اعلام شکایت داور دربی به پلیس فتا - ملیت
سایر منابع:
سایر خبرها
گل پرسپولیس شانسی بود، گل استقلال تاکتیکی
/> من اصلاً مشکلی با این قضیه نداشتم. ولی بعد از بازی خبر رسید خیلی ناراحت بودی. نه اصلاً. من حتی خودم به آقای مظلومی گفتم شرایطم خوب بود و می توانستم بیشتر بازی کنم ولی او گفت به خاطر پایم تعویض کرد. قطعاً اگر این نگرانی نبود بیشتر بازی می کردم. اعتراضی هم نداشتم. درباره پاس گلی که دادی حرف بزن. خیلی دقیق بود، همان جا که جابر می خواست. چون او بازیکن قدبلندی نیست. خب
خوشحالم به استقلال نرفتم و پرسپولیسی شدم
داد ضربات ایستگاهی و کاشته را بزنم. پرسپولیسی ها معتقدند استقلال شانس آورد و استقلالی ها هم در جواب به وقت اضافی محسن ترکی ایراد می گیرند. نظر خودت چیست؟ به نظر من استقلال فقط 10 دقیقه ابتدای بازی را خوب بازی کرد. 85 دقیقه از زمان مسابقه دست پرسپولیس بود. به شخصه معتقدم آقای محسن ترکی قضاوت خوبی داشت و بی انصافی است اگر عملکرد این داور عادل را زیر سؤال ببریم. بعد از
100میلیون تومان هزینه آلبوم اولی ها!
خواننده ای که قرار است برای اولینن بار آلبوم بدهد و معلوم نیست بازخورد مالی دارد یا نه هزینه ای انجام دهد. مرتضی دلیری تهیه کننده آلبوم های موسیقی در این باره گفت: من 5آلبوم اولی داشتم که شهرام شکوهی، گرشا رضایی، مازیار بازیار، عارف جعفری از کسانی هستند که اولین آلبومشان را من منتشر کرده و می کنم. همچنین اولین بار است که خواننده ای افغانی را من حمایت کردم و اولین افغانی است که آلبوم
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
پشتی ام برمی گشتم. مردی با ریش بلند و سبیل تراشیده از من به عربی پرسید که اهل کجا هستم، بعد با دستش خانه ای را روی هوا ترسیم کرد که وطنم کجاست؟ راستش از شدت ترس دست و پایم با آن حال نزارم می لرزید. خودم را به لال بودن زدم و روی هوا نقشه جمهوری آذربایجان را ترسیم کردم. چیزی نفهمید و مرا پیش سه جوان که لال بودند، برد. آنها با ایما و اشاره از من سؤال کردند و من چون آشنایی با این
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
زمین دراز کشیده بودم که دیدم مردی بطری به دست به آنهایی که حالشان خوب نیست جرعه جرعه آب می دهد. خودم را به او رساندم. بعد از اینکه جرعه ای آب خوردم و به طرف کوله پشتی ام برمی گشتم. مردی با ریش بلند و سبیل تراشیده از من به عربی پرسید که اهل کجا هستم، بعد با دستش خانه ای را روی هوا ترسیم کرد که وطنم کجاست؟ راستش از شدت ترس دست و پایم با آن حال نزارم می لرزید. خودم را به لال بودن زدم و روی هوا نقشه
ماجرای فرار یک ایرانی از دست داعش
بلند و سبیل تراشیده از من به عربی پرسید کجایی هستم، بعد با دستش خانه ای را روی هوا ترسیم کرد که وطنم کجاست؟ راستش از شدت ترس دست و پایم با آن حال نزارم می لرزید. خودم را به لال بودن زدم و روی هوا نقشه جمهوری آذربایجان را ترسیم کردم. چیزی نفهمید و مرا پیش 3 جوان که لال بودند، برد. آنها با ایما و اشاره از من سؤال کردند و من چون آشنایی با این علامت ها نداشتم نتوانستم جواب بدهم و لو رفتم که من لال نیستم
