خیانت/ بر اساس ماجرای واقعی - یزد فردا
سایر خبرها
گفت و گو با مجید قمری؛ آرنولد ایران
بیشتر سعی می کند به آینده امیدوار باشد و به گذشته فکر نکند. قمری درخصوص حضور رونی کلمن هم نظر جالبی داشت که خواندن آن خالی از لطف نیست. به عنوان سوال اول دوست داریم بدانیم مجید غلام قمری چگونه سر از ورزش درآورد؟ من ورزش را از فوتبال شروع کردم؛ از مدرسه پرسپولیس. بعد رفتم نوجوانان تیم یاران زیر نظر آقایان بابک خرم و بهتاش فریبا کار کردم. یک مدت هم در تیم جوانان صباباتری بودم
کامکار ها اهل سیاست نیستند / موسیقی کُردی از موسیقی همه مناطق شناخته شده تر است
کمانچه تغییر داد . الان هم گاهی ویلن ایرانی می نوازد؛ اما من که به تهران رفتم، ویلن را به صورت کلاسیک ادامه دادم و وارد ارکستر سمفونیک شدم و الان 27 سال است که عضو این ارکستر هستم و دو سال پیش بازنشست شدم. در تهران بعد از چندسال، هم زمان عود را شروع کرده بودم، چون آن زمان ارکستر فرهنگ و هنر سنندج، عودنواز نداشت. چند نفری ویلن می نواختند، بنابر ضرورت عود به دست گرفتم . احتیاج داشتم . در
همه فرماندهان سپاه از دیروز تا امروز/اولین فرمانده سپاه که بود؟
را شروع کرد. بدین ترتیب بود که جواد منصوری به سمت فرمانده و عضو شورای فرماندهی، عباس آقا زمانی (ابوشریف) به سمت مسئول واحد عملیات و عضو شورای فرماندهی، علی محمد بشارتی و بعدها محسن رضایی به سمت مسئول اطلاعات و تحقیقات و عضو شورای فرماندهی، سیداسماعیل داودی به سمت مسئول اداری و مالی، محسن رفیق دوست به سمت مسئول تدارکات و مرتضی الویری به سمت مسئول روابط عمومی منصوب شدند. به این
آزاده نامداری: طلاق گرفتم و حالم خوب است
/> بله. *و سرنوشت پرونده چه شد؟ من وکیل گرفتم. شرط پدر من در آن پرونده این بود که ما در صورتی رضایت می دهیم که دخترم حق طلاق داشته باشد و پس از آن بود که بعد از مدت ها پدرم اجازه داد با ایشان حرف بزنم. *یعنی به ازای گرفتن حق طلاق مصالحه کردید. بعد چه شد؟ کلا از روز عقد تا زمان جدایی ما فقط 10 ماه طول کشید. من بعد از آن اتفاق دچار نوعی ترس شده بودم که
معمار جوان پل طبیعت، برنده یکی از معتبرترین جوایز معماری جهان شد
اولین بار وقتی داشته از خیابان ظفر و پل های کوچکش که بر روی رودخانه قرار دارند رد می شده، مبلی را کشیده روی پل کوچک و روی آن نشسته است. بعد با خودش فکر کرده که چه خوب می شود اگر پل ها جایی برای ماندن هم باشند. کمی بعد که شروع به طراحی پل طبیعت کرده جوانی 25ساله بوده که شانسی برای خودش قائل نبوده، با خودش فکر کرده دلت خوش است ، حالاکه قرار است طرحی برای روی کاغذماندن بکشد هرچه هیجان انگیز تر باشد بهتر است، اما طرح او برنده شد و در 26 سالگی، زندگی اش با یکی از نمادهای تهران گره خورده است.
سینماگرانی که مهاجرت کردند
در عرصه ی تئاتر نشان از موقعیت مناسب او در عرصه ی هنر داخلی داشت. بعد از مهاجرت: لاکانی با حضور در شبکه ای که شناسنامه اش برای همگان روشن است و با بیان حرف هایی که راه بازگشتش را مسدود کرد به نوعی به حیات هنری اش در داخل کشور پایان داد. حضور در عرصه ی بازیگری در سینمای غرب برای یک بازیگر ایرانی بسیار دشوار است و تا امروز لاکانی موفق به عرض اندام در دنیای هنری خارج از کشور نشده است .
گفتگوی پر از تیتر آزاده نامداری بعد از جنجال های اینستاگرامی عید: چرا آن عکس را منتشر کردم؟ / مطمئن ...
/> *ولی شما شکایت قضایی کردید... بله. *و سرنوشت پرونده چه شد؟ من وکیل گرفتم. شرط پدر من در آن پرونده این بود که ما در صورتی رضایت می دهیم که دخترم حق طلاق داشته باشد و پس از آن بود که بعد از مدت ها پدرم اجازه داد با ایشان حرف بزنم. *یعنی به ازای گرفتن حق طلاق مصالحه کردید. بعد چه شد؟ کلا از روز عقد تا زمان جدایی ما فقط 10 ماه طول کشید. من
ماجرای دستور امام(ره) برای جدایی سپاه از دولت موقت/ چگونگی انحلال مراکز موازی با سپاه/ امام(ره) سپاهی می ...
آمدند و من را صدا کردند و گفتند که امام فرمان داده است که سپاه تشکیل شود و تو نیز برو آنجا. من به پادگان عباس آباد رفتم و دیدم یک عده ای نشستند. از جمله کسانی که می شناختم آقای دانش از رفقای شهید رجایی و از همکاران ما در مدرسه رفاه بود و همین طور آقای تهرانچی را نیز می شناختم و با بقیه افراد مثل آقای جعفری، علی فرزین، محسن سازگارا، ابراهیم سنجقی و ... در آنجا آشنا شدم. وی افزود: وقتی
این همه تفاوت! چرا؟!
یکی سوار ماشین آخرین سیستم است و دیگری یک پراید مدل پایین یا موتور سیکلت دارد و مسافر کشی می کند. می بیند کسانی را که صاحب بهترین مغازه در یک نقطه شهر می باشند و کسانی که در پیاده رو بعضی از خیابان ها دستفروشی می کنند کسانی را می بیند که مالک بهترین منازل مسکونی در بالای شهر با بهترین امکانات هستند و کسانی را نیز به یاد می آورد که بعد از سالیان هنوز مستاجرند. سوار مترو می شود تعجب می
به صراحت می گفتند قیصر شاعر انقلاب نیست!
دوست بودم، از نزدیک مشاهده کردم که او همیشه شاعر بود. این طور نبود که فقط در لحظاتی که شعر می گوید، شاعر باشد. یک روز در جلسه دفتر شعر جوان نشسته بودیم، قیصر به بچه ها گفت: اشعارشان را بخوانند. گفتم: قیصر! می دانی چرا بچه ها شما را نگاه می کنند؟ چون آن چیزی که ما از یک شاعر آرزو داریم، در وجود شماست. بعد گفت شعرتان را بخوانید؛ دوست نداشت کسی از او تعریف کند. صورت موجود قیصر، یک معلم و استاد
معرفی 100 قطعه هیت چهار دهه اخیر موسیقی ایران - 3
تری آنجاست که به شادمهر کمک می کند. با او هم آشنا شدیم و معلوم شد که آن پسر بهروز صفاریان است. من و فواد مشغول تولید آلبوم بودیم و آنها هم مجموعه ای را در دست انتشار داشتند. شادمهر برخی از قطعاتی که ساخته بودند را با گیتار خواند و بهروز صفاریان هم به همراه او در چند اثر کیبورد نواخت. او سپس گفت که شما هم یکی از قطعات خود را بخوانید. من و فواد حجازی هم قطعه خانه دل را اجرا کردیم. شادمهر از صدای من
رضاشاه از تولد تا 16 سالگی
می کنند و از رودخانه تلار می گذرند و به سمت الاشت می آیند. خانه اصلی عباسعلی خان (پدر رضاشاه) در منطقه سیتاق الاشت قرار داشت. ناگفته نماند که این خانه ی بسیار بزرگ در ابتدا به مرادعلی سلطان پدر عباسعلی تعلق داشت. خانه چراغعلی خان برادر عباسعلی خان پدر رضاشاه نیز در پاهلون خیل قرار داشت و دور از خانه برادر کوچکتر بود. پدر و مادر نوش آفرین اهل قفقاز بودند. از همین رو نوش آفرین
ورود مباحث بلوغ و اعتیاد به کتاب های درسی
/> به گزارش اعتماد، صحبت های مادر دختری تا سال های قبل معمولا نخستین مواجهه دختران با پدیده بلوغ جسمی بود. حالا دختران کلاس هفتم (دوم راهنمایی سابق) سرتیتر آن صحبت های مادرانه را با جملاتی کتابی تر و رسمی تر در کتاب تفکر و سبک زندگی می یابند. مدیرکل دفتر تالیف کتاب های ابتدایی وزارت آموزش و پرورش روز دوشنبه اعلام کرد که بر اساس برخی نیازها در مقطع هفتم و هشتم موضوع اعتیاد و بلوغ جنسی گنجانده
بنیاد در آینه مطبوعات
داشت؛ شاگرد اول دانشگاه تورنتو بود از نخبگان جنگ زیاد شنیده بودم . کسانی که به عنوان بسیجی و با یک لباس ساده همه چیزشان را گذاشتند و رفتند، اما وقتی با سرگذشت شهید حسن آقاسی زاده آشنا شدم برایم تکان دهنده بود . شهیدی که در رده نخبگان جهانی قرار داشت طوری که روزنامه های آن روز خارج از کشور هم مدام از او یاد می کردند. کسی که پروژه های میلیاردی را در زمان خودش با خاک جبهه عوض کرد و با شهادتش مهر
جشنواره کن در فکر جدایی است؟
مجبور شد به پرسش های عمدتا سیاسی، پاسخ هنری دهد. امسال هم زمان با شصت وهشتمین دوره جشنواره کن، باز هم ایران نماینده ای در بخش اصلی ندارد و از این رو فاصله سینمای ایران با نخل طلای کن بیشتروبیشتر می شود. همه اینها در حالی اتفاق می افتد که جشنواره کن یکی از بزرگ ترین و مهم ترین رویدادهای سینمایی جهان است. به باور برخی، مدیریت نادرست فرهنگی به ارث رسیده از سال های گذشته، سبب شده سینمای ایران نماینده
سعدی و دنیای امروز
زندگی می کنیم، یا افرادی که برای مثال در هزار سال دیگر و در دنیا و حال و هوا و فرهنگ و تمدن هایی کاملا دیگرگون خواهند زیست، باز هم حرفی برای گفتن دارد؟ البته پیشگویی آنچه در آینده خواهد آمد، کار درست و ساده ای نیست اما با توجه به چالش ها و معضلاتی که بشر هم اینک با آن ها رو به روست، می توان دریافت که چقدر ما به آموزه های استادی حکیم، مجرب و جهان دیده چون سعدی شیرازی محتاج و مشتاقیم. ناگفته پیداست که
اولین های نویدبخش معلمی متفاوت
وسیله ای برای خنک شدن ندارد. مدرسه شهید خجسته سال 1374 ساخته شده و حدود 10سال بدون هیچ استفاده ای خاک خورده است. در 10سال بعدی گرچه دانش آموزان و معلمان در این مدرسه رفت وآمد داشتند و آنجا خانه دومشان بود ولی بی برقی و خاموشی و گرمای مداوم، آنجا را برایشان چندان دوست داشتنی نشان نمی داد. آخرین روزهای اسفند 1393 کابوس تلخ بی برقی به پایان می رسد و روشنایی به مدرسه راه می یابد. میثم لورگی بعد از جدل ها
تیر در گلو، فرماندهی می کرد/ وقتی سپاه ابابیل به کمک گردان نهم آمد
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس ، "محسن وزوایی" یکی از همین آدم های دور و برمان بود که وقتی نهضت امام خمینی(ره) به اوجش رسید، دیگر در خانه بند نبود. هرجا که نیاز بود، حضور پیدا می کرد. ساواک هم در به در دنبال او بود. محسن هم خیلی تیز بود و به راحتی دُم به تله نمی داد. ** چشمان خیس محسن مادرش نگران بود. یک بار وقتی محسن به خانه آمد، مادرش گفت: "کجایی پسر، نصف جونم کردی
نکاتی اعتقادی از "زیارت جامعه کبیره"
، پناهگاه مردم جهان و وارثان پیامبران بوده و آنان مثل اعلای انسانیت اند که دیگران باید به آن ها اقتدا کنند و صاحبان دعوت به بهترین کمال ها هستند که دیگران باید دنباله رو آنان باشند. ج حرکت اهل بیت علیهم السلام حرکتی اسلامی و اصیل و ریشه دار بوده که به اعماق جان انسان ها زده و استقرار حرکت پیامبران الهی می باشد، و هر حرکتی که ادّعا دارد در راه دین و یا اصلاح دنیا گام برمی دارد، امّا پا جای
نگاهی به روزنامه های اصفهان در 2 اردیبهشت
در دوران کودکی انجام می دادید، فقط به این دلیل بود که دوست داشتید پسر باشید؟ ستاره: در آن زمان در تعریف پسر بودن این شیطنت ها قابل قبول بود. شاید باورتان نشود، اما یکی از تمایلات من در آن سال این بود که از درخت بالا بروم، شیشه می شکستم و... ! در طول عمرم یک روز به کودکستان رفتم و همان روز شیشه کودکستان را شکستم و دیگر هیچ وقت من را به کودکستان راه ندادند (خنده). از طرف دیگر من بچه وسط خانواده بودم
جلسات تفسیر قرآن یک کت شلواری برای توده ای ها/ شریعتی هیچ گاه مثل پدرش نشد
تأثیر عظیمی در هدایت نسل جوان و تحصیلکرده ها داشته است. *ایشان چه شیوه ای را به کار می بردند که تا این حد می توانست مخاطب را جذب کند؟ ایشان پشت میز می نشستند و آهسته و زیر لب دعایی می خواندند. بعد آرام شروع به صحبت می کردند. گاهی هم دستمالی را در می آوردند و عرق پیشانی شان را پاک می کردند و در این فاصله از حضار می خواستند صلوات بفرستند. بعد هم حرف هایی را که در ظرف یک هفته در
بانوی کارآفرین ایرانی؛ از تحصیل در فرانسه تا کشاورزی در مزارع برنج
هستیم. فکر می کردند چه اتفاقی افتاده که ما را به سمت زندگی در روستا کشانده است. بچه ها که کوچک بودند خودم مدیریت مزرعه را پذیرفته بودم و هر روز ساعت 5 صبح از رشت راه می افتادم، به روستایی می رفتم و همه زن ها و کارگرها را سوار می کردم و به مزرعه می آوردم و از ساعت 6 و نیم صبح تا 6 و نیم عصر با کارگرها سر مزرعه بودم، بعد دوباره برمی گشتم رشت و به بچه هایم می رسیدم. سال ها کارم این بود؛ تا این که از
چرا امام هادی(ع) به سامرا تبعید شدند؟
شد، ای خیران! واثق از دنیا رفت و جعفر متوکّل به جای او نشست و ابن زَیّات نیز کشته شد . گفتم: فدایت شوم ! چه وقت کشته شد؟ فرمود: شش روز بعد از بیرون آمدن تو (از سامرا). * احضار امام هادی(ع) از مدینه به پادگان سامرا مورّخین علّت انتقال امام هادی(ع) از مدینه به شهر سامرا را چنین نقل می کنند: عبدالله بن محمّد (از طرف دستگاه طاغوتی بنی عبّاس) سرپرست جنگ و عهده دار نماز در
مقام طنز و طیبت در سخن سعدی
بر فکر چندین حکیم؟ گفت به موجب آن که انجام کارها معلوم نیست و رأی همگان در مشیت است که صواب آید یا خطا. پس موافقت رأی ملک اولی تر است تا اگر خلاف صواب آید، به علت متابعت از معاتبت ایمن باشم. خلاف رای سلطان رای جستن به خون خویش باشد دست شستن اگر خود روز را گوید شب است این بباید گفتن آنک ماه و پروین به حکایت دیگری از سعدی توجه کنید و به آن چه
مسجدی که حس حضور را به بیننده خود القا می کند
1394/2/2 - 09:49 452123 خبرگزاری شبستان: هیچ کس قادر نیست با حالتی هوشیار یا متفکر وارد شود بی آنکه احساس ناشی از رسیدن به حضور، به وی دست ندهد، این بنا به خاطر همه برازندگی ها و کمال اش، فاقد ضعف است. فضا کاملا باز و نقش ها بسیار قوی است. این بنا همچنان که از معماری آن انتظار می رفته حالت خود را القا می کند . این جملات، تعبیر پوپ از بی نظیرترین معماری شکوهمند دوره صفوی است
مواد مصرف کردم تا از چشم شوهرم نیفتم/ نوزادم را معتاد کردم!
و از جهاتی خوب بودند، ولی همه تقصیر ها گردن برادر بزرگتر من است. او به بهانه های مختلف آن قدر من را کتک می زد که بدنم همیشه کبود بود و درد می کرد، آخرین بار هم تا آستانه مرگ پیش رفتم. اعضای خانواده ما شامل دو دختر و سه پسر بود، اما پدر و مادر خودشان را به برادر بزرگم باخته بودند. ای کاش دیوانه بود و دلم خوش بود که به دلیل دیوانگی، پدر و مادرم جرأت مداخله ندارند. یک روز که طاقتم از کتکاری برادرم
محاکمه مدیر انتشارات امیرکبیر آغاز شد
یک سوم سهم خودم به امیرکبیر بروم آنجا برایش مشکلاتی درست خواهد شد. بنابراین انواع و اقسام اتهامات را به من وارد می کرد و ذهن مسوولان را مشوش می کرد تا من نتوانم به سر کارم بروم . جامعه مدرسین چون حکم را واهی دیدند از قبول اموال من خودداری کردند. در این حال و احوال یک روز گفتند بیا زندان اوین می خواهیم تکلیف شما را روشن کنیم . ماه رمضان بود. رفتم . وارد اتاق شدم دیدم عده ای نشسته اند، در این جا
منتقد من مادرم است / متاسفانه پول و پارتی بر سینما حکمفرما شده است
متفاوتی دارد و من بازیگری را بیشتر دوست دارم اما چون در عرصه اجرای برنامه هم فعالیت کردم به آن هم علاقمند هستم. نصرتی اظهار داشت: بین بازیگری و اجرا راه پیشرفت در اجرا بیشتر است چون دنیای بازیگری پیچیده است ولی اگر بخواهیم از دشواری کار صحبت کنم بازیگری سخت تر است. نصرتی با بیان اینکه هنوز را زیادی را برای رسیدن به ایده ال خود پیش رو دارد عنوان کرد: هنوز به ایده آلم نرسیدم.
آموزش، پایه موفقیت و توسعه است
؛ بیمه ایران را که تمام وقت می رفتم. در بعضی جاها بعدازظهرها یک یا دو ساعت کار می کردم و بقیه کارها را هم در خانه به صورت پیمانی انجام می دادم. در سال 59 ضمن اینکه عضو بیمه ایران بودم، در چند شرکت بیمه دیگر که ملی شده بودند، به صورت مامور به خدمت مشغول به کار شدم. در آن زمان بیمه مرکزی و وزارت دارایی برای اداره این شرکت ها شوراهای سرپرستی تعیین کرده بودند. بیمه ایران زیر نظر وزارت بازرگانی
رؤیا، صد قدم از واقعیت جلوتر است
اش شروع به صحبت می کند و با دقت و حوصله، سؤال ها را پاسخ می دهد. صحبت در مورد فرشید مثقالی است، هنرمندی که می توان گفت بیشتر شاخه های مختلف هنرهای تجسمی را تجربه کرده است؛ شهرت اصلی او اگرچه در تصویرسازی و گرافیک است، اما از مجسمه سازی و البته این روزها نقاشی نیز غافل نمانده. او در سال 90 نمایشگاهی از مجسمه هایش را نیز در گالری هما به نمایش گذاشت بااین حال، اولین بار نیست که مجسمه های او به