چشمی: به خاطر استقلال به پیشنهاد آلمانی ها نه گفتم - جوان ایرانی
سایر منابع:
سایر خبرها
خسروی: اصفهانیان عوام فریبی نکند
استقلال می آیند. درست است که ما می دانیم خیلی از مردم تهران در این روزها به عزاداری و یا مسافرت رفته اند اما من به یاد دارم که ما در سال های گذشته یک روز قبل از عاشورا و بعد از عاشورا در مسابقات جام باشگاه ها بازی داشتیم ولی 100 هزار نفر به ورزشگاه آمدند. خسروی دلیل استقبال کم تماشاگران از بازی های فو تبا ل در روزهای اخیر را این طور توضیح داد: همه ما از جمله داورها، شما رسانه ها، مربیان
تاسوعا و عاشورای حسینی
سُرخِ لاله را دل خوشیِ سَحَر دهم قومِ به شب نشسته را، وقتِ سَحَر پِیَمبَرم - تا به دیارِ عاشقان، بویِ خوشِ یمن بَرَم منتظرِ سپیده را، قِصّۀِ آمدن کنم - دل زِ تمام عاشقان، خون جگرِ یمن کنم آمده ام زنم تو را، شعله به آهِ کربلا – تا به شفایِ عاشقی؛ دردِ تو را کنم دَوا دست و قلم نمی رود، تا که به نیزه سَر کشد - بر تنِ غرقه خون او، این همه را تَبَر کشد زُلفِ قلم به خون زنم
روایت برانکو درباره عاشورا و سنت های شیعیان
این باره هم صحبت می کنید؟ در روزهای ابتدایی ماه محرم در هیاتی که مقابل ورزشگاه درفشی فر وجود دارد حاضر شدم و آنجا عکسی از من گرفته شد که در اینستاگرام منتشر شد. برای ایرانی ها جالب است که برانکو در ماه رمضان سفره افطاری می دهد و در ماه محرم هم لباس مشکی بر تن می کند. من به عقاید مذهبی ایرانی ها احترام می گذارم و دوست دارم در مناسبت های آنها شریک باشم. به سنت ها و
راز دسته گل هایی که برای آشتی با علی پروین خریده می شد!
هم در اولین فصل حضورش... هر کسی که من را می دید، می گفت دیوانه ای؟ مگر می شود با این همه ملی پوش به تو بازی برسد؟! راستش خودم هم به این حرف رسیده بودم و گفتم اشکال ندارد، چند سالی نیمکت نشین می شوم و بالاخره یک روز بازی به من می رسد. دفاع وسط آن سال تیم افشین پیروانی، مجتبی محرمی، عبدالله نژاد و چند نفر دیگر بودند. اول قرار بود پنجعلی و محمدخانی و درخشان در تیم بازی کنند که وقتی هدایت
خواستگاری و موفقیت در جلسات خواستگاری
وجود به او اعتماد داشتم اما ناگهان متوجه شدم که او از من سوءاستفاده کرده و موضوع به این مهمی را از من مخفی کرده است. به گفته این زن، او اگر می دانست که شوهرش پیش از این با زن دیگری نامزد بوده و این موضوع را از وی مخفی کرده، هیچ وقت با او ازدواج نمی کرد. این زن همچنین گفت: شوهرم در حالی نامزدی قبلی خود را از من مخفی کرد که پیش از این و در زمان خواستگاری و عقد بارها از من خواست که هیچ وقت
پناهیان:جوانان نخبه فرهنگی باید جهانی اندیش باشند
زمینه بزرگ شدن وجود نداشت، ولی الآن خوشبختانه وجود دارد. خداوند می فرماید که تو باید مانند من شوی. درست است که ما تکبر خدا را نباید بگیریم، ولی ما تا بزرگ نشویم به ملاقات خدای بزرگ نخواهیم رفت. اگر بزرگ شدیم، خیلی از انگیزه های پست دنیایی، نزد ما حقیر خواهد شد. اگر انسان بزرگ شد، حماسه می آفریند. انسان های بزرگ، حماسه می آفرینند. بزرگی را در چه می بینید؟ معنویات ما کجا در سعی کرده این بزرگی را در ما
مجادله عمر بن سعد و شمر قبل از شروع جنگ
می کند: یا حسین بن علی را به بیعت، وادار می کنی و یا باید با او بجنگی و اگر نمی توانی به شمر واگذار کن. ابن سعد با خواندن نامه، شمر را مورد سرزنش قرار داد. اوّل کاری که کرد به شمر توپید، گفت: وای بر تو، خداوند تو و اهل خانه ات را مقرّب درگاه خودش نسازد و به واسطه چیزی که تو به سبب آن پیش من آمدی که مثلاً ریاست و حکومتی بگیری، تو را زشت بدارد و گرفتارت کند. به خدا قسم من می دانم تو این
ماجرای دسته گل های آشتی به پروین از زبان رهبری فر+عکس
بزند. همه چپ چپ به من نگاه کردند و با تعجب پرسیدند که چی شده؟! روحیه ام خراب شد. در آن بازی اتفاقا پنالتی شد و علی هم آن را گل کرد. به تهران برگشتیم و خبرنگاری از من پرسید چرا تو پنالتی نزدی؟ گفتم نمی دانم، باید از علی پروین بپرسید. همین موضوع باعث شد که با من تماس گرفتند و گفتند علی آقا گفته سرتمرین نیا! گفتم چشم. دو روز بعد محمود خوردبین تماس گرفت که بیا سرتمرین. گفتم چشم. رهبری فر ادامه
فکر نمی کنم تیم ملی به جام جهانی برود
و مجبور شدم به بیمارستان بروم. درگذشت هادی نوروزی روی من خیلی تاثیر گذاشت و باعث شد تا من به بیمارستان بروم. خدا به خانواده اش صبر بدهد. این شتری است که در خانه همه می خوابد و کاری هم از دست کسی بر نمی آید. پیشکسوت باشگاه پر سپولیس درباره اقداماتی که برای هادی نوروزی صورت گرفت نیز، توضیح داد: من مخالف برگزاری بازی یادبود برای هر پیشکسوتی هستم. یک بازی را برگزار کردند، مگر چقدر پول در این
ای شمر مرا میکُشی؛ با اینکه میدانی پدرم حیدر است
نورانی تر از او ندیده ام. نور چهره ملکوتی و زیبایی او، مرا از اندیشه شهادتش باز داشته بود. امام حسین ( علیه السلام) در آن حال که در گودی قتلگاه افتاده بود، آب خواست. شخصی گفت: آب ننوشی، تا به دوزخ درآیی و از آب جوشان آن بنوشی! امام فرمود: وای بر تو! من به دوزخ در نیایم و از حمیم آن ننوشم. بلکه بر جدم رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، وارد می شوم و در خانه او در منزلت صدق، نزد خداوند مقتدر جای می گیرم و
اشک حسینی را برای کفنم نگه می دارم
بگشا و زینب را به بر گیر، مگر لطفی تو با خواهر نداری؟ این ذاکر اهل بیت (ع) در مورد فراموش شدن سبک های قدیمی گفت: دلیل فراموش شدن سبک های قدیمی این است که آن شور و حال گذشته وجود ندارد، من بارها به جوانان در این چند سال عرض کرده ام که استاد ببینید و مقابلش زانو بزنید، البته اول ببینید استادتان متدین است؟ اهل نماز شب خواندن است؟ نسبت به امام حسین (ع) ارادت خاص دارد؟ وقتی نام امام حسین (ع
فرزانه توسلی: الگویم عابدزاده بود
به بازی آقای عابدزاده داشتم و یکی از دلایلی که به سمت دروازه بانی کشیده شدم، ایشان بودند چون آن زمان ها بازی هم می کردند. از سال 79 که فوتسال بانوان درست شد، من هم شروع کردم و از سال 82 هم عضو تی ملی بودم. به فوتبال علاقه نداشتید که بخواهید آن را ادامه بدهید؟ - خیلی بعد از آن موقع که من وارد فوتسال شدم، فوتبال خانم ها آمد و ما هم چون قبل از آن در فوتسال مشغول بودیم به همین
پلیسی که راز تنها بودنش را بر ملا نمی کند
گرفته تا گندمزار و باغ و گل و گیاه و قالی و هنر و... همه در یک چرخ دوّاری قرار می گیرند که شوق زیستن را به تو می دهند. هر کس به اندازه سهم خودش. من هم تا کاری را دوست نداشته باشم و پاسخ باورهایم را ندهد، تردید نکنید که انجام نخواهم داد. حالا دیگر مدت هاست که این سفر را آغاز کرده ام و در میانه راه هستم. دلخوشی های ظاهری مثل نیاز نام و نان و شهرت را پشت سر گذاشته ام... چه شده
بازیگری که دوست دارد نقش"آقا محمدخان قاجار" را بازی کند
سال 67 کار کردیم به نام "شاخه های بید" و بعد از آنجا آشنایی ما بیشتر شد و مدتی بعد به من گفت که در حال نگارش متن یک سریال است که یکی از شخصیت هایش را برای من نوشته وگفت: می آیی کار کنی و من هم به ایشان گفتم که من کارمند اداره فرهنگ و ارشاد استان فارس هستم اگر برسم چشم حتماً می آیم. پاک نیت افزود: احمدجو گفت متن را برایت می فرستم وقتی فرستاد و من خواندم آنقدر این متن گیرایی داشت و کار
کابوس طارمی !
ایفا می کند. با این وجود آنچه این روزها نام مهدی طارمی را به بحث اول محافل فوتبالی تبدیل کرده، چیز کاملا متفاوتی است. جمعه همین هفته در حالی هشتاد و یکمین دربی تهران برگزار خواهد شد که پرسپولیس سه بازیکن در آستانه محرومیت دارد؛ کمل کامیابی نیا، علی علیپور و مهدی طارمی. در این میان طبیعی است که بیشتر نگرانی ها مربوط به همین نفر سوم باشد. طارمی که این روزها در اوج دوران آمادگی به سر می برد، در هر دو
نیکی مظفری: از بچگی خوش لباس بودم
لباس ها برایم جالب بود و دوست داشتم خودم رنگ لباس هایم را انتخاب کنم. پدر و مادرم همیشه برای انتخاب هایم احترام قائل بودند و انتخاب را به عهده خودم می گذاشتند. البته گاهی پیش می آمد در آن سن کم یکسری لباس ها را انتخاب می کردم که بعد متوجه می شدم خیلی درخور موقعیت من نبود؛ به همین خاطر در آن لحظه از طرف پدر و مادرم راهنمایی می شدم. بچه خلاق خانواده بچه که بودم پیش می آمد مثلا از
ما فرزندان حسینیم و هرگز تن به ذلت نمی دهیم
گفت: درباره لبنان نیز می گویم منتظر تحولات لبنان نباشید . من بارها و بارها به مسئولان و مقامات لبنانی گوشزد کرده بودم که برای حل مشکلات لبنان به تحولات منطقه چشم ندوزند باید همه گروههای سیاسی با هم تفاهم و مذاکره کنند نباید به لج بازی ها ادامه داده شود نباید منتظر حمایت فلان رهبر و فلان گروه از دسته ای به خصوص در لبنان باشید در لبنان هیچ جایگزینی به جای میز مذاکرات نیست در طول دو سال گذشته که
سفر 31 روزه دور ایران برای سلفی گرفتن
مدام برای او خرج می تراشد و او مجبور است تمام درآمد خود را صرف به ثمر رسیدن این مستند کند. *خودم پیراهنم را طراحی کردم مارکوپولوی ایرانی قبل از سفر، فکر همه چیز را می کند. اول از همه یک تلفن همراه گرانقیمت می خرد که به قول خودش با آن می توان بهترین سلفی ها را گرفت. بعد از موبایل نوبت به لباس می رسد. لباسم را خودم با کمک دوستانم طراحی کردم و چون به این بیت از فردوسی علاقه
کربلا، اثبات وابستگی جان آدمی با خداست+فایل صوتی
می کنم اثبات نکنید، زیرا ما جلوتر از شما می بینیم. چرا زحمت کشیده اید؟ چرا این ھمه ارزش های مغزی کلان و گران قیمت را صرف این ها کرده اید؟ اول به من(انسان) بگویید حیات چیست ، سپس بگویید که آیا ھدف دارد یا ندارد! و اگر حیات واقعا مطرح شود، شما خواھید گفت: ھدف این جا بوده است. سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد/آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد گوھری کز صدف کون و مکان بیرون بود/طلب
اروپا در حال ساختن تاریخ است/ بلد نیستیم با خودمان شوخی کنیم
آن می گویند تو هم برای خودت دردسر درست کردی و برای هر کارت یک اسکلت داری! یعنی یک راز و یک مشکل داری. این رمان به مرور در مطبوعات چاپ شده و روحی از طنز با خود دارد . 20 سال پیش از کلیما پرسیدم شما بعد از انقلاب تان چه کار می کنید؟ گفت فکر می کنی دیگر بلد نیستم بنویسم؟ گفتم نه منظورم این نبود. می خواهم بپرسم چه می خواهید بنویسید؟ دیگر کمونیست ها رفته اند و موضوعی برای نوشتن نمانده است. و
گفتگو با هوشنگ مرادی کرمانی درباره خوشبختی
نمی توانستم انجام بدهم. حتی اگر راننده تاکسی هم می شدم باز هم قصه تعریف می کردم. در مورد موضوع قصه ها چطور؟ آیا خودتان تصمیم می گیرید که جنسی از زندگی باشند؟ اینکه انگار فلسفه ای با خود همراه داشته باشند؟ یا اینکه... من نه معلم اخلاق هستم و نه فیلسوف. اینها در خود داستان ها هستند و باید کشف شوند. به نظرم همه داستان ها فلسفه ای درون خودشان دارند، حتی داستان شنگول و منگول
عباس غزالی ازدواج کرد +خصوصیات همسر این تازه داماد!
فیلم به نظرم اثری آبرومندانه و خوشایند بود. بخشی دیگر از رضایتم برمی گردد به زمان پخش کار در جشنواره که در اختتامیه آن نام من هم در فهرست کاندیداهای نقش مکمل وجود داشت. این مساله هم رضایت مرا از بازی در این فیلم تکمیل کرد. فیلم را هم که در جشنواره در کنار مردم دیدم متوجه شدم مورد رضایت آنها بود و اینها در کنار هم باعث شده تا بگویم بله از اعترافات ذهن خطرناک من راضی هستم. نقد از سر حُب و
نسبت نامیرا با حوادث 88/ رمان مرزبندی ها را ترسیم کرده است
کشف کند . * نامیرا پس از انتشار با واکنش های سیاسی زیادی در سال 88 روبرو شد و بسیاری داستان آن را با حوادث آن سال مرتبط دانستند و حتی نقل قولی هم از مقام معظم رهبری در این زمینه منتشر شد که اگر می خواهید حوادث این روزها را خوب درک کنید این رمان را بخوانید. خود شما چه بازخوردی از نگاه سیاسی به رمانتان داشتید؟ اول از همه باید بگویم که حرکت امام حسین(ع) از اساس یک حرکت سیاسی بود
پسران بد در فوتبال ایران
کرد. این پایان کار نبود و در دیدار بزرگداشت ایرج دانایی فر که در سال 58 برگزار شد، نتیجه این دو تیم تا دقیقه 75 یک بر یک مساوی بود و به دلیل هجوم هواداران به زمین این دیدار نیمه تمام ماند و مانند دو شهرآورد قبلی، استقلال سه بر صفر برنده اعلام شد. در دیدار نیمه نهایی لیگ آزادگان که 30 دی 1373 برگزار شد دیدار این دو تیم با حساب 2 بر 2 در جریان بود و ناگهان هواداران سرخ پوش به
زندگی خصوصی مهدی رحمتی، بانو و پسران
نخستین بار پدر شدم واقعا حس خوب و درعین حال عجیبی داشتم، ولی تا زمانی که علی (فرزند اولم) مرا بابا صدا نکرد، چیزی متوجه نشده بودم. بعد از آن بود که متوجه شدم پدر شدن چه حسی دارد. وقتی عطا (دومین پسرم) به دنیا آمد، خیلی بیشتر از قبل این حس پدر بودن را درک می کردم، چون علی بزرگتر شده بود و من به آن احساس عادت کرده بودم. دوستی پدر با فرزندان تربیت علی و عطا بیشتر به عهده همسرم
کودک 5 ساله، قربانی جنایت مرد شیشه ای
او را نیافتند. آنها ناامید از یافتن پسرشان با حضور در پلیس آگاهی ناپدید شدن پسر کوچولو را گزارش دادند. ماموران با آخرین تصویری که از پسر خردسال به دست آورده بودند، جستجو برای یافتن وی را آغاز کردند، اما هیچ سرنخی به دست نیامد. روز بعد ماموران تصمیم گرفتند با کمک خانواده کودک و تعدادی از اهالی، جستجو ها ر ا در بیابان های اطراف شهر ادامه دهند که پس از ساعاتی جسد پسر بچه در حالی که به طرز دلخراشی به
خاکسترنشینانی در انتظار مرگ یا معجزه ای برای ادامه زندگی
آن است که افراد آسیب دیده به کمک های مردمی نیاز دارند و این کمک تنها تامین یک وعده غذا نیست. برخی نیاز به کمک روحی و حمایت دارند. خود من بعد از 6 سال پاکی هنوز توسط جامعه پذیرفته نشده ام و هنوز برای کار کردن مشکل دارم واگر کار کوچکی در یکی از سمن ها به من داده نمی شد، حتما یکی از سکس ورکرهای خیابان بودم. من و امثال من هم نیاز به کار و امرار معاش داریم مثل همه مردم. بانو با غم می گوید
مگر جلسه امام حسین(ع) را نفری حساب می کنند؟
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به ایکنا ، محمود کریمی فاضل یکی دیگر از پیرغلامان حسینی است که همچون دیگر پیران این راه ارزش فعالیت در دستگاه امام حسین (ع) را فراتر از هر رقم و عددی می داند، او در معرفی خود گفت: متولد 1334 تهران هستم، مداحی را از کودکی آغاز کردم، در دوران کودکی ابتدا اذان می گفتم بعد کم کم دعا را شروع کردم، از شش سالگی شعرخوانی می کردم و به مرور با مداحی آشنا شدم و تا الان که
عاشورا؛ نقطه ای وحدت بخش در جهان اسلام
شما به زودی او را خواهند کشت. آیا می خواهی خاک سرزمینی را که در آنجا کشته می شود به تو نشان بدهم و آن را ببینی؟ گفت: بلی. پس جبرئیل بال هایش را گشود و زمین کربلا را نشان داد... پیامبر از آن حالت بیرون آمد و در دستش خاک سرخ بود...[1] ابن سعد، از مورخان و رجال شناسان معروف اهل سنت، نقل می کند: علی (ع) در یکی از سفرهایش از کربلا عبور می کرد و عازم صفین بود و هنگامی که در مقابل قریه ی
اینجا بن بید، آخر دنیا+عکس
یادداشت و قلمم رو به دست گرفته و وارد شدم. - خسته نباشید، من از سازمان ... مزاحم شما شدم. اگر اجازه دهید چند دقیقه وقتتون رو بگیرم؟ - بله.خوش آمدید. بفرمایید من در خدمت شما هستم. به پای درد و دل مدیر مدرسه نشستم که به همراه یک معلم دیگه مدرسه را اداره می کردند. سوال و جواب ها شروع شد. از همان نوع مسابقه بیست سوالی که قبلش با راننده داشتم؛ - مشکلات شما