سایر منابع:
سایر خبرها
داود ناقور: دوستی من و شادمهر اصلا ربطی به زمان شهرت او ندارد
او ندارد. مربوط به زمانی است که شادمهر فقط سنتور می زد و من هم تازه به عنوان یک حسابدار ساده مشغول کار شده بودم و نزد زنده یاد ملک در منطقه دروازه دولت هم کلاس آموزش سنتور را می گذراندم. برای اولین بار شادمهر را در یک مجلسی دیدم و احساس کردم که عجیب و غریب ساز می نوازد. به او گفتم که تو نابغه هستی! او هم گفت: منِ نابغه، نمره زبان انگلیسی ام در هنرستان تعطیل است! . به او گفتم که من زبان انگلیسی را
اسرار زندگی خصوصی موسولینی +عکس
پارسینه: کلاریتا پتاچی دختر یک پزشک بود که در دوره مهمی از زندگی موسولینی حضور داشت؛ دوران مابین حضور ایتالیا در جنگ های جهانی. از 1936 تا 1945 او تنها عشق پیشوای دیکتاتور ایتالیا محسوب می شد. انتشار اولین قسمت از خاطرات حجیم و پرسوز و گداز پتاچی که در زمان رابطه او با موسولینی نوشته شده، خبر داغ این روزهای ایتالیاست. در این خاطرات پتاچی منشی فداکار و عاشق موسولینی، تمام تلاشش را کرده که یک چهره
تأثیرگذاری رمان محمد (ص) در همبستگی میان ادیان / کتاب دیگر رادیو ندارد / روایت انقلابیون سارتر در چرخ ...
آغاز قرن نوزدهم، یعنی سال های قدیم. سال های اخیر غبارآلودند، آفتاب خورده، داغ و کم آب. ای خواننده، اگر از این مقدمه نتیجه گرفته ای که چیزی شبیه رمانس دارد برایت آماده می شود، بدان که سخت در اشتباهی. چیزی واقعی و سرد و سفت وسخت در مقابل توست، چیزی غیررمانتیک، مانند صبح روز اول هفته، که همه کسانی که کار دارند با علم به این موضوع از خواب بیدار می شوند که باید برخیزند و خودشان را به سر کارشان برسانند
گفتگو با کتایون ریاحی و پسرش:خدا را شاکرم که پسر این مادر هستم
دست بوده است اما با شروع کار بنیاد با دنیای جدید، عجیب و پیچیده ای مواجه شدم و بعد از مدتی متوجه شدم گویا این چیدمان پیچیده در واقع برای این طراحی شده که کاری انجام نشود یا به سرانجام نرسد!!! نه برای تسریع، تسهیل یا به نتیجه رسیدن. البته این توضیح لازم به نظر می رسد که همه آنچه گفتم برای کارهای درست است و اگر کسی بخواهد کار نادرستی انجام دهد، همه کارها در اسرع وقت مهیاست؛ بگذریم... . برای
جشن فجر در میان حصارها
در خیابان ها شعار می دادم و با خودم می گفتم نهایت این است که کشته شوم. بعد از انقلاب هم عضو سپاه شدم و حدود یک سالی در بیت امام خمینی (ره) مشغول به کار بودم. 8 سال دفاع مقدس جنگ که شروع شد، تصمیم گرفت راهی جبهه شود اما سن کم باعث شد تا برای رفتن به جبهه با او مخالفت شود. وقتی ابراهیم صابری دید نمی تواند نظر موافق را کسب کند، دست به تهدید زد که اگر مرا به جبهه اعزام نکنید
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر و هنرهای نمایشی (15 بهمن)
گزارشی از تئاترهای جدید تهران پس از جشنواره فجر، صحبت های بهرام ریحانی درباره جایزه در جشنواره تئاتر، تایید علی شمس مبنی بر قطعی شدن اجرای قلعه انسانات در تهران، انتقادات صریح خیر الله تقیانی پور کارگردان نمایش بوقلمون و تاکید بر این که تئاتر تاوان آزمون و خطای وزیر ارشاد و معاون هنری را می دهد، نگاهی به نمایش باگانه به کارگردانی حامد ادوایی و در نهایت درخشش نمایش ایرانی شطرنج با ماشین قیامت و قرار گرفتن در صدر 14 نمایش برتر کانادا سرخط مهمترین اخبار امروز تئاتر و هنرهای نمایشی ایران و جهان را به خود اختصاص داد. ...
مقصر اصلی حضور 45 هزار دانش آموز معتاد در کشور
پیشگیری از اعتیاد دانش آموزی می شود. در پیشگیری بر اساس سطح بندی، نخستین سطح پیشگیری همگانی است که به همه دانش آموزان در حوزه پیشگیری از اعتیاد اطلاعات می دهد. سطح دوم پیشگیری، انتخابی است و به کسانی اختصاص داد که در مجاورت شان افراد معتادی نیز دیده اند. سطح سوم اما پیشگیری موردی است و مخصوص بچه هایی است که به شدت در معرض خطرند مثلا بچه های طلاق یا بچه هایی که والدین معتاد دارند. بنابر
بیات: تسلط مزینانی بر زبان، رشک برانگیز است/ سلیمانی: حرمت زندگی در آه باشین اهمیت دارد
اسلامی دانست. به این دلیل ساده که ادبیات انقلاب، ادبیات حماسه است و آه با شین، کتابی درباره سرگذشت تراژیک یک انقلابی تواب شکست خورده است. بنابر این ماهیتاً با ادبیات انقلاب همراه نیست و قصد روایت یک رخداد شکوهمند را ندارد. وی از کتاب های مدار صفر درجه احمد محمود و راز های سرزمین من نوشته رضا براهنی، به عنوان دو نمونه برجسته از ادبیات انقلاب یاد کرد و گفت: نوشتن از انقلابی تواب، نوعی شیوه
آیا نسل سومی ها با انقلاب بیگانه اند؟
ها را رد می کنم. نه اینکه من عوامل فسادبرانگیز فرهنگی را نمی بینم یا نمی شناسم یا از آن ها خبر ندارم، نخیر، بنده از ماهواره و اینترنت و رمان ها و فیلم ها و آهنگ ها و حرف های فاسد کاملاً خبر دارم و آن ها را دست کم نمی گیرم. من عمرم را در میان جوانان گذرانده ام. از دورانی که خودم جوان بودم با جوانان دانشگاهی که خارج از محیط ما بودند، ارتباط برقرار کردم تا امروز هم ارتباط من با جوانان قطع نشده است
ما بدهکار انقلاب هستیم
زیلوی کثیف چشم یوسف به ساعت می افتد؛ 1:30ظهر. پا در بند می گذارد و وارد سلول انفرادی می شود. برای یک جوان 23ساله خیلی خوفناک است. ترسیده است. وارد سلول می شود و در همان تاریکی سلول را قدم می گیرد. هنوز چشمش به تاریکی عادت نکرده. در دلش افکار عجیبی را مرور می کند؛ با خودم می گفتم اینجا جای زندگی نیست. خیلی بخواهم دوام بیاورم یک هفته است؛ با اینکه از 4-3سال قبل زندگی را به خودمان سخت گرفته بودیم؛ غذا
برخی می گویند چه معنی دارد شخصیت رمان انقلاب نامش کامبیز باشد؟!
ویژه جادوهای مذهبی اعتقاد داشته است. وی افزود: در جلد هفتم خاطرات اسدالله علم می خواندم که نوشته بود زمانی که شاه به آمریکا رفته بود، کندی ترور شد و من به اعلی حضرت گفتم که بهتر است جلیقه ضد گلوله بپوشند. اما ایشان گفتند لازم نیست چون قرآنی در جیب دارم . من نمی خواهم شاه را تقدیس کنم، اما من رمان نویس، شاه خودم را می نویسم. حالا درباره آه با شین هم باید گفت آیا با توجه به طرحی داشته ام، در
خاطرات زنان مبارز و انقلابی سیستان وبلوچستان ازبهمن57
را نگاه کردم برادرم را ندیدم. آخر او همیشه به دنبالم می آمد. مدتی همانجا ایستادم خبری نشد به طرف خانه حرکت کردم در نزدیکی خانه یکی از همسایگان را دیدم گفت: خبر داری ضد انقلابیون برادرت را اسیر کرده اند؟ قلبم از جا کنده و پاهایم سست شد گفتم: آخه آخه...کجا بردنش؟ به خانه نرفتم و خودم را به محل کار پدرم رساندم. پدرم با دیدنم شوکه شد و گفت دختر تو اینجا چه کار می کنی! برادرت کجاست؟ قضیه را برای
خاطره نوه بازرگان از شعار مرگ بر بازرگان
اسلامتون التقاطیه؟ دین را خراب کردین. چرا توی خط امام نیستین؟ و چراهای دیگر که او همه را با لحن متین و مهربانش پاسخ می گفت. او که برای هر هموطنش، برای هر انسانی، شأنی قائل بود و منزلتی. هنوز هم به یاد می آورم شهریور 66 را و آن بازگشت اندوه بار او را از شهر تبریز، از پنجره خیره مانده بودم به چهرۀ او که چگونه در میان پرتاب زباله و دشنام، آرام و استوار پله های اتوبوس را بالا می آمد. بغضی در گلویم می
انتقاد من به دولت ها خطی و جناحی نیست
بخوانند، خاطراتی که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ شده، مثلا من خاطرات آقای عزت شاهی را، دو بار خوانده ام، گاهی آن چنان شکنجه هایی که ایشان نقل کرده اعصاب ما را متشنج می کرد که خواندش قابل تحمل نبود؛ آن وقت در حال حاضر از خود زندان جمهوری اسلامی با خارج تماس می گیرند و می گویند: آزادی نیست. یکی گفت: که دانش آموزی در امتحان املاء مردود شده بود، پیش معلمش ژست اعتراضی گرفت و گفت: آقای معلم به چه
عامل جنایت در یک تماس تلفنی از داخل زندان پرده از جنایت تلخ برداشت
در پشت میله های زندان عذاب وجدان داشتم و تنبیه شده بودم. از آنها خواستم تا به خاطر فرزندم که سال هاست او را ندیده ام من را ببخشند. اما آنها داغدیده بودند و حرف های من تأثیر چندانی روی آنها نداشت. وی ادامه داد: وقتی طناب دار به دور گردنم افتاد با خودم گفتم همه چیز تمام شد اما درست در لحظه آخر خدا به کمکم آمد و خانواده مهدی اعلام کردند اگر تا یک هفته دیگر 400 میلیون به آنها پرداخت کنیم
روزبهانی: بی خیال پول قزاق ها شدم تا برای ایران افتخار بیاورم / دوست ندارم مثل تایسون شوم
. یا خودم آسیب می دیدم یا دیگران. در مدرسه چطور؟ هر روز دعوا بود. پس حسابی دعوایی بودی که بوکسور شدی؟ آن موقع که عشق فقط دعوا بود. البته آن زمان که بوکس بازی نمی کردم اما دعوا همیشه بود. و حتماً نمره انضباطت صفر؟ نه بابا. با همه ناظم ها رفیق بودم و همیشه 19 یا بیست می گرفتم! دَرسَت چطور بود؟ کلاً در درس و مدرسه ضعیف بودم اما الان
پاسخ یک مرجع تقلید به فیزیکدان انگلیسی
آن راه ببرد یا از هدفمند بودن نظام، کشف کند که این نظام برخاسته از ماده نیست، چون هدفمند بودن، حاکی از اعمال شعور و خرد است و ماده، فاقد این ابزار است. و هم چنین براهین دیگر که در کتاب های فلسفی و کلامی بیان شده است. پدیده جدید در انگلستان اکنون برسیم به پدیده جدیدی که در انگلستان به وجود آمده است. غالباً علما و دانشمندان آن جا نسبت به ماورا طبیعت، مردد یا بی اعتقاد هستند
حمله شدید و مجدد قلعه نویی به برنامه 90
به گزارش پایگاه 598، روزگارش با جنگ و ستیز علیه کسانی گره خورده که معتقد است آنها افکار ناپاک دارند. او حاضر نیست به هر قیمتی از اصولش عدول کند. امیر قلعه نویی هرگز حاضر نیست برابر هجمه ای که علیه او توسط دو رسانه خاص (برنامه 90 و روزنامه خبر ورزشی) به راه افتاده کوتاه بیاید. درست یا غلط ژنرال آبی پوشان چنین شخصیت ویژه ای دارد. طی چند ماه گذشته این حملات به قلعه نویی چنان
النگ و دولنگ هنوز هم بازی می کنند...خیلی قشنگ؟!
داشته باشد. از زمین و زمان هم که به او زنگ بزنند قبول نمی کند و می رود به سراغ تئاتر بازی کردن. خسرو هر وقت بی پول است می رود سراغ تلویزیون و سینما. من تئاتر را به همه چیز ترجیح می دهم و خودم را بیشتر بچه تئاتری می دانم. بازی در مجموعه النگ و دولنگ چندمین کارتان در تلویزیون بود؟ النگ و دولنگ پانزدهمین سریالی بود که من بازی کرده بودم. اما با وجود اینکه 26 - 27 سال از ساخت این
سلیمانی: آه با شین توبه نامه یک انقلابی قدیمی است
منتشر شد، جایزه گران و پرسروصدای جلال آل احمد را از آن خود کرد. این رمان، جایزه چهارمین دوره جشنواره داستان انقلاب را هم به دست آورد که البته پیش از این جلسه با آقای مزینانی صحبت می کردم و گفتم این رمان نباید در جشنواره داستان انقلاب شرکت می کرد که سر فرصت درباره این موضوع صحبت خواهیم کرد. وی افزود: این رمان درباره زندگی یک انقلابی است که در زمان حال یعنی 60 و چند سالگی اش است و کتاب، نسل
اتحادیه: مادرم می گفت نمی شود تاریخ کشورمان را ندانی/ بسیاری از مشکلات امروز ما ریشه در ناآگاهی از تاریخ ...
دهد. اما علاقه به تاریخ و دانستن آن، باب ورود به خیلی از موضوعات و مسائل است. هر شخصی، هر پدیده ای و هر موضوعی، تاریخچه و پیشینه ای دارد. بنابراین تاریخ خیلی وسیع است و افرادی که تاریخ می خوانند، می دانند که تاریخ چه جاذبه ای دارد. می خواهم بگویم، تاریخ به قدری جامع است و شامل همه علوم می شود که وقتی انسان از تاریخ خوشش می آید، در واقع از همه چیز خوشش می آید. این در حالی است که موضوع تاریخ بعد از
همسر دروازه بان استقلال فیلمنامه پژمان2 را می نویسد
شب هم پیش او مانده بودم فرصت نکرده بودم بیایم خانه و لباس بیاورم آمدم خانه و چون نیاز به ریکاوری داشتم و هیچ چیز مثل ورزش من را ریکاوری نمی کند نیم ساعتی شنا کردم و برگشتم بیمارستان و به وحید گفتم یه رازی دارم، الان خیلی خوشحالم چون رفتم شنا کردم و آمدم و کلی سر این موضوع خندیدیم و وحید اذیتم می کرد که می خوای رازت را لو بدم . این بانو درباره کارهای آماده انتشار خود بیان می دارد: یک سری
بفرما عذرخواهی !
نوشته آقای رئیس جمهور یک عذرخواهی دیگر هم به منتقدان توافق ژنو بدهکار است. در همین راستا گروه ها و شخصیت های مختلف سیاسی از اقصی نقاط جهان خواستار عذرخواهی رئیس جمهور شدند که به طور خلاصه در زیر به آن اشاره می کنیم:محمود احمدی نژاد: آقای روحانی باید از من عذرخواهی کند. به دو دلیل: 1. چون در حالی که من رئیس جمهور بودم ایشان یهو آمد به جای من رئیس جمهور شد. منطق هم نداشت. هرچی هم می گفتم خب شما رئیس
مصاحبه با حکیم ابوالقاسم فردوسی
کشیدید تا شعر به اینجایی برسه که الان رسیده، راستی تو چرا یه کلمه کتابی حرف می زنی یه کلمه عامیانه؟ فردوسی: نمی دانم، خویشتن نیز قاطی کرده ام! حالا یکی از این شعرهای امروزی را بخوان تا پس از آن سال سی، خویشتن حالش را ببرد! من: کرسی و قلیان و چای/ راه زمستان گرفت/ از دم مادربزرگ/ باغچه ها جان گرفت... فردوسی: مسخره بازی در نیار، گفتم شعر بخون! من: به جان خودم شعر بود.
سرقت اینترنتی 7هزار شماره حساب بانکی به دست جوان 25 ساله
استفاده می کنند و به این صورت امکان هک کردن این حساب ها و دسترسی به اطلاعات حساب بانکی آنها امکانپذیر نیست. من تنها به حساب هایی وارد می شدم که موارد ایمنی را رعایت نکرده بودند. چطور شد که ردیابی شدی؟ من معمولاً نیاز چندانی به پول پیدا نمی کردم . چون خودم در یک عکاسی کار می کردم و قادر به تأمین هزینه زندگی ام بودم. یک بار مشکلی پیش آمد و برای حل آن نیاز فوری به پول زیادی پیدا کردم. با این که همه موارد
حرکت لنگان لنگان سینمای مستقل/ ایوبی به نشست شکاف آمد
پذیرفتم که در کار حضور داشته باشم البته پیشنهاد اولیه از سوی علی سرتیپی بود اما به هر حال این تنها کاری است که من به عنوان یک تهیه کننده می توانم برای نسل جوان انجام دهم. وی در بخش دیگری از صحبت های خود اذعان داشت: وقتی به یک فیلمساز اعتماد می کنم به او اختیار تام می دهم کما اینکه بعد از دیدن فیلم من به کیارش گفتم که فیلم تو 8 دقیقه اضافه دارد اما این نظر من است و کیارش حق دارد به آنچه
اهانت فرماندار تکاب به خانواده های شهدا !! (عکس)
بود و در روستا می خواست نانوایی ایجاد کند و من گفتم نمی شود؛ او اعتراض کرد و من گفتم چون پدر شهید هستی من به تو نانوایی نخواهم داد خوب قانون مزایایی برای اینها مشخص کرده و طبق آن باید برخورد کرد لزومی ندارد بیاید و بگوید من خانواده ی شهید هستم مگر من از شما پرسیده ام؟! همه افراد در این جامعه دچار هزینه شدند و مگر فقط این خانواده ها و ایثارگران هستند که دچار هزینه شدند؟! همه افراد جامعه در آن سهیم
اهانت فرماندار تکاب به خانواده های شهدا
شهید هستم، فرزند شهید هستم و با آوردن مثالی که اوایل که من آمده بودم یک نفر زنگ می زد و می گفت من فرزند شهید هستم و بعد ها آمد پیش من و فکر کرد من خوشم می آید در حالی که من مگر پرسیده بودم که شما فرزند شهید هستید و او را مورد شماتت قرار دادم ، من باورم این است که نباید به اینها توجه کرد حتی من وقتی در میاندوآب بودم یک پدر شهیدی آمده بود و در روستا می خواست نانوایی ایجاد کند و من گفتم نمی شود؛ او
موزائیک با طرح مرگ بر آمریکا +عکس
با برادرم شریک بودم و از طرف مسجد آمدند کارگاه و طرح های مختلف موزاییک ها را دیدند که یکی را انتخاب کنند. ولی من گفتم بگذارید یک قالب جدید برای مسجد بزنم و تا چند روز دیگر برای شما بیاورم و به شما نشان می دهم. به ذهنم رسید حالا که آنقدر آمریکا با مردم ما دشمنی می کند و از صدام هم حمایت همه جانبه می کند و جوان های دسته گل ما را در جبهه ها می کشند طرح مرگ بر آمریکا را روی موزاییک کار کنم.
یکی از معروف ترین خیابان های تهران تغییرنام می دهد
رغم میل همه ساکنان آن محله تغییر دادند بعد هم اعتراض می کنیم می گویند کار شوراست آنها نماینده مردمند، پس نمایندگان ما چه کسانی هستند که از نام های قدیمی و آن اسامی که برای ما خاطره داشته اند دفاع کنند؟ بابک که رستورانی را در بلوار آفریقا اداره می کند می گوید: از چند هفته پیش شنیده بودم می خواهند اسم این جا را تغییر بدهند برای من فرقی نمی کند نام این خیابان چه باشد چون این جا را از بچگی به نام جردن