کشف راز جنایت مادر و دختر 3 ساله پس از 28 ماه - سلامانه
سایر منابع:
سایر خبرها
شهید مدافع حرم: به هیچ وجه برای شهادت نمی روم!
فارس: و جنگ جدا کرد آنها را از هم، خان طومان زورش از مریم بیشتر بود و رضا را برای خود نگه داشت اما این دختر دهه هفتادی که حالا با دو بچه هنوز چشم انتظار برگشت پیکر همسرش است می گوید: رضا گفت: شاید دیگر صورت من را نبینی ولی همه جا کنارت حضور دارم و من بودنش را با احساس امنیتی که در خانه دارم حس می کنم. آنها هر دو عاشق بودند و مریم به احترام همین عشق، خود ساک رضا را بست و حالا که او حضور
تلخ و شیرین نمایندگانی که ردای پزشکی بر تن دارند
دستور بستری وی را دادم که بعد از آزمایش های مختلف متوجه شیء خارجی در داخل ریه این کودک شدیم و درنهایت در یکی از بیمارستان های تهران این شیء از ریه کودک خارج شد. وی ادامه داد: چند ماه از این موضوع گذشت، روزی کنار خیابان ایستاده بودم که متوجه شدم خودرویی توقف کرد و دیدم آن کودک دو ساله به همراه پدرش از ماشین پیاده شد؛ پدر کودک گفت که فرزندم شما را از دور شناخت و به من گفت که دکتر در کنار
معلم سیستانی برای بچه ها لقمه می گیرد
کردم من اصلا معلم نیستم، چون یک معلم در ابتدا باید دانش آموز خودش را بشناسد. شرایط خوبی نبود و من یک هفته وقتی برمی گشتم خانه گریه می کردم، چون نمی دانستم چطور می توانم به این دختر کمک کنم، بین 300 دانش آموز و 13 معلم دیگر نمی توانستم فقط برای همین یک نفر هدیه ببرم. افسردگی که سه سال زمان برد بعد از این اتفاق ریگی متوجه می شود که چهار دانش آموز بی سرپرست در مدرسه هستند و از همین رو
بیماری ام اس در بازیگران مشهور + تصاویر
مدتی است که در سینما و تلویزیون آفتابی نمی شود. آتنه فقیه نصیری در فروردین امسال اعلام کرد که به ام اس مبتلا شده. او در مصاحبه با ایلنا به بیماری خود اشاره کرد و گفت:مبتلا به بیماری ام اس شده ام اما خوشبختانه این بیماری پیشرفته نیست و تحت درمان هستم. او ادامه داد:هنگام بازی در مجموعه شمعدونی به کارگردانی سروش صحت متوجه بیماری ام اس شدم و مدت دو سال است که در حال مداوا هستم البته بیماری پیشرفته نیست
همه بازیگرانی که به “جم” رفته اند/تصاویر
، یکی دیگر از بازیگرانی بود که راهی شبکه جم شد. ولایت عشق ، تنهاترین سردار ، شب دهم و مدار صفر درجه از دیگر سریال هایی بودند که کبریتی در آن ها نقشی ایفا کرده بود. این بازیگر اواخر دهه 70 و به واسطه بازی در فیلم هایی که محبوب جوانان آن سال ها بود چون شب های تهران ، پس کوچه های شمرون و آواز قو وارد سینما شد. مدتی بعد از خروج کبریتی از کشور، فریبا نادری همبازی او در سریال ستایش اعلام کرد
از بی مهری آخوند درباری تا مهر و محبت درجه دار شهربانی!
/> *بازهم گذر پوست به دباغ خانه افتاد! داشتیم با دل خوش مدرسه را فرش می کردیم که گذر پوست ما به دباغ خانه بندر ترکمن افتاد و تبعید شدم. آنجا نیز اوضاعی بود، مسجدی داشته بدون در و دیوار ، هیچ زمینه ای برای خواندن نماز نداشت ،هنگام اقامه نماز وسط حمد و سوره سگ ها پارس می کردند و ... مردم از ترس نجس شدن کفش هایشان، آنها را با هر چه گل بود می آوردند داخل مسجد. شب، بعد از
3 روایت از یک مرگ / مرگ دختر افغان پرماجرا شد
گلایه کرده بود، آن جا که به او گفته بودند: تو افغانی بی مدرک هستی، ما نمی توانیم برایت کاری کنیم. قانون دست ما را بسته. اگر هم نبسته بود، تو آن قدر پول داری که دخترت را درمان کنی؟ او این را هم گفته بود که مسئولان مدرک اقامت می خواهند، هزینه درمان می خواهند، ما ولی هیچ کدامش را نداریم. لطیفه دومین فرزند محمد است، حالا با مرگ دختر دوم، آنها 5 فرزند دارند: ما در این سه سالی که در ایران هستیم، خیلی
عروس های جوان در خانه بخت پدربزرگ ها
، صورت می گیرد. از آن جمله پیرمحمد 78 ساله است ساکن یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان. او دو سال پیش بعد از مرگ همسرش، با زنی 33 ساله ازدواج کرده و از او صاحب فرزند شده است. با خنده می گوید: دختر 18 ساله هم به من می دادند اما خودم خواستم با یک عاقله زن ازدواج کنم. رباب، حداقل 10 سال بیشتر از سنش نشان می دهد. کنار چشم ها، چین های عمیق به چشم می آیند. با اخم به شوهرش نگاه می کند
پزشکی که دوست داشت خلبان شود/ پزشک سمنانی که برای پول کار نمی کند
قرآن کریم بودند و کار قضاوت انجام می دادند. مرآت- چه سالی وارد دانشگاه شدید؟ با چه رتبه ای؟ مدرک دیپلمم را در سال 1362 در تهران گرفتم و در همان سال در کنکور شرکت کردم که در آن زمان آزمون مربوطه دو مرحله ای(تستی-تشریحی) برگزار می شد که رتبه 32 کشوری را بدست آوردم و در پزشکی ارتش پذیرفته شدم. در آن سال ها به علت فعالیت در پایگاه بسیج حس کردم که زمان مناسبی برای درس
مرگ مرموز دختر جوان در میهمانی پسرانه
بود که با سمیرا 19 ساله در خیابان جردن آشنا شدم و پس از یک هفته متوجه اعتیاد دختر مورد علاقه ام شدم و تصمیم به پایان دادن به ارتباط گرفتم. این پسر ادامه داد: مدتی به تماس های سمیرا جواب ندادم تا اینکه پنج شنبه با من تماس گرفت و ادعا کرده به خاطر علاقه ای که به من داشته اعتیادش را ترک کرده است. حمید ادامه داد: صبح شنبه قرار شد با 4 تن از دوستانم برای تفریح به باغی در منطقه دماوند
مادران ایرانی عمل سزارین را به زایمان طبیعی ترجیح می دهند
دوره دیده، من را در خانه مان به دنیا می آورد، این داستان همیشه برای من تکرار می شد و من هر بار با علاقه به آن گوش می دادم. شیران، حرف های دیگری هم می زند: دختر نوجوانی بودم که همراه با همسر بردارم به محل کار یک ماما رفتیم، همسر برادرم بیماری زنان داشت و من با او همراه شدم، آنجا بود که عاشق مامایی شدم. می پرسم: مگر آنجا چه ویژگی داشت؟ می گوید: ماما بسیار مهربان بود و اتاق کار، ویژگی های خاص
ماجرای ازدواج تارا کریمی با رضا رویگری +عکس
به گزارش صبحانه ، رضا رویگری بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون حدودا دو سالی میشود که به علت عوارض ناشی از سکته قلبی تقریبا از سینما و تلویزیون دور است. در این مدت این همسرش تارا کریمی است که تمام وقت کنار او حضور دارد و از وی پرستاری میکند. کریمی که 26 ساله است و 43 سال از رویگری کوچکتر است در گفتگویی درباره ماجرای آشنایی خود و این هنرپیشه خوش مشرب سخن گفته است.
ادعای بی شرمانه مرد هوس باز در دادسرا
ابوذر قرار گرفت. با اعلام این خبر بلافاصله بازپرس کشیک به همراهی تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حضور یافتند. بررسی های اولیه ماموران نشان می داد مادر و دختر به دلیل گازگرفتگی جان خود را از دست داده اند. اما در بررسی های دقیق تر سرقت پول و جواهرات از محل جنایت از سوی همسر متوفی تایید شد. وی به کارآگاهان گفت: راننده کامیون هستم، روز قبل از حادثه مامور شدم که باری را
طبیبان بی مزد
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران- تاریخ و ساعت آمدن پزشکان را با بلندگو به مردم اعلام کرده اند. بعضی ها را هم خانه به خانه خبر کردند. فاطمه بچه به بغل آمده، می گوید پزشک زنان نداریم، مطب ها هم گرانند. نوزاد خوابیده است، زردی داشته. مادر می گوید: حیف که آمدن دکترها همیشگی نیست، شاید الان یک نفر مشکلی نداشته باشد ولی بعدا که نیازمند است، کسی نیست به دادش برسد. دکتر حسینی روپوش سفیدش را
شهید مدافع حرمی که از او به عنوان کم سن ترین خیّر تقدیر شده بود
. آن یک هفته از فرط انتظار کلافه شده بود. با اینکه بار اولش نبود، اما لحظه شماری می کرد تا برود. مجروحیت پیش از شهادت شهید علی امرایی چند روز قبل از شهادت مجروح می شود. اما از همرزمانش می خواهد هیچ حرفی در این خصوص به خانواده اش نزنند و حتی به یکی از آنها می گوید هرچه خواستی به تو می دهم اما خبر مجروحیتم را به خانواده ام نرسان. مادر شهید در ادامه می گوید: ما هر شب با علی تماس
بازیگران خیابانی/گزارشی درباره متکدیان که مسئولان معتقدند بیشترشان بی نیازند
! *کجا زندگی می کنی؟ حوالی میدان شوش . آن جا یک خانه کوچک داریم. *عصرها تا کی کار می کنی؟ تا هر وقت که محمد یا اصغر دنبالمان بیایند. حدود ساعت 4-5 عصر. *پول هایت را چکار می کنی؟ می دهم به همان ها. اگر ندهم که حسابم پاک است. خودشان هر یکی دو ساعت می آیند پول هایمان را می گیرند. *حالا چقدر در می آوری؟ نزدیک عید که می شود خیلی خوب کاسب می شوم. ولی روزهای
مردی که 33 سال چشمانش رنگ خواب ندیده اند /عکس
، کاش می توانستم در شبانه روز حداقل یک ساعت بخوابم. چندباری که با رسانه ها گفت وگو داشتم همه متوجه شدند و گلایه داشتند که چرا این همه سال این موضوع را از آنها پنهان کردم هرچند دانستن این موضوع سبب حل مشکل من نمی شود چرا که پزشکان آلمانی همه قطع امید کرده اند. گفت وگویم با این جانباز دفاع مقدس را پایان می دهم و از خانه حاج رجب بیرون می آییم. آسمان رفته رفته رو به تاریکی می رود و سکوت همه جا را فرامی گیرد اما رجب داستان ما امشب نیز همانند تمام شب های گذشته در گوشه ای از خلوت تنهایی اش به امید طلوع آفتاب ثانیه های ساعت را نظاره گر است تا شاید امشب زودتر از همیشه خورشید طلوع کند. ...
سه بار در آمریکا روحانی را ملاقات کردم/مصدق اگر این قرارداد نفتی را ببیند خودکشی می کند!
دی رخ داد و سرانجام حماسه ی عظیم نهم دی ماه در سراسر کشور رقم خورد که بساط فتنه و آشوب در کشور با این راهپیمایی جمع شد. اسم پایگاه 8دی هم از حماسه هشت دی مردم رشت گرفته شده است. بله. الان متوجه شدم. – همیشه شما مرداد ماه به ایران تشریف می آورید. 2 مصاحبه قبلی ما هم در همین ماه و همین حدود 20 مرداد بوده است. آیا مناسبتی دارد که شما در این ایام به ایران تشریف می آورید؟ من معمولا
دلیل شهید مدافع حرم برای رفتن به سوریه
/> دلیل شهید برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) در این دیدار همسر شهید کریمی طی سخنانی با اشاره به عشق و ارادت همسرش به حضرت زینب(س) گفت: هنگامی که قصد رفتن به سوریه را داشت من راضی نبودم. به او گفتم: ما دو دختر داریم اگر اتفاقی برای تو بیفتد، تکلیف این دو طفل معصوم چه می شود؟ او گفت: تو راضی هستی حرم حضرت زینب(س) توسط دشمنان از بین برود چون ما دو دختر داریم؟ آیا صحیح است ما به خاطر فرزندان مان
اعتراف های تلخ قاتل مادر و دختر 3 ساله
صحبت هایش متوجه شدم که همسرش خانه نیست. چون خیلی وقت بود او را ندیده بودم، وقتی تعارف کرد که به خانه اش بروم قبول کردم. وارد خانه که شدم و در جریان صحبت با او، ناگهان وسوسه های شیطانی به سراغم آمد. بعد هم با سحر درگیر شدیم، ناگهان دست هایم دور گردنش را گرفت. بعد از چند لحظه متوجه شدم که او نفس نمی کشد. چرا دختر سه ساله اش را کشتی؟ می خواستم فرار کنم، اما دخترش که تا آن زمان داخل
دروغ و توهم؛ دو روی سکه عرفان
آن زمان هر کس بر خلاف عرفان حرف می زند، بدم می آمد، اما به گونه ای که امروز در مورد عرفان هشدار می دهم، مورد انتقاد بسیاری هستم. شما می دانید بیشترین تعلیمات من در حوزه عرفان است. فلسفه عرفان یکی از مهم ترین کتبم بوده و به غیر ترجمه ام از استیس، کتب دیگری در عرفان عملی و نظری نوشته ام، با این حال، امروز که متوجه نقایص جدی آن شده ام اعلام می کنم. مولوی خوب است، اما حجت نیست وی
معمای مرگ دختر جوان در مهمانی شبانه
مصرف می کند و مدام حالش خراب می شود. او گفت نگران نباشید چند دقیقه بعد دوباره حالش خوب می شود. پرستو اما حالش بدتر می شد و همین شد که همراه دوستانم او را به بیمارستان رساندیم. بعد از دقایقی هم متوجه شدیم که جان باخته است. وی ادامه داد: پرستو در مهمانی مشروبات الکلی مصرف کرد و قرص هم خورد، ما احتمال می دهیم که اوردوز کرده باشد. به گزارش همشهری، هم اکنون، جسد به پزشکی قانونی فرستاده شده تا کارشناسان علت اصلی مرگ وی را اعلام کنند.
یکی از کارهای مهمّ ائمّه ی جماعات، تبیین مسئله ی نماز برای مردم است
یک برنامه ای زده اند که مثلاً فرض کنید که امشب از ساعت فلان در سالن کنار کلیسا، آن طرف محراب، این برنامه ها هست: برنامه ی رقص است و آواز است و موسیقی است و یک شام سبکی است و اُنس هست و مانند اینها. میگفت حسّاس شدم، رفتم دیدم بله، همین است؛ اینجا سالن کلیسا است، یک سالن هم بغلش هست مثل یک کاباره؛ دخترها، پسرها، مردها، میان سال ها می آیند تماشا میکنند؛ دختر و پسرها هم میدان دارند. موسیقی هست، رقص
کودتای 28مرداد از زاویه دید یک عشق
نون 23 سال با فکر خیانت به مصدق زندگی و ملکتاج و عشقشان را فراموش کند. حال، ملکتاج برای خرید از خانه بیرون آمده و تصادف می کند. بین مرگ و زندگی از عشق و خیانت می گوید... علی بیگدلی درباره این مونولوگ گفت: بخشی از این نمایشنامه را سال 87 نوشتم اما سال 91 برای چندمین بار بازنویسی اش کرده و به اجرا بردم. قبل تر داستانی خوانده بودم با عنوان دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد به قلم
جنایت هولناک، پس از آشنایی در شبکه های اجتماعی
زدم. سپس جسد او را داخل حمام انداختم و نزد پدرم رفتم. وقتی ماجرا را برای پدرم بازگو کردم او نیز به همراه من به محل حادثه آمد. تصمیم گرفتیم تا خانه را برای از بین بردن آثار جرم به آتش بکشیم. به همراه پدرم بنزین را که از قبل به همراه داشتیم داخل خانه پاشیدیم و من کبریت را کشیدم اما وقتی انفجار شد من لای درگیر کردم که برخی از نقاط بدنم دچار سوختگی شد. متهم این پرونده جنایی ادامه داد: سپس
شوخی-جدی های مردان پرحاشیه دنیای سیاست
شد. او در این برنامه گفت بود که ما رفتیم نشستیم شروع کردند صحبت کردند که ساواک چنین است و چنان است. شما آخوندها فکر کردید می توانید شاه را برکنار کنید؟ تو می روی منبر باید با ما همکاری کنی... دیدم دونفری یک چمدان به چه بزرگی را دارند می آورند. چمدان را وارونه کردند روی میز. روی میز پر شد از عکس بنده با یک خانم، من دیوانه شدم رفتم مستقیم خانه آقای فلسفی. گفتم شما پدر مایی، رئیس جامعه وعاظی. نگفت
می گویند شهدای منا، شهید درجه 3 هستند!
فجایع و نقش خاندان آل سعود در وقوع آن توسط میهمانان این نشست ارائه شد. در ادامه مشروح بخش نخست این نشست را می خوانید: پس از فاجعه منا و مکه که منجر به شهادت 475 نفر از حجاج کشورمان در حج تمتع 94 شد، هر روز ابعاد تازه ای از چرایی وقوع این فجایع در حج تمتع سال گذشته منتشر شده است و مقام معظم رهبری نیز بلافاصله پس از وقوع آن، خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب در داخل کشور برای
ماجرای دختر افغان در بیمارستان شیراز چه بود؟
آمدید؟ اصلا چرا نباید خبر داشته باشید که من تمام شهر را زیر پا گذاشتم تا دخترم را امروز کفن پیچ تحویل نگیرم؟ پدر لطیفه می گوید دخترش را به خاطر مشکلات کبدی نزد پزشکی در خوزستان، محل زندگی خود و شش فرزندش، می برد، آنجا پزشک اعلام می کند او به بیماری کبدی مبتلاست و نیازمند پیوند کبد است؛ پیوندی که در آنجا برای او 350 میلیون تومان آب می خورد... . پدر می گوید: من کارگر افغانستانی بدبخت 350
سفرنامه غرب اروپا/قلیان میوه ای به آلمان هم رسید!(+عکس)
. سعید مرا تا ایستگاه مرکزی رساند تا ازآن جا با قطار به خانۀ ایلیا بروم. 21مارچ 2/2016 فروردین1395 هوا ابری شده بود. نم نم بارانی هم می آمد. پیاده ازجاده ایی که به یک فروشگاه بزرگ می رسید رفتم. درمیان راه با پیرزنی که سگی جالب عصا کشش شده بود، برخوردم. چیزهایی به آلمانی گفت که متوجه نشدم. سعی کردم با انگلیسی با او حرف بزنم که چیزی نمی دانست. به هرحال او چیزهایی گفت و من هم
علی فلاحیان:آیت الله منتظری بارها به من گفت نظر امام درباره اعدام ها را بر نظر خود ترجیح می دهم
شهادت رساند که انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، عملیات مرصاد و ترورهای شهری از این گونه موارد است . وزیر اسبق اطلاعات خاطرنشان کرد: خود بنده یک نفر را در مشهد دستگیر کردم و وقتی که با او صحبتی داشتم، متوجه شدم 32 نفر را کشته، از او پرسیدم چرا این افراد را به قتل رساندی که جواب داد سازمان به ما گفته بود هر که ریش دارد حزب اللهی است و او را بزنید که سرانگشتان نظام هستند . فلاحیان گفت