این رفتن جمعه جمعه ها پیرم کرد(چشم به راه سپیده) - کیهان
سایر خبرها
بهروز رهبری فرد: پرسپولیس جای بازیکنانی است که نسبت به این تیم غیرت دارد نه امثال طارمی
ندارند که پرسپولیس نتیجه بگیرد اما حریف تیم ما نمی شوند. در طول این مدت اتفاق های زیادی مثل ماجرای برنامه 90، انتخاب های شب جام حذفی، تغییر مدیریت در شرایط حساس، پرونده طارمی، احکام AFC، ماجرای نوراللهی، داوری بازی با نفت و خیلی چیزهای دیگر برای پرسپولیس به وجود آمد. اما خدا را شکر که دوستان به جایی نرسیدند. چطور؟ دیگر چوب خط پرسپولیس برای قهرمانی پر شده و بعضی ها دوست ندارند که
تاکید ائمه جمعه آذربایجان شرقی بر رونق تولید و کاهش بیکاری
نشست فوق العاده شورای امنیت وکمیسیون حقوق بشر بمنظور منزوی کردن و وارد کردن فشار بر ملت ایران سر شکسته کرده به عقب راند. وی فروکش کردن اغتشاشات با هدایت مقتدرانه رهبری معظم انقلاب اسلامی توسعه حضور میلیونی وآگاهانه مردم در حمایت از کلیت نظام را از تفضلات الهی دانست که تو طئه مثلث سوم آمریکایی سعودی اسرائیلی را نقش بر آب کرد. امام جمعه یامچی در ادامه تصریح کرد : اکنون نوبت همه
غریب، مثل غزل های کاظمی که کسی/ به حزن کابلی بی کرانه اش نرسید
که غرق پچ پچ خیام و کوزه گر باشد کدام جاده ی ابریشم است سمت هرات؟ چه غم به پیچ و خمش دائماً خطر باشد قطار می رود از هند با پر طاووس که پلک شاعر از آشوب رنگ، تر باشد نفس نفس به سراندیب هم تو را ببرد در آن فلات که نی نامه ی پدر باشد مه غلیظ و غبار است و او می اندیشد مه انعکاس کدام آه بی اثر باشد؟ سفر مقدمه ای بیدلانه می خواهد که جاده
محمدحسین انصاری نژاد به اخوانیه سرایی رونقی دوباره بخشید
کودکان تو با مشک تشنه چشم به راه اند خدا کند که علمداری از فرات بیاید خدا کند که به ساحل رسند گمشدگانت و بر قلمرو توفانی ات ثبات بیاید خدا کند که همین جمعه آن ستاره ی موعود میان ندبه و شبخوانی سمات بیاید منبع: فارس مسئولیت صحت اخبار ارائه شده به عهده منبع خبر بوده و این رسانه صرفاً رسالت اطلاع رسانی خود را در این رابطه انجام می دهد.
هنرنمایی میراث داران چنگیزخان در تالار رودکی/ تهران در قرق موسیقی
در دل شهر. دیشب (پنجشنبه 21 دی ماه) تالار رودکی مانند همه شبهای جشنواره در دو سئانس 18:30 و 21:30 میزبان دو گروه موسیقی بود تا یکی از ایران و دیگری از مغولستان اجرای های خود را به گوش داوران جشنواره برسانند. سئانس نخست به گروه موسیقی مغولستانی اِکشیکلِن اختصاص داشت که اجرایشان بر پایه یکی از سازهای سنتی مغولستان با نام مورین خور تعریف شده بود، مورین خور سازی کمانچه مانند است که توسط
نگاهی به نمایش هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
خندید باید به آن خندید مشکل از جایی دیگر است. ربط منطقی و امروزه روز میان گذشته و حال منقطع و بریده شد و با صد هزار سریشوم نمی توان این دو را به هم چسباند اما اگر یک بیضایی یا نصریان یا خلج پدیده می شوند و ثبت و ضبط جانانه ی نمایش های دیروز را به امروز وصل می کنند به سبب آن است که باجان و دل پذیرفته اند که یک حرف بیش نیست غم عشق و ین عجب/ کز هر زبان که میشنوم نامکرر است پس تئاتر ملی یا بهتر
چند خاطره و دیدگاه درباره زنده یاد علی اکبر معین فر
ها هرگز دگرگون نشد. معین فر از سرمایه های ارزشمند لرزه شناسی زمین لرزه های کشور بود و گام های ارزنده و تاریخی ایشان برای جوانان کشور درس بزرگی است. خانواده کوچک مهندسین زمین لرزه و لرزه شناسان زمین لرزه های ایران زمین عضو مفید و بزرگی را از دست دادند. خنک، پرتوان و بلند جای همه ایران شهریان کوشا و پارسا که با جان و دل و روح و روان در دوره زندگی خود به مردم و کشور خود خدمت کرده و گام
هفت رمان بزرگ دنیا به انتخاب روزنامه گاردین
صدایی به پا کرد. رمان بلندی های بادگیر در سال 1847 منتشر شد، اما با استقبال فوری خوانندگان رو به رو نشد. راوی رمان بلندی های بادگیر، زنی ست که ماجراهای عجیب و شورانگیزی از عشق در دو خانواده را شرح می دهد. داستان اصلی کتاب، همانطور که از نام دوم آن نیز می توان دریافت، داستان عشق و دلدادگی اعضاء و خدمتکاران دوخانواده ارنشا و لینتون، و همچنین کینه و عناد میان آنها است. عشق نا فرجام
قطعه زندگی ردیف عاشقی
! انگار امیدوار بود که سپهر برای شکوه هم که شده برمی گردد. شکوه خجالت می کشید از نگاه مادر سپهر فرار می کرد، یعنی او ته دل شکوه و سپهر را می خوانده! ته نگاهشان را می فهمیده! شکوه دو مرتبه بلند گردید و یک لیوان دیگر آب خورد، همه این سال ها انتظار ته دلش خانه کرده بود و شکوه خجالت می کشید از نگاه مادر سپهر فرار می کرد، یعنی او ته دل شکوه و سپهر را می خوانده! ته نگاهشان را می فهمیده
درختان هم آرامش می خواهند
رفتن و نگاه کردن به آشیانه های ریز و درشت پرنده هایی که دیگر یک جورهایی با ما همشهری شده اند. در این سال های اخیر اما خیابان ولیعصر دوست داشتنی ما کمی رنگارنگ شده است. یعنی شما میان پیاده روی تان اگر دل تان هوس نگاه کردن به شاخ و برگ درختان را کرد احتمالا یک لحظه درختان را آبی می بینید و تا چشم بر هم بزنید همان درخت نارنجی می شود یا مثلا در خیابان میرداماد ریسه های نور را می بینیم که
مقاومت به سبک زنانه
/> مبارزه... چه خوب که حرف می زنیم و دق دلی هایمان را می گوییم. چه خوب، خالی می شویم از این بحث دردناک و بی رحمانه! او که آمد و مانند یک توفان همه چیز را با خود برد. توفان، اول گرد و خاکی آرام است و بعد یکدفعه خشم می گیرد و مخلوطی از خاک و باران می شود و می بارد و همه چیز را زیر و رو می کند. بعد چه؟ حتما هوا صاف می شود و حکایت رنگین کمان و خورشید و شبنم روی برگ گل... و آدم هایی مثل من
اظهار کردند علامت های همجنسگرایی بگذار تا فیلمت در کن دیده گردد
پرسیدم به چه سبب در اینجا مسجد و کلیسا و معبد همه در کنارهم قراردارند. پردیب چوهان جمله ای را از گاندی نقل کرد که خدا نوک قله هست و ادیان الهی راه های متفاوت رسیدن به خدا می باشند. این جمله (که من در مسافری از هند به کار بردم) ایده خستین ساخت این مجموعه گردید. ما رسیدیم و در بستر یک قصه عاشقانه و طبق اسطوره های هندی (راما و سیتا) مسلمانی شناسنامه ای را نقد کردیم و اظهار کردیم مسلمانی تنها به شناسنامه و
مرجان محتشم در برنامه ی دورهمی
جمله خاطراتی است که وی به آنها اشاره کرد: تصور کنید که صبح باید سکانسی را که به شدت از ارباب کتک خورده و آسیب دیده ام را بازی می کردم و عصر را در حالی جلوی دوربین قرار بگیرم که هنوز در دل طبیعت شعر می خوانم و رویاهایم را با کوه و دشت و جنگل قسمت می کنم... حفظ حس این لحظات برای بازیگر بسیار دشوار است، به ویژه نقشی که تا این حد چالش حسی دارد. همه این ها وقتی پشت سر هم نیست هم سختی دارد و هم شیرینی. آب
مینی شعر (470)
/> دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور (حافظ شیرازی) دست به بند می دهم گر تو اسیر می بری (سعدی) دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت (صائب تبریزی) خویشتن را آدمی ارزان فروخت (مولانا) تو خوب مطلقی، من خوب ها را با تو می سنجم (حسین منزوی) شاید از من دل برید اما فراموشم نکرد زندگی جز
چرا باید به روی زندگی لبخند زد؟
بخرم ! رضا ابراهیم، کارمند- ما که خنده برامون غریبه است ! دینا.ر- با خنده غصه هامو فراموش می کنم و فکر می کنم خوشبختم . محمد صلاتی،تعمیرکار- اگر نخندیم چکارکنیم معلومه زندگی با لبخند زیباتره . طاهره رضایی،خانه دار- خنده معجزه می کنه دست کم باعث میشه اعصانیتت کمتر بشه و افراد رو کمتر برنجونی . قاسم صالحی، گل فروش- خنده یک موج مثبته. اولین قدم
جملات زیبا از بزرگان؛ آموزنده ترین سخنان
اسکی بروی... اگر فقیر باشی برعکس، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی. کودک من! تساوی فقط در آن جایی که تو هستی وجود دارد مثل آزادی. ما تنها توی رَحِم مادر برابر هستیم. اوریانا فالاچی ♦♦♦♦♦ مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم! این دیگر چه دنیایی است؟ ویکتور هوگو
ارکستر چکاوک چراغ جشنواره موسیقی فجر را روشن کرد
پیش از این گفته بود که ارکستر در کنسرت های قبلی تلاش کرده منتخبی از موسیقی های ماندگار ایران را برای مخاطبان اجرا کند اما در این کنسرت تمام قطعات جدید است و حتی از آنها ضبط استودیویی نیز انجام نگرفته است. کنسرت ارکستر چکاوک در سانس اول قطعه های سبز ، استغنای عشق ، زنده وار ، تو فروردین ، آرزوی محال ، سایه سرگردان و دل شیدا را اجرا کرد. این ارکستر خصوصی، همچنین قطعه های پیش درآمد اصفهان
به بهانه ششمین سالگرد شهادت شهید مصطفی احمدی روشن
گرفتی . در نماز شب با خدا چه گفتی که معبود این گونه پذیرفت تو را. هم سخن با کدام امام بودی که زمزمه هایش دیوانه کرد تو را. کدام شب امام مهدی (عج) را زیارت کردی و بر ما داستان آن دیدار را نگفتی . تو ای مهندس شهید خدایت را با دیده بصیرت چگونه دیدی که عاشقش شدی . شما ای شهدای عرصه علم، چه کردید که خدا عاشق شما شد و به حضور پذیرفت شما را. قطرات اشکهایتان را پای کدام
دسته عزاداری امان از دل زینب(ع)+فیلم
زینب است بیا و خواهر بگو جان من خسته دل جواب دختر بگو بیا و قصه آب برای اصغر بگو (ابالفضل) آه پناهم ببین زمان بی یاری است ای علم افراشته بر سر ایوان عشق خیز ز جا و مبر خواب ز چشمان عشق آمده ام در برت (ابالفضل) ناله ز غمها مکش با لب خشکت چنین شعله به دریا مکش پیش نگاه ترم روی زمین پا مکش ناله جان سوز تو
سکوت 11 ساله بازیگر"پس از باران"شکست!
این روایت ها به ترتیب تقدم و تاخر زمانی داستان فیلمنامه و به دنبال هم ضبط نشده اند، از جمله خاطراتی است که وی به آن ها اشاره کرد: تصور کنید که صبح باید سکانسی را که به شدت از ارباب کتک خورده و آسیب دیده ام را بازی می کردم و عصر را در حالی جلوی دوربین قرار بگیرم که هنوز در دل طبیعت شعر می خوانم و رویاهایم را با کوه و دشت و جنگل قسمت می کنم... حفظ حس این لحظات برای بازیگر بسیار دشوار است، به ویژه
ششمین سال در فراق مصطفی
توانیم وجدیت در کار مصطفی از کارهای بزرگ استقبال می کرد، آمادگی انجام پروژه های مهم و سخت و ساخت آن ها را هم داشت و مدام به ما هم می سازیم، می تونیم بسازیم، ما می سازیم، ردیف می شه، معضلات رو ولش کن، اینکه بگی مشکل هست، نه یا علی بگو پاش وایستا.، ما نباید بنشینیم تا همه چی آماده بشه باید کار کنیم، نمی گیم نمی تونیم. بریم صحبت کنیم، یا می شه یا نمی شه، می ریم تا یه جایی می شه. نباید بشینیم
آئین شاعرانه این سه رنگ سرافراز برگزار شد
/> زندگیم فدای کربلای تو یا حسین اما فرهنگسرای انقلاب در شب گذشته شعرخوانی شاعری را به خود دید که سالن را غرق در شعف کرده بود. احمد بابایی شاعری بود که بلافاصله پس از قرار گرفتن در پشت تریبون ابیات حماسی خواند که در بند بند آن حاضران به شعف آمده و کف می زدند. مطلع شعر او اینگونه بود: دل به نور امید باید داد/ پای پرچم شهید باید داد سارا جلوداریان از دیگر شاعرانی
لایحه بودجه 97 مرهم یا نمک بر زخم مردم؟!
ارزان، نرخ سوخت پایین، بازار 450 میلیون نفری خیلی کم است. حداقل میزان سرمایه گذاری در ایران باید چیزی حدود 50 میلیارد دلار در سال باشد. شاید در نگاه اول این رقم بسیار بالا به نظر برسد اما اگر با سرمایه گذاری 200 میلیارد دلاری کشورهایی همچون چین مقایسه کنیم، درمی یابیم که دست یافتن به آن چندان هم دور از انتظار نیست. ایران، رتبه دوم خاورمیانه در گزارشی که توسط نشریه فایننشال
نامزدی شکست خورده را فراموش کنید!
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مجله سبز، اولین فکری که به نظرتان می رسد این است که باید همه آرزوهایتان را چال کنید و به فکر شروع دوباره ای باشید. تلخی این شکست زود هنگام، همه زندگی شما را در بر می گیرد اما به هم خوردن یک نامزدی، پایان زندگی نیست. می خواهید بدانید که بعد از یک شکست عاطفی چطور باید به زندگی برگردید؟ با ما همراه باشید. به سرعت وارد یک رابطه جایگزین نشوید. تا تمام نکردن
روایت دوست صمیمی تختی از ابهامات مرگش
می رفتیم از ما پول نمی گرفتند. با وجود اینکه آن زمان وضع مالی مردم بد بود، اما بازهم آنقدر تختی را دوست داشتند و به هیچ وجه از ما پول نمی گرفتند. به نظر شما که دوست صمیمی تختی بودید چرا پس از گذشت نیم قرن همچنان یاد این مرحوم در دل مردم زنده است و او را دوست دارند؟ اینها همه برای اخلاق و رفتار تختی است. او آنقدر اخلاقش خوب بود که هیچ وقت کسی از دستش ناراحت نمی شد. در
زنانگی رو به افول
را از قلبش نتوانست بیرون بکشد. یعنی دختر آدم نیست؟ البت تو این بار پسر بیاوری. خوابیده نگاه سنگین داداش را روی سرش احساس کرد. حرف را عوض کرد که آی هوس بکردم گوشت کبک ره. ... بچه نیاوری؟ چه حرفان! زن مگر جز پسر آوری ثوابی هم ببره؟ زن ره خدا مزرعه بساخته با باغبانی مردش. زن هرچی بیشتر بزایه، درهای بهشت بیشتر رو به اون باز بشه. (علیخانی،1394 :211)
شهید کهگیلویه وبویراحمدی که بر روی طلبکاری خود حساس بود+تصاویر
و بعد از چند روز دوباره به محل برگشت جهت جمع آوری کمکهای مردمی به جبهه های حق و بعد از جمع آوری کمکهای مردمی به جبهه برگشت . چند روز قبل از عملیات کربلای 4 به منطقه رفت. و در آن عملیات دوشادوش رزمندگان مشغول ستیز با کفار گردید بعد از آن به پشت خط برگشت و خود را مهیای عملیاتی دیگر و نبردی دیگر ساخت . شهید معتقدی با دلی مملو از عشق و ایمان به خدا و رسولش جهت یاری کردن سپاه حق
به بهانه زاد روز علی رفیعی، نویسنده و کارگردان، در آستانه 80 سالگی سرو بی تکرار
، مردمان معصومیت را بردار می کنند برای تکه ای نان؟ و آیا این نهیب وقایعی نیست که همین یکی دو هفته قبل در مملکت رخ داد؟یا در نمونه ای دیگر به شعر غلتان در مونولوگ توجه کنید: کجایی تو که این سرزمین این همه زشت است و پر فریب؟... دروغ را وسمه کن، فریب را بزک کن، شاه باران می خواهد، برف می خواهد، دروغ می خواهد... تو خواجه باش، کنیز باش، تنبان شاه باش. این سرزمین، سرزمین شلیته است و سفلیس. سرزمین خواجگان و
خان طومان برایتان آشنا نیست/ 10 روایت ناب از پرپر شدن مدافعان حریم عشق
داشتم به مردم ، به شهر و به همه چیز به گونه ای دیگر نگاه می کردم. می گفتم ما کجا داریم می رویم. دل می کندم ازهمه چیز، مادرم از جلوی چشمانم کنار نمی رفت، در این حالت انسان دو تا دل کندن دارد یکی از خانواده و شهر و دنیا و دیگری دل کندن از جانش هست که احتمال دارد تو هم پر بکشی. بعضی ها مثل من توی خودشان بودند، بعضی ها هم مثل شهید مرتضی کریمی شاد و سرحال و انگار دارند فرار می کنند و می خواهند
رازهای زنانی که شوهرشان عاشقشان است
و مشکلات و خوشی های زندگی شان در یک چشم به هم زدن به دیگران مخابره می شود و روی قضاوت شان تاثیر می گذارد. به همین دلیل ترجیح می دهند به جای حرف زدن از احساسات مثبت و منفی شان، آن ها را در دل شان نگه دارند و با شما قسمت شان نکنند. بگذارید مرموز بماند در تمام این بخش ها سعی کردیم از راه هایی صحبت کنیم که با کمک شان می توانید مردتان را به حرف بیاورید و راهی را برای آشکار کردن