اختلاف نظری با مجلس درباره لایحه شفاف سازی هزینه های تبلیغات انتخاباتی نداریم - خبرگزاری تسنیم
سایر منابع:
سایر خبرها
بحران د ر یک قدمی یک مؤسسه مالی
به شفافیت و ارائه تصویر دقیق از وضعیت مالی این تعاونی کمک کند. حمید تهرانفر، همچنین گفته بود: بانک مرکزی پس از بررسی گزارش حسابرسان، درباره چگونگی ادامه فعالیت تعاونی اعتباری ثامن الحجج تصمیم گیری خواهد کرد. فهرست اولیه مؤسسات ادغامی و در شرف تأسیس این مؤسسه که ظاهرا 18 سال است در بازار غیرمتشکل پولی فعالیت می کند، از سال 89 مورد توجه جدی بانک مرکزی قرار گرفت. بانک مرکزی در اسفند
سومین گردهمایی معاونان فرمانداران شهرستان های استان یزد در بافق برگزار شد
به گزارش روابط عمومی فرمانداری بافق؛سومین گردهمایی یکروزه معاونان فرمانداران شهرستان های استان یزد با حضور مدیرکل سیاسی انتخابات استان یزد ، فرماندار بافق و جمعی از معاونان فرمانداران شهرستان های استان به منظور تبادل نظر و بهره گیری تجربیات در راستای اجرا وظایف محوله به معاونین در محل فرمانداری بافق برگزار شد. فرماندار بافق در ابتدای این نشست ضمن عرض خیرمقدم به حاضرین و تسلیت ایام ماه صفر به بیان ظرفیت ها و پتانسیل و محور های سند چشم انداز توسعه شهرستان بافق پرداخت و اظهارداشت: سند چشم انداز توسعه شهرستان بافق در چهار محور اصلی از جمله صنایع جوارمعدنی و جوار ریلی، کشاورزی و دامداری دربحث محصولات پسته ، نخیلات و شیلات و میراث فرهنگی وصنایع گردشگری تدوین شده است. "سید مهدی طلایی مقدم " با اشاره به اینکه تکمیل طرح های جوار معدنی در حال احداث شهرستان یکی از مهمترین محورهای اساسی در توسعه این شهرستان می باشد بر لزوم تکمیل و راه اندازی این طرح ها تاکید کرد و گفت: شهرستان بافق دارای ظرفیت ها و پتانسیل های متعددی دربسیاری از زمینه ها از جمله معادن سنگ آهن است که یکی از چهارمحوراصلی سند توسعه شهرستان هم تکمیل و راه اندازی صنایع جوار معدنی می باشد که خوشبختانه سرمایه گذاری های مناسبی در این زمینه در حال انجام است. وی در ادامه این نشست به بیان اقدامات صورت گرفته در شهرستان پیرامون برگزاری انتخابات امسال پرداخت و گفت: برگزاری جلسات متعدد ستاد انتخابات و نشست با اعضای هیئت نظارت برانتخابات از جمله اقدامات صورت گرفته در این زمینه می باشد. طلایی مقدم همچنین برگزاری انتخابات سالم را مهمترین وظیفه ستاد انتخابات شهرستان خواند و عنوان داشت: سه محور اساسی، بیانات امام راحل (ره) و توصیه های مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهور در برگزاری انتخابات اصول اجرای برنامه ها در ستاد انتخابات این شهرستان می باشد. مدیرکل سیاسی انتخابات استان یزد نیز در این نشست با قدردانی از فرماندار بافق پیرامون برگزاری جلسه بر ضرورت همراهی معاونان فرماندار با فرمانداران شهرستان های استان تاکید کرد و گفت: معاونان باید به عنوان بازوی قدرتمند فرمانداران در استان عمل کنند وهمواره در تمامی زمینه ها همراه و همگام با فرمانداران باشند. مصطفی سالاری در ادامه به رویداد مهم امسال اشاره کرد و گفت: مهمترین رویداد سالجاری، برگزاری دو انتخابات مجلس دهم و خبرگان رهبری است ،که پیش بینی ها و برنامه ریزی های لازم در سطح استان انجام شده است. وی افزود:ستاد انتخابات در استان ، همچنین ستادهای انتخابات در سطح شهرستان ها و بخش ها تشکیل شده است همکاران نشست ها و برنامه ریزی ها و هماهنگی های لازم را در این زمینه انجام داده اند. سالاری ادامه داد: بحث آموزش را بسیار تأکید و پرشورتر از همیشه دیدیم که انشاالله تمام عوامل دست اندرکار انتخابات، نشست های آموزشی را داشته باشیم. مدیرکل سیاسی انتخابات استان یزد در ادامه با اشاره به پیش بینی های انجام شده باتوجه به انتخابات گذشته بالغ بر 730 تا 740 شعبه ی اخذ رأی در استان شده است افزود:همچنین عوامل دست اندرکار انتخابات اهم از اجرایی، نظارت، بازرسی و پیشتیبانی نزدیک به 20هزار نفرکار در سطح استان پیش بینی شده که انشاالله همگی بتوانیم زمینه و بستر خوبی را برای مشارکت فراهم کنیم. سالاری در پایان بر ضرورت برگزاری انتخابات سالم از سوی دست اندرکاران و رعایت اصل بی طرفی از سوی مسئولان برگزاری انتخابات تاکید کرد و ابراز داشت: مسئولان برگزاری انتخابات به ویژه معاونان فرماندار بعنوان روسای ستاد انتخابات شهرستان حق هیچگونه اعلام نظر در مورد کاندید ها ندارند و باید توجه ویژه ای در این زمینه داشته باشند. در ادامه این نشست حاضرین پیرامون برگزاری باشکوه انتخابات پیش رو و همچنین انتقال تجربیات در اجرای امور و وظایف محوله به معاونین فرمانداران ، بحث و تبادل نظر کردند. ...
آقای کاظمینی! واقعیت ها را نباید نادیده گرفت
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بعد از انتشار سرمقاله های شماره 297 و 424 و 426 آیینه یزد تحت عناوین آیا با وضعیت موجود احداث مصلی یک ضرورت است و بار دیگر طرح احداث مصلی و نیازهای ضرورتی تر و ساخت مصلای یزد و درخواستی منطقی آقای میرزامحمد کاظمینی مطالبی در توجیه ساخت مصلی و پردیس فرهنگی در مرکز استان تنظیم نموده و روز 19/7/94 با تیتر ساخت مصلی ضرورتی برای یزد در سایت یزد فردا منتشر شده است. مدیر مسئول آیینه یزد در نظر دارد ضمن درج فرازهایی از مقاله آقای کاظمینی در این شماره با ارائه شرح و توضیح مختصری دقت و توجه خوانندگان را به نکاتی پیر امون آن جلب نماید. آنچه ادلّة جناب سلطانزاده برای نساختن مصلّی می باشد، نوع برداشت ایشان از هدف مصلّی است. شاید اینگونه در ذهن ایشان نقش بسته که قصد آن است که یک مسجد بزرگ چند هکتاری ساخته شده که صدها هزار نفر در آن جای گیرند که مقالات فوق را توجیه می کند و نباید دست رد به آن زد و باید یادداشت های ایشان را در شرایط فعلی پذیرفت. تعبیر دوم آن است که متأسفانه مقامات مسئول به تشریح اهداف و تشکیلات جامع مصلّی و پردیس فرهنگی یزد نپرداخته اند و الّا یادداشت های ایشان به سمت ضرورت ساخت مصلّی می رفت. حقیر معتقد هستم تعبیر دوم دربارة نوشته های آقای سلطانزاده تعمیم پیدا می کند و خوب است به روند تاریخی برخی مخالفت ها اشاره و به اهداف بلند بانی مصلای یزد بپردازم. 1 یادآوری این نکته ضروری است که در هیچ یک از سرمقاله های آیینه یزد با ساختن مسجد مخالفتی نشده است بلکه بنا به دلایلی اعلام گردیده که در موقعیت و شرایط کنونی نیازی به ساخت مصلی در یزد نمی باشد از جمله در مقالات آیینه مواردی درج گردیده که به اهم آنها به شرح زیر برای تاکید اشاره می شود. ... در طرح جامع و تفصیلی شهر یزد که هزینه های زیادی بر دوش شهروندان گذاشته شده احداث مصلی دیده نشده است و تغییرات لازم به هر طریق که صورت گرفته باشد یا بعدا به دنبال تهیه طرح و نقشه باشند مستلزم صرف مبالغ زیادی از محل بیت المال است و بار اصلی آن را مردم باید عهده دار شوند... مکانی که برای ساخت مصلی در نظر گرفته شده است آن طور که بعضی از مطلعین می گویند، تملک بخشی از زمین منطقه ترمینال با اکراه انجام گرفته و یقیناً زمین مورد بحث به منظور دیگری غیر از مسجد واگذار شده یا قسمتی از آن مصادره ای است و مالک بخشی از آن نیز هموطنان غیرمسلمان بوده اند... شهرداری حق واگذاری چند هکتار زمین مرغوب را که دهها میلیارد تومان ارزش دارد به فرد، موسسه و شرکتی ولو در زمینه فرهنگی و مذهبی بخواهد فعالیت کند ندارد مگر این که از وزارت راه و شهرسازی زمین معوض بگیرد آن هم یا دقیقاً باید برابر با ضوابط روشن و مشخص با کار کارشناسی تصمیم گیری نمایند... در سال جاری در استان یزد نزدیک به دو هزار و نهصد کلاس باید مقاوم سازی شود که بعضی از آنها احتمال ریزش سقف و دیوار دارد. تقریبا هفتصد کلاس جدید نیز باید احداث گردد. بسیاری از آموزشگاهها نمازخانه ندارند... حدود یکصد هزار دانش آموز در ناحیه یک و دو آموزش و پرورش یزد مشغول به تحصیل هستند با کمال تاسف بیش از ده درصد آنها یتیم و یا فرزند طلاق یا پدر و مادر هر دو معتاد و یا بد سرپرست و عده ای هم فرزند پدر و یا مادری هستند که به بیماری های سخت و صعب العلاج گرفتار و مبتلا شده اند. آیا کمک و مساعدت به این دانش آموزان باعث شادی و شعف آنها نخواهد شد؟.. . چه بسیار از مجموعه های مسکونی و پروژه هایی که در توسعه نامتوازن شهری یزد بدون برنامه ریزی ساخته شده است فاقد مسجد و نمازخانه می باشد... متاسفانه در استان یزد بیش از یکصد و پنجاه برابر سال 1358 و در حال حاضر حدود 3300 نفر زندانی داریم. در بعضی از خانواده ها پدر و مادر هر دو زندانی هستند، عده ای از آنها فرزندانی دارند که در جامعه رها شده اند رسیدگی به این خانواده ها و حل مشکلات زندانی ها باید در اولویت کاری متصدیان نهادهای فرهنگی و دینی باشد... استان یزد سال ها است با مشکلات خشکسالی روبرو است صدها روستای یزد آب ندارد، بسیاری از دهات و روستاها آب خوردنشان با تانکر تامین می گردد... محل شهادت سومین شهیدمحراب و قبل از آن مکان های درگیری نیروهای هوادار حکومت پهلوی با انقلابیون در حوالی میدان امیرچقماق، شهیدبهشتی، بعثت، خیابان قیام و امام و گوشه و کنار بازار و نزدیک همین مسجد و ارتباط و نزدیکی با پایگاه اصلی انقلاب یعنی مسجد روضه محمدیه(حظیره) و آن همه رخدادها و حوادث و جریانات که خود یادآور رخدادهای گوناگون تاریخ انقلاب در دارالعباده است آیا این مجموعه یک میراث گرانسنگ فرهنگی- تاریخی نیست که باید پیوسته زنده بماند؟ 2 آقای کاظمینی می نویسد: بدون وابستگی به هیچ نهاد و فردی و فقط آگاه به طرح جامع مصلی و پردیس فرهنگی یزد، یادداشت زیر را برای ثبت، نوشته است... 3 سوابق نشان می دهد در تاریخ 5 تیرماه و 26 آبان ماه 1391 آقای کاظمینی با انتشار مقالاتی با شدت و تندی از غفلت آقای فلاح زاده استاندار و آقای میروکیلی شهردار وقت یزد شکوه و گلایه نموده و می نویسد: چرا برای ساخت مصلای حوزه جامع علمیه و احداث دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه و ساخت مصلای یزد که آن را ضرورتی به حقانیت اسلام دانسته !! اقدامی نشده است؟! 4 آیت ا... حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی)، به مرحوم حاج حسین برخوردار و مرحوم رسولیان پیشنهاد می دهند در دو نقطة مهم شهر در آن مقطع زمانی، مسجد بنا کنند که دوست جناب سلطانزاده (مهندس مهدی بازرگان)، مهندس ساختمان مسجد برخوردار بوده و این دو مسجد در آن مقطع زمانی در انتهای کوچة حنا و اول کوچة برخوردار چه معنایی می توانسته داشته باشد و الآن از مساجد پر رونق مردمی می باشد. بنابر این مخالفت با بناهای مذهبی با هر توجیهی ریشة تاریخی دارد... 5 اولاً ساخت مصلی ارتباطی به حقانیت اسلام ندارد و مسجد ریگ و مسجد برخوردار و مسجد رسولیان که درود و رحمت های بیکران الهی بر بانیان و سازندگان آنها باد از پول افراد خیر و تاجران مسلمان و خوشنام یزدی احداث شده است و نقل این گونه موارد صرف نظر از میزان صحت بعضی از استناد های آقای کاظمینی به عنوان شاهد و مثال و مقایسه آن با زمان حاضر بویژه اگر در این دوره و زمان استفاده از بیت المال و امکانات اداری و دولتی برای ساخت مصلی و یا پردیس فرهنگی در نظر باشد اصولی و منطقی نمی باشد. ضمناً مشخص نیست چرا آقای کاظمینی از شادروان مهندس مهدی بازرگان در نوشته خویش به عنوان دوست سلطان زاده نام برده است. گرچه باید به اطلاع ایشان برسانم بدون شک نگارنده این سطور همانند صدها هزار نفر دیگر با مطالعه کتاب های مجاهد و مبارزی نظیر آیت ا... طالقانی، شادروان مهندس مهدی بازرگان و زنده یاد دکتر علی شریعتی با رژیم ستمشاهی از سال های قبل از انقلاب و در دهه چهل مخالفت نموده و از طرفداران سرسخت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شده اند بنابراین افتخار می کنم که از آن موقع به بعد دوست مرحوم مهندس مهدی بازرگان بوده ام. در سال های اخیر، 2 پروژه با مخالفت جدّی عده ای و کشاندن مباحث متعدّد در روزنامه ها و رسانه ها بود: یکی ساخت پارک کوهستان و دیگری ساخت پاساژ ستاره یزد که حقیر خود شاهد بحث های تندی در این باب از سوی موافقان و مخالفان بودم، امّا هر دو پروژه به اتمام رسیده و منشأ رفاه و خیر مردم است... 6 آقای کاظمینی حقایق و واقعیت ها را نادیده گرفته و آن چنان سطح موضوع و بحث را پایین اورده که عملکرد عده ای از مالکان و افرادی را که در ساخت و ساز پاساژ ستاره یزد آن هم به دلیل منافع اقتصادی یا مشکلات اداری با شهرداری که احیاناً با یکدیگر اختلاف مالی داشته اند یا نظرات موافقان و مخالفان احداث پارک کوهستان را با اظهار نظر و انتقاد سازنده و دلسوزانه کسانی یکسان دانسته که نه تنها مخالفتی با ساخت مسجد ندارند بلکه می گویند احداث مصلی که اکنون تبدیل به ساخت پردیس فرهنگی شده چه از محل بیت المال یا با پول مردم به ویژه اگر خدای ناکرده بخواهند از زراندوزان و سوءاستفاده کنندگان اقتصادی هم کمک بگیرند در حال حاضر به مصلحت شهر و دیار و حکومت نیست با عنایت به اینکه دهها طرح عمرانی نیمه تمام نیز بر روی زمین مانده است؟ آقای کاظمینی عالماً، عامداً یا سهواً نکته دیگری را تحریف نموده و نوشته است: نویسنده مقالات آیینه یزد، اشاره ای به جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه کرده اند که با دوچرخه و موتور به مسجد می روند که در سال های اخیر همة حوزه های شهری، بخصوص حوزة شهر یزد، نمازجمعه با شکوه و استقبال زیاد مردم برگزار و اگر روز جمعه از مسیر خیابان امام و قیام و بلوار امامزاده جعفر (ع) عبور نمایند، ازدحام وسایل نقلیه را مشاهده که گواه علاقه مردم به نماز جمعه می باشد و بیشتر از دوچرخه و موتور، ماشین هم می باشد!!... 7 بررسی آمار شرکت کنندگان در نماز جمعه یزد نشانگر این است که حدود 90 درصد هفته های سال، جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه حدود 12 تا پنجاه درصد گنجایش مسجد ملااسماعیل می باشد و در بعضی از مساجد خیابان قیام و اطراف بازار یزد با آن همه رفت و آمد و پر جمعیت بودن خیابان و بازار و کوچه های اطراف، ظهرها یا درب مسجد بسته یا تعداد کمی نمازگزار شرکت می نمایند ضمناً در این بخش از نوشته خویش بگونه ای مرقوم داشته که مدیرمسئول آیینه یزد با خیابان قیام و اطراف مسجدملا اسماعیل و محل برگزاری نماز جمعه و یا نماز جماعت آشنایی ندارد و یا کسانی را که با اتومبیل به نماز جمعه می روند نادیده گرفته است!!. درود و الطاف پروردگار رحمان بر حجه الاسلام والمسلین حاج شیخ عبدالحسین عرب و عجم، آن روحانی ساده زیست و مورد اعتماد مردم یزد که از کلاس پنجم، ششم دبستان، حقیر را با کتاب صرف میر و مسجد و نماز جماعت آشنا نمود بویژه روال کار آن بزرگوار این بود که در روزهای جمعه چند نفر از شاگردانش از جمله این جانب را به مسجد جامع کبیر یزد می برد تا بعضی از نمازگزارانی که به مسجد می آمدند با تمایل خودشان حمد و سوره نزد دانش آموزانش بخوانند و در نهایت مرحوم عجمین بر آن صحه بگذارد. آقای کاظمینی در فراز دیگری از مقاله می نویسد: در مقالات مذکور اشاره ای به مالکیت محل در نظر گرفته شده برای مصلّی شده که باید گفت: بر اساس قانون مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و احکام حکام شرع، زمین اراضی مورد نظر مصلّی هم باید خریداری شود یا معوّض داده شود، لذا مسلّماً عالم و مجتهد اوّل شهر بیشتر واقف به مکان نمازگزار می باشد که البته تذکر صاحب مقالات مذکور به جا می باشد، امّا مسلّماً قرار نیست مصلّی و پردیس فرهنگی شهر روی زمین غصبی بنا گردد... .8 اگر احداث مصلی بر روی زمینی که اشکال شرعی و قانونی داشته باشد نمایندگان محترم ولی فقیه و امام جمعه مناطق در هر یک از شهرها و مراکز استان ها نمی توانند بر خلاف قانونی که در نظام جمهوری اسلامی ایران به تصویب مراجع ذی صلاح رسیده نظریه دیگری ابزار نمایند. چه بسیار پسندیده و شایسته می باشد دستیاران و مشاوران نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد زمینه هایی فراهم نمایند تا از ساختمان های زیبا و وسیع و دارای امکانات لازم که در محلات گوناگون یزد به عنوان مسجد، حسینیه، بیت الحسین(ع)، بیت العباس(ع) ساخته شده و هر سال تنها چند روز یا چند هفته از آنها بهره برداری می شود با برنامه ریزی صحیح و با حضور وعاظ و گویندگان مطلع و آگاه به مسائل اجتماعی و فرهنگی و تربیتی اسلامی استفاده شود تا مقابله ای برای تهاجمات فرهنگی و جنگ نرم نیز باشد. حسن ختام مقاله به درج بخشی از تفسیر قرآن کریم ذیل آیه شریفه 18 سوره مبارکه توبه که درباره عمران و اهمیت بنای مساجد می باشد اختصاص می یابد. تدرباره اهمیت بنای مسجد احادیث فراوانی از طرق اهل بیت (ع) و اهل سنت رسیده است که اهمیت فوق العاده این کار را نشان می دهد... از پیامبر(ص) نقل شده که آن حضرت فرمود: کسی که چراغی در مسجدی برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهی مادام که نور آن چراغ در مسجد می تابد برای او استغفار می کنند. ولی امروز آنچه بیشتر اهمیت دارد، عمران و آبادی معنوی مساجد است و به تعبیر دیگر بیش از آنچه به ساختن اهمیت می دهیم باید به ساختن افرادی که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم. مسجد باید کانونی باشد برای هر گونه حرکت جنبش و سازنده اسلامی در زمینه آگاهی و بیداری مردم و پاکسازی محیط و آماده ساختن مسلمانان برای دفاع از میراث های اسلام. مخصوصا باید توجه داشت مسجد مرکزی برای جوانان با ایمان گردد... 9 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- یزد فردا 19/7/94 2- آیینه یزد شماره 404 3- یزد فردا 19/7/94 4-یزد فردا مورخ 5/4/91 و 26/8/91 5- یزد فردا مقاله آقای میرزا محمد کاظمینی، 19/7/94 6- همان 7- همان 8- همان 9-تفسیر نمونه، جلد هفتم، از انتشارات دارالکتب الاسلامیه، صفحه 318 و 319 ...
