شاهرخِ کوکاکولا چطور حر انقلاب شد؟ - خبرگزاری اقتصادی ایران
شاهرخِ کوکاکولا چطور حر انقلاب شد؟
سایر منابع:
سایر خبرها
حر کربلای ایران که بود؟
نیز به شهادت رسیدند. آن قدر دلاورانه جنگید که دشمنان برای سرش 11 هزار دینار جایزه تعیین کردند. در واقع شیوه های جنگی او و ترسی که در دل نیروهای عراقی انداخته بود باعث شده بود که نامش کابوسی وحشتناک برای تمام نیروهای عراقی اعم از سرباز، افسر و... باشد. بدون اسلحه به شناسایی می رفت و با اسلحه و اسیر عراقی بازمی گشت. 2 ماه از جنگ گذشته بود، شاهرخ خیلی تغییر کرده بود. کم حرف می زد. نماز جماعت
حدیث نثر
هنوز پشت لبش سبز نشده به فکر تهیه خانه و تشکیل خانواده افتاد. برای تهیه خانه، قطعه زمینی در محله گود لُرها خرید و برای تشکیل خانواده، دختر سیدفتح الله نورصادقی را به همسری گرفت. هرچه کار دومش شایسته و بخردانه بود، کار اولش ناسنجیده و ناشیانه از آب درآمد. زمین ابتیاعی، گورستانی متروک بود، ضلع جنوبی، سمت نسا که هنوز ساخته نشده بود، پشته ای شن و خاک بود.
سه ساعت پای صحبت های زهرا رضایی، همسر شهید مدافع حرم، سرهنگ حاج احمد گودرزی؛ خواستگاری یک نفره جناب ...
. همه شب ها حاج احمد به خانه حودش می آمد. مگر می شود پسر خانواده شب های زیادی به خانه نیاید و پدر و مادرش در جریان نباشند؟ پدر و مادر حاج احمد نمی خواستند قبول کنند که ازدواج کرده! *** برادر بزرگتر حاج احمد گاهی به ما سر می زد. بعد از مدتی از او خواستم تنهایی به خانه ما نیاید؛ یا همراه همسرش باشد یا همراه پدر و مادرش. این بود که بعد از مدتی رفت و آمد پدر حاج احمد آقا به خانه
شهیدی با بوی حاج قاسم
بالاتر رفت. من 11 فرزند داشتم که بعد از شهدایم الان 6 پسر دارم و سه دختر. یک فرزندم یعنی آقا جواد در دفاع مقدس، عملیات خیبر در جزیره مجنون به شهادت رسید و یکی دیگر که آقا هادی مدافع حرم بود و همراه فرمانده و مرادش حاج قاسم شهید شد. جواد 15 سال و 6 ماهش بود که شهید شد و هادی 40 ساله بود. اگر بخواهم مقایسه کنم شاید شهادت هادی بر من سخت تر از برادر دیگرش بود. چون هادی زن و بچه داشت و دیدن ناراحتی
پیشنهاد کتاب و فیلم بودن (حضور)، نوشته یرژی کوشینسکی
برای آنکه دنیای رمان های خشن، عجیب، تعلیقی و اخلاق گرایانه کوشینسکی را بشناسیم ابتدا باید به توالی اتفاقی درد و لذت، ثروت و فقر، انکار و تأیید که زندگی او را مانند زندگی شخصیت داستان هایش پرماجرا کرده بود نگاهی بیندازیم. در لهستان به دنیا آمد. هولوکاست جنگ جهانی دوم تمام اعضای خانواده اش به جز دو نفر را قربانی کرد. در طول جنگ همراه پدر و مادرش به دهکدهای دوردست رفت و مرتب از اینجا به
اسامی استان ها و شهرستان های در وضعیت قرمز / سه شنبه 18 آذر 99
در استان تا مرز هزار و 400 نفر هم جلو رفت که محدودیت های 2 هفته ای منجر به کاهش این آمار تا مرز 500 نفر شد و تعداد فوتی های کرونا در کرمانشاه بعد از 50 روز به چهار نفر رسید. دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی استان اردبیل نیز درباره وضعیت کرونایی این استان از تداوم وضعیت قرمز با فوت 11 بیمار و بستری شدن 65 بیمار جدید خبر داد و اعلام کرد: بر اساس آخرین آمار تاکنون یک هزار و 130
خلافکارها با خواندن این کتاب توبه می کنند!/ گفت و گو با همرزم شهید شاهرخ ضرغام به مناسبت سالروز شهادت او
بیاوریم، نشد. به مرور زمان بر اثر بمباران های دشمن، یافتن پیکر شهدا سخت تر شد. بعد از هشت ماه که منطقه را آزاد کردیم، همراه دوستان رفتیم و تعدادی از شهدا را شناسایی کردیم و استخوان هایشان را به شهرستان های مختلف فرستادیم. اما از شاهرخ چیزی به جز پالتو و کلاهش را پیدا نکردم. یک بار که مادر خدابیامرز شاهرخ را به اینجا آوردم، گفت در خواب دیدم که شاهرخ از این خاکریز بالا رفت و دیگر پایین نیامد.
