روایت قتل هولناک دختر اهوازی از زبان پدرش | عبد جمونگ از ترس دولت ترکیه دخترم را عقد کرد - با مردم
سایر خبرها
عکس دیده نشده از قربانی جنایت اهواز و همسرش
جریان ترکیه آمدنش را که سوال کردم غزل تعریف کرد: شبی که خانه را ترک کردم من را در تهران تحویل سه نفر دادند که ایرانی بودند که دو نفر آن ها من را مورد اذیت و آزار قرار دادند او گفت یک شب در تهران مانده و بعد از مرز خوی خارج شده است. دخترت این افراد را می شناخت؟ پدر غزل: اینها قاچاقچی هستند و فقط پول را می شناسند و عبد جمونگ(مرد سوری) به آن ها پول پرداخت کرده بود.
روایت قتل غزل از زبان پدر دختر اهوازی / غزل با اجبار ازدواج نکرد / غزل اسیر باند خرید و فروش دختران/ مرد ...
تهران تحویل سه نفر دادند که ایرانی بودند که دو نفر آن ها من را مورد اذیت و آزار قرار دادند او گفت یک شب در تهران مانده و بعد از مرز خوی خارج شده است. دخترت این افراد را می شناخت؟ پدر غزل: اینها قاچاقچی هستند و فقط پول را می شناسند و عبد جمونگ(مرد سوری) به آن ها پول پرداخت کرده بود. تصویر عبد جمونگ از ترس دولت ترکیه دخترم را عقد کرد اگر عبد جمونگ
پدر غزل: سجاد دلم را سوزاند، او را نمی بخشم
بعد از طریق مرز خوی از کشور خارج شده است. او می گفت آنها قاچاقچی بودند و عبد جمونگ به آنها پول داده بود تا او را به ترکیه ببرند. پدر غزل و پدر سجاد در ترکیه کارهای قانونی خروج غزل از آن کشور را پیگیری کردند و روز پنجشنبه گذشته بالاخره به تهران رسیدند. او می گوید: وقتی رسیدیم، در ترمینال سوار اتوبوس شدیم و جمعه شب به اهواز رسیدیم. پدر غزل و سجاد می دانستند که اگر پای غزل به اهواز برسد، جانش در
روایت قتل غزل از زبان مادر شوهر و پدرش
: روایت پدر غزل * هیچ اجباری در ازدواج دخترم وجود نداشت و اتفاقاً شوهرش بهترین زندگی را برای وی فراهم کرده بود. تاکنون غزل تقاضایی برای طلاق نکرده بود. درست است سن و سال غزل برای ازدواج کم بود و حتی زمانی که می خواستیم غزل را به عقد سجاد دربیاوریم گواهی رشد از دادگاه گرفتیم، اما به لحاظ جسمی مشکل نداشت. * شبی که غزل خانه همسرش را ترک می کند از سر خیابان سوار پرایدی
جزئیات شبی که غزل ناپدید شد | اطلاعاتی که خواهر غزل به قاتل داد | ارتباط یکی از دختران فامیل قاتل با پسر ...
اهل سیگار و دود و دم هم نبود. پدر غزل همینطور که از زندگی دخترش تعریف می کند به شبی می رسد که او یکباره ناپدید شد و آنها تا مدت ها نمی دانستند که چه بلایی بر سرش آمده است. او می گوید: یک شب دخترم از خانه شوهرش خارج شد و دیگر برنگشت. آنطور که بعد فهمیدیم او بعد از خروج از خانه در خیابان سوار پرایدی شده که او را تا ترمینالی که در سه راه خرمشهر است، برده و او حتی به راننده پراید پولی هم
روایت تازه از جنایت سیاه اهواز
مورد اذیت و آزار قرار دادند. او گفت یک شب در تهران مانده و بعد از مرز خوی خارج شده است. این ها قاچاقچی هستند و فقط پول را می شناسند و عبد جمونگ (مرد سوری) به آن ها پول پرداخت کرده بود. پدر مقتول می گوید: قبل از اینکه ترکیه برویم کار های عبد جمونگ برای ما رو شد. ابتدا از طریق ارسال عکس برای ما و همسر غزل ما را عصبی می کرد، به سجاد می گفت: یادت هست یک ماه ارتباط بین شما و زنت خراب شد، من به غزل
روایت مادر سجاد از حادثه خونین قتل غزل دختر 17 ساله اهوازی / طعنه اطرافیان، پسرم رو غیرتی کرد!
عاملان آن بازداشت و مجازات شوند. پدر غزل حیدرنوا به فارس گفته است دخترش بدون هیچ اجباری با سجاد که در بازار کار می کرد، ازدواج کرد. او گفت: دخترم هنگام ازدواج سن کمی داشت، برای همین از دادگاه گواهی رشد عقل گرفتیم و سجاد هم زندگی خوبی برای دخترمان فراهم کرده بود، البته بین شان دعوای زن و شوهری وجود داشت و دخترم گاهی به حالت قهر به خانه می آمد. او درباره ناپدید شدن دخترش گفت: چند ماه قبل دخترم بعد
شوهر مونا حیدری چطور همسرش را در ترکیه پیدا کرد؟
حادثه 24 - تازه تریت اطلاعات فاش شده درباره پرونده سربریدن زن اهوازی به دست شوهرش نشان می دهد شوهر او با کارآگاه بازی و از طریق یکی دیگر از دختران فامیل توانسته همسرش را که با مردی سوری در ترکیه زندگی می کرد پیدا کند. اما او چطور توانست مرد سوری و مونا (غزل) را پیدا کند؟ به گزارش حادثه 24، هیچ کس از سرنوشت غزل 17ساله اطلاعی نداشت. پسر 3ساله او در خانه بی قراری می کرد و شوهر و پدرش به
جزییات جدید از پرونده قتل جنجالی دختر اهوازی
سوری قرار گرفته وگرنه چه کسی زندگی خودش را ول کند و سراغ کسی دیگر می رود، تازه این مرد همه طلاهای غزل را برده بود. از مادر سجاد سوال می کنم با چه ترفندی غزل را به ایران برگرداندند؟ می گوید: ما از طریق پلیس بین الملل اقدام کرده بودیم که فردی دختر ما را دزدیده و... اما خودِ غزل هم ظاهراً پشیمان شده بود و این اواخر خودش به پدرش گفت: بیایید من را به ایران بیاورید که بعد از آن پدر غزل و شوهرم
صحبت های پدرزن اهوازی درباره علت فرار دخترش به ترکیه
، خودروی پرایدی دنبال او آمد و غزل را با خودش برد. پدر غزل از همین مساله شاکی است که چرا تردد پراید در آن ساعت شب در اتوبان شناسایی نشده بود. پس از چند روز غزل خودش تماس گرفت و گفت به ترکیه رفته است. به گفته پدر غزل، او و عموی غزل با هم به ترکیه رفتند و زن جوان را به ایران برگرداندند. او ادامه داد: غزل را به دلیل کاری که کرده بود، سرزنش کردم و گفتم سر خانه و زندگی ات برگرد که دخترم
عکس/اولین تصویر از پدر و عموی مونا حیدری
مورد اذیت و آزار قرار دادند او گفت یک شب در تهران مانده و بعد از مرز خوی خارج شده است. او این افرد را قاچاقچی هایی معرفی می کند که عبد جمونگ (مرد سوری) به آن ها پول پرداخت کرده بود. وی اظهار می دارد که عبد جمونگ از ترس دولت ترکیه غزل را عقد کرده و برایش عروسی گرفته بود. به گفتهٔ پدر غزل، عبد جمونگ از طریق ارسال عکس برای خانواده و همسر غزل آنها را عصبی می کرد و به سجاد (همسر غزل) می گفت
ناگفته های پدر مونا(غزل)حیدری : دخترم اغفال شده بود+عکس
کرده بود، البته گاهی باهم دعوا می کردند و دخترم چند روزی با حالت قهر به خانه ما می آمد اما بعد با وساطت بزرگان فامیل به خانه برمی گشت. درست است که دخترم در سن کم ازدواج کرد اما چون از نظر جسمی مشکلی نداشت ما موافقت کردیم و در زمان عقد هم گواهی رشد از دادگاه گرفتیم. وی در ادامه گفت: یک روز دخترم ناگهان خانه و زندگی اش را رها کرد و رفت. من و پدر سجاد تا دو ماه پیگیرش بودیم و شکایت هم کردیم
تصویری از مرد سوری و پسر عمویش در کنار غزل حیدرنوا
به گزارش تازه نیوز و به نقل از فارس، پدر غزل در مورد ملاقات با دخترش در ترکیه و ارتباطش با شخصی به نام عبد جمونگ گفت: من دخترم را بعد از چند ماه دیده بودم او را بغل کردم و بوسیدم سرزنشش کردم که چرا این کار را کرده و از غزل خواستم به زندگی خودش برگردد؛ غزل هم هیچ مخالفتی نکرد و به اشتباه خودش اعتراف کرد. جریان ترکیه آمدنش را هم که سوال کردم غزل تعریف کرد: شبی که خانه را ترک کردم من را در تهران تح
عکس/ قاتل و مقتول سر بریده اهوازی زمانی که عاشق هم بودند!
طلاهای غزل را برده بود. پسرم تهدید کرده بود غزل را می کشم برای همین پدر غزل و پدر سجاد در صدد مخفی کردن غزل تا تحویل آن به کلانتری بودند چرا که از تهدیدهای سجاد می ترسیدند و زمانی که غزل را تحویل شوهرش ندادند عصبانیت و تهدید سجاد دو چندان شد. برای همین روز یکشنبه غزل را سوار ماشین کردند تا ببرند و تحویل کلانتری بدهند، اما از آنجایی که سجاد حرکات پدر و عمویش را زیر نظر داشت به
روایت قتل غزل از زبان پدرش
سه روز بود و بعد سر خانه و زندگی اش برمی گشت. شما می دانید این دعواها بین زن و شوهر طبیعی است و تا کنون غزل تقاضایی برای طلاق نکرده بود. فارس: چه کسی واسطه آشتی آن ها می شد؟ پدر غزل: بزرگان خانواده و فامیل فارس: چرا در سن کم با ازدواج دخترت موافقت کردید؟ پدر غزل: درسته سن و سال غزل برای ازدواج کم بود و حتی زمانی که می خواستیم غزل را به عقد سجاد دربیاوریم
زوایای جدید از قتل زن اهوازی؛ خانواده "سجاد و غزل" مُهر سکوت را شکستند
اذیت و آزار قرار دادند او گفت یک شب در تهران مانده و بعد از مرز خوی خارج شده است. پدر مقتول تاکید کرد: اینها قاچاقچی هستند و فقط پول را می شناسند و عبد جمونگ(مرد سوری) به آن ها پول پرداخت کرده بود. پدر غزل در ادامه تصریح کرد: آن مرد سوری از ترس مسئولان ترکی دخترم را عقد می کند و برایش عروسی می گیرد. اخاذی مرد سوری وی افزود قبل از اینکه ترکیه برویم کارهای عبد جمونگ
جزئیات به قتل رسیدن دختر 17 ساله اهوازی
به گزارش گروه اجتماعی ایسکانیوز ، پدر غزل حیدری، دختر 17 ساله اهوازی که به دست شوهرش به قتل رسید، درباره جزئیات این قتل گفت: غزل با اغفال یک شخص به نام عبد جمونگ خانه را ترک می کند و از مرز خوی وارد کشور ترکیه می شود و عبد جمونگ از ترس دولت ترکیه غزل را به عقد خود درمی آورد. همه ی شکایت ها به پلیس بین الملل را پدر سجاد انجام داد و وی قضیه فرار غزل به ترکیه را پیگیری می کرد و فقط برای گرفتن غزل از
روایت قتل زن اهوازی از زبان پدرش/باند خرید و فروش دختران در اهواز!
، تحویل دادن غزل به کلانتری یا اداره آگاهی را به یکشنبه موکول کردم. همان روز بعد از صرف نهار از خانه بیرون رفتم. بعد از رفتن من، پدر سجاد با عجله به خانه ما آمده و از غزل خواسته به سرعت سوار ماشین شود تا به کلانتری بروند که در میان راه سجاد جلوی ماشین را می گیرد و آن اتفاق می افتد و غزل کشته می شود. در مورد سفر شما و پدر سجاد به ترکیه بگویید از ابتدا تا انتهای
روایت قتل غزل از زبان پدرش/ از قاچاق غزل به ترکیه تا شکایت از همسر او
غزل از دیدن مادرش خیلی خوشحال شد، وقتی دیدیم اتفاق خاصی نیفتاد تحویل دادن غزل به کلانتری یا اداره آگاهی را به یکشنبه موکول کردم.
عکس دیده نشده از قربانی جنایت اهواز و همسرش
صرف نهار از خانه بیرون زدم، بعد از رفتن ما پدر سجاد با عجله خانه ما آمده و از غزل خواسته به سرعت سوار ماشین شود تا به کلانتری بروند که در میان راه سجاد جلوی ماشین را می گیرد و آن اتفاق می افتد و غزل کشته می شود. * من دخترم را بعد از چند ماه دیده بودم او را بغل کردم و بوسیدم سرزنشش کردم که چرا اینکار را کرده و از غزل خواستم به زندگی خودش برگردد غزل هم هیچ مخالفتی نکرد و به اشتباه خودش
خانواده قاتل از ماجرای قتل غزل می گوید/ از آشنایی با مرد سوری در اینستاگرام تا کشته شدن به دست همسر
خانواده قاتل در حادثه قتل خانوادگی اخیر در اهواز که انتشار فیلم آن بازتاب ها مختلفی را داشت از ابعاد تازه ای از این ماجرا می گویند.
زن کشده شده اهوازی 4 ماه را با مرد خارجی زندگی می کرد/ازدواج سجاد و مونا به اجبار نبود/غزل(مونا) بچه اش ...
به گزارش ندای گیلان به نقل از فارس،هدف من ابتدا مصاحبه با خانواده مقتول (دختر 17 ساله) بود اما به اذعان اطرافیان مادر خانواده بعد از قتل دخترش خانه را ترک می کند و به منزل پدری می رود، از طرفی بعد از اتفاقی که افتاد معلوم نیست کجا رفته اند و در خانه بسته است. به همین دلیل مسیرم را تغییر دادم و سراغ آدرس قاتل را گرفتم، زیاد با خانواده مقتول فاصله ای نداشت وارد خیابان محل زندگی قاتل که شدم
اینستاگرام و مرد سوریه ای بهانه ای برای قتل زن جوان اهوازی
مادر سجاد(قاتل) اینگونه داستان را شروع می کند: