جملات قصار کنفرانس 86دقیقه ای؛ تنهاترین - آی اسپورت
سایر منابع:
سایر خبرها
کعبی: با عبدالله ویسی رفاقتی ندارم!
توپ زدند؛ اما طرز کنار گذاشتن آنها بسیار غیرمحترمانه بود. یادم می آید من و بختیاری زاده و میداوودی و مبعلی و کلاه کج در تیم استقلال خوزستان بودیم. بعد از بازی های فصل ویسی همه ما را کنار گذاشت؛ و وقتی از او پرسیدم چرا این کار را می کنی گفت تو بهترین بازی ها را انجام دادی؛ اما اگر تو را نگه دارم بختیاری زاده و مبعلی و دیگران ناراحت می شوند، پس بهتر است همه شما را یک جا کنار بگذارم. ویسی
واکنش تند پیرنیاکان به گفته های گلپا درباره شجریان و ابتهاج
تصنیف خوانی، نه آوازخوان. من که همه این ها را آموخته بودم، دوست داشتم که یک آواز خوان باشم. از این رو هیچ وقت ترانه نخواندم چون معتقدم، ترانه و آهنگ را دیگران می سازنند و خواننده همچون یک ربات باید آن را اجرا کند اما وقتی کسی آواز می خواند خود مبدع اثر خواهد بود و نوازندگان پاسخ خواننده را می دهند. – روزی مرتضی خان محجوب به من گفت می خواهم آواز این موسیقی را تو بخوانی که آن آواز، با شعری از
گفت و گو با شبنم مقدمی، ناشناخته ای که محبوب شد
داشت و سخت بود. ولی خوشحالم که وقت خودم فیلم را دیدم، گفتم آبرویت نرفت . وقتی برای جشنواره کودک امسال به اصفهان بودم، همه می گفتند تو واقعا فیلم کودک با بچه ها کارکردی؟ حوصله داری ها! گفتم: حوصله نیست، مرض خودم است. احساس می کنم با بچه ها حالم خوب است . همان جا هم یک جایزه گرفتم که روی سن تقدمی کردم به بچه های فیلمم. گفتم این بچه ها به من کمک کردند که من همسن خودشان شوم. اگر کاری را دوست
موضوع ممنوع التصویری معتمدآریا را پیگیری می کنیم
راحتی جا به جا شد. بعد اینکه صالحی امیری مگر چه کاری انجام داد که نشد دوباره بیاید، دقیقا درست مانند زنان که نتوانستند بیایند؛ اینها در هاله ای از ابهام برای خود نیز قرار دارد. شما چطور انتظار دارید وزارت ارشادی که افراد داخل اش همان افرادی هستند که رویکردشان همانند همان دوره است؛ بیایند و کار خاصی انجام بدهند؟ من در دوره خاتمی تمام فیلم ها را در سینما می دیدم اما در دوره احمدی نژاد
بلایی که یک ناشناس بر سر مهراب قاسمخانی آورد + عکس
قاسم خانی درست کردید. منم جوابش رو دادم که خودم آقای قاسم خانی هستم و اگه میخواستم صفحه فیک درست کنم به اسم محمدرضا گلزار درست میکردم نه قاسم خانی. قانع نشد. گفت مطمئنم خودش نیستید و من سه تا سوال ازتون میپرسم که اگه جواب دادید باور میکنم. خوشم اومد. بازی بانمکی بود. با خیال راحت کفتم باشه بپرس. پرسید گوشی آقای مدیری چیه؟ چه میدونستم؟ مهران هفته ای یه گوشی عوض میکرد. منم اصلاً اهل گوشی نبودم که
خاطرات شاهرودی از مورد مشابه طارمی در ترکیه
بارها گفتم که در ترکیه ممکن است مشکلاتی برای بچه های ما ایجاد شود. من خودم چنین مشکلی داشتم و دوسال نتوانستم فوتبال بازی کنم. درباره شرایط مهدی هم باید ببینیم که شخصی که قرارداد را بسته بر چه اساسی اجازه داده است که مهدی طارمی برگردد. آیا آی تی سی صادر کردند یا او را قرضی داده اند. مدافع-هافبک چپ پای فوتبال ایران در دهه های قبل اضافه کرد: من بعد از قرارداد با آلتای ازمیر با مشکل رضایتنامه
برخی تهدیدم کردند که فیلم دفاع مقدسی نسازم
نیستم در وزارت ارشاد قسم خورده باشم که من 10 فیلمِ دفاع مقدسی برای شما می سازم، من حق دارم هر ژانری را که دوست دارم بسازم اگر از من حمایت شود فیلم بعدی ام را بر اساس حمایت مالی که انجام می شود، می سازنم مثل همه فیلمسازان، اگر من اسپانسری پیدا کنم که با ژانر دفاع مقدس موافق باشد حتماً همان را می سازم، در غیر این صورت همه فیلمسازان تحت شرایط موجود آثارشان را می سازند. اگر از علاقۀ من بخواهید بدانید
خاطراتی از همرزم حاج قاسم
! من به یک باره جا خوردم. خیال کردم شوخی می کند. چون به همه چیز می خورد الّا آن چیزهایی که من گفته بودم. اسماعیل را کشیدم کنار، یواشکی گفتم: اسماعیل! شوخیت گرفته؟ گفت: نه. این همونه که تو می خوای. تازه یه چیزی هم بالاتر. اصلاً نگران نباش. با خیال راحت برش دار و برو تا از دست ندادیش. گفتم: آخه سر و وضعش اینو نشون نمی ده. ادامه داد: اتفاقاً برای این که ریا نشه عمداً سر و تیپش رو این طوری
مورد عجیب مردی که خودش را گم کرد! +فیلم
ترسانده، تا جایی که روزی خطاب به من گفت اگر خواستی یک روز مثل تراویس همه چیز رو وِل کُنی و بِری، قبلِش به من خبر بده ! چهارم/ هری_دین_استنتون یکی از عجیب ترین و خاص ترین هنرمندانِ آمریکایی بود. این خواننده، موسیقی دان و بازیگرِ آمریکایی، چهاردهمِ ژوییه 1926 در شهر اروین ایالت کنتاکی آمریکا زاده شد و پانزدهمِ سپتامبر2017 میلادی با نود و یک سال سن در شهرِ لُس آنجلسِ آمریکا درگذشت.
از کشف استعداد با چوب و چماق تا سقف مدرسه ای که سر دانش آموزان آوار می شود/ برخی چالش های نظام آموزشی ...
شدت بیشتری صورت گرفت و منجر شد تا یک ماه پایش را به مدرسه نگذارد: همیشه با مادرم می گفتم این مدرسه را دوست ندارم و معلممان خیلی بداخلاق است. اما مادرم قبول نمی کرد و می گفت من تنبلم و نمی خواهم درس بخوانم. معلم بچه های کلاس و چند بار هم من را به خاطر اینکه به درس گوش نمی دادیم دعوا کرد. دو بار هم صورت بچه ها را زد. همه این ها را به مادرم می گفتم اما باز هم قبول نمی کرد تا مرا به یک مدرسه دیگر ببرد
سنت های عزاداری اهل بیت برای امام حسین (علیه السلام)
الله علیه و آله) در گوش او اذان و اقامه گفتند و بدو نگاه کرده و می گریستند و فرمودند خدا لعنت کند قاتل تو را . خدایا من حسین و هر کس که او را دوست دارد دوست دارم.(2) حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) در تمام عمر و در همه جا ذاکر مصائب امام حسین(علیه السلام) می شد و حتی در هنگام احتضار نیز او را در سینه خویش چسبانید و در حالیکه می گریست فرمود: مرا با یزید چه کار است خدا او را لعنت کند پس
خللی که بنی صدر در نیروهای مسلح ایجاد کرد / ماجرای بازگرداندن جنگنده های هوایی ایران توسط دولت موقت
کره شمالی بودید. کمی در مورد ویژگی های این کشور و روحیه نظامی افراد آن جامعه بفرمایید امیر نامی : من حدود 4 سال و نیم وابسته نظامی ایران در کره شمالی بودم. در کشور کره شمالی که 27 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد، حدود 27 میلیون نفر جمعیت گنجانده شده است؛ در این کشور انضباط فردی، انضباط اجتماعی و انضباط نظامی سرلوحه امور است. همه این 27 میلیون نفر (حتی بانوان) همیشه آماده هستند و آموزش های نظامی را
فتح الله زاده: 4 سال است از استقلال رفته ام اما هنوز مدیرعاملم/آقای افتخاری،شما یک جام بیاور بعد صحبت کن!
با خبرگزاری فارس مصاحبه کردم و گفتم که اگر هیأت مدیره حامی شما است به استقلال بیا. مرتب هم این موضوع را تکرار می کردم و حتی دوستان از من سؤال می کردند چرا اینقدر روی این موضوع تاکید می کنی و من هم جواب دادم چون اطلاع دارم این هیأت مدیره حامی تو نیست. در روزهای خوب همه چیز خوب است ولی وقتی وارد بحران شدید آنجا متوجه حمایت ها می شوید. حتی مثالی زدم و گفتم که سرمایه های دوگانه سوز ما مثل منصوریان
برادر خونی نداشتی، این گل را از ما قبول کن!
را از روی دوشش برداشتم. به آقای راطبی که همراهم بود، گفتم: این بسیم را در بیار و خودت به دوش بگیر. بعد چندنفری تلاش کردیم جسد شهید فاتحی را به خشکی کنار ساحل منتقل کنیم تا آب با خودش نبرد و صبح بالاخره به عقب منتقلش کنیم. عراقی ها آن شب واقعا غوغایی کرده بودند از تیراندازی. در همین گیرودار بود که یاد وصیتش افتادم. زیپ لباس غواصی رو بازکردم و دست زدم دیدم خونی ندارد! یک مقدار از گل و لجن کف رودخانه را با دست، روی سر و صورتش مالیدم و زیپ لباس را کشیدم بالا و گفتم: آقای فاتحی، برادر خونی نداشتی، این گل را از ما قبول کن و هولش دادیم روی ساحل که آب نبردش و صبح ببریم به عقب! ...
من آلوده عکاسی شدم!
فوتبالیست شدن و پدرش عجیب با او مخالف بود و هر کاری می کرد تا او را از زمین فوتبال دور نگه دارد: پدرم کارمند شرکت نفت بود؛ برای همین هم در آبادان زندگی می کردیم. خدا بیامرز همیشه می گفت دلم می خواهد، مهندس شوی؛ اما من عشق فوتبال بودم. همیشه می گفت فوتبال، برای تو نه آب می شود و نه نان، ولی من بازیگوشی می کردم و با دوستان می رفتم بازی. یکبار مسابقه داشتیم. از چند روز قبلش، همه کارهای خانه را می کردم تا
اس ام اس های شب بخیر گفتن (7)
.... شب به خیر __________________________________ باز صدا می زنم تو را .... امشب بازم میسپارمت به اون کسی که تو دیار بی کسی بین همه دلواپسی مونس و همدمم بوده تو رو به من هدیه داده شب به خیر نازدانه گلم __________________________________ تو بخواب نازنینم .... به جان تمام دلواپسی هایم قسم،
روایت امدادگران هلال احمر از قطار بیمارستانی حامل مجروحان جنگی در سال های دفاع مقدس
بگیری. قسی القلب نبودیم، فرصت نداشتیم، جای دلسوزی نبود. مردم باید این رو بدونن. اگه اونجا می نشستی و گریه می کردی، اون گریه تاثیری نداشت. اونجا، وجود تو، استقامت و پایداریت به درد می خورد تا اینکه بخوای دست از کار بکشی و گریه کنی. وقتی عملیات نبود، بچه ها کنار همون خاکریز، والیبال و فوتبال بازی می کردن، زندگی می کردن، درس می خوندن، یک گوشه ای از اجتماع بود به نام جبهه. اولین
بهمنی: با قایق موتوری پول می آوردیم
