شعر/ رسمشان است که از آمدنت دم بزنند - مشرق نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
لحظه های دلواپسی کنار آب های هور
به زمین می نشیند. قمقمه از دستم می افتد و کمرم می سوزد. گرد و غبار همه جا را فرا گرفته است. دست در جای سوزش می گذارم.دستم خونی میشود.احتمالاً زخمش باید سطحی باشد. پد جنگی را از زیر لباس روی آن می گذارم.تشنگی بیشتر فشار می آورد.گردو غبار می خوابد و سرم را از سنگر بالا می کشم تا قمقمه را پیدا کنم.به زحمت آن را بر می دارم. ولی ظاهرا عطش هور از من بیش تر است و قمقمه سیرابش کرده است.خوردن چند تیر پی
قسمت اول / گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران
مازنی خبر : از همسرش که می گفت بغض به گلویش نشست و نتوانست حرف هایش را ادامه دهد. وقار، آرامش و متانت نمی گذاشت صدایش بالا برود؛ آن هم کسی که به قول خودش اوج صدایش دست نیافتنی است. اینها شرح حال حبیب محبیان ،خواننده مشهور ایرانی هنگام گفت وگو با ماست. بعد از آن هجرت طولانی مدت به آن سوی آب ها، 6 سالی است که به ایران برگشته و همراه همسر در یک باغ بزرگ در روستاهای اطراف رامسر زندگی می کند. بی خبر
هزار نکته غیرحسن بباید تا شجریان شوی...
پرخوری نیستم. از آن دسته آدم ها نیستم که هرچه دم دست شان بیاید، بخورند. سیگار نمی کشم، اهل هیچ دودی نیستم ،هیچ اعتیادی ندارم. یک زمان هایی کوه می رفتم که الآن دیگر نمی شود. اما پیاده روی می کنم. در همه ی این سال ها سعی کرده ام سالم زندگی کنم. این سلامت به تنهایی کافی نیست، باید در کنارش صداقت هم داشته باشی. این که ریاکاری نکنی، چون مردم زودتر از هر کس دیگری می فهمند. دست آدم های ریاکار زود رو می
کپسول اکسیژن جزئی از اجزای بدنم شده است
/> می سوزم که چرا من نتوانستم با شهدا بروم منی که با آنها بودم... چشمهایش پر از اشک می شود، و یاد آن روزها و آن افراد می افتد، و هی زمزمه می کند که من چرا نرفتم و ماندم.... بعد از چند دقیقه از دوران درمان او می پرسیم و ارتباط کادر بیمارستان با او چگونه بوده، می گوید: برای درمان مدتی رفتم آلمان، من دست کشیدم ولی شلمچه از من دست نکشید! 5 سال در یک اتاقک شیشه ای در آلمان ماندم، بعد 5 سال
خاطرات خبرنگاران از اولین روز مدرسه
دوست داشتم به مدرسه بروم. با همین نگاه روز اول با سر از ته تراشیده (کچل) راهی مدرسه شدم، آن هم تنها و روی پای خودم؛ همین که از درِ مدرسه داخل شدم، یکی از دانش آموزان سال پنجمی محکم به سرم ضربه ای زد و خندید (بعدا فهمیدم این رفتار در مدرسه ما رسم بود که سال پنجمی ها روز اول مهر، سال اولی ها را اذیت می کنند)، من که خیلی بهم بر خورده بود، سراغش رفتم و دعوابم شد... البته بعداً با همان سال
خاطره نگاری از دبیرستانی که مدیرش علی شریعتی بود!
، کنار سبزه ای. لوبیا پلو و کتلت و کوفته و باقالی پلو را گذاشتند وسط و مشغول خوردنش شدیم. همهمه ای بود. یکی نمک می خواست، یکی پیاز می خواست، یکی می گفت از گوشت بدش می آید، یکی می گفت کاش بادمجان ترشی هم داشتیم، یکی هم دنبال ته دیگ می گشت که کم آمده بود و به او نرسیده بود. من سیزده سالم بود. کمی بیشتر. با بچه های دیگر فامیل جفت شده بودیم و شیطنت می کردیم. بعد ناهار تاب بستیم به درخت گردو. بعد دست رشته
چهره ها در شبکه های اجتماعی (تصاویر)
. واکنش دو شرکت کننده بعد از اعلام نتایج هم جالب و خواندنی بود: این هم سلفی عزیزان بعد از اعلام نتیجه نهایی، با لبخندی بر لبان و به دور از فضایی که هواداران دو عزیز در فضای مجازی بر علیه هم ایجاد کرده بودند و رقابتی که فقط برای خنده و شادی بود را آلوده به ماجراهای سیاسی کرده بودند. با آرزوی روزی که لب همه هموطنانمان سرشار از خنده های از ته دل باشد. ترلان پروانه در
بازگشت خاطرات خونآشام-7
هواپیما سقوط کرد و میگوری عیالش را گم کرد. معلوم نیست مرده یا گمشده. حالا او در به در دنبال جیگوری می گردد. هر کس را هم نیش بزند، به خنده می افتد. خنده بر جنازه ی تازه دم حالا که این خاطرات را می نویسم، در حال تعجبم. واقعاً نمی دانم خداوند چرا این آدم ها را خلق کرده! حالا اگر جیگوری عزیزم بود جواب می داد که: برای این که ما خونشان را بیاشامیم و بعد از خون آشامی نیشمان را
اولین روز مدرسه
خوشحال می شوم : هنوز صبح نشده، به زور خودم را به خواب می زنم گویی دوست ندارم صبح شود . می خواهم چرت دیگری بزنم که صدای سماور ، صبح اول مهر را زمزمه می کند،با صدای دلنشین مادرم که می گوید : "بلند شو ، باید بری مدرسه " بلند می شوم. نیازی نمی بینم که دست و صورتم را بشویم چون دیشب خواب به چشمانم نیامده ، ولی به اجبار آبی به صورتم می زنم . تازه یادم می آید که سرم را
صوت، متن و ترجمه دعای عرفه، اعمال روز عرفه و آدرس هیأت ها
صوت دعای عرفه بخش اول صوت دعای عرفه بخش دوم آدرس هیات ها را نیز می توانید در اینجا مشاهده کنید. همچنین صوت دیگر مداحان اهل بیت علیهم السلام را نیز می توانید از اینجا استفاده کنید. عبادت در این شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. برای شب عرفه چند عمل وارد شده است: 1- دعایی که با با این عبارت آغاز می شود، خوانده شود اَللّهُمَّ یا شاهِدَ کُلِّ
متن و ترجمه دعای امام حسین(ع) در روز عرفه + صوت
روزهای چهل و هفتم صحیفه کامله آن حضرت را با خشوع و دلشکستگی بخوان که دعایی است مشتمل بر تمام مطالب دنیا و آخرت،که درود خدا بر انشاء کننده اش باد.از جمله دعاهای مشهور این روز دعای حضرت سید الشّهدا علیه السّلام است.بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کرده اند،که بعد از ظهر روز عرفه در صحرای عرفات خدمت آن حضرت بودیم،پس با گروهی از اهل بیت و فرزندان و شیعیان،با نهایت خاکساری و خشوع،از خیمه خود بیرون آمدند،و
بمباران قبرستان، اجساد شهدای دفن شده را بار دیگر تکه تکه می کرد/فقط روز اول و دوم 64 زن و کودک دفن کردند
معنی نداشت و بعد از چند سالی یک دوستی را دیدم به من گفت: تو را دم مسجد جامع دیدم، وقتی من و برادرم اومدیم وسایلمان را ببریم؛ اصلا هیچ عین خیالت نبود و نه فکر کشته شدن بودی و نه فکر جنگ! ما دو ساعت بیشتر دوام نیاوردیم و درست اساس خود را نتوانستیم ببریم. آن دو ساعت را با وحشت ماندیم و چون شهر را می زدند جان در کف دستانمان بود. 15 مهر شهر از سکنه خالی شد، بیمارستان مصدق هم تخلیه شد. در اتاقی
سایه سیاست از هندوانه تا خندوانه!
پوپولیسم تفسیر شد زیرا خمسه هم سوابق بیشتری دارد هم تحصیلات مرتبط و هم آدم اهل کتابی است و در مقابل رضویان در فیلم های مشهور به شانه تخم مرغی و دم دستی کم بازی نکرده است! زیرا خمسه با 63 سال سن از جان مایه گذاشت. سوار بر یک الاغ وارد صحنه شد و گوشه ای از هنر پانتومیم خود را بروز داد و 33 سال پس از بازی در مرگ یزد گرد بهرام بیضایی آن خاطره را تازه کرد. با این حال با فاصله بسیار رضویان
زمین خواری با پشتوانه رسمی؟
سرسام آورشون شما هم یه سر بزنید دست خالی برنمی گردین اگر نقداً هزینه های جواز ساخت را پرداخت کنید مشمول تخفیف هم می شوید. با اینکه قطعیت در اقتصاد نداریم ولی احتمال افزایش قیمت در سال 94 صفره و 95 بعیده. بهزاد خیلی فعالی هر نظری در مورد کاهش قیمت رو دیسلایک و افزایش قیمت رو که همش مربوط به ذهن خراب خودته را لایک زدی خدا به تو ...بده به ماهم سلامتی . البته فعالی چون کار خاصی تو
برادرم به جرم تضییع بیت المال مرا به داخل هور انداخت
تنبیهی برای من در نظر گرفته است. با قایق جلوی من دور زد و نگه داشت و گفت: چرا با اموال بیت المال این کار را می کنی. تو با این قایق پیکر شهدا و مجروحان را حمل می کنی. اگر خراب شود چه؟ بعد به قایق من آمد و من را داخل آب انداخت. من خیلی ناراحت شدم بغض کردم و مجدد سوار قایق شدم. بعد دوباره با سرعت به سمت نیزارها رفتم. دنبالم آمد و من را درآغوش گرفت و گفت: گناه دارد برادر، بیت المال است. من هم او را
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
بی تجربه ای هستم. دست مردم چک داده بودم، چون می خواستم مطمئن باشند که بعد از تحویل پوست، پول شان را می گیرند. مردم چک هایشان را برگشت زدند و من را به زندان انداختند. * چقدر چک کشیده بودید؟ – 312 میلیون تومان. سال 1376 یا 1377 بود. * حجم دارایی تان چقدر بود؟ – همه دارایی ام به کارخانه و منابع سرمایه ای تبدیل شده بود. نقدینگی ام حدود 500 میلیون تومان بود که به صورت بار پوست
کادوهای عروسیش را به خانواده های شهدا داد
از زندگی این شهید بزرگوار را با هم می خوانیم: هنرستان یک گوشه ی هنرستان کتابخانه راه انداخته بود؛ کتاب خانه که نه! یک جایی که بشود کتاب رد و بدل کرد، بیشتر هم کتابهای انقلابی و مذهبی. بعد هم نماز جماعت راه انداخت، گاهی هم بین نمازها حرف می زد. خبرش بعد مدتی به ساواک هم رسید. اعلامیه ها و عکس های امام مادر نشسته بود وسط حیاط، رخت می شست. مرتضی آمد تو. گفت یا الله، مادر
شهید همت در سپاه مظلوم بود
برای کشاورزی و کار. در آنجا با یکی از بچه ها که الآن سردار سپاه است، سردار شعاعی فرم پر کردیم و بعد از آن قضایای گنبد و پاوه پیش آمد. رفتیم پادگان ولی عصر که از آنجا اعزام بشویم، گفتند که چون وسیله نیست، نمی توانید بروید و نشان به آن نشانی که ما بعد از آن در سپاه ماندگار شدیم. در پاوه گروهی بودند به نام دستمال سرخ ها که فرمانده شان شهید اصغر وصالی بود. ایشان بچه محل ما بود. یادم هست سال
فرهنگ در رسانه
ایران را می توان همچنان سرزمین شعر دانست؟ این عنوان زیبنده است به این دلیل که شمار شاعران بزرگ و برجسته در کشور ما، از قدیم الایام تا دوران معاصر، آنقدر هست که ایرانیان را اهل شعر بدانیم. بدیهی است اگر تقاضا نباشد عرضه هم نخواهد بود. حافظ، سعدی، مولانا، فردوسی، نظامی، خیام، انوری، خاقانی، مسعود سعد، رودکی و دست کم 100 شاعر دیگر می توان نام برد که از سرمایه های شعر کلاسیک فارسی هستند.به
نماز قلب، شناخت خدا است/ سربریدن نفس اماره؛ قربانی واقعی + صوت
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) ، آیت الله سیدمحمد ضیاءآبادی، مفسر قرآن کریم در جلسه تفسیر این هفته، اظهار کرد: هفته پیش گفته شد که دهه اول ذی الحجه در میان تمام ایام سال بعد از ماه مبارک رمضان، افضل ایام به حساب آمده و امتیاز خاصی دارد. میان این 10 روز هم روز نهم این ماه که روز عرفه است افضل است و برای دعا و مناجات با خدا امتیاز خاصی دارد. زیارت امام حسین(ع)؛ افضل اعمال روز
مازراتی پسرم دروغ است؛بنز دارد!
/> سوالات رضا رشیدپور و پاسخ های علی کفاشیان را بخوانید. شما تا به حال در گفت و گوی سخت شرکت کرده اید ؟ همه گفت و گوهای من تا به حال سخت بوده اما من به آسانی گرفته ام.. ولی به این صورت خیر.. بعد از گفت و گو می توانم بگویم سخت بوده است یا نه.. بخشی از بچه های مطبوعاتی می گویند ما هرچقدر سوال جدی بپرسیم اقای کفاشیان با لبخند و شوخی جواب می دهند و جواب جدی نمی دهند.
راه سومی وجود ندارد، یا از خدا دستور می گیریم و یا طاغوتیم
عدالت در زمین محقق شود. آن هم حاصل نمی شود مگر با حاکمیت کسانی که خداوند معرفی کرده است. امروز همه در این اجماع دارند که عدالت توسط بقیه الله اعظم محقق خواهد شد. شیعه و سنی این را قبول دارند. روایت المهدی منا اهل البیت؛ یملأ الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا اجماعی است و مختص به شیعه نیست. آن کسی که این عدالت را محقق می کند، مانند پیامبراکرم می ماند. همه موظفند به پیامبراکرم کمک کنند
قاطعیت رهبری فتنه 88 را نقش برآب کرد
رژیم حساسیت برانگیز بود صحبت می کردم. یک شب بالای منبر، درباره مقام والای آیت الله بروجردی و اهمیت فقاهت صحبت کردم و گفتم شاه مثل حلقه انگشتری است که در دست آیت الله بروجردی می چرخد. کسانی که از قبل دنبال فرصتی می گشتند که مرا از سر راه خود بردارند، چیزهای دیگری را هم به حرف هایم اضافه کردند و به ساواک گزارش دادند! که خزعلی گفته است: آیت الله بروجردی هر زمان که اراده کنند، می توانند شاه را از سلطنت
دنیا نمی خواست عراق شکست بخورد
1360 به طور علنی ورود به فاز نظامی را اعلام کرده، آشکارا دست به اسلحه بردند و ترورها را آغاز کردند. اینها تا پیش از سقوط شاه، ضدانقلاب نبودند؛ ولی پس از انقلاب، در نقش اپوزیسیون نظامی ظاهر شدند. حالا اینکه فرایند این پروسه چگونه بود، خود نیازمند بحثی طولانی است. به هر حال سپاه در سراسر کشور در مقابل اینها، رفتاری فرهنگی، امنیتی و انتظامی داشت. تقابل فرهنگی سپاه هم چون از بعُد ایدئولوژیک و مجادلات
آبادان؛ غروری که هست، هیبتی که رفت
/> شاید افراد 50 ساله امروز خوب به یاد دارند که زمانی جزر و مد رودخانه بهمنشیر، آب شیرین را تا دم در خانه های برخی مناطق آبادان می رساند و این آب با خود شادی و خرمی را میهمان خانه های می کرد. مردم همان آب را در ظرف هایی می گذاشتند تا گل آن ته نشین شوند و بعد آن را می خورند ولی همین آب تصفیه نشده هم عاری از بیماری بود و کسی بیماری های روده ای که امروز بسیاری از آبادانی ها با آن دست وپنجه نرم کردند
استندآپ های خندوانه و ترین های آن
خلاصه برای تشویق فرد مورد علاقه شان تا این حد جنجال به راه بیندازند. این هشت رقابت اول خندوانه با اینکه ابتدا چندان هم مهم تلقی نمیشد اما خیلی زود به یکی از اولویت های مردم بدل شد. هنوز یک دقیقه از شروع اجرای اولین کمدین نگذشته، شبکه های اجتماعی از اظهارنظرهای مختلف راجع به اجرای او پر میشود، بلافاصله بعد از پایان برنامه، قضاوت ها بین دو کمدین شکل می گیرد و نهایتان به دعوا منجر میشود و
بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب در مجمع عمومی سازمان ملل
اینها مایه ی برتری کس یا ملتی نیست. انسانیت پیوسته است، و تعرض به یک انسان تجاوز به همه ی انسانیت است؛ بدون دخالت خصوصیات جغرافیائی و نژادی. برتریجوئی و انحصارطلبی برادری را به جان برادری افکند و خونی که جاری شد دیگر فرو ننشست، و شبیه آن ضربه و آن انگیزه، جویهای خون به راه انداخت و میان برتری جویان و قربانیان برتریجوئی دریاهای خون پدید آورد و آسایش از بشر گرفته شد. پیغمبران مردم را به بندگی خدا
بازاریابی و تبلیغات
هایشان آن قدر تابلو است که گدایی هم کارشان را راه نمی اندازد. کارشان جمع کردن پلاستیک، مقوا و شیشه از زباله هاست. روزی دو، سه بار از بازیافتی ها به خاطر یک مشت آشغال کتک می خورند. روزهایی که پول نداشته باشند ساقی ها تو صورت شان تف می اندازند. آنها می گویند: از بار دوم به بعد فاز خوبی داشت... حالا این وضعی که داریم اند فازه. مصاحبه کامل را در منبع اصلی آن بخوانید و ببینید که چگونه آدرس می دهد
سخنرانی آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت، در مجمع عمومی سازمان ملل
است و تعرض به یک انسان، تجاوز به همه ی انسانیت است، بدون دخالت خصوصیات جغرافیایی و نژادی. برتری جویی و انحصارطلبی، برادری را به جان برادری افکند و خونی که جاری شد دیگر فرو ننشست و شبیه آن ضربه و آن انگیزه جویی های خون به راه انداخت و میان برتری جویان و قربانیان برتری جوی، دریاهای خون پدید آورد ... و آسایش از بشر گرفته شد. پیغمبران، مردم را به بندگی خدا که پتکی بر سر خودخواهی و برتری جویی است، فرا
همدلی جانبازها با آقای جانباز/ میزبانی شانه های رهبر جانباز از اشک های فرزندانش/ آقا گفتند این را به ...
! یکی شعر دکلمه می کند: رفت اگر از جبهه روح الله پاک چون علی با ماست از دشمن چه باک جانبازی دیگر شعری دیگر می خواند. چند نفر که شعر می خوانند، نوبت مداحی می شود. یکی می خواند بقیه دم می گیرند: حسین سالار زینب... جانبازی که دو دست ندارد و روی ویلچر هم نشسته اشک میریزد. دخترش از پشت سر خم می شود و اشکهای پدر را پاک می کند. او اشک می ریزد و دختر اشک می گیرد. آخر سر هم عینک پدر