خاطره ای عجیب اما واقعه ای از دوران 8 سال دفاع مقدس - گلستان ما
سایر منابع:
سایر خبرها
شب است و بوی جدایی زخیمه ها آید...صدای ناله زینب زنینوا آید..
چه این کار را بکنیم؟ برای اینکه بعد از تو زنده بمانیم؟ هرگز، خداوند آن روز را برای ما پیش نیاورد. حضرت عباس علیه السلام به عنوان نخستین نفر سخنانی به این مضمون گفت، و بعد از او دیگران نیز چنین گفتند. امام حسین علیه السلام به پسران عقیل رو کرد و فرمود: ای پسران عقیل! کشته شدن مسلم علیه السلام بس است، پس شما بروید، من اجازه رفتن به شما دادم . آنها عرض کردند: سبحان
ماجرای تصویر مشهور این دو شهید چیست؟
. او درباره ی ماجرای این عکس ها، گفت: سومین روز عملیات کربلای 5 بود. نیمه شب به پشت جاده ی شلمچه - بصره رسیده بودیم. صبح گفتند محاصره شده ایم. بعد هم گلوله ی تانک بود و دوشکا و تک تیراندازها که 400 - 300 نفر را وسط دشت دوره کرده بودند. تیر سیمینوف تفنگ مخصوص تک تیراندازها که دوربین دارد و لامصب بدجوری دقیق است، می خورد توی گونی های سنگر. گودال هایی که توی آن ها سنگر گرفته بودیم، به
خبر شهادت امام حسین(ع) در بیان پیامبر اسلام (ص)/ این فرد در ظهر عاشورا امام حسین(ع) را تنها گذاشت
شجره من هستند، این دو را بعد از خود در میان امّتم به یادگار می گذارم. جبرئیل به من خبر داد که این پسرم کشته و واگذاشته می شود، خدایا! کشته شدن در راه خدا را برای او مبارک گردان و او را از سادات و سروران شهیدان قرار بده. خدایا! به قاتل و خوارکننده او برکت نده ؛ اللَّهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَ نَبِیُّکَ وَ هَذَانِ أَطَائِبُ عِتْرَتِی وَ خِیَارُ ذُرِّیَّتِی وَ أُرُومَتِی وَ مَنْ أُخَلِّفُهُمَا
تمام موشکهای سپاه مجهز به "فناوری نقطه زنی" هستند/ شرط رهبرانقلاب برای حمله موشکی خرداد ماه به داعش/ بیش ...
حفظ می کردیم که قطعنامه پذیرفته شد و به ما گفتند، عقب بیایید که خیلی برای ما سخت بود. من هم حسابی به هم ریختم. سردرد شدیدی گرفتم. میگرن و سردرد گرفتم و از آن زمان دچار این مشکل شدم. س: سردار چطور شد که بعد از پذیرش قطعنامه، عراقی ها این اندازه وارد خاک ایران شدند؟ یکسری از آن منجر به عملیات مرصاد شد. مگر ما آمادگی کامل نداشتیم؟ مرز را رها کرده بودیم؟ جعفری: این سوال شما مربوط
وقتی همه از آتش فرار می کنند ما به سوی آتش می رویم/ آتش نشانان، نشان عشق و ایثار بر دوش دارند
/> مرآت- آقای فیروزآبادی در مورد استرس ناشی از شغل آتش نشانی توضیح دهید. چطور این فشارهای روانی را مدیریت می کنید؟ فیروزیان- حدود 6 سال است که در این سازمان مشغول به کار هستم و همانطور که اشاره کردید فشار زیادی بر روی همکاران آتش نشان قرار دارد به ویژه هنگامی که صدای آژیر و یا بی سیم را می شنویم. در تمام مدتی که به سمت محل حادثه میرویم هزاران فکر و خیال داریم که چه اتفاقی افتاده است، آیا جان
مرگ بر آمریکا شعار عاشورائیانی است که لعنت بر یزید را باور دارند/ حکومت اسلامی باید زمینه دینداری مردم ...
کوفه نوشتند، هم از قانون اسلامی سخن گفتند و هم از حاکم اسلامی. امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: سیدالشهدا(ع) در نامه به سران بصره فرمودند وَ أَنَا أَدْعُوکُمْ إِلی کِتابِ اللّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ فَاِنَّ السُنَّةَ قَدْ أُمیتَتْ، وَ إِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ أُحْیِیَت یعنی ای مردم قانون شما باید کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) باشد اما قانون بنی امیه قانون خود محورانه استبدادی است. ایشان به
این فرد در ظهر عاشورا امام حسین(ع) را تنها گذاشت
نیک بختان، زندگی خویش را با میمنت و مبارکی پیوند دادند. زهیر بن قین، حر بن یزید، حارث بن امرءالقیس، نعمان و حلاس بن عمرو، بکر بن حی، عمرو بن ضبیعه و... در زمره این گروه اند که در برزخ ماندن و رفتن، رفتن به سمت عشق را پذیرا شدند. از دیگر سو، زیانکاران قرار داشتند؛ همانان که همای سعادت بر بام زندگی شان نشست تا مرکب عروج ایشان به سوی رضوان باشد، اما مستی رفاه طلبی، دنیاپرستی، مرگ گریزی
علی کریمی: برای خودم متاسفم که وارد چنین همکاری شدم / با همین شرایط پیش می رویم / آنها که با اسم من بازی ...
، از منی که به عنوان مسئول کادر فنی هستم بیشتر مصاحبه کرده است، یک مصاحبه با یک سایت قبل از این داستان ها داشتم، دو مصاحبه مطبوعاتی انجام دادم، دو نشست خبری قبل از بازی هم رفتم، سه مصاحبه هم بعد از بازی رفتم. یک نشست خبری قبل از بازی را به خاطر جلسه ای که داشتم نرفتم. اما شما آمار را در بیاورید ببینید ایشان چقدر مصاحبه کرده اند. حق دارد دوست دارد مصاحبه بکند. در مجموع ما کارمان را انجام می دهیم تا
نحوه انحراف مردم در عدم یاری اباعبدالله/ ولی خدا اولویت حق را تشخیص می دهد
امام حسین(ع) دستور داد که به کربلا برود و ایشان را به همه مصیبت های آن و قربانی شدن جوان و طفل شیرخواره و اسارت خانواده اش هم آگاه کرد، امام حسین(ع) به همین دلیل یکی دردانه پروردگار است، چرا که خداوند او را به بزرگترین بلاها امتحان کرد و سرافزار بیرون آمد، امام حسین(ع) هم فرمود الهی راضی به قضای تو هستم. مدیر مؤسسه روایت سیره شهدا اطاعت از ولایت در کنار عمل به واجبات و قرآن را از ضروریات
شاعران هم باید روی منبر بروند
از کتاب دبیرستان آورد و ما درباره اش حرف زدیم. در یکی از همین جلسات یکبار شعری از شاملو سرکلاس آورد و از ما خواست درباره شعر حرف بزنیم و من هم حرف زدم. بعد از کلاس به من گفت تو بمان. پرسید این حرف ها را از کجا می زنی؟ گفتم خب خودم می گویم من که شعر را نشنیده بودم. بعد از آن به من گفت تو کلا داستان را فراموش کن و هرهفته برای من شعر می آورد و در این باره با من حرف می زد. بعد از یک مدت هم از من خواست
ننه اصغر در آرزوی دیدار با رهبری روزگار را می گذراند
است. بخورید . دقایقی با شوخی و خنده گذشت تا اینکه گفت وگو را با معرفی فرزندان شهیدش آغاز کردیم. وی گفت: باور نمی کنم که لیاقت مادری شهدا را داشته باشم. ناصر پسر بزرگم ارتشی بود که در هیاهوی انقلاب توسط رژیم پهلوی به شهادت رسید. خدا را شکر می کنم که پیکرش را تحویلم دادند. پیکر ناصر و دیگر فرزندانم را خودم داخل قبر قرار دادم. مادر شهیدان صادقی در خصوص فرزند دیگرش اصغر عنوان کرد
زندگینامه شهید حجت اله عبداله زاده/نویسنده ای مخلص و از جنس خاک
پیروزی رسید و خلاصه در آن زمان که کردستان شلوغ بود و حزب دموکرات و دیگر گروه ها در آنجا حاکم بودند و درحالی که هنوز سن بنده به 16 نرسیده بود به کردستان اعزام شدم. مدت 45 روز آنجا بودم و بعد از پایان به خانه آمدم. دوباره از طریق بسیج سپاه خرم آباد به اتفاق دیگر برادران به تهران اعزام شدم. مدت سه ماه در پادگان امام حسین (ع) تهران بودم و از طریق سپاه تهران به جبههٔ سومار غرب اعزام شدیم و بعد از
ازدواج ما بر اساس الهی رضاً برضائل و تسلیماً لأمرک بود/ محمدحسن همیشه سفارش می کرد در شهادتش چون حضرت ...
کنیم... در اولین اعزامشان از بنده سؤال کردند که چه احساسی دارم آیا ناراحت هستم. گفتم بله از نظر عاطفی ناراحت هستم ولی از نظر مذهب و منطق ناراحت نیستم. ما با هم پیمان بستیم که پشتیبان امام و انقلاب باشیم و به دستورات ولایت فقیه گردن نهیم. وقتی می خواستند به جبهه بروند وصایای خود را به صورت شفاهی بازگو کردند و گفتند من نمی گویم که لایق شهادت هستم، ولی اگر لطف خدا شامل ما نیز گشت و در ردیف شهداء
حضرت مسلم (علیه السلام) از دعوت تا شهادت
بیماری است. ابن زیاد گفت اگر می دانستم او بیمار است به عیادتش می رفتم. چند روز بعد، ابن زیاد چند تن از کسانی را که به هانی نزدیک بودند را طلبید و گفت چرا او به دیدار ما نمی آید؟ شنیده ام بهبود یافته و گاهی جلوی منزلش می نشیند و با مردم دیدار می کند. بگویید به دیدار من بیاید و حق مرا پامال نکند. آنان همان شب هانی را دیدند و گفتند چرا به دیدار پسر زیاد نمی روی؟ او فهمیده بهبود یافته ای و از تأخیر
روایتی از جاده فانوس
کنند نبود . به هین علت امکان برخورد کامیونها با یکدیگر و یا انحراف آنها به داخل هور بود. برای هدایت درست کامیونها به سمت احداث جاده، گروهی مسئول عملیات نصب 500 الی 600 فانوس در طرفین جاده بوده ا ند و در نقاطی که در دید دشمن بود نور می بایست استثار شود. که این به عهده گروه بود . وظیفه گروه این بوده است که قبل از غروب آفتاب فانوس ها را در طول مسیر احداث جاده نصب و فردا صبح بعد از روشن شدن
شهیدی که ساعت دقیق شهادتش را هم پیش بینی کرد / اگر قدرت نداشته باشیم وقایع میانمار را در ایران هم پیاده ...
و گفتم چنین حادثه ای پیش آمده است. آقای طوسی گفت که باشد. شب که شد همه بچه های ما را زمان نماز مغرب و عشا جمع کرد. چون بچه های اطلاعات بودیم تعداد ما کم و حدود 40 نفر بود. شهید طوسی گفت به منطقه بروید و از بچه هایی که کمین خورده اند یک نفر به نام غلامی (که در مزار شهدای انزلی تدفین شده است) شهید شده است. گفتیم شما چطور فهمیده اید که فقط غلامی شهید شده است. گفت شما بروید و کاری دیگری در منطقه انجام
مداح اگر بدی کرد مداحی کردن برای امام حسین(ع) را بدنام نکنیم/ مداحی که در مقابل صادق شیرازی ها موضع ...
) صدایم را خرج می کنم. +مقام معظم رهبری تعبیری دارند تحت عنوان مداح با بصیرت ؛ از نظر شما چه کسانی در در این مرزبندی قرار می گیرند؟ -من یک دیدیگاهی دارم که اساتید حوزه و مداحی نیز به آن اذعان دارند و آن این است که بصیرت یعنی هر زمان ولی زمان خود را بشناسیم، دیدمان مثل زمان امام حسین(ع) باشد دیدمان مانند وهب نصرانی باشد که امام زمان خود را شناخت، ما اامروز در زمان آخر الزمان سینه می
حسینی: کاپیتانی ام به خاطر لجبازی با رحمتی نبود
بودم. کدام مربی است که موفقیت تیم را فدای سلایق شخصی کند . من اصلا در جریان نبودم که قرار است برای این بازی به میدان بروم و دو، سه ساعت پیش از مسابقه فهمیدم که باید بازی کنم . فشار زیاد بود اما به خودم گفتم آمدی که کمک کنی پس بهترین عملکرد را داشته باش که خدا را شکر عملکرد خوبی داشتم اما زحمات مان با آن تک گل حریف به ثمر ننشست . کاپیتانی استقلال شب رویایی برایم رقم زد بالاخره
جانبازان دفاع مقدس نماز عشق را به حضرت عباس(ع) اقتدا کردند
گاهی وقتی حالم وخیم می شود و داروهایی که برای عوارض شیمیایی مصرف می کنم بی اثر می شود، این زخم ها بر دستانم ظاهر می شوند و برای درمان دوباره به آسایشگاه جانبازان ثارالله باز می گردم. جایی که 32 سال پیش و درست چند روز پس از مجروحیت در جبهه، به آن منتقل شدم. حدود 4 سال به طور کامل در آسایشگاه بودم و پس از بهبود نسبی به خانه رفتم. بیشتر از اینکه در خانه باشم، عمر خود را برای سپری کردن دوره درمان در
14 بار در جنگ تحمیلی شیمیایی شدم/ سیره زندگی شهید حججی باید الگوی نسل جوان قرار گیرد
/> هم چنین در طول 78 روز تلاش مقاومت در فاو عراق در کارخانه نمک این شهر 14 بار از عامل های مختلف شیمیایی شدم و گلوله های توپ در عملیات خیبر، بدر و کربلای 1 مستقیم کنارم برخورد کرده و موج انفجار شدیدی گرفتم که در حال حاضر 55 درصد جانبازی دارم. آیا از مناطق جنگی جنوب کشور بازدید می کنید؟ بله هر ساله به آن مناطق می روم و 13 ساله گذشته به عنوان راوی دفاع مقدس به همراه دو نفر
روز نهم محرم؛روز تاسوعا و روز آمادگی برای شهادت/ امان نامه شمر به حضرت عباس (ع) و پاسخ ابوالفضل العباس ...
کنار بکشید. آنها نپذیرفتند و پاسخی دندان شکن به او دادند و شمر با حالت خشم به لشگرگاه خود بازگشت. فرصتی برای عبادت ابن سعد با شعار ای لشگرهای خدا سوار شوید و به بهشت بشارت دهید لشگر خود را به سمت اصحاب امام حسین علیه السلام روانه کرد. حضرت سید الشهداء علیه السلام، عباس علیه السلام را با بیست نفر به سوی آنها فرستاد تا بپرسند خبر چیست. آنها خبر از جنگ دادند. حضرت
ستاره هایی که سر صحنه ی فیلمبرداری تا دم مرگ رفتند
روز در حین موج سواری، یک موج بلند از پشت به او برخورد می کند و او را می اندازد. قبل از آنکه جرارد بتواند خودش را از اعماق آب بیرون بکشد، موج دوم نیز به سمت اش راهی می شود. او می گوید: من مدت زیادی زیر موج ها به این طرف و آن طرف پرتاب می شدم. آنجا بود که با خودم فکر کردم که وای بر من! من به خاطر فیلمبرداری داشتم جان خودم را از دست می دادم. در نهایت او توسط یک آمبولانس به بیمارستان منتقل شد اما
چگونه شکر نعمتی چون سید الشهدا(ع) را بجا آوریم؟
عبدالله الحسین(ع) را نشان می دهد؛ البته یک نفر باید تخصصی از روی این آینه پرده بردارد که بتوان جمال عقلی و روحی و فکری و اخلاقی و عملی ابی عبدالله را دید. من حدود هفت سال و فقط با کمک خدا با لطف او، عبارت السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ را توضیح داده ام. بیش از هفتاد جلسه شده است و از خداوند امید دارم تا به من توفیق بدهد که
گفتگو با فریبرز لاچینی پس از سال ها سکوت
کنیم که کامپیوتر جای رادیو و گرامافون را گرفته. دیگر شما نمی بینید کسی برای تهیه کتاب مورد علاقه اش در کتابخانه یا کتابفروشی حاضر شود و بعد از ورق زدن کتاب، اگر باب طبعش بود برای خریدنش اقدام کند. فضای مجازی این مسائل را تحت تاثیر خودش قرار داده است. این گفتگو به بهانه تولد شما صورت گرفت و بنا داشتیم فضایی فراهم شود برای مرور خاطره ها و تاثیری که شما در حوزه موسیقی پاپ گذاشتید، اما
سایه حضرت زینب(ع) همیشه بر زندگیم بوده است/ به برکت شعر کاروان غم مشکلاتم هم مرتفع شد
آموزشگاه آزاد فنی حرفه ای زیر نظر اداره کار و امور اجتماعی نیز هست. *** ندای اصفهان: لطفا بفرمایید اولین شعرتان الهام گرفته از چه چیزی بود؟ زیبا پیمانی: سیزده ساله بودم که اتفاق عجیبی افتاد. در منزل یکی از هم کلاسی هایم مشغول درس خواندن بودیم؛ مادرش پشت دار قالی نشسته بود و مونس همیشگی اش رادیو بود. او همیشه تا آخر صدای آن را بلند می کرد و آن روز از رادیو شنیدم که
رسول نجفیان: یک خواب باعث شد تا هر سال عرض ادبی به پیشگاه امام حسین(ع) داشته باشم
مدرسه می رفتم یک زباله جمع کن در محله ما بود. در آب انبار یک خرابه زندگی می کرد و نامش آقا مهدی بود و هیزم روشن می کرد. اهل محل او را دوست نداشتند ولی یک بار که در قهوه خانه نشسته بودم، شعری از حافظ خواندم. بعداً فهمیدم سواد ندارد ولی قرآن کریم و حافظ و مولانا را حفظ بود. ایشان از زباله ها چیزهایی پیدا می کرد و هر روز به اندازه دوازده زار و ده شاهی برای خودش وسایلی پیدا می کرد و می فروخت و غذایی
مناسبات و روابط مالی شیعیان عصر حضور با امامان معصوم
؟ گفتم: مالیاتی دارم که در دفتر تو مبلغ آن یادداشت شده است دستور داد آن را از بین ببرند، و گفت : تا وقتی من فرماندار باشم، مالیات از تو نخواهم گرفت. بعد پرسید: چه تعداد زن و فرزند داری؟ تعداد آنها را گفتم. مقداری که مخارج من و آن ها را تأمین می کرد به اضافه مبالغ دیگری به من بخشید. همچنین دیلمی نمونه مشابهی در اعلامالدین از حسن بن علی بن یقطین از پدرش و او از جدّش، نقل کرده است که مشکل بدهی
شعار مقدس ‘مرگ بر آمریکا’ شعار عاشورایی هاست
های مذهبی را به سمت سکولاریزه شدن پیش ببرند که سکولاریسم همان جدایی دین از زندگی است. آیت الله خاتمی اظهار کرد: اگر در عزاداری ها و مجالس روضه خوانی از شهدا و امام و انقلاب نگوییم، از چه کسی بگوییم، آن حسینی که هیات های مذهبی سکولاریزه معرفی می کنند، امام حسین (ع) نیست، این جماعت اگر در روز عاشورا هم بودند، به حسین می گفتند تو چرا با یزید می جنگی. وی افزود: فرد پیرو سکولاریسم به دنبال
روایت 82 ماه حضور در دفاع مقدس
شعار سال: سرهنگ حسن اندرزگو اظهار کرد: سال 1360 وارد سپاه شدم و سال 1361 به جبهه رفتم . وی افزود: کشور مورد هجوم دشمن قرار گرفته بود و با توجه به اینکه فرزند یک خانواده مذهبی بودم به همراه دیگر جوانان مملکت وارد عرصه دفاع شده و در مقابل دشمن ایستادیم و از میهن خود دفاع کردیم . 82 ماه در جبهه های جنوب و غرب کشور حضور داشتم رزمنده دفاع مقدس با بیان اینکه 82 ماه در
پرواز سرداران
حالی است که این فرود، ده ها کشته برجای گذاشته است که درباره آمار بالای آن دلیل دیگری مطرح است. به گفته برخی مسئولان اینکه تابوت های حامل کشته شدگان عملیات ثامن الائمه که در انتهای هواپیما قرار داشت با سرعت بسیار بالا به سمت جلو پرتاب شده بود آمار شهدا را بالا برده بود. این روایت بعد ها منجر به این شد که حمل تابوت به این شکل در هواپیماهای ترابری ممنوع شود. هواپیماهای ترابری سی- 130 در آن زمان دو