احسان حدادی: نوبتی هم باشد نوبت طلای ماست
مید ا نی کار مطرح جهان از اسپانسرینگ پول های خوبی را به دست می آورند که می توانند در طول تمرینات و ورزش استفاده خوبی از آن کنند. وی درباره حقوق مربی روسی خود نیز افزود: امیدوارم که حقوق کیم سر وقت پرداخت شود؛ چرا که اگر این موضوع رخ ندهد تمام فشارها روی من است. من خودم حقوقی نمی خواهم اما امیدوارم که مطالبات این مربی سر وقت پرداخت شود. اگر در هر اردویی مشکلی پیش آید یا پروازی لغو شود همه
حدادی: خوشحال تر از زمانی هستم که نقره المپیک را گرفتم/دارو جای تکنیک را گرفته است
نقره المپیک آنقدر خوشحال نبودم چون الان برنامه دارم و مربی. شاید در گذشته خیلی سخت بود که بخواهم ساعت 6 صبح بیدار شوم اما حالا انگیزه دارم و حتی یک دقیقه هم به تمرین دیر نمی روم. از همه هم می خواهم که در این 10 ماه تا المپیک کمک کنند. 4 سال پیش هم در کنفرانس خبری صحبت کردم که بعد از آن اتفاقات خوبی افتاد و امیدوارم همان اتفاقات باز هم رقم بخورد و بتوانم پرتاب های خوبی داشته باشم. حدادی
سرلشکر صفوی: ساختن انواع بمب های دست ساز و مواد منفجره را در سوریه فرا گرفتم/ قرار ملاقات با پسر آیت ...
کلاشینکف گرفته تا تیربار گیرینف . من که اولین بار بود که کلاشینکف را می دیدم ، کار کردن با آن برایم جالب بود؛ چون در دوران خدمت سربازی با اسلحه ژ3 آشنا بودم و در ارتش ایران زمان شاه کلیه سلاح های سازمانی ساخت آمریکا بود و سلاح های روسی وجود نداشت . ما در این پادگان کلیه رزم های چریکی ، پارتیزانی و تاکتیک های نظامی را با اسلحه کلاشینکف انجام می دادیم . بعد از پایان آموزش ها نیز یک دوره
چاواردینی: سیاست های روحانی هم ایران هراسی را متوقف نکرده است
عنوان یک زن کمک نمی کند اما در جامعه ایران کاملا برعکس است؛ مدتی که در ایران هستم، عادت می کنم که همه به من کمک کنند، بعد که به کشور خودم بازمی گردم واقعا برایم سخت است که کسی به کسی کمک نمی کند. باید فرهنگ تعارف را در یونسکو به نام ایران ثبت کنید این روزنامه نگار ایتالیایی با اشاره به اینکه در جامعه ایران همیشه اولویت با میهمان است، گفت: تلاش کردم به پسرم یاد بدهم که در ایران
جوان ایرانی که در مرز یونان گرفتار داعش شد
مردی بطری به دست به آنهایی که حال شان خوب نیست جرعه جرعه آب می دهد. خودم را به او رساندم. بعد از اینکه جرعه ای آب خوردم و به طرف کوله پشتی ام برمی گشتم مردی با ریش بلند و سبیل تراشیده از من به عربی پرسید کجایی هستم، بعد با دستش خانه ای را روی هوا ترسیم کرد که وطنم کجاست؟ راستش از شدت ترس دست و پایم با آن حال نزارم می لرزید. خودم را به لال بودن زدم و روی هوا نقشه جمهوری آذربایجان را ترسیم کردم. چیزی
طارمی: با تزریق شش آمپول بازی کردم
