مراسم قصاص داماد جنایتکار متوقف شد - اصفهان امروز آنلاین
سایر منابع:
سایر خبرها
دیوان عالی کشور 2بار حکم قصاص را نقض کرد،
آشنا شدم و مرتضی از دوستان صمیمی وی بود. این آشنایی باعث شد که من با مرتضی پنهانی ارتباط داشته باشم تا اینکه محسن متوجه ارتباط ما شد. سرانجام مرتضی با برداشتن کارت عابربانک محسن، از حساب وی پول برداشت کرد و گفت اکر محسن بفهمد من از حسابش پول برداشته ام مرا دعوا می کند پس بهتر است تو بگویی از حسابش پول برداشتی! من نیز پذیرفتم. این زن گفت: یک روز برای تفریح با محسن بیرون رفتم او از من پرسید چه
درباره همسر سام درخشانی ، عسل امیرپور بیشتر بدانید /عکس
بودم. واقعا جو خیلی خوبی در عروسی وجود داشت. همه آدم هایی که در جشن ما بودند، انرژی خوبی داشتند و خدا را شکر به همه خوش گذشت. واقعا دوست دارم که آن شب دوباره تکرار شود. . . سام: عروسی که ساعت 4 صبح تمام شد و همه رفتند، تازه یکسری از دوستان خیلی نزدیک، کله پاچه گرفتند و برای صبحانه آمدند خانه ما. تا کله پاچه بخوریم و در مورد عروسی و زندگی مشترک صحبت کنیم و. . . ساعت شد 8 صبح. تازه آن زمان
اعلام گذشت خانواده ترکیه ای از قصاص یک تاجر ایرانی
رسیدگی به این پرونده همزمان با پیدا شدن جسد ی سوخته به جریان افتاد. مأموران پلیس پایتخت بعد از کشف جسد بود که بررسی های خود را شروع کردند. تحقیقات در این باره ادامه داشت تا اینکه اعضای خانواده ای از ترکیه روانه ایران شدند و گفتند فرزندشان گم شده است. آنها بعد از دیدن جسد در پزشکی قانونی هویت وی را تأیید کردند. تحقیقات پلیس از خانواده این مرد نشان داد که وی از چند سال قبل در ایران زندگی
سوء استفاده نوعروس از دسته چک پدر شوهر
او اعتماد نکردم و خودرو را به آنها تحویل ندادم، اما وقتی با اصرار آنها مواجه شدم، علاوه بر تحویل خودرو، مدارک را هم به آنها دادم. شاکی ادامه داد: صبح روز بعد وقتی برای برداشت پول به بانک رفتم، متوجه شدم امضای آن جعلی است. آنجا بود که فهمیدم در دام زن و مرد کلاهبردار گرفتار شده ام. ابتدا با شماره تلفنی که در قولنامه دستی نوشته بودند، تماس گرفتم اما متوجه شدم شماره اشتباه است بنابراین
مرگ دوستم یک اتفاق بود، نه قتل
داد و در دفاع از کیفرخواست گفت: متهم این پرونده سه سال قبل در پی اختلاف مالی که با دوستش شروین داشت او را به خانه اش کشاند و وی را در پارکینگ با بنزین به آتش کشید و باعث مرگش شد. متهم در تحقیقات اولیه به قتل اعتراف کرد، هرچند در مراحل بعدی این قتل را انکار کرد و اعترافاتش را اشتباه خواند، اما مدارک به دست آمده به جز اعترافات متهم نشان می دهد شروین به دست فرشاد به قتل رسیده است و به عنوان نماینده
نجات از چوبه دار با رضایت اولیای دم
جوانی که دوستش را به قتل رسانده و جسدش را در داخل گودالی رها کرده بود، با رضایت اولیای دم از قصاص نجات پیدا کرد و به لحاظ جنبه عمومی جرم مورد محاکمه قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما، چهارسال ونیم قبل پسر جوانی به مأموران خبر داد دو دوستش با هم درگیر شده و یکی دیگری را به قتل رسانده است. این جوان در گزارش تلفنی ای که به مأموران داد، گفت: دوستم کریم با من تماس گرفت و گفت دوست مشترکمان احمد را
روایت معتادی که کارخانه دار شد!