شهید ضرغام و معجزه امام(ره)/ پاسداشت حرّ انقلاب اسلامی
به گزارش راهیان نور ؛ سخن از حرّ انقلاب اسلامی است؛ شهید شاهرخ ضرغام که در چنین روزی یعنی در هفدهمین روز از آذر ماه سال 1359 آسمانی شد. او سرگذشت عجیبی داشته است. سخن از شهید شاهرخ ضرغام است؛ متولد 1328 در تهران. از همان کودکی، جثه بزرگی داشت و تعجب همگان را بر می انگیخت. دوازده ساله بود که طعم تلخ یتیمی را چشید و از آن پس با سختی روزگار را سپری کرد؛ کم کم به سمت چاقوکشی و
40 ضرب المثل الجزایری به همراه ترجمه و معادل های فارسی/ خبرگزاری مهر
یادش می رود. یعنی عادت کردن بر چیزی یا کاری سخت است. و اگر خواستیم ترکش کنیم خسته می شویم و شاید نتوانیم. معادل ایرانی: ترک عادت موجب مرض است. 2. المال یدیر طریق فی البحر: پول تو دریا هم راه می سازد. یعنی پول، امر محال را هم ممکن می سازد. معادل ایرانی: بعد از مرتضی علی پول حلال همه مشکلات است. 3. کل خنفوس فی عین یماه غزال
تراژدی چهره موفق صنعت تجارت الکترونیکی
مقایسه کردند. هرچند نام زپوس زیر پرچم آمازون ( بزرگ ترین خرده فروش آنلاین جهان زپوس را چند سال قبل 2/ 1 میلیارد دلار خرید) چندان به چشم نمی آمد اما نوع هدایت این خرده فروشی آنلاین همواره الگویی برای هر فعال در صنعت تجارت الکترونیکی جهان است. شاید از این رو آمازون حتی بعد از خرید Zappos از او خواست تا همچنان هدایت شرکت را برعهده داشته باشد و آقای شی تا همین تابستان گذشته مدیرعامل شرکت بود. گفته
هوس تحویل زن ایرانی به ابوجعده !
چشمانم از خجالت به گریه افتاد : وقتی با اولین شلیک افتادی رو زمین، من و ابوالفضل با هم اومدیم سمتت، ولی اون زودتر تونست خودش رو بندازه روت. من تکان های قفسه سینه و فرو رفتن هر گلوله به تنش را حس کرده بودم که از داغ دلتنگی اش جگرم آتش گرفت و او همچنان نجوا می کرد : قبل از اینکه بیایم تو خونه، وسط کوچه مامانم رو دیدم. چشمانش از گریه رنگ خون شده بود و اینهمه غم در دلش جا نمی شد که
رزمنده ای که او را با شاهرخ ضرغام اشتباه گرفتند!
آمد گفت: سید مجتبی هاشمی من رو فرمانده گذاشته! گفتم: کی بهتر از تو؟ سه روز مانده به شهادتش یعنی 14 آذر ماه 59 ، در آبادان همدیگر را دیدیم، گفت همراه با سید مجتبی هاشمی در جنگ های نامنظم فعالیت می کنیم. برای ما که همدیگر را از سال های قبل می شناختیم این دیدار در جبهه آبادان دلنشین و تداعی خاطرات بود .سه روز بعد از این دیدار خبر شهادت شاهرخ ، زمانی سوز دلم را دوچندان کرد که پیکرش در منطقه تحت کنترل
بهلول، قاتل شیما کیست؟
: "دخترم 3 مرتبه از خانه فرار کرد نخستین فرار او مرداد ماه سال 98 رقم خورد. آن روز توانستیم شیما را در خانه یکی از دوستانش پیدا کنیم و به خانه برگردانیم. دوستی که شیما در خانه اش پناه گرفته بود از سوی پدر اعدامی و از سوی مادر توزیع کننده شیشه است. دو هفته بعد شیما برای بار دوم از خانه رفت شیما را دوباره یافتم، اما با این فرق که شیما به موادمخدر شیشه آلوده شده بود. تصمیم گرفتم خیلی مراقب شیما باشیم و تا
طعم صلوات با چاشنی جعلیات
معاصر کودک و نوجوان، دست مایه تولید آن بوده و بارها از شبکه پویا برای مخاطب کودک پخش شده است و اکنون نیز هر جمعه آن را پخش می کند: یک روز که پیغمبر، از گرمیِ تابستان / همراه علی می رفت در سایۀ نخلستان دیدند که زنبوری از خانۀ خود پَر زد / بر دامن پیغمبر آهسته فرود آمد بوسید عبایش را، دور قدمش گردید / بر خاک کف پایش صد بوسۀ دیگر زد پیغمبر از او پرسید
رجزخوانی شاهرخ با بلندگوی دستی!
از چند روز به همراه مادر و برادرش به مشهد می رود. شاهرخ از پله های مسجد گوهرشاد که داخل می شود سینه خیز تا در طلاکوب جلوی ضریح می رود و همان جا می نشیند. شهید ضرغام پس از چند دقیقه رو به ضریح می کند و سرش را پایین می اندازد. وقتی رفتار دیگر زائران را می بیند با تعجب از برادرش می پرسد که زائران چه می گویند. او هم توضیح می دهد که زائران از امام رضا (ع) اجازه می گیرند. شاهرخ به یاد صحبت
زندگی نامه شهید مدافع حرم محرمعلی مرادخانی
امام حسین (ع) پذیرفته شد و سپس توانمندی دانشی خود را در رشته حقوق ، در مقطع کارشناسی، محک زد. به واسطه ی همت و هوش نظامی، در سیر مراحل سازمانی خود تا مقطع بازنشستگی تا جایگاه جانشینی تیپ 3 ویژه لشکر 25 کربلا و نیز کارشناسی ارشد امور نظامی گردان های امام حسین (ع) سراسر کشور، پیش رفت. شهید مرادخانی همچون زمان جنگ که در راه دفاع از میهن اسلامی پا به عرصه جهاد گذاشته بود، بعد از جنگ نیز با
حمله لیدرها به تاجگردون + پاسخ رئیس دفتر نماینده سابق
توجهی قراگرفتم؟ و بعد از این که شما، کم لطفی نمودید و در طی سه ماه دو اجرائیه برای ما انجام گرفت که وام مذکور از 18 درصد باجرائم 32 درصد از بنده وصول گردید آقای تاجگردون دراین 41 سال ما لایق چندثانیه نبودیم که جوابی به ما بدهید تا ما دچار مشکل نشویم و راه حلی برای خود پیدا کنیم. ما را به چنگ بلاسپردی و رفتی. نمی دانستم که در این دنیاکه مردانش عصا ازگور می دزدند.. من دیوانه از خوش
ماجرای اِد گین؛ قاتل بی رحمی که الهام بخش فیلم سکوت برّه ها شد
گذاشت و همواره در کنار او می ماند و حتی گاهی شب ها وقتی که مادرش به خواب می رفت، به زیر رختخواب او می خزید و در کنارش می خوابید. چند ماه بعد که مادرش بعد از سکته ی دیگری درگذشت، اد کاملا به هم ریخت. او تنها دلخوشی و تکیه گاهش را از دست داده بود و رفته رفته راهش به سوی جنون و دیوانگی هموارتر می شد. اِد گین پس از نبش قبر، جنازه ها را به خانه می برد و از پوست و سایر اعضای بدن برای ساخت
شناخت پاسداران محله ای محبوب در تهران
به گزارش ایسنا، بنابراعلام ملک هفت، شمالی ترین نقطه این محله نیاوران است. به این ترتیب پاسداران یک خیابان طولانی شمالی-جنوبی است. این خیابان تقاطعی است بین منطقه 3 و 4 شهرداری تهران. طول آن به 9 کیلومتر می رسد و قسمتی از این مسیر طولانی یکطرفه است. قیمت روز خانه محله پاسداران برای خرید و رهن قیمت ها در محدوده بوستان های پاسداران بسیار بالاست. قیمت در بخش های دیگر نیز نسبتا
بهترین مرگها شهادت است/ کار برای رضای خدا دلسردی ندارد
بود. سید محمد پس از مدتی به قرارگاه خاتم الانبیاء رفت و به مدت دو سال ونیم، در مناطق مختلف جنگی مشغول به خدمت و جهاد شد. به گفته هم رزمانش، محمد دارای اراده پولادین و پشتکاری عظیم بود. تا حدی که شهامت و شجاعتش زبانزد همه بود. او در آخرین مرخصی ای که به خانه آمد، تاب و قرار نداشت. از این رو، چند روزی از مرخصی اش نگذشته بود که دوباره عازم منطقه شده، در عملیات کربلای 4
بهترین های فیلم و هنرپیشه سال 2020
پستی شهر نیز از تمام سیستم ها حذف شد! در این شرایط بسیار سخت، همسر فرن از دنیا رفت و او را کاملاً تنها گذاشت. در این شرایط، فرن با اتومبیل ون خود به جاده می زند تا در یکی از مراکز آمازون، به عنوان کارگر موقت، برای خود شغلی دست وپا کند. او خود را بی خانمان نمی داند و در واقع ترجیح می دهد خودش را خانه به دوش معرفی کند؛ زیرا او شب ها در اتومبیل می خوابد. در این مسیر، با گروهی مواجه می شود