خاطره سردار سلیمانی از اولین دیدارش با امام(ره) و روزی که انقلابی دو آتیشه شد - خبرگزاری تسنیم
سایر منابع:
سایر خبرها
همرزم من دست قطع شده اش را به سمت کربلا پرتاب کرد!
علمیه قم اعلامیه ها را به چالوس می آورد. انگیزه ام برای ورود به جریان انقلاب از زمانی شروع شد که اخوی عکس امام خمینی را نشانم داد. گفتم ایشان چه کسی است؟ گفت عکس آقای خمینی است. از همان زمان اعلامیه پخش کردم تا موقعی که انقلاب پیروز شد. بعد هم که آموزش ابتدایی نظامی را در اردوگاه رامسر گذراندم. جزو نیرو های اولیه بسیج شدم و نهایتاً از سال 62 تا پایان جنگ در جبهه بودم. چطور شد که به یگان
آخرین توصیه امام به بانوان قبل از عمل جراحی/ تقوا داشته باشید و از غیبت دوری کنید
پله پایین بیایند. ایشان از جلو اتاق ما که رد می شدند، به من گفتند: می آیی آنجا با هم ناهار بخوریم؟ چون خانم نمی توانند پایین بیایند. گفتم: بله آقا ما خدمت شما هستیم، با هم آمدیم. توی حیاط که حاج احمد آقا رسید و به ایشان گفت: آقا چند نفر از دکترها آمده اند، با شما کار دارند. امام فرمودند: بسیار خوب، بگویید باشند تو اتاق من الان می روم پهلویشان و بلافاصله رفتند و شاید ده دقیقه طول نکشید
تتوهای تتلویی رو صورت “زن جوان” منجر به طلاقش شد!
. خانواده من سنتی و معتقد هستند، پدرم یک حجره دار قدیمی در بازار فرش است و من هم در مغازه پدرم کار می کنم. اما رفت و آمد همسرم به مغازه ما با این سر و وضع باعث شده دوستان و همکاران پدرم مدام درباره سمانه حرف بزنند و این موضوع برای ما به یک دردسر تبدیل شده است. قاضی رو به سمانه کرد و گفت: دخترم علت این رفتارهای عجیب تو چیست؟ سمانه با صدایی آهسته گفت: من دوست دارم طبق مد روز زندگی
ماجرای فرار از پادگان نوحه سرای جبهه ها به فرمان امام خمینی (ره)
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به مناسبت فرار رسیدن چهل و چهارمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و ایام دهه فجر، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس قصد دارد در این ایام الله، هرروز به خاطرات یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس در زمان انقلاب و حوادث آن سال ها بپردازد. این خاطرات برگرفته از کتاب های تاریخ شفاهی این فرماندهان است. حاج صادق آهنگران در کتاب تاریخ شفاهی خود با عنوان با نوای
زن مبارزی که همسرش مأمور شهربانی بود/بخاطر عکس امام، خانه ام را سنگباران کردند
مراغه ثبت شد، من هم مقنعه و هم چادر سر کرده بودم یکی از خانم ها بدون حجاب بود که من مقنعه ام را از سرم باز کرده و به آن خانم داده و گفتم تو اصلا حجاب نداری و موهایت نمایان است این مقنعه را تو سر کن او هم پذیرفت و تشکر کرد. بعد در حالی که شعار می دادیم به سمت امام زاده محمد حرکت کردیم یکی از برادران انقلابی که راهپیمایی را مدیریت می کرد به خاطر حضور خانم ها در راهپیمایی تشکر کرد و گفت
اشعار شهادت امام هادی علیه السلام
آسمان در قفس یوسفت را می برند از گوشۀ زندان تو گریه کن، خواندند در بزم خدا شعر شراب گریه کن، آتش گرفته سینۀ قرآن تو چاک زن پیراهن صبرت، مگر روشن شود در غبار چشم ها، آیینۀ پنهان تو دست و پایت سرد شد اما سراپای تو سوخت رو به سمت قبله کن، پرواز کرده جان تو" فاطمه نانی زاد: "نور تو، روح مرا منزل به منزل می برد کشتی
آقایان! این کوچه هم بن بست است
پمپئو وزیر خارجه ترامپ که در آن هنگام رئیس سازمان سیا بود، نامه ای ویژه با قید به کلی سری برای شهید سلیمانی فرستاد. وقتی نماینده پمپئو، برای ارائه نامه نزد شهید سلیمانی رفت آن شهید بزرگوار از پذیرش نامه رئیس سازمان سیا خودداری کرد. فرستاده پمپئو که انتظار چنین برخورد تحقیر آمیزی را نداشت، گفت؛ این نامه از سوی دومین شخصیت ایالات متحده است و حاج قاسم گفت مرا با او کاری نیست. فرستاده پمپئو
به لورکوزن به خاطر خرید سردار تبریک می گویم!
صحبت می کرد چشم هایش برق می زد. بیلد: آیا توصیه ای برای آزمون دارید تا به او در موفقیتش در آلمان کمک کند؟ تیموشچک: همان طور که گفتم بوندس لیگا در سطح متفاوتی است. فقط باید به دو مهاجمی نگاه کنید که با آنها رقابت خواهد کرد. حالا او باید نشان دهد که واقعا بازیکن خوبی است. من به او گفتم که این دنیای متفاوتی خواهد بود و تو باید بجنگی و بیشتر تلاش کنی! 258 251 منبع: khabaronline-1599319
مبارزه در رکاب آیت الله خامنه ای و دیدار با امام در نجف
عنوان خادم امام هشتم (ع) یاد می کند و آن را برکت تمام زندگیش می داند. در جواب سؤالم که پرسیدم انقلاب چطور شروع شد، می گوید: بعد از فوت آیت الله بروجردی که من خودم برای مراسم چهلم و سال ایشان همراه با چند تن از رفقا برای عرض تسلیت به قم رفتیم، نجواهای انقلاب کم کم شنیده شد. از آن جا بود که آیت الله خمینی (ره) با انتشار اعلامیه ای مردم را به مبارزه با طاغوت دعوت کردند. بعد از آن ایشان به عنوان رهبر
آغاز فاز دوم پویش سانسور حاج قاسم را متوقف کنید از 22 بهمن
این پویش از 22 بهمن ماه آغاز شده و تا حصول نتیجه و برطرف شدن اقدام خصمانه شبکه های اجتماعی مجازی مبنی بر حذف نام و عکس سردار سلیمانی ادامه خواهد داشت و عموم مردم می توانند بدان بپیوندند. به گزارش ایرنا، بامداد جمعه 13دی 1398 سردار سرافراز اسلام حاج قاسم سلیمانی به همراه ابومهدی المهندس از فرماندهان مقاومت عراق پس از عمری مجاهدت در حمله بالگردهای آمریکایی در فرودگاه بغداد به شهادت رسید. بر
حضور نماینده چهارمحال و بختیاری در مسابقات قویترین مردان
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز چهارمحال و بختیاری ،علی اکبر علیدوستی، تنها نماینده چهارمحال و بختیاری پس از 12 سال در شانزدهمین دوره مسابقات قویترین مردان باشگاه های کشور حضور خواهد داشت. این مسابقات به مناسبت دهه مبارک فجر با نام (جام سردار دل ها حاج قاسم سلیمانی) از امروز در سالن 12 هزار نفری آزادی برگزار می شود. علی اکبر علیدوستی در دسته 105+ کیلوگرم رده سنی بزرگسالان به مصاف رقبای خود خواهد رفت. تیمور شهابی به عنوان مربی و سرپرست، این ورزشکار هم استانی را در این مسابقات همراهی خواهد کرد. ...
جانشین رئیس سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع: تفکر شهید سلیمانی را فعالانه در سراسر دنیا تکثیر کنیم
حاجی! ما تو را هر کجا می بریم اصلاً کسی به ما نگاه نمی کند. وقتی ما ظلمتیم، تو نوری. وقتی نور می آید، همه به سمت نور هجوم می برند. خدا چنین شخصیتی به حاج قاسم داد و عزیزش کرد. عزت بعضی ها هم بعد از شهادت زیاد می شود. حالا من نمی گویم که عزت حاج قاسم بعد از شهادت زیاد نشد، اما حاج قاسم در دوران حیاتش عزیز بود. من یک بار به حاج قاسم گفتم من باید یک ماه بیایم و دست و پا و پیشانی تو را ببوسم؛ چون من برای
عزازیلِ یوسف زیدان به بازار نشر آمد/کشمکش فرقه های مسیحت در مصر
به گزارش خبرنگار مهر ، رمان عزازیل نوشته یوسف زیدان به تازگی با ترجمه فریبا حزباوی توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب صدودهمین عنوان مجموعه ادبیات جهان و نودوپنجمین رمان ی است که این ناشر چاپ می کند. نسخه اصلی این کتاب سال 2008 منتشر و سال 2009 برنده جایزه بوکر عربی شد. عزازیل در سال 2012 هم برنده جایزه بریتانیایی آنوبی (بهترین رمان ترجمه شده به انگلیسی) شد
ماجرای سکه های یک ریالی خانه امام
باشگاه خبرنگاران جوان – یکی از ابعاد شخصیتی امام خمینی رحمه الله علیه که شاید برای خیلی از مردم هنوز غریب مانده باشد. زندگی شخصی و خانوادگی ایشان است. برشی از زندگی امام را از زبان شخصی برایتان نقل می کنیم که سال ها خدمتگزار ایشان بوده. حاج عیسی خادم امام خاطراتی از سبک زندگی و رفتاری ایشان نقل کرده که جالب است آن را مرورکنیم. علاقه امام به همسرش یک روز امام به من
روایت شکنجه های وحشتناک ساواک علیه مبارزان انقلابی/ برای به هوش آوردنم سیم های مسی را در محل زخم فرو می ...
در دل دشمن ایجاد کرده بود که برای خاموش کردن شعله خشم آن ها از هر روشی استفاده می کردند اما در مقابل و بر خلاف انتظار تنها نتیجه چنین کاری، محکم تر شدن گام های پیشگامان بود. سردار شهید سید محمد حجازی از آن دست افرادی است که شاید بسیاری او را به حضور در جبهه مقاومت بشناسند اما با کمی تحقیق متوجه می شویم که او و خانواده اش از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی جزء مبارزان انقلابی بوده و تجربه
دو روایت از شهیدی که زائران خویش را حاجت روایی میکند
شهدا، گلزار و این مسائل نداشتم. با خودم گفتم اگر این شهید مشکل مرا حل کند پس معلوم است شهیدان حساب و کتابی دارند. همان شب شهید شما با همان لباس رزم و پوتین به خوابم آمد و رو به من کرد و گفت: چون به شهداء توسل کردی آمدم تا مشکل تو را حل کنم. برو خیالت راحت باشد که مشکل تو کاملاً حل شده و دیگر هیچ غصه ای نخور. فردای آن روز مشکلم حل شد. از آن روز تا به حال هر بار که به گلزار بیایم بر سر مزار پسر شما هم می آیم. انتهای پیام/خ
کتاب ایرانی ها آمدند در یک نگاه
به گزارش ایسنا، کتاب ایرانی ها آمدند ، دو روایت از آزادسازی نبل و الزهرا، است. این اثر دارای دو بخش است که هر بخش روایت جداگانه ای دارد. بخش اول را احمد حاج محمدطاهر روایت کرده است و روایت بخش دوم را سردار محمدعلی حق بین به عهده گرفته است. کتاب همانطور که در ابتدای متن گفته شد در مورد آزادسازی نبل و الزهرا دو شهر شیعه نشین سوریه است که ایرانی ها در آزادسازی این شهرها نقش پررنگی داشتند
روایتی از چگونگی انقلابی شدن ارتش/ ناگفته های سربازی که یکشبه فرمانده پادگان شد
حاج علی گفتنی هایی دارد که در کمتر کتاب و مستندی می توانید بشنوید. با او در رابطه با گوشه ای از خاطرات خودش در دوران پیروزی انقلاب به گفت و گو نشستیم. فارس: لطفا خودتان را معرفی کنید. کرمی: علی کرمی پژوهشگر حوزه دفاع مقدس هستم که از سال 1390، در قالب تیمی متشکل از من و آقای پارسا و سردار ادیبی و سردار اسلامی پژوهش های خود را شروع کردیم و در زمینه دفاع مقدس تحقیقات و پژوهش
هشتگ روز
احتمالی آن و حتی زمان نگارش توضیح مختصری می دادند تا فضا بیش از این، برای سوءاستفاده سیاسی فراهم نمی شد! یه زمانی #جشنواره_فجر رونق داشت، شور و شوق داشت، حس و حال داشت. اصلا بخش بزرگی از خاطرات نوجوانی و جوانی من تو همین صف های طویل و طولانی مدت شکل گرفت، ولی خب با درایت مسئولین حس و حال فجرم ازمون گرفتن. یا در شش و بش این بودم که برم جشنواره فیلم؛ برج میلاد یا سینما فلسطین. گفتم نرم بهتره؛ در
وای به حال کسی که کفش فوتبالی به پا یا عمامه به سر داشته باشد!
و فقط برای ماه های محرم و رمضان برای مراسم مذهبی به بوانات می رفتیم. روحانیونی از طرف آیت الله گلپایگانی به روستا می آمدند که مبارز بودند از جمله: آقایان بخشی، عرشی، دنیایی و داوری. سال 1342 در یک بستنی بندی به نام آقا ماشاالله مشغول به کار بودیم. در آن زمان انقلابیون مغازه مشروب فروشی و سینما را در چهارراه مشیر به آتش کشیده بودند و ما هم برای تماشا به آن جا رفته بودیم. روزها در یک
کتاب و فجر چهل وسوم
سردار شهید مهدی باکری در جبهه جنوب را ارائه می کند و حاوی روایت های ناگفته ای از عملکرد بهیاران و معلمان نهضت سوادآموزی، جهادگران و مربیان پرورشی دهه شصت است. هشت میلی متر از انقلاب محمد اصغرزاده در هشت میلی متر از انقلاب، خاطرات علی میرقطبی از فعالان هنری اوایل انقلاب را درباره نحوه ساخت مستند انقلاب در سبزوار که با دوربین سوپر هشت میلی متری از تمام اتفاقات راهپیمایی مردم
بانویی که شکنجه گاه ساواک را بر عفو ملوکانه ترجیح داد
برانکارد بیاورند و ایشان را ببرند. من آن روز فهمیدم که ایشان زنده اند. در 22 آذر سال 1357 که زندانیان سیاسی آزاد شده بودند، ما جزء آخرین گروه ها بودیم و تعدادمان خیلی کم شده بود. ما را به اتاق رئیس زندان بردند و او دفتری را جلوی ما گذاشت و گفت امضا کنیم، منتها دستش را روی نوشته بالای محل امضا گذاشته بود. من گفتم: تا دستت را برنداری امضا نمی کنم و به سلولم برمی گردم! او بالاخره ناچار شد دستش
جملات و متن نوشته تبریک عید به پدر فوت شده
ماجرا حالا حالاها ادامه خواهد یافت ... اما بالاخره ماجرا به پایان رسید ... همان طور که یک روز ماجرای من و تو و ما هم به پایان خواهد رسید ... اینروزها نزدیک عید باز بی تو حتما که خواهد شد پدر، آغاز بی تو ذهنم ولی درگیر عید قدیم است بعد از تو حتی خنده های من عقیم است لبخند زیبایت مرا سیراب می کرد آن قصه ها قند
دنیا جهانبخت بدجوری دل مهراد جم را شکست ! / آسیاب به نوبت ! + عکس
یک شد. چهره مهراد اولین بار در برنامه شب عید فرمول یک روی آنتن صدا و سیما رفت و آهنگ بعدی وی به نام بعدت به همین مناسبت منتشر شد. ویدئوی آن هم توسط عوامل برنامه فرمول یک تهیه و منتشر شد. پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی آهنگ سردار را منتشر کرد. متن ترانه های مهراد جم آهنگ شمال با تو راه شمال تاریک میشه آروم هوا بسته میشه
مهرشاد سهیلی کیست؟ / او چگونه پول جمع می کرد و با مراجع و مقامات ارشد ارتباط می گرفت؟
/> خدای من! این بخش را دوبار می خوانم. عبور می کنم و بقیه پیامش را می خوانم: با نام شهید لندی به خیلی از بیوت مراجع بزرگ و مسئولان کشوری ورود کرد. آخر پیامش یک شماره تلفن گذاشته تا برای شنیدن جزئیات بسیار با او تماس بگیرم. شماره اش را می گیرم. مهرشاد سهیلی کیست؟ روایت یک سوءاستفاده آهنگ پیشوازش، صدای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی است: نباید ما در صحبت های گوناگون سپاه را
7 سال قبل انقلاب با داماد حداد عادل دعوای ساختگی راه انداختیم | ماجرای صبحانه محرمانه رهبری، بهشتی، ...
انقلاب اسلامی پیروز شد. یکی از روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب که خانه برادرم بودم، گفتند برای صبحانه یک جلسه محرمانه دارند. قرار شد من هم از مهمان هایشان پذیرایی کنم. آن روز چند نفر آمدند که بعضی هایشان را می شناختم؛ از جمله آیت الله خامنه ای، آیت الله بهشتی، مرحوم آیت الله رفسنجانی، قطب زاده و بنی صدر که صبحانه خوردند و بعد از جلسه می خواستند بروند. من هم باید جایی می رفتم و دیرم شده بود
خدمات متقابل اسلام و ایران با تاکید بر نقش شهید سلیمانی در کشورهای اسلامی بررسی می شود
های اخیر نیز ایران همواره به عنوان بزرگترین حامی شعائر اسلام، در خط مقدم دفاع از این دین الهی حضور داشته و مردم این سرزمین جانفشانی و ایثار بسیاری در این راه کرده اند. در همین راستا و در ادامه برگزاری برنامه های معرفتی و هویتی و به منظور آشنایی مستعدان با پیشینه غنی فرهنگ ایران اسلامی و نهادینه کردن آن در جامعه نخبگانی، کارگاه خدمات متقابل اسلام و ایران با تاکید بر نقش سردار شهید حاج
مهرشاد سهیلی بازداشت شد
مسجد. اگر اشتباه نکنم سال 97 بود. گفتند خوب است شما یک موسسه با نام حضرت مهدی(عج) تاسیس کنید. از آن روز به بعد کارمان شروع شد. از همان روزِ پیشنهاد ثبت گروه، ته برگ های هزار تا پنج هزار تومانی دارم که از مردم برای کار فرهنگی پول جمع می کردیم. پیگیری هایش در فرمانداری نتیجه نمی دهد و موسسه ثبت نمی شود: سال 97 در اتاق خودم مثل همیشه داشتم کار می کردم. دیدم تلویزیون داره صحبت های رهبر انقلاب