انتظار مردم از نماینده مجلس رعایت ادب و نزاکت است
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بهرام بیرانوند نماینده بروجرد درخواست تذکر داشت، چون تذکرش مربوط به دستور کار نبود، تریبونش روشن نشد. او اما عصبانی تر از آن بود که تا زمان فرا رسیدن تذکرات شفاهی تحمل کند؛ سر و صدایی راه انداخت و تعابیر دور از نزاکت و اخلاق علیه محمدجواد ظریف به کار برد و گفت: ظریف غلط اضافی کرده که با اوباما دست داده. همهمه ای در مجلس به پا خواست به همراه دو دو و چهار چهار گفتن ها در موافقت و مخالفت. همراهان سیاسی او در مجلس از این بیان توهین آمیز حمایت و بسیاری دیگر اظهار مخالفت کردند. در نهایت تریبونش روشن شد تا تذکرش را بدهد. او با انتقاد از ظریف بابت دست دادن با رئیس جمهوری امریکا گفت: دقیقاً زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی ها به آغوش مرگ خفته یا مفقود شده اند، ظریف وزیر امور خارجه به صورت تصادفی خود را به اوباما رسانده است. ملت رشید ایران سال هاست که تاوان رفتار استکباری شیطان بزرگ را می دهد و هنوز بسیاری از شهیدان ما به خانه بازنگشته اند. امریکا قصد ریشه کنی ملت ایران را دارد. در میانه تذکرش البته ابوترابی فرد که در غیاب لاریجانی ریاست جلسه را برعهده داشت، ناراحت شد و تریبونش را قطع کرد و از همکاران خود در هیأت رئیسه خواست دستور بعدی را اعلام کنند. اما گویی در بین برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس هم تمایل برای ادامه نطق این عضو پایداری زیاد بود. آنها تعلل کردند و سپس دوباره تریبون باز شد که بیرانوند از غیرت ظریف انتقاد کرد و گفت: وزیر امور خارجه با چه اجازه ای این کار را کرده است. اگر ظریف اندازه جوجه خروس غیرت می داشت، این کار را نمی کرد. گرچه ابوترابی فرد نائب رییس مجلس که در آن روز ریاست جلسه را به عهده داشت پاسخی قابل تأمل به این تذکر خارج از عرف داد و گفت: باید در سخن گفتن در مورد وزیر خارجه به عنوان یک مقام مسئول، ادبیات رعایت شود، احساس غیرت دینی و دفاع از انقلاب و رهبری و خون شهدا در افرادی مانند آقای ظریف از بنده کمتر نیست، حال ممکن است براساس تصمیمی اقدامی کرده باشند که این اقدام شان مورد نقد بنده، شما و بسیاری از دوستان باشد، اما بنا نیست که یک انسان و افرادی که در تاریخ زندگی شان در خدمت انقلاب، امام و رهبری بوده اند، ما آنها را با ادبیاتی که شایسته نیست، نقد کنیم. 1 در اصول 67 و 76 و 84 قانون جمهوری اسلامی آمده است مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید و در ابتدای ورود به مجلس سوگند یاد می کند در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت کند. بدون شک یکی از مصادیق تقوی برای نمایندگان مجلس این است که هنگام تذکر و نطق پیش از دستور و یا ارائه پیشنهاد و نظر و روبرو شدن با مردم و شرکت در مجامع و مراسم نه تنها به رییس جمهور و وزرا و دیگر دولتمردان بلکه به افراد عادی و معمولی اهانت نکنند بلکه هنگام سخن گفتن قول سدید را فراموش ننمایند و بر اعصاب خود مسلط باشند و با آرامش و متانت حرف بزنند چون مردم دنیا بعد از هر جمله و عبارتی که به کار می برند اظهارنظر و تجزیه و تحلیل می کنند علاوه بر آن شرعاً و قانوناً باید پاسخگوی سخنان خود باشند. حجت الاسلام محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه خواستار ورود دادستان به ماجرای توهین به محمدجواد ظریف در جلسه علنی مجلس شد و گفت: دادستان کل کشور باید این اقدام را به طور جدی پیگیری و به آن ورود پیدا کند. با توجه به اعتمادی که مقام معظم رهبری به تیم مذاکره کننده دارد، این قبیل رفتارها تشویش اذهان عمومی است و باید قوه قضائیه وارد عمل شود و با آن برخورد کند. وی افزود: از زمانی که دکتر روحانی در آن انتخابات تاریخ ساز به پیروزی رسیدند، بعضی از افراطیون که در آن انتخابات از جانب مردم ناکام شدند اقدام به سلسله حرکت هایی می کنند که صرفا به جهت زیر سوال بردن عملکرد مطلوب دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده بالاخص آقای ظریف بوده و متأسفانه چیز جدیدی نیست. غرویان ادامه داد: اگر دست دادن آقای ظریف و اوباما بدون برنامه ریزی باشد، برخورد آقای ظریف کاملاً منطبق بر فقه اسلامی است چرا که رعایت ادب، از بدیهیات دین است. 2 اگر این گونه سخن گفتن را دلیل سرخوردگی عده ای از اقلیت مخالف بدانیم، یا بگوییم می خواهند با این ادبیات موهن و سخیف عقده گشایی کنند در صورتی که هر دانش آموز دبستانی آن را دور از نزاکت و اخلاق اسلامی می داند، یا به خیال خود بخواهند رقیب را از میدان بدر کنند، به عنوان نمونه روزی جلسه سخنرانی یادگار امام، ریاست مجلس، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و عده ای از فعالان سیاسی، استادان دانشگاه و مقامات روحانی را به هم می زنند یا به اتومبیل آنها حمله می کنند یا با کمال تاسف آنان را مورد دشنام و ضرب و شتم قرار می دهند و یا به عنوان خائن خطاب می کنند یا به خانواده بعضی از فقها و مراجع و پیشقراولان انقلاب و مبارزان سیاسی اهانت می کنند حتی از تریبون های رسمی با عباراتی زشت آنها را مورد عتاب قرار می دهند باید بدانند اکثریت مردم جامعه و شهروندان جواب همه این بد اخلاقی های سیاسی را در اسفندماه 94 به پای صندوق های رای خواهند داد آن گونه که در خرداد 92 حضورشان حماسه سیاسی آفرید. بزرگان دین آداب سخن گفتن را به ما آموخته اند و نه تنها اهانت کردن به برادر مومن بلکه توهین به دیگران را نهی نموده اند. حضرت امام علی(ع) در جنگ صفین شنیدند که یارانشان شامیان را دشنام می دهند فرمودند: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر کردارشان را تعریف، و حالات آنان را بازگو می کردید به سخن راست نزدیک تر، و عذر پذیرتر بود، خوب بود بجای دشنام آنان می گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و آنان که با حق می ستیزند پشیمان شده به حق باز گردند. 3 روزی حضرت امیرمومنان(ع) بر منبر بود مردی آمد و سئوال کرد، حضرت علی(ع) بالبداهه جواب دادند، یکی از خوارج از بین مردم فریاد زد: خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است دیگران خواستند متعرضش شوند اما حضرت علی(ع) فرمود: رهایش کنید او به من تنها فحش داد. 4 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) به نمایندگان مجلس توصیه می فرمایند در نطق های پیش از دستور در ادای کلمات دقت نمایند تا به مسلمانی بلکه به انسانی توهین نشود. اعضای مجلس محترم شورای اسلامی بحمداللّه تعالی در دوره دوم نیز اشخاص محترمی هستند که با تعهد و جدیت خود می توانند خط مشی دولت را هر چه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عده ای از آقایان، که شک در خدمتگزاری شان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاری های بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارند که در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرت های بزرگ و کوچک و کارشکنی های مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته های مختلف است، نمی توان به طور سطحی نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و انعکاسات داخلی و خارجی آن با سلیقه شخصی اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایی ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفی گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیون ها بویژه کمیسیون های مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روی هم می سنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهی دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگی به امور گردد. و چون مسئله اسلام و حکومت الهی در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللی وارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند؛ و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلاً منجز است. حضرات وکلای محترم که بحمداللّه به جمهوری اسلامی تعهد دارند، در نطق های قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت ادای آن باشند، که خدای نخواسته به مسلمانی بلکه انسانی توهین نشود و شخصیتی ساقط نگردد و کسی مظلوم واقع نشود. البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خدای نخواسته انتقامجویی لازم است و مفید و موجب رشد و تعالی است. 5 نکته قابل تذکر اینکه در مجلس شورا توسط یکی از نمایندگان به بالاترین مقام دیپلماسی کشور، وزیر امور خارجه اهانت و در تاریخ مملکت ثبت و ضبط گردیده و برای همیشه باقی خواهد ماند عموم مردم اذعان دارند جملات و عبارات زشت و ناپسندی که از تریبون و بلندگوی مجلس در آن روز پخش و به سراسر جهان مخابره گردید دور از عرف و اخلاق اسلامی بوده که توهین کننده به هر دلیل مرتکب این امر شده و مناسب است از آن مکان و بر روی همان صندلی و با استفاده از بلندگوی مجلس به اشتباه خویش اقرار و از وزیر امور خارجه عذرخواهی کند که این روش به صلاح و صواب نزدیک تر است و نگرانی مردم دلاور و شهید پرور خطه لرستان و عموم شهروندان بروجردی کاهش می یابد بویژه سرزمینی که مهد پرورش مراجع بزرگ جهان تشیع و فقها و علمای اندیشمند، استادان معروف و مشهور دانشگاه های بزرگ کشور، محققان توانا و شاعران زبردست و ایثارگران و آزادگان می باشد. مدیرمسئول پی نوشت ها: 1- روزنامه ایران، 9/7/94 2- روزنامه آرمان، 11/7/94 3- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی، خطبه 206، صفحه 305 4- جاذبه و دافعه علی(ع) ، شهید مطهری، صفحه 144 5- صحیفه امام خمینی(ره) ، جلد 19، صفحه 153 ...
مکاتبه افشاگرانه و کوبنده امام حسین علیه السلام با معاویه
