وحشت اسرای عراقی از یک سرباز ایرانی/بخش دوم - پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران

وحشت اسرای عراقی از یک سرباز ایرانی/بخش دوم

خب، حالا فکر کن من می خواستم در روز اول ورود از شما زهرچشم بگیریم، چه می کردم؟ آیا همه را با کابل می زدم؟ یا با باتوم؟ یا همه را از سقف آویزان تان می کردم؟ چه می کردم؟ من به جای آن کارها فقط سیبیل شما را دود دادم. همین. نه سیبیل همه را فقط سیبیل شما را. حالا تو بگو آیا من کاری بدی کردم؟ مترجم تا اینجای حرف هایم را می شنید و بلندبلند ترجمه می کرد اما وقتی در گوش اسیر عراقی چیزی گفتم نشنید ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)