ادیب می ماند، سیاستمدار می رود! - خبرگزاری تابناک
سایر خبرها
همایش بزرگداشت حافظ شیرازی در استانبول برگزار شد
شعر ایران و جهان است و منزلت او در این زمینه چندان والاست که بزرگترین اندیشمندان جهان، وی را مورد ستایش قرار داده اند. به عنوان نمونه گوته شاعر بزرگ آلمانی تحت تاثیر زیبایی ها و جاذبه های فکری و کلامی خواجه شیراز گفته است: ای کاش من کوچکترین شاگرد مکتب حافظ بودم. سرکنسول ایران در استانبول با قرائت ابیاتی از این شاعر بزرگ از زبان بسیار فاخر پیوند معنوی با کتاب وحی و دردمندی اجتماعی را از
تعزیه بَرغان میراث پایدار روستا/نوای یاحسین در کوچه ها می پیچد
) است . تعزیه آغاز می شود و مادر علی اکبر (ع) در گوشه ای از سکو نشسته است و خاک برسر می ریزد صدای به هم خوردن شمشیر شنیده می شود و بازیگران هرکدام نقش خود را اجرا می کنند . برای ثبت لحظات در قاب دوربین به پایین می آییم و در این میان داوود فتحعلی بیگی رییس انجمن هنرهای نمایشی استان البرز را می بینیم که میان عده ای دانشجو ایستاده است و درباره تعزیه برغان سخن می گوید .
مردم فلسطین و یمن از واقعه کربلا الهام گرفته اند/ شیعیان همچنان طالب خون بهای حسین(ع) هستند
آیت الله جوادی آملی به گزارش "حافظ نیوز" حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس اخلاق خود ضمن تسلیت ایام عزای سید و سالار شهیدان، جریان نهضت کربلا را مانند اسلام همراه با دو اصل کلیت و دوام دانستند. این مرجع عالی قدر تقلید تصریح کردند: همان طوری که اسلام با این دو اصل نازل شده است که جهان شمول است (لجمیع الناس فی جمیع العصر)، برای همه مردم الی یوم القیامه وجود دارد.
این دل شده هیأت اباعبدالله(36)/ باید که از نیزه سرت را پس بگیرم
/> درختی از کمر آتش بگیرد شده آیا دلت هر روز هر روز که از هرم خبر آتش بگیرد چه حالی می شوی وقتی ببینی برادر از جگر آتش بگیرد برادر زاده هایت دیده باشند که حلقوم پدر آتش بگیرد تو دیدی خیمه های اهل بیت ات به هنگام سفر آتش بگیرد مگو دیگر که نزدیک است از غم دل زینب دگر آتش بگیرد مگو دیگر
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
منظومه شمسی یا شنائی در بحر عرفان و طریقت موکریان/ عمر فاروقی
مقام بایزید از خود و از غیرحق ببریده اند یاد حق را بر همه بگزیده اند باطناً شیری بلی شیر شکار ظاهر ایشان، نعمامه، می شمار اصل مطلب جمله را معلوم گشت سنگ این مشکل برایشان موم گشت گر بگوید وصف ایشان را سعید در قلم ناید الی دهر مدید (ص 25) مرحوم میرزا احمد کور شاعر بزرگ موکریان در مدح شیخ سروده:
شفیعی کدکنی؛ شاعر آیینه ها
به تحصیل اشتغال داشت از اعضای موثر و فعال انجمن های ادبی به شمار می رفت و از همان آغاز نوجوانی آثارش در مطبوعات خراسان با نام مستعار م سرشک به چاپ می رسید. از سال های نخستین دهه ی 30، او با همکاری تنی چند از جوانان شاعر و اهل ادب، انجمن ادبی را تشکیل داد که مورد توجه طرفداران شعر نو، ادبیات داستانی و ترجمه ی ادبیات خارجی قرار گرفت. علی شریعتی نیز از جمله اعضای این انجمن بود. شفیعی کدکنی پس از آمدن
محفل مردمی شعرخوانی آئینی آستان اشک برگزار شد
: شاعران می توانند به زبان شیرین شعر، پیام امام حسین(ع) را به مردم منتقل کنند. در ادامه مراسم علی حاتمی، شاعر آئینی با سه غزل چراغ شب شعر آستان اشک را روشن کرد و محمد صادق بخشی، شاعر گرانقدر خراسانی واقعه عاشورا را با ابیات درهم تنیده به تصویر کشید و با 72 تن شهید کربلا ابراز همدردی کرد. غلامر ضا غلامپور و محمد کریمی زندی نیز محفل آرای شب شعر بودند و از سقای کربلا سخن به میان آوردند
مختارپور در صفحه اینستاگرام خود کتابهای عاشورایی معرفی کرد
معیارهایی هستند که در گزینش این مجموعه موثر بوده است. در این مجموعه نام بزرگان شعر انقلاب در کنار اساتید شعر آیینی روزگار ما و نیز شاعران جوان انقلاب اسلامی دیده می شود. دوازده فصل این کتاب عبارتند از: تا هست خدا خون خدا می جوشد، هنگامه ماتم حسین آمده است، چشمان زهیرها پس از دیدن تو، هرگز جریان دست تو قطع نشد، آب از نظر حضرت زهرا افتاد، خون گریه قتلگاه را می بیند، آن روز تمام کربلا زینب بود، از
قصیده ای که جایگاه عظیم یافت
داود آموخت و علوم دینی و فقه را از سید مهدی قزوینی فرا گرفت. به همین سبب در بسیاری از اشعارش به اصطلاحات اهل منطق برمی خوریم که حاکی از فضل و آگاهی اوست: شارکنها بعموم الجنس و انفردت عنهن فیما یخصّ النوع من نسب (9) هنگامی که شیخ صالح الکوّاز درگذشت، بسیاری از بزرگان شعر و ادب در سوگ او قصیده سرودند که پیشاپیش همه می توان از شاعر شهیر عرب، سید حیدر حلّی نام برد.
پوستر مسیر کتابهای ویژه ماه محرم در فضای مجازی منتشر می شود
مجموعه شعر عشق علیه السلام کتاب مجموعه شعر عشق علیه السلام مجموعه سروده های علیرضا قزوه در چاپ اول خود با شمارگان 2500 نسخه توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و تاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است. کتاب پدر، عشق و پسر نوشته سید مهدی شجاعی، انتشارات نیستان، داستان در مورد عاشوراست و از زبان یک اسب حکایت می شه. اسبی که زمانی که پیامبر 5 ساله اش بوده به ایشون هدیه داده
قوامی رازی؛ مداح سیدالشهدا(ع) و نخستین شاعر معترف به داشتن مذهب تشیع
در ادامه معرفی شاعران آئینی سرا که درباره محرم و عاشورا اشعاری سروده اند، این بار خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) به معرفی شاعر دیگری پرداخته است. امیر قوامی رازی از شاعران بزرگ ری بود. وی مداح قوام الملک یمین الدین طغرایی بوده و تخلص خویش را نیز از نام وی گرفته است. از میان شاعران زبان فارسی وی اولین شاعری است که در اشعار خود صراحتاً به شیعه دوازده امامی بودن خویش اعتراف و تصریح کرده است. وفات
اشعار ویژه تاسوعا و حضرت ابوالفضل (ع)
/> آزاد شد از قید زمانها و مکانها می رفت فرات از عطش عشق بمیرد بخشید نگاه تو به خونش جریانها مست تو فقط خیمه ی بی آب نبوده است از دست تو مستند همه مرثیه خوانها مشک تو که افتاد دل فاطمه لرزید خاک همه عالم به سر تیر و کمانها این گوشه عمو آب شد ، آن گوشه سکینه این بیت چه باید بکند در غم آنها ای هر چه
عاشورا؛ نقطه ای وحدت بخش در جهان اسلام/ مقتل نویسی در میان اهل سنت/ عزاداری امام حسین(ع)؛ سنت اسلامی
من داد و من آن را بوییدم و نتوانستم جلوی اشک خود را بگیرم. [2] با وجود فضای ضدحسینی که عباسیان از قرن دوم به بعد پدید آوردند و به تدریج یاد و نام امام حسین (ع) را تهدید حکومت عباسیان و خطر امنیتی می دانستند، بزرگانی در میان اهل سنت عاشورا را از یاد نبرده و فداکاری فرزند پیامبر اسلام را در قالب های گوناگون، به ویژه شعر، یادآور شدند. از جمله ی این بزرگان می توان به محمدبن ادریس شافعی، امام
متن نوحه های زیبا مخصوص دهه محرم
مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : نوحه های جدیدی برای دهه محرم و اشعار جدید برای ماه محرم و متن نوحه برای مداحی ماه محرم و نوحه های جدید رو در این مطلب می توانید مشاهده کنید اللهم ارزقنا کربلا روز و شب دارم دعا آرزومه ای خدا دیدن شیش گوشه ی کرببلا همه رفتن کربلا به دیار نینوا اسم من از قلم افتاده خدا من و این دیده ی تر من و قلب پرشرر من و
فرهنگ در رسانه
وقتی با فیلمی مواجه هستیم که نام امام حسین (ع) قرار است که به روی آن فیلم قرار بگیرد و واقعه کربلا را به تصویر بکشد و همه تلاش کردند نهضت حسینی را به نمایش بگذارند حتما تاثیر خود را به روی مخاطب خواهد گذاشت. آنقدر همه چیز به نظرم به درستی سر جای خود در این فیلم قرار گرفته اند که مخاطب تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. همه ما با عشق به ائمه اطهار(ع) بزرگ شدیم با عشق هم در این فیلم سینمایی کار کردیم. تمام
بدون تنهایی نمی توانم زندگی کنم
می دانند که تنهایی برای من یک چیز دیگر است. خلاصه اینکه من هنوز هم یک آرمانگرا هستم، یعنی معتقدم باید همه از یک سطح زندگی متعالی برخوردار شوند و در این سال ها تعدادی رمان و داستان کوتاه نوشتم که حدود 23 جلدش را الان چاپ کرده ام، ولی 13 جلد دیگر هم دارم: 9رمان و چهار مجموعه داستان که در شرایط کنونی نمی خواهم چاپ شان کنم. درباره کتاب های تئوری و نظری تان در حوزه داستان نویسی نیز بگویید
سفیر فرانسه و داریوش شایگان در شب بخارا؛ "بی لعن و نفرین، هیچ نوآوری ممکن نیست"
که هیچ مابه ازایی در شاعران دیگر نداشت. از سوی دیگر، شخصیت شگفت انگیز و غامضی از او در ذهنم ساخت. شایگان در مراسم شب شارلر بودلر شایگان در ادامه صحبت هایش اظهار کرد: با برداشتی که آن زمان از شعر و شاعری داشتم، اینها همه جدید به نظر می رسید. متوجه شدم که این شاعر فردی استثنایی و کاملاً متفاوت با تمام بزرگانی است که پیش تر می شناختم. می دانستم که او را بزرگ ترین شاعر مدرنیته لقب
ایام محرم در پایتخت حسینیت اردبیل
کنند و مطالب خود را معمولا بصورت نثر و با صدای بلند، خشن و خوفناک اداء می کنند، موسیقی به ویژه ابزارهایی مانند طبل و شیپور نقش اساسی در ایجاد شور و هیجان در شبیه خوانی در استان دارد. وی در ادامه تصریح می کند: نسخه هایی که مورد استفاده شبیه خوان ها و تعزیه گردان ها قرار می گیرد تماماً نثرها و نظم هایی است که از گذشته دست به دست و سینه به سینه منتقل شده اند. سرآیندگان اشعار تعزیه کاملا مشخص
جبران غفلت ها با چند قطره اشک؟!
زمان حال است. سیدضیاءالدین شفیعی با اشاره به تاثیر شخصیت امام حسین(ع) و واقعه عاشورا بر زبان و ادب فارسی، اظهار کرد: با بررسی پیشینه سوگواری یا مرثیه در ادبیات فارسی درمی یابیم که واقعه عاشورا از همان ابتدا تا هم اکنون در شعر و ادبیات فارسی به شکلی پررنگ متجلی بوده است. این شاعر با بیان اینکه نخستین شاعران فارسی سرا در زمره نخستین مرثیه سرایان نیز بودند، افزود: مرثیه سرایی همراه با ادبیات
حافظ شاعر چند صدایی و چند نوایی است
/> وی افزود: حافظ می فرماید: در خلاف آمد عادت بطلب کام که من/کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم کاری که حافظ کرده این است که خلاف آمد عادت رفتار کرده و اگر همه شاعران در یک مسیر گام زده اند وی در چند مسیر گام زده است. اگر سعدی فقط عاشقانه و مولوی فقط عارفانه شعر گفته اند حافظ از تلفیق هر دو استفاده کرده است و شعرش را از تک صدایی به چند صدایی و از تک نوازی به چندنوازی رسانده است. باقری تاکید
هنرمندانه ترین بیانیه فرهنگ ایران
کریم بوده است بنابراین در گوشه گوشه شعر این بزرگمرد اشارات قرآنی موج می زند. ملایی بیان کرد: نقد و بیان طنزآمیز مسائل جامعه از سوی این شاعر یکی دیگر از نکات برجسته و ماندگار شعر وی است؛ به طور مثال ریاکاری و دورویی زاهدان زمانه که بارها از سوی شاعر با خنده ای تلخ بیان شده است. او سپس با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری درباره حافظ، گفت: امثال حافظ، سعدی، فردوسی و مولانا همچون
ریتم های غربی آفت شعر عاشورایی هستند/شاعران عاشورایی آذربایجان ستاره های آسمان ادبیات عاشورایی ایران ...
قالب های قصیده و غزل بودند اما در حال حاضر مخاطبان ما نیاز به سخن کوتاه دارند و دیگر آن مثنوی های بلند را نمی طلبند و به همین جهت سخن کوتاه مثل دو بیتی و شعر نو و سپید و یا ترانه های عاشورایی رواج خاصی پیدا کرده اند و اکثر مداحان از این قالب ها بهره می برند. شاعران عاشورایی آذربایجان ستاره های آسمان ادبیات عاشورایی ایران هستند این شاعر آیینی با اشاره به جایگاه رفیع شاعران
صدای رسای حمید سبزواری هنوز بلند است
آمده اند. وارد می شویم و حسین اسرافیلی و رضا اسماعیلی را می بینم. دو انسان شریف و شاعر نام آشنای شعر انقلاب را می بینم که مهربانانه همکلام استاد شده اند. می نشینیم و دکتر قزوه و علی داوودی و سیدسکندر حسینی شاعر میهمان مزارشریفی نیز به ما می پیوندند. دوستان نشریه شفافیت می خواهند، پرونده ای برای بزرگداشت استاد کار کنند و رضا اسماعیلی از دوستان می خواهد که هر یک وجهی از وجوه رفتاری استاد
یاللعجب که وصل و فراق است روبه رو
جهان ندیده دل آرا مؤدبی دایر شود گر از غم آفاق مکتبی اول منم که در همه روزی و هر شبی دود دلم به گنبد افلاک بر شود . بعد از تو می روم به دمار فراق تو در هر بلا به یاد تو و اشتیاق تو ای ماه طاقتم نبود در محاق تو دارد محبی حسرت قبر و رواق تو روزی شود به قبر تو وی را سفر شود زبان حال حضرت
جهاد علمی امام باقر علیه السلام
به گزارش پایگاه خبری علت به نقل از خبرگزاری تسنیم ، امسال، آغاز سال تحصیلی حوزه و دانشگاه با اندکی پس و پیش، با سالروز شهادت امام باقر(ع) مقارن گردیده که می تواند الهام بخش سنگربانان سنگر جهاد علم و دانش باشد. در این نوشتار ضمن ترسیم تصویر گونه ای از این مجاهدت پر زحمت و پر ثمر، برای یادآوری بار سنگین خون شهیدان و انتظارات خانواده معظم آنان، به نامه تنی چند از همسران دانشمندان شهید هسته ای اشاره
فرصت استثنایی رسمیت پیداکردن مذهب شیعه
(دوانی، 1364، ج4، ص29). در این دوران، فقه شیعه به تدریج، به فقهی حاکم تبدیل شد و در عمل، شاهد اجرای بخش عظیمی از قوانین شیعی در این عصر هستیم؛ به گونه ای که فقه شیعه از حیطه نظر، خارج گشته و به عرصه عمل وارد شد. در این دوره، حقوق اساسی و یا فقه سیاسی شیعه به دلیل این که مورد ابتلا بوده و علما در عمل با مسائل مربوط به حاکمیت و حکومت، درگیر بوده اند، رشد قابل توجهی پیدا کرد. در این دوره
سید علی صالحی: زن در شعر من معشوق نیست، رفیق است
ری را ، دعای زنی در راه که تنها می رفت ، چیدن محبوبه های شب را تنها به باد یاد خواهد داد ، دریغا ملا عمر... ، از آوازهای کولیان اهوازی (شعرهای دوران جوانی، 1357-1350)، سمفونی سپیده دم ، ردپای برف، تا بلوغ کامل گل سرخ ، زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند و پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر نام دیگر کتاب های این شاعرند. به مناسبت 27 شهریور روز شعر و ادب با او گفت وگو کرده ایم.
با حبیب کاروان شعر انقلاب
لبخند و هر چند گاه گفتاری خفیف جمع را بی نصیب نگذاشت. از بعد فنی و طبع روان شعر استاد که در صورت های مختلف شعر پارسی از غزل ، قصیده، ترانه و سورد متجلی گشته بگذریم پایداری و همراهی بدون تعلل و لغزش حمید سبزواری با انقلاب اسلامی در چندین دهه از عمر با برکتش، ایشان را به شاعر محبوب همه نسل های انقلاب بدل ساخته است و ترکیب دوستداران حاضر ایشان در مجلس که پیر و جوان را شامل می شود نیز
اشعار شب هشتم محرم؛ حضرت علی اکبر(ع)
گروه دین مشرق- به مناسبت برگزاری سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، 40 قطعه شعر از شاعران آئینی برجسته و به نام کشور را با موضوع "حضرت علی اکبر (علیه السلام)"، به محبان آل الله (علیهم السلام) تقدیم می نماید. دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علی پاره های بدنت را جگرم سوخت علی ناگهان زانویم افتاد زمین چون دیدم طرز چانه زدنت را جگرم سوخت علی