مروان بن حکم که در مدینه عامل و فرماندار معاویه بود، برای معاویه نوشت: عمرو بن عثمان می گوید: رجال عراق و بزرگان حجاز نزد حسین ابن علی رفت و آمد می کنند و از قیام حسین نمی توان در امان بود. من در این باره تحقیق کرده ام و این طور فهمیده ام که حسین فعلا در صدد مقام خلافت نیست ولی از اینکه مبادا بعدا فکر خلافت به سرش بزند مطمئن نیستم. اکنون تو نظر خود را برای من بنویس، و السّلام. معاویه در جوابش نوشت: نامه تو رسید و از مندرجاتش که در باره حسین بود اطلاع حاصل شد. مبادا درباره هیچ موضوعی متعرض حسین شوی. مادامی که حسین کاری با تو نداشته باشد تو نیز او را به حال خود بگذار. زیرا ما تا هنگامی که حسین به بیعت ما وفا کند(صلح امام حسن علیه السلام) و با پادشاهی ما مخالفت نکند، متعرض وی نخواهیم شد. مادامی که حسین مزاحم تو نشود تو خویش را از او پنهان بدار، و السّلام. *** سپس معاویه نامه ای برای امام حسین علیه السّلام نوشت که مضمون آن این بود: اموری در مورد تو به من رسیده است، اگر سخنانی که درباره تو گفته شده حقیقت داشته باشد، گمان می کنم به صلاح تو باشد که از آن کارها خود داری کنی. اگر این سخنانی که در مورد تو به گوش من رسیده باطل باشد که حتما هم باطل است، زیرا تو از این گونه سخنان برکناری، نفس خود را موعظه کن! متوجه خود باش! به عهد و پیمان خود وفا کن! زیرا اگر تو منکر من شوی من نیز منکر تو خواهم شد. اگر تو نسبت به من مکر و حیله کنی من هم در مورد تو این کار را خواهم کرد. بترس از اینکه ما بین این امت اختلاف ایجاد کنی و ایشان را به دست خود دچار فتنه و آشوب نمایی. تو که از بی وفایی این مردم خبر داری و آنان را امتحان کرده ای، پس مراقب خود و دین خود و امت محمّد باش! مبادا افراد سفیه و نادان تو را آلت دست قرار دهند. *** هنگامی که این نامه معاویه به امام حسین علیه السّلام رسید، در جوابش نوشت: نامه تو به من رسید، نوشته بودی: اخباری از من به تو رسیده که از آن ها بیزاری و من به نظر تو به غیر آن امور سزاوارم. کارهای نیک را نمی توان جز با راهنمایی و توفیق خدا انجام داد. اما اینکه نوشته بودی اخباری از من به تو رسیده است. این گونه سخنان را افراد سخن چین و متملق و فتنه انگیز برای تو گفته اند، زیرا من تصمیم به جنگ و مخالفت با تو ندارم. ولی به خدا قسم در عین حال من از اینکه با تو مبارزه نکنم می ترسم و گمان نمی کنم که خدا راضی باشد، من از جنگیدن با تو دست بردارم و عذر مرا در مورد ترک مبارزه با تو و این گروه ملحد که حزبی ستمکار و دوستان شیاطین هستند، بپذیرد. آیا تو همان معاویه ای نیستی که حجر ابن عدی را به همراه آن افرادی که اهل نماز و عبادت بوده و با ظلم و بدعت مخالف بودند و در راه خدا از هیچ گونه ملامتی باک نداشتند، شهید کردی؟ تو آنان را با ظلم و دشمنی در حالی کشتی که پیمان های محکمی با ایشان بسته بودی و امان های کامل به آنان داده بودی که ایشان را به خاطر حوادث قبلی که بین تو و آنان رخ داده بود و بغض و کینه ای که از ایشان در دل داشتی، مؤاخذه نکنی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که عمرو بن حمق را شهید کردی؟ در حالی که وی از اصحاب پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله به شمار می رفت و رنگش از کثرت عبادت زرد شده بود؟ تو این جنایت را وقتی انجام دادی که به وی امان داده بودی، تو عهد و پیمان و اطمینانی از طرف خدا به او داده بودی که اگر آن ها را به یک پرنده می دادی از سر کوه به نزد تو فرود می آمد. سپس او را با نامردی شهید نمودی و جرات پیدا کردی و با عهد و پیمان خدای تعالی مخالفت کرده و آن تعهد را ناچیز شمرده و نادیده گرفتی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که زنازاده ای چون زیاد را بر عراق و بصره مسلط کردی تا دست و پاهای مردم را قطع نماید، چشم های آنان را از کاسه درآورد، ایشان را بر فراز شاخه های درخت خرما به دار بزند. گویا، تو از این امت نیستی و آنان هم از تو نیستند. آیا تو همان معاویه ای نیستی که یار قبیله حضرمی ها بودی و زیاد بن سمیه برای تو نوشت: قبیله حضرمی ها متدین به دین حضرت علی بن ابی طالب علیه السّلام هستند و تو در جوابش نوشتی: هر کس را که به دین علی است به قتل برسان. زیاد به دستور تو آنان را شهید و مثله نمود، و حال آنکه به خدا قسم، دین علی همان دینی است که تو و پدرت به واسطه شمشیر آن مسلمان شدید. به واسطه دین علی است که تو در مقام خلافت آن جلوس کرده ای. اگر دین علی نبود، شرافت و شخصیت تو و پدرت همان مسافرت زمستانی و تابستانی بود که از مکه به شام می کردید و بدین وسیله خویش را از گرسنگی و بی نوایی نجات می دادید. اما اینکه نوشته بودی: من به خودم و دین حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و امت آن بزرگوار نظری کنم و از تفرقه این امت و اینکه به وسیله من دچار فتنه گردند بپرهیزم، من برای این امت فتنه ای بزرگ تر از این نمی بینم که تو خلیفه آنان باشی. من نظری را برای خودم و دینم و امت حضرت محمّد بهتر از این نمی بینم که با تو بجنگم؛ اگر من با تو جهاد کنم، قربهً الی اللّه تعالی جهاد می کنم و اگر جهاد با تو را ترک کنم، باید برای این گناه از پروردگارم طلب مغفرت کرده و از او بخواهم که مرا هدایت کند. اما اینکه نوشته بودی: اگر من منکر تو گردم تو نیز منکر من خواهی شد، تو هر مکر و حیله ای که به نظرت می رسد درباره من به کار ببر. من امیدوارم که مکر و حیله تو به من ضرری نخواهد رسانید. و ضرر آن برای تو از همه بیشتر خواهد بود، زیرا تو بر اسب جهالت خویش سوار و بر شکستن عهد و پیمان خویشتن حریص شده ای! به جان خودم قسم که تو به هیچ شرطی وفا و عمل ننموده ای! زیرا عهد و پیمان خود را شکستی و آن افرادی را که با آنان صلح نمودی بعد از آن همه قسم هایی که خوردی و تعهدهایی که کردی و اطمینان هایی که دادی شهید نمودی! تو آنان را بدون اینکه با کسی بجنگند شهید کردی، تو ایشان را بدین علت کشتی که فضایل و مناقب ما را نقل می کردند و حق ما را بزرگ می داشتند. ای معاویه! مواظب باش که از تو قصاص خواهد شد و یقین داشته باش که حساب تو را خواهند رسید. بدان! خدای تعالی نامه اعمالی ترتیب داده که هیچ گناه کبیره و صغیره ای نیست مگر اینکه آن را به حساب خواهد آورد. خدا این جنایات تو را فراموش نخواهد کرد. جنایاتی که به مردم ظنین می شوی، به دوستان خدا تهمت می زنی و آنان را می کشی، دوستان خدا را از خانه هاشان به دیار غربت تبعید می کنی، مردم را مجبور می کنی با پسرت که کودکی است نورس و شراب خوار و سگ باز بیعت کنند، من تو را این گونه می بینم که خود را دچار زیان خواهی کرد، و دین خود را از دست خواهی داد، با رعیت خویش حقه بازی خواهی نمود، در امانت خود خیانت خواهی کرد، گوش به سخن شخص سفیه و نادان می دهی و افراد پرهیزکار را به خاطر این گونه تبهکاران دچار ترس می کنی، و السّلام. *** هنگامی که معاویه نامه امام حسین علیه السّلام را خواند گفت: حقیقتاً که در سینه حسین بغض و کینه ای است که من آن را نمی شناسم! یزید به معاویه گفت: جوابی برای حسین بنویس که خود را کوچک ببیند و در این نامه حسین را از کارهای بدی که پدرش انجام داد آگاه کن. در همین موقع بود که عبد اللّه ابن عمرو بن عاص وارد شد. معاویه به او گفت: نامه ای را که حسین نوشته دیدی؟ گفت: مگر چه نوشته؟ وقتی معاویه آن نامه را برایش خواند، عبد اللّه به معاویه گفت: چه مانعی دارد تو جوابی برای حسین بنویسی که باعث شود به چشم حقارت به خود بنگرد؟ عبد اللّه این سخن را برای خوش آمد معاویه گفت. یزید به معاویه گفت: اکنون نظر من چطور است؟ معاویه خندید و به عبد اللّه گفت: یزید هم همین عقیده تو را دارد. عبد اللّه گفت: عقیده یزید صحیح است. معاویه گفت: نظر هر دوی شما خطا است. به نظر شما اگر من بخواهم عیوب علی را بگویم، مثلا چه می توانم بگویم؟ شخصی مثل من نباید عیبی را بگوید که در وجود کسی نباشد، یا اینکه نداند چه عیبی در وجود او است. اگر من عیب شخصی را بگویم که مردم آن را نمی دانند، باکی برای صاحب آن نخواهد بود و مردم به آن عیب اهمیتی نمی دهند، بلکه آن را تکذیب می کنند. من چگونه عیب حسین را بگویم، در صورتی که به خدا قسم عیبی در وجود او نیست. نظر من این بود که نامه ای به حسین بنویسم و او را تهدید کنم. سپس نظر خود را عوض کرده و تصمیم گرفتم که با وی لجاجت نکنم. (منبع: بحار الانوار ج 44 ص 212 به نقل از رجال کشّی) ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم . کی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد . در ایام اقامت امام حسین(ع) در مکّه (دهم ماه رمضان سال 60 ق) آغاز شد.(1) و از جهت فراوانی به مقداری رسید که به حق می توان از آن به نهضت نامه نگاری یاد کرد. ظرف این چند روز، این حرکت به مرحله ای رسید که در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) می رسید؛ به گونه ای که تعداد نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.(2). با مطالعه و بررسی اجمالی اسامی و امضاهایی که در ذیل برخی از نامه های به جا مانده به دست رسیده و با توجه به قرائن، می توان به این نتیجه رسید که نامه نگاران از یک طیف خاص نبوده و گروه های مختلف با گرایش های بسیار متفاوت را در بر می گرفته است؛ به گونه ای که در میان آنها نام شیعیان خاصّی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه خزاری، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار کرد • عزره بن قیس (فرمانده سپاه اسب سوار در لشکر عمر بن سعد.(7) • عمرو بن حجاج زبیدی (مأمور شریعه فرات همراه با پانصد سوار به منظور جلوگیری از دسترسی امام(ع) به آب (8) در فهرست آنها دیده می شد که اتفاقاً شورانگیزترین نامه ها را نیز اینان نگاشتند و به امام(ع) گزارش لشکری آماده (جند مجنّد) را دادند!(9) اما به نظر می رسد اکثریت نامه ن گاران را – که در تاریخ نامی از آنها برده نشده است – توده مردمی تشکیل می دادند که عمدتاً به دنبال منافع مادی خود بودند و به آن سمتی می رفتند که احساس می کردند باد به آن طرف می وزد. . اینان گرچه در بحران ها، توان رهبری بحران را ندارند؛ امّا موجی عظیم اند که موج سوار ماهر، می تواند با تدبیرهای خود، به خوبی از آنان بهره گرفته و با سواری گرفتن از آنها، به مقصد خود برسد . به احتمال فراوان اکثریت هجده هزار بیعت کننده با مسلم را نیز اینان تشکیل می دادند که به مجرّدی که دنیا و منافع خویش را در خطر دیدند (با سیاست عمر ابن زیاد) خود را از سپاه مسلم کنار کشیده و او را یکه و تنها در کوچه های کوفه رها کردند همین ها هستند که در سخن مجمع بن عبداللَّه عائذی خطاب به امام(ع) چنین معرفی شده اند: ... و اما سائر الناس بعد فان افئدتهم تهوی الیک و سیوفهم غداً مشهوره علیک ... ؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 306٫ توده مردم دل های شان به سوی تو متمایل است و اما فردا شمشیرهای شان علیه تو سر از نیام بر خواهد آورد . عده ای از همین ها نیز در صحنه کربلا در گوشه ای ایستاده و نظاره گر قتل امام حسین(ع) بودند و اشک می ریختند و دعا می کردند و می گفتند: خدایا حسین(ع) را یاری کن .(10) پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ تفصیلی به دو سؤال دیگر است. 1٫ علل نامه نگاری کوفیان و دعوت گسترده آنها از امام حسین(ع) چه بود؟ 2٫ عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1٫ شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل مشروع خود، به این نامه نگاری اقدام کردند. البته این گروه بسیار در اقلیّت بودند. 2٫عده فراوانی از مردم کوفه – به ویژه افراد میان سال و کهن سال که حکومت عدل علوی در کوفه را به یاد داشتند و از سوی دیگر ظلم و جور امویان را نیز در این دوران بیست ساله دیده بودند – درصدد رهایی از این ظلم، رو به فرزند امام علی(ع) آوردند تا شاید آنان را از یوغ حکومت بنی امیه رهایی بخشد. 3٫ عده ای برای احیای مرکزیت کوفه – که همیشه بر سر آن با شام در رقابت بود و در این دوران بیست ساله آن را از دست داده بودند – به دنبال رهبری کارآمد بودند که بتواند این مهم را به انجام برساند. از نظر اینان در این زمان مناسب ترین فرد دارای نفوذ و شخصیت – که از سویی قدرت رهبری جامعه کوفیان را داشته و از سوی دیگر حکومت امویان را مشروع نداند – امام حسین(ع) بود؛ از این رو از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند. 4٫ . بزرگان قبایل همانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر و.. – که عمدتاً به فکر حفظ قدرت و ریاست خود بوده و از سوی دیگر میانه ای با خاندان علوی نداشتند – وقتی اقبال گسترده مردم به امام حسین(ع) را دیدند، چنین تصوّر کردند که در آینده ای نه چندان نزدیک، حکومت امام(ع) در کوفه به ثمر خواهد نشست و برای آنکه از قافله عقب نمانده و در دوران حکومت آن حضرت همچنان از نفوذ و ریاست خود برخوردار باشند، به سیل خروشان نامه نگاران پیوستند. 5٫ توده مردم نان به نرخ روز خور نیز با مشاهده شور و هیجان گسترده متنفذان، انگیزه لازم را برای نامه نگاری پیدا کرده و هر چه بیشتر تنور این جریان را مشتعل ساختند! ابزارهای عبیدالله برای سرکوب نهضت مردم کوفه با ورود ابن زیاد به کوفه، اشراف قبایل و نیز طرفداران اموی، نفسی به راحتی کشیده و به سرعت دور او را گرفتند و او را در جریان ریز مسائل کوفه گذاشتند. عبیداللَّه در همان آغاز ورود خود از محبوبیت امام(ع) نزد کوفیان و گستردگی قیام به خوبی مطلع شد؛ زیرا او با عمامه ای سیاه و صورتی پوشیده وارد شد! مردم منتظر امام(ع) به خیال آنکه او امام حسین(ع) است، استقبال بسیار گسترده و پر شوری از او به عمل آوردند!(11). از این رو به خوبی عمق خطر را احساس کرده و با تکیه بر تجربیات سیاسی – اداری خود در بصره و نیز با کمک طرفداران خود، سیاست های عاجلانه و مؤثری را برای سرکوب نهضت در پیش گرفت که عمدتاً می توان آن را در بخش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد. 1٫ سیاست های روانی ابن زیاد این سیاست را که عمدتاً حول محور تهدید و تشویق می چرخید، از همان آغاز ورود خود به کوفه در پیش گرفت. او در اولین سخنرانی اش در مسجد جامع کوفه، خود را برای فرمانبرداران همانند پدری مهربان معرفی کرد و نسبت به نافرمانان، شمشیر و تازیانه اش را به رخ کشید.(12): فانأ لمحسنکم و مطیعکم کالوالد البرّ و سوطی و سیفی علی من ترک امری و خالف عهدی ... . به رخ کشیدن سپاه شام و خبر از حرکت این سپاه از شام به کوفه، برای سرکوبی عاصیان نیز یکی دیگر از حربه هایی بود که از سوی او به کار گرفته شد و در خاموش کردن شورش کوفیان – به ویژه پس از آنکه به همراه مسلم قصر دارالاماره را محاصره کرده بودند – بسیار مؤثر افتاد.(13). کوفیان پس از صلح امام حسن(ع) – که آخرین رویارویی آنها با سپاه شام بود – ابهّت فراوانی از آن سپاه یکپارچه در ذهن خود ترسیم کرده و به هیچ وجه در خود توان مقابله با آن را نمی دیدند! همین تبلیغات بود که به میان جامعه پرده پوش زنان نیز سرایت کرد؛ به گونه ای که آنها به سوی خویشان خود (همچون برادر یا شوهر که در سپاه مسلم بودند) آمده و او را از سپاه جدا می کردند.(14). بالاخره همین تبلیغات بود که مسلم را – که در میانه روز با چهارهزار نفر قصر را محاصره کرد و عبیداللَّه را در آستانه سقوط قرار داده بود – در اوایل شب یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان کرد.(15) 2٫ سیاست های اجتماعی از آنجا که انسجام و نظام قبیلگی هنوز پایداری خود را داشت، اشراف و رؤسای قبایل، مهم ترین نیروی تأثیرگذار اجتماعی در رخدادهای سیاسی بودند، و همان طور که گفته شد، تعداد زیادی از آنها (همچون شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج و حجار بن ابجر) در نهضت نامه نگاری شرکت فعال داشتند و طبعاً به دنبال ورود مسلم به کوفه به او پیوستند. اما اینان که بیشتر به دنبال حفظ موقعیت و مقام خود بودند، با ورود عبیداللَّه به کوفه و مواجه شدن با تهدیدهای او؛ دست کشیدن از مسلم و پیوستن به سپاه عبیداللَّه را مناسب با دنیای خود دیدند و به سرعت از نهضت روی گردان شدند؛ زیرا عبیداللَّه به خوبی می دانست که چگونه آنها را به دور خود جمع کند. او با در پیش گرفتن سیاست تهدید و نیز تطمیع با رشوه های کلان، توانست نیروی اشراف و رؤسای قبایل را به سمت خود کشاند؛ چنان که مجتمع بن عبداللَّه عائذی – که به خوبی اوضاع کوفه را می شناخت و به تازگی از کوفه بیرون آمده و به سپاه امام(ع) پیوسته بود – درباره وضعیت آنان، این چنین به امام(ع) گزارش می دهد: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلفی به نصیحتهم فهم الب واحد علیک ... ؛ (16). به اشراف کوفه رشوه های کلان پرداخت شده و جوال های آنها را پر کرده اند، دوستی آنان تصاحب شده و خیرخواهی شان را برای خود برداشته اند و آنها یکپارچه علیه تو گشته اند ... . دوّمین نیروی اجتماعی تأثیرگذار که عبیداللَّه از آنها نیز به خوبی بهره برد، نیروی عُرَفا بود. عرفا (جمع عریف) و در اصطلاح به کسی گفته می شد که: مسؤولیت تعداد افرادی را بر عهده داشت که مقدار عطای آنها یعنی دریافت سالیانه شان، صدهزار درهم بود . طبعاً از آنجا که مقدار دریافتی افراد متفاوت بود، تعداد افراد زیر نظر این مقام از بیست نفر تا بیش از صد نفر مختلف می شد. (17).در دوره شهرنشین شدن قبایل در کوفه، این منصب به صورت مقامی حکومتی درآمده و همچنان که آنها در مقابل والی و امیر کوفه پاسخگو بودند،(18). عزل و نصب آنان نیز توسّط والی – و نه رئیس قبیله – انجام می گرفت. این منصب رابطی بین حکومت و مردم بود و از آنجا که تعداد افراد زیر نظر این مقام بسیار محدودتر از افراد زیر نظر رئیس قبیله بود، راحت تر می توانستند آنها را کنترل کنند. وظیفه اصلی عریف آن بود که دفترهایی تهیه کرده و در آن اسامی افراد زیر نظر خود همراه با زنان و فرزندان شان را ثبت کنند؛ چنان که اسامی تازه متولدین نیز به سرعت در این دفتر ثبت و اسامی افراد از دنیا رفته محو می شد. بدین ترتیب آنان شناخت کامل از محدوده مسؤولیت خود به دست می آوردند. اما در شرایط بحرانی، نقش عرفا دو چندان می شد؛ زیرا برقراری نظم در محدوده مسؤولیت شان – که به آن عرافت می گفتند – به عهده آنها می آمد و طبعاً در مواقعی که حکومت درخواست می کرد، افراد شورشی را به سرعت به حکومت معرفی می کردند. عبداللَّه بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبه امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریه و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم لنا فبرئ و من لم یکتب لنا احداً فیضمن لنا ما فی عرافته الاّ یخالفنا منهم مخالف و لا یبغی علینا منهم باغ فمن لم یفعل برئت منه الذمّه و حلال لنا ماله و سفک دمه و ایّما عریف و جدنی عرافته من بغیه امیرالمؤمنین احد لم یرفعه الینا صلب علی باب داره و القیت تلک العرافه من العطاء ؛ (19). شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را که در عرافت شما هستند، برای من بنویسید. همچنین هر کس را از حروریه (خوارج) و مشکوکین که نظر بر اختلاف پراکنی دارند، باید به من گزارش دهید. کسی که به این دستور عمل کند با او کاری نداریم؛ اما هر کس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغی در عرافت او با ما مخالفت کند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفی که در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) کسی یافت شود، آن عریف بر در خانه اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم کرد . چنین به نظر می رسد که اتخاذ همین سیاست و استفاده از این ابزار مهم اجتماعی، یکی از مهم ترین علل سرکوب و خاموش شدن نهضت مسلم در کوفه بود؛ زیرا عرفا تهدیدهای ابن زیاد را جدّی تلقی کرده و به سرعت در صدد انجام خواسته های او برآمده و به شدّت عرافت خود را کنترل می کردند. 3٫ سیاست های اقتصادی : در آن زمان مهم ترین منبع مالی مردم دریافت عطا و جیره از سوی حکومت بود که در آغاز فتوحات، این دریافت در مقابل تعهّد شرکت آنها در جنگ علیه ایرانیان، انجام می گرفت. پس از شهرنشین شدن آنان و پایان یافتن فتوحات، همچنان طبق روال سابق به آنها پرداخت می شد؛ از این رو مردم عرب کمتر سراغ کارهایی مانند کشاورزی، صنعتگری و بازرگانی می رفتند و انجام این کارها عمدتاً به عهده موالی (غیرعرب های پیمان بسته با عرب ها) بود. کار به جایی رسیده بود که اصولاً عرب ها در آن زمان، اشتغال به حرفه و صنعت را شایسته مقام و شأن و موقعیت خود نمی دانستند.(20) عطا ، مقدار پرداخت نقدی بود که از سوی حکومت کوفه، یک جا یا طیّ چند قسط به مردم پرداخت می شد. و جیره کمک های جنسی (مانند خرما، گندم، جو و روغن) بود که ماهیانه در اختیار آنان قرار می گرفت. ناگفته پیداست که این نظام اقتصادی، عمده مردم عرب را شدیداً به حکومت وابسته می کرد و حکومت های مستبدّ نیز از این نقطه ضعف به خوبی آگاه بوده و به عنوان ابزاری مهم از آن بهره می گرفتند. عبیداللَّه بن زیاد در هنگام تهدید عرفا ، تکیه بر این ابزار کرد و یافت شدن وجود مخالف در عرافتی را دارای پیامدی سنگین همچون قطع عطای کلّ افراد آن عرافت داشت. طبعاً علاوه بر شخص عریف، افراد دنیاطلب دیگر نیز در صدد خاموش کردن مخالفت ها بر می آمدند. همچنین هنگامی که مسلم و طرفدارانش قصر عبیداللَّه را محاصره کردند، یکی از موفق ترین شگردهای او در پراکنده کردن اطرافیان مسلم، تشویق مردم به افزون کردن عطا در صورت پراکنده شدن و تهدید به قطع آن در صورت ادامه شورش بود.(21) ابن زیاد با استفاده از همین ابزار اقتصادی و با وعده افزایش عطا، توانست لشکر عظیمی از مردم کوفه را – که تا سی هزار شمرده اند -(22). علیه امام حسین(ع) وارد جنگ کند؛ لشکری که تعداد زیادی از آنها دل هایشان با امام(ع) بود.(23). امام حسین(ع) نیز تأثیر این ابزار را به خوبی درک کرده بود؛ به گونه ای که در سخنرانی خود در روز عاشورا آن را به عنوان یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود برشمرد: کلکم عاص لامری مستمع لقولی، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع علی قلوبکم ؛ (24). همه شما علیه من عصیان می ورزید و سخنان مرا گوش نمی دهید؛ عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل هایتان گشته است . ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 92 2) بحارالانوار، ج 44، ص 344 3) وقعه الطف، ص 90 و 91٫ 4) تاریخ طبری، ج 6، ص 22٫ 5) همان، ج 5، ص 425 6) همان 7) همان، ص 412 8) وقعه الطف، ص 93 – 95 9) همان، ص 95٫ 10) عبدالرزاق مقرّم، مقتل الحسین(ع)، ص 189٫ 11) وقعه الطف، ص 109 12) وقعه الطف، ص 110 13) همان، ص 125 14) همان، ص 125 15) همان، ص 126٫ 16) همان، ص 126٫ 17) تاریخ طبری، ج 3، ص 152 18) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 49 19) وقعه الطف، ص 11؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 267 20) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 219٫ 21) وقعه الطف، ص 125؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 277٫ 22) بحارالانوار، ج 45، ص 4 23) حیاه الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453 24) بحارالانوار، ج 45، ص 8 منبع: فرهنگ ...
پیام محمدصالح جوکار نماینده مردم شریف یزد و اشکذر در مجلس شورای اسلامی به مناسبت شهادت پاسدار رشید اسلام ...
بسم الله الرحمن الرحیم افتخار بزرگ جامعه اسلامی به وجود جوانان متعهد و پاک سرشتی است که در راه دفاع از ارزشهای الهی و مبارزه با دشمنان ملحد و مشرک، جان خود را تقدیم می نمایند. امتیاز بزرگ و سلاح برنده رزمندگان عزیز ما در مبارزه با تکفیری های اشقی شهادت در راه خدا و جانفشانی برای سربلندی اسلام وقرآن است. شهید بزرگوار محمدحسین محمدخانی از جمله شهدای بزرگوار و مدافعین حرم، رزمنده پر
لطفاً به هیأت های عزاداری خیانت نکنید
عنصر محبت یک اصل اساسی و عمیق در جریان تشیع است. عنصری که بسیار در ترویج و تحکیم این مکتب اثرگذار بوده است. بدیهی است که این نوع عاطفه متکی به منطق و حقیقت است و نه عاطفه پوچ، سطحی و زودگذر. در مورد میزان اهمیت و توجه به این عنصر اشاره پیامبر به پاداش اش در برابر رسالت بسیار می تواند اهمیت این ماجرا را نشان می دهد.(1) با توجه به این امر بدیهی است که برگزاری جلسات هیئت ها، مدح و مرثیه برای اهل بیت یکی از نمونه های ابراز این نوع از محبت است. در مقابل این جریان، خدشه دار کردن این محبت به هر شکل و به هر صورتی، خیانت به جریان عظیم محبت اهل بیت(ع) است. توجه اهل بیت به محبت و کسانی که مدح اهل بیت را می گفته اند دلیلی بر تائید این ذوات مقدس در مورد محبت و نقش آن بوده است. در دوران ائمه اطهار(ع) شاگردان آگاه و فقهای بزرگی در خدمت امام صادق(ع)، امام باقر(ع) و ائمه دیگر شرف حضور داشتند و معارف، احکام، شرایع، اخلاقیات را نقل می کردند؛ اما در کنار همه این ها، وقتی انسان با دقت به تاریخ می نگرد، در می یابد که امثال زراره و محمدبن مسلم و بزرگانی از این قبیل در دستگاه ائمه(ع) حضور دارند؛ اما امام رضا(ع) دعبل را می نوازد، امام صادق(ع) سید حمیری را مورد توجه و محبت قرار می دهد. ایام محرم و آسیب جدی برگزاری مراسم عزاداری در ایام شهادت اهل بیت علیهم السلام یکی دیگر از نمونه های نشان دادن عشق و عاطفه به ایشان است. در ایام محرم یکی از زمان هایی است که برگزاری مراسم ها حال و هوای دیگری می گیرد. بدیهی است که شور و شدت هیجان موجود در فضای جامعه عده ای را برای جذب بیشتر مخاطب تحریک کند. نگاه به سبک عزاداری های مردم در هر دوره ای یکی از اصول مهم است. متأسفانه استفاده از ابزار عزاداری برای تخریب وجهه شیعیان یکی از موارد دم دست و نفوذپذیر است. هرسال با شروع ایام عزاداری حضرت امام حسین(ع)، بازار برگزاری مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) نظم و انسجام خاصی پیدا می کند. حال و هوایی که فضاسازی های شهری اعم از سیاه پوش شدن کوچه و خیابان ها پیدا می کنند این حال و هوا را تقویت و غنی تر هم می کند. در این ایام برگزاری جلسات عزاداری همراه با سخنرانی و مداحی ازجمله برنامه های غیرقابل حذف از این مجموعه برنامه هاست که روایت مصائب، مشکلات و روایت ماجرای شهادت حضرت اباعبدالله(ع) ویارانش قسمت اصلی ماجرا محسوب می شود. دراین بین بعضی اوقات مشاهده می شود که سخنران یا مداح مجلس اقدام به خواندن روایت ها و نقل قول های نامعتبر و حتی غیر مستند کنند. در طول تاریخ و درگذر زمان، آسیب ها، تحریف ها و آفت هایی متوجه این فرهنگ بوده است که آن را از طراوت و تازگی و پاسخ گویی کامل و مداوم به نیازهای زمان بازداشته است. این مسئله ناشی از عوامل مختلفی بوده است که مهم ترین آن فلسفه بافی های انحرافی نسبت به قیام عاشورا بوده است. شهید مطهری یکی از کسانی بوده که در برابر این تحریف ها به خصوص در مورد شهادت حضرت اباعبدالله(ع) نوشته ها و سخنرانی های روشنگرانه ای دارند و ایشان به طور صریح در برابر این نوع از انحراف ها موضع می گرفت. حتی برخی از کتاب ها را مقدمه ساز انحراف و کج روی معرفی می کرده است. استاد در مورد تحریف لفظی عاشورا، نمونه های زیادی ارائه داده اند، برای مثال در کتاب حماسه حسینی می نویسند: در همین تهران در منزل یکی از علمای بزرگ چیزی را درباره حادثه کربلا شنیدم که در عمرم نشنیده بودم. روضه خوان گفت: بعدازاین که حضرت لیلا رفت داخل خیمه و موهایش را پریشان کرد، نذر کرد که اگر خدا؛ علی اکبر را سالم به او برگرداند... از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد! [روضه خوان] این را گفت و زد زیر آواز: (نذر علی لئن عادوا و ان رجعوا لازرعن طریق الطفت ریحانا) گشتم دیدم این طفتی که در این شعر آمده، کربلا نیست، بلکه این طفت, سرزمین مربوط به داستان لیلی و مجنون معروف است. این داستان را خود این شخص جعل کرده است. بدیهی است که این نمونه ها آسیب پذیر مجالس اهل بیت را بالاتر می برند. اما می شود که بخشی از این آسیب ها را توسط مداحان از بین برد. معلمی مداحان مداحان اهل بیت دارای جایگاه ویژه ای هستند. در این زمینه حضرت آیت الله خامنه ای، می فرمایند: با این چشم به حرفه مداحی نگاه کنید. وقتی آنجا می ایستید برای خواندن، احساس کنید که به عنوان یک مبلّغ دین، به عنوان یک پیام آور حقائق دینی، در اثرگذارترین شکل، آنجا ایستاده اید. اگر این احساس وجود داشت، آن وقت انتخاب شعر محدودیت پیدا می کند، کیفیت ادا محدودیت پیدا می کند، انسان هایی که می خواهند این مسئولیت را انجام دهند، محدودیت پیدا می کنند؛ چاره ای هم نیست. این کار را خود شما باید انجام دهید؛ کار خود مداح است. امروز اگر چنانچه بپرسند: آقا حرفه مداحی به چی احتیاج دارد؟ یکی می خواهد مداح شود، از امروز شروع کند، چه چیزی نیاز دارد؟ دو یا سه چیز را می شمارید؛ می گویید باید صدایش خوب باشد، حافظه خوبی داشته باشد، بتواند شعر یاد بگیرد؛ البته روح هم داشته باشد. انسانی با داشتن حافظه خوب و صدای خوش، می تواند مداح شود، به نظر ما این کافی نیست. شما به مداح به چشم یک معلم نگاه کنید که می خواهد چیزی را به مستمع خود تعلیم بدهد. همه شماها این صلاحیت رادارید. هیچ کس را از این دایره نباید بیرون کرد. هر که شوق این کار را دارد، بسم الله، خیلی خوب است؛ اما صلاحیتش را در خودش به وجود بیاورد. شعری که می خوانید، شعر معرفت و آموزنده باشد. فرض بفرمایید فاطمۀ زهرا(س) را که می خواهید معرفی کنید، آن چنان معرفی کنید که یک انسان مسلمان، یک زن مسلمان، یک جوان مسلمان از آن زندگی درس بگیرد؛ در دل خود نسبت به آن مجسمه قداست ، طهارت ،حکمت، معنویت و جهاد، احساس خشوع، خضوع و وابستگی کند. این، طبیعت انسان است. ما انسان ها تابع و متمایل به کمالیم. اگر بتوانیم کمال را در خودمان ایجاد کنیم، می کنیم؛ اگرنه، آن کسی که صاحب کمال است، به طور طبیعی انسان به او گرایش دارد. این کمال را در فاطمۀ زهرا(س)، در امیرالمؤمنین(ع)، در ائمه ی اطهار(ع) برای شنونده تشریح کنیم و شنونده ما در قالب شعر، در قالب کلام موزون، و به خصوص در قالب صدای خوش و آهنگ درست و خوب، این معرفت را مثل آب زلالی که می نوشد، بنوشد و به همه اجزای بدن او برسد. این کار از خیلی گویندگان، هنرمندان و معلمان برنمی آید اما از شما برمی آید، اگر این کار را انجام دهید . داشتن الگو – بایدها و نبایدها یکی از شرایط مرثیه خوانی پایندی به اصل واقعه است و برای گریاندن مستمعین نباید از هر سخن بی اساسی استفاده کرد. بلکه سوزندان قلب محبان اهل بیت(ع) به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه توسط مداحان باید تأمین شود. باید گفت اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دلِ اشک آلود که اشک را به چشم می رساند و چشم را اشک بار می کند به معارف زلال است؛ البته با هنرنمائی. در همین زمینه رهبر انقلاب نقل می کنند: ما در مشهد یک منبریِ معروفی داشتیم، خدا او را رحمت کند، مال پنجاه سال قبل است؛ مرحوم رکن الواعظین. او منبر می رفت و مردم پای منبر روضه خوانی او مثل ابر بهار گریه می کردند؛ درحالی که خودش هم بارها می گفت من اسم نیزه و خنجر نمی آورم. واقعاً هم نمی آورد؛ بنده ده ها منبر از او دیده بودم. حادثه را آن چنان هنرمندانه تصویر می کرد که مجلس را منقلب می ساخت؛ بدون اینکه بگوید کشتند ، بدون اینکه بگوید تیر زدند ، بدون اینکه بگوید شمشیر چنین زدند یا خنجر چنین زدند ؛ این ها را نمی گفت. می توان با شیوه های هنرمندانه، روضه خوانی خوب کرد و گریاند. البته این را هم به شما عرض کنم؛ اینکه آقایان مداح ها، و سابق ها روضه خوان ها که ما حالا کمتر توفیق پیدا می کنیم ببینیم، اما در مواردی از افاضات مداح ها مستفیض می شویم، اصرار می کنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی می خواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه صدا، صدای این جمعیت نیست ؛ یا وقتی مردم می خواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه صلوات، صلوات این جمعیت نیست . شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دل های مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است. جلوگیری از تفرقه یکی از موارد دیگری که به نظر می رسد مداحان و مرثیه سرایان اهل بیت علیهم السلام می توانند آن را کنترل کند و به نوعی آن را مدیریت کنند مسئله تفرقه و از بین بردن فتنه است. مداحان می توانند از گسترش و ایجاد فضاهای عوامانه ای در برخی محافل مذهبی جلوگیری کنند. فضایی که موجب بدبینی و تفرقه افکنی میان شیعیان و اهل سنت می شود. تفرقه ای که زمینه ساز سوءاستفاده وهابیت و صهیونیسم می شود. یکی از آسیب های جدی در روابط شیعه و سنی که استعمار و استکبار از آن سود می برد، تحریک علما و عوام اهل سنت به وسیله برخی سخنان مجالس و اقدامات نسنجیده و غیر مرتبط با سیره اهل بیت(ع) توسط برخی افراد نادان است که علیرغم نهی و هشدار علما و بزرگان به مسیر نادرست خود ادامه می دهند. اهانت های علنی و زشت و تأسف بار به برخی صحابه و خلفا و لعن برخی همسران پیامبر نه تنها با سیره ائمه هدی و علمای بزرگ تناسبی ندارد، بلکه زمینه را برای سوءاستفاده وهابیت و تندروهای القاعده برای آتش افروزی و خشونت فراهم می سازد. اگرچه بانیان جدید جریانات برائتی که با پرچم تبری به میدان آمده اند، دارای ارتباطات واضح و عمیق با قدرت های استعماری به ویژه استعمار هستند، اما متأسفانه به علت عدم آگاهی برخی جوانان و مداحان، آن ها عملاً در میدان دشمن بازی کرده و هیزم آتش جنگ مذهبی را فراهم می آورند که فاتح نهایی آن اسراییل در منطقه است. بسیاری از گروهک های تندروی تکفیری که هم اکنون در عراق و سوریه و پاکستان و افغانستان مشغول فعالیت هستند، به منظور یارگیری و تحریک احساسات مردم، از نوارها، فیلم ها و سخنان مطرح شده در این مجالس استفاده می کنند و جواز قتل شیعیان را صادر می کنند. ................................ (1) قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی (سوره شوری-23) ...
آزموده را، آزمودن خطاست
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد هر ایرانی با شرایطی که در قانون مشخص شده می تواند در تمام انتخابات به عنوان انتخاب کننده یا انتخاب شونده شرکت کند مردم هم آزادانه پس از طی مراحل می توانند به کاندیداهای مورد نظر خود رای بدهند. معمولا در هر دوره ای افرادی از گروه ها و احزاب و انجمن ها نام عده ای از فعالان سیاسی را مطرح و یا ضمن سفر به شهرها و استان ها آنها را به شرکت در انتخابات تشویق می نمایند که در این زمینه فعالانه حضور داشته باشند در این شماره بر اساس ضرب المثل معروف آزموده را آزمودن پیشمانی آرد و آن طور که گفته اند: تباهی روزگار خود فزایم چو چیز آزموده آزمایم روان را رنج بیهوده نمایی که چندین آزموده آزمایی 1 نویسنده این سطور در نظر دارد با دهها شاهد و دلیل که در 9 سال اخیر بخش هایی از آن را در ستون انعکاس آیینه درج نموده، با عنایت به نزدیک شدن ایام انتخابات مجدداً بدان اشاره کند و آرزو نماید برای سومین بار خط و شیوه محمود احمدی نژاد و همفکرانش بر این سرزمین حکمرانی نکند و مردم را دیگر بار دچار بلیه دوران حکومت نهم و دهم ننماید. آیت ا... عبدا... جوادی آملی، با اشاره به موضوع اختلاس ها در کشور گفت: مشکلاتی به مملکت ما ضربه وارد کرده که نخست اختلاس است و دیگری سوء مدیریت که اینها کمر نظام را شکسته اند. ایشان در دیدار شهردار و رئیس شورای اسلامی شهر قم اظهار کرد: بیت المال حسابش در قیامت معلوم است اما در این دنیا بنا به فرموده حضرت علی(ع) بیت المال یک مرتع سرسبز است که اگر در جایی غیر از خودش و خدمت به مردم مصرف شود بیماری و با می شود که آبروریز خواهد بود و همه از آن مطلع خواهند شد. مسئولان باید در مصرف بیت المال دقت کنند و همین دادگاه اختلاس نفتی بیماریی شده است که آبروی نظام را خدشه دار کرده و اگر به این جمله گهربار حضرت علی(ع) گوش داده بودیم امروز آبروی ما در دنیا حفظ می شد و من از خداوند می خواهم که به ما آبرو عطا کند. آیت ا... جوادی آملی ادامه داد: ما در این کشور همه چیز داریم و خداوند نعمت خودش را برای ما قرار داده و این در حالی است که یک صدم جمعیت دنیا را داریم، 10 درصد از منابع دنیا در کشور ما قرار دارد ولی متأسفانه این اختلاس ها ضربه زیادی را به مردم و کشور وارد کرده است. 2 سیاستمداری که سال ها در سمت های اداری و در رده های مختلف از قبیل شهرداری، استانداری، ریاست جمهوری فعالیت و مسئولیت داشته آیا نمی داند در یکی دو هفته آخر دوران مدیریتش نباید مجوز دانشگاه به نام خود و یاران نزدیکش صادر کند و یا از بیت المال وجه به حساب شخصی واریز ننماید تا در مظان اتهام قرار نگیرد. اگر سازمان ها و نهادهای نظارتی به هر دلیل با دولتی که خود را پاکترین دولت تاریخ و یا حکومت عدالت گستر می دانست در آن 8 سال مماشات نموده اند وقت آن است که بر اساس مدارک موجود به وظایف شرعی و قانونی عمل نمایند. گرچه شواهد امر حکایت از آن دارد که پرونده متخلفان و مفسدان اقتصادی، زمین و کوه و دریا و جنگل و گردنه خواران و غیره در حال رسیدگی است و باعث امیدواری مردم خواهد بود. دبیر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی اما از یک تخلف دیگر دولت سابق هم توضیحات بیشتری می دهد و می گوید: دانشگاه جامع ایرانیان یک دانشگاه غیر انتفاعی و خصوصی است که در دو هفته پایانی کار دولت قبل تاسیس شد و در صدور مجوز آن و تخصیص اعتبار از محل بودجه نهاد ریاست جمهوری، سوء جریان به وقوع پیوسته است. شاهد این مدعا روند زمانی شتاب زده تاسیس و شکل گیری این دانشگاه و تخصیص غیرقانونی اعتبار به عنوان سرمایه تاسیس از محل منابع نهاد ریاست جمهوری در دو هفته پایانی کار دولت است. مصوبه ای در دولت به منظور جواز کمک نهاد ریاست جمهوری به برخی اشخاص حقیقی و حقوقی تحت عنوان فعالیت های فرهنگی و اجتماعی صادر می شود بدون آنکه در جلسه، ذکر نامی از دانشگاه جامع ایرانیان باشد. در حال حاضر پرونده این مصوبه که مبنای قانونی این اقدامات قرار گرفته است، در مرجع قضایی در حال رسیدگی است. در نهایت مورخ 12/5/1392 و در آخرین روز کاری دولت قبل با امضای آقای ح. ب مبلغ 16 میلیارد تومان به حساب شخصی مشترک رییس جمهور وقت با وی، واریز می شود. البته با اشکال دیوان محاسبات کشور و پیگیری دولت یازدهم این وجوه مجددا به حساب نهاد ریاست جمهوری بازگردانده شد. در تاریخ 5/6/1392 حسابرس کل هیات حسابرسی دیوان محاسبات کشور این امر را خلاف قانون ابلاغ کرده و بر بازگشت آن تاکید می کند و روز بعد از آن با اعلام دادسرای دیوان محاسبات کشور، حساب شخصی رییس جمهور سابق و آقای ح. ب مسدود می شود و با پیگیری های مکرر معاون کل محترم نهاد ریاست جمهوری در تاریخ 11/7/1392 این وجه به حساب نهاد باز می گردد. وی افزود: پرونده قضایی رسیدگی به دانشگاه ایرانیان مفتوح است، ضرورت دارد مرجع قضایی بررسی کند که چگونه طی کمتر از دو هفته پایانی کار دولت مجوز این دانشگاه صادر و شروع به کار می کند، بدون اینکه به ثبت رسمی برسد و از محل بودجه دولت به بهانه کمک به آن به حساب شخصی این افراد کارسازی شود. انتظارمان از دستگاه قضایی این است که این پرونده را با سرعت بیشتری رسیدگی کند. امیدواریم مسوولانی که در این رابطه نقش داشتند پاسخگوی عملکردشان باشند. 3 نه تنها اصلاح طلبان بلکه عده ای از اصول گرایان هم آرزو می کنند عموم مردم اجازه ندهند تفکر احمدی نژاد ی ها بار دیگر بر این سرزمین حاکم شود حجت الاسلام و المسلمین محسن غرویان در فاصله شش ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری به بررسی فضای انتخاباتی حاکم بر جریان های سیاسی و افراد موثر در این دو انتخابات می پردازد و می گوید: دعا می کنم تفکر احمد ی نژاد دیگر هیچ گاه به ملت ایران تحمیل نشود. مدتی است که زمزمه هایی از فعالیت های انتخاباتی محمود احمدی نژاد و اطرافیانش شنیده می شود. از جلسات دفتر ولنجک رییس جمهور پیشین گرفته تا همایش های گاه و بیگاهی که احمدی نژادی ها برگزار می کنند و بازار سفرهای استانی هم داغ است. این فعالیت ها، شایعات زمینه چینی برای حضور مجدد احمدی نژاد در قدرت را قوت می بخشد. غرویان در این زمینه می گوید: من که شخصا دعا می کنم که هیچ وقت افکار و مشی آقای احمدی نژاد بار دیگر بر ملت ایران تحمیل نشود و این از دعاهای بنده است که این مصیبت ها بار دیگر در کشور ایران و ملت ایران توسط آن افکار و مشی ایشان حاکم نشود. البته حدس می زنم اکثریت ملت به خصوص فرهیختگان و آن ها که دانش بالاتری دارند متوجه شدند که واقعا چه مصیبت هایی بر ملت ما در این هشت سال وارد شد. وی می افزاید: توده مردم هم آگاه تر و متوجه تر شده اند. نخبگان باید تلاش کنند که توده مردم را آگاه تر کنند تا بار دیگر به آن طرز فکر رای داده نشود ولی در عالم سیاست هر اتفاقی ممکن است بیفتد. تلاش دولت سابق هم این است که باز قدرت را در دست بگیرد ولی ما امیدواریم و دعا هم می کنیم که چنین اتفاقی نیفتد و مردم را هم آگاه می کنیم که به چنین نمایندگانی با آن طرز تفکر و افراط گری ها و تندروی ها رای ندهند. در دو سال پایانی دولت احمدی نژاد برخی از اصولگرایان او را به خاطر خانه نشینی 11 روزه و ارتباط با اسفندیار رحیم مشایی از جریان اصولگرایی خارج دانستند و حتی پس از پایان دوران ریاست جمهوری اش از او برائت جستند. هر چند او هیچ گاه خود را وام دار گروه خاصی ندانست و حتی زنده شدن جریان اصولگرایی را از دم مسیحایی خود در انتخابات 84 می دانست... آقای احمدی نژاد هم به اعتبار این که دم از امام زمان(عج) و مدیریت امام زمانی می زند در دایره اصولگرایی گنجانده شده است. او خاطر نشان می کند: من خودم در یک سخنرانی 22 بهمن از احمدی نژاد شنیدم که در آخرش گفت که از نیروی انتظامی، استاندار و... تشکر می کنم، از امام زمان هم تشکر می کنم! انگار که امام زمان هم یکی مثل بقیه مسئولین است! طوری حرف زد که من تعجب کردم و انگار ارتباط مستقیم با امام زمان (عج) دارد. این کارها برای عوام فریبی بود و بعضی ها این ها را شاخصه اصولگرایی می دانستند. 4 خبرها حکایت از آن دارد که احمدی نژاد قرار است به وقتش پاسخ لازم را بدهد مردم مومن و صبور و انقلابی ایران می دانند او سال ها ادعا می کرد اسامی مفسدان اقتصادی را در جیب و کیف خود دارد گر چه هیچگاه نام آنها اعلام نگردید اما با کمال تاسف و تاثر باید گفت تنها یکی از کسانی که توانسته است با امکاناتی که در دولت احمدی نژاد برایش فراهم گردیده به آلاف و الوف دست یابد بابک زنجانی است که درباره ثروت کلان و نجومی وی می گویند: چنانچه ثروت دوباره مردم ایران از جیب های بابک زنجانی به بیت المال برگردد، می توان، هزاران کیلومتر مسیر آسفالتی برای تردد ایرانیان به سایر شهر های ایران ایجاد کرد، بیش از 100 بیمارستان تخصصی سرطان در سراسر کشور تاسیس کرد، ده ها هواپیما و کشتی برای بازرگانان و تاجران تهیه کرد، هزاران کیلومتر خط لوله آب رسانی کشاورزی و آشامیدنی به روستاها کشید، می توان هزاران مدرسه در سراسر کشور ساخت و بیش از 10 استان را به طور کامل آباد کرد و با تاسیس صد ها کارخانه تولیدی و شرکت های فرآورده های نفتی میلیون ها جوان متمدن، باهوش و تلاشمند را مشغول به کار و از کاهش بی رویه طلاق در کشور جلوگیری کرد. صد ها مرکز ترک اعتیاد، نگهداری از کودکان بدسرپرست و کودکان معلول راه اندازی کرد تا دیگر خانواده ای نگران مشکلات فرزند مریضش نباشد، و هزاران مورد دیگر می شود انجام داد به شرط آنکه پول های ملت عزیزمان از جیب های متهم بزرگ نفتی دوباره به بیت المال برگردد. 5 صد البته مردم، از درک و بینش سیاسی کارآمد و توانمندی برخور دارند و نیازی به هدایت جریانات سیاسی ندارند و مسایل و حوادث کشور را بخوبی تحلیل می کنند در گزینش و انتخاب خود بهترین ها را انتخاب خواهند کرد و از طرفی عهد و پیمانی با کسی ندارند و عقد اخوتی با کسی نبسته اند هرگاه تشخیص دهند که فرد اصلح کیست او را بر می گزینند و برای این تشخیص بهترین معیار عملکرد گذشته افراد است. بنابراین شایسته است که همه ما به خواست و اراده مردم تمکین کنیم و در برابر انتخابشان سر تسلیم فرود آوریم. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- امثال و حکم علامه علی اکبر دهخدا، جلد اول، صفحه 31 و 32، انتشارات امیرکبیر 2- خبرگزاری ایرنا، 19/7/94 3- روزنامه اعتماد، مورخ 19/7/94 4- خبرگزاری ایسنا، مورخ 15/6/94 5- روزنامه آرمان، مورخ 18/7/ ...
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
تاجگردون:مباحث گرمسیری، سردسیری؛ یاسوجی، دهدشتی و گچسارانی مباحث انحرافی است
نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر وحدت و همدلی مردم استان کهگیلیویه و بویراحمد برای توسعه استان گفت: مراقب باشیم در منجلاب نفاق نیفتیم. به گزارش ایلنا از گچساران، غلامرضا تاج گردون که در جمع طایفه سادات تکیه سخن می گفت افزود: مهمترین اصل برای توسعه استان همگرایی و وحدت است و در فضای وحدت و همگرایی است که می توان استان را از پسرفت ایجاد شده نجات داد.