/> مادر مُرد از بس که جان ندارد آنقدر همه از محمد ناامید بودند که دیگر مادرش هم تاب نیاورد و مُرد دیگر هیچ کس امیدی به بازگشت من نداشت. همسرم می خواست از زندگی من بیرون برود؛ اما از طرف دیگر من را هم دوست داشت. جدای از دوست داشتن انگار امیدی هم به بازگشت من داشت. برادرم هم امیدوارتر از او. مادرم خیلی عذاب می کشید. عاقبت هم در سال 88 فوت کرد. آنقدر از مرگ مادرم ناراحت شدم که
به خاطر لکنت زبانم نمی گذاشتند مداحی کنم/ مداحی نسل نو باید آمیخته با هنر و منطق باشد
یا چادر مشکی مادرم در پارکینگ کوچک منزلمان برای خودم هیئت می زدم و نوحه می خواندم اما چون از زمان کودکی هنگام صحبت کردن لکنت زبان داشتم و هنوز هم دارم، هیچ کسی مرا در مداحی باور نمی کرد و اجازه روضه خواندن در هیئت ها به من داده نمی شد. یک هیئتی بود که ماه های محرم به آنجا می رفتم و به هر طریقی که ممکن بود خودم را به مداح هیئت نزدیک می کردم تا متوجه بشم چه می کند. یک شب از دسته خارج شدم و به کنار
مرد بدبین، هر دو زنش را کشت
و به قتل زن جوان اعتراف کرد. او گفت: وقتی همسر اولم گم شد، زندگی ام به هم ریخت تا اینکه تصمیم گرفتم دوباره ازدواج کنم. حدود یک سال پیش با مقتول ازدواج کردم و در این مدت زندگی خوبی داشتیم تا اینکه چند روز پیش، وقتی به خانه برگشتم، دیدم همسرم نیست. او برای انجام کاری از خانه خارج شده بود و وقتی برگشت از او پرسیدم کجا رفته بود اما همسرم پاسخ داد که به تو ربطی ندارد و هرکاری بخواهم می کنم
نقشه بیتاکی پسر دختر نما برای سرقت طلاهای دختر جوان
فارس: صبح روز گذشته دختری 15 ساله در حضور مدیرروستا، بازپرس ویژه امور جنایی تهران گفت: تابستان که خانه تنها بودم و پدر و مادرم سرکار بودند از پدرم خواستم برایم گوشی هوشمند بخرد و توسط آن علاوه بر بازی کردن با آن توانستم توسط شبکه های اجتماعی با افراد دیگر ارتباط بگیرم. وی ادامه داد: پس از خرید تلفن هوشمند توسط پدرم نرم افزار بیتاک را روی گوشی نصب کردم؛ اما از آنجا که دنبال دوستی با
تصویرخونین یک توهم
بدانی زندگی همیشه آنطوری نیست که از قبل تصورش را کرده ای. ورود عضو سوم به خانواده جوان، همه چیز را به هم ریخت؛ شیشه. نوشین اصلاً نمی دانست شیشه چه هست تا آنوقت که پایپ را در دست سینا دید. یک روز بارانی که بی هوا از سرکار به خانه برگشت. سینا بود و دوستانش. تلخ بود آن روز. سینا، دیگر آن پسر خجالتی دانشگاه نبود. فحش می داد. نوشین را کتک می زد و هرچه دم دست اش بود می شکست. ترک کردن های چندباره
مردی که دوستش را کشته بود با پرداخت یک میلیاردتومان از خانواده مقتول رضایت گرفت
دیدم یک چوب در دستش دارد، به من ناسزاگویی کرد. چوب را از دستش گرفتم و او چاقویی از جیبش درآورد. با هم گلاویز شدیم. همزمان داد زد علیرضا خونی شدم. او داخل گودالی که آنجا بود افتاد. برای کمک سمتش رفتم می خواست با چوب مرا بزند. آنجا بود که چوب را گرفتم و چند ضربه به او زدم. بعد رهایش کردم و به خانه رفتم و موضوع را به دوستم امیر گفتم و خواستم وی را به بیمارستان برساند! این مرد در شعبه 74
حمله به لانه تبهکاران
روز از سوی قاضی تبرئه شدم چرا که نقشی در قتل ها نداشتم . نادر به شوک گفت : بعد از راهزنی برای بارهای میلیونی بازاریابی کرده و آنها را می فروختم . بچه طلاق رضا 24 ساله درحالی که در خانه شان بود از سوی پلیس دستگیر شد . این پسر جوان که سال گذشته به جرم مواد دستگیر شده بود به شوک گفت : حشیش می کشیدم و سال گذشته به دلیل همراه داشتن مواد دستگیر شدم . وی افزود : وقتی 2 ساله بودم پدر و مادرم از
شخصیت های وسواسی را قبل ازدواج بشناسید
دوست دارد برای بار هزارم دست هایش را آب بکشد، جانماندن کلید خانه را بررسی کند؛ پول های کیفش را از تراول تا سکه های صد تومانی مرتب کند و ده ها مورد دیگر. رفتارهای وقتگیر و تشریفاتی اش خیلی مواقع باعث می شود تا از اصل مطلب جا بماند. هنوز در حمام است که شروع ساعت کاری می گذرد و چیزی به کنکور نمانده که دارد رنگ خودکارهایش را ست می کند. مشکل بزرگ وسواس، وقت کشی در زمانه ای است که هیچ کس وقت
ناگفته های برادر زن تختی از زندگی و مرگ او
دارم مربوط به پنج سالگی ام است. یک دختر بشاش و شاداب. زمانی که ایشان 17 - 18 ساله بود و من هم بزرگتر شدم، پشتیبانی و رسیدگی اش به من خیلی زیاد بود. برخلاف خیلی از خانواده های آن زمان که خیلی جر و بحث در آنها زیاد بود، من شاهد هیچ جر و بحث آنچنانی در خانواده نبودم. نه از سوی پدر و نه کل خانواده. شهلا بی ریا در خانه به مادرم کمک می کرد. زمانی که به کلاس هفتم رفتم و وارد دبیرستان شدم شهلا با من همراه
مرد افغانی که زن و فرزندش را آتش زده بود، از چوبه دار نجات یافت
مردی افغان که زن و کودک خود را به دلیل سوءظن سوزانده و کشته بود، با رضایت اولیای دم از چوبه دار نجات یافت. رسیدگی به این پرونده از 22 تیر 88 با اطلاع پلیس از وقوع یک فقره آتش سوزی مرگبار در پاکدشت آغاز شد. با حضور ماموران در محل مشخص شد خانه ای مسکونی به عمد آتش گرفته و یک زن همراه کودک چهار ساله اش به شدت دچار سوختگی شده اند و ماموران اورژانس آنها را به بیمارستان منتقل کرده اند. با
زیست مَرگی در دوزخ
و کی به مدرسه رفتند، تمام و فکر و ذهنم در 24 ساعت شبانه روز تهیه و مصرف مواد بود، اصلا هدفی جز این در زندگی ام نداشتم. او می گوید: وقتی ازدواج کردم یک دختر بچه 14 ساله بودم که فکر می کردم همسرم همه چیز را می داند و هر کاری که می کند درست است. اوایل زندگی، او مصرف کننده بود و من تماشاگر، اما بتدریج با تشویق او، شدم رفیق مصرف همسرم. آن قدر غرق دود و دم بودم که نفهمیدم دخترم کی
در مورد ویشکا آسایش و عکس های داغ ویشکا آسایش
. برای این که رضا رو بیشتر بشناسم وقت زیادی رو صرف کردم و هر روز علاقه من بیشتر میشد. یک روز با خودم فکر کردم که نباید بیشتر از این وقت رو هدر بدهم و موضوع را با رضا در میون گذاشتم و علاقه ام رو بهش گفتم و گفتم دوست دارم با هم ازدواج کنیم که خوشبختانه پیشنهاد من از طرف رضا با استقبال مواجه شد. بعد از اون هم من قید زندگی در خارج از کشور رو زدمو به ایران اومدم تا با رضا زندگی خوبی رو تجربه کنم و الان هم از زندگیم کاملا راضیم. روزی که مادر شدم بعد از مدتی من و همسرم تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم و مادر شدن برای من یک تجربه کم نظیر بود و من همیشه سعی کردم از ان لدت ببرم. ...
حوادث کوتاه از کشور
مسیر مخالف و برخورد با وانت بار به وقوع پیوست. طوفان قربانی گرفت سرویس شهرستانها: فرمانده انتظامی شهرستان نیشابور گفت: ساعت 19 و 5 دقیقه شب گذشته در پی اعلام یک مورد حادثه منجر به فوت در یکی از اماکن عمومی، مأموران کلانتری 12 جمهوری به همراه عوامل امدادی به محل اعزام شدند.سرهنگ سیدحسن حسینی افزود: مأموران پس از مراجعه به محل متوجه شدند بر اثر وزش باد شدید و ریزش ایرانیت سقف انبار بر
پاتک شبانه پلیس به 143 سارق
دزدان دستگیر شده در قالب 24باند در سراسر تهران دست به کیف قاپی، زورگیری و سرقت از خانه ها می زدند.سردار حسین ساجدی نیا، فرمانده انتظامی پایتخت روز گذشته در جمع خبرنگاران گفت: 90نفر از متهمانی که در این عملیات دستگیر شده اند، سارق سابقه دار هستند به طوری که در بین آنها فردی وجود دارد که بیش از 24 بار از سوی مأموران پلیس دستگیر شده و فقط 3بار از موارد دستگیری وی در زمان فرماندهی من انجام شده است
پسر بی رحم پدرش را در مقابل چشمان خواهر و مادرش آتش زد + تصاویر
خانواده اظهار کرد : من و مادرم دیدیم که برادرم ,پدرم را آتش زد,ما شوکه شده بودیم و نمی دانستیم باید چه کار کنیم ,فقط با اورژانس و پلیس تماس گرفتیم. پلیس میامی در پایان خاطر نشان کرد : به علت آتش سوزی مهیبی که به وسیله بنزین راه افتاد,خانه نیز در آتش سوخت.رولینز به اتهام قتل عمد پدرش و اقدام به آتش سوزی دستگیر و بازداشت شد و پس از جمع آوری اسناد و مدارک بیشتر,پرونده وی به دادگاه قضایی ارجاع خواهد شد. - باشگاه خبر نگاران
سه برادر داعشی که پاریس را به خاک و خون کشیدند / تصادف وحشتناک دو پراید با 3 کشته
سامانسرای شهرداری، به ماشین گشت هدایت می کنند./ پیوند به مطلب دختر 18 ساله، جان دخترخاله اش را گرفت اولیویا اسمیت دختر نوجوانی که 18 سال دارد و در سال آخر دبیرستان تحصیل می کند، دختر خاله خود به نام آبیی هربرت را که 17 سال داشت را به طرز وحشیانه ای به قتل رساند. این دو در یک مدرسه درس می خواندند و رابطه ی دوستانه ای با یکدیگر داشتند./ پیوند به مطلب کامل ترین عمل پیوند
کارگری که از چاله فقر به چاه الکل پناه برد(پاورقی)
نشستم و به تماشا مشغول شدم. لحظاتی بعد شیرین کنارم نشست و کودکانه هایش را با من قسمت کرد، مداد تراشی که کله یک اسب بود، یک مداد پاک کن که بوی آدامس می داد و یک دفترچه یادداشت که گوشه اش نوشته بود: برای فردا! روز بعد کشتی وسایل مهندس و خانواده اش را بار زد. ما کنار اسکله به صف شدیم و سوار شدن و رفتنشان را تماشا کردیم. علیرضا داشت می رفت، آن روز باران نبارید. این اولین باری بود که برای وداع
مرگ مرموز زن جوان در خانه
که مورد تحقیق قرار گرفت. او گفت: من و همسرم دو سال قبل ازدواج کردیم. زندگی ما شیرین بود و با هم مشکلی نداشتیم. ساعت 21 به خانه برگشتم. اول در زدم، اما همسرم در را باز نکرد. وقتی کلید را به در انداختم، فهمیدم در از داخل قفل شده است. صدای تلویزیون از داخل خانه به گوش می رسید و همین موضوع مرا نگران کرد، به طوری که با دست چند بار محکم به در کوبیدم. همان لحظه متوجه شدم کسی از داخل
دستگیری برای بار بیست وهشتم
