سایر خبرها
نقشه بیتاکی پسر دختر نما برای سرقت طلاهای دختر جوان
فارس: صبح روز گذشته دختری 15 ساله در حضور مدیرروستا، بازپرس ویژه امور جنایی تهران گفت: تابستان که خانه تنها بودم و پدر و مادرم سرکار بودند از پدرم خواستم برایم گوشی هوشمند بخرد و توسط آن علاوه بر بازی کردن با آن توانستم توسط شبکه های اجتماعی با افراد دیگر ارتباط بگیرم. وی ادامه داد: پس از خرید تلفن هوشمند توسط پدرم نرم افزار بیتاک را روی گوشی نصب کردم؛ اما از آنجا که دنبال دوستی با
تصویرخونین یک توهم
به گزارش شفا آنلاین ، همان وقتی که نوشین روی پله دوم ورودی ساختمان زیست شناسی ایستاده بود و سینا از حیاط به سمت ساختمان می رفت و یک لحظه نگاهشان به هم گره خورد و از آن روز قصه عشق شان شروع شد. نوشین تمام روزها را خوب به خاطر دارد. حتی دقیقه هایش را و همان دقیقه ای را که سینا با خجالت از او خواستگاری کرد و دو ماه بعدش زن و شوهر بودند. روزها گذشتند. دو سال زمان زیادی نیست برای اینکه
مردی که دوستش را کشته بود با پرداخت یک میلیاردتومان از خانواده مقتول رضایت گرفت
دیدم یک چوب در دستش دارد، به من ناسزاگویی کرد. چوب را از دستش گرفتم و او چاقویی از جیبش درآورد. با هم گلاویز شدیم. همزمان داد زد علیرضا خونی شدم. او داخل گودالی که آنجا بود افتاد. برای کمک سمتش رفتم می خواست با چوب مرا بزند. آنجا بود که چوب را گرفتم و چند ضربه به او زدم. بعد رهایش کردم و به خانه رفتم و موضوع را به دوستم امیر گفتم و خواستم وی را به بیمارستان برساند! این مرد در شعبه 74
دیوان عالی کشور 2بار حکم قصاص را نقض کرد،دادگاه بار سوم هم حکم اعدام داد/یک زن،بهانه قتل است
ابهاماتی که در پرونده موجود است برطرف شود. صبح دیروز محسن برای بار سوم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و دو قاضی مستشار تحت محاکمه قرار گرفت. این مرد گفت: روز حادثه برای خرید از خانه بیرون رفتم و خیلی اتفاقی در خیابان مرتضی را دیدم. سوار خودرویم شد با هم به یک آبمیوه فروشی رفتیم و پس از خوردن دو لیوان آبمیوه از هم جدا شدیم او به من گفت که برای آکواریوم خانه شان لامپ
حمله به لانه تبهکاران
روز از سوی قاضی تبرئه شدم چرا که نقشی در قتل ها نداشتم . نادر به شوک گفت : بعد از راهزنی برای بارهای میلیونی بازاریابی کرده و آنها را می فروختم . بچه طلاق رضا 24 ساله درحالی که در خانه شان بود از سوی پلیس دستگیر شد . این پسر جوان که سال گذشته به جرم مواد دستگیر شده بود به شوک گفت : حشیش می کشیدم و سال گذشته به دلیل همراه داشتن مواد دستگیر شدم . وی افزود : وقتی 2 ساله بودم پدر و مادرم از
نجات از چوبه دار با رضایت اولیای دم
را زده و در گودالی انداخته است، وقتی به آنجا رسیدم دیدم احمد جانش را از دست داده است. بلافاصله بعد از این گزارش، مأموران به محل رفتند و تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها در بررسی اولیه جسد متوجه شدند مقتول با ضربه چوب و چاقو به قتل رسیده و احتمالا ضرباتی هم در همان گودال بر بدن او وارد شده است. پلیس کریم را شناسایی و بازداشت کرد. این جوان به قتل اعتراف کرد و گفت: هرچند من و احمد با هم دوست بودیم
ناگفته های برادر زن تختی از زندگی و مرگ او
