سایر منابع:
سایر خبرها
سینمای ایران هنوز هیچکاک زده است
است یک سری از سران عشایر به منزل من بیایند و راجع به این فیلم و مسئله اش صحبت کنیم. این خیلی برای من ارزشمند بود. یک روز دیگر، یکی از دوستان زنگ زد و خبر داد که یکی از سران عشایر قرار است به تهران بیاید و می خواهد حتماً تو را ببیند و اصرار زیادی هم دارد. من هم با تهدیدهایی که از قبل شده بود و با ماجراهایی که در پرونده ها خوانده بودم کمی ترسیدم. با خودم گفتم شاید می خواهد بابت ساخته شدن
اگر زمان کاپیتولاسیون بودند این قانون را تصویب می کردند
... فدراسیون و سازمان لیگ روی دو بحث باید در نیم فصل دوم دقت بیشتری داشته باشند. من سه ماه پیش راجع به دوپینگ عبدالزهرا گفته بودم اما کسی گوش نکرد. داوری فوتبال مان پاک است اما روی این دو موضوع نظارت بیشتری شود. گویا هلمکه مصدوم نبوده و دکتر نوروزی اطلاعات غلط به شما داده اند؟ من یک توضیح بدهم. من در حوزه تخصصی خودم صحبت می کنم. باشگاه قرارداد می بندد و کمیته پزشکی صلاحیت سالم بودن
مایلی کهن: به روحانی آدرس غلط دادند
شود. من نمی دانم این چه داستانی است که قبل از بازی ها می گویند نباید نظر بدهی، بعد از بازی ها هم می گویند چرا انتقاد می کنی. حالا اگر مربی ایرانی بود برایش دادگاه تشکیل می دادیم. فکر می کنیم سر دیگران را کلاه گذاشته ایم یک باشگاهی که نمی خواهم از آن نام ببرم و دفتر نداشته برای اینکه سهمیه آسیا بگیرد، می آید یک جا را اجاره می کند، نشان می دهد که ما فقط می خواهیم سر خودمان را
عنایتی: حذف در دور دوم برآوردن انتظارات نیست
اینگونه جبران کنم و خیلی خوشحالم که به این هدفم رسیدم. روی صحنه گل همه تصور می کردند به داخل محوطه جریمه بیایم و بعد ضربه ام را بزنم اما ترجیح دادم همان جا شوت بزنم که خوشبختانه موفق شدم گل بزنم. شادی گل تان هم خیلی جالب و کاملا مناسبتی بود. این تصمیمی بود که پیش از بازی گرفته بودم و به دلیل هتک حرمتی بود که به نام مقدس حضرت محمد (ص) شده بود و می خواستم به نوعی ارادت خودم را به
مرتضوی: هیچ تخلف و جرمی مرتکب نشدم
سعید مرتضوی در پاسخ به اینکه یکی از اتهامات شما در بازپرسی و پرونده تامین اجتماعی این است که در دوران 6 ماه مسئولیت خود در تامین اجتماعی حقوق برداشت کرده اید در حالی که با حکم دیوان عدالت اداری نمی توانستید مدیرعامل تامین اجتماعی باشید گفت: تنها چیزی که در پرونده تامین اجتماعی پس از یک سال نیم به آن رسیدند این است که بعد از حکم دیوان عدالت اداری مبنی بر اینکه نمی توانم مدیرعامل تامین اجتماعی باشم من سرباز زده و 6 ماه مدیرعامل بودم و برای همین برای من کیفرخواست صادر کردند چونکه حقوق 6 ماهه ای که دریافت کردم تحصیل مال غیر و دخل و تصرف در وجوه سازمان محسوب می شود. ...
ماهیت ایدئولوژیک روشنفکری ایرانی از ابتدا تا انتها
رادیو آمریکا می سازند و در برنامه های خبری خود پخش می کنند، ساختگی است، زیرا خودم فیلم بردار خبر بودم و معنای فیلم ساختگی را می فهمم. احساس می کردم که آنها سناریو نویسی می کنند و می خواهند جنگی را پیش ببرند و تمامش هم بکنند. و سفر سوریه درستی این ادعاها را به من اثبات کرد. تسنیم: خوب، نمی توانیم به این هم اشاره نکنیم که خیلی ها معتقدند آذر، شهدخت، ... ثمره سفر شما به کاناداست و روباه ثمره
نقل قول های عَلَم از وضعیت وخیم کشور
این توانمندی را خفه کرد. به طورمثال شخصی مثل ابوالحسن ابتهاج که اهل فکر بود را به زندان انداختند و بعد هم از ایران وی را فراری دادند. البته سال 57 شاه دوباره به این جنس از شخصیت های سیاسی توجه می کند و آن ها را برای مشورت فرا می خواند ولی آنجا دیگر شاه نمی تواند مشورت های آن ها را بپذیرد. لذا شاه تصمیم به فرار از ایران می کند، زیرا دامنه بحران وسیع است و او توانایی اینکه همه این اطلاعات
طمع دین محمدی برای لژیونر شدن
گرفته ایم. همه یار گرفته اند و ما هم یار گرفته ایم. این مطالب را جلوی چشم خودم گفتند و خیلی به من برخورد و ناراحت شدم. شاید الان اگر به یک سری از جوانان چنین حرف هایی را بزنی ناراحت نشوند اما من در آن زمان از شنیدن این موضوع خیلی ناراحت شدم. محله ما نزدیک به کوه بود. پس از تمام شدن تمرین به خانه آمدم و پوتین هایم را به پا کردم و بندهایش را محکم بستم. لباس سربازی را به تن کردم و به کوه
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/2
، ابراز نارضایتی کرد. رضا ناجی بازیگر سینما در گفتگویی ضمن گلایه از نداشتن کارت برای تماشای فیلم های جشنواره فجر اظهار کرد: متاسفانه از افتتاحیه تا به حال من سه روز است که به برج میلاد می آیم اما هنوز کارتم نرسیده است. من با آقای رضاداد هم صحبت کردم و به او سلام و عرض ادب کردم و درباره این موضوع به او گفتم اما او به من گفت شما خودتان کارت هستید! وی افزود: اما آنهایی که دم در
نجات سربازِ گروگان با سیگنال های گوشی همراه
: امید پسرم سرباز است و هر روز صبح ساعت چهار بامداد برای رفتن به پادگان از منزل خارج می شد. شب قبل در خانه یکی از بستگانمان بود و ما فکر می کردیم صبح زود از آن جا به پادگان رفته است. همه چیز عادی بود. تا اینکه حدود ساعت 9:30 صبح یک پیامک از پسرم دریافت کردم. وقتی متن پیامک را خواندم شوکه شدم. پسرم نوشته بود: من را سوار ماشین کرده اند و الان هم نمی دانم کجا هستم. شماره اش را گرفتم اما از
چرا نعمت زاده ثروتش را در بازار سرمایه بورس نگذاشت؟
اعضای این جلسه، بعد از چند روز در فیس بوکش نوشت که در این جلسه اطلاعات خوبی به دستمان رسید! یکی از خوانندگان خبرگزاری فارس ذیل این خبر، پرسیده که آیا این کار رانت نیست؟ من می گویم بله این رانت است. این مال باخته در کامنت ذیل این خبر نوشته: فردا حجم خرید حقوقی ها در بازار سرمایه بر اساس چشم اندازی که وزارت خارجه در اختیار آقایان قرارداده، به نهایت خواهد رسید. همه می دانید که در بورس، هر کس زودتر به
موزائیک مرگ بر آمریکا هم آمد+ عکس
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مهر، مسجد خوزان شهر خمین موزاییک هایی دارد که شاید هیچ نمونه مشابهی نتوان برای آنها پیدا کرد. موزاییک هایی که روی آنها با خط درشتی شعار مرگ بر آمریکا نوشته شده تا نمازگزارانی که وارد این مسجد می شوند هربار بعد از دیدن این موزاییک ها قدم هایش به سمت شبستان مسجد را محکم تر بردارند. موزاییک های سی و چند ساله مسجد خوزان خمین به خوبی نشان می دهد
نمی خواستیم به مخاطب رو دست بزنیم/ تعویض با نظر مربی
: عذرخواهی می خواهم که به اندازه همه عوامل و بازیگران جا نداریم جای بابک کریمی و سحر دولتشاهی هم خالی است. حسام محمودی هم که پایین نشسته و وحید مقدسی، کامیاب امین عشایری و رابعه مدنی که با حضورش به ما افتخار داد نیز پایین نشسته اند. وی ادامه داد: در ادامه فیلم های قبلی ام دوست داشتم تجربه دیگری داشته باشم و از این رو که فیلم را هم خودم نوشتم و هم خود تهیه کردم حوزه اختیاراتم در این اثر بیشتر
وقتی سگ آمریکایی از شخص اول مملکت محترم تر شد
که هنوز خبری از انقلاب نبود و شاید اگر نگوییم همه، کمتر کسی می توانست عاقبت خوشی برای این حرکت پیش بینی کند. امام(ره) روزهایی که کسی جرأت نداشت حتی در دل کوچکترین انتقادی به سلطنت پهلوی کند روی منبر می رفت و با صراحت انتقادهای خود را نسبت به رژیم وقت بیان می کرد و حرف هایی که می زدند بر جان و دل مردم می نشست و کم کم دل ها بیدار شدند و به پا خواستند علیه ظلم. در یکی از این سخنرانی ها
مردم جمهوری اسلامی را می خواهند و این شدنی است
خودش درست کند. فردای آن روز آقای اشراقی، داماد امام مرا که در حیاط بودم صدا زدند و گفتند: آقا با شما کار دارند. خدمت امام رفتم و ایشان فرمودند: به آقای سنجابی بگویید از نوشته ام استفاده تبلیغاتی نکند. هوشمندی امام واقعاً در این جور جاها مشخص می شد که حواسشان به چه مسائلی بود. برگشتم و جمله امام را بدون کلمه ای پس و پیش، به آقای دکتر سنجابی گفتم. ایشان هم مصاحبه ها را قطع کرد و به ایران برگشت!
از زندان و تبعید تا دزدیده شدن دیوان استاد شهریار توسط ساواک
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از اروم نیوز ، شهریار شاعری بود آزادی خواه. شاعری که علیرغم اینکه بسیاری خواستند وی را به دربار بکشانند اما بصیرتش همه اقدامات درباریان و شاعران درباری را نقش بر آب کرد. بی شک استاد شهریار نابغه شعر جهان شرق است. هیچ شاعری را در طول تاریخ نمی توان یافت که آثارشان به 90 درصد زبانهای زنده دنیا ترجمه شده باشد. شاعری که هم فارسی و هم
هومن برق نورد: از همسرم خیلی مواظبت می کنم!
لحظه حل می کنم. آخرین روز زندگی تان دوست دارید چه فردی کنارتان باشد؟ همسرم و افرادی که به آنها علاقه دارم. تاکنون گریه هم کرده اید؟ بله. مرد که گریه نمی کند! (خنده) چرا بعضی وقت ها مردها هم گریه می کنند. چه وقت هایی گریه می کنید؟ وقت هایی که خیلی خسته ام. بیشتر هنگامی که فشار کاری ام خیلی زیاد بوده و تو اتاق منتظر بودم تا برای بازی
وطنخواه؛ یک عده مفت خور دور و بر صادقیان هستند
حکم دادند اما دیگر با او تماس نگرفتند؟ واقعا باشگاه بی صاحب شده است. * بگذریم. درباره خرید سهام پرسپولیس چه نظری دارید؟ ظاهرا پیشکسوتان می خواهند 20 درصد سهام را بخرند؟ - به من هم خیلی زنگ زدند اما من کلا کاری ندارم. سابقه من از همه اینها بیشتر است. من جزو بنیانگذاران پرسپولیس بودم و 17 فروردین سال 47 اولین بازی با تاج را انجام دادیم. وقتی شاهین منحل شد ما رفتیم تمرین کردیم و یکی
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (14 بهمن)
منو ببخش که پیش از این آن را با صدای ناصر عبداللهی شنیده بودیم پایان می یابد و همه نوازنده ها بعد از شوخی و خنده های پایان تمرین به دعوت بنیامین و پدر و مادر نیما وارسته به لابی استودیو می روند؛ جایی که مادر در یک فضای خودمانی شمع هایی روشن کرده و گل هایی چیده که جشن تولدی برای پسرش بگیرند. پدر نیما وارسته در همین اثناست که می گوید: با اینکه من و همسرم در این مدت خیلی سختی کشیدیم و هنوز
حمله زنان چماق به دست به بانوان انقلابی/ مامایی که به خاطر حجاب رختشور معرفی شد
نیروهای ساواک بود به یکی از پزشکان مرکز که از دوستانش بود به او خبر دادند که هر وقت شتر پشت گردنش را دید تو هم مکه را می بینی.... اما او استوارتر از این حرف ها بود که با این تهدیدها دست از کار بکشد، در سال 56 با یکی از کاروان های زابل به عنوان خدمه به حج تمتع اعزام شد و بعد از برگشت پیامی در غالب " شتر پشت گردنش را ندید ولی من کعبه را دیدم" به سرهنگ مهرآموز رساند. در سال 54 که
دلسوزی های خانواده سوز!
شده مادر؟با همسرت قهر کردی؟چرا تو لکی؟ من که دلم پر بود ناخواسته شروع کردم به درد دل کردن و همه اتفاق را برای مادرم تعریف کردم. مادرم هم گفت که من با همسرت صحبت می کنم و سعی می کنم مشکلتان را حل کنم. به نظر خودم کار من هیچ ایرادی نداشت. صحبت آقا هنوز تمام نشده بود که خانم با لحن عصبی گفت: واقعاً با خودت فکرکردی بعد از آن اتفاق من چه حالی شدم وقتی مادرت درمورد حرف های خصوصی من و تو صحبت
با مرگ ماهی می خواستم طرح دیگری بیاندازم
پیش از نمایش فیلم گفتم این فیلم را تقدیم می کنم به زنده یاد رسول ملاقلی پور و زنده یاد علی حاتمی چون این کارگردان ها دو فیلم ویژه در مورد مادر ساختند. وی ادامه داد: در ادامه فیلم های قبلی دوست داشتم تجربه دیگری داشته باشم تا قصه ای که خودم نوشتم را خودم تهیه کنندگی کنم تا اختیاراتم بیشتر باشد. برای همین تلاش کردم با این گروه طرح دیگری بیاندازم. حجازی در ادامه گفت: تلاش کردم به
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر و هنرهای نمایشی (14 بهمن)
وحدت رفته بود پس از تقدیر از برگزیدگان اظهار کرد: خیلی تاسف خوردم چون جای تله تئاتر را همچنان خالی دیدم که جا دارد همه با هم اعتراض نه بلکه خواهش کنیم تله تئاتر بار دیگر راه بیفتد. فروتن در پایان گفت: به عنوان یک کارگردان قدیمی معتقدم تله تئاتر آبروی تئاتر و تلویزیون است که امیدوارم بار دیگر فعال شود. اعتراض به حذف جایزه گریم بخش بین الملل ماریا حاجیها از هنرمندان
پنج سال از بهترین سال های زندگی ام در زندان های مخفوف ساواک گذشت/ده سال فراموشی به خاطر تزریق آمپول های ...
پیشبرد اهداف اسلامی گروه،وارد ارتش شوم.ارتش در آن منطقه قصد راه اندازی تشکیلاتی داشت و برای جذب نیرو اعم از زن و مرد اعلام نیاز کرده بود.دانشکده ی پرستاری را رها کردم و برای ورود به ارتش آماده شدم و ثبت نام کردم . نوشتن انشا ضد رژیم مانع ورودم به ارتش شد وی ابراز داشت:به خاطر برخی فعالیت های قبلی ام در دبیرستان از قبیل انشایی که ضد رژیم نوشته و خوانده بودم،مانع از ورودم به
گفت وگوی آزاده نامداری با روزبه نعمت الهی
آنها را رهبری می کردم. در مدرسه گروهی داشتم که برای خودم یک امپراتوری درست کرده بودم. برای خانواده تان فرزند خوبی بودید؟ نه چندان متاسفانه. در کودکی خیلی آنها را اذیت کردم و وقتی بزرگ شدم به خاطر اینکه تفکرات خیلی عجیبی داشتم آنها را همیشه غافلگیر می کردم. بعضی وقت ها همه زندگی را جمع می کردم و در بیابان چادر می زدم. چرا تا این حد متفاوت هستید؟ عمدی است یا غیر عمد
فیلم عکاسی داخل پاکته، می ترسم نور ببینه خراب بشه
روز عکسی از ایشان ندیده بودم. همان موقع چند کلمه در ذهنم ردیف شد: خوش آمدی به دل های ما. دربست در خدمتیم. شیشه های عکس را بردم در تاریک خانه پنهان کردم. نزدیک ساعت دو بعد از ظهر بود. صاحب کارم کم کم از راه می رسید. او کارمند دولت بود و بعد از وقت اداری می آمد عکاسی. عکاسی ما بعد از ظهرها تا سر شب، مراجعه کننده زیاد داشت. روز اول و دوم کار سخت بود. صبح ها که رفت و آمد کمتری به عکاسی بود
مرد باش و استعفا بده...!
که شما فرزند شهید هستید و او را مورد شماتت قرار دادم ، من باورم این است که نباید به اینها توجه کرد حتی من وقتی در میاندوآب بودم یک پدر شهیدی آمده بود و در روستا می خواست نانوایی ایجاد کند و من گفتم نمی شود؛ او اعتراض کرد و من گفتم چون پدر شهید هستی من به تو نانوایی نخواهم داد خوب قانون مزایایی برای اینها مشخص کرده و طبق آن باید برخورد کرد لزومی ندارد بیاید و بگوید من خانواده ی شهید هستم مگر من از
سرودهای انقلابی چگونه تولید و پخش می شد؟
کرده ام. قرار شده یک جلسه مشترک با هم داشته باشیم. چند شب بعد من مسجد آیت الله طالقانی (مسجد هدایت) دعوت بودم. در آنجا یکی از شعرهای انقلابی آقای سبزواری را خواندم. شعری که با این 2بیت شروع می شود: هنوزم هم شوق پرواز است، گر بال و پری باشد به سر سودای آزادی است ما را تا سری باشد امیدم هست در دل، تا دلم گرم است در سینه که بر دیوار پولادین هر زندان، دری باشد
از استرس تا صبح نخوابیدم!
اینجا میبینم. همچنین بابک حمیدیان بیان کرد: روی ماه همه تان را می بوسم. علی مصفا ادامه داد: امیدوارم از فیلم خوشتان بیاید. بهرنگ علوی نیز گفت: خوشامد می گویم به همه عزیزانی که 10 صبح اینجا هستند. آخرین باری که این ساعت فیلم دیدم زمان مدرسه بود که به جای مدرسه سینما می رفتیم. خوشحالم بعد از دو سال دوباره شما را می بینم. سال پیش برای من کارت صادر نشد، اما امسال به من
36 سال پیش در مدرسه علوی چه گذشت؟/مرور خاطرات انقلابیون از مدرسه علوی
کرده است، به مرور خاطرات آنها درباره مدرسه علوی می پردازیم. روایت مقام معظم رهبری در کتاب شرح اسم خاطره مقام معظم رهبری از ملاقات نیروی هوایی با امام در کتاب شرح اسم که با درونمایه زندگینامه مقام معظم رهبری، از سوی هدایت الله بهبودی تدوین شده است، بیاناتی از رهبری درباره مدرسه علوی نقل قول می شود که چنین است: به یاد دارم بعد از سه روز از آمدن امام به من خبر دادند