. چون واقعیت این است که ما تحریم ها را دور می زدیم. حالا به من می گویند که شما با زنجانی ارتباط داشتی؟ من اصلا زنجانی را ندیده بودم. ما اصلا اینها را دفع می کردیم. شما گفتید که "من با پیش شرط به بانک مرکزی رفتم" ولی در موقع خروج گفتید که اصلا استقلالی نداشتید! نگفتم استقلال نداشتم گفتم یک هفته رئیس بودم. این که خیلی بدتر از استقلال نداشتن است. نه، من
امیری جاودان از جنس آسمان
. از میان جمع، سرهنگ اردستانی که شاهد گفت وگوی ما بود گفت: -عباس جان! همه برنامه ها جور شده. ساک تو داخل هواپیماست و از این ها گذشته، در مورد خلیج فارس هم نباید نگران باشی. بچه ها بالای سر کشتی ها هستند. سپس رو به من کرد و گفت: -شما بروید خانم. من سعی می کنم تا با آخرین پرواز خودم را به شما برسانم. من که می دانستم عباس از تصمیم خود منصرف نخواهد شد، به او
جزئیات جدید از دستگیری عبدالمالک ریگی در آسمان
از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید
آیا وقوع جنگ قابل پیشگیری بود؟
می دهد) وی می گوید؛ وقتی هیأت ایرانی رفت، من خوشحال بودم و می گفتند مسائل مان با ایران حل می شود. اما صدام من را صدا کرد کنار خودش در محوطه ای که استخر هم وجود داشت، گفت ارزیابی ات چیست؟ تصورات خودم را برای حل مسائل با ایران بیان کردم، صدام گفت: اصلاً تو سیاست را نفهمیدی! ما یک فرصت تاریخی داریم که صد سال یک بار به دست می آید و من کاری با ایرانی ها خواهم کرد که صدای افتادن این تشت در همه عالم شنیده
لغو اختیارات دبیر یک شورای عالی توسط دولت/ وعده شیرین سردار سلیمانی/ شرق: دولت مخفیانه در پی گران کردن ...
از دوره زمانی برجام، در واقع تکرار همان ادعاهای اوباما قبل از برجام و در واقع به معنای بازگشت اختلاف هسته ای به اواخر دهه 80 شمسی است! حالا شما تصور کنید اگر قرار بود 4 سال قبل در آستانه مذاکرات هسته ای در دوره جدید، طرف 1+5 با ادبیات فعلی ترامپ و مکرون درباره برنامه هسته ای ایران وارد مذاکره می شد، اساسا امکان مذاکره یا توافق وجود داشت؟ خیر! مذاکره برای محدودیت دائمی برنامه هسته ای ایران
وفاق بی نظیر مجمع نمایندگان استان، نیروهای سیاسی ملی و استانی
نمایندگان محترم استان، جریان های سیاسی استان و نیروهای سیاسی ملی گیلانی شاهدش هستیم، اگه به سرمنزل مقصود برسه بنظرم باید بدیم تو کتاب رکوردهای گینس ثبت کنن. شاهد هستیم که نه تنها یکی دونفر بلکه حداقل 8 نفر برای استانداری گیلان مطرح هستند. البته فقط از طرف حامیان دولت اعم از اصلاح طلبان و اعتدال و توسعه، از افراد مطرح دیگه بی خبرم. حداقل خود من از اواخر سال 75 برای خلق حماسه ملی دوم خرداد 76 همه ی
فرهنگ ترس، ترامپ و شکست سیستمیک عقلانیت!
/> اسنودن: همین چند روز پیش، در نگارخانه ترتیاکوف بودم و زن جوانی در آنجا حضور داشت. آن زن گفت، "تو اسنودن هستی. " فکر می کنم که آن زن، آلمانی بود؛ و من گفتم، "بله"، و او یک عکس سلفی با من گرفت؛ و جالب اینجاست که او هیچ گاه آن عکس را در فضای مجازی منتشر نکرد. اشپیگل: آقای اسنودن، بابت این مصاحبه از شما متشکریم. منبع: اشپیگل ترجمه: فرادید مترجم: امیر درودیان
از 26 اردیبهشت ممنوع الخروج شدم
نداریم. جواب ایشان این بود که خود زنان به زنان رأی نمی دهند، شما چه انتظاری دارید؟ می گفت اگر شما به خودتان رأی بدهید الان همه مجلس زن بودند. حرف درستی هم بود ولی البته من جوابی هم به ایشان می دادم و می گفتم خب چرا زنان به زنان رأی نمی دهند؟ چون زن ها هم را نمی شناسند. هر کس که در رسانه هاست، معمولا مردم آن را می شناسند و به او رأی می دهند و رسانه ها نیز پر است از صدای مسئولان که عمدتا مردان هستند. یا
ژینولا: برای 8 دقیقه مرده بودم /فوتبال را زود تمام کردم
رهایی از دنیا زمان زیادی است. اتفاقی که دیوید فرانسوی آن را تجربه کرد: قلب من برای 8 دقیقه ایستاده بود. هیچ نشانه ای دریافت نمی کرد. من مرده بودم. سپس آمبولانس هوایی آمد و آنها دستگاه شوک را به من متصل کردند. آنها 3 بار به من شوک دادند و وقتی برای بار سوم جواب نداد، امیدشان را از دست دادند. احیا با شوک چهارم ژینولا مرده بود و همه این موضوع را باور کرده بودند اما امیدهای یک دوست
ماه محرم آمد و وقت عزا شد
/> آنها که سوز صدایشان گلو را به گریه وا می داشت! آقای رضایی می گوید : توی عمرم تا به حال شاید 30 تا40تا تعزیه خون دیدم که همه از همین محله های خودمون بودن. اون روزها خیلی سوز توی گلوها بود و بیشترشون با خلوص و عقیده می خوندن. یعنی همون شمرم که می خوند، گولی گولی اشک می ریخت آ می اومد تو میدون تا با علی اصغر بجنگد یا مثلاوقتی می نشست روی سینه سیدالشهدا و می خواست سر امام را از قفا جدا کنه، آدم
جزئیات دستگیری رئیس جندالله در آسمان ایران + عکس
تروریستی می شوند و ظرف چند سال دست به آدمکشی می زنند. – عبدالمالک ریگی با 12 سال سن به افغانستان رفت، همه زندگی او کشت و کشتار بود و این کشتار را برای خود مقدس می دانست. ریگی تعریف می کرد “ما را در بشکه های 220لیتری می انداختند و از سر کوه در برف زمستان تا انتهای کوه قل می دادند”. خوب، معلوم است از این فضا چه کسی بیرون می آید. کسی بیرون می آید که چنین سابقه آدمکشی داشته باشد.
تساوی فوتبالی اصفهان و تهران
که روی سکوها می چرخید و با گل پرویز خان مظلومی کیف می کرد، 6 7 سالم بود هوادار استقلال شدم، از حیا کن رها کن ناراحت نمی شوم. به داخل رختکن رفتم و با بهتاش فریبا و نصرالله عبداللهی صحبت کردم و گفتم فضا همچنان در حیا کن رها کن است. هم باید به شأن خودم احترام بگذارم مهم تر از همه به خانواده ام احترام بگذارم، یک خانواده بزرگ استقلالی دارم که هم استقلال را دوست دارند و هم به من علاقه دارند. می دانم
اشعار ویژه شب سوم ماه محرم+اشعار زیبای خود را ارسال کنید
پیش شان نرو این شامیان به من چقدَر حرف بد زدند اصلا برای حرف بد دیگران نرو خسته شدم ز بس که سرم داد میکشند این مردمان بی ادب و بد دهان نرو رفتی و پشت هم ز همه خورده ام لگد بابا ببین چگونه شدم قدکمان،نرو ضربه تو خوردی و دل من تیر میکشد خورده ترک غرور من از خیزران نرو قرآن نخوان که زخم لبت درد میکند