سرقت سه کیلو طلا دستگیر شدم. پس از دستگیری به قاضی پرونده گفتم که من بی گناهم، اما باورش نشد تا اینکه در راه دادگاه از دست مأموران فرار کردم. مدتی بعد سارق اصلی دستگیر شد و من به دادگاه رفتم و انتظار داشتم طبق قانون به خاطر اینکه بی گناه مدتی در زندان بودم، جبران شود اما فقط با یک ببخشید خالی موضوع را تمام کردند. بعد از آن بود که سارق شدم. چند بار تا الان دستگیر شده ای؟ 27 بار دستگیر
مرگ طبیعی یا جنایت ؟
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 17 آبان ماه بود که مرد و زنی میانسال وارد شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران شدند و برای صادر شدن جواز نبش قبر پدرشان از قاضی ایلخانی درخواست کمک کردند. مرد میانسال گفت: پدرم از تجار سرشناس بازار بود و در خانه ای بزرگ در سعادت آباد زندگی می کرد. من و خواهرم هم در لواسانات زندگی می کنیم، اما همیشه با پدرمان تماس داشتیم و گاهی هم به او سر می زدیم. البته خواهر و
آشنایی هولناک در شبکه لاین
به گزارش خبرنگار ما، 25 شهریور ماه دختر 14 ساله ای همراه پدرش به اداره پلیس رفت و از پسری به اتهام سرقت اموالش شکایت کرد. او گفت: من دانش آموز هستم و خانه مان در شهریار است. مدتی قبل متوجه شدم، یکی از همکلاسی هایم با پسری دوست شده و ارتباط تلفنی دارد. من هم برای پیدا کردن یک دوست پسر وسوسه شدم. پس از آن بود که با اصرار پدرم را مجبور کردم برای من تلفن همراه بخرد. پس از خرید بسته ای اینترنتی وارد
حضرت رقیه(س)؛ دختری سه ساله با کرامتی زهرایی
او دادم . آب را گرفت و آهی کشید و آهسته رو به راه نهاد. پرسیدم : عزم کجا داری ؟ فرمود: خواهر کوچکتری دارم که از من تشنه تر است . گفتم مترس ، زمان منع آب گذشت ، شما بنوشید گفت : ای مرد سوالی دارم ، بابایم حسین علیه السلام تشنه بود ، آیا آبش دادند یا نه ! گفتم : ای دختر نه والله ، تا دم آخر می فرمود: (اسقونی شربه من الماء) می فرمود: یک شربت آب به من بدهید، ولی کسی او را آبش نداد بلکه جوابش را هم
گفتگو با یک ترنسکشوال/من از کودکی آرزوی پسر بودن داشتم
مبتلا به اختلال هویت جنسی است با جسم خودش بیگانه است مثلا جسم دختر دارد اما خودش را دختر نمی داند،با ظاهر دخترانه خودش مشکل دارد و باطنا خودش را مرد می داند. خیلی وقتها ترنس ها را با دو جنسه ها اشتباه می گیرند اما دوجنسه ها مشکل فیزیکی دارند ولی ترنس ها از نظر فیزیکی کاملا سالمند،فرد کاملا ویژگی های مردانه دارد اما از درون خودش را دختر می داند.در واقع یک مسئله پیچیده است.ممکن است بعضی ها فکر کنند یک
حجت الاسلام حائری زاده : نادان ترین فرد در بیان امام علی(ع)+ گزارش تصویری
این زن است. بعد پیامبر صلوات الله علیه فرمودند: برای مرد هم همین عذاب است اگر به زن خود ظلم کند و او را اذیت کند. إمام صادق علیه السلام فرمودند: ملعونة ملعونة امرأة تؤذی زوجها وتغمّه، وسعیدة سعیدة امرأة تکرم زوجها ولا تؤذیه وتطیعه فی جمیع أحواله 5 لعنت خدا بر آن خانمی که شوهرش را اذیت کند یا غم بر دل شوهرش بگذارد و از آن طرف خوش به حال آن خانمی که به شوهرش ادب می کند و بدگویی شوهرش را پیش