تجاوز به دختر تنهای 5 ساله در خانه - سلامانه
سایر منابع:
سایر خبرها
روایتی از تحمل 27 سال سرفه با طعم گاز خردل تا شهادت جانباز گلستانی
کرد با اصرار پسرم چند قطره آب به او دادند. از من تشکر کرد و از سرنوشتم گفت اما من به او گفتم همینکه تورا داشته باشم برایم کافیست. خوابی که با شهادت تعبیر شد خانوم محمدی می گوید: روز جمعه بود من به اصرار دختر برادر شوهرم بعد از چند روز حضور در بیمارستان برای استراحت به منزلش رفته بودم . خواب بودم که در خواب دیدم آقای محمدی مانند زمان جوانیش قوی و خوش هیکل بود گفتم چقدر خوب شدی
ماجرای درگیری با محافظ بنی صدر
/> وی که در جریان مقاومت 34 روزه دو مرتبه با بنی صدر ملاقات داشته است، وی را خائن به امام(ره) و انقلاب دانسته و در این رابطه می گوید: بنی صدر هیچ گونه توجهی به خواسته های ما نمی کرد و مهمتر اینکه تیپ قوچان را در استان خوزستان مستقر کرد، اما اجازه ورود آن را به خرمشهر نداد. سرهنگ قمری 73 ساله که 51 سال است لباس ارتش را بر تن دارد، در خصوص وضعیت جسمانی خود می گوید: از ناحیه ریه شیمیایی
پسری باهوش از میانه،خوش پوش و عشق بروسلی
طلای بزرگسالان جهان 2003 را گرفتم. سین: پس ازدواج مانع موفقیتهای شما نشد؟ جیم: نه برعکس خیلی اتفاق مهمی در زندگی من بود، کسانی که می گویند ازدواج مانع پیشرفت است دنبال بهانه می گردند ازدواج نکنند. سین: فرزندانتان چه سالی به دنیا آمدند؟ جیم: اولین فرزندم، دختر بود که سال 88 به دنیا آمد و پسرم هم سال 92. سین: اسمهای آنها را هم بگویید؟ جیم: دخترم
رضا رویگری و همسرش اینجوری عاشق هم شدند
65 درصد کار می کند. آن شب وقتی خیلی عصبی شدم آنچنان فشار خونم بالا رفت که لخته را رد کرد به سمت مغز. رفته بودم دستشویی که بعدش با همسرم بروم بیرون. سرگیجه بدی به من دست داد و ناگهان همان جا بیهوش شدم. یک پسر بی معرفت از پسرتان خبر ندارید؟ رضا: چند وقت پیش شب تولد حضرت علی (ع) که مثلا روز پدر بود با یک اس ام اس روز پدر را به من تبریک گفت. تارا: البته بعد
اعتراف شیاطین پایتخت به آزار واذیت 8 دختر و زن جوان!
متهمان به موضوع مشکوک نشده و سوار شدم. پس از طی مسافتی، یکی از سرنشینان خودرو با تهدید چاقو سر مرا به زیر صندلی برد و بعد از حدود یک ساعت خودرو متوقف شد. متهمان با تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار داده و پس از سرقت پول، طلا و تلفن همراهم فرار کردند. با کمک عابری، موضوع را به خانواده ام اطلاع دادم و متوجه شدم متهمان مرا به محله ای خلوت در تهرانپارس آورده اند. با شکایت دختر جوان تحقیقات برای
تاوان عاشقی!
همین چفیه ام را خیس کردم و دور صورتم پیچیدم و ماسکم را به او دادم. قرار بود 3-2ساعت بعد برگردیم عقب اما آتش دشمن سنگین بود. مجبور شدیم یک روز با همان وضعیت ادامه دهیم، وقتی عقب برگشتیم، از چشم و گوشم خون می زد بیرون. شیمیایی شده بودم مرا به بیمارستان شهیدچمران اهواز بردند. می خواستند مرا از همانجا به کشور اتریش اعزام کنند اما خودم قبول نکردم. فکر کردم شاید یک چیز سطحی باشد اما گویا ریه ام دچار
انگشتان دو دستم برای شمارش توانمندی هایش کم آمد
کار دارم اما در عین حال سعی می کنم به زندگی و فرزندانم برسم. وی با اشاره به اینکه بیشتر اوقات روز درگیر فعالیت های اقتصادی هستم، بیان کرد: در ابتدای کارم شرایطی بود که بنگاه های زودبازده نیاز بسیار شدیدی به مشاوره داشتند و نخستین کسی بودم که به بخش مشاوره ورود کرده بودم و در زمینه تسهیلات زودبازده و ... به آنها مشاوره دادم. این بانوی موفق کرمانی اظهار کرد: در طول 11 سال کار به بیش از هزار نفر در
ماجرای سرگردانی شبانه در بیابان به جای اعزام به جبهه/ خیال کردم حاج همت، امام جماعت حسینیه است
؟ گلوله به کجایت خورده. گویا جعفرپور اصلی به سرش تیر خورده بود من هم در دوران کودکی به خاطر اینکه به تیر برق خورده بودم روی سرم کمی فرورفتگی داشت. گفتم من تیر نخوردم تیر به من خورده. فکر کرده بود این حرف را برای شوخی می زنم . پرسید چه تیری خورده گفتم تیر چراغ برق باز حرفم را به شوخی گرفت، می گفت شوخی نکن. من هم به کارم ادامه دادم واقعیت را می گفتم اما به شوخی. وساطت کرد و به کسی که تقسیم
وفاداری به همسر، نخ تسبیح مهمانان "ماه عسل"
طلبکاران و در نهایت خانواده را. ظرف چند ماه اعتبار و احترام وی به فراموشی گذاشته می شود و طلب کاران به دنبال اموال از دست رفته شان از داد و فریاد و آبروریزی مقابل در خانه تا شکستن شیشه ماشین و پنجره پیش می روند. فرار تنها راهی که باقی ماند وی در ادامه گفت: مجبور شدم از استان مرکزی به تهران فرار کنم و از آنجایی که هیچ کجا برایم امن نبود شب ها را در پارک می گذراندم. خانواده ام از من
ستاد دیه پیونددهنده دل ها/ افزایش 16درصدی محکومان جرائم غیرعمد
بیاید و به آن ها شب بخیر بگوید. وی ضمن قدردانی از خیرانی که در این مراسم شرکت کرده اند ابراز امیدواری کرد: با کمک خیران همسرش به آغوش خانواده باز گردد و فرزندانش از نعمت داشتن پدر محروم نمانند. یک شهروند دیگر شاهرودی هم که فرزندش به دلیل تصادف و قتل غیر عمد در زندان به سر می برد خاطرنشان کرد: متاسفانه تصادف به دلیل بی احتیاطی نبوده و ماشینی که شرکت در اختیار پسرم قرار داده بود
بیشترین انگیزه زنان ایرانی برای عمل زیبایی
رفتارها، از دوران کودکی در خانواده ها بوده و تا دوران بزرگسالی نیز ادامه داشته است و زمینه نارضایتی فرد از بدنش را فراهم کرده است. دختر 26 ساله ای می گوید: مهم ترین دلیلی که می خواستم بینیم رو عمل کنم، اطرافیان بودن؛ خواهرم، برادرم. حالا نمی گفتن بینیت زشته ها، ولی دیدی یه چیزی رو از یکی دست می گیری، مسخره می کنی، اونا بینی منو دست گرفته بودن. این باعث می شه آدم یه ضعفی داشته
معمای آیت الله خامنه ای برای آمریکا/ ضیافت سؤال برانگیز عارف برای سران گروهک مطرود امام(ره)/ پرونده ...
بزرگی است. اگر فرض کنیم تحریم ها برداشته شد و ایران یکباره به منافع نفتی اش دست پیدا کرد چه اتفاقی می افتد؟ مطابق همه تجربه هفتاد ساله ایران هر گاه منابع نفتی به صورت جدی وارد اقتصاد ایران شده، تورم و فساد و تلاطم سیاسی و درگیری ایجاد کرده و در نهایت آن پول رفته است. هیچ شاخصی من ندارم که این دفعه غیر از این اتفاق بیفتد. برای اینکه در حال حاضر هیچ برآوردی وجود ندارد که قیمت نفت به نحو چشمگیری
بنیاد در آینه مطبوعات
، ازبابت آن ها هیچ نگرانی ندارند و پنج شنبه و جمعه، خانه شان مملو از حضور فرزندان و عروس ها و دامادها و نوه ها می شود. حاج آقا کرمانی می گوید: این خانه، خانه امید است و در حالی که می خندد، ادامه می دهد: البته کاروان سرا هم هست؛ یعنی درِ این خانه همیشه باز است و هر روز یکی از بچه ها به اینجا می آید. گل افروز خانم ولی تنها نگرانی اش از پسر بزرگشان است که به خاطر پارگی یکی از رگ های سرش، حال و روز
جمهوری اسلامی نمی تواند نسبت به مسائل فرهنگی از جمله پوشش بانوان بی تفاوت باشد/ گشت ارشاد راه حل نیست ...
را ندارد و در عوض فمنیست هایی مثل شیرین عبادی پول جمع می کنند برای ایجاد فرهنگسرا برای کودکان 9 تا 14-15 ساله بمی که این خسارت است برای انقلاب. یعنی ما آمدیم شبکه ها و نهادهای مردمی و اجتماعی را خراب و تضعیف کرده ایم. بطوری که کارایی گذشته را ندارد. مثلا نگاه کنید به وزارت ارشاد، این وزارت اگر قدرت داشت تدین در جامعه ایجاد کند بدنه وزارت خودش را نمازخوان کرده بود. یک دستگاه فشلی است
رفتار شما به عنوان پدر یا مادر با فرزندان تان چطوراست؟
ساله اش کم حرف می زند و دامنه لغاتش هم کم است. موقع حرف زدن بیشتر جیغ می کشد و دنبال کلمه می گردد. مشاور از او می خواهد یک روز زندگی با دخترش را برای او توضیح دهد. خانم مشاور من را همکار خود معرفی می کند: صبح که دخترم از خواب بیدار می شود صبحانه اش را می دهم و برای اینکه مشغول باشد جلویش اسباب بازی می ریزم تا بازی کند. من هم گرفتار کارهای خانه هستم تا ظهر که برنامه های خانواده تلویزیون شروع می
ویروس خطرناکی که همه دنبالش هستند!
را آوردند و شاه با حیرت دستی به سبیلهای خود کشیده سری تکان داد و به حالت طنز از ضیغم السلطنه پرسید: این سیاه بمباسی را از کجا به نافت بسته اند. نکند ضعیفه دسته گلی به آب داده. من اگر جای تو بودم دستور می دادم تمام غلامان سیاه را حکیم باشی مورد اعتمادی معاینه می کرد نکند یکی از آنها خودش را از زیر تیغ این برده فروشهای حرامزاده نجات داده وارد خانه تو شده این دسته گل را به آب داده. آخر چه معنی دارد
شکار قاتل خونسرد در مسافرخانه
او را به قتل رساندم. شکرالله ادامه داد: پس از جنایت، جنازه را داخل یک پتو قرار داده و در تاریکی شب، آن را با فرغون از ساختمان خارج کرده و پس از دور شدن از ساختمان، جسد را به همراه فرغون کنار یک سطل آشغال رها کردم و بسرعت به ساختمان بازگشتم . فردای روز جنایت برای آنکه به پول خود برسم، از طریق تلفن همراه علیرضا با پسرخاله اش تماس گرفته و توانستم 600 هزار تومان را پس بگیرم، بعد فراری شدم. اخبار حواد ث - ایران
جواب رد ورزشکار ایرانی به رژیم صهیونیستی
بروم زیرا حق امضا نداشتم، اما در ورزش حق کسی را هیچ وقت نخوردم. تا به حال تمایل داشتید جای ورزشکار خاصی باشید؟ نه به این موضوع فکر هم نکرده ام، دوست دارم جای خودم باشم. بهترین خصوصیت اخلاقی علی یعقوبیان کدام است؟ فکر می کنم اینکه دیر عصبانی می شوم و در کل آدم خونسردی هستم بهترین اخلاقم باشد. و بدترین خصوصیت اخلاقیتان؟ این را باید
قاتلان مرد افغانی که پس از قتل،از خانواده اش اخاذی کرده بودند، دستگیر شدند
که دنبال سرنخی از علیرضا و شکرالله بودند، باخبر شدند یک روز قبل از تشکیل این پرونده، جسد جوانی ناشناس در حالی که داخل یک فرغون در نزدیکی سطل آشغالی در منطقه ولنجک رها شده بود، توسط کارگران شهرداری کشف و موضوع از طریق کلانتری ولنجک به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شده بود. آنها احتمال دادند جنازه متعلق به جوان ناپدیدشده، باشد. وقتی این فرضیه مورد بررسی قرار گرفت، تأیید و مشخص شد
88 باید دور نتیجه را خط می کشیدیم
آقای کروبی خارج شدم و بعد از یک ماه {اعلام انصراف از نامزدی آقای خاتمی} دوباره به ستاد آقای کروبی بازگشتم. اساسا به نام جریان اصلاحات با هدف کسب قدرت وارد نشده بودم، چون عقیده نداشتم در سال 88 چیزی به نام اصلاحات می تواند حضور واقعی در انتخابات داشته باشد. اینها را قبل از انتخابات به طور کامل نوشته ام و می توانید به آنها مراجعه کنید. به هرحال در انتخابات 88 در آن ستاد بودید. تقریبا
چطور به مادرم کمک کردم از کشور فرار کند؟
. آن مرزبان به مین هو گفت که همان جا بماند و همراهش نیز جایی نرود تا او دیده بانی دهد. در آن لحظه مادر گفت شب به خیر و دور شد. مین هو گفت که آن ها دوباره تا قبل از سحر تلاش خواهند کرد. مین هو و مادرم به چانگبای برگشتند و من هم به هتل رفتم. انگار به سرعت خوابم برده بود، زیرا با صدای زنگ گوشی بیدار شدم. مین هو بود: ساعت شش آنجا خواهیم بود. من یک دقیقه بعد جلوی هتل بودم و سریع تاکسی گرفتم
ماجرای شیرین ازدواج مهران رجبی
همدیگر را دوست دارند باید ببندند. بعد هنوز هم بسته شده ایم. خواستگاری چطور بود؟ - یک مدتی گذشت و دیدیم در اداره فضای خوبی وجود ندارد. البته من فقط به رییس اداره آموزش و پرورش کرج که از دوستانم بود، موضوع را گفته بودم. پیش ایشان رفتم و گفتم فضا اینطوری شده، گفت فردا بیایید خانه ما صحبت کنید. ایشان با ماشین رییس رفت، من هم با ماشین خودم رفتم و صحبت کردیم. چند ساله
آداب و رسوم سیستانی های گلستان در ماه مبارک رمضان / رمضونیکه (ماه برکت و رحمت) در بین سیستانی های گلستان
او را به خانه اش دعوت می کند. در طول روز، در مساجد جلسات آموزش قرائت و تجوید قرآن دایر است و این جلسات رونق خاصی دارد. - افطار - تشخیص زمان افطار برای اطلاع از فرارسیدن افطار از روش های گوناگون استفاده می شود، ازجمله ساعت و تقویم و اعلام وقت توسط رادیو و تلویزیون و. . . درگذشته های دور تشخیص زمان افطار با امام مسجد بود. به این ترتیب که امام
واکنش رهبری به مغضوبان نفتی احمدی نژاد
عنوان عضو هیئت مدیره و مدیر امور اداری در شرکت ملی نفت ایران فعالیت می کردم و پس از آن هم به عنوان کارشناس برنامه ریزی تلفیقی در این شرکت به فعالیت خود ادامه دادم؛ در سال 1363 از طرف یکی از آشنایان به دفتر حضرت آیت الله خامنه ای که در آن زمان مسئولیت ریاست جمهوری را بر عهده داشتند معرفی شدم تا عصرها در قسمت بررسی و نظارت نهاد ریاست جمهوری مشغول به کار شوم. هر روز پس از پایان کارم در شرکت
آنها از کف خیابان روزی می خورند
البته به شرطی که دستفروش مجبور نباشد به اندازه یک مغازه دار کرایه غرفه بدهد راه حلی است که می تواند معضل دستفروشی را از چهره شهر حذف کند بدون آن که اقتصاد خانواده های دستفروش را متلاشی سازد. در غیر این صورت، هر گونه برخورد قهری و فیزیکی با پدیده دستفروشی اثرات غیرقابل پیش بینی و بعضا منفی در پی خواهد داشت. شاید بشود با برخورد قهری، خیابانی را برای چند روز از پدیده دستفروشی پاک کرد؛ اما این راه حل کاملا مقطعی است و دستفروش در نقطه دیگری از شهر به کارش ادامه خواهد داد.