دارم مربوط به پنج سالگی ام است. یک دختر بشاش و شاداب. زمانی که ایشان 17 - 18 ساله بود و من هم بزرگتر شدم، پشتیبانی و رسیدگی اش به من خیلی زیاد بود. برخلاف خیلی از خانواده های آن زمان که خیلی جر و بحث در آنها زیاد بود، من شاهد هیچ جر و بحث آنچنانی در خانواده نبودم. نه از سوی پدر و نه کل خانواده. شهلا بی ریا در خانه به مادرم کمک می کرد. زمانی که به کلاس هفتم رفتم و وارد دبیرستان شدم شهلا با من همراه
مرد افغانی که زن و فرزندش را آتش زده بود، از چوبه دار نجات یافت
موتوسیکلت شد و فرار کرد. هوا تاریک بود اما من چهره اش را دیدم. خودش بود که یک بطری بنزین را روی زن و بچه اش ریخت، خانه را آتش زد و متواری شد. در حالی که کارآگاهان تحقیقات ابتدایی برای دستگیری محمدزمان را آغاز کرده بودند از بیمارستان خبر رسید که مادر و کودک به دلیل شدت سوختگی جان خود را از دست داده اند. به این ترتیب پرونده ای با موضوع قتل عمد تشکیل و برای رسیدگی در اختیار دایره قتل آگاهی تهران قرار گرفت
اعلام گذشت خانواده ترکیه ای از قصاص تاجر ایرانی
به گزارش جام نیوز ، رسیدگی به این پرونده همزمان با پیدا شدن جسدی سوخته به جریان افتاد. مأموران پلیس پایتخت بعد از کشف جسد بود که بررسی های خود را شروع کردند. تحقیقات در این باره ادامه داشت تا اینکه اعضای خانواده ای از ترکیه روانه ایران شدند و گفتند فرزندشان گم شده است. آنها بعد از دیدن جسد در پزشکی قانونی هویت وی را تأیید کردند. تحقیقات پلیس از خانواده این مرد نشان داد که وی از چند سال
سوء استفاده تازه عروس از دسته چک پدر شوهر
بانک برداشت کنم. من به او اعتماد نکردم و خودرو را به آنها تحویل ندادم، اما وقتی با اصرار آنها مواجه شدم، علاوه بر تحویل خودرو، مدارک را هم به آنها دادم. شاکی ادامه داد: صبح روز بعد وقتی برای برداشت پول به بانک رفتم، متوجه شدم امضای آن جعلی است. آنجا بود که فهمیدم در دام زن و مرد کلاهبردار گرفتار شده ام. ابتدا با شماره تلفنی که در قولنامه دستی نوشته بودند، تماس گرفتم اما متوجه شدم شماره
زیست مَرگی در دوزخ
اش در خزان اعتیاد، گذشته است. می گوید، پدر و مادرش مصرف کننده بوده اند. او ادامه می دهد: پدرم موقع کشیدن مواد سکته کرد و رفت و مادرم یک سال بعد با یک ساقی(توزیع کننده) مواد ازدواج کرد. من هم مجبور شدم با اولین کسی که اسمش خواستگار بود، ازدواج کنم. شوهرم، شیشه ای بود و خیلی زود من هم گرفتارشدم. دو بار باردار شدم، اما هر دفعه کودکم را به خاطر اعتیاد از دست دادم. همسرم پس از دو
در مورد ویشکا آسایش و عکس های داغ ویشکا آسایش
. برای این که رضا رو بیشتر بشناسم وقت زیادی رو صرف کردم و هر روز علاقه من بیشتر میشد. یک روز با خودم فکر کردم که نباید بیشتر از این وقت رو هدر بدهم و موضوع را با رضا در میون گذاشتم و علاقه ام رو بهش گفتم و گفتم دوست دارم با هم ازدواج کنیم که خوشبختانه پیشنهاد من از طرف رضا با استقبال مواجه شد. بعد از اون هم من قید زندگی در خارج از کشور رو زدمو به ایران اومدم تا با رضا زندگی خوبی رو تجربه کنم و الان هم از زندگیم کاملا راضیم. روزی که مادر شدم بعد از مدتی من و همسرم تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم و مادر شدن برای من یک تجربه کم نظیر بود و من همیشه سعی کردم از ان لدت ببرم. ...
