جنایتی با 2 قربانی - سلامت نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
همه قبیله من عالمان دین بودند/ از کودکی طعم فقر را چشیدم/ از نفسِ دانیالِ نبی(ع) قادر به تعبیر خواب هستم
شما ها دختر بودید. به خصوص خیلی امیدوار بودند که من که دیگر فرزند چهارم بودم دختر باشم که نشد... ما هشت برادر بودیم و طبیعتا یک خانواده بسیار بسیار شلوغی داشتیم و پسر بودن ما هم به این شلوغی می افزود، در حالی که در آمد خانواده اندک بود... یعنی همان حقوق معلمی؟ بله، در آمد ما همان حقوق پدرم بود که یک معلم ساده بود و مادرم هم خانه دار بود. پس طبیعتا زندگی ما زندگی مشکل و سختی
فروش غیبت سربازی برای تامین بودجه است/ در این طرح از عدالت خبری نیست
حضور در پادگان مشکل است. من و شما در زمان جنگ چند سالمان بود؟ من سال 65 در حالی که 3 فرزند داشتم در شلمچه مجروح شدم. امیرآبادی در پاسخ اظهار داشت: این نظر بنده نیست. نظراتی است که در کمیسیون آموزش طرح شد. می گفتند با توجه به سن شان و آمادگی جسمانی فعلی شان امکان حضور در پادگان برایشان سخت است. بحث دیگر این بود که این افراد امروز متاهل و دارای خانواده هستند. به هر حال دو میلیون نفر در
طنز؛ هتل های لوکس حیوانات در ایران
/> از بعدازظهر روز اولی که از یک موسسه ی خیریه آمدند دم خانه که می خواهیم، جویی را ببریم تا روزی که مرا دوباره برگرداندند به اینجا. همه چیز انگار توی خواب بود. یادم است آقای و خانوم جمالزاده، که من بهشان می گویم بابا و مامان، دم در بودند. بابا گفت بعد این همه مدت نگهداری از این سگ مصب و حرص و جوش خوردن و بزرگ کردنش، حالا به جای این که مارو ببرن هتل پنج ستاره، اینو می برین؟ انصافه؟ آقا
معیار حذف یارانه پردرآمدها
مرتبه اول که دولت درخواست کرد کسانی که می توانند یارانه نگیرند، انصراف بدهند با توجه به این موضوع افرادی ازجمله خود من که استاد دانشگاه اما جزو بی پول ها هستم و حقوق زیادی دریافت نمی کنم، داوطلبانه خواستار حذف نام خود از لیست یارانه بگیران شدم. من اعلام کردم که احتیاجی به یارانه ندارم. بنابراین آن عده ای که پولدار بودند یک عده از آنها که واقعا آدم های درستی هستند آن زمان داوطلبانه یارانه خود را حذف کردند.
فریب مادران برای تجاوز به فرزندانشان/ صحبت های دختر بچه بی گناه از جنایت های هیولا + تصاویر
آزاد پرسه می زند. " کری" در بازگویی رنجی که او سالها پیش به دست این مرد شیطان صفت متحمل شده است ، می گوید : "من حدودا 6 ساله بودم . زمانی که با او تلویزیون تماشا می کردم بعد از مدتی او عمل بی شرمانه خود را بر روی من انجام داد و مرا تهدید کرد که اگر چیزی به کسی بگویم کل خانواده ام را می کشد.وقتی که این تجاوز ها شروع شد من خیلی بچه سال بودم و چیز زیادی متوجه نمیشدم.همینطور که بزرگتر شدم
اولیای دم، زن همسرکش را بخشیدند
پلیس چندروز بعد باخبر شد، جسد مردی در دره ای اطراف چالوس پیدا شده است. این جسد مجهول الهویه بود، اما مشخصاتی که لاله از شوهرش داده بود با مشخصات جنازه مطابقت داشت. زمانی که از لاله خواسته شد برای شناسایی متوفی به پزشکی قانونی برود او مدعی شد جنازه متعلق به شوهرش نیست. هرچند جسد به عنوان مجهول الهویه دفن شد، آثار برجای مانده در صحنه جرم، ا
تفریحات تهرانی ها در 100 سال پیش
یابوها بودند. همه چهارپایان چه کوچک و چه بزرگ برای مسابقه و تفریح به پالان هایی ظریف از جنس مخمل با افسارهایی مزین به نقره، گل میخ نقره و با زنگوله های فراوان آرایش شده بودند. همچنین دست، پا و دم آنها را حنا می بستند و سم هایشان را به رنگ سیاه درمی آوردند و از پیشانی بند و مگس پران (رشته چرمی که برای رفع مگس جلو صورت چهارپایان آویخته) برای زینت بخشیدن به این حیوانات استفاده می کردند. خر
قتل پر ابهام یک زن و عروس و نوه اش در شمال تهران
سر و صدایی به وجود نیاید و از سوی دیگر مشخص شد که برای تردد آسان نوه خانواده در خانه مادربزرگ همیشه نیمه باز بوده و روی قفل در خانه عروس نیز همیشه کلید قرار داشت تا علیرضا مشکلی در این تردد نداشته باشد. هیچ کدام از همسایه های این قربانیان صدای درگیری نشنیده بودند که همه این یافته ها دو فرضیه را پیش روی کارآگاهان قرار داد. فرضیه نخست کارآگاهان در نخستین فرضیه بر این
صداهای ضبط شده خبر فوت افراد مشهور (3)
بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند. هنگامی که هیتلر 3 ساله بود خانواده او به ایالت باواریا در جنوب آلمان مهاجرت کردند. درسال 1894 خانواده هیتلر به نزدیکی شهر لینز مهاجرت کردند و تا زمان بازنشستگی پدر هیتلر در آنجا ماندند، در این دوره هیتلر به عنوان کودکی خستگی ناپذیر به بازی و درس در مدرسه ای نزدیک به خانه مشغول بود. برادر او
8 میلیاردر سرشناس ایرانی را بشناسید!
گردش پربرکت سهم دارد. غول بازار مبل محله و خانه قدیمیاش در مهرآباد جنوبی، 20 متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقاً روبه روی مسجد امام جعفر صادق (ع) بود اما حالا دیگر آنجا نیست و در شمال شهر تهران باید سراغش را گرفت. خودش وبرادرانش که اکنون صاحبان و مالکان اصلی یافت آباد هستند. البته میگویند بخش کوچکی از اموال و داراییهای علی انصاری، بخش زیادی از زمینهای یافت آباد است که الان بازار مبل
آنجا که محدودیت ها برابر اراده آدمی سر تسلیم فرود می آورد + عکس
بیان اینکه تک فرزند است و در خانواده فرد دیگری در زمینه قرآن فعالیت خاصی ندارد، در مورد وضعیت بینایی خود گفت: از زمان تولد نابینایی مطلق داشتم که این وضعیت من ارثی است چون پدرم هم نابینا هستند، تا حدود 9 سالگی چشم چپم بسیار کم نور، سایه و تا حدودی رنگ ها را تشخیص می داد، اما در سال سوم ابتدایی بر اثر ضربه ای که به چشمم وارد شد، کاملا از این چشم نابینا شدم. صباغبان که از همان آغاز تحصیل
نقش امام را در وجود آقا در مقاطع حساس می بینیم
شد و طبعاً تکلیف هم، امر الهی است. نهایتاً کشور از نعمات آن برخوردار گشت. فصلی از خاطرات شما از حضرت آقا، به سال های بعد از شهادتِ پدربزرگوارتان برمی گردد که آقا هر سال به مشهد می آمدند و تفقد خاصی، نسبت به خانواده شهید بزرگوار داشتند. از خاطرات شخصی تان در این باره بفرمایید؟ همانطور که عرض کردم، قبل از انقلاب من کوچک بودم. رفت و آمدهای آقا وسایر دوستان به خانه ما وجود داشت
رونمایی از نقشه های شوم فرهنگ غریبه غرب
تصمیم گرفتند همزمان با ورود بازی های رایانه ای به جمع جوانان پای کودکان و آموزه های غیراخلاقی برای آنها را هم به عرصه بازی باز کنند. بچه های ما با رشد در خانواده هایمان ناخودآگاه می آموزند که بسیاری از رفتارهای غربی در فرهنگ ایرانی و اسلامی جایی ندارد. این نوع آموزش و تربیت تا همین چند سال پیش یکی از محکم ترین سدهای مقابله با تهاجم های فرهنگی در خانواده ها بود. بگذارید یک مثال بزنم
قربانیان جدایی
بعد از مدتی کش وقوس سرانجام مهر طلاق روی شناسنامه ها می خورد و خلاص. خلاص؟ نه. شاید پدر و مادر از دست هم خلاص شوند اما برای فرزندان این تازه اول ماجرا است. آنان حالا یک عنوان تازه دارند: فرزندان طلاق و مساله همین جا است. کارشناسان و روانشناسان، فرزندان طلاق را به سه گروه سنیِ از تولد تا سه سالگی، از سه سالگی تا 13 سالگی و از 13 سالگی تا 18 سالگی تقسیم می کنند. افزون بر سن، آثار طلاق و
از ستیز با فتنه تا نبرد با داعش
مالی مناسبی نداشتیم اما همه تلاش پدر بچه ها این بود رزقی که به خانه می آورد حلال باشد زیرا اعتقاد داشت رزق حلال روی عاقبت بچه ها تأثیر می گذارد. می گفت: تربیت بچه ها باید اهل بیتی باشد. من مادر پنج فرزند دو دختر و سه پسر هستم. همسرم سر سال خمسی مان که می شد به من می گفت حساب کتاب کن چه در خانه داریم تا خمسش را بدهیم. رد مظالم می داد و به این امور اعتقاد زیادی داشت. کارگری و رانندگی و در آخر هم
غربزدگی حزب الهی
آغاز و بیان کرد، چند سال پیش برای یادواره شهیدی به برازجان بوشهر رفتم و در آنجا با تعدادی جوان بسیجی که مشغول کارفرهنگی بودند مواجه شدم، آنها کار فرهنگی خود را دانلود کلیپ های شیطان شناسی و مسلط شدن بر مبحث شیطان پرستی و فرقه های آن بیان کردند. از آنها پرسیدم که شما فردی به نام نادر مهدوی و بیژن گرد را می شناسید؟ پاسخ آنها خیر بود و من شروع کردم به معرفی این دو نفر و گفتم اینها از بچه های برازجان
انگیزه 3 جنایت در تجریش مشخص شد
کرد و برایم چای آورد و همان موقع بود که وسوسه های شیطانی به سراغم آمد و نقشه سیاهی کشیدم. می خواستم نقشه ام را اجرا کنم اما زن جوان شروع به داد و فریاد کرد و می خواست مرا از خانه بیرون کند. من هر چه تلاش کردم نتوانستم او را ساکت کنم و در یک لحظه سیمی به دور گلویش انداختم و او را خفه کردم. دست و پایم را گم کرده بودم و می خواستم زودتر از آنجا فرار کنم اما وقتی از در خارج شدم مادر دوستم
قتل پسر عربده کش در کوچه بید و مجنون
به همراه تعداد دیگری از دوستانش که همگی مست هستند در حال فحاشی هستند. دوباره به خانه برگشتم و نمی دانم که چه کسی به مقتول ضربه زد. تحقیقات میدانی هم نشان داد مقتول و عاملان این حادثه همگی بچه یک محل هستند و از قبل هم برای یکدیگر خط و نشان کشیده اند. بنابراین جسد به دستور قاضی مدیرروستا برای انجام آزمایشات لازم به پزشکی قانونی فرستاده شد و متهم هم برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان ویژه مبارز با قتل پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران پلیس در تلاشند تا دو برادر فراری را که متهم به قتل هستند. دستگیر کنند. اخبار حوادث - جوان ...
ستاره ای که خانه اش تلویزیون ندارد
پرسیدید چون من برای ایفای همه نقش هایم زحمت کشیدم و با بی میلی سراغ آنها نرفتم؛ از نقش پدرسالار گرفته تا شعبون بی مخ و... اگر ممکن است کمی درباره بیماری تان که در این سال ها شما را گرفتار کرده است، صحبت کنیم. - حدود 3 سال پیش مردادماه بود که یک شب از خواب بیدار شدم و حال خوبی نداشتم. احساس کردم سرم گیج می رود. می خواستم از تختم پایین بیایم که یک مرتبه از روی تخت افتادم و پایم از چند
اسرار زمان مجردی خودمان را به نامزدمان بگوییم یا نه؟
تغییر می کند قبل از جلسات خواستگاری و ایجاد زحمات و مشکلات متوجه شود. 2 - گاهی ازدواج تا مراحلی پیش رفته است و بعد به دلایلی انجام نشده و در شناسنامه هم ثبت نشده و عروسی هم انجام نگرفته است در این شرایط لازم نیست قبل از خواستگاری اطلاع دهید ولی در آخر جلسه اول خواستگاری باید برای فرد تشریح کنید. برخی از اسرار را که جز خانواده شما کسی از آن اطلاع ندارد نباید در جلسات اول بیان کنید. شما می
شهادت ومفقودالاثر شدن فرزندان یک مادر
.... تمام هوش و حواسم در عراق بود. اصلاً نمی دانستم چه بلایی سر بچه هایم آمده. چند سال بعد، وقتی برای زیارت به مشهد رفته بودیم چند تا از همکلاسی های فاضله را در حرم دیدم. با دیدنم زدند زیر گریه. آن ها می گفتند از طریق یکی از دوستان شان خبر شهادت حسین و فاضله را شنیده اند، اما از بقیه بچه هایم خبری ندارند. الان 34 سال از آن روزها می گذرد. هروقت که می خواهم راجع به بچه هایم حرف بزنم دلم نمی آید به شهادت شان فکر کنم. با این که عقل و شواهد حاکی از شهادت آن ها و بقیه فرزندان مفقود خانواده های مذهبی و مبارز عراق است، اما همیشه چشمم به راه است بلکه خبری از آن ها بشود. ...
گفتگویی خواندنی با یک ایرانی / زندانی آزاد شده از گوانتانامو
ها افتاد، ندیدند که تهمتی که به من زدند با واقعیت نمی خواند، یا به جای این که بنویسند بی گناه است و واقعیت ندارد، می نویسند به نتیجه ای نرسیدیم! بنابراین پرونده به دست فرد دیگری می افتد. آن فرد هم دوباره می نویسد، به نتیجه ای نرسیدیم. یک سال و نیم بعد از زندانی شدن من اولین جلسه دادگاه برگزار شد. در دادگاه اتهام من این بود که جهاد کرده بودم علیه روس ها. می گفتند در همان جهاد مجروح شدی و
قاتل با لباس نو به محل جنایت بازگشت
داشتم رازم را برملا می کرد به خاطر همین دعوتش را قبول کردم و به خانه اش رفتم. حلیمه تنها بود و از من پذیرایی کرد. لحظاتی بعد اما به من مشکوک شد و تصمیم داشت به خانه مینا برود که از پشت سر با گلدانی به سرش کوبیدم که روی زمین افتاد. برای اینکه از مرگش مطمئن شوم، با چاقو چند ضربه به او زدم که فوت شد. پایان تراژدی خونین با مرگ پسر خردسال بعد از قتل عروس و مادرشوهر، ترس تمام وجودم را
مشهورترین بیوه های سیاه تاریخ
کرد. لیدیا نه تنها همسرش بلکه به شش فرزندخود نیز شکلات سمی خوراند. وقتی همه اعضای خانواده جان سپردند، لیدیا به راحتی توانست پول بیمه عمرشان را به چنگ بیاورد. پس از مرگ خانواده حالا وقت آن بود که لیدیا پول بیشتری به دست آورد، به این ترتیب او با کشاورزی پیر و ثروتمند ازدواج کرد، یک سال پس از ازدواج، کشاورز به دست همسر جوانش مسموم شد و جان باخت. لیدیا در ازدواج های بعدی هم شوهرانش را به
از بازگشت احمدی نژاد به خبرها و جلسات پشت پرده نگرانهای هسته ای تا سوء استفاده داعش از اخبار آخرالزمان و ...
/> گلزن سال های دور پرسپولیس گفت: روز بازی با ملوان انزلی در استادیوم آزادی کنار نوری نشسته بودم و به او گفتم که باید رفاقت و دوستی بین بازیکنان بیشتر شود. فرشاد پیوس که چند روزی درگیر بیماری پدرش بود، حالا خیالش آسوده تر شده و در شرایط بهتری قرار دارد. صحبت های پیوس را در زیر بخوانید: - پرسپولیس به نظرم مشکل روحی و روانی دارد. همه ما پیشکسوتان باید در این شرایط به
گاف یک وزیر در تفویض اختیارات/ کوتاهی در تحویل300هزار واحد مسکن مهر/ سکوت غرب در برابر مسلمان کشی/ شعبان ...
ایران پیش از مذاکرات یک سال و نیم اخیر گفت ...وزیر خارجه خاطره ای تعریف کرد و گفت: من دیشب سعادت داشتم خدمت رهبرمعظم انقلاب شرفیاب شوم. پریروز هم ایشان یک بار دیگر محبت کردند. فرمودند منطقی صحبت کنید... دعوا نکنید.یک بار یکی از دوستان گفته بود بعضی وقت ها که ظریف در جلسه با کری صدایش بالا می رود محافظان سرشان را داخل اتاق می کنند.دفعه بعد که آقا را دیدم گفتند چرا در جلسه داد می زنی؟ همین جوری لبخند
فوتبالیست های که پیک یا راننده آژانس می شوند
تصمیمم جدی بود اما وقتی سوار تاکسی شدم با خودم فکر کردم و گفتم دیگر برنمی گردم و پشت سرم را نمی بینم و تنها رو به جلو نگاه می کنم. استقلال را در فکر و ذهنم کشتم تا شروع دوباره ای داشته باشم. به همین خاطر رفتم داماش و دو سالی آن جا بودم که یک سال آقای گل هم شدم. بعد از داماش کجا رفتی؟ با حسین فرکی صحبت کردم و گفتم می خواهم با تیم بزرگسالان تمرین کنم. به من گفت با نفت قرارداد ببند و
دیگو کاستا: خشن نیستم کمی جنگنده ام!
اسپانیولی به صحبت پرداخت. در فوتبال گذشته نیز بازیکنان زیادی شبیه کاستا بودند. شاید معروف ترین آن ها اریک کانتونا بود که با وجود مهارت بالا در زمین مسابقه، اخلاق بسیار تندی داشت و بارها با بازیکنان حریف درگیر شد. همان ابتدا مشخص بود که کاستا یک فرشته نیست ولی بر خلاف چیزی که همه فکر می کنند یک بچه شرور نیز نیست. * شیوه مربی گری ژوزه مورینیو را زمانی که در چلسی بازی کرده ای با
ایران از لنز چشم آبی ها!
بروم. میانه بازار دوباره گیج شدم مانده بودم به راست بپیچم یا چپ که دوباره موسوی پیدایش شد. وسط خیابان بود. من را که دید، لابد بعد از دیدن قیافه گیجم، دوید سمت و داد زد: آی لاو یو (دوستت دارم). بعد هم دستش را حلقه کرد و گذاشت روی قلبش. پس انگلیسی می دانست! چه اشتباهی کرده بودم! مردمی عاشق توریست مقصد بعدی، اصفهان بود. سوار اتوبوس شدم و راه افتادم. مسیرمان از وسط کویر می گذشت
روزهایی که با حنا و آنشرلی و پینوکیو گذشت
چقدر دل ما گاهی می دود و روزگار رفته را تند تند ورق می زند و خودش را با هر تلنگری به آغوش کودکی ها و نوجوانی هایمان پرتاب می کند . سرخوشانه می رود و در ما هوای آن زمان هایی را به پا می کند که در دامان روزها و شب هایی روشن و عاشقانه ، می آموختیم و سن مان بالاتر می رفت و چه خوب به رویاها و اتفاقات و دوست داشتنی هایمان جان دوباره می دهد . به همان سالهایی می رود که دست و رو شسته