بسیاری از تخلفات پزشکی عیان نمی شود؛اعتماد در حاشیه
بیمارستان آتیه در تهران منتقلش کردند . الف . ک خود ماجرا را این گونه تعریف می کند: در بیمارستان بدون اینکه آزمایشی از پدر بگیرند- فقط با گرفتن نبض و فشارخون- آب پاکی را روی دستمان ریختند و گفتند به خاطر عفونت خونی، بدنش این همه آب از دست داده و فقط تا دو هفته دیگر زنده است . ببریدش خانه . اگرچه این طور تشخیص داده شد که بیمار تنها تا دو هفته زنده است اما آنچه بر سر این بیمار و خانواده وی می رفت، تا
دخترانم در 2.5 سالگی حافظ قرآن بودند
ه گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس ، ذکریا محمدی پزشک خانواده روستای فردو استان قم، دارای دو دختر یازده ساله به نام زهرا حافظ بیست جزء قرآن و زینب 9 ساله حافظ یازده جزء قرآن درباره حضور خود در ایران گفت: سی و یک سال پیش به ایران آمدم درزمان تحصیل پدر خود را از دست دادم. وی افزود: با توجه به استعدادم به کمک بستگانم در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل در رشته پزشکی شدم، از همان
دور دنیا در 550 روز
: یکی از قبایل آنجا هست که چون مراسم تدفین گران قیمتی دارند، جنازه عزیزشان را کنار خانه نگه می دارند تا پول مراسم را جمع کنند و این مساله گاهی ممکن است تا چند سال طول بکشد! این جنازه گوشه خانه می ماند و هر روز به آن سلام می کنند و برایش غذا می برند. ظاهرا در طول سفر کمیل، مهمان نوازی مردم اندونزی بیشتر از جاهای دیگر نظرش را جلب کرده: من هر جا که خسته می شدم، به اولین خانه که می رسیدم در می
آنهایی که مرا می شناسند بدانند این انقلاب مالِ خداست/ شهید بهشتی گفته بود: کلانتری برای نخست وزیری از ...
های او برایمان می گوید: او بچه بسیار مودبی بود. خانه ما در مرند بسیار بزرگ بود و سه حیاط داشت. من نمی گذاشتم فرزندانم بیرون و توی کوچه بروند و ترجیح می دادم بچه های مردم را به حیاط بیاورند. این کار، دشوار بود و برای آدم زحمت درست می کردند. ولی از این بهتر بود که ندانم کجا می روند و یا کارها و حرف های بد یاد بگیرند. این جوری دست کم جلوی روی خودم بودند و می توانستم کنترل شان کنم.
پاتک آبی روحانی ایراد داشت/ فقط رفع تحریم مشکل ما را حل نمی کند/ هاشمی خوشش می آید که تخم مرغ اصلاح ...
داشتیم هر سه حزب می گفتند که ما می خواهیم قیمت بنزین را تغییر دهیم چون می دانستند که نمی توانند بدون این اقدامات کاری انجام دهند. بنابراین برای ارزیابی خیلی به صحبت نامزدها قبل از انتخابات حساب نمی کنم بلکه به این نگاه می کنم که ببینم آیا منابع دولت کافی است یا خیر و آیا پول خود را درست هزینه می کند یا نه. این دولت منابع کافی نداشته و من اگر جای این دولت بودم از روز اول قیمت سوخت را زیاد می کردم یا