مرد بدبین راز قتل 2 همسرش را فاش کرد
. با مشخص شدن این حقیقت، مأموران سراغ یاسر رفتند و به بازجویی از او پرداختند اما وی مدعی شد که همسر دوم ندارد و اصلا مقتول را نمی شناسد. با این حال وقتی در جست وجوی داخل خانه اش مدارک شناسایی مقتول به دست آمد، یاسر چاره ای جز بیان حقیقت ندید و به قتل زن جوان اعتراف کرد. او گفت: وقتی همسر اولم گم شد، زندگی ام به هم ریخت تا اینکه تصمیم گرفتم دوباره ازدواج کنم. حدود یک سال پیش
پاتک شبانه پلیس به 143 سارق
دزدان دستگیر شده در قالب 24باند در سراسر تهران دست به کیف قاپی، زورگیری و سرقت از خانه ها می زدند.سردار حسین ساجدی نیا، فرمانده انتظامی پایتخت روز گذشته در جمع خبرنگاران گفت: 90نفر از متهمانی که در این عملیات دستگیر شده اند، سارق سابقه دار هستند به طوری که در بین آنها فردی وجود دارد که بیش از 24 بار از سوی مأموران پلیس دستگیر شده و فقط 3بار از موارد دستگیری وی در زمان فرماندهی من انجام شده است
پسر بی رحم پدرش را در مقابل چشمان خواهر و مادرش آتش زد + تصاویر
خانواده اظهار کرد : من و مادرم دیدیم که برادرم ,پدرم را آتش زد,ما شوکه شده بودیم و نمی دانستیم باید چه کار کنیم ,فقط با اورژانس و پلیس تماس گرفتیم. پلیس میامی در پایان خاطر نشان کرد : به علت آتش سوزی مهیبی که به وسیله بنزین راه افتاد,خانه نیز در آتش سوخت.رولینز به اتهام قتل عمد پدرش و اقدام به آتش سوزی دستگیر و بازداشت شد و پس از جمع آوری اسناد و مدارک بیشتر,پرونده وی به دادگاه قضایی ارجاع خواهد شد. - باشگاه خبر نگاران
کارگری که از چاله فقر به چاه الکل پناه برد(پاورقی)
نشستم و به تماشا مشغول شدم. لحظاتی بعد شیرین کنارم نشست و کودکانه هایش را با من قسمت کرد، مداد تراشی که کله یک اسب بود، یک مداد پاک کن که بوی آدامس می داد و یک دفترچه یادداشت که گوشه اش نوشته بود: برای فردا! روز بعد کشتی وسایل مهندس و خانواده اش را بار زد. ما کنار اسکله به صف شدیم و سوار شدن و رفتنشان را تماشا کردیم. علیرضا داشت می رفت، آن روز باران نبارید. این اولین باری بود که برای وداع
مرگ مرموز زن جوان در خانه
که مورد تحقیق قرار گرفت. او گفت: من و همسرم دو سال قبل ازدواج کردیم. زندگی ما شیرین بود و با هم مشکلی نداشتیم. ساعت 21 به خانه برگشتم. اول در زدم، اما همسرم در را باز نکرد. وقتی کلید را به در انداختم، فهمیدم در از داخل قفل شده است. صدای تلویزیون از داخل خانه به گوش می رسید و همین موضوع مرا نگران کرد، به طوری که با دست چند بار محکم به در کوبیدم. همان لحظه متوجه شدم کسی از داخل
دستگیری برای بار بیست وهشتم
سرقت سه کیلو طلا دستگیر شدم. پس از دستگیری به قاضی پرونده گفتم که من بی گناهم، اما باورش نشد تا اینکه در راه دادگاه از دست مأموران فرار کردم. مدتی بعد سارق اصلی دستگیر شد و من به دادگاه رفتم و انتظار داشتم طبق قانون به خاطر اینکه بی گناه مدتی در زندان بودم، جبران شود اما فقط با یک ببخشید خالی موضوع را تمام کردند. بعد از آن بود که سارق شدم. چند بار تا الان دستگیر شده ای؟ 27 بار دستگیر
