فال حافظ - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - ستاره
سایر خبرها
هد هد خندان باغ را خندان کند / صحبت جانانه از جانان کند
لهجه ی شیرین مردمانش ، تا مهر تا ماه بیت بیت غزل های دلنشین از زبان نسیم ، از رویایی ترین استان ،از فارس ، شیراز ، شهر گل و بلبل ، شهر حافظ ، سعدی و استانیتاریخی به بلندای زمان ، تخت جمشید و پاسارگاد ، نقش رستم و مسجد و بازار وکیل ، سلام شاه چراغ ، سلام حریم دلنشین پاکی ها عطر عارفانه ی تو بدرقه ای است تا اصفهان ، تا نصف جهان ، تا نقش جهان ، عبوری از دل تاریخ از سی و سه پل و پل
مثنوی علی محمد مودب در استقبال از شهید محسن حججی
اعتبار شما محترم کند ما را شکوه عزم تو از این نبرد با ما ماند ز سربلندی تو نام مرد با ما ماند تو حجتی که هنوز این قبیله سرزنده است علم به دست جوانمردهای رزمنده است نسیم عشق تو پیچیده در مداین ما شهید مجلس حسن حسین! محسن ما! خوشا به عزم تو زین بند آهنی رستن ز ننگ عشوه مردان منحنی رستن شکست ذلت تسلیم
فابیو جان واریو: منصوریان نباید از شعارهای هواداران استقلال دلسرد شود
قهرمانی استقلال در آسیا با هدایت او است که امیدوارم به این آرزو برسد. *مجتبی جباری زوج طلایی تو در آن سال دوباره به استقلال برگشته و شماره 8 را برتن کرده است. خیلی خوشحالم چون او بازیکنی است که با پاهایش جادو می کند. امیدوارم مصدومیت به او این اجازه را بدهد که روزهای خوب خود با استقلال را تکرار کند. *سپاهان هم این روزها حال و روز خوشی در لیگ برتر ایران ندارد.
شعر تولد امام هادی؛ دهمین ستاره آسمان ولایت
خصال آمد پدید عشق و دل را موجبات اتّحاد آمد عیان جان و تن را موجبات اتّصال آمد پدید رکن دین، بحر سخا،غیث کرم، غوث امم نور حق، شمس الضحی، فضل الکمال آمد پدید عالمی فضل و تعالی، قلزمی علم و کمال بر سریر جاه و اورنگ جلال آمد پدید شوکت و جاه و سعادت را محیط، آمد عیان حکمت و علم و فضیلت را جمال آمد پدید جلوه
خیام به دنبال توسعه بود، فردوسی در پی اعتدال
بنیاد مکن / حالی خوش باش و عمر بر باد مکن . نمی توانی خانه ات را روی چیزی که نیست یعنی گذشته و آینده بسازی. خانه ات را در این لحظه بساز؛ بر چیزی که وجود دارد. خوش بودن و لذت جویی برای خیام استغراق در التذاذ از عشق و طبیعت و مستی نیست. اینها تعبیر هنری است برای دعوت به شادی و زندگی سرشار. چه فرقی بین رباعیات خیام و شاهنامه فردوسی برای تربیت آدم کارآمدی که بتواند بار توسعه ایران را بکشد
علامه فقید سید محمد فرزان قرآن پژوهی از یاد رفته
عاشق مطالعه و خواندن بود، به آموزش و پرورش هم عشق می ورزید و در نتیجه در هر مرحله که دست به تدریس می زد از آموزش مقدمات در مدارس ابتدایی سیستان گرفته تا دوره های فوق لیسانس و دکتری در دانشگاه تهران معلمی موفق بود. فرزان در کلاس های درس بسیار دلسوز و مهربان بود. دکتر گنجی درباره اولین برخورد خود با استاد در کلاس می نویسد: استاد در همان لحظه اول چنان برخورد انسانی و پدرانه از خود نشان داد
اشعار ویژه ولادت امام هادی (ع)
بودی تو... چه کلیمی چه ارمنی، حتی یاور این و آن تو بودی تو دل که دل نیست پاره ی خون است تو ببین عشق پر تلاطم را حک نمودند بر عقیق یمن نام ابن الرضای دوم را داده در دست های تو ایزد رشته ی اصلی هدایت را نه! به کوه طلا نخواهم داد گردی از خاک زیر پایت را... محمد بختیاری : هر
باغ ایرانی، شاعرِ بهشت و آرامش!
پی نظر آید به سوی روزن چشم مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست/ به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن حس شنوایی : مهم ترین عنصری که در شعر حافظ صدا ایجاد می کند بلبل است: دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد/ که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست رفتم به باغ صبحدم تا چنم گلی/ آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی حس بویایی : علاوه بر بویی که در باغ از گل ها و ریاحین به
شعر علوی در دوراهی احساس و عقلانیت
احساسی در حُب و بغض بدون شناخت ریشه دارد. محبت بدون معرفت که به تعبیر حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه چشم عقل را کور می کند و دل را مریض و من عشق شیئا أعشی بصره و امرض قلبه؛ هر که چیزی را دوست دارد، چشمش را معیوب و دلش را مریض می کند (نهج البلاغه، خطبه 107). متأسفانه امروز بر جان و جهان پاره ای از شعرهای دینی و آیینی روزگار ما که شعر علوی نیز یکی از پربارترین زیرشاخه های آن است، تفکر احساسی و عاطفی
غدیر وغدیریه سرایی در ادب پارسی/ هویت جدید شعر علوی در جریان انقلاب اسلامی
چه سود دل به بخارا و بتان طراز ایزد ما وسوسه عاشقی از تو پذیرد، نپذیرد نماز (2) این که گفته می شود کسایی مروزی اولین شاعر مرثیه گوی پارسی زبان است، حرف درستی است. به این معنا که پیش از کسایی از هیچ شاعر پارسی زبانی در رثای شهدای کربلا شعری به صورت مکتوب در دست نیست. ولی اگر شعر آیینی به معنای عام آن موردنظر باشد، با استناد به شعری که در بالا آوردیم، باید از رودکی
این بیت های کهنه مرا دور می زنند
/> عشق بر داسِ نقره ای آویخت در سراشیبی نگاهِ تو بود که دلم ناگهان به شور افتاد توی تنگابه ی بلورِ تنم ماهیِ قرمزم به تور افتاد دل من یک سبوی کهنه و عشق چون شرابی که از تو می جوشید زیرِ این آسمانِ آویزان ماه را جرعه جرعه می نوشید ................ ناگهان دخترانِ بالادست کوزه های شراب را بردند از لبِ پلک های من کم کم
باطل السِحر
بودم. به ننه گفتم تو بیا تهران، برای زایمان، کمک دستم باش... بودن مادر برای هر دختری قوت قلب است... بچه لپش را می چسباند به صورت زن، نگاهش به من می افتد، نمی دانم از چه می ترسد که صورتش را توی سینه مادر پنهان می کند ... بچه اول بود، مثل هر دختری دلم می خواست مادر کنارم باشد. ننه پیر شده، سن وسالی ازش گذشته، گفت، پای سفر ندارم. با شوهرم راهی شدیم. مرد عصبی بددهنی است، باردار و بی بار حالیش نمی شود
شرط ازدواج مجدد بهاره رهنما از زبان خود و همسرش!
زنان دیار خود جرأت و شهامت دادی و دوباره عشق و امید را در زندگیشان به وجود آوردی آفرین عزیزم که به ما هم عشق و امید دادی و در تمام اجراهایت بر می خیزم و میگویم و خواهم گفت که من به وجود تو افتخار میکنم تو دختر قشنگم سرشار از عشق و محبت هستی و زنی مقاوم و استوار هرگز حرفهای یاوه گویان تو را آزرده نخواهد کرد و از خدا برای
یاورزاده: به بهای حبس، محسنی را رسوا می کنم
/> خودت پیگیری نمی کردی که قضیه از کجا داره آب می خوره؟ خب چرا می دونستم، ولی چه کار می تونستم بکنم. خب وقتی من میرم فدارسیون مدرک نشون میدم همه چی رو نشون میدم و یا میرم پیش آدم های بزرگ فوتبال که باعث شدن پای امثال این آقا به فوتبال باز شده؛ باهاشون درد دل می کنم. اما به من میگن تو مدرک نداری و کسی حرف تو رو گوش نمیده.. تو واقعا مدرک نداشتی؟ مدرک که خب من یه کپی چک از
بسته خبری یکشنبه 12 شهریورماه 1396
صدای یکی از انفجارها به هدف گیری کاروان مسلحی از تکفیری ها مربوط می شد و اخباری در دست است که بیانگر کشته و زخمی شدن چندین نفر است داعش در مرکز شهر الحویجه، آماده باش اعلام کرده است ✅ @safir_channel شبکه خبری سفیر, [03.09.17 12:46] [ Photo ] نشت شدید آمونیاک از تانکر یک کارخانه در شهرک صهیونیستی سدیروت منجر به تخلیه تمام کارگران این کارخانه شد
شاعران به استقبال شهید حججی رفتند
خبر از پیرهنش آوردند ولی امروز خبر از خود کنعان داریم یک غزل عشق که سر داده و جاوید شده شاه بیت شهداییست به دیوان داریم خیمه و آتش و صحرا و اسارت یعنی یک بغل روضه مکشوف به دامان داریم آمده پیکر بی جان تو تا درک کنیم همه مدیون شهیدیم اگر جان داریم از لبِ تشنه و خشکیده تو این ایام ابر هستیم و فراوان نم باران داریم
پیکر مطهر شهید حسن جنگجو از فهمیده های آذربایجان شرقی شناسایی شد
/> جیران پورعلی می گوید: حسن علی رغم سن کمی که داشت، شجاع بود و رابطه ای صمیمی با شهید چمران داشت. گروه فرهنگ پایداری آناج: پیش از آنکه عشق در واژه ها تجلی یابد در قامت مادر خود را نمایان ساخت و بی شک تا آخرین لحظه ی حیات مصداقی زیبنده تر از مادر برای عشق پدید نخواهد آمد. به ویژه مادران ایران زمین که سرشتی الهی دارند و تاریخ را آنگونه که می خواهند پیش می برند. مادرانی که در هشت سال دفاع
شعر عاشقانه غمگین؛ سروده های سوزناک جدایی
/> غمگینم که عشق این همه مهربان است مژگان عباسلو ~*~*~*~*~*~*~*~*~ من از راهی دور برای خواندنِ خواب های تو آمده ام، من از راهی دور برای گفتن از گریه های خویش راهی نیست، در دست افشانیِ حروف باید به مراسمِ آسانِ اسمِ تو برگردم، من به شنیدنِ اسمِ تو عادت دارم من مشقِ
ایمنی حلقه مفقوده ساخت و ساز در میبد/ کمبود تجهیزات آتش نشانی میبد محسوس است
دنیا شغل آتش نشانی می باشد و از احترام و منزلت خاصی برخوردار است چون همیشه در حال آماده باش به سر برده و هنگامی که همه از حادثه می گریزند، آتش نشانان به دل حادثه می زنند و با اتفاقات و موقعیت های غیرمنتظره روبرو می شوند و در این مواقع همه چیز از کنترل خارج می شود و به همین دلیل هر ساله تعداد زیادی از این پرسنل در سراسر دنیا جان خود را از دست می دهند. برهمین اساس، احساس مسئولیت، ریسک و خطرپذیری
افسونگری حافظ در باغ هویت ایرانی
فرهنگ امروز/ فرهنگ رجایی: *** درد اصلی نگارنده در این اثر بار دیگر حدیث مهم، باارزش و قابل تکرار بازیگری ایرانیان و قواعد بازی آن است. پرسش عاجل این است که چرا ایرانیان پس از عصر تمدن ساز صفوی (880 -1101 خ/ 1501-1722 م) دیگر نتوانستند بازیگری و نقش آفرینی کنند و به جای آن با هوراکشی، نظاره گری، مصرف کنندگی و برهم زنندگی در حاشیۀ تاریخ ماندند و به زبان داریوش شایگان، فیلسوف معاصر، همچنان در تعطیلی تاریخی به سر می برند؟ در اینجا یادآور می شوم که شخص یا گروه در هر موقعیت زمانی و مکانی توانش این را دارند که یکی ...
شعر دوستت دارم؛ عاشقانه ای با زیباترین واژه ها
/> اما کنار تو را دوست می دارم اما دوست داشتن را...دوست می دارم چرا به یاد نمی آورم؟ جنبش خاموش خواب های ماه توهم دیدار کسی در انتهای جهان تعبیر غزلی از حوالی حافظ و سؤالی ساده از کودکی یتیم، گویا اواسط زمستان بود که من راه خانه ای را گم کردم من از شمارش پله ها هنوز می ترسم سیدعلی صالحی
هیچ گاه نتوانستم به مطب داری فکر کنم
/> من خجالت می کشم از خودم تعریف کنم، البته باید بگویم که در وزارت بهداشت و فرهنگستان حافظه من را استثنایی می دانند. اسفند که برسد من هشتادساله می شوم. در همین چهار پنج سال گذشته علاقه من به حافظ از یک غزل شروع شد و بعد سیصد غزل را حفظ کردم؛ یعنی در سن بالای هفتادوپنج سال این کار را شروع کردم. اگر شما متوسط غزل های حافظ را هشت بیت فرض کنید یعنی من دو هزار و چهارصد بیت از حافظ را حفظ هستم. حافظ در کل
با دختر دریا و آسمان /تدریس غواصی در کشورهای آسیایی و اروپایی/ افتخارآفرینی به عشق میهن و رهبری
روزها و ماه ها در انتظارش بودی برای یک مصاحبه حضوری قرار بگذاری. جالب است بگویم این اتفاق برای من خبرنگار رخ داد و من که حدود یک ماه بود به دنبال یافتن شماره تماسی از دختری بودم که به دختر دریاها و آسمان ایران شهرت دارد.خیلی برایم خوشایند بود که در دفتر خبرگزاری پای صحبت های وی بنشینم و گپ و گفت صمیمانه ای با وی داشته باشم. فریسا نکومنش راد که شاید ما کمتر نام او را شنیده ایم
موج دریا
، نمی اندیشیدند!! سعدی می گوید: تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشا کنان بستانیم تو، به سیمای شخص می نگری ما، در آثار ” صُنع" حیرانیم آنان شکر نعمت، راز و نیاز، نماز و نیایش به درگاه آن غنی بی نیاز را در فراموش خانه ی ذهن زندانی نموده و دل همه دل بلکه شش دانگ دل را به زیبایی های آفرینش و عیش و نوش سپرده بودند، تا اینکه: در یک سپیده دم رویایی آنگاه که شعشعه ی خورشید
ایمان دارم ایران با مصائبی که گذرانده آباد خواهد ماند
ایمان دارم که ایران، با مصائبی که طی قرون و اعصار از سر گذرانده، آزاد و آباد خواهد ماند و ان شاءالله همواره دست دشمنان از ساحت مقدس ایران زمین کوتاه باد فردا (دوشنبه 13 شهریور) که سپیده سر زند، احمد مهدوی دامغانی به 91 سالگی گام می گذارد. مردی سراسر عشق به ایران و اسلام که در 9 دهه، لحظه ای از این شیفتگی فروگذار نبوده است. با آنکه 33 سال پیش -به ناچار و ناگزیر- جلای وطن کرد اما خود می
فال حافظ با معنی و تعبیر ساده و روان
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریاد رسی می آید حدود 700 سال پیش شخصی پا در این دنیا گذاشت که در زندگی ما ایرانیان تاثیر فراوانی داشت. حافظ شیرازی این شاعر کم نظیر با سرودن غزل هایش توانست روح همه ما را جلا دهد. حال پس از گذشت قرن ها تفأل زدن به دیوان پرمعنای او جزیی از رسومات ایام خوش ما شده است. چه درست باشد و چه غلط امیدی در دل ها می نشاند. پس توام نیتی
فال حافظ - دست از طلب ندارم تا کام من برآید
/> خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان هر جا که نام حافظ در انجمن برآید تعبیر فال حافظ شما: اگر می خواهی که به وصال یار رسی باید با عزمی راسخ و اراده ای قوی پا در راه رسیدن به آن گذاری. با دست روی دست گذاشتن و سهل انگاری کاری از پیش نخواهی برد. شکست ها را آینه عبرت خود کن و از آن ها درس بگیر. شاهد فال: غزل شماره 234 - چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
فال حافظ - زهی خجسته زمانی که یار بازآید
دل قرار بازآید چه جورها که کشیدند بلبلان از دی به بوی آن که دگر نوبهار بازآید ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ که همچو سرو به دستم نگار بازآید تعبیر فال حافظ شما: انتظار کشیدن تو را خسته کرده است. نا امید و نگران نباش چرا که به مقصودت خواهی رسی. بلا و مصیبت های رسیده را تحمل کن. در کوره ی حوادث، خود را آبدیده کن و تجربه اندوزی کن تا لذت بیشتری از پیروزی ببری. شاهد فال: غزل شماره 236 - اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید ...
فال حافظ - چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
زنده دلان سوخت در بیابانش بدین شکسته بیت الحزن که می آرد نشان یوسف دل از چه زنخدانش بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش تعبیر فال حافظ شما: دنبال یاری هستی که بتوانی به راحتی با آن درد و دل کنی. خجالت کشیدن و گوشه نشینی برای تو نتیجه ای نخواهد داشت. بهانه و عذرها را کنار بگذار تا دلت زنده و جوان شود. تو به هدف هایت می رسی زیرا نشانه هایی از آن را لمس کرده ای. شاهد فال: غزل شماره 281 - یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش ...
فال حافظ - فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
/> بر حذر باش که سر می شکند دیوارش آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل جانب عشق عزیز است فرومگذارش صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه به دو جام دگر آشفته شود دستارش دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود نازپرورد وصال است مجو آزارش