17 روز و شب با موشک و پدافند و انواع بمب ها! - روز نو
17 روز و شب با موشک و پدافند و انواع بمب ها!
سایر منابع:
سایر خبرها
زندگی زیر صدای جنگنده ها
خیابان های اطراف خانه مان را . نرگس می گوید تجربه این روز ها برایش کاملا جدید است. راستش تا حالا چنین تجربه ای نداشتم که چند هفته کامل در خانه بمانم . او می گوید حتی در دوران کرونا هم چنین انزوایی را تجربه نکرده بود. آن موقع هم با ماسک از خانه بیرون می رفتیم، اما الان واقعا خانه نشین شده ام . در این میان، نکته ای که برای او جالب بوده، حضور بسیاری از مردم در تهران است. با اینکه جنگ است، خیلی ها هنوز در تهران مانده اند. در ساختمان ما هم تقریبا همه همسایه ها هستند و دوستانم هم بیشترشان در شهر مانده اند . برای گذراندن زمان، نرگس تلاش کرده خودش را با کار های مختلف سرگرم کند. خیلی سعی کردم ...
7 خیابان مشهور تهران که در بمباران آسیب دیدند
...، هیولاست؛ دهانش را باز می کند و ما را می بلعد. شب، سقفی سیاه است، تاریکی مطلق که در فاصله های نامنظمی روشن می شود، نوری می تاباند، روز می شود و از آن جز دود و شعله و بویی از سوختن، چیزی نمی ماند. شب، موشکباران است؛ اشیائی نورانی که از پشت شیشه ها پیدا نیستند تا وقتی به هدف بخورند و بوممم صدا دهند. شب دود و آتش و شعله هایی از سوختن است که سقف را آبی و قرمز می کنند. شب، ترس است و وحشت و اضطراب و جنگ برای بقا. شب سؤال است: این بار نوبت چه کسی است؟ خانه چه کسی قرار است ویران شود؟ جان چه کسی میان آوارها، از دست برود و روح سرگردانش نداند چه بلایی سرش آمده؟ شب، شب جنگ است که تعدادش به 17 رسیده ...
میدان شهدا و خیابان پیروزی در حملات هوایی چه شد؟ | کیک های ماسیده با تزئین شیشه و دود
های فروشگاه، جزو شنیده های خبرنگار انصاف نیوز هستند اما هنوز خبری از آمار دقیق نیست. آقایی که خانه شان پشت اتکا است به خبرنگار می گوید: موج انفجار آن قدر شدید بود که در و پنجره مان پرت شده بود. شانس آوردم خودم و زن و بچه ام خانه نبودیم. خانم جوانی از ساکنان همان محدوده هم از باد کردن درِ خانه شان روایت می کند و می گوید: طوری خراب شده است که باید خودمان پایین برویم و در را باز کنیم. یکی دو روز بعد از باران اسیدی تهران در بحبوحه ی جنگ، تعدادی از کارگران شهرداری مشغول کاشتن این گل ها بودند. گل ها کاشته شده اند و سر جایشان هستند اما بخش های کناری این گل ها بعد از حملات ناگهانی دوشنبه 25 اسفند، دیگر وجود خارجی ندارند و حالا گل ها هم حسابی پلاسیده اند... انتهای پیام ...
شور بازار نوروزی کرمانشاه زیر سایه جنگ
نوروز 1405 و بازار عید آن برای همیشه در گوشه ذهن مردم ایران می ماند. روزهایی که اگرچه سایه شوم جنگ بر سر شهرهای ایران سنگینی می کند، اما هنوز مردم در حال خرید سبزه و ماهی قرمز و لباس نو برای بچه ها هستند و این یعنی زور زندگی از جنگ بیشتر است. بازار کرمانشاه در واپسین روزهای سال هنوز زنده است، حتی در روزهایی که گاهی صدای انفجار از یک گوشه شهر بلند می شود و دود آن به آسمان می رود، اما در طرف دیگر شهر کره کره مغازه ها بالاست. شاید شلوغی خیابان ها به اندازه سال های قبل و شرایط عادی گذشته نباشد، اما همین حالا نیز اگر کسی بخواهد به بازارهای مرکز شهر کرمانشاه برود باید زمان ...
آقای پزشکیان؛ نماد شجاعت ایران
جهان صنعت نیوز ، گاهی تاریخ در لحظه هایی کوتاه اما سرنوشت ساز نوشته می شود؛ لحظه هایی که در آن ها ملت ها تصمیم می گیرند بترسند یا بایستند. راهپیمایی روز قدس امسال در تهران، در میانه تهدید و صدای انفجار، از همان لحظه ها بود؛ لحظه ای که مردم ایران نشان دادند در سخت ترین شرایط نیز خیابان را خالی نمی کنند و پرچم ایستادگی را زمین نمی گذارند. دشمن گمان می کرد سایه جنگ می تواند ترس را به خیابان های ایران بیاورد. تصور می کرد صدای بمب، مردم را به خانه ها بازمی گرداند و شهر را از حضور آنان خالی می کند. اما آنچه روز جمعه در تهران رخ داد، تصویر دیگری از ایران بود؛ شهری که در آن مردم، با شجاعتی ...
چشم در چشم موشک | روایت کسبه ای که جان و مالشان را موشک برد
.... رحیم، هنوز به جای خالی ساختمان ستاد عادت نکرده: آن روز این دور و بر خلوت تر از روزهای قبل بود...چون از صبح داشتند موشک به نزدیکی خیابان های جمهوری و پاستور می ریختند...برای همین، خیلی ها دکان شان را قفل کردند و رفتند. سردستی، جارویش را به زمین می کشد و ادامه می دهد: ولی من سر شیفتم ماندم...مثل یکی دو سربازی که جلوی ساختمان موشک خورده، نگهبانی می کردند...بیچاره مادرهایشان... . لحظه انفجار، او در حال جاروکشی بود و بیشتر از 500 قدم در خیابان انقلاب اسلامی (ضلع شرقی میدان) پیش رفته بود. گوش راستش آسیب دیده و به گفته پزشک باید با کم شنوایی مدارا کند. کتاب و ساندویچ و بوی باروت جنگ ...
چشم انداز آلودگی پس از انفجار/ چه بر سر هوای تهران می آید؟
روز با شرایط ناسالم برای گروه های حساس ثبت شده و در اغلب موارد به دلیل شرایط مناسب پراکندگی جوی، اثر این افزایش ها کوتاه مدت بوده است. مدیرعال شرکت کنترل کیفیت هوای تهران اضافه کرد: همچنین بررسی ها نشان می دهد در 17 اسفند و همزمان با وقوع برخی انفجارها و آتش سوزی در انبارهای ذخیره نفت، در بسیاری از ایستگاه های سنجش شهر افزایش غلظت ذرات معلق ثبت شده و در برخی ایستگاه های نزدیک تر به محل حادثه افزایش محدود دی اکسید گوگرد (SO2) نیز مشاهده شده است. با این حال این افزایش ها مقطعی بوده و شواهدی از شکل گیری بارش اسیدی مشاهده نشده است. انتشار دود و ذرات ناشی از این حوادث همچنین در برخی ساعات ...
آسیب به 14 هزار ساختمان در حملات اخیر به پایتخت
: مدیریت میدان پس از حملات و انفجارها با شهرداری تهران است؛ ابتدا انتقال مجروحین، دوم آواربرداری برای کشف شهدا و سوم آواربرداری در حد بازکردن معابر انجام می شود. بلافاصله پس از انفجار در همان روز معابر مرتب و باز می شود. آسیب های جزئی نیز توسط پیمانکاران به سرعت بازسازی می شود تا نیاز به انتقال افراد به هتل جهت اسکان نباشد. رئیس کمیته عمران شورای شهر با اشاره به چگونگی اسکان خانواده های آسیب دیده در جنگ، افزود: خانواده هایی که سرپناهشان تخریب می شود یا امکان اسکان ندارند به هتل های شهرداری منتقل می شوند. حدود 3500 آسیب دیده در 13 هتل اسکان پیدا کرده اند تا در فرصت مناسب وضعیتشان بررسی شود ...