مرگ طبیعی یا جنایت ؟
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 17 آبان ماه بود که مرد و زنی میانسال وارد شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران شدند و برای صادر شدن جواز نبش قبر پدرشان از قاضی ایلخانی درخواست کمک کردند. مرد میانسال گفت: پدرم از تجار سرشناس بازار بود و در خانه ای بزرگ در سعادت آباد زندگی می کرد. من و خواهرم هم در لواسانات زندگی می کنیم، اما همیشه با پدرمان تماس داشتیم و گاهی هم به او سر می زدیم. البته خواهر و
آشنایی هولناک در شبکه لاین
به گزارش خبرنگار ما، 25 شهریور ماه دختر 14 ساله ای همراه پدرش به اداره پلیس رفت و از پسری به اتهام سرقت اموالش شکایت کرد. او گفت: من دانش آموز هستم و خانه مان در شهریار است. مدتی قبل متوجه شدم، یکی از همکلاسی هایم با پسری دوست شده و ارتباط تلفنی دارد. من هم برای پیدا کردن یک دوست پسر وسوسه شدم. پس از آن بود که با اصرار پدرم را مجبور کردم برای من تلفن همراه بخرد. پس از خرید بسته ای اینترنتی وارد
گفتگو با یک ترنسکشوال/من از کودکی آرزوی پسر بودن داشتم
مبتلا به اختلال هویت جنسی است با جسم خودش بیگانه است مثلا جسم دختر دارد اما خودش را دختر نمی داند،با ظاهر دخترانه خودش مشکل دارد و باطنا خودش را مرد می داند. خیلی وقتها ترنس ها را با دو جنسه ها اشتباه می گیرند اما دوجنسه ها مشکل فیزیکی دارند ولی ترنس ها از نظر فیزیکی کاملا سالمند،فرد کاملا ویژگی های مردانه دارد اما از درون خودش را دختر می داند.در واقع یک مسئله پیچیده است.ممکن است بعضی ها فکر کنند یک
حجت الاسلام حائری زاده : نادان ترین فرد در بیان امام علی(ع)+ گزارش تصویری
این زن است. بعد پیامبر صلوات الله علیه فرمودند: برای مرد هم همین عذاب است اگر به زن خود ظلم کند و او را اذیت کند. إمام صادق علیه السلام فرمودند: ملعونة ملعونة امرأة تؤذی زوجها وتغمّه، وسعیدة سعیدة امرأة تکرم زوجها ولا تؤذیه وتطیعه فی جمیع أحواله 5 لعنت خدا بر آن خانمی که شوهرش را اذیت کند یا غم بر دل شوهرش بگذارد و از آن طرف خوش به حال آن خانمی که به شوهرش ادب می کند و بدگویی شوهرش را پیش
مرگ نوزاد با پرت شدن از طبقه 8 توسط مادرش + تصاویر
/> مرگ نوزاد یک روزه پرت شده به وسط خیابان توسط مادرش زن جوان در اعترافات خود به پلیس گفت: بدون اطلاع والدینم با دوست پسرم رابطه داشتم. زمانی که متوجه بارداری ام شدم نمی دانستم باید چه کنم تا اینکه به نحوی با پوشاندن شکمم 9 ماه را به سر رساندم. ساعت 11.20 دقیقه شب حادثه نوزاد دختر به دنیا آمد. دقایقی بعد مادرم با شنیدن صدا کنجکاو شده بود و قصد امدن به اتاق من را داشت تا اینکه خواهرم مرا با
هجوم وحشیانه دشمن و آوارگی مردم بی دفاع سوسنگرد
ارتش عراق، دشت آزادگان یک دست ترین منطقه خوزستان به لحاظ ترکیب جمعیتی از عرب زبان ها و عشایر عرب بود و قبل از آغاز جنگ، ضد انقلاب وابسته به عراق و قاچاقچیان اسلحه، که عوامل اصلی بمب گذاری ها در خطوط نفتی خوزستان نیز در سال های بعد از انقلاب به شمار می رفتند، سر پلی هموار و آسان برای حضور ارتش عراق در این منطقه بودند. اما آن چه در حوادث روزهای آغاز جنگ در این منطقه گذشت، نشان داد محاسبات ارتش عراق
همسریابی صلواتی
درست کرده و امیدوار است به زودی آنها را هم به خانه بخت بفرستد. وقتی می پرسم جرقه این کار چطور زده شد؟ کمی فکر می کند و من را به سال های دور می برد؛ از سال 75شروع به همسریابی برای جوانان کردم. نخستین ازدواجی که واسطه اش شدم در حرم امام رضا(ع) اتفاق افتاد. داخل حرم یکی از دوستان قدیمی ام را دیدم. از من پرسید دختر خوب برای ازدواج سراغ نداری؟ من هم خواهرزاده خودم را معرفی کردم. آدرس و شماره تلفن
شمس لنگرودی: از دیگری شدن در بازیگری لذت بردم +عکس
در تمام سال های زندگی اش می خواسته ارتباط عاطفی را تجربه کند ولی چون راه گفتمان با مردم را بلد نبوده تمام سال های زندگی اش تنها مانده است. این مرد با این شخصیت و پیشینه از شهر خود به تهران می آید و ناگهان با یک دختری مواجهه می شود که راحت حرف می زند و احساس هر لحظه اش سخن می گوید و منوچهر انگار اولین مکالمه با یک زن را با دختری شروع می کند که به او نگاه پدرانه دارد ولی منوچهر به مرور نگاه عاطفی به
متهم در دادگاه: نمی خواستم برادرم را بکشم
مأموران اداره آگاهی هم دستور داد خانه مقتول را به خوبی بررسی کنند. هرچند مادر مقتول همچنان مدعی بود فرزنش خودکشی کرده است، اما وقتی مأموران چاقوی خون آلود را در پشت بام خانه او پیدا کردند، همه چیز تغییر کرد و زن جوان واقعیت هایی را درباره مرگ پسرش به مأموران گفت و توضیح داد پسرکوچکش در درگیری با برادرش او را به ضرب چاقو به قتل رسانده است. متهم نیز به قتل برادرش اعتراف کرد. هرچند مادر در
زندگی معتادی که کارخانه دار شد!
. مادر مُرد از بس که جان ندارد آنقدر همه از محمد ناامید بودند که دیگر مادرش هم تاب نیاورد و مُرد دیگر هیچ کس امیدی به بازگشت من نداشت. همسرم می خواست از زندگی من بیرون برود؛ اما از طرف دیگر من را هم دوست داشت. جدای از دوست داشتن انگار امیدی هم به بازگشت من داشت. برادرم هم امیدوارتر از او. مادرم خیلی عذاب می کشید. عاقبت هم در سال 88 فوت کرد. آنقدر از مرگ مادرم ناراحت شدم که خودم را
جنایت خانوادگی به دلیل اختلاف مالی
مسائل مالی اختلاف داشت. اطلاعات به دست آمده حکایت از آن داشت که اختلاف باجناق ها بسیار عمیق بود، به گونه ای که آنها در حضور دیگر اعضای خانواده نیز با هم دعوا می کردند ضمن اینکه تورج چند بار حسن را تهدید کرده بود. کارآگاهان بعد از انتقال جنازه مقتول به پزشکی قانونی و جمع آوری اطلاعات اولیه، سراغ تورج رفتند و او را بازداشت کردند. مرد جوان ابتدا منکر قتل شد و گفت دلیلی وجود نداشت که بخواهد
علامه تبریزی و غربتی عجیب در زادگاهش/ چرا تبریزی ها علامه ترک زبان خود را فراموش کرده اند؟
دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته