وقتی شوهرم به خانه آمد من و علی در اتاق تنها بودیم / شوهرم به زور وارد اتاق شد و ...+ عکس های بازسازی - وکیل ملت
سایر منابع:
سایر خبرها
به رفتارهای سمیه مشکوک شده بودم آخرین بار بدون اجازه بیرون رفت و ...+عکس قاتل در محل حادثه
در جلسه رسیدگی به این پرونده که صبح سه شنبه 2 مرداد ماه امسال در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمد باقر قربان زاده و با حضور دو قاضی مستشار تشکیل شد، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند. وی گفت: حسن 39ساله متهم است بیست و ششم خرداد 94 در خانه اش در خیابان پیروزی تهران همسرش به نام سمیه را کتک زد و وی را کشت. اکنون با توجه به مدرک های موجود در پرونده برای وی اشد مجازات
گزارش کامل برنامه نود
خاطره اش از آن بازی گفت: بعد از گلزنی در دربی با توجه به اینکه ماشین نداشتم و کنار دیگر تماشاگران از استادیوم خارج شدم. همه از گلزنی ام صحبت می کردند اما من رویم نمی شد بگویم آن را زدم و با توجه به ناشناخته بودنم هیچکس مرا نشناخت. وقتی وارد کرج شدم بچه محل هایم مرا روی دست خودشان تا منزل رساند. همه شیرینی می دادند و چند ساعت جلوی منزل مان جشن گرفتند. طاهرزاده در ادامه گلایه هایش از پرسپولیسی
اعتراف سرد قاتل برادر پس از 12 ساعت فرار+عکس
تهران برای دستگیری عامل جنایت وارد عمل شدند. بررسی های ابتدایی نشان از آن داشت که قربانی جنایت برای رفتن به محل کارش سوار بر خودروی آردی اش شده که عامل جنایت وی را هدف ضربات چاقو قرار داده است که عبدلرضا با پیاده شدن از خودرویش قصد داشته برای نجات جانش خود را به خانه اش برساند که در فاصله 3متری از خودرویش تسلیم مرگ شده است. ماموران در ادامه دوربین مداربسته یک سوپر مارکت را که صحنه جنایت
جوان افغان خون به پا کرد / او را شناسایی کنید
عصر جمعه قتل مردی میانسال در شهرک شهید رجایی در حر 12 مشهد به قاضی علی اکبر احمدی نژاد، بازپرس جنایی مشهد اعلام شد. در ادامه تیمی از ماموران همراه قاضی ویژه قتل در محل جنایت در یک مغازه فروش لوازم آشپزخانه حاضر شدند. جسد مردی 45 ساله به نام نصیر که با ضربه های چاقو به قتل رسیده بود در گوشه مغازه قرار داشت. ضربه های چاقو به سینه، ران و پهلوی مقتول اصابت کرده و او قبل از حضور امدادگران اورژانس جان
مادرم در خانه نبود / سوسن را به خانه ام دعوت کردم
او ندارم. کارآگاهان در بازرسی از محل سکونت ناصر متوجه آثار خون در اتاق این پسر شدند و به همین دلیل او را بازداشت کردند. ناصر در دور تازه بازجویی ها باز هم اتهام قتل را انکار کرد و گفت: من و سوسن با هم دوست بودیم و قرار ازدواج داشتیم. روز حادثه سوسن به خانه ما آمد و بعد از کمی صحبت خواست از آنجا برود که پایش سر خورد و به زمین افتاد. سر سوسن به دیوار خورد و او فوت شد. من که به شدت ترسیده
مرگ مشکوک مرد ?? ساله پس از درگیری
تحقیقات پلیسی درباره واکاوی علت مرگ مشکوک مردی که بعد از درگیری با یکی از همسایگان فوت کرده است به دستور بازپرس کشیک قتل پایتخت آغاز شد. به گزارش مهر، ماموران کلانتری 112 ابوسعید در جریان مرگ مرموز مرد 62 ساله ای قرار گرفتند که در خانه خود فوت کرده بود. با اعلام این خبر بلافاصله بازپرس محسن مدیرروستا از شعبه ششم دادسرای جنایی به همراه تیم بررسی صحنه جرم در محل حادثه حاضر شد
اعتراف تیرانداز شامگاهی در واکنش به رفتار زشت همسایه
روز نو : پدر و پسر آبادانی وقتی در برابر پوشش نامناسب پسر همسایه قرار گرفتند در اعتراض به این سناریو اسلحه به دست شدند. ساعت 11 جمعه شب خانواده ای در منطقه زمین شهری آبادان در حال رفتن به خانه شان بودند که پسر همسایه را با پوشش نامناسبی جلوی در خانه شان دیدند و مرد جوان که همراه خانواده اش بود وقتی با این صحنه روبرو شد نسبت به پوشش نامناسب احسان در کوچه اعتراض کرد.
مادر مقتول: کاش قاتل سپهر قصاص شود تا به آرامش برسم
نان خارج شد. پسر 10 ساله پس از خرید نان از سوی مرد شیشه ای به نام اشکان مقابل در خانه شان به طرز دلخراشی به قتل رسید. مأموران پلیس سه روز بعد از حادثه متهم را با لباس های خونی در یکی از پارک های جنوب تهران بازداشت کردند. وی در بازجویی ها به قتل سپهر اعتراف کرد و مدعی شد صدایی به او فرمان قتل داده بود. متهم پس از تحقیقات تکمیلی برای مشخص شدن سلامت روانی اش به پزشکی قانونی فرستاده شد. کمسیون پنج
مرگ پیرمرد تنها پس از یک دعوا
به گزارش خبرنگار ما، ظهر روز یک شنبه 21 شهریور ماه قاضی مدیرروستا بازپرس ویژه قتل دادسرای جنایی تهران با تماس مأموران کلانتری 112 ابوسعید از مرگ مشکوک مرد سالخورده ای باخبر و همراه کارآگاهان اداره دهم راهی محل شد. مأموران در محل حادثه با جسد مرد 62 ساله ای به نام ایوب روبه رو شدند که به طرز مشکوکی به کام مرگ رفته بود. بررسی ها نشان داد مرد فوت شده روز قبل با معماری که در همسایگی شان مشغول ساخت یک
سفر قاتل با مقتول خود در یک چمدان
ایران آنلاین / ابراهیم، 23 دی ماه 88 به بهانه خرید یک دستگاه سمند، راننده آن را به خانه اش در سه راه آذری تهران کشانده و طعمه خود را خفه کرده بود. او 5 بهمن 88 زمانی که برای اعلام سرقت خودرو با یک قولنامه جعلی به کلانتری رفته بود در آنجا دستگیر و به جرم خود اعتراف کرد. در ادامه با بازسازی صحنه قتل و تکمیل تحقیقات پرونده این جنایت با صدور کیفرخواست به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران
خیابان هایی که تازگی ها دهان باز می کنند
افتاده یا نه؟ چون خبرها حاکی از آن بود که خسارت جانی به کسی وارد نشده اما صحنه ای که من به چشم دیدم باور این مسئله را برایم سخت کرده است. نگرانی های پایتخت نشینان انگار به جای زلزله تهران،این روزها باید از مترو بترسیم .حتی نمیدانیم مقصر کیست؟؟؟ خاک؟؟؟ مترو؟؟؟؟ لوله های آب؟؟؟؟گاز؟؟ هوا؟؟؟ ... هر چیزی در این بین میتواند مقصر باشد غیر از مسولین که همیشه بی تقصیر ترین افراد عالم هستند.
اقدام وقیحانه پدرخوانده با دختر پرورشگاهی
تیمی ازماموران پلیس آگاهی تهران برای تحقیقات ویژه وارد عمل شدند و در گام نخست پی بردند که آتوسا دخترخوانده مرد گمشده اوایل سال 92 خانه رضا را در منطقه تهران نو فروخته و از آن زمان به بعد ناپدید شده است. در ادامه مامورن پی بردند که آتوسا یک سال قبل از مفقود شدن پدرش با مرد جوانی به نام محمد عقد کرده است. تجسس ها برای ردیابی آتوسا وهمسرش کلید زده شد تا اینکه ماموران موفق شدند
زندگی دردناک، تولد در میان کارتن خواب ها
خود به خانه آورد. آن زمان به من گفت می خواهد با "مرجان" زندگی کند و سبک زندگی او یعنی "کارتن خوابی" را پذیرفته است. وی با اشاره به زندگی قبلی "مرجان"، مادر سجاد می گوید: او یک بار ازدواج کرده بود و از همسر اولش 4 فرزند داشت. یکی از آنها را فروخته و سرپرستی 3 تای دیگر به این خاطر که مادر صلاحیت نگهداری از آنها را نداشته به سازمان بهزیستی واگذار شده بود. پس از طلاق از همسرش اولش به عقد
ده نمکی ، طائب و یکتا در بین دانشجویان کهگیلویه و بویراحمد
اسلامی ایران. طائب با اشاره به شعار ما اهل کوفه نیستیم بیان داشت: اهل کوفه برای امام دعوت نامه فرستاندند و ما هر روز با عجل دعوت نامه می فرستیم، اهل کوفه حسین را به کوفه ای که عبید الله داشت دعوت کردند و امام زمانی که ما دعوت می کنیم به کدام کوفه دعوت می کنیم، امام فرمود کنار خانه خدا دعوتم را شروع می کنم؛ آیا این کوفه از عبیدالله خالی شده است؟ و آیا ما کوفه امام را برای امام امن کردیم؟
کشف جسد زن تنها در آپارتمانی در سردار جنگل
جسد زن میانسال که گفته می شد تنها زندگی می کرده بلافاصله سجاد منافی آذر بازپرس ویژه قتل تهران، تیم جنایی در محل حاضر شدند. پسر زن میانسال در تحقیقات مدعی شد: سه روز است که هرچه با مادرم تماس می گرفتم او جوابگو تلفن نبود. چون قبلا هم به مسافرت می رفت ابتدا فکر کردم دوباره به مسافرت رفته است. بعد از اینکه در این سه روز جواب تلفن را نداد، نگرانش شده و به خانه اش آمدم. هرچه در زدم مادرم در
چرا قیمت گوشت مرغ هم چنان بالاست؟
گلایه می کرد. علت گلایه اش را جویا شدم، با بی حوصلگی تمام برایم حرف می زد و می گفت: چندین نوه و فرزند دارم که گاهی تعطیلات آخر هفته را به خانه ام می آیند اما با توجه به قیمت 7600 تومانی مرغ، دیگر نمی توانم به اندازه کافی مرغ بخرم و برایشان غذایی ساده درست کنم. وی از مسئولان خواست تا فکری به حال مادربزرگ هایی که خانه هایشان پر از میهمان است، بکنند و آگاه باشند که قیمت 7600
ارتباط کثیف همسرم با راننده شاسی بلند دیوانه ام کرد
خواست خانه را تغییر دهیم. خودش هم از دور سوار بر خودروی پژوی پدرش مراقب اوضاع بود که با مشاهده ماموران فرار کرد. دستگیری مرد همسرکش زن جوان دستگیر شد و مشخصات پژو در اختیار گشتی های پلیس قرار گرفت. پس از سه روز ماموران کلانتری طرق مشهد در حال گشتزنی به راننده یک خودروی پژو که داخل خودرویش خوابیده بود، مشکوک شدند. با بررسی پلاک خودرو مشخص شد راننده به اتهام قتل تحت تعقیب
دو کودک قربانی زن شیشه ای
بود برای پیدا کردن رونیکا وارد کوچه شدم که یکی از همسایه ها گفت: از پنجره آپارتمانش زنی را دیده که رونیکا را بغل کرده وخیلی سریع باخودروی پراید ازمحل گریخته اند. بدین ترتیب با اعلام شکایت این زن، پرونده ای در شعبه 4 بازپرسی دادسرای جنایی تهران تشکیل شد. تجسس های پلیسی برای کشف ردپایی ازدخترربوده شده ادامه داشت تا اینکه ساعت 8 شب همان روز، مأموران کلانتری شهرک گلستان اعلام
پایان 70 روز سکوت درقتل پسربچه کلاردشتی
گفتم زباله است. خانه شما کجاست؟ من در همان خانه پدربردیا زندگی می کردم.البته دو خانه در یک حیاط قرار داشت. در یکی از آنها صاحبخانه زندگی می کرد و در دیگری من و پسرم. در ماجرای قتل فرد دیگری هم دست داشت؟ نه من خودم تنها بودم. شوهرت آن روز کجا بود؟ او خارج از مازندران بود. شما بومی منطقه هستید؟ نه ما از ساکنان
زمانی که در باغم را باز کردم با صحنه عجیبی روبه رو شدم / سریع با پلیس تماس گرفتم
قبل فیلمی از صحنه قتل پسری جوان در شبکه های اجتماعی منتشر شده بود که بررسی ها نشان داد، مربوط به این جنایت بوده است. تحقیقات پلیسی در این رابطه در پلیس آگاهی ادامه دارد. جام جم 110 مادرم در خانه نبود / سوسن را به خانه ام دعوت کردم کار وحشتناک یک جسد با دستان مرد جوان عمل زننده سرباز جوان با یک مادر و دخترتنها درخانه +عکس
زمانی که وارد خانه شدم با دیدن وضعیت برادرم دنیا روی سرم خراب شد
به گزارش " جوان ایرانی "، ساعت 11:50 دقیقه ماموران کلانتری 112 ابوسعید از ماجرای مرگ مرموز مرد 62 ساله ای در خانه اش به بازپرس ویژه قتل گزارش کردند. در این مرحله بازپرس محسن مدیر روستا از شعبه ششم دادسرای امورجنایی همراه تیمی از ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران برای تحقیقات ویژه در صحنه جرم حاضر شدند. در این مرحله خواهر این مرد که ماموران را از ماجرای مرگ مرموز برادرش با
از روایت صحنه های جانکاه منا تا سکوت مرگ بار مدعیان حقوق بشر
چنانچه دادگاه های عربستان به این موضوع رسیدگی نکنند، دولت ایران می تواند از طریق مجامع بین المللی این موضوع را پیگیری کند. روایت ماجرا از زبان شاهدان عینی حدود یک سال قبل بود که به همراه دیگر خبرنگاران انتظار ورود حجاج را در فرودگاه زاهدان میکشیدیم انتظار ورود حجاجی که از حجی خونین باز میگشتند لحظات سختی بود که تاخیر در پرواز و غیره نیز بر استرس مان می افزود، در نیمه شب چهارشنبه
مشروح زندگانی حضرت مسلم بن عقیل (ع)
غافلگیرانه است دیگری به خاطر اصرار همراه با گریه همسر هانی که از من خواست در خانه او چنین کاری نکنم. هانی گفت: وای بر آن زن که هم خودش و هم مرا از بین برد و از آنچه که می ترسید، در آن واقع شد. شریک گفت: اگر او را کشته بودی،فاسق فاجر و مکاری را از بین برده بودی (19) . نفوذ دشمن به تشکیلات نهضت نهضت مسلم و هوادارانش، صورت مخفیتری گرفت و ارتباطها پنهانتر انجام می شد. با تغییر
رابطه پنهانی زن به قتل شوهر انجامید
به خانه پدرش رفته بود، پسرم به محض رسیدن به تهران هم به خانه ما آمد و شب را خانه ما بود و صبح گفت: لباس هایم مناسب برای محل کار نیست به خانه می روم تا عوض شان کنم. ساعت 30 :9 دقیقه صبح بود که پسرم رسول (مقتول) با من تماس گرفت و گفت در خانه باز نمی شود و شماره تلفن کلید ساز را از من گرفت. یک ساعت گذشت تا به رسول زنگ زدم اما جواب نداد. نگران شدم و از آنجایی که فاصله خانه مان با خانه پسرم
ادعای تازه عامل جنایت تکان دهنده گلابدره
درگیری که در خانه دوستم با همسرش شروع شد او ،مادر شوهرش و پسرش را کشتم. برای اینکه وقوع قتل ها به خاطر سرقت جلوه کند، طلاهای خانم ها را دزدیدم و با به هم زدن خانه و بریدن شیلنگ گاز و آتش زدن خانه خواستم صحنه حادثه را جور دیگری نمایش بدهم، بعد پول های نقد را برداشتم و بلافاصله از محل جنایت فرار کردم و خودم را به پاساژ قائم رساندم و لباس دیگری خریدم و همان لحظه یادم افتاد که آثار انگشتم به
سرطان حمید جبلی دروغی که رضا ژیان را به ایران کشاند
ای را داشتم که در شلوغی مادرش را گم کرده است. با توجه به این که زبان انگلیسی هم نمی دانستم فقط با صدای بلند کسانی را که از کنارم می گذشتند با نام خانم یا آقا صدا می زدم به این امید که یکی از آن ها ایرانی باشد و رویش را به سمتم برگرداند و کمکم کند. حدود یک ساعت یا یک ساعت و نیم پیاده راه رفتم و در همان حال به یاد حرفی از اسماعیل داورفر افتادم. داورفر یک بار برایم تعریف کرده بود که از پلیس یکی از
انتقاد کورش باقری ازکسی که نگذاشت بهداد نقره المپیک بگیرد
، حاصل دسترنج دیگران را خوردند و سینه شان را جلو می دهند. نفر سوم این مثلث شما رضا مهماندوست بود که به خاطر شرایط بچه هایش و زندگی اش مجبور به رفتن شد. الان یک طلا و یک برنز المپیک برای آذربایجان آورده زندگیش از این رو به آن رو شده؛ آیا می شود به خاطر اینکه رفته و ما خودمان او را راندیم، به او خائن بگوییم؟ اصلا و ابدا. البته من دقیقا در جریان اینکه چه اتفاقی افتاده و چه حرفهایی زده
چگونگی شهادت حضرت مسلم(ع) به روایت علامه مجلسی
نمود و نوشت که شنیده ام حسین (علیه السلام) متوجه عراق گردیده است باید که راهها را ضبط نمائی و در ظفر یافتن با وسعی بلیغ به عمل آوری و به تهمت و گمان مردم را به قتل رسانی و آنچه هر روز سانح می شود برای من بنویسی والسلام. و خروج مسلم در روز سه شنبه ماه ذی الحجه بود و شهادت او در روز چهارشنبه نهم که روز عرفه باشد؛ واقع شد. و ابوالفرج گفته مادر مسلم ام ولد بود و علیه نام داشت و عقیل او را در شام
چرا قیمت مرغ هم چنان بالاست؟
بود و همواره از قیمت آن گلایه می کرد. علت گلایه اش را جویا شدم، با بی حوصلگی تمام برایم حرف می زد و می گفت: چندین نوه و فرزند دارم که گاهی تعطیلات آخر هفته را به خانه ام می آیند اما با توجه به قیمت 7600 تومانی مرغ، دیگر نمی توانم به اندازه کافی مرغ بخرم و برایشان غذایی ساده درست کنم. وی از مسئولان خواست تا فکری به حال مادربزرگ هایی که خانه هایشان پر از میهمان است، بکنند و
مقصود تویی...
آسید هادی سال های سال با ما زندگی می کرد. پسرم که حجاج را به مکه می برد، عروسم جای خالی پدر را برای بچه هایش و جای خالی پسرم را برای من و همسرم پر می کرد و نمی گذاشت آب توی دل ما تکان بخورد. برای همین همیشه می گویم عروس هایم عروسم نیستند، دخترم هستند . داستان ازدواج آسید هادی و همسرش هم شنیدنی است؛ قرار بود آخر هفته پدر عازم خانه خدا شود، برای همین به مادرم گفت: می بینی تو را به خدا، این بار هم به