پرده برداری از علت بازداشت عیسی سحرخیز
مازندرانی (مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان) بازداشت شد. پیش از این بسیاری از محافل سیاسی در راستای سخنان رهبر انقلاب نسبت به نفوذ آمریکا پس از برجام در ایران هشدار داده بودند. در مقابل برخی فعالین سیاسی و از جمله رئیس جمهور، نسبت به برداشت های ناصحیح برخی محافل از سخنان رهبری نیز هشدار متقابل را داده بودند ( + ، + و + و + ) مهر در ادامه گزارش خود آورده: “نکته مهم درباره اعضای
توقف کاروان های راهیان نور در ایام اربعین برای خدمات دهی به مسافران کربلا
به گزارش پایگاه خبری راه مبین به نقل از راه دانا، سردار یعقوب سلیمانی رئیس سازمان اردویی راهیان نور و گردشگری بسیج در خصوص تمهیدات در نظر گرفته شده برای تردد زائران اربعین اظهار داشت: در کنار سایر سازمان ها مربوطه؛ سپاه هم، ستاد اربعین را از چند ماه گذشته راه اندازی کرده است؛در همه کمیته هایی که دارای ستاد اربعین هستند؛ نماینده سپاه حضور دارد؛اقدامات خوبی هم در دو بخش انجام داده ایم؛ بخشی در کشور
تربیت کودک از دیدگاه خواجه عبدالله انصاری
بستگان باشد . 12-باید کودک را به خاطر افعال و کارهای بد تنبیه کنندچون کودک در ابتدای رشد و نمو,افعال قبیحه بسیار کندودر اکثر حرفها و گفته های خوددروغگو ,حسود,دزد,سخن چین,و لجوج ,کنجکاو و فضول وحیله گر است و باعث اختلاف ,مشاجره ,به وجود آمدن مشکلات و سختی ها و باعث آسیب رساندن به خود و دیگران می شود. پس باید ااو را در این سن تربیت کردو او را بابت این گونه امور اخلاقی مواخذه کرد و مراقبت
3000 واحد مسکونی در حاشیه مشهد احداث می شود/فعالیت 33هزار مهندس ساختمان در مشهد
10 هزار واحد مسکونی در این بافت داشته ایم که برخی از اعضا در حد سه هزار واحد در این بافت را در دست ساخت دارند اما اختلاف دیدگاهی بین شهرداری و اعضای انجمن در این حوزه وجود دارد و آن هم در حوزه قیمت گذاری و آورده بین سهم شهرداری و سازنده است. همچنین بیمه تأمین اجتماعی باید از پرداخت های خود برای سازندگانی که قصد فعالیت در حاشیه شهر را دارند در ابتدای امر چشم پوشی کرده و برای آن یک بازه
موشک های روسی باردیگر از خزر داعش را هدف قراردادند
، دیمیتری پسکوف، سخنگوی ریاست جمهوری روسیه تأکید کرد هیچ گونه بحثی درباره عملیات زمینی احتمالی نیروهای روسی در سوریه وجود ندارد. پوتین در واکنش به اعلام قطعی تروریستی بودن سانحه سقوط هواپیمای ایرباس 321 روسیه در مصر که جان 224 گردشگر این کشور را گرفت، دستور داد عملیات ضد تروریستی در سوریه تا نابودی کامل گروه های تروریستی با شدت بیشتری ادامه یابد. طرح جنگی کامرون در همین حال اروپایی ها نیز
کشور در آستانه انتخابات متکثر می شود
. این نماینده مجلس افزود: البته در جبهه اصولگرایی دیدگاه های متفاوت تری در مجلس است اما هر چه به انتخابات نزدیک می شویم این احتمال وجود دارد که هر کدام از این گروه های سیاسی با هم توافق کرده و به یک جمع بندی واحدی برسند و همچنین به سمت لیست واحد حرکت کنند. وی در پایان اظهار کرد: البته معمولا در همه انتخابات ها در هفته های منتهی به زمان رأی گیری احتمال دستیابی به وفاق و جمع بندی بیشتر است که این هم بستگی به نحوه مذاکرات و گفت وگوهای طرفین گروه های سیاسی دارد. انتهای پیام ...
با لیست ممنوعه چطور می توان برنامه جذاب ساخت؟!
کتاب را محدودیت های این رسانه دانست و اظهار کرد: در تلویزیون یک لیست ممنوعه از نویسندگان وجود دارد که در آن برخی از نویسندگان مطرح و خوب نیز به چشم می خورند. جایی که بزرگان فرهنگ، ادب و هنر را در لیست ممنوعه بگذاریم چگونه می توان برنامه های جذاب ساخت؟ عبدالجواد موسوی همچنین گفت: درباره موضوعات کتاب هم محدودیت هایی وجود دارد. هر کتابی را با هر موضوعی نمی توان مطرح کرد. مثلا در حوزه علوم
طلبه ای که با وام 30 میلیونی کارآفرین شد
یک طلبه کارآفرین با استفاده از وام اشتغال زایی 30 میلیون تومانی از بسیج سازندگی به کار پرورش ماهی پرداخت و این کار را به سود سپرده گذاری در بانک ترجیح داد. به گزارش مشرق، حجت الاسلام رحیم جعفری با تسهیلات 30 میلیون تومانی اشتغال زایی از سوی بسیج سازندگی در کنار درس حوزوی به پرورش ماهی روی آورده است. وی درباره واکنش مردم به پرورش ماهی قزل آلا توسط یک روحانی می گوید: "من شغل دولتی را هم
بازی برد-برد ایران در نشست وین
سوریه، نشان داد شرکت کنندگان در نشست وین به یک چارچوب مشخص برای اجرائی کردن این پروسه سیاسی دست یافته اند. براساس گزارش های رسمی، در این نشست همه طرفین توافق کردند یک پروسه 18ماهه برای مصالحه سیاسی دنبال شود که در شش ماه اول، یک دولت فراگیر وحدت ملی به وجود بیاید و آتش بس برقرار شود، در شش ماه دوم تغییرهای لازم در قانون اساسی و در شش ماه سوم، زمینه برگزاری یک انتخابات آزاد عملیاتی شود. برخلاف
آمریکا باید در تعلیق تحریم های ایران شفاف عمل کند
است. گالبرت می افزاید دولت های اروپایی نگران تحریم های غیرهسته ای آمریکا بر علیه ایرانند و این می تواند شکاف و تنش میان آنها را بیشتر کند؛ در اروپا نگرانی هایی درمورد چگونگی پایبندی آمریکا به تعهدات خود در قبال موافقت نامه به وجود آمده و آمریکا باید در مورد تحریم ها شفاف عمل کند. ایران هسته ای گزیده ای از یادداشت مبسوط مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل را در اختیار خوانندگان
راهبرد برخی کشورها برای آموزش و ترویج وهابی گری متوقف شود
نیروهای مردمی، مناطق بیشتری را از تسلط تروریست ها خارج سازند. همچنین در این دیدار، هیأت پارلمانی انگلیس از توافق هسته ای ایران و 1+5 ابراز خشنودی و اظهار امیدواری کرد که این توافق بتواند در توسعه روابط ایران با کشورهای غربی موثر افتد. در پایان دیدار، نمایندگان مجلس انگلیس به توضیح مطالبی درباره سیاست های دولت این کشور پرداختند و با اشاره به اینکه انگلیس سعی دارد تجربه تلخ
توصیه بنی اعتماد به جوانان/ رانت خواری تنها راه نیست!
به گزارش آوای آبی پوشان به نقل از مهر ، رخشان بنی اعتماد در دهمین سال فعالیت بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان که شب گذشته 30 آبان ماه در موسسه آموزشی منظومه خرد برگزار شد درباره چگونگی تولید مستند کارستان گفت: شکل گیری ایده تولید این مستند برمی گردد به دوستی 30 ساله من با فیروزه صابر مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان و دغدغه مشترکی که طی این سال ها داشتیم. وی افزود
کام تلخ توریست ها از تاکسیرانان تیغ زن + ارائه پیشنهاد تاکسی گردشگری
به گزارش شفا آنلاین ، یکی از خاطرات تلخ توریست ها در تمام دنیا سر و کله زدن با رانندگان تاکسی ها است که متاسفانه این مشکل در ایران نیز نمود بسیاری دارد، بطوریکه مرتضی رحمانی موحد معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی با صحه گذاشتن بر این مشکل، درباره نابسامانی رانندگان تاکسی در خدمت به توریست ها گفت: واقعاً این مشکلات وجود دارد، تاکسی ها برای خودشان قیمت و نرخی دارند، درحالیکه همه جای دنیا وقتی می
چرا گریم زنان در معمای شاه واقعی نشد؟+تصاویر
حال بعد از شروع پخش سریال، خیلی ها نسبت به چهره پردازی خانم های دربار انتقاد کرده اند. برخی نوشته اند که فوزیه، اشرف، ثریا و ... به هیچ عنوان چنین شکلی نداشته اند و ... به بهانه این نظرات مثبت و منفی، با شهرام خلج، درباره حال و هوای گریم در این سریال، چگونگی انتخاب شدن بازیگران، نحوه بالا بردن سن آنها با گریم و خلاصه مدت زمان زیادی که هر بار برای گریم آنها صرف می شده و ... گپ زده ایم
بازار خودرو پس از تسهیلات
خودروسازی در اقتصاد کشور، افزایش خواهد یافت. با این وجود البته برخی کارشناسان معتقدند تسهیلات 25 میلیون تومانی نمی تواند تضمینی برای بالا ماندن تیراژ خودرو باشد. چه آنکه این تسهیلات بالاخره تمام می شود و با این حساب محرک اصلی رونق این روزهای بازار خودرو، از بین خواهد رفت. بدون تردید یکی از هدف های اصلی دولت از پرداخت تسهیلات 25 میلیون تومانی، بیرون کشیدن خودروسازان کشور از سیطره رکود به واسطه تحریک
عدم حضور اعتدال و توسعه در ستاد انتخابات اصلاح طلبان
سرلیست اعتدالیون در انتخابات پیش رو با تاکید بر اینکه در شرایط فعلی صحبت کردن درباره ی سرلیستی زود است گفت: منتظر احراز صلاحیت های انتخابات هستیم و قطعا پس از بررسی های لازم در شورای مرکزی اعتدال و توسعه سر لیست این طیف مشخص می شود، با این وجود خانم فاطمه هاشمی و آقای علی مطهری در صورت تایید صلاحیت قطعا جزء گزینه های مورد نظر ما هستند.
مربی پرسپولیس دلیل خودزنی اش در بازی با استقلال اهواز را اعلام کرد
وانانیوز-مصطفی قنبرپور در مورد پیروزی یک بر صفر پرسپولیس مقابل استقلال اهواز در هفته دوازدهم لیگ برتر اظهار داشت: قبل از هر چیز بسیار خوشحالم که توانستیم برنده شویم و سه امتیاز را بگیریم. می توانستیم گل های بیشتری به استقلال اهواز بزنیم و با اختلاف 5 - 6 گل حریف مان را شکست دهیم. وی ادامه داد: امیدوارم در بازی بعدی با نفت که تیم بسیار خوبی است از موقعیت های به دست آمده کمال استفاده را
نگاهی به سیاست های نظام در حفظ محیط زیست
تخریب کنندگان محیط زیست کشور دستگاه های دولتی هستند لذا برای ارتقاء جایگاه حاکمیتی سازمان حفظ محیط زیست این سازمان از زیر مجموعه دولت جدا و در زیر مجموعه مجلس شورای اسلامی مثل دیوان محاسبات، یا در زیر مجموعه قوه قضائیه نظیر سازمان بازرسی کل کشور قرار گیرد. در غیر این صورت جایگاه اداری و قانونی نظیر سازمان مدیریت و برنامه ریزی به آن اعطا شود تا دستگاه اجرایی ملزم به تبعیت از مقررات محیط زیستی شوند