحاب امام مثل حبیب بن مظاهر و... و هدف از همه این برنامه ها زنده نگه داشتن حماسه ای است که آفریدند. روز هشتم ذی الحجه امام حسین(ع) از مکه معظمه عزم سفر کردند طی منازل مختلف از هشتم ذی حجه تا دوم محرم منازلی از قبیل : منزل صفاح –وادی عقیق و ذات عرق – وادی حاجز –خزیمیه – زرود –ثعلبیه – زباله ( و دیدار با هلا ل بن نافع و فرزدق -) - عقبه – شراف – ذوحسم – بیضه – عذیب هجانات – قصر مقاتل و دیداربا عمروبن قیس – قطقطانه را با کاروان حسینی طی نمودند. روز اول: به یاد مسلم بن عقیل - آغاز ایام حسینی -امام حسین علیه السلام در راه کربلا -قیام مردم مدینه بر علیه یزید مسلم پیشاهنگ نهضت کربلا و سفیر امام حسین (علیه السلام) به سوی مردم کوفه بود. او که در عرفه شهید شد تا دعای عرفه امامش را تفسیر کند و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافریند. مسلم بن عقیل اسوه همه کسانی است که در زندگی به هدف هایی والاتر از دنیا اعتقاد دارند و ارزش هایی متعالی را می جویند. او الگوی عمل به وظیفه، اطاعت از امام و بنده بودن و بندگی کردن است. نام مسلم یادآور همه خوبی ها، رشادت ها و جوانمردی هاست. در حدیثی از پیامبر (ص) خطاب به امیر المؤمنان (ع) آمده است: من عقیل را دوست دارم، یکی به خاطر خودش و یکی هم به خاطر این که پدرش ابوطالب او را دوست می داشت. فرزند او کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد، چشم مؤمنان بر او اشک می ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود می فرستند به شهر کوفه گشتم بی کس و بی یار، می گریم غریبانه من سر بر دل دیوار، می گریم اگر این است رسم میهمانی کردن کوفی گذشت از من به حال سید ابرار می گریم ندای باغبان کاروان هر دم بگوش آید به حال زینب و این کوچه و بازار می گریم برای قتل من شوری به پا گردیده در کوفه به طفلان و جوانان شه ابرار می گریم نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه، میا کوفه ولی صد حیف بگذشت است کار از کار، می گریم روز دوم: کاروان اباعبداللَّه الحسین (ع) به کربلا رسید -ورود امام حسین علیه السلام به کربلا -نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه گرمای سوزان کویر، بدن های خسته کاروانیان را می آزارد و خورشید آرام، آرام خود را در تنگنای افق جای می دهد، کاروان توقف کرد، صدایی پرسید: این جا کجاست؟ پاسخ آمد: اینجا کربلاست! آری اینجا کربلاست، اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است، اینجا نگارخانه گل های پرپر است، اینجا حریم قرب شهیدان داور است. حسین(علیه السلام) آمد با اهل بیتش، عباس و زینبش، اکبر و اصغرش، رقیه و سکینه اش، ...، دل کویر در تب و تاب و چهره آسمان درهم شده است. زمین بغض خود را فرو می خورد و فرات آرام و بی صدا اشک می ریزد. امام حسین علیه السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به کربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار “سید بن طاووس” نقل کرده است که: امام علیه السلام چون به کربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینکه نام کربلا را شنید فرمود: این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من داده است.2 در این روز “حر بن یزید ریاحی” ضمن نامه ای “عبیداللّه بن زیاد” را از ورود امام علیه السلام به کربلا آگاه نمود. . در این روز امام علیه السلام به اهل کوفه نامه ای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه که مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در کربلا آگاه کرد. حضرت نامه را به “قیس بن مسهّر” دادند تا عازم کوفه شود.3 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود: “اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیی ءٍ قَدیرٌ؛ خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی.”4 در