قتل منشی به دلیل مقاومت در برابر تجاوز - 8 صبح
سایر منابع:
سایر خبرها
سرودهای انقلاب چگونه گفته و خوانده شد؟
. مثلاً یک شبی در مسجد هدایت که آقای طالقانی بودند، می رفتم و اجرا می کردم. در آن زمان دانشجو بودم و هنوز هم آقای حمید را نمی شناختم. یک روز بعد از اینکه تعدادی از ابیات ایشان را خواندم، دیدم آقایی به من می گویند می دانی که این اشعار برای کیست؟ گفتم، بله این سروده های آقای حمید سبزواری است. ایشان هم گفت من همان آقای حمید هستم. این باب آشنایی ما بود که بعد از آن ادامه پیدا کرد و من هم وارد حلقه شعری
دعاها و اعمال قبل از خواستگاری و ازدواج
او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواسته ام و به من نمی رسد مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی. بحارالانوار،ج100،ص267 3- ابابصیر می گوید که امام صادق علیه السلام به من فرمود: زمانی که یکی از شما می خواهد ازدواج کند، چه می کند؟ گفتم نمی دانم(!) فرمود: زمانی که همت کرد تا ازدواج کند، پس
مرد همسرکش: هر چه زودتر اعدامم کنید!
بودم شنیدم چندنفر درباره زنی صحبت می کنند که شبیه همسر من بود. بعد از شنیدن این حرف ها احتمال دادم زنم به من خیانت کرده است. متهم به قتل ادامه داد: آن روز به خانه برگشتم و با زنم درباره این موضوع صحبت کردم و از او توضیح خواستم اما همسرم دوباره ادعا کرد رفتار ناشایستی انجام نداده است. ما سر این موضوع با هم مشاجره کردیم. به شدت عصبانی شده بودم به همین دلیل سیم تلفن را دور گردنش پیچیدم و
باجناق کشی با اسلحه کلاش + تصاویر
اظهارات متناقض متهم در خصوص بیان انگیزه های مختلف در خصوص انگیزه جنایت، دستور بازداشت موقت از سوی ریاست محترم دادگاه فشافویه صادر و متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی و شناسایی انگیزه اصلی جنایت در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است . "مخاطبان گرامی می توانید از طریق آدرس اینترنتی havades@yjc.ir مشکلات انتظامی خودتان را برای ما ارسال کنید ." انتهای پیام /
جزای پدری که روی دخترش اسید پاشید
برادر بزرگترم تماس گرفتند و من را به بیمارستان بوعلی سینا قزوین منتقل کردند اما به دلیل شدت جراحات وارده بیمارستان از پذیرش من خودداری کرد و گفت باید به تهران بیایم. این دختر جوان بعد از آن اتفاق تحت پوشش بهزیستی در خانه ای که این نهاد به او داده بود زندگی می کرد و هم اکنون هم در 30 سالگی در کشور آلمان به دنبال بازیافتن کمی از چهره گذشته خود است.
خاطراتی از عاشق صادق قرآن/ امتحان سخت خدا
پرسیدم اینها را از کجا تهیه کرده اید؟ گفت چه کار داری بخور دیگه! حاج حبیب پوراحمدی در ادامه با اشاره به خاطراتی از زمان جنگ تحمیلی می افزاید: در آن دیدار خاطره ای از شهید امیر اربابی برای استاد تعریف کردم و گفتم که پسرش در گردان عمار مسابقات قرآن برقرار کرده بود و یکبار که رفتم سراغش تا ببینم چه کار می کند، بعد از جستجو، او را در حالی یافتم که در سنگری، بی سیم به پشت با خستگی تمام و به
وقتی خبر عملیات موفق شبعا در لبنان پیچید/واکنش مردم لبنان به پیروزی حزب الله
نشسته و سیگار می کشد. سلام کردم گفتم ببخشید من می خواهم رد شوم. گفت بیا خودت ماشین را جابجا کن. رفتم جلوی در، بعد ترسیدم در را باز کنم همسرش پیدایش شود و شاکی بشود. گفتم حاج آقا طول دارند؟ گفت: حاجی نیست. دخترم راننده است، خودت بیا ماشین رو روشن کن. گفتم با اجازه. در را باز کردم و نشستم. عجب ماشینی بود؛ قبلاً از این جیپ ها سوار شده بودم اما این یکی خیلی مدل بالا و جدید بود
میداودی: برابر استقلال به منافع سایپا فکر می کنم/هنوز هم به تیم ملی فکر می کنم
حامد شیری کنارم آمد و گفت بگذار من این ضربه را بزنم. من هم کنار رفتم و گفتم تو بزن. اما دوباره او گفت نه پشیمان شدم خودت بزن! از همان موقعی که این موقعیت را به دست آوردیم به دلم افتاد که این توپ گل می شود که فکر می کنم این حس به دل حامد شیری هم افتاد که توپ را به من داد. با این حال این کاشته را به شکل جدید و با بیرون پا زدم و 40 متری این بازی با بقیه 40 متری ها فرق داشت. اگر خدا کمک کند باز هم از
معمای جسدی کنار بزرگراه
آنها اعتراف کردند برای برقراری رابطه جنسی با مقتول او را به کلبه ای در منطقه ای اطراف بزرگراه چمران کشانده اند. با پایان جلسه بازپرسی، پرونده با صدور کیفرخواست قتل عمدی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته متهمان برای دفاع از خود در دادگاه حاضر شدند. در ابتدای جلسه محاکمه، بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و درخواست صدور حکم مناسب کرد، پدر مقتول در جایگاه
وکیل مهدی هاشمی وکیل مدافع چه کسانی بوده است؟
در ورزشگاه، بازداشت می گردد؛ وی پس از بازداشت، مبادرت به عکس برداری از مقر پلیس و افراد حاضر در آن جا می نماید. نامبرده در همان روز بدون قید آزاد می شود. چند روز بعد او دوباره جهت دریافت اوراق هویتی خود مراجعه نموده بود، این بار از وی یک دستگاه تلفن همراه کشف می شود که حاوی تصاویر و فیلم های متعدد مرتبط با عوامل جریان فتنه بوده است.- در تاریخ 8/4/1393 با احضار متهم و برخی تحقیقات صورت گرفته، معلوم
قرار نیست بودجه سینما به جشنواره مقاومت برسد/ ریخت و پاش نمی کنیم
میلیارد از بودجه سینما و تعلق گرفتن آن به جشنواره فیلم مقاومت گفت: این جریان پیشنهاد یک نماینده مجلس در کمیسیون فرهنگی بوده است که که در گفتگو با یکی از رسانه ها انتشار پیدا کرد و بازتاب های مختلفی داشت اما دوستان مختلف از جمله آقای ایوبی پیگیری کردند تا مشکل حل شود. خود من هم روز بعد این موضوع را تکذیب کردم و گفتم قرار نیست چنین مبلغی به این جشنواره اختصاص پیدا کند و اصلا قرار نیست که این مبلغ
ماجرای دانش آموز دختر بجنوردی با ساواک
رفتم با مدیر دفتر و معلم کلاسمان سوار ماشین شدیم و من همچنان فکر می کردم قرار است به من جایزه دهند ما را به ساختمانی در نبش چهار راه شهرداری بردند و درآنجا یکی از نیروها من را شناخته بودآمد جلو و محکم پشت گردنم زد و گفت چه غلطی کردی تو؟ چرا تو را به اینجا آوردند؟ گفتم به خدا از چیزی خبر ندارم مگر اینجا کجاست؟ گفت کتاب خاصی سر کلاس برده بودی؟ گفتم نه من انشا نوشته بودم که وقتی من را می
خیلی وقت بودمنتظر پرسپولیس بودم!
به گزارش پایگاه 598 ، ذوب آهن این بار در مسابقات لیگ برتر پرسپولیس را شکست داد تا ضمن گرفتن انتقام مسابقه رفت بالاتر از سرخپوشان قرار گیرد. یحیی گل محمدی با تعویض طلایی اش موفق به این کار شد و تعویض او کسی نبود جز مسعود حسن زاده که در لیگ چهاردهم خوب به تیم های بالای جدولی گل زده است. در این رابطه صحبت های حسن زاده را بخوانید. * خوب به تیم های بزرگ گل می زنی! - خب
اظهارت مایلی کهن در خصوص عملکرد کی روش
بیند و نمی داند برایش خیلی جالب بود که به یک بازیکن می گویند در تیر اول بایست و کدام بازیکن در تیر دوم قرار می گیرد و کدام بازیکنان پشت 18 قدم. مجری 90 جوری این صحبت ها را عنوان می کرد که انگار فقط از عهده کی روش این کارها برمی آید. گفتم که بیگانه پرستی و بیگانه ستیزی هر دو خوب نیست. اما همین کی روش بارها علیه لیگ ما مصاحبه کرد. بله ایشان بارها لیگ ما را کوبید و اعلام کرد که لیگ
خاطرات شنیدنی "مرتضی پاشایی" از زبان ترانه سرایش
موفق به خواندن آن ترانه نشدم و خود مرتضی آن را خواند و پخش شد. نام آن قطعه آدم آهنی بود. برای اولین بار موقع ضبط آن آهنگ بود که من با مرتضی آشنا شدم، بعد از آن شماره مرتضی را گرفتم و قرار شد که به منزل من بیاید و به من گیتار آموزش بدهد. آن یک جلسه آموزش گیتار به پایان رسید، من و مرتضی بعد از آن حدود 4سال همدیگر را ندیدیم. بعد از آن من در زیر زمین خانه ام برای خودم استدیویی زدم و به مرتضی زنگ زدم که
اخاذی از صاحبان ساختمان های در حال ساخت با نام پلیس
که بنده به این عمل آنان مشکوک شده و سریعاً با پلیس 110 تماس گرفتم. به دنبال اظهارات وی ماموران ضمن اخذ مشخصات این دو جاعل مامورنما موضوع را از طریق مرکز پیام به تمام واحدهای گشتی اعلام و طرح مهار در سطح منطقه به اجرا درآمد که در نهایت دقایقی بعد دو متهم دستگیر و پس از بازرسی از جیب آن ها یک دستگاه بیسیم که روی آن نام "سرگرد" و یک کارت شناسایی به هویت "فرامرز" وجود داشت کشف شد.
قاچاقچی حرفه ای برای خودش مجلس ترحیم گرفت
این متهم بودند تا این که مخفیگاه او را در یکی از شهرهای استان خراسان شمالی شناسایی و چند روز پیش با اعزام به آنجا، مرد قاچاقچی را دستگیر کردند. این متهم با انتقال به مرکز پلیس بازجویی شد و پس از گفته های متناقض سرانجام به جرایمش اعتراف کرد و گفت: دو سال پیش با گرفتن مرخصی از زندان خارج شدم و دیگر بازنگشتم. با همدستی خانواده ام گواهی فوت جعلی برای خودم تهیه کردم؛ بعد با همان گواهی فوت
دام 2 زن برای رانندگان مسافربر
پیاده شده از خودرویی به سمت راننده آمده و او را بشدت کتک زدند. دو زن جوان هم قصد سرقت خودرو را داشتند که با دخالت شاهدان ماجرا ناکام ماندند. اهالی یکی از زن ها و دو مرد همدستش را دستگیر کردند اما زن دیگر موفق به فرار شد. ماموران که از طریق تماس اهالی متوجه ماجرا شده بودند، خود را به آنجا رسانده و سه متهم دستگیر شده و شاکی را به پلیس آگاهی منتقل کردند. ابتدا شاکی به افسر پرونده
دوستی با آمریکا تنها نقطه مشترک سیاسیون مصر!
که صحبت کردن با او در این رابطه فایده ای ندارد و از او دور شدم. مبارک همچنین در جلسه مشورتی برای شرکت درکنفرانس عدم تعهد تهران به همه سخنان گوش داد اما خودش حرفی نزد چون موضع او در برابر دشمنان آمریکا در منطقه این بود که یا دشنام می داد و یا ساکت بود و این اتفاق گویا در اواخر 1998 یا اوائل 1999 رخ داد. تنها باری که برای دیدار مبارک با اهالی فرهنگ و مطبوعات دعوت شدم، مبارک صحبت کرد و سپس
کتاب فرجام خاطرات اسدالله عسگر اولادی روانه بازار شد
کالا و امثال آن از جوان 22 ساله می پرسد که تمام آن ها پاسخ می دهد. او حکایت این روز ها را چنین بیان می کند: نایب رئیس به معرف من مرحوم عبداله توسلی زنگ زد و گفتکه این باید جای من بنشیند. البته من 25 سال بعد جای او نشستم. از اولین حجره تا تجارت جهانی عسگراولادی جوان در سن 24 سالگی با قسط و تخفیف حجره ای به مبلغ 4 هزار تومان در بازار تهران خریداری کرد و به فروش خشکبار اختصاص
روایتی تازه از ماجرای مخالفت رهبری با معاون اولی مشایی، روند تغییرات احمدی نژاد از زبان عبدالرضا مصری
ایستاده بودیم که آقای رحیمی به من گفتند تا دیشب وزیر بودی. منم گفتم خبرش به شما اشتباه رسیده، تا دیشب نه، تا پریشب. بالاخره ما از روحیات آقای احمدی نژاد خبر داشتیم. چند روز بعد، آقای احمدی نژاد محبت کردند و از من دعوت کردند و یک ساعت و نیم با من صحبت کردند و بسیار با محبت درباره نظام و آینده و برنامه های دولت و اینکه باید در خارج از کشور فعالیت هایی را انجام دهیم اعلام کردند و سمت هایی
همدست شیطان قصاص شد
نخستین بازجویی ها به قتل صمد اعتراف کرد. وی گفت: شب حادثه با کلیدی که داشتم به خانه صمد رفتم اما هر چقدر کلید انداختم در باز نشد. وقتی با همسرش تماس گرفتم گفت که شوهرش در حمام است و در را از پشت قفل کرده است. او در را باز کرد و من و دوستم وارد شدیم. وقتی صمد از حمام بیرون آمد با دیدن ما ماهیتابه ای را برداشت و به طرف ما حمله کرد که من با چاقو چند ضربه به او زدم. سپس برای اینکه صحنه جنایت را سرقت
از خواندن این مطلب اذیت می شوید
! زمانی که در سال 55 به کمیته اوین منتقل شدم، آنها روی سعید کرد قراچورلو، دانشکده فنی دانشگاه تهران که از مدت ها قبل تحت تعقیبشان قرار داشت کار می کردند. مثلا مدت ها شعبه یکی از بانک ها در ابتدای خیابان امیرآباد را که سعید کُرد برای دریافت هزینه تحصیلی به آنجا مراجعه می کرد مراقبت ولی نتیجه ای نگرفته بودند. در مرداد سال 56 در جریان کنترل تلفن منزل والدین سعید، معلوم شد که او بعضا با
جسد پسرم را از دست بی انگشتش شناختم
گیرد دستش. آلبوم توی دستش می لرزد. عین دلش. دست می گذارد روی قلبش و می گوید: خیلی حرفها دارم اینجا. حمید یک روز آمد پیشم و گفت: آقا جان اجازه بدهین بروم جبهه چیزی نداشتم که بگویم. دستش را گرفتم و گفتم برو خدا پشت و پناهت. احترام خانم روی مبل جابجا می شود و می گوید: حمید مربی عقیدتی سیاسی بود. به حمید خیلی احتیاج داشتند. اجازه نمی دادند که برود جبهه. هنوز 20 روز از عروسی اش نگذشته بود که آمد خانه و
همه دخالت های آمریکا در دوران پهلوی/ شاه پهلوی: آمریکا عجب قدرتی دارد!
تلفن کرد و تقاضای ملاقات با مرا کرد. گفتم: شماره تلفن خود را بدهید تا اطلاع دهم. منظورم سئوال از محمدرضا بود. با محمدرضا تماس گرفتم. او با اکراه جواب داد: نپرسیدی چه می خواهد؟ گفتم: ملاقات را برای همین خواسته و معلوم خواهد شد. گفت: اگر راجع به بازرسی سئوال کرد هر چه می خواهید به او بگویید، حتی اگر سازمان و وظایف بازرسی را خواست، ولی اگر مطلب دیگری مطرح کرد اظهار بی اطلاعی کنید! با این راهنمایی به
این بار هم پای یک زن در میان بود؟ +تصاویر
به من می گفتند تو آن روز با شوهرت، پشت پارک کورش، ماشین را تحویل نگرفتی؟ من که هاج و واج آنها را نگاه می کردم، گفتم: نه. طاهره سجادی یکی از زنان مبارز مسمانی است که در سال 1321 در تهران متولد شد. وی در سال 1338 با آقای مهدی غیوران یکی از مبارزین قبل از انقلاب ازدواج کرد و در جریان مبارزه با همسرش همکاری بسیار داشت تا این که در سال 1354 به همراه غیوران توسط کمیته مشترک دستگیر و تحت
اعزام دانشجویان پیام نور به مناطق جنگی جنوب کشور
نور استان تهران داشته اند، گفت: در این اردو دانشگاه پیام نور ری به عنوان سرپرست دانشگاه ملارد، حسن آباد و شهریار حضور خواهد داشت. مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شهر ری با اشاره به تاثیرگذاری مثبت و 100 درصدی این برنامه ها و اهمیت تداوم انجام کارهای فرهنگی توسط بسیجیان خاطرنشان کرد: بعد از انجام اردوها و جمع آوری دل نوشته های دانشجویان در دوره های قبل، بسیاری از دانشجویان، به کار
بازگشت مجیدی از آلمان و احتمال اکران محمد (ص)+فیلم
اصلا بد نیست. دلائل بد بودن این فیلم ها جای دیگری است بنابراین من خودم منتقد بهتری نسبت به آنها هستم و می توانم بگویم چرا فیلم هایم بد از آب درآمده اند. - شاید کسی نداند که من در دوران جوانی ام 2 سال در کارخانه های چوب بری کارگری و نجاری کردم بنابراین خیلی خوب این محیط را می شناسم، ضمن اینکه در محیط شرکت نفت هم بزرگ شدم که باز یک محیط صنعتی است بنابراین واقعا دوست داشتم درباره این محیط
بوکس، پلیس ضد شورش را به ورزشگاه آورد
توانستند در انتخابات شرکت کنند مجوز گرفت و دوباره رییس شد! به هر حال یک سری از کارهای ما سلیقه ای است. احساس می شد در مورد خود شما هم این نگاه سلیقه ای وجود دارد. چون بعد از حرف و حدیث هایی که درخصوص بازنشستگی تان می زدند وقتی رییس شدید شخص وزیر گفت که ریاست در فدراسیون بوکس موروثی است! آنها عقلشان نرسیده بود. من دو تا قانون جلویشان گذاشتم و گفتم من جزو مقامات هستم
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
صدام شروع به تعدی و دست درازی کرد و از آن سو منافقین ورشکسته را برای فتح چند روزه تهران روانه کرد! چند ماه بعد از آن هم جبهه استکبار ماجرای گستاخی سلمان رشدی را علیه پیامبر اعظم(ص) برپا کردند. ادبیات امام را در پیام قطعنامه و سپس منشور روحانیت و برخی سخنرانی ها مرور کنید. کجای این اظهارات- در سال آخر حیات مبارک حضرت امام- بوی صلح و سازش با دشمن و استکبار می دهد؟! آیا حتی کلمه صلح را در این ادبیات