ما می بردیم.همه دیدند استقلال تا گل زد رفت در لاک دفاعی و هر چه دفاع داشتند وارد بازی کردند. چگونه می شود تصور کرد بیرون مستطیل سبز این مسائل که نمی دانم اصلا منظورشان چه بوده وجود داشته و اصلا نمی خواهم به آن فکر کنم چون همه مردم همه چیز را دیده اند.جا دارد از همراهی استقلالی ها در مورد بزرگداشت هادی نوروزی در این بازی تشکر ویژه ای نمایم.امروز واقعا جای هادی خالی بود. *تعویض های
روایتی از مناظره شریعتمداری و اصغرزاده
حالا مونده بود حاج حسین شریعتمداری که اصلا زیربار نمی رفت کنار اصغرزاده بنشیند با هزار بدبختی بلاخره راضی اش کردم یادم نمی رود حاج حسن شایان فر بهم زنگ زد و گفت :"حسین آقا نمی دونم چه جوری این حاج حسین ما رو راضی اش کردی من که اصلا موافق نبودم "خلاصه هر دو آمدند و برنامه ای شد دو ساعته که بعد از مدتها بیننده ها را میخکوب کرد و البته خودم را هم میخکوب کرد به صندلی برنامه ،واقعا خدا بهم لطف کرد جز یک
مشهورترین نویسنده امروز ترکیه از شاهنامه می گیرد
تغییر می دهد، بعد ویراستار کمی نمک و فلفلش را اضافه می کند و نشریات زرد آن را برمی دارند و منتشر می کنند. همه مشکلاتی که من داشتم به خاطر کتاب هایم نبود، بلکه به خاطر معضلات ترکیه بود. در واقع مشکلات سیاسی من به این برمی گشت که حرف هایم به زبان های زیادی ترجمه می شد ... و بعد گاهی وقت ها ،نمی گویم اکثر اوقات، نمی دانم چطور دهنم را ببندم. علاوه بر این، گاهی آدم عصبانی می شود و می خواهد حقیقت را
واکنش های جالب و خواندنی به خبر جنجالی دختر و پسر های پولدار تهرانی
من با پول داشتن مخالفتی ندارم اما پول دادن جنبه میخواد نمیخوام توهین کنم اصلا ولی اینا جنبا ندارن اگه داشته باشن که با این پولاشون عکس نمیگیرن وحید خونه زندگی میلیاردی قیافه دو زاری amir ایشالا خدا به همه پول بده به منم بده من عاشق پولم اما از پول مهمترم هست که خداروشکر من دارم خدایاااااااااا شکرت بهار خدایا بابت داده
باید پاسخ اعتماد قرارداد 2 ساله را بدهم
زدن به تیم ها عادت کرده و... در این چند روز خیلی این موضوع را شنیده ام. اما هر بازی شرایط خاص خودش را دارد و شاید یک روز توپ های شما گل نشود. در تبریز، بازی روند خوبی داشت اما گل های بدی خوردیم. وقتی یک – یک بودیم فرصت را از دست دادیم حتی داور پنالتی ما را هم نگرفت. بعد از گل سوم، بازی برای دقایقی از دستمان خارج شد و خدا را شکر در ثانیه های پایانی گل مساوی را زدیم. البته خیلی کم اتفاق می افتد
سه سال است پیشنهاد شبکه های ماهواره ای را رد می کنم
برنامه فرید نیک خواه و نادر کریمان بودند. سین: بهترین خاطره شما از اجرا؟ جیم: اولین بار در رادیو یک شعر خواندم که این بود: سلام؛ توپ یأس رو شوتش کن، دریبل کن همه غم ها را وقتی من این شعر رو با آهنگ بندری خواندم، صدابردار هم فکر کرده بود شعر است و صدایم را ضبط کرد. بعد از اتمام کار در راه برگشت به خانه در تاکسی صدای خودم را از رادیو شنیدم به راننده تاکسی گفتم که این صدای من است
ابتکار معلم لاهیجانی برای کمک به کودکان بی سرپرست / آقای شهردار: استاندار و اعضای محترم شورا را بدقول ...
منتشر کننده است و درج آن در خزر صرفا جهت اطلاع رسانی می باشد. پیوند به مطلب یک دستگاه خودرو به علت سرعت زیاد، لغزندگی خیابان و عدم کنترل خودرو توسط راننده در خیابان معلم رشت واژگون شد . 125 رشت- به گزارش خبرنگار تحریریه خبر روابط عمومی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی رشت دقایقی قبل یک دستگاه خودروی پژو 206 بر اثر سرعت زیاد و عدم توانایی راننده در کنترل خودرو در خیابان معلم رشت
مشکلی با رهبر ارکستر سمفونیک نداشتم/ پاسخ مثبت به ارکستر ملی
مدنظرم بود، ترجیح دادم فعلا از ارکستر سمفونیک تهران جدا و در ارکستر موسیقی ملی به فعالیت هایم ادامه دهم. وی ادامه داد: بعد از اینکه بنده از ارکستر سمفونیک تهران خارج شدم خیلی ها بر این باور بودند که من هم با علی رهبری مشکلی دارم که تصمیم به جدایی به گرفتم، اما اصلا اینطور نیست زیرا این جدایی فقط به خاطر دعوت و دوستی دیرینه ای بود که با فرهاد فخرالدینی داشتم. او علاقه داشت بنده فقط در یک
جانباز به چه کسی می گویند؟
می کنند سرحالم اما نمی دانند از داخل هیچی ندارم. ریه ندارم، فشارخون و ناراحتی قلبی دارم و اگر به ظاهر می بینند که چاق و قوی هیکل هستم این چاقی به خاطر کورتون هایی است که مصرف می کنم. گاهی تا روزی 50 تا آمپول مورفین 10 میلی می زنم؛ یعنی روزانه چیزی حدود نیم لیتر! اصلا می توانم بگویم بعد از جنگ یک شب تا صبح راحت نخوابیده ام. خیلی شب ها از شدت درد، شیشه یخی به سینه می چسبانم تا درد و سوزش سینه ام
نگاهی به اتفاقات 40 سال زندگی عادل فردوسی پور
معروف عادل پس از بیان این جمله سراغش آمد و او دیگر نتوانست حرف بزند. رضا جاودانی چند کلام جای فردوسی پور صحبت کرد تا او بتواند با جمع بندی خنده هایش مجددا کار را در دست بگیرد. فردوسی پور اما موفق به کنترل خود نشد. صدای خنده های این گزارشگر آنقدر بلند بود که صدایش علیرغم تلاش صدابرداران به گوش می رسید. بی ربط * طالع عادل اما 18 سال قبل هم فوتبالی بود. میان آن همه پرسش سخت آسانترین
خبرنگارآمریکایی:علاقۀویژه ای به حضرت عباس دارم
جا وقت داشتم تا خبرها را به صورت عمیق دنبال و تحلیل کنم. دلیل سفر شما به ایران چه بود؟ پس از آشنایی با همسرم اولین بار خرداد ماه سال 1387 بود که یک سفر توریستی حدوداً یک ماهه به ایران داشتم. از شهرهای مشهد، قم، اصفهان و تبریز دیدن کردم و شگفتی های معماری و مکان های مقدس ایران را دیدم. البته من از مدت ها قبل به اخبار سیاسی ایران علاقه داشتم، چون این کشور یک ابرقدرت منطقه ای است
برای برخی سینما یعنی همه چیز
خوب و یک فیلم خوب پیشنهاد شود وگرنه اگر قرار بود در یک فیلم معمولی بازی کنم، پیشنهادها را می پذیرفتم. دوست ندارم باری به هر جهت کار کنم. برخی مواقع هم شرایط مهیا نمی شود مثلاً امسال پیشنهاد فیلم سینمایی برای جشنواره فجر داشتم. فیلمنامه بدی هم نداشت اما چون از قبل قول بازی در شهرزاد را داده بودم، نپذیرفتم. درباره تئاتر هم باید بگویم، بازی در یک تئاتر دو ماه تمرین می خواهد، یک ماه هم که اجرا روی صحنه
بهرام زند: از عمار یاسر حس خوبی گرفتم (2)
در روزنامه زده بودند البته یادم نیست کدام روزنامه بود. بهرحال من حدود 5-4 قسمت به جای شرلوک هلمز حرف زدم، تازه متوجه شده بودم که چه کار باید بکنم، یعنی از آن به بعد، تازه مسلط شده بودم. البته از نظر خودم وگرنه شاید از نظر شنونده، از همان قسمت اول هم ، درست بود. ولی از نظر خودم، با همه سختگیری ها و حساسیت هایی که داشتم، شاید از قسمت پنجم و ششم به آن نقطه دلخواه گویندگی و اجرای این
ترکی: در دربی به نفع تیم خودم سوت زدم!
روز بعد از دربی است، باید حسابی با بچه ها فوتبال بازی کنم و داور آنها باشم. دیروز نزدیک به 14 کیلومتر دویده ام، امروز باید 2 برابر آن بدوم و انرژی بگذارم ولی فرق آن این است که کسی روی حرف من حرف نمی زند و قضاوت من هم به نفع تیم کلاس خودم است چون خیلی بد است که تیم معلم ببازد. بنابراین من اینجا قانون را گاهی اوقات به خاطر تیمم نقض می کنم. دیشب تا صبح در امام رضا بودم برخوردها از
همسرم مرا از خانه بیرون کرد
مرد جوان وقتی یک شب دیر به خانه آمد و همسرش او را از خانه بیرون کرد، تصمیم گرفت برای همیشه به زندگی مشترکشان پایان دهد. به گزارش آرمان، چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی من تنها یک شب به خانه دیر برگشتم و همسرم مرا از خانه بیرون کرد. آن شب کارم زیاد طول کشید و بعد از آن به دلیل اینکه به دوستانم از قبل قول داده بودم
ماجرای پول دستی که بانک مسکن از “ب-ز” گرفت
درب نیروهای امنیتی فرودگاه در تلویزیون دیدم که تحریم شدم و همان لحظه پلیس سوت زد و مرا گرفتند و گفتند شما صاحب شرکت سورینت دبی هستید و اگر وزارت اطلاعات نبود، نمی دانستم چه کار کنم و 9 شب در سفارت ایران خوابیدم. وی گفت: اما این داستان جالب برای همه شاید اهمیت داشته باشد. بعد از تحریم سوئیفت 15 روز دیگر قطع می شد و من مانده بودم چه کار کنم، چون قبل از تحریم 4 میلیارد یورو به حساب تامین
جنجال جدا شدن سر نوزاد هنگام تولد در جیرفت/ وحشتناک ترین تصادف پژو + تصاویر / هر ایرانی 130هزار تومان از ...
می کنند باز هم پاسخ آنها را نمی دهیم و این عادت ما است اما جدیداً می بینم که میراث دارپیشکسوتان و کسانی که اسطوره باشگاه بودند آن هم افرادی مانند مرحوم ناصر حجازی که برای همه الگو بود یا امیر قلعه نویی که اسم و رسم آنها را در فوتبال حتی یک تریلی هم نمی کشد افرادی شده اند که حتی به زور و زحمت فارسی صحبت می کنند من این حرف را با دلیل و مدرک می گویم که کسانی که خودم از نزدیک با آنها برخورد داشتم و
زندگی به سبک یک مجاهد
روحی و روانیش بسیار آشفته بود و لذت پدر بودن و نوزادی فاطمه را درک نکرد. به خاطر موج انفجار به شدت عصبی شده بود. ایشان 9 بار در جنگ مجروح شد ولی بدتر از همه موج گرفتگی بود که دو بار برایش اتفاق افتاد. دیگر به من و فرزندش ابراز احساسات نمی کرد و این برایم بسیار زجر آور بود، با کلی قرص و دارو بهبود پیدا کرد ولی بازهم دنبال برگشتن به جبهه بود و دست بردار نبود. 18 بهمن 63 سجاد هم به دنیا آمد و دو بچه در
کدام لاله در رهگذار باد است؟
. ممکن است یک گزاره برای من با مجموعه آگاهی هایی که دارم، باور صادق موجه باشد و همان گزاره برای شما باور صادق غیرموجه باشد و برای دیگری، باور غیرصادق غیرموجه (ص336). نکته اصلی ملکیان، یعنی این که توجیه مفهومی نسبی است، درست است. اما برخلاف گفته ملکیان، صدق مفهومی نسبی نیست. اگر گزاره ای صادق باشد برای همه صادق است. مثلاً، ممکن نیست این گزاره که دایناسورها قبل از سال 2000 میلادی منقرض شده اند برای