اوایل ماه محرم سال 61 قمری، لشکریان عبیداللَّه بن زیاد به فرماندهی حُرّ بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع پیش روی آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حرّ بن یزید، مأموریت داشت با امام حسین (ع) برخورد شدید نماید ولیکن رفتار وی با امام بر رِفق و مدارا بود. از این رو حرّ و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین (ع) شرکت می کردند و به خطبه های دلنشین وی گوش جان می سپردند و این دو سپاه چند روز بدون هیچ گونه مشکلی در کنار هم بودند. امّا عبیداللَّه بن زیاد که در جنگ با اباعبداللَّه الحسین (ع) اصرار فراوان داشت، نامه ای به حرّ بن یزید نوشت و وی را مأمور سخت گیری بر امام حسین (ع) نمود. حرّ بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین (ع) و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه خشک و بی حاصلی به نام کربلا هدایت کرد و در آن جا آنان را در محاصره خویش قرار داد. قافله امام حسین (ع) چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید: این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا. آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اَللّهمَّ اِنّی اَعوُذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاءِ. و سپس فرمود: این، موضع کَرْب و بَلا و محلّ محنت و عِنا است. فرود آیید که این جا منزل و محل خیمه های ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدّم رسول خدا (ص) مرا به این امور خبر داد. به ناچار، آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حرّ بن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند. به گوشم می رسد هر لحظه آوای خدا اینجا مران ای ساربان محمل که باشد کربلا اینجا دلا حجاج بیت الله خون، احرام بر بندید که کامل می شود با زخم تن حج شما اینجا شما حجاج بیت الله خون هستید و می بینم که جای موی سر، سرتان گردد جدا اینجا نه تنها حج ما قربانی پیر و جوان دارد شود قربانی شش ماهه تقدیم خدا اینجا ز شمشیر هزاران قاتل خونخوار می بینم هزاران بار گردد اکبرم جانش فدا اینجا به موج خون میان قتله گه با پیکر بی سر زنم از حنجر ببریده خواهر را صدا اینجا به پاس اجر سقایی و قانون علمداری شود با تیر و خنجر حق عباسم ادا پیدا کند این امت گم کرده ره تا راه خود اینجا درخشد راس هفتاد و دو مصباح الهدی اینجا ندای ارجعی را در یم خون می دهم پاسخ که می آید به گوشم از خدا دائم ندا اینجا 1٫ الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10٫ 2٫ اللهوف، ص35٫ 3٫ مقتل الحسین مقرّم، ص 184٫ 4٫ بحارالانوار، ج44، ص381٫ گردآوری وتدوین:مجید کریمی ...
مثنوی بلند نینوا تقدیم به عاشقان ذبیح الله الاعظم
به گزارش "سپاس" حسین علیه السلام این مثنوی عاشقانۀعاشورایی شامل هفتاد و دو هزار بیت در 14 دفتر و در وزن های مختلف می باشد که تاکنون بیش از بیست وپنج هزار بیت آن سروده شده است. آمده ام که نِی شوم، تا که نوایِ او زنم و زخُمِ سرخِ کربلا، بر سَرِ نِی سبو زنم قصۀِ عاشقی کنم تا زِ قتیلِ شور و شِین، تشنه لبِ بُریده سَر، کُشتۀِ کربلا حُسِین گویم از او که تشنه لب، سر زِ
منظور قرآن از شجرة الملعونة چیست؟
شما متوجّه نمی شوید. گفتند: مالک اشتر با چند نفر رفته، حضرت فرمودند بگویید: برگردد. گفتند: بگذارید کار تمام شود. امام فرمودند: نخیر، بگویید برگردد. خود مالک اشتر می گوید: من صدای نفس آن ها را می شنوم، گفتند: برگرد و مالک اشتر هم سمعاً و طاعتاً گفت و برگشت. یعنی حتّی خلاف امر مولا انجام نداد که بگوید من می روم سر این سران فتنه را می زنم، بلکه بلافاصله برگشت. این هم از اطاعت پذیری بسیار
عبرتهای عاشورا در کلام رهبر معظم انقلاب
، مشمول رحمت و برکات خودت قرار بده. کارها و تلاشهایی را که می شود، به لطف و کرمت قبول فرما. والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته منبع : حدیث ولایت 1) البلد الامین، ص 349 2) اشاره به آیه ی 42 سوره روم 3) امالی شیخ صدوق، ص 141 4) حشر: 2 5) انعام: 11 6) قصص: 41 7) ابراهیم: 28 و 29 8) یوسف:108 9) آل عمران: 14 10) تاریخ طبری: ج 3، ص 301. عقد الفرید: ج 5، ص 118 11) حج: 40 12) توبه: 111
غلامعلی پورعطایی ، مرغی که رنجید و از بام پرید
. متأسفانه استادان بزرگ و شناسنامه های موسیقی سترگ مقامی، مهجور ماندند و هنوز هم این سریال ادامه دارد و تأسف برانگیزتر آنکه دیگر از این نسل بزرگ و بی بدیل، حتی به تعداد انگشتان دست هم نمانده که همان ها نیز وضعیت اسف باری دارند گرچه این استادان شأن و مقامشان آن قدر بلند است که در خلوت خود فرورفته و روزگار می گذرانند، بی آنکه دستی دراز کنند، چراکه روحشان بلند است، اما غفلت مسئولان جای بسی
شعری که امام حسین(ع) در روز تاسوعا زمزمه می کرد
نه مشاهده صدور افعال حمیده و اقوال جمیله آن جناب برای ایشان انتفاعی حاصل است ، به برادرش ابوالفضل فرمود: اگر تو را قدرت است در این روز، شرّ این اَشْقیا را از ما بگردان و ایشان را باز گردان که شاید امشب را از برای رضای پروردگار نماز بگزارم ؛ زیرا خدای متعال می داند که نماز از برای او و تلاوت کتاب او را بسیار دوست می دارم . راوی گوید: حضرت عباس علیه السّلام از آن گروه حق نشناس مهلت یک شب را درخواست
خورش قیمه امام حسین 10 ساعت کار دارد
خبرگزاری مهر - عطیه همتی: حاج عباس پورسنج آشپز قدیمی محله تجریش و شمیرانات از حس های خوب محرم می گوید. حس ها و خاطره هایی که همه اش بوی دلپذیر مطبخ خانه هیئت و غذای نذری سیدالشهدا می دهد. خوردن غذای نذری بعد از عزاداری در هیئت های امام حسین از آن لحظه های شیرین است که به جان آدم می چسبد و طعم این لحظه و این غذا را در هیچ کدام از روزهای سال نمی توان یافت. آشپزهای هیئت خادمان زحمت کشی
اشعار ویژه تاسوعا و حضرت ابوالفضل (ع)
دلخوشی ام ای علمدار رشیدم چه به هم ریخته ای ! دست و پا میزنی و غم به دلم ریخته ای سرو بودی همه ی برگ و برت زرد شدند تا که دستان تو افتاد همه مرد شدند ! چه کس اینگونه به خود حقِّ جسارت داده؟ به روی قرص قمر ردِّ عمود افتاده دستت افتاده و یک تیر به چشمت زده اند نقش بر خاک شدی و همه شان آمده اند بلبل خوش
محمد صالح علاء: بیشتر مکتوبم تا ناطق!
سال است آمده ایم به این محل و روز اول که آمدیم درختی بود که هم قد من بود. یک پارک بزرگ درخت زایی هم بود. من می روم گاهی به ایوان. درخت از طبقه چهارم هم بالاتر رفته. می نشینم با این درخت حرف می زنم. به درخت می گویم: من به تو حسودی می کنم. تو شب و روز داری کار خودت را می کنی. این طور هم قد کشیده ای. من همان طور مانده ام. تو ماشاءالله موفقی. تو چه چیزهایی داری که من ندارم. به
فتنه 88 مصداق بارز نفوذ سیاسی دشمن/ فقط تو می توانی سرکشان را حر کنی
، تهدیدهای و فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن که توسط کلام فارس برگزار شده است با موضوع تاثیرات ماهواره بر خانواده " طراحی شده است. وبلاگ از جنس دغدغه نوشت: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا... تاریخ را که مرور می کنم همیشه محرم مقارن شده با حساسترین برهه های سیاسی و اجتماعی و حتی گاهی زندگی شخصی خودم... مدتها بود دغدغه داشتم که فرجام برجام چه می شود و واکنش مجلس در مقابل این بی
یاللعجب که وصل و فراق است روبه رو
/> نفسم به آخر آمد نظرم ندیده سیرت به جز این نمانده ما را هوسی و آرزویت . سر دار چون مسیحا که بنازم آن سری را چو بود دلیل مادر به قبول رهبری را چه خوش است فکر حافظ که بگفت سرسری را مکن ای صبا مشوش سر زلف آن پری را که هزار جان لیلی به فدای تار مویت . مگر این قرار بودی که جواب من نگویی چو دلم
ذکر وِرد نیست بلکه تکرار اندیشه است با همراهی دل
عقیق : امسال هشتمین سالی است که حجت الاسلام علیرضا پناهیان سخنران دهۀ اول محرم هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)-هیئت میثاق با شهدا-است و میثم مطیعی نیز مانند سال های گذشته عهده دار مداحی این بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در منطقۀ شمال غرب تهران است. بخش هایی از چهارمین شب سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع برای نزدیک شدن به خدا را در ادامه می خوانید:
اشعار شب هشتم محرم؛ حضرت علی اکبر(ع)
شکافت بیشتر از پیش از دو سو پهلو نداشت فایده هر قدر نیزه را تا کرد کسی ز خیمه رسید و به دست زینبی اش امام مرده ی خود را دوباره احیا کرد (سید محمد جوادی) بازدلشوره ای افتاده به جانم چه کنم تندترمیزند آخرضربانم چه کنم پسرم رفته و چندیست از او بی خبرم باز هم بی خبری برده امانم چه کنم آه یا راد یوسف پسرم برگردد
عزاداری در پاییز
آید. من حال زینب س را می فهمم. گریه نمی کنم. حرف می زنم. راه می روم. آن چه را که دیدنی است، نمایش می دهم. فریاد می زنم که شنیده شود ماه، که دیده شود خورشید، که به گوش برسد باران هایی که هیچ چتری جلودارشان نیست. چه غم انگیز است عزاداری تو در باران. با لباسی که به تن خواهران عزادار می آید. خواهران عزادار دسته جمعی و سرودخوان هرکدام در قلبشان کبوتری دارند که آوازش را تمام دنیا
از مداحی یثربی سوار بر اسب تا خاطرات عاشورا در سکرمنتو و لس آنجلس
فلسفه و مفسر قرآن کریم ): بنده چند سالی است که مراسم های محرم را در شمال کشور شهر رامسر حضور دارم و با مردم این مناطق در مراسم هایشان شرکت و عزاداری می کنم. اما آنچه از محرم های به یاد ماندنی در مولدم روستای چراغ تپه خاطرم است به زمان کودکی ام باز می گردد چرا که من یک بچه سید یتیم بودم و پدربزرگم برای اینکه من قرآن بخوانم مرا در مکتب گذاشت، تا باسواد شوم. بنابراین ایام محرم
فرهنگ در رسانه
. برای همین دلم می خواهد رهبر و رئیس جمهور را ببینم و این موارد را با آنها مطرح کنم. اغلب تصور می شود تعزیه خوانی برای ماه محرم است و در عمل تقریبا همین اتفاق افتاده است. این هم نتیجه نداشتن جایی برای اجراست. ما 300 مجلس تعزیه داریم و می توانیم برای تمام ایام سال و در مناسبت های مختلف برنامه اجرا کنیم و می دانیم که مردم هم می آیند و استقبال می کنند. سریال شب دهم را همه
عاشورا؛ روزی به بلندای تاریخ
به گزارش خبرگزاری رسا، یادداشتی از سلسه نوشتارهای حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت ماه محرم منتشر شد. متن نوشتار این مرجع تقلید به شرح زیر است: کاش فردا نمی شد خدایا! چه می شد اگر تاسوعا را آن فردا نبود و تا صبح روز قیامت، بامدادش نبود. خدایا! چه می شد اگر فردا نمی آمد و آن جنایات هولناکی که تا آن تاریخ سابقه نداشت و بعد از آن همانند و نظیرش اتفاق
دلنوشته های یک مستندساز درباره فوت دختر مبتلا به ای بی
لحظاتی اشک چشمهایش را فرامی گرفت و می گفت مادر من هیچ وقت خوب نمی شم و آرزویش را ناتمام رها می کرد. دنیا در آخرین روزهای زندگی ش از پیش خدا رفتن بسیار سخن می گفت. او از خدا خواسته بود یا خوبش کند یا ... آخرین حرف دنیا به من روزی که حالش بد شده بود این بود: مامان منو به بیمارستان نبر.. حالا هر هفته به بچه هایی که بیماریشون مثل دنیای من بود زنگ می زنم و احساس می کنم صدای دنیا توی گوشم می پیچه. دلم
فرزند عاشورا
، قابله را با چشم بدرقه کرد و غرق در فکر به اتاق رفت. بچه کنار سیده خانم آرام گرفته بود. محمدحسن، با اشاره مادرش، ساکت و آرام، به طرف طاقچه رفت و قرآن را برداشت. مادرش، با تکان دست، پرسید: - کجا؟ محمدحسن زیر لب جواب داد: - می روم مسجد. می خواهم قرآن را بدهم آقا پشتش تولد بچه را بنویسد. مادرش لبخند زد و آهسته گفت: - سکینه گفت اسمش حسین جان باشد! محمدحسن خندید و به طرف