حال و هوای غریب مردم ایران، تنها دو روز تا نوروز
، دودی از انفجار جدید به هوا می رود و همه کوچه ها، خاطره ای از آوار جنگ دارند، بشقاب سبزه و تنگ ماهی قرمز و گلدان پامچال کیلویی چند؟ خانه ام شده مثل سمساری. تمام تابلوها را از دیوار برداشتم و کنار مجسمه ها، کف زمین خواباندم، میزهای منبت را از جلوی پنجره ها کنار کشیدم و گلیم هایم را لوله کرده ام و حصیر پشت پنجره های چسب خورده را باز کرده ام و گلدان هایم را دور از پنجره گذاشته ام. گاهی که می خواستم درباره درهم ریختگی خانه ام برای کسی تعریف کنم، می گفتم: باید این خونه خمپاره خورده رو جمع و جور کنم و اگر می خواستم اصرار بی دلیلی برای یک وضعیت خراب را مسخره کنم، می گفتم چنان میگه انگار ...
روایتی عاطفی از روزهای پراضطراب جنگ به قلم یک روزنامه نگار زن/حلوا می پزم برای آرامش روح درگذشتگان/ ...
. درون قلبم حفره ای خالی حس می کنم اما سرپا می مانم. شب با سکوتش از راه رسیده و اهالی خانه ما به کمک قرص های آرامبخش به خواب می روند. اما من می دانم این سکوت دوامی ندارد. شده ام مایه خنده پسرها. با هیجان برای پدرشان تعریف می کنند تا خبر میاد فلان جا رو زده مامان گوشی رو برمی داره و به یکی دو نفر زنگ می زنه. یعنی همه جا آشنا داره و بعد بلندبلند می خندند. خوشحالم که دست کم توانسته ام بهانه ای باشم برای لحظه ای شاد بودنشان. جنگ، شادی را از دل ها می برد و ما که این را می دانیم، با جنگ می جنگیم؛ به هر شکل و با هر بهانه ای. بچه ها به تعریف شاهکارهای مادرشان ادامه می دهند. راحتشان می گذارم و ...
روایت انسانیت و امید از دل جنگ در ایران
هر بار که صدای انفجار از دوردست می آید، مردم ایران به جای وحشت، دست هایشان را به سوی دعا بلند می کنند. مادران در خانه ها، با اضطرابِ آرامی که میان اشک و لبخند جمع شده، غذا می پزند و زیر لب نام وطن را زمزمه می کنند. پدران با نگاهی استوار پشت پنجره می ایستند، به دوردست می نگرند و زیر لب می گویند: این خاک می ماند، حتی اگر آسمان تاریک شود . در خیابان های تهران، اهواز، تبریز و کرمان، زندگی هنوز ادامه دارد؛ مغازه داری که نان گرم می فروشد، دانش آموزی که دفترش را با جمله ی صلح نزدیک است تزئین می کند، و جوانی که بسته های کمک مردمی را به دست هم وطنانش می رساند. میان دود و غوغا، این مردم همان ...
خانه هایی که دیگر نیستند | گزارش میدانی از حمله موشکی به حوالی اتوبان شهید باقری
. لااقل مدارک شناسایی و لوازم ضروریم رو بردارم.. شوهرم خونه نبود و نمی دونه چه بلایی سرمون اومده... وای خدایا، دیوار ریخت و توی خونه گیر افتاده بودم. اگه نیروهای هلال احمر دیرتر رسیده بودن، خودم هم زیر آوار می موندم... بیشتر بخوانید: حال مردم جزیره خارگ یک روز پس از حمله | رجز خوانی به شیوه مردم جنوب | صف مردم برای بازگشت به جزیره روایت همدلی به وقت جنگ | مردم تهران در این روزها بیشتر هوای یکدیگر را دارند
روایت یک جوان ایرانی از امید در روزهای جنگ
امیدی دست به قلم برده ام اما این را خوب می دانم، ما مردمی هستیم که حتی در شبِ تاریک، فانوس کوچک امید در دل مان نور می افشاند. وطنِ من زخم می خورد و از میان همان زخم ها، باز جوانه می زند و دوباره سبز می شود. آرتور شوپنهاور می گفت زندگی چندان ارزش ندارد که به خاطر آن از سر ترس بر خود بلرزیم و یا دل افسرده شویم. بنابراین با شجاعت زندگی را بگذرانید و در برابر مصائب، سینه را گستاخانه سپر کنید. من، یک جوان ایرانی، میان این دود و اشک و روایت ها، باور دارم که ایران هنوز نفس می کشد. باور دارم که پس از هر ویرانی، دستی از دل خاک بیرون می آید، پر از نور، پر از شعر. ...
مشق مقاومت جنگ؛ بچه جوادیه خون بده باخت نمیده!
...! زن و شوهری جوان در یکی از طبقات این ساختمان با بچه کوچکشان زندگی می کردند که فرزندشان می ترسد و خانه را ترک می کنند بچه کوچک هر روز از پدرش سراغ خانه را می گیرد که چه بلای سر خانه آمده و دوست دارد خانه را ببیند شاید می ترسد بلایی سر اسباب بازی هایش آمده باشد یا اتاق قشنگش از بین رفته باشد اما کاش مادرش برایش گفته باشد که سوپرمنش خراش هم برنداشته و حتی مراقب اسباب بازی های دیگرش هم بوده! کاش کودکان را تا پایان جنگ در قلبم محافظت می کردم! بچه ها دنیای عجیبی دارند شاید دلشان برای بی اهمیت ترین و غیرضروری ترین چیزها تنگ شود و از این اتفاق بزرگ ترها را هم کلافه ...
خمین؛ از شهر بی شیشه تا استواری مردم در هفده روز جنگ
. فرشتگانی که سفیدپوش بودند در میان آوارها و سکوت سنگین روزهای جنگ، دو تن از اعضای کادر درمان خمین یک پرستار و یک تکنسین اتاق عمل در جریان حمله هوایی به بیمارستان، به شهادت رسیدند. آنان روزی با دستان شفابخش خود درد بیماران را تسکین می دادند، اما این بار خود در آغوش خاک آرام گرفتند. خاطره فداکاری این فرشتگان سفیدپوش، در ذهن مردم خمین به عنوان نمادی از انسانیت و ازخودگذشتگی باقی مانده است. خمین استوار چون کوه با وجود حجم بالای خسارات و ویرانی ها، مردم خمین با روحیه ای مثال زدنی در حال بازسازی خانه هایشان هستند. حتی پس از حمله دشمن به منبع اصلی ...
جنگی که تمام معادلات زندگی ایرانیان را به هم ریخت!
پایان جنگ در سال 1368 تا امروز، حتی در سخت ترین سال های اقتصادی نیز نوروز کم وبیش همان تصویر آشنا را داشت؛ بازار هایی شلوغ، خیابان هایی پررفت وآمد و مردمی که هرطور شده سعی می کردند نشانه ای از عید را در زندگی روزمره حفظ کنند. اما امسال بسیاری از شهر های بزرگ ایران از تهران و اصفهان تا شیراز شب هایی متفاوت را تجربه می کنند؛ شب هایی که خیابان ها زودتر خلوت می شوند و ویترین مغازه ها کمتر از همیشه رنگ عید گرفته اند. سبد هزینه های نوروز 1405 تغییر کرد به گزارش روز نو در روز هایی که نااطمینانی بر فضای عمومی جامعه سایه انداخته، پرسش مهم این است: خانواده های ایرانی امسال برای ...
روز هجدهم حمله آمریکا و اسرائیل به ایران/ شنیده شدن صدای جنگنده در آسمان تبریز/ صدای انفجار مهیب در شرق ...
صدای وقوع انفجار در شرق تهران شنیده شد حوالی ساعت 16:42 فعالیت پدافند هوایی در تهران (16:02) دقایقی پیش صدای انفجار در برخی مناطق اهواز شنیده شد (14:53) حمله اسرائیل به بسیج ایران کانال 12 اسرائیل به نقل از منبع امنیتی مدعی شد: برای افزایش فشار، دقایقی پیش 8 محل بسیج در تهران را هدف قرار دادیم./جماران وقوع انفجار در شرق و غرب تهران (12:23) گزارشات از موج جدید حملات آمریکا و اسرائیل به تهران و چند شهر دیگر کشور (12:18) شنیده شدن صدای 2 انفجار پیاپی در کرمانشاه در سحرگاه سه شنبه در پی حملات هوایی رژیم ...
روزنوشت های ایران
وحشت انداخته. چه کسی فکر می کرد تل آویو تبدیل به شهر ارواح شود. تل آویو، باید برگردم، اما باز هم خواهم آمد. اِنَّکَ عَلیٰ کلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ بله، رسم روزگار اینچنین است. نصرت الله محمودزاده حماسه نگار جنگ رمضان روایت روز تشییع شهدا بعثت_مردم دو روزی بود همراه بچه های جهادی برای کار در خانه های آسیب دیده نرفته بودم. اصلا یادم رفته بود که امروز روز تشییع شهداست، با اینکه با برخی از دوستان سر روایت این روز صحبت کرده بودم، اما خودم کاملا غافل از این صحبت ها برای آواربرداری برنامه ریخته بودم. ما ابتدا سمت خیابان رسالت اعزام شدیم، اما ...
زنان، پاسداران سنگر خیابان
اراده ای استوار، در کنار مردان ایستاده اند. در تاریکی شب و زیر سایه تهدید و بمباران، صدای قدم هایشان شنیده می شود. زنانی که نه برای نمایش، بلکه برای دفاع از خانه، شهر و سرزمینشان آمده اند، با چادرهایی که گاه بوی خاک و خاکستر و دود می گیرد و قلبی که امید به پیروزی را چون نهالی سبز پرورش می دهد. اگر بخواهیم از مصداق های روشن شجاعت زنان سخن بگوییم، نام هایی در حافظه این سرزمین می درخشند که روایتشان تنها یک خاطره تاریخی نیست؛ بلکه قطعه ای از حماسه ملت ایران است. در خوزستان، جایی که نخستین شعله های جنگ بر خاک داغش فرود آمد، زنان بسیاری نه فقط پشتیبان جبهه ها، بلکه خود به نمادهای ایستادگی ...
چهارشنبه سوری امسال فرصتی برای تقویت همدلی اجتماعی
یادآور وقایع تلخ جنگ باشد و آثار روانی جبران ناپذیری بر آنان برجای گذارد. وی افزود: در خانه هایی که عزیزانشان در خطوط امدادرسانی، پدافند یا مناطق مرزی مشغول خدمت اند، هر صدای مهیب می تواند اضطراب شدید و نگرانی مضاعف ایجاد کند؛ بنابراین، همدلی واقعی در این روزها یعنی رعایت حال دیگران و نگه داشتن آرامش محله و شهر. این روان شناس با اشاره به مسئولیت والدین در کنترل فضای خانه و تربیت هیجانی نوجوانان گفت: جوانان و نوجوانان معمولاً چهارشنبه سوری را فرصتی برای هیجان طلبی و تخلیهٔ انرژی می دانند، اما باید آموخت که شادی واقعی، با امنیت و احترام به دیگران معنا می یابد. والدین لازم است با ...
با اعلام شهرداری / اسکان خانواده ها در 14 مجموعه اقامتی آغاز شد
جنگی مستأجرین عزیز را کمک کنند که دچار چالش نشوند، این درخواستی است که اخلاقاً همه ما از مالکین عزیز داریم. ان شاالله که مالکین، همراه و همگام مشکلاتِ امروز مستأجرین هستند. بازسازی خانه های آسیب دیده از جنگ او در مورد بازسازی خانه های آسیب دیده از جنگ نیز توضیح داد: براساس تصمیم هایی که بعد از جنگ 12روزه گرفته شد، مقرر شد از طرف شهرداری تهران به مسائل مربوط به خانه هایی که در شهر تهران دچار حادثه و مشکل می شوند، پرداخته شود. شهردار تهران هم اعلام کرد عملیات بازسازی و نوسازی را انجام می دهد و تمهیدات لازم از طریق قانونی در نظر گرفته شد. این نماینده مجلس در مورد ...
شرایط مادران باردار بحرانی است
بر خطراتی که خود جنگ متوجه آنان می کند، به دلیل استرس های مختلف، صدای انفجار یا اخبار ناگوار و عدم قطعیت در مورد آینده خود و جنین، ممکن است با تهدیدات مختلفی مواجه شوند. مریم ، زنی 40ساله و ساکن تهران است که در دو ماه پایانی بارداری است و تولد فرزند دومش را انتظار می کشد. او به توصیف شرایط خود را از زمان آغاز جنگ تا امروز می پردازد: ساعت 8 صبح روز شنبه 9 اسفندماه بود، مثل همیشه پسرم را به مهدکودک بردم و به خانه برگشتم، همسرم مرخصی ساعتی گرفته بود تا با هم به مطب متخصص زنان و زایمان برویم و چکاپ های بارداری را انجام دهم؛ آماده رفتن بودیم که صدای انفجاری شدید، بارداری و مطب و کار را ...
نبض زندگی همچنان در تهران می زند | گزارش تصویری از شب عید پایتخت
همشهری آنلاین : اینجا، درست در روزهایی که شاید اخبار و تیترهای نگران کننده جنگ بخواهند سایه ای از اضطراب بر دیوارها و خیابان ها بیندازند، سمفونی بوق ماشین ها، قدم های تند و مصمم کاسبان در صبحگاه اسفندماه و صدای همهمه در ایستگاه های شلوغ مترو، روایتگر داستان دیگری است؛ داستانی از جنس تسلیم نشدن و ایستادگی. وقتی به تقویم نگاه می کنیم و بوی بهار از لابه لای دود و سیمان برج ها به مشام می رسد، نبض تهران تندتر و پرامیدتر می زند. بازارهای شب عید، از بساطی های رنگارنگ حاشیه پیاده روها که سین های هفت سین، سمنو و سماق را با وسواس روی پارچه های ترمه چیده اند تا مغازه های پرنور لباس فروشی و ...
روزی که جوادیه صدای جنگ را شنید
هفت صبح| ظهر روز جمعه 22 اسفند ماه امسال در چهاردهین روز جنگ بود که صدای مهیبی در میان هیاهوی محله جوادیه تهران پیچید و خبر از یک فاجعه داد. تنها در عرض چند دقیقه این محله با خاک یکسان شد و حالا دیگر اذهان همه مردم آماده است که در یک تجزیه و تحلیل چند ثانیه ای متوجه شوند که قطعا محلی هدف حمله موشکی قرار گرفته است. هدف این حمله کلانتری محله جوادیه بود اما شدت تخریب در اثر این انفجار در ساختمان های مجاور و نزدیک به کلانتری در حدی بود که تعداد زیادی افراد غیرنظامی زیر آوار ماندند و به شهادت رسیدند. از جشن تا آوار سعید میرزاییان نام یکی از اهالی محله است که خانه شان در ...
اینجا بوی عید نمی آید
آمدی داشتند، این روزها چهره ای خلوت و ساکت به خود گرفته اند. امسال عیدی نداریم در میان جمعیت اندک بازار، دو صاحب حجره را دیدم که مغازه شان با وجود آسیب نسبی هنوز باز بود و گرم صحبت با یکدیگر بودند. خشکبارفروش بودند و منطقی است که در چنین روزهایی، بازارشان باید سکه باشد اما از گفت و گویشان فهمیدم مدتی است فروش چندانی ندارند. یکی از آنها رو به همکارش گفت: بابا، این قدر همه چیز گرونه که مردم زورشون نمی رسه پسته و بادوم بخرن؛ ما الکی هرروز صبح میایم مغازه! دیگری با تکان دادن سر به نشانه تایید گفت: این جنگ کار ما رو خراب کرده. اگه این اتفاق نمی افتاد، حداقل چند نفر می اومدن خرید ...
روایتی از آنها که تهران را خالی نکرده اند
شفاآنلاین جامعه نیمه اسفند ساعت 18؛ چند انفجار سمت شرق، مرکز و بقیه مناطق تهران رخ داده است. شهر خلوت است اما بعد از هر انفجار مردم وسط کوچه جمع می شوند، چند دقیقه ای از تجربیات، ترس و فضایی که لحظه انفجار تجربه کرده اند، می گویند و کم کم دوباره کوچه ها خلوت می شود طوری خلوت که انگار سال هاست کسی در این محلات زندگی نمی کند. به گزارش شفاآنلاین ، حدود دو هفته از شروع جنگ می گذرد، با وجود تجربه جنگ 12 روزه به نظر می رسد مردم همچنان در شوک اتفاقات چند هفته و چند ماه اخیر هستند. با هرکه صحبت می کنم، می گوید همه چیز شبیه یک خواب است، گویی وسط برگی از تاریخ رها شده ایم و به سرنوشت خودمان ...
روایتی از آنها که تهران را خالی نکرده اند
به گزارش سلامت نیوز به نقل از اعتماد، حدود دو هفته از شروع جنگ می گذرد، با وجود تجربه جنگ 12 روزه به نظر می رسد مردم همچنان در شوک اتفاقات چند هفته و چند ماه اخیر هستند. با هرکه صحبت می کنم، می گوید همه چیز شبیه یک خواب است، گویی وسط برگی از تاریخ رها شده ایم و به سرنوشت خودمان نگاه می کنیم. نیمه اسفند ساعت 18؛ چند انفجار سمت شرق، مرکز و بقیه مناطق تهران رخ داده است. شهر خلوت است اما بعد از هر انفجار مردم وسط کوچه جمع می شوند، چند دقیقه ای از تجربیات، ترس و فضایی که لحظه انفجار تجربه کرده اند، می گویند و کم کم دوباره کوچه ها خلوت می شود طوری خلوت که انگار سال هاست کسی در این محلات ...
تهران؛ زیر آسمان زخمی، روی زمینِ سبز/ مردم در برای عید، زندگی می کارند
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، زندگی هر چند زخم خورده، اما همچنان بر همه چیز غالب است؛ بر باروت و موشک و بر زمستانی که روزهای پایانش را سپری می کند. مثل شهرهای دیگر، تهران، آخرین روزهای سال 1404 را زیر موشک های ناجوانمردانه دشمن می گذراند، و آسمان هنوز جای زخم تازه دارد. چند لحظه پیش، صدای انفجار آمد. اما همزمان پرد جوان نایلون به دست، با خانمش تماس گرفته بود و داشتند برای شب عید و لباس نوی فرزندشان تدارک می دیدند. خیابان ولیعصر، از شمال تا جنوب، شبیه رگ برجسته شهر است. نبش یک خیابان فرعی، گل های بهاری شهرداری تازه از راه رسیده اند. نارنجی و زرد و بنفش، ردیف شده اند کنار ...
مردم پای مردم؛ روایت پیوندی که از جنس سیمان و آهن نیست!
های جهادی که از صبح زود در محل حضور داشت، با همان چهره خسته اما نورانی اش تعریف می کرد: وقتی آمدیم، ساکنان خانه ها خیلی مضطرب بودند. طبیعی هم هست. همه دارایی شان را از دست داده اند. دختربچه ای را دیدم که عروسک نیم سوخته اش را بغل کرده بود و هق هق می زد. تا توانستیم دلداریشان دادیم. شیشه های ریخته را کنار زدیم، وسایل باقی مانده را جمع کردیم. به مردم گفتیم نگران نباشید، مدیریت بحران برای اسکان اضطراریتان برنامه دارد. صدایش گرم شد: واقعاً دیدن این صحنه ها سخت است؛ خانه هایی که برای شب عید رنگ آمیزی شده بودند، حالا زیر آوار مانده اند. خداروشکر مردم ما امیدوارتر شده اند به پیروزی اسلام ...
طبقه متوسط اولین قربانی جنگ
تهران رخ داده است. شهر خلوت است اما بعد از هر انفجار مردم وسط کوچه جمع می شوند، چند دقیقه ای از تجربیات، ترس و فضایی که لحظه انفجار تجربه کرده اند، می گویند و کم کم دوباره کوچه ها خلوت می شود طوری خلوت که انگار سال هاست کسی در این محلات زندگی نمی کند. به نظر می رسد جنگی که در حال حاضر در آن قرار داریم با جنگ 12 روزه متفاوت است. خیلی از افراد از تهران خارج نشده اند و در خانه هایشان هستند، عده ای می گویند دیدن این لحظات تاریخی برایشان مهم است، عده ای جایی را ندارند که بروند و عده ای دیگر برایشان فرقی نمی کند. به نظر می رسد مردم هم این وضعیت را نمی توانند به راحتی هضم